|
|
||
هنرفر، لطفالله. "پيربكران و اشترجان". دوره 12، ش138 (فروردين53): 2-15، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: معماري ايلخاني: موقعيت جغرافيائي لنجان، معماري و تزئينات آرامگاه پيربكران، بخشهاي سهگانهبنا، كتيبهها و گچبريها، صحن، محراب، كاشيكاري بقعه مزبور ـ معماري و تزئينات آرامگاه محمدبنبكران ـ آثار كهن يهوديان در پيربكران ـ ويژگيهاي معماري و تزئيناتي مسجد جامع اشترجان، شرحي درباره منارههاي بنا و كتيبههاي آن. |
|
|
پير بكران و اشترجان
لطف الله هنرفر دكتر در تاريخ سلطان
محمد خدابنده (اولجايتو) كه از سال 703 تا 716
هجري قمري بر تخت ايلخانان تكيه زد تحت
تعاليم علامه جمال الدين حسن بن مطّهر
حلّي بمذهب شيعه تمايل پيدا كرد و در دورهُ
او كتيبه محراب عالي گچبري مسجد را بنام
ائمه اطهار زينت دادند . از
دوره اولجايتو در اصفهان آثاري باشكوه
برجاي مانده و از آنجمله است دو اثر تاريجي
در لنجان [i]اصفهان
بنام پيربكران و اشترگان كه امروزه
اشترجان گفته ميشود. بقعه پير
بكران در سي كيلومتري جنوب غربي اصفهان در
روستاي پير بكران يك اثر تاريخي و هنري
وجود دارد كه نمونه عالي آثار هنري قرن
هشتم ايران بشمار ميرود، در اوايل سلطنت
اولجايتو در اين محل مردي عارف و زاهد بنام
محمدبن بكران وفات كرده و در محل فعلي بقعه
كه احتمالاً محل تدريس او هم بوده بخاك
سپرده شده است و آرامگاه او را از لحاظ
تجليل مقام علمي و مذهبي او با انواع گچبري
و كاشيكاري متداول آن دوره تزيين كرده اند. |
|
انتهاي كتبيه گچبري در داخل بقعه پير بكران، عمل محمد شاه نقاش |
كتبيه تاريخي گچبري شده در داخل بقعه پيربكران |
نماي داخلي بقعه پير بكران در اصفهان |
نماي خارجي ضلع شرقي بقعه پير بكران |
|
بناي
مزبور شامل سه قسمت است : اول رواق بقعه كه
از كوچه مجاور آن به صحن بقعه منتهي ميشود.
دوم صحن بقعه كه داراي سقف بلندي است و در
اطراف آن ايوانچهها و غلام گردشهائي
واقع شده و ديوارهاي هر چهار جانب آن و نيز
پوشش طاق ايوان با خطوط كوفي و بنائي و شاخ
و برگ و گل و بوته
اي گچ بري شده تزيين شده است. سوم آرامگاه
پير بكران كه در ضلع شمالي بقعه و متصل به
اطاق محفوظي كه ظاهراً محل تدريس و رياضت
محمد بن بكران بوده قرار دارد و اطراف و
جوانب آن با گچ بري تزيين شده است. كتبيه
گچ بري سردر ورودي رواق و تزيينات گچ بري
آن بمناسبت آنكه در معرض تأثير عوامل جوي
قرار داشته است آسيب زياد ديده ولي رواق آن
كه سردر خارجي بقعه را به مدخل صحن آن
اتصال ميدهد داراي گچ بريهاي جالب است . كتبيه
سردر صحن بقعه كه بخط ثلث بر زمينه گل و برگ
گچبري شده است بشرح زير ميباشد: «هذه
العماره المباركه الشيخ المشايخ المسلمين
محمدبن بكران في ثلث و سبعمائه ». صحن
بقعه پير بكران محوطه محصور و مسقف كوچكي
است كه از سه جانب شرقي و غربي و شمال مسدود
ميباشد و فقط از قسمت فوقاني جانب جنوبي كه
محراب عالي گج بري آن در اين قسمت واقع است
با خارج ارتباط پيدا ميكند و از همين
قسمت باز اين جبهه است كه عوامل جوي به
داخل بقعه نفوذ كرده و آسيبهائي وارد
