نراقي، حسن. "باغ شاه فين دركاشان". دوره 2،‌ ش 14 (آذر42): ص 36-42،‌ تصوير.

 

 

خلاصه:چشمة فين، زمان احداث بناهاي باغ فين، تاجگذاري شاه اسمعيل درآنجا، آباداني دوبارة باغ پس از زلزلة سال 982 هجري زمان شاه عباس: احداث باغ، حوضخانه،‌ كفسازي حوضخانه و باغ ـ ايجاد بناي كلاه فرنگي بر قرازبام شتر گلوي شاه عباس ـ ايجاد صفة شترگلوي فتحعلي شاه درجنوب غرب باغ، حوضها و كفسازي ـ شرحي ديگر بر ساختمانهاي جديد التاسيس درباغ فين

 

باغ شاه فين در كاشان 

حسن نراقي

 

تاريخ همي‌گويد ايوان نخستين را

در چشمه فين گشتاسب افراشته تا كيوان

(اديب بيضايي كاشاني)

پيغمبر اسلام را پرسيدند: درحالي كه همه امم گذشته به زودي هلاك شدند، چرا ملك پارسيان چنين دراز كشيد.

پيغمبر فرمود:

«لانهم عمر وافي البلاد و عدلوافي العباد»

يكي از سنن باستاني پادشاهان ايران زمين، كوشش فراوان آنها در توسعه آباداني‌ها و احداث آثار و ابنيه سودمند عمومي بود در گذرگاههاي بزرگ و كنار چشمه سارهاي طبيعي هم چون بيستون، طاق بستان، چشمه علي، چشمه اسكندريه نياسر كاشان و چشمه سليمانيه فين، تا با اين راه و روش پسنديده نام نيك خود را جاودان سازند همچنان كه پس از هزاران سال هنوز هم در پيرامون هر يك از آنها آثار پديد است صنا ديد عجم را.

پرتو صفا و منظره نشاط انگيز چشمه روح افزاي فين واقع در شش كيلومتري جنوب غربي كاشان كه از شكاف تخته سنگهاي آهكي جوشيده در سرچشمه شفاف و جويبار روح پرورش جلوه گر مي شود، از دوره هاي باستاني همواره مورد توجه پادشاهان بلند همت و نامجو بوده است، هر يك هم در كنار اين چشمه افسون گر باغ و بستاني دلگشا آراسته و يا كاخ و سرايي شاهانه برپا ساخته‌اند.

اكنون بايد توجه خوانندگان گرامي را بدين نكته جلب نمايد: كه در اين مقاله سرگذشت دوره هاي باستاني چشمه فين كه از ماقبل تاريخ آغاز مي گردد و داستاني دامنه دار دارد مطرح نيست. بلكه در اينجا از حوادث تاريخي چشمه فين و باغ شاه در طي قرون اسلامي گفتگو خواهيم كرد. بنا به گفته مؤلف كتاب (محاسن اصفهان) در صفحه 38 نخستين پادشاه اين دوره كه در كنار چشمه فين به كامراني زيسته و با شگفت و كنجكاوي در اطراف آن نگريسته و براي آگاهي از چگونگي وضع سحرآسا و منبع نامرئي و بي پايان آب آن چشمه آزمايشهايي هم به عمل آورده و توفيقي نيافته، عمربن ليث صفاري بوده كه در سال 265 هجري به پادشاهي بر نشست.

پس از آن احداث باغ و بناهاي شاهانه فين را به پادشاهان آل بويه نسبت داده اند، در عهد ايلخانان مغول نيز بر آبادي و ابنيه آن افزوده شده به طوري كه مردم بومي و رهگذر از صفا و فضاي تفرجگاه‌هايش بهره‌مند مي‌گرديدند. چنان كه ياقوت حموي در قرن هشتم هجري مي‌نويسد:

(مردم كاشان به عشرت و خوش گذراني علاقه دارند و سه روز از ايام هفته را به تفريح در باغهاي خرم و دلگشاي فين مي گذرانند.)

