سمسار، محمدحسن. "آينه و سرگذشت آن". دوره2، ش14 (آذر42): ص 23-35، تصوير.

خلاصه:سرودهايي دروصف آينه، تاريخچه‌اي از پيدايش آينه: شرحي بر‌آينه‌هاي برنزي مكشوف از حفاريهاي مختلف درايران (مربوط به هزارة اول ق.م)،‌تالار آينه واقع دركاخ تچر، آينه‌اي ازعهد ساساني (ازاملش)، آينه‌هاي ساخته شده در دوره‌هاي اسلامي ـ موارد استفاده از آينه در آرايش، جادوگري، طلسم و يا معالجه امراض، شرحي برآينه‌هاي جمع‌آوري شده در موزه هنرهاي تزئيني، آينه‌هاي شيشه‌اي كه درقرن يازده هجري از اروپا به ايران آورده شد، سرگذشت آينه در اروپا ـ قاب‌آينه: معرفي چند نمونه قاب آينه نقاشي شده از سدة چهارده هجري و نمونه‌هاي ديگري از قابهاي منبت و نقره، اطلس گلابتون دوزي شده و برخي اين قرون.

 

 

آيينه و سرگذشت آن

محمد حسن سمسار موزه‌دار موزه هنرهاي تزييني

 

تا چه شكلي تو در آيينه همان خواهي ديد

شاهد آيينه تست ، از نظر هوش كني

به دنبال مقاله گذشته در مورد معرفي موزه هنرهاي تزييني و اشياء گردآوري شده در آن ، در اين مقاله به بحث درباره سوابق تاريخي آيينه‌هاي موجود در موزه هنرهاي تزييني مي‌پردازيم.

اين جسم شفاف و درخشاني كه امروزه جزء لوازم ضروري زندگي است، و همه ما روزانه چند بار با آن روبرو مي‌شويم ، داراي مقامي والا و سرگذشتي جالب است .

اين سرگذشت در زندگي ايرانيان كه هميشه با شعر و ادب سر و كار داشته‌اند ، با شيريني شعر و ادب در آميخته و شيرين‌تر و دلكش‌تر گرديده . شايد در هيچ زباني و در ميان هيچ ملتي آيينه چنين مقام و منزلتي كه در زبان و ادب فارسي دارد نداشته است.

در ادبيات كهنسال ما واژه آيينه بسيار به كار برده شده ، همه جا آيينه نماينده صفا ، پاكي ، بي‌ريايي، راستي و راستگويي است، دلهاي پاك و ضميرهاي روشن به آيينه شبيه شده اند .

به عكس هرگاه خواسته‌اند از دلهاي پر كينه و مغزهاي نادرست و كج فكر سخن به ميان آورند آنها را به آيينه زنگ خورده تشبيه كرده‌اند . بد نيست بر آنچه گفته شد شواهدي بياوريم.

سعدي شيرين سخن ، سخت دلتنگ از كم ارجي خود نزد يار مي‌نالد و مي‌گويد:

«بخت آيينه ندارم كه در او مي‌نگريخاك بازار نيرزم كه بر او مي گذري»

شايد اين اندوه از آنجا سرچشمه مي‌گيرد كه دلبران هميشه با آيينه قرينند و سعدي آرزو دارد كه «بخت آيينه » داشته باشد .

و باز شيخ مي‌فرمايد:

«عجب در آن نه كه آفاق در تو حيرانند تو هم در آيينه حيران حسن خويشتني»

آيينه اغلب در شعر شعرا نماينده راستگويي است و آنچه در برابر او قرار مي‌گيرد همان را نشان مي‌دهد نه زشت‌تر و نه زيباتر .

