ملاح، حسينعلي. "سرودملي ايران و چگونگي ابداع آن". دوره12، ش138 (فروردين53): 88-90.

 

خلاصه: درباب تاسيس نخستين مدرسة‌ موزيك نظامي،‌ (عيسي، صديق در شماره 155، شهريور54، ص53-54 همين مجله توضيحاتي دربارة اين مقاله داده است).

سرود ملي ايران و چگونگي ابداع آن

حسينعلي مّلاح

درباب تأسيس نخستين مدرسة موزيك نظامي و تربيت نوازندگان و سازندگان موسيقي نظامي سخن دراز است، فقط به اجمال مي‌توان گفت كه :

ناصرالدين شاه قاجار، در نخستين سفر خود به اروپا، مورد احترام مقامات دولتي قرار گرفت و به هنگام ورود او به پاريس « دستة موزيك » با نواختن مارش‌هائي اداي احترام كرد، در مراسم رسمي نيز موسيقي، يكي از عوامل اداي احترام بود. شاه را اين رسم خوش آمد و از مقامات فرانسوي خواست كه شخص يا اشخاصي را مأمور كنند تا ترتيب تأسيس مدرسه‌اي را در ايران براي تربيت افراد موزيك نظامي بدهند.

اين مدرسه زير نظر « مسيولومر Lemaire » فرانسوي ابتدا به صورت كلاسي در مدرسة دارالفنون تأسيس شد و سپس تحت عنوان « مدرسة موزيك » استقلال يافت.

يكي از بهترين شاگردان و همكاران مسيو لومر كه پس از درگذشت وي رياست مدرسه را بعهده گرفت «غلامرضاخان سالار معزز » است – نصرالله خان مين باشيان (نصرالسلطان) فرزند گرانقدر سالار نيز پس از تحصيل در همين مدرسه و انمام دورة كنسرواتوار روسيه بعنوان معاون مدرسة موزيك مشغول به كار شد و بعدها به مقام رياست موزيك نظام منصوب گرديد.

لومر و سالار معزز و نصرالسلطان و برخي از شاگردان خوب مدرسة موزيك مارش‌ها و سرودهائي ميهني ابداع كردند كه در مراسم خاص نواخته مي‌شد، اما تا سال 1312 شمسي سرودي كه جنبة رسمي داشته باشد و بعنوان سرود ملي ايران شناخته شده باشد موجود نبود.

« اواخر سال 1312 شمسي، آتاتورك رئيس كشور تركيه از اعليحضرت رضاشاه كبير دعوت كرده بود كه از آن كشور ديدن فرمايند، ضمن نتظيم برنامة تشريفاتي، اجراي سرود ملي ايران نيز منظور شده بود، و از دولت ايران خواسته شده بود كه « نوت » اين سرود را بفرستند تا به هنگام ورود اعليحضرت به تركيه نواخته شود – موضوع هنگامي به شرف عرض رسيد كه نمايندگان مجلس شوراي ملي شرفياب مي‌شدند، شاهنشاه هنگام عبور از برابر صف نمايندگان مجلس خطاب به « شيخ‌الرئيس افسر » رئيس انجمن ادبي ايران كه نايب رئيس مجلس شوراي ملي هم بود فرمودند :

« اين انجمن شاعران كه درست كرده‌اي چه كار مي‌كند‌؟» افسر گفت : « قربان به دعاگوئي مشغولند » اعليحضرت فرمودند : « منظورم دعا و نفرين نيست، كارشان چيست ؟ اينها هم مثل عارف قزويني هستند كه من وقتي مستشاران خارجي را از ايران بيرون كردم شعر ساخت :

ننگ آن خانه كه مهمان زسر خوان برود »

اي رفيقان نگذاريد كه مهمان برود

 

افسر تصور كرد كه اعليحضرت از تشكيل انجمن ادبي ناراضي هستند و بايد آن را تعطيل كند. ولي اعليحضرت فقيد پس از اندكي تأمل به او گفتند : « برويد و يك سرود ملي براي ايران بسازيد »

عصر همان روز در خيابان دوشان‌تپه (محل انجمن ادبي ايران) هيئت رئيسه انجمن ادبي ايران با حضور : شيخ‌الرئيس افسر – ملك‌الشعراءبهار – شيخ‌الملك‌اورنگ – مرتضي ميرزا قهرمان – بديع الزمان فروزانفر – پارسا تويسركاني – سعيد نفيسي و عباس فرات، جلسه‌اي تشكيل داد و پس از تبادل نظر دو قطعه شعر با دو وزن مختلف ساختند و بوسيلة ستاد ارتش به عرض شاهنشاه رساندند.