آورده است . |
|
و
اين ترتيب ذكر نام خلفا و ائمه اطهار شيعه
در ساير آثار دوران اولجايتو نيز مشاهده
ميشود. در
پائين جرز شرقي تخته سنگي وجود دارد كه
بحال طبيعي در اين محل باقبي مانده و در
داخل آن يك فرورفتگي به شكل پا مشاهده
ميشود كه عامه مردم آنرا جاي پاي دلدل و
بعضي هم جاي پاي اسب الياس ميدانند.[i] بين
دو جرز ضلع شرقي بقعه در يك طاق نما يا
ايوان كوچك به خط كوفي عبارات زير گچبري
شده است : «
بسم الله الرحمن الرحيم . سبحان الحّي
الباقي » و
بر جانب جنوبي اين طاقنما بخط ثلث كتبيه
زير مورخ بسال 712 هجري گچبري شده است : «
هذه الصفة المباركة الشيخ امشايخ
المسلمين قدوه ارباب المحققين محمدبن
بكران قدّس الله روح العزيز سنة اثني عشر و
سبعمائه.» در
ضلع جنوبي صحن مسقف بقعه پير بكران محراب
بزرگي گچبري شده است كه با تزئينات گل و
بوته و شاخ و برگ و خطوط كوفي و ثلث مشتمل
بر آيه الكرسي و آياتي از سوره مباركه دهر
آرايشهاي گچبري اين ضلع بقعه را تشكيل ميدهد. آرامگاه
محمدبن بكران در
ضلع شمالي صحن بقعه، مقبره محمدبن بكران
واقع شده كه بوسيله مدخلي به داخل بقعه
مربوط ميشود، داخل و خارج آرامگاه با
تزيينات و كاشيكاري و گچبري مزين شده است و
در قسمت فوقاني آرامگاه ايوان ديگري كه
قسمتي از طبقه دوم اين ساختمان را تشكيل ميدهد
و رابط بين دو غلام گردش طرفين آن است واقع
شده است، ديوار حد فاصل آرامگاه و صحن بقعه
مشبك است و در اطراف اين ديوار مشبك كتبيههائي
به خط كوفي و ثلث نوشته شده كه شامل سوره
فاتحه و آياتي از سوره (يس) و آيه الكرسي و
صلوات بر دوازده امام (ع) است و در ذيل آنها
كتبيه تاريخي سنگ آرامگاه مورخ بسال 703
هجري قمري و مشتمل بر نام استاد سازنده آن
سراج بشرح ذيل قرائت ميشود: هذه
الروض المقدسه المباركه لشيخ المشايخ و
قدومه ارباب المحققين محي معالم الشريعه
معظم معالم الطريقه كاشف اسرار الحقيقه
حجة الحق علي الخلق هادي الخلق الي الحق
العارف باسرار الربوبيه الواقف بآثار
الالواهيه محمدين بكران جعلها الله روضه
من رياض الجنّته في ليلة اثلثا عاشر شهر
ربيع الاول سنة ثلث و سبعمائه عمل سراج » . بر
جانب شرقي سنگ مزار محمدبن بكران كتيبه
زير قرائت ميشود: |
|
«
هذه الروضه المقدسه الشيخ المشايخ
المسلمين قدومه ارباب المحققين محي معالم
اشريعة كاشف اسرار الحقيقة واقف بآثار
الالوهيه حجه الحق علي الخلق محمدبن بكران
نورالله قبره في سنة ثلث و سبعمائه » . آرامگاه
محمدبن بكران بوسيله مدخل كوتاهي كه بحال
خميده بايد از آن گذشت و در ضلع شمالي اطاق
آرامگاه قرار دارد و به اطاق تاريكي اتصال
مييابد كه طاق آن مخروطي شكل است و بر
ديوار جنوبي و اطراف طاق آن بخط كوفي و ثلث
كتيبههائي مشتمل بر سوره (اخلاص) و آياتي
از قرآن گچبري شده است . [ii] آثار
كهن يهودي در پير بكران سكونت
قوم يهود در اصفهان سابقهاي بس قديمي
دارد. در قرن چهارم هجري شهر اصفهان به دو
بخش بزرگ بنام جي و يهوديه تقسيم ميشده و
يهوديه از آن جهت به قسمت بزرگ قديمي شهر
اطلاق ميشده كه قديميترين مركز يهودي
نشين اصفهان در اين قسمت قرار داشته است.