شيخ اجل مي فرمايد :

«تا چه شكلي تو در آيينه همان خواهي ديد شاهد آيينه تست، از نظر هوش كني»

اسدي طوسي دوست خوب را به آيينه شبيه مي‌كند و مي‌گويد :

«بود آيينه دوست را مرد دوست نمايد بدو هر چه زشت و نكوست»

ناصر خسرو گويد:

«آيينه‌ام من اگر تو زشتي زشتمور نكويي نكوست سيرت و سانم»

ظهير فاريابي آيينه را مظهر صفا مي‌داند و مي‌فرمايد:

«از صفا آيينه منظور نظرها مي شود»

و بالاخره خواجه شيرازي از «آيينه اوهام» سخن مي‌گويد و تفكرات هر كس را انعكاسي از شخصيت خود او مي‌داند و مي‌فرمايد:

«حسن روي تو به يك جلوه كه در آينه كرد اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد»

چنانكه گفتيم آيينه اي كه هميشه مظهر پاكي و صفاست چون زنگار گرفت نشانه تيرگي مي گردد و آنگاه به دلهاي خالي      [23]       از مهر و صفا تشبيه مي‌شود. چه همان گونه كه آيينه زنگ خورده نمي تواند جلوه گاه جمال باشد، دل خالي از صفا نيز نمي تواند آيينه حقيقت و تجلي گاه نور خدايي گردد.

سعدي چه خوش مي گويد :

«دل آيينه صورت غيبست و ليكن شرط است كه بر آيينه زنگار نباشد»

و باز مي‌گويد:

«صفايي به دست آور اي خيره روي كه ننمايد آيينه تيره روي»

آيينه داري نيز در ادبيات ما مقامي بلند دارد و حافظ گاهي «آفتاب» و زماني «ديده» را آيينه دار جمال يار مي‌داند.

«دل سراپرده محبت اوستديده آيينه دار طلعت اوست»

«اي آفتاب آينه دار جمال تو مشگ سياه مجمره گردان خال تو»

پس از اين گفتگو درباره آنچه بعضي از شعراي شيرين سخن ما در وصف آيينه گفته‌اند به اصل موضوع برمي‌گرديم.

بي‌گمان از آن روزگار كه بشر پا به عرصه وجود گذاشت احتياج به آيينه را حس كرد . اين احتياج روز به روز فزوني گرفت و براي رفع اين نياز بشر اوليه از آيينه‌اي كه طبيعت در اختيار او گذاشته بود يعني آب استفاده كرد. بايد دانست كه همين آب بشر را به شناختن آيينه رهنمون شد و به داشتن آن حريص ساخت .

اگر به نظر بياوريم كه انسانهاي اوليه براي نوشيدن آب ناچار بودند به داخل نهر يا حوضچه‌هاي طبيعي خم شوند، در مي‌يابيم كه از كجا بشر به خاصيت انعكاس تصوير پي‌برد و به داشتن وسيله‌اي كه بتواند صورت خود را به راحتي در آن ببيند علاقه‌مند شد.

اين آرزوي بشر زماني كه فلزات كشف شدند جامه عمل پوشيد . كشف فلزات به خصوص مس سبب شد كه اولين آيينه همراه با ساير ابزار فلزي به دست بشر ساخته شود.

بنابراين بايد گفت كه بشر عصر مس مخترع آيينه بوده است. در ايران قديمي‌ترين آيينه از حفرات تپه سيليك (نزديك كاشان) بدست آمده . اين آيينه‌ها عبارتند از صفحات مدوري از مس كه اطراف آن اندكي برآمده ساخته شده و فاقد دسته‌اند .به اين ترتيب از حدود هزاره چهارم قبل از ميلاد ساختن آيينه در ايران آغاز گرديده است.

اين صفحات مسين به نحوي صيقلي مي شدند كه قابليت انعكاس مي‌يافتند . پس از آنكه مس جاي خود را به مفرغ داد، آيينه‌ها نيز از جنس مفرغ ساخته شده‌اند.

از حفرات تپه حصار دامغان ، شوش، خوروين فارس ، املش و ساير نقاط ايران آيينه هاي برنزي به دست آمده است كه قدمت آنها بين 1000 تا 3000 ق.م. مي‌باشد. اين آيينه‌ها اغلب داراي دسته‌اي كوتاهند . در ميان اشياء برنزي مكشوفه از لرستان نيز تعدادي آيينه به دست آمده است.

به طور كلي آيينه‌هاي برنزي شامل صفحات نازك و مدوري هستند كه هر دو طرف آن به خوبي صاف و صيقلي مي‌شده(تصوير 1 ).

گاهي دسته آيينه عبارت است از زن عرياني كه آيينه را روي دست‌هاي خود نگاهداشته است. علاوه بر آيينه‌هاي كوچك دستي آيينه‌هاي پايه دار نيز ساخته مي‌شد.