پس از بيست و چهار ساعت از ستاد ارتش نامه‌اي به امضاي سرلشگر نخجوان به انجمن ادبي رسيد كه : « آهنگ اين اشعار مهيج نيست و به علاوه اشعار بايد از اغراق بيجا بركنار باشد و از هر جهت جامع براي رسميت يافتن در كشور ايران و كشورهاي ديگر باشد.»

در اين كار دو اشكال در پيش بود، يكي اينكه هيچيك از شاعراني كه ياد شد آهنگساز نبودند و ديگر اينكه نمي‌دانستند چه مطالبي را بايد در سرود بگنجانند. بنابراين از ستاد ارتش خواسته شد كه آهنگ سرود توسط يكي از افراد دستة موزيك ارتش تهيه شود و همراه چند قطعه سرود از كشورهاي ديگر به انجمن ارسال گردد تا ذهن گويندگان شعر بهتر به مطالب مقتضي آشنا شود.

در فاصله‌اي اندك وزارت خارجه متن سرودهاي چند كشور خارجي را در اختيار انجمن ادبي گذاشت و از طرف ستاد نيز سرهنگ نصرالله خان مين باشيان (نصرالسلطان) رئيس دستجات موزيم نظام و ستوان يكم داود نجمي (كه بعدها به درجة سرهنگي مفتخر شد) مأمور شدند كه آهنگي را كه توسط آقاي داود نجمي ساخته بود در انجمن بنوازد تا منطبق بر نواي آن اشعاري سروده شود.

هنگام ساختن اشعار اين سرود، ستوان نجمي با ساز قره‌ني (كلارينت) آهنگ را مي‌نواخت و شعر آن ساخته مي‌‌شد، اشعار اين سرود در سه قسمت (سه بند يا پاره) است. نخست سرود شاهنشاهي است كه مرحوم شيخ‌الرئيس افسر ساخته است، قسمت دوم آن سرود پرچم است كه سرايندة آن پارساي تويسركاني است و قسمت سوم آن سرود ملي است كه گويندة اين قسمت نيز شيخ‌الرئيس افسر است.

وقتي اين سرود بنظر اعلحضرت رضاشاه كبير رسيد، مورد پسند معظم له افتاد، ولي در دو جاي آن اظهار نظر فرمودند. يكي : گفته شده بود « از اجنبي جان مي‌ستانيم » كه فرموده بودند : « بايد بگويند : از دشمنان جان مي‌ستانيم » و ديگر : ساخته شده بود : « شهنشه ما » كه فرموده بودند : « شاهنشه ما چه عيبي دارد ؟»(1)

بهر تقدير پس از تصويب اعليحضرت، نوت اين سرود تهيه شد و از طريق وزارت خارجه به تركيه ارسال گرديد و به هنگام ورود اعليحضرت همايوني به تركيه بعنوان سرود ملي ايران نواخته شد …

و اما در باب سازندة آهنگ اين سرود يعني آقاي داود نجمي بايد گفت : مدرسة موزيك نظام تا سال 1307 زير نظر سالار معزز و فرزند هنرمندشان مرحوم سرهنگ نصرالله خان مين باشيان اداره ميشد و در اين مدت يازده نفر از اين مدرسه فارغ التحصيل شدند، آنانكه هنر جوي نظامي بودند با درجة افسري به خدمت ارتش درآمدند و غيرنظاميان در فرهنگ، بعنوان معلم موسيقي استخدام شدند. داود نجمي سازنده آهنگ سرود ملي ايران جزو فارغ التحصيلان دروة اول اين مدرسه است كه ابتدا با درجة ستواني بخدمت ارتش در آمد و تا درجه سرهنگي و رياست دستجات مختلف موزيك نظام را برعهده داشته است. اين توضيح را در اينجا ضرور مي‌بيند كه : لحن دو بيت نخستين اين سرود كاملاً در درآمد دستگاه ماهور و بيت سوم در گوشة « فيلي » Feyli و مصراع آخر فرود به درآمد ماهور است.

اكنون عين اين سرود و نوبت آهنگ آن نقل ميشود :

آهنگ : داوود نجمي شعر : مرحوم محمّدهاشم افسر

پاورقي‌ها :

1 – اين قسمت با اندك اصلاحي عيناً از شمارة صدم روزنامة جشن شاهنشاهي نقل شده است.