نويسندگان قديم از آنجمله مقدسي صاحب كتاب
احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم درباره
يهوديه اصفهان مطالبي نوشتهاند، مقدسي
مينويسد : |
||||
آرايشهاي گچبري و كاشيكاري در غرفه فوقاني داخل بقعه پير بكران |
آرامگاه محمدبن بكران در ضلع شمالي داخل بقعه |
|
يهوديه
از لحاظ وسعت دو برابر جي بود و باين جهت
يهوديه نام داشت كه در زمان بخت النصر(605 تا
562 ق م) يهوديان را از بابل كوچ داده و در
اين مكان ساكن كرده بودند، يهوديه از حيث
وسعت با همدان همسري ميكند و بلكه
بزرگترين شهرهاي ايالت جبال است، البته
ري را ميتوان از اين حكم مستثتي كرد،
اصفهان يك مركز تجاري بوده و از آنجا پارچههاي
ابريشمي و پارچههاي نخي به مقادير زياد
صادر ميكردند، زعفران و اقسام ميوهجات
در نواحي آن كه وسيعترين و پرآبترين
نقطه ايالت جبال بود بعمل ميآمد، مقدسي
گويد چون بخت النصر يهوديان را از بيت
المقدس كوچانيد [i]
يهوديان شهري كه به سرزمين خودشان همانند
باشد غير از اصفهان نيافتند و در آنجا فرود
آمدند و بعضي هم گفته اند كه شوشاندخت (سوسن)
همسر يزدگرد اول ساساني (399 –
240 ميلادي) كه خود يهودي بوده اين محل را
براي سكونت يهوديان بنا نهاده است . |
|
آثار
كهن يهودي در قسمتي از روستاي پير بكران
مشاهده ميشود و اين آثار شامل بقعهها و
سنگهاي قديمي قبور يهوديان است كه از
زماني بسيار قديم در اين محل مدفون شدهاند،
هم اكنون نيز گورستان عمومي يهوديان
اصفهان همين قبرستان قديمي است و يهوديان
اصفهان اموات خود را براي تدفين از شهر
اصفهان باين محل ميآوردند. در كنيسه
يعقوب پير بكران كه بنام اِسْتْرِ خاتون (سارِح
بِتْ آشِرْ ) نيز شهرت دارد ضمن تجديد
ساختمان سقف كنيسه، سنگ نوشتهاي بطول 95 و
عرض 75 سانتيمتر از زير خاكهاي برهم
انباشته شده كنيسه در سال 1322 –
1323 خورشيدي بدست آمده و اكنون بر ديوار يكي
از طاقنماهاي داخل كنيسه نصب شده است،
كتيبه اين لوح سنگي بخط عبري برجسته مشتمل
بر آياتي از تورية و تاريخ تحرير و نصب آن
از اوايل قرن دوم مسيحي بشرح زير است: «
دروازههاي عدالت را براي من بگشائيد. به
آنها داخل شده خدا را حمد خواهم گفت دروازه
خداوند اينست. عادلان بدان داخل خواهند شد [ii]
و اين سنگ را كه چون ستون برپا كردم بيت
الله شود و آنچه بمن بدهي ده يك آنرا بتو
خواهم داد [iii]
اينك من فرشتهاي پيش روي تو ميفرستم تا
ترا در راه محافظت نموده بدان مكاني كه
مهيا كردهام برساند [iv]
خداوند براي شما جنگ خواهد كرد شما خاموش
باشيد [v]
بتاريخ پنجشنبه بيست و هشتم ماه آب سال 3890
از خلقت آدم [vi]
خداوند اين ماه عزا را (مقصود ماه آب است كه
ماه سوگواري يهوديان ميباشد) بشادي مبدل
نمايد. سلام بر تمام افراد اسرائيل غلام
اين درگاه داود بن يعقوب [vii].» |
|||
|
آثار كهن يهودي در قبرستان قديمي پير بكران |
|
مسجد
جامع اشترجان اشترجان
(اشترگان) نام دهكده اي است كه در حدود 36
كيلومتري جنوب غربي اصفهان واقع شده و از
روستاهاي مشهور لنجان بشمار ميرود. در
قرن هشتم هجري اشترگان بصورت شهري كوجك
بوده و مسجد جامع آن در اواخر سلطنت ايلخان
مسلمان مغول سلطان محمد خدابنده (اولجايتو)
بوسيله خواجه فخرالدين محمدبن محمودبن
علي اشترجاني كه بفحواي كتبيه سردر بزرگ