تصوير2 آيينه پايه‌داري را نشان مي‌دهد كه از املش بدست آمده . اين آيينه عبارت است از صفحه اي نسبتاً بزرگ با پايه‌اي استوانه‌اي شكل و توخالي كه بر صفحه مدور كوچكي استوار شده و قادر است كه بر پايه خود بايستد. چنانكه ديده مي‌شود آيينه روي دست‌هاي مجسمه زني قرار داده شده     [24]      است. اين آيينه متعلق به هزاره اول ق.م. مي‌باشد.

در ادوار تاريخي ايران نيز ، ساختن آيينه به نحوي بهتر و شفاف‌تر ادامه يافت.

تصوير 2ـ آيينه برنزي پايه‌دار . املش . هزاره اول ق.م.  

تصوير 1 ـ آيينه برنزي دسته‌دار . لرستان . 1200ـ 1000 ق.م

در ادوار تاريخي ايران نيز ، ساختن آيينه به نحوي بهتر و شفاف‌تر ادامه يافت.

متأسفانه از دوره امپراطوري با عظمت هخامنشي آيينه اي تاكنون به دست نيامده است. اما لازم است در اينجا كه سخن از آيينه و سوابق آن است از كاخ تچراي (كاخ زمستاني) داريوش بزرگ نام ببريم. اين بنا كه از كاخهاي زيباي تخت جمشيد است و قسمتي از آن مانند درگاههاي، طاقچه‌ها و قسمتي از ديوارها تقريباً سالم مانده ، از سنگهاي كاملاً صيقلي ساخته شده است . شفافيت سنگهاي اين كاخ به ويژه قسمت داخلي پنجره‌هاي تالار مركزي به ميزاني است كه تصور چهره به خوبي در آن منعكس مي شود . به همين سبب اين تالار را «تالار آيينه» ناميده‌اند.

تالار مركزي كاخ تچرا را بايد اولين تالار آيينه ساخته شده در جهان دانست .

از دوره سلوكي آيينه مفرغي مدوري در كرمانشاه به دست آمده . نقش پشت اين آيينه عبارت است تعدادي دايره‌هاي داخل هم كه با خطوط موازي تزيين يافته است.(تصوير 3)

در ميان اشياء مكشوفه متعلق به دوره ساساني نيز آيينه كوچك مدوري وجود دارد كه در املش كشف شده . جالب توجه اين كه اين آيينه هنوز جلا و درخشندگي خود را حفظ كرده است. نقش پشت اين آيينه شامل چهار برگ متقابل است كه به وسيله دايره‌هاي متحدالمركزي احاطه شده است(تصوير 4)

نزديك چالوس نيز قاب آيينه نقره مدور نسبتاً بزرگي متعلق به دوره ساساني به دست آمده كه نقش آن عبارت است از 6 دايره در اطراف قاب كه گلهاي مختلفي را در ميان دارند و يك دايره در وسط آنها كه شامل نقش مرغي است.( تصوير5 )

تصوير 4ـ آيينه برنزي ساساني . املش

تصوير 3ـ آيينه برنزي دوره سلوكي. كرمانشاه

در اين دوره معمولاً براي اينكه آيينه بهتر جلا پذيرد      [25]       و صيقلي گردد مقدار زيادي نقره در آلياژ آن مصرف مي‌شد. گاهي آيينه نيز به طور خالص از نقره تهيه مي‌گرديد.

 آيينه هاي ساخته شده در دوره اسلامي بيشتر آيينه‌هاي بي‌دسته‌اند. البته آيينه‌هاي دسته‌دار نيز ساخته مي‌شد كه تعداد آنها كمتر است. اين آيينه‌ها صفحاتي مدورند كه يك طرف آن داراي نقوش برجسته شامل تصاوير حيوانات ، گل و گياهان مختلف ، خطوط تزييني و طرف ديگر به خوبي صيقلي گرديده است.

معمولاً در پشت اين آيينه‌ها قسمت برجسته سوراخ داري است كه از آن نخ مي‌گذراندند و به اين ترتيب آيينه قابل آويزان كردن مي‌شد.

