پرتوي آملي، مهدي. "ريشه تاريخي امثال و حكم". دوره 7-16، ش 79 ـ 189 و 190 )ارديبهشت 48 ـ تير و مرداد 57).

 

خلاصه: ش 139 (ارديبهشت 51): 79-80. "هر راازبر تميز نمي‌دهد" ، "با آب حمام دوست ميگيرد".

ريشه‌هاي تاريخي امثال و حكم

مهدي پرتوي

« هِرّ را از بِرّ تميز نميدهد »

اين مثل در مورد كساني بكار ميرود كه بيسواد صرف هستند، خلاصه قوة دراكه و تشخيص آنان تا آن اندازه ضعيف است كه حتي دو كلمة سادة « هِرّ » و « بِرّ » را كه شبانان ميدانند از هم تميز نميدهند.

بايد دانست كه « هِرّ » و « بِرّ » چيست تا ريشه و علت تسمية اين ضرب‌المثل روشن گردد:

شبان يا چوپان بكسي گفته ميشود كه گله و رمة بز و گوسفند را در صحاري و بيابانها حراست كند و تمام اوقات شبانه روز را بگله‌داري و گله‌چراني بگذراند. شبان بحكم شغل و حرفه از جامعه دور است و آداب و رسوم اجتماعي را بخوبي نميشناسد، آنها اكثراً بيسود هستند و غالب ساعات و دقايق زندگي خود را بدنبال گله در خاموشي و تفكر ميگذرانند.(1) گهگاه كه حوصله‌شان سر رود ني چوپاني را برلب ميگذارند و آهنگهاي دلپذيري را در آغوش طبيعت و دامن كوهسارها و كنار جويبارها و چشمه‌سارها سر مي‌دهند.

چون از آدميان و همجنسان كمتر انيس و همصحبت دارند لذا بحكم ضرورت و احتياج با گوسپندان همدلي و همزباني ميكنند. زبان چوپاني و گله‌داري زبان مخصوصي است كه درعين اشكال و دشواري « براي ديگران » شنيدن آن خالي از لذت و شوق نيست. تنها چوپانان باين زبان آشنائي دارند و با گوسپندان خويش تكلم ميكنند. اگر گله گوسفند بچند هزار رأس برسد تنها يك صدا و سوت مخصوص چوپان كافيست كه گله را از آغُل خارج كند و با صداي ديگر همه را بتعليف و چريدن مشغول نمايد. گاهي اتفاق ميافتد كه گوسفندان پيشتار و پيشاهنگ تا يك كيلومتر از ديد چشم و چشم‌انداز چوپان دور ميشوند، چوپان باي بازگردانيدن آنها صداي مخصوصي سر ميدهد و پيشتازان بيدرنگ از حركت باز ميايستد و بسمت و جهتي كه چوپان فرمان ميدهد پيش ميروند. راندن گوسپند بسوي آب، خواندن گوسپند براي خوردن نمك، اعلام خطر از نزديك شدن حيوانات درنده، بازگرداندن گله بچادر بمنظور دوشيدن و شيردادن بره و جدا كردن بره از مادر … خلاصه تمام حركات و سكنات گله تحت فرمان چوپان قرار دارد كه با صداهاي مخصوص و متعدد آنها را هدايت و راهنمائي ميكند. از جمله صداهاي مخصوص چوپاني كمه در غرب ايران « بخصوص در منطقه لرستان » بيشتر مصطلح ميباشد دو صداي «هِرّ» و «بِرّ» است كه اين هردو صدا با تشديد غليظ ادا ميشود. صداي «هِرّ» براي طلبيدن و خواندن گوسفندان است و صداي «بِرّ» با لهجه و آهنگ مخصوصي كه فقط شبانان ميتوانند ادا كنند براي دوركردن و بجلو راندن گوسپندان بكار ميرود. چوپانان ورزيده و كاركشته بتمام صداهاي چوپاني واقف هستند ولي دو صداي « هِرّ » و « بِرّ » را هر چوپان تازه‌كار و مبتدي هم ميداند و بايد بداند زيرا « هِرّ » و « بِرّ » در واقع الفباي اصطلاحات چوپاني است و فراگرفتن آن حتي براي بچه چوپانها نيز اشكال و دشواري ندارد پس دراينصورت اگر كسي هيچ نداند و هيچ نفهمد بمثابة چوپانيست كه از فرط بيشعوري « هِرّ » را از « بِرّ » تميز ندهد بهمين جهت عبارت بالا بدواً در منطقة غرب و رفته‌رفته در سراسر ايران مصطلح گرديد و در ادبيات ايران نيز رسوخ كرده است. چنانكه بابا طاهر گويد :

خوشا آنانكه هِرّ از بِرّ ندونند                                                             نه حرفي در نويسند و نه خونند

در ممالك عربي هم اين ضرب‌المثل رايج است و بطوريكه در لغت نامة دهخدا نقل از منتهي الارب آمده است عرب زبانها ميگويند « لايعرف الهِرّ من البِرّ  يعني او نميشناس رنج رسان را از راحت رسان، يا فرق نميكند خواندن گوسپند را از راندن … »(2)

« با آب حمّام دوست ميگيرد »

كسانيكه بطُرُق سهل و ساده و بدون تحمل رنج و زحمت در مقام جلب دوست برآيند و بيان خوش و حُسن خُلق را پاي و اساس و تحصيل دوست و جلب محبت قرار دهند ضرب‌المثل بالا در مورد آنان بكار برده ميشود.