مسجد ملك الوزراء عنوان داشته بنا گرديده
و از آثار نفيس و جالب استان تاريخي اصفهان
است. |
|
خواجه
فخرالدين محمدبن محمودبن علي اشترجاني از
مستوفيان و منشيان بزرگ زمان سلطان
ابوسعيد بهادر خان ايلخان مسلمان مغول
بوده و مدتها وزارت امير سونج از امراي
مشهور او را داشته است. اين الفوطي در كتاب
مجمع الادب ذكر او را آورده و ميگويد كه در
714 هجري او را در بغداد ديده است و در 717 نيز
به همراهي امير سونج به بغداد آمده و شمس
الدين ارموي او را مدح گفته و از او صلهاي
ساليانه گرفته است. 11 مترجم رساله محاسن اصفهان، حسين بن محمدبن ابي الرضا علوي آوي در ذكر پنجم از كتاب محاسن، لنجان را محل نشو و نماي بزرگان گردنكش و دليران لشكر كش معرفي نموده و از باني مسجد اشترگان بنام : صاحب مغفور سعيد فخرالدوله والدين محمدالاشترجاني طاب ثراه با تجليل تمام نام ميبرد و ميگويد كه در غمخواري زيردستان و دلبستگي باحوال بيچارگان دقيقهاي فروگذار نكرده و خواب خوش برخود حرام كرده و چون مردم لنجان از ظلم وجور حكام اصفهان بدو شكايت ميبردند با موافقت پادشاه وقت ( رأي صواب دان او آن اولي ديد كه در حضرت عرضه داشته و آنرا از نواحي اصفهان مفروز گرداند و اهالي آنرا از آن تغلب و گران باري برهاند ) حكومت لنجان را شخصاً بعهده گرفته همت بر ظبط و اتساق امور مصروف گردانيد و در زمان او عدل و داد جانشين ظلم و جور شد و پس از او دو فرزندش نيز از طريقت پدر پاي بيرون ننهادند. اسامي پسران او نيز چنين ذكر شده است : « ملك اعظم اعدل صاحب اكرم اكمل دستورالوزراء نظام و صلاح ايران علاءالدوله ملك علاءالدين اعلا الله رتبته » و نام ديگري اين طور آمده است : |
||||
سردر باشكوه مسجد جامع اشترجان كه منارههاي آن مانند منار جنبان اصفهان حركت ميكند. |
نمونه عالي تزيينات گچبري در داخل بقعه پير بكران |
|
«
صاحب اعلم افضل ملك معظم اعدل عضدالوزراء
يمين المله و الدين ملك يمين ادام الله يمنه
بمنه.»[i] نام
خلفاي راشدين در تزيينات كاشيكاري سردر
مسجد اشترگان در
داخل مقرنسهاي كاشيكاري سردر مسجد
اشترجان بخط آجري برجسته بر زمينه كاشي
فيروزهاي در اشكال مربع مانند چهار نام (محمد)
در يك شكل مربع و چهار نام (ابوبكر) در مربع
ديگر و چهار نام (عمر) و چهار نام (عثمان) و
چهار نام (علي) نوشته شده است و در داخل يك
شكل مربع ديگر جمله زير خوانده ميشود: «
رضوان الله عليهم اجمعين » در
تزيينات اين سردر در يك شكي چهار ضلعي ديگر
در زير مقرنسها و در جهت مقابل سردر خط
بنائي آجري بر زمينه فيروزهاي اسامي
چهارده معصوم (ع) نيز ذكر شده است . نام
استادان كاشيكار سردر مسجد اشترجان در
قسمت فوقاني در چوبي فعلي مسجد اشترجان بخط
ثلث فيروزهاي پوسته شده بر زمينه آجري آيه
96 و قسمتي از آيه 97 سوره شريفه آل عمران
نوشته شده و در در لوحه كوچك دربالاي اين
كتيبه و در طرفين آن بخط ثلث پوسته شده بر
زمينه كاشي فيروزهاي نام دو استاد بشرح
زير آمده است : «
استاد احمد و حاجي محمد قطاع تبريزي » تاريخ
بناي مسجد در كتبيه گنبد مسجد اشترجان كتيبه
گنبد مسجد اشترجان بخط كوفي برجسته بر
زمينه گچ ساده شامل آيات اول سوره شريفه (فتح)
تا وسط آيه ششم است و تاريخ اين كتيبه در
گوشه سمت راست نوشته شده است : «
و ذلك في اواخر صفر سنه خمس عشر و سبعمائه » .