آيينه‌هاي دسته‌دار اغلب داراي دسته‌هاي سوهان‌كاري شده و يا قلم‌زده و برجسته‌اند.

علاوه بر آيينه‌هاي برنزي و مسين از آهن نيز آيينه ساخته مي‌شد.

اين ابيات از فردوسي و سعدي گويندگان بزرگ پارسي گواه اين مدعاست :  

تصوير5ـ قاب آيينه نقره ساساني با نقوش برجسته . چالوس

«فرستاد از آن آهن تيره رنگ يكي آيينه كرده روشن زرنگ»

فردوسي

«بسعي اي آهنين دل مدتي باري بكش كاهن به سعي آيينه گيتي نما و جام جم گردد»

سعدي

در ادبيات فارسي از آيينه چيني كه گويا از چين به ايران مي‌آوردند و از فولاد جوهردار ساخته مي‌شده و همچنين از آيينه رومي نام برده است.

آيينه‌هاي فلزي تا مدتي جلاي خود را حفظ مي‌كرد . البته براي حفظ جلاي آن ناچار بودند كه گاهي آن را صيقل دهند. بنابر آنچه در ادبيات ما ذكر شده جلا دهنده آهن خاكستر بوده است .

اين مصرع شاهد بر اين موضوع است:

«هر كجا آيينه بيني صيقلش خاكستر است»

اما هنگاميكه آيينه در اثر تأثير رطوبت اكسيده مي‌شد زدودن زنگ آن امكان پذير نبود و آيينه بدون مصرف مي‌ماند .

سعدي در اين مورد مي‌گويد:

«ايكه درونت به گنه تيره شدترسمت آيينه بگيرد صقال»

«پياپي بيفشان ز آيينه گردكه مصقل نگيرد چو زنگار خورد»

علاوه بر استفاده آرايشي از بعضي آيينه‌ها ، استفاده جادوگري ، طلسم و يا معالجه امراض نيز مي‌شد.

بر روي سطح اين قبيل آيينه‌ها ادعيه مختلف كنده كاري ميكردند. اين عمل نه تنها در ايران بلكه در ممالك اروپا نيز       [26]معمول بوده است .

در موزه هنرهاي تزييني تعدادي آيينه هاي فلزي گردآوري شده است كه اكنون به معرفي آنها مي پردازيم:

تصوير 6 سه آيينه برنزي را نشان مي‌دهد كه به ترتيب داراي نقوشي بدين شرح است :

آيينه وسط داراي دو رديف تصوير از حيوانات مختلف از قبيل اسب ، گاو ، سگ شكاري ، خرگوش و پرندگان است.  

تصوير 6ـ آيينه‌هاي برنزي با نقوش مختلف ـ موزه هنرهاي تزييني ـ سده هفتم هجري

تصوير 8 ـآيينه برنزي با نقش حيوانات خيالي ـ سده هفتم هجري

 

تصوير 7 ـ آيينه برنزي با ادعيه ـ موزه هنرهاي تزييني ـ سده هفتم هجري  

نقوش دو آيينه ديگر عبارت است از يك رديف ماهي پشت سر هم و فرشته‌هايي در حال پرواز در آسمان.

تصوير 7 آيينه‌اي را نشان مي‌دهد كه روي آن ادعيه مختلف كنده شده و آن را بايد از دسته آيينه‌هايي كه مصرف طلسم يا معالجه داشته است و قبلاً راجع به آن صحبت شده به حساب آوريم.  

آيينه‌هاي بالا متعلق به قرن هشتم هجري قمري است.

تصوير 8 آيينه ديگري است كه پشت آن تصوير دو حيوان خيالي با سر انسان نقش گرديده و در اطراف آن دعايي به خط كوفي تزييني حك گرديده . اين آيينه نيز در قرن 7 هجري قمري ساخته شده است.

در دوره صفوي ساختن آيينه هاي فلزي ادامه يافت، آيينه هاي اين عصر نيز مانند ساير لوازم فلزي عصر صفوي زيبا و پر نقش و نگار است.        [27]

تصاوير 9و10 پشت و روي يك آيينه فلزي دسته دار صفوي را نشان مي‌دهد . دسته آيينه با ظرافت خاص به طور مارپيچ سوهان كاري شده ، پشت آيينه داراي نقوش هندسي تزييني و يك حاشيه زنجيري شكل مي‌باشد.