اما ريشة اين مثل مشهور و مصطلح :

سابقاً در كلية بلاد و قصبات ايران حمام عمومي وجود داشت و اهالي محل اقلاً هفته‌اي يكبار بمنظور نظافت و پاكيزگي بحمام ميرفتند با اين تفاوت كه مردان قبل از طلوع آفتاب تا ساعت هشت صبح حمام ميگرفتند و از آن ساعت تا ظهر و حتي چند ساعت بعدازظهر حمام دراختيار زنان و بانوان بود كه آنچنان قشقرقي در حمام برپا ميكردند كه عبارت « حمام زنانه » بصورت ضرب‌المثل درآمده از آن درموارديكه در جمعيتي همه بدون رعايت نظم و ترتيب حرف بزنند و صحبتشان مفهوم نباشد استفاده و استناد ميكنند. امروزه هم حمام عمومي در غالب نقاط ايران « وحتي در پايتخت‌و شهرها » وجود دارد منتها فرقش با حمامهاي قديم اينست كه در حمامهاي قديم از خزينه استفاده ميشد ولي در حمامهاي عمومي جديد دوشهاي متعدد جاي خزينه را كه بهيچوجه منطبق با اصول بهداشت نبود گرفته است.

در حمام عمومي خزينه‌دار « كه امروزه در ايران كمتر وجود دارد » سنن و آدابي را از قديم رعايت ميكردند كه بعضاً جنبة ضرب‌المثل پيدا كرده است. يكي از آن آداب و سنن اين بود كه هركس وارد حمام ميشد براي اظهار ادب و تواضع نسبت به افراد بزرگتر كه در صحن حمام نشسته مشغول كيسه كشي و صابون زدن بودند فوراً يك سطل يا طاس بزرگ آب گرم از خزينة حمام برميداشت و بر سر آن بزرگتر ميريخت. البته اين عمل بتعداد افراد بزرگ و واجب‌الاحترام كه در صحن حمام نشسته بودند تكرار ميشد يعني تازه وارد وظيفة خود ميدانست كه برسر يكايك آنان با رعايت تقدم و تأخر آب گرم بريزد و بدينوسيله عرض خلوص و ادب كند.

از آداب ديگر در حمام عمومي خزينه‌دار قديم اين بود كه اگر تازه‌وارد كسي از دوستان و بستگان نزديك و بزرگتر از خود را در صحن حمام ميديد فوراً بخدمتش ميرفت و بمنظور ادب و احترام او را مشت‌مال ميداد يا اينكه ليف صابون را بزور و اصرار از دستش ميگرفت و پشتش را صابون ميزد.

سنت ديگر اين بود كه هر كس وارد خزينة حمام ميشد بافراديكه در خزينه مشغول شست‌وشو بودند سلام و درود ميفرستاد و ضمناً در همان پلة اول خزينه دو دست را زير آب ميكرد، كفي از آب خزينه برميداشت و بيكايك افراديكه در خزينه بودند از آن آب حمام تعارف ميكرد. براي تازه وارد هم و مطرح نبود كه افراد داخل خزينه از آشنايان هستند يا بيگانه و اجنبي. بهمه از آب مفت و مجاني تعارف ميكرد و مخصوصاً نسبت بافراد بيگانه و ناآشنا بيشتر اظهار علاقه و محبت مينمود زيرا آشنا در هرحال آشنا است، دوست و آشنا احتياج بتعارف ندارند. اگر آدمي بتواند از بيگانگان با آب حمام دوست بگيرد كمال عقل و درايت است زيرا آب حمام بي‌‌قابليت، و تعارف آن هم تعارفي است كه يكشاهي خرج برنميدارد.

درهرصورت اين رسم وسنت از قديمترين ايام تاريخي يعني از زمانيكه حمام خزينه بجاي آب چشمه و رودخانه درامر نظافت و پاكيزگي مورد استفاده قرار گرفت معمول و متداول گرديد و چه بسا دوستي و صميمي كه از اين رهگذر پايه‌گزاري شده است و چه بسا افراديكه با آب حمام دوست گرفته‌اند.

پاورقي‌ها :

1 – فلسفه و علت اينكه « ابناء جهان شبان بودند » شايد از اينجت بوده است كه پيامبران جهان در شغل شباني توانسته‌اند بتفكر پردازند و از اين رهگذر بموهبت توحيد و افتخار رسالت از جانب باريتعالي دست يابند.

2 – لغت نامة دهخدا شماره 104 صفحه 169.