يك
لوح تاريخي از دوره حكمراني ابوالنصر حسن
بهادر خان در مسجد جامع اشترجان در
چهلستون غربي مسجد اشترجان هيچگونه كتيبهاي
موجود نيست ولي بر يكي از ديوارهاي چهلستون
شرقي مسجد، لوحي از سنگ نصب شده كه بنا بر
مضمون آن شخصي بنام كمال الدين اسماعيل
فرزند ظهير الدين ابراهيم اشترجاني در دوره
سلطنت ابوالنصر بهادرخان (اوزن حسن) بخرج
خود يمين و يسار مسجد جامع اشترجان را تعمير
نموده است. |
|
ابن
بطوطه سياح مشهور مراكشي در سال 727 هجري
مسجد اشترجان را ديده است . ابن
بطوطه جهانگرد معروف قرن هشتم هجري ضمن
مسافرتهاي مشهور خود، به ايران نيز مسافرت
كرده و در سال 727 هجري قمري در شهر اصفهان
بوده است وي در مسافرت خود از ايذه به
اصفهان از اشترگان گذشته است و از اين
دهكده كه در آن موقع شهري بشمار ميرفته
بدينگونه توصيف ميكند: « … پس مسافرت ما در زمين پهناور و پرآبي آغاز شده كه از مضافت شهر اصفهان بشمار ميرود، در اين طريق نخست به شهر اشترگان رسيديم، اشترگان شهري است نيك و پرآب و داراي باغها، مسجد زيبائي نيز دارد كه آبي از وسط آن ميگذرد.»[i] پاورقي
ها : 1-
لنجان : بلوك لنجان از نواحي بسيار
حاصلخيز پربركت اصفهان است كه در جنوب
غربي شهر واقع شده و رودخانه از ميان آن
ميگذرد و بدو قسمت لنجان عليا و لنجان سفلي
تقسيم ميشود . لنجان
سفلي بطول 42 و عرض 30 كليومتر محدود است از
شمال به اصفهان و بلوك ماربين . از مشرق به
شاه كوه و از جنوب به كوه اشتران كه لنجان
سفلي را از لنجان عليا جدا ميكند. زاينده
رود اين قسمت را بدو بخش شرقي و غربي تقسيم
ميكند. قسمت غربي آنرا بلوك اشترجان و
قسمت شرقي را دهستان گرگن مينامند و
زارعين در دو طرف آن بيشههائي احداث كرده
اند كه از منابع اقتصادي اين منطقه است و
بعلاوه زيبائي خاصي به اين دشت پهناور
بخشيده و تفرجگاه عمومي است. كشاورزي عمده
اين ناحيه كشت برنج و در درجه دوم گندم و جو
و صيفي كاري مانند هندوانه ، خربزه و پياز
است ولي باغات ميوه آن بسيار كم و دامداري
نيز بعلت فقدان مراتع طبيعي ضعيف و لبنيات
و فرآوردههاي آن كم است. آثار تاريخي
موجود در لنجان عبارتست از : مسجد اشترجان
از قرن هشتم هجري و پل بابا محمود از دوره
صفويه و بقعه پير بكران از قرن هشتم و
مقبره ساراخاتون زيارتگاه كليميان اصفهان
و قلعه بُزي كه از قلاغ مشهور اسماعيليه
است. « غار قلعه بزي » و
« غار گيلي ميلي » كه چشمه آب و چنار
عظيم الجثه اي دارد و مورد توجه كليميان و
مسلمانان است و قريه سُهْرْ و فيروزان كه
در دوره سلاجقه شهري بزرگ و آباد بوده است .