از قرن 11 هجري آيينه هاي بلورين از اروپا به وسيله تجار وارد ايران گرديد . اما اين آيينه‌ها نتوانست به طور كلي آيينه هاي فلزي را منسوخ كند، بلكه ايرانيان آيينه هاي فلزي را بر آيينه هاي بلورين ترجيح مي‌دادند.

سبب ترجيح اين بود كه در آلياژ آيينه‌هاي فلزي اين عصر مقدار زيادي نقره به كار مي‌رفت و در نتيجه ، آيينه شفافيت فراوان به دست مي‌آورد و از نظر شفافيت با آيينه‌هاي بلورين رقابت مي‌كرد.

علاوه بر اين آيينه هاي فلزي در معرض خطر شكستن قرار نداشتند، بنابراين از نظر مادي نيز با صرفه تر بودند.  

و از همه مهم تر آيينه هاي شيشه اي كه از اروپا به ايران آورده مي شد مقاومت زيادي در برابر هواي خشك ايران نداشتند و به زودي قلع پشت آنها از بين مي‌رفت و آيينه بدون استفاده مي‌ماند.

تصوير 10ـ آيينه دسته دار صفوي ـ سده يازدهم هجري

تصوير 9ـ پشت آيينه دسته دار صفوي ـ سده يازدهم هجري

در حالي كه آيينه فلزي را با گرد سمباده كوبيده بسيار نرمي صيقلي مي دادند و جلاي آن به خوبي حفظ مي‌شد.  

به طور كلي بايد دانست در زمان صفويه آيينه‌هاي فلزي       [28]        هنوز رواج كامل داشت و تعداد كمي آيينه هاي بلور مورد استفاده مردم بود.

در ميان تحف و هدايايي كه از ممالك خارج به دربار ايران مي‌رسيد، تعداد زيادي آيينه‌هاي بزرگ سنگي نيز موجود بود و بعد از دوره صفوي نيز ارسال اين آيينه‌ها به عنوان هديه از طرف پادشاهان به دربار ايران ادامه داشت.

در اروپا از اواخر قرن چهاردهم ميلادي ساختن آيينه‌هاي فلزي به خصوص در آلمان رواج يافته بود . بايد يادآور شد كه قبل از قرون وسطي در روم آيينه هاي فلزي وجود داشت اما با هجوم ملل وحشي و سقوط امپراطوري روم سبب پديد آمدن قرون وسطي شد ، آيينه نيز منسوخ و فراموش گرديد.

در قرون وسطي ملل جاهله آيينه را نمي‌شناختند . اما چنانكه گفته شد در اواخر قرن 14 در آلمان آيينه سازي دوباره رايج گرديد و در نورنبرگ صنف آيينه سازان براي اولين بار پديد آمدند.

بعد در قرن 17 ميلادي اولين آيينه هاي بلورين در ونيز ساخته شد و تجارت آيينه‌هاي بلوري به دست ونيزي‌ها افتاد و در اروپا آيينه بلور جاي آيينه هاي فلز را گرفت. در ابتدا پشت آيينه را جيوه و نقره مي گرفتند . مدتي نيز روي شيشه قلع و روي آن را جيوه مي‌ريختند ، چون مخلوط اين دو به خوبي روي شيشه ثابت مي‌ماند . اما اين كار با زحمت زياد و صرف وقت فراوان توأم بود . گاهي نيز پشت شيشه را تنها نقره مي گرفتند و براي حفظ نقره روي آن را رنگ مي زدند.

بهترين آيينه‌ها را چنانكه گفته شد در ونيز مي ساختند ، طرز تهيه آن در ابتداي كار سري بود و اگر كارگري اين راز را فاش مي‌كرد اعدام مي شد.

براي جلوگيري از افشاي راز آيينه سازي ونيزي‌ها سه هزار كارگر را در جزيره «مورانو» ( جزيره كوچكي است در خليج ونيز) ساكن كرده بودند و كسي حق ورود يا خروج از اين جزيره را نداشت . به كارگران مزد كافي داده مي‌شد تا از افشاي راز آيينه سازي خودداري كنند .