هنگام ورود شاه اسماعيل صفوي به كاشان، بزرگترين جشن دوران پادشاهي كه به منزله تاج گذاري او بود با تجمل و تشريفاتي كه فرّ و شكوه باستاني را به خاطر مي آورد در باغ      [36]        فين برگذار شد و لغت نامه دهخدا در شرح احوال شاه اسماعيل چنين مي‌نويسد:  

(كاشان كه هميشه حص حصين شيعيان بود شاه اسماعيل را با وجد و سرور بي پايان پذيرائي كرده و شاه در قصبه فين   [37] بار عام داد.)

ولي در سال 982 هجري بر اثر زلزله شديدي ابنيه و ساختمانهاي فين به كلي ويران و بيش از 1200 نفر از سكنه آنجا هم هلاك شدند. از اين جهت شاه عباس كبير در سال 1000 هجري برنامه مفصل و جامعي براي آباداني كاشان و بناهاي جدي دولتي طرح نمود كه از آن جمله احداث باغ وسيعي هم در چشمه فين بود. اين باغ نوبنياد 500 متر بالاتر از باغ شاه قديم و در مظهر چشمه سليمانيه به طول و عرض 157 در 144 متر احداث گرديد در وسط باغ حوض خانه مرتفعي در دو طبقه با ايوانها و اطاقهاي متعددي بنا كردند. 

شكل 1- دورنماي منظره كاشان از خيابان چهار باغ و ميدان دولت خانه (دوره شاه عباس بزرگ)

شكل1_ ـب- مهمانسراي عالي شاه عباس در كاشان كه از سنگ مرمر و كاشي ساخته شده بود

از كف حوض خانه تا ازاره پايه و ستونها و همچنين لبه حوض و جدول خيابانهاي چهار جانب شتر گلوي شاه عباس با تخته سنگهاي مرمر شفاف و بسيار زيبايي پوشيده شده بود در سال 1004 هجري شاه عباس با همگي خدم و حشم درباري خود بيش از دو ماه در عمارتهاي نوبنياد ميدان دولت خانه كاشان كه مشتمل بر كاخ همايوني و باغ و پارك مخصوص اقامت نمايندگان دول بيگانه و مهمانسراي عالي شاه عباس و بناهاي با شكوه ديگري در سرتاسر خيابان چهار‌باغ بود توقف نمود و مانند دوره شاه اسماعيل اول « به طرح محافل شادي و بزمي بهشت آسا در باغ سرچشمه فين اشاره فرمود» و در مجالس جشن و چراغاني كه در ميدان بزرگ دولت خانه و ميدانهاي بازار و شهر و چهار بازار قيصريه نوبنياد بپا مي‌گرديد (به گفته سفير روس      [38]      در سفرنامه خود)،(شكل1) و (شكل1 ب ) شش بار از سفرا و هيئت‌هاي نمايندگي بيگانه پذيرايي به عمل آمد.

شكل 2- سر در قديم ساختمان باغ شاه و پاسدار خانه‌هاي دو طرف آن

پس از شاه عباس نيز به فرمان شاه صفي بناي دو طبقه بلند بالايي با چوب و آهن بر فراز بام شتر گلوي شاه عباس به نام كلاه فرنگي افراشته شد كه تا نخستين سالهاي دوران مشروطيت برپا بود.(شكل2) و (شكل2 ب)

گراور كلاه فرنگي كه ملاحظه مي‌شود از كتاب سفرنامه اوژن فلاندن فرانسوي برداشته شده. باغ شاه تا پايان دوره صفويه همچنان معمور و آباد و از تفرجگاههاي پادشاهان آن سلسله بود به طوري كه علاوه بر سرپرستي و مراقبت در تعميرات به كم و بيش بر ساختمانهاي آن افزوده مي شد.(شكل3)  

در فتنه افغان و ماجراهايي كه پس از آن بليه دامن‌گير ايران گرديد باغ شاه هم مانند كليه ابنيه دولتي و عمومي كاشان رو به ويراني نهاد، تا آنكه بر اثر زلزله بنيان كن سال1192 همه ابنيه و عمارات كاشان يكباره منهدم و ويران گرديد.