مركز لنجان سفلي بخش فَلاوَرجْان است كه
پلي تاريخي نيز از عهد صفويه دارد.
مركز لنجان عليا مباركه است و
آباديهاي مهم آن عبارتست از : خولِنْجانْ (خانِ
لِنْجانْ ) ديزيچه –
كَرْكَوَنْدْ – نِكو آباد – وينيجه
–
اُشيانْ – دُرچْه – آدَرْگان
|
||||
محراب گچبري مسجد جامع اشترجان |
كتبيه ثلث و تزيينات كاشيكاري سردر مسجد جامع اشترجان |
|
2-
پروفسور ارنست هرتسفلد Ernest
Herzfeld دركتاب خود موسوم به
تاريخ باستانشناسي ايران درباره محل
مزبور چنين نوشته است : « اينجانب در سال 1923
(1341 هجري قمري ) در لنجان نزديك اصفهان اثر
ديگري از ملكه سوسن پيدا كردم . اسم تازه و
معمولي اين مكان بمناسبت بقعه بزرگ يكنفر
صوفي كه آنجا ميزيسته و در سال 1303 م ( 703
هجري ) در همانجا رحلت نموده پير بكران
ميباشد. لكن اثر مزبور را هنوز بنام (اِسْتِرْ
خاتون) يعني همان اسمي كه در همدان هم
معروف است ميشناسند. بقعه صوفي نامبرده
تقليد و پيروي عالي از طاق كسري است و بركف
آن تخته سنگي وجود دارد كه جاي سم اسبي بر
آن مشهود است و منسوب به اسب الياس پيغمبر
بوده. ميگويند الياس از اين مكان به آسمان
رفته است . گويا اين سنگ در ابتدإ بجاي سنگي
كه در اورشليم وجود دارد نهاده شود و صوفي
مزبور بقعه را كه متعلق به قوم يهود بوده
تصرف نموده است. مزار پير متصل به اطاق
كوچكي است كه سقفش گنبدي و ساختمانش
قديمتر از مقبره است. علي الظاهر پير بكران
در همين اظاق تدريس مينموده و يكي از
شاگردان وي ايوان وسيعي را احداث كرده تا
استادش راحتتر بتواند تدريس نمايد و پير
بكران صفه واقع در جانب شرقي ايوان را براي
جايگاه معمولي خود اختيار نموده است (آثار
ايران جلد اول –
جزوه دوم ترجمه فارسي صفحه 26 و
27). 3
- براي اطلاع بيشتر از كتبيههاي بقعه پير
بكران بكران مراجعه شود به كتاب گنجينه
آثار تاريخي اصفهان تأليف نگارنده. 4-
واقعه تسخير بيت المقدس بوسيله بخت النصر
در سال 587 ق . م صورت گرفته است . 5
–كتاب مزامير –
مزمور 118 آيه 19 و 20 .
6
– سفر پيدايش باب بيست
و هشتم آيه 22 . 7
– سفر خروج باب بيست و
سوم آيه 20 . 8
– سفر خروج باب
چهاردهم آيه 14 . 9
– سال ايراني 1352 كه
سال نگارش اين مقاله است با سال 5733 از
مبداء يهود برابر است. بنابراين اوح سنگي
مذكور درصورتيكه اصالت داشته باشد متعلق
به 1843 سال پيش است و اين خود معرف قدمت
سابقه سكونت يهوديان در شهر اصفهان ميباشد. 10
– متن عربي اين لوح را
آقايا ايزاك ابرسي رئيس سابق دبيرستان
اتحاد اصفهان و شادروان يونس سعديا بفارسي
ترجمه كرده و با آيات توراة تطبيق نمودهاند. 11
– از حواشي مرحوم
اقبال آشتياني بركتاب ترجمه محاسن اصفهان
صفحه 166 . 12
– ذكر پنجم از كتاب
ترجمه محاسن اصفهان چاپ تهران صفحه 68 و 69 . 13
– سفرنامه ابن بطوطه
چاپ تهران صفحه 189 و 190 . (جوي آبي كه ابن
بطوطه از آن نام ميبرد هم اكنون در خارج از
مسجد و جلوي سردر بزرگ شمالي آن (سردر اصلي)
جريان دارد: نگارنده). |