اما بالاخره كلبر (1619ـ 1683) وزير مشهور لويي چهاردهم با حيله عده اي از اين كارگران را با خانواده آنها به پاريس برد و توانست از راز آيينه سازي آگاه شود.

از همان زمان يعني اواخر قرن 17 بود كه آيينه هاي بلوري به ايران آورده شد. به تدريج با توسعه تجارت ايران و اروپا ، پيشرفت فن آيينه سازي و ارزان شدن آن به سبب فراواني ، آيينه هاي فلزي از استفاده افتاد و به كلي فراموش گرديد. آيينه هاي بلور اوليه گران قيمت و اغلب قطور و به «آيينه سنگ» مشهور بود. آيينه نيز مانند همه اشياء ديگر چنانكه عادت ايرانيان است از تزيينات بي‌بهره نماند. راههاي مختلفي براي تزيين آيينه و ساختن قابهاي متناسبي براي آنها اتخاذ گرديد… همين قابها رشته‌اي از هنر تزييني ايران را تشكيل مي دهد و ما در اينجا از انواع قاب آيينه‌ها بحث خواهيم كرد .

قاب آيينه‌ها داراي انواع مختلفي هستند . دسته اول را بايد قاب آيينه‌هاي رنگ روغني دانست . اين قابها اغلب شامل دو قسمتند: قسمت اول قاب خود آيينه و قسمت دوم دري كه روي آينه و قاب را مي‌پوشاند . اين درها بيشتر با لولاهاي ظريف به قاب متصل شده‌اند و گاهي نيز بدون لولا و از آن جدا هستند . تمام سطوح خارجي و داخلي اين قابها نقاشي و حواشي آن تذهيب شده نقوش اين قابها شامل گل و بوته ، تصاوير     [29]       پرندگان و نقوش انساني است و روي آنها را ورقه ضخيمي از روغن مي پوشاند تا نقاشي از هر گونه صدمه و زيان در برابر آب و هوا و غيره محفوظ بماند.  

در موزه هنرهاي تزييني تعداد زيادي از اين قاب‌ها موجود است كه در ميان آنها نمونه هاي بسيار عالي و پركار وجود دارد. چون معرفي يك يك قاب‌ها مقدور نيست، براي نمونه دو قطعه از آنها را به نظر خوانندگان عزيز مي‌رسانيم.

تصوير 12ـ قاب آيينه رنگ و روغني عالي ـ موزه هنرهاي تزييني ـ سده 14 هجري

تصوير 11ـ قاب آيينه رنگ و روغني عالي ـ موزه هنرهاي تزييني ـ سده 14 هجري

تصاوير 11و12  قابي است به ابعاد 20×13 كه پشت و روي آن در نهايت زيبايي نقاشي شده . نقوش آن عبارت است از گلهاي سرخ ، زنبق ، ميخك ، سنبل و تصوير پروانه و بلبل .كليه حواشي طرفين و لبه‌هاي قاب آيينه با تذهيب ريز پركار بسيار زيبايي زينت يافته است. پشت در قاب آيينه يك بوته گل زنبق بر زمينه طلايي نقش گرديده و حواشي آن با تذهيب پر شده است (تصوير 13). اين قاب آيينه احتمالاً كار نصر الله امامي نقاش معروف نيمه اول قرن 14 هجري است.

تصوير 16ـ قسمت داخلي در قاب آيينه كار آقا صادق ـ موزه هنرهاي تزييني سده 13 هجري

تصوير 15 ـقاب آيينه رنگ و روغني كار آقا صادق ـ موزه هنرهاي تزييني ـ سده 13 هجري  

تصوير 14ـ قاب آيينه رنگ و روغني كار آقا صادق ـ موزه هنرهاي تزييني ـ سده 13 هجري

تصوير 13ـ قسمت داخلي در قاب آيينه رنگ و روغني ـ موزه هنرهاي تزييني ـ سده 14 هجري

دو تصوير 14و15  قاب ديگري است به اندازه 23×14 كار هنرمند تواناي قرن 13 (آقا صادق)، پشت و روي اين قاب آيينه شامل     [30]       دو صحنه نقاشي بسيار زيباست كه تولد حضرت مسيح را نشان مي دهد. روي قاب آيينه 8 صورت و پشت آن 9 صورت نقاشي شده است. چهره ها در كمال زيبايي نقش گرديده كه شيوه كار اين نقاش زبردست مي باشد.