از اين جهت كريم خان شهريار زند براي تدارك مسكن و وسائل زندگي نجات يافتگان از زلزله فرماني براي تجديد بنا و ساختمانهاي عمومي و شهري از برج و باره و بازار و مساجد و غيره صادر نمود و لوازم آن را در اختيار عبدالرزق خان حاكم كاشان قرار داد. و او در حالي كه به ساختمانهاي عمومي شهر پرداخت چون ابنيه دولتي ميدان دولتخانه و خيابان چهار‌باغ به كلي منهدم و غير قابل تعمير بود از آنها صرف نظر كرده، خرابي هاي باغ شاه را تعمير و عمارت دو طبقه تازه سازي هم به نام خلوت كريم خان بنا كرد. 

شكل2 ب- شتر گلوي شاه عباسي

اما بر اثر زد و خوردهايي كه پس از مرگ كريم خان در حدود كاشان رخ داد، آن باغ و كاخ هم رونق و آبادي خود را از دست داد. در سلطنت فتحعلي شاه قاجار كه دوام و ثباتي در اوضاع كشور پيدا شد طبع زيباپسند خاقان مايل به عمران و آباد كردن آنجا گرديد صدر اعظم اصفهاني را مأمور اين كار و ساختمان مدرسه سلطاني كاشان نمود .(شكل4)

علاوه بر تعمير ابنيه قديم باغ شاه به دستور خاقان حمام بزرگي هم با سنگ و ستونهاي مرمر زيبايي ساخته شد، و در زاويه جنوب غربي باغ نيز صفه نوبنيادي به نام شتر گلوي فتحعلي شاهي بنا نهادند كه با نقش و نگارهاي دلپذيري آراسته گرديد. از جمله       [39]       نقاشيهاي آن صفه ميان هر طاقچه و طاقها صورت يكي از فرزندان خاقان با لباس درباري آنها بود.(شكل5)

در كتيبه دور صفه هم قصيده و تاريخ بنا را كه خاوري كوزه كناني گفته بود گچ بري كرده بودند. اين است مطلع و مقطع آن قصيده :

زهي عشرتگه خاقان خهي خر گاه خاقاني

ندانم نقش ارژنگي تو يا صورتگر ماني

به پايان كاخ سلطاني چو آمد خاوري گفتا

كه جاويد از جلوس شاه بادا كاخ سلط

(1226)

در كف بنا و اطراف حوض و جدولها سنگهاي مرمر صيقلي به كار برده بودند، ولي مرمرهاي ازاره اطراف صفه داراي

حجاري هاي زيبا و منقش به آب طلا بود. روي سنگهاي دست انداز جلو شاه نشين هم اين بيت با خط طلايي كنده شده بود جلب توجه مي نمود:  

اين دستگه شه جهان است عشرتگه خسرو زمان است

شكل 3ـ جدول مقابل در ورودي باغ شاه فين به طرف استخر بزرگ

شكل4- مدرسه شاه از آثار فتحعلي شاه قاجار واقع در كاشان  

در شتر گلوي شاه عباس هم به امر خاقان روي سقف و جدار همه بنا با نقش و نگارهاي افسانه اي تزيين يافت. از آن جمله تصوير بزرگي از جلوس خاقان با وضع مخصوص خود بود كه شاهزادگان و امراي بزرگ دو طرف او به صف ايستاده اند و اين رباعي در زير تصوير نوشته شده بود:

تمثال شهنشاه فلك جاه است اين

يا پيكر مهر و طلعت ماه است اين

هر كس كه بدو نظر نمايد گويد

سلطان جهان فتحعلي شاه است اين

در يكي از اطاقها هم پرده بزرگي از شكارگاه خاقان بود كه لرد گرزن نايب السلطنه هندوستان در سال 1307 آن را ديده و در سفرنامه خود نوشته است . (شكل6)

شكل6- منظره شتر گلوي فتحعلي شاهي بعد از تعميرات جديد آن

شكل5- نماي شتر گلوي فتحعلي شاهي باغ شاه فين

خاقان به واسطه علاقه فراواني كه به خوشگذراني در باغ شاه فين داشت همه سال چه مدتي كه باغ در دست تعمير بود و چه پس از اتمام آن به كاشان مسافرت نموده چندي در باغ شاه به كامراني مي زيست، همچنانكه قصايد و مدايح گويندگان آن زمان حاكي از اين معني است:

از آن جمله اين غزل معتمدالدوله نشاط گوينده درباري يكي از صحنه هاي بزم خاقاني را نمودار مي سازد:

روز طرب و خرمي و دولت و دين است

              دوران زمان شاد به داراي زمين است         [40]

اين مهبط نور است كه در وادي طور است

يا انجمن شاه كه در گلشن فين است

 

در سال 1324 ق نيز اديب شيباني كاشاني يكي از محافل شاهانه باغ شاه را به نظم آورده است:

ببال اي عرصه كاشان به خويش از طالع والا

كه پيش قدر ميمونت دو تا شد قامت جوزا

نشسته شاه بر ايوان بسان خسرو انجم

ستاده جمله شهزادگان در خدمتش برپا

اديبا گر نديده چشم كس بر انجمن انجم

به كاشان گو بيا بنگر بر انجم انجمن پيدا

همان گوينده در سال 1326 نيز گفته است:

اي قصر فين خرم نشين كت بخت بيدار آمده

شاه جهان سويت همي با عزم ديدار آمده

بطحاست گويي اي عجب در موسم عيش و طرب

هر سال شاهش بي تعب با هدي و ادرار آمده

در سال 1242 حكومت كاشان به علي محمد خان نظام الدوله نواده صدر اعظم اصفهاني داماد سوگلي خاقان واگذار شد و او كه با خورشيد كلاه خانم همسر خود به كاشان آمد در باغ شاه اقامت نمودند. نظام الدوله براي حرم سراي خود در سمت شمال باغ شاه ساختمان مفصلي بنا نهاد كه به خلوت نظام الدوله معروف گرديد. (شكل7)

در سال 1245 ق فتحعلي شاه چندي در آن باغ مهمان دختر و داماد خود بود، ولي آخرين ديدار او از باغ شاه در سال 1249 ق هنگام عزيمت به اصفهان بود كه هشت روز در آنجا به سر برد پس از خاقان محمد شاه نيز هنگام مسافرت به اصفهان پانزده روز در باغ شاه اقامت نمود و دستور ساختن تالار و خلوت مخصوصي را هم در ضلع غربي باغ داد. (شكل8)

از آن تاريخ به بعد فقط شاهزادگاني كه حاكم كاشان بودند در باغ شاه اقامت نموده آنجا را مركز حكمراني خويش قرار مي دادند مانند شاهزاده طهماسب ميرزا مؤيد الدوله در سال 1251 ق بهمن ميرزا بهاء‌الدوله در سال 1252 فتح الله ميرزا شعاع السلطنه در سال 1255 شاهرخ ميرزا در سال 1264 و جلال الدين ميرزا احتشام الملك در سال 1268 و همچنين شاهزادگان و رجال بزرگ كشور و سفراي بيگانه كه از كاشان عبور مي نمودند در باغشاه فرود آمده و از آنها پذيرايي به عمل مي آمد همچون فرهاد ميرزا معتمدالدوله فرمان فرماي فارس در سال 1257 و 1293 كه در حين عبور به واسطه تذكر فتح الله خان شيباني گوينده نامي بر مزار ملا محسن فيض فرود آمده و دستور ساختن آرامگاه را با معجر آهني براي آنجا داد.

شكل7- خلوت نظام الدوله كه اكنون بر روي خرابه آن موزه جديد ساخته شده  

شكل8- نماي اطاق شاه نشين باغ شاه و حوض جوش  

سرجان ملكم وزير مختار انگليس در سال 1225 ق       [41]      كنت سرسي سفير با هيئت سفارت فوق العاده فرانسه در 1256 كنت گوبينو سفير فرانسه در سال 1270