تصوير 16 قسمت داخلي قاب آيينه و شامل يك مجلس درس است. قاب آيينه‌هاي رنگ و روغني به اشكال مختلف و ابعاد متفاوت از قبيل مربع، مستطيل، چند ضلعي و كوچك و بزرگ ساخته مي شدند. 

نوع ديگري از قاب آيينه‌ها، قابهاي خاتم است. قابهاي خاتم در سه نوع مختلف ساخته شده‌اند.

اول قابهاي كشويي، اين قابها نيز شامل دو قطعه مي باشند:  

قطعه اول آيينه و قاب آن و قطعه دوم دري است كه به طور كشويي روي آن را مي پوشاند

تصوير17يك قاب آيينه كشويي خاتم را نشان مي دهد كه در داخل ترنج و وسط آن شعري در مورد آيينه با استخوان بريده و كار گذاشته شده است. اين تك بيت چنين است:

«تجلي كوه را بگداخت اي آيينه حيرانم

كه با اين نازكي چون طاقت ديدار آوردي»  

گاهي قاب آيينه‌هاي خاتم به همان صورت قابهاي رنگ و روغني لولادار ساخته شده و بعضي از آنها تنها شامل يك قاب ساده اند كه آيينه در وسط آن قرار گرفته و اطراف و پشت آن خاتم كاري گرديده است. قاب آيينه‌هاي خاتم نيز به ابعاد و اشكال مختلف ساخته شده است . بعضي از آنها در جيب بغل لباس به آساني جا مي‌گيرند و به قاب آيينه هاي «بغلي» مشهورند.  

دسته سوم از قاب آيينه‌ها، قابهاي منبت مي‌باشند. اين قبيل قاب آيينه‌ها از چوبهاي منبت كاري شده درست شده‌اند. گاهي مهارت در كندن نقوش و برجسته ساختن آنها و مشبك كاري       [31]       روي اين قاب آيينه‌ها حيرت انگيز است.

تصوير17ـ قاب آيينه كشوي خاتم ـ موزه هنرهاي تزييني ـ سده 14 هجري

تصوير 18- قاب آيينه‌اي كشو منبت – موزه هنرهاي تزييني – سده 14 هجري

روي اين قاب‌آيينه‌ها حيرت انگيز است. گل و مرغ، برگ و بوته، نقوش انسانها و حيوانات مختلف يا گاهي داستانهاي تاريخي موضوع نقوش اين قاب آيينه‌ها را تشكيل مي‌دهند. اين قاب آيينه‌ها نيز گاهي كشويي و زماني دردار ساخته شده‌اند.

تصوير شماره 18 قاب آيينه منبتي است با نقش حضرت سليمان، در حاليكه او بر دوش دو ديو قرار دارد و در پاي تخت او مجنون با درندگان همنشين شده است. يك حاشيه مشبك نقش قاب را كامل مي‌كند.

تصوير شماره 19 قاب آيينه ديگري نشان مي‌دهد كه بشكل بيضي ساخته شده و در انتهاي يك سر آن با كار گذاشتن يك پولك بدر جعبه خاصيت تحرك بخشيده‌اند

 نقش اين قاب شامل گل سرخ، بلبل و پروانه است. علاوه براين قابها، قابهاي فلزي نيز براي آيينه ساخته مي‌شده است. تصوير شماره 20 آيينه‌ايست كه مخصوص سفره هفت سين ساخته شده است. اين آينه داراي قابي است از نقره قلمزده كه روي آن قطعاتي از طلا كار گذاشته شده. بالاي قاب در ترنجي از طلا بر زمينه‌اي از ميناي

 سفيد چنين نوشته ((بسم الله ارحمن ارحيم نصر من الله و فتح قريب 1297)) و اطراف آن نيز در حاشيه‌اي از طلا روي زمينه ميناي سفيد اسامي چهارده معصوم با خط خوش نستعليق نوشته شده است. اين حاشيه را با گلهاي مينايي كامل كردند.         [32]

تصوير 19 – قاب آيينه منبت – موزه هنر‌هاي تزييني – سده 14 هجري

تصوير شماره 21 پشت قاب آيينه مسي كنده كاري شده‌اي را نشان مي‌دهد كه شامل گل و بوته و پرندگان است. اين قاب آيينه با دقت و ظرافت بسيار زيادي كنده كاري شده.

تصوير شماره 22 پشت قاب آيينه برنجي برجسته كاري و قلمزده را نشان مي‌دهد كه در شيراز ساخته شده، قسمت وسط كه در هواسي متعددي محصور است داراي نقوش گل و بلبل مي‌باشد. در دو گوشه طرف بالا دو باز در حال شكار مرغابي ديده مي‌شوند و در دو گوشه پايين دو طاوس با ظرافت و دقت نقش گرديده است. 

نوع ديگر قاب آيينه وجود دارد كه از جنس پارچه‌هاي مختلف مانند تافته و اطلس مي‌دوختند و روي آنرا سوزن دوزي مي‌كردند. گاهي اين قاب آيينه‌ها از جنس زري، ترمه، يا مخمل دوخته مي‌شد كه در آن صورت سوزن دوزي نمي‌شد.

تصوير شماره 23 قاب آيينه‌اي را از جنس اطليس كه روي آن گلبتون دوزي شده است نشان مي‌دهد.

قاب آيينه ديگري كه در تصوير شماره 24 ديده مي‌شود عبارت است از يك قاب هشت ضلعي نقره قلم زده كه مخصوص آويختن به گردن بوده. اين قاب داراي يك زنجير ظريف در بالا و آويزهاي در قسمت پايين است. (بايد توجه داشت كه اين قاب آيينه يك زينت روستايي است) و آيينه‌اي كه معمولاً مردم شهر نشين با خود همراه داشتند آيينه‌هاي كوچك بغلي بود كه قابي از نوع قابهاي ذكر شده بالا داشت.     [33]

آنچه بنظر خوانندگان ارجمند رسيد تزييناتي بود كه براي آيينه‌هاي كوچك بكار برده شده است.

تصوير20- قاب آيينه‌ نقره قلمزده مخصوص سفره هفت سين – موزه هنر‌هاي تزييني- سال 1297 هجري قمري

تصوير 21ـ قاب آيينه مسي كنده كاري شده- موزه هنر‌هاي تزييني – سده 13 هجري

تصوير 24- قاب آيينه نقره. مخصوص آويختن به گردن – موزه هنر‌هاي تزييني – سده 14 هجري

تصوير 23- قاب آيينه اطلس گلابتون دوزي شده. سده 14 هجري – موزه هنر‌هاي تزييني  

تصوير 22- پشت قاب آيينه برنجي قلمزده – سده14 هجري- موزه هنر‌هاي تزييني

آيينه‌هاي بزرگتري هم كه معمولاً روي طاقچه‌هاي اطاق قرار مي‌گرفت داراي قابهاي شايسته و زيبا بودند. آنها نيز گاهي بشكل آيينه‌هاي دردار ساخته مي‌شدند و با نقاشي رنگ و روغني تزيين مي يافتند و يا داراي قابهاي ساده بدون در بودند. گاهي با شيشه‌هاي رنگي كه پشت آنها نقاشي شده يا ساده بود دور قاب آنها را تزيين مي‌كردند. آيينه‌هاي بزرگتر قدي نيز اغلب داراي قابهاي بسيار نفيس مذهب و نقاشي شده بود كه هنوز هم نمونه‌هاي از آنها وجود دارد.

لازم است در اينجا گفته شود تعداد زيادي قاب آيينه‌هاي نفيس گوناگون در موزه هنرهاي تزييني گردآوري شده كه ذكر خصوصيات يك يك آنها در صفحات محدود هنر و مردم مقدور نيست و علاقمندان بآثار تزييني مي‌توانند شخصاً آنها را در موزه از نزديك ببينند. 

بعضي از اشيايي كه تصاوير آنها در اين مقاله بچاپ رسيده متعلق بموزه ايران باستان مي‌باشد. بدينوسيله از همكاري موزه داران محترم موزه ايران باستان تشكر مي‌شود.      [34]