سر پرسي كاكس مأمور سياسي و نظامي انگليس در سال 1307

لردگرزن فرمان فرماي هندوستان در سال 1307

جنرال گلد اسميت انگليسي در سال 1287

مادام ديولافوا فرانسوي در سال 1299

ناصر‌الدين شاه نيز در سال 1267 هنگام بازگشت از اصفهان چندي به اتفاق ميرزا تقي خان اميركبير در باغ شاه به استراحت و تفريح پرداخت ولي ديري نگذشت كه صدر اعظم دانا و تواناي خود را به گناه راستي و درستي و جلوگيري از دزدي و رشوه خواري با همسر محبوبه اش كه خواهر خود او بود به كاشان تبعيد و مانند تبهكاري محكوم او را در اطاقهاي در بسته خلوت نظام الدوله باغ شاه فين زنداني كردند و پس از چهل روز رنج و شگنج روحي دادن، خون پاك و مقدسي كه از قلب ايران در شرايين آن مرد بزرگ جاري بود با تيغ خيانت كاري و ناجوانمردي ريخته شد. بر اثر اين فاجعه ننگين نام و نشان باغ شاه يكباره از خاطرها فراموش گرديد تا سال 1288 ق كه شاهزاده احتشام الملك فرماندار كاشان و باغ شاه را محل نشيمن خود ساخت. با تعميرات اساسي (گويي رخت سوگواري را از پيكر اين باغ و كاخ بيرون آورد). (شكل9) و (شكل9-ب)

پس از آن هم تا آغاز دوره مشروطيت با غ شاه تنها تفرج گاه عمومي كاشان بود و با سرپرستي حكام وقت سر و صورتي داشت. در اين دوره به واسطه سركشي و ياغي‌گري نايب حسين كاشي باغ شاه هم مورد تاخت و تاز و محل جنگ و گريز اشرار و قواي دولتي قرار گرفت.

سپس نيز اشرار براي استفاده در ساختمانهاي خود، اشياء گرانبهاي آن را از در و پنجره و سنگ مرمر و حوض و كاشي تا چوب و تخته و آهن پاره هاي كلاه فرنگي به غارت بردند. بعد از ختم غائله اشرار توطئه اي براي ربودن و تملك آن به عمل آمده بود كه به واسطه حسن نيت آقاي تقي زاده وزير دارائي وقت جلوگيري شد و بالاخره در سال 1313 به اهتمام آقاي حكمت وزير فرهنگ در فهرست آثار تاريخي ثبت و به تصرف اداره كل باستان شناسي داده شد. در سالهاي اخير نيز با كوششهاي آقاي مصطفوي رئيس آن اداره علاوه بر مراقبت در نگاهداري آن تعميراتي به عمل آمده و دو بناي تازه در باغ شاه ساخته شد:

1ـ ساختمان مجلل و جامعي براي موزه آثار تاريخي كاشان در محل خرابه هاي خلوت نظام الدوله كه از طرف انجمن قانوني حفاظت آثار تاريخي كاشان و به همت و كوشش مرحوم احمد مدير نراقي رئيس آن انجمن ساخته و پرداخته شده.

2ـ بناي نوسازي از اعتبارات انجمن آثار ملي مركز بر روي خرابه هاي خلوت كري خاني كه مقابل عمارت نو بنياد موزه است احداث گرديد.

در پايان اين گفتار از جمله قصائد و اشعاري كه گويندگان ادوار مختلف درباره وضع و سرنوشت باغ شاه گفته اند به بيان مطلع دو قصيده اكتفا كرده و كسانيكه مايل به مطالعه تمامي آن قصائد هستند به ديوانهاي گويندگان مراجعه فرمايند.

نخست ملك الشعراء بهار گفته:

شكل9- سر در باغ شاه

شكل9 ب- ساختمان سر در باغ شاه پس از تجديد بناي شاهزاده احتشام الملك

سر چشمه فين بين كه در آن آب روان است

نه آب روان است كه جان است و روان است

دوم گوينده نامي كاشان اديب بيضايي كه سوابق درخشان باغ شاه را در نظر دارد هنگام استيلاي اشرار تأثرات خاطرش را در قطعه اي با اين مطلع بيان كرده است

عشرتگه خاقان را تا كرد جهان ويران

كاشان اَلَمستان شد چون مقبره خاقان

سرچشمه فين گويي چشمي است كه مي‌گريد

بر منظر باغ شه بر منظره كاشان

باغي كه دل آسودي بر نغمه مرغانش

از شيون جغد اينك گرديده بقبرستان       [42]