|
|
||
خامهچي، بهروز. "هفته بازارهاي قلمرو جغرافيائي سهند". دوره 12، ش 142 (مرداد53): 50-53. |
||
|
|
||
|
خلاصه: مبادله كالا در بازارهاي هفتگي اطراف سهند، محصولاتي كه دراين بازارها عرضه ميشود، ارتباط بازارهاي هفتگي و شهرهاي حومه سهند. |
|
|
هفتهبازارهاي قلمرو جغرافيايي سهند
بهروز
خامهچي بازارهاي
هفتگي اطراف سهند؛ رابط روستائيان با
شهرنشينان است؛ ازنظراقتصادي؛ اين
بازارها بهترين مراكز مبادله كالا بوده؛
عرصه مناسبي است براي تبادل اجناس كشاورزي
واينكه تقريبا اين بازارها قسمت عمده
محصولات زراعتي و دامپروري را با قيمت
ارزان و مناسب بكام خود ميكشد. بازارهايهفته
اطرافو قلمرو سهند؛ براي مردماين
منطقه نوعي مشكلگشاي عرضهوتقاضااست.
دراين بازارها احتياجات زندگي روستائيان
چه از طريق خريد اشياء و اجناس بطور نقدي و
چهاز نظرمعاملات پاياپاي برطرف ميشود.
بازارهاي روزوهفتگي؛ بصورت مراكز وسيع
مبادلات اجناس در آمده است كه همه نوع
معامله انجام ميگيرد. حجم معاملات در اين
بازارها به نسبت كثرت اجناس و افزايش
كالاهاي مورد نياز زيادتر شده است. بازارهاي
هفته در روزهاي معيني در يكي از مراكز تجمع
روستائيان تشكيل ميشود. دراين بازارهاي
موقت؛ كشاورزان با تحويل محصولات و
فرآوردههاي زراعتي از قبيل ميوهجات؛خشكبار؛غلات؛
بادام؛ برگه؛
حبوبات و اجناس دست بافت مثل قالي؛گليم؛
جاجيم يا مواد لبنياتي مانند پنير؛ پوست؛
روده؛ پشم؛ روغن و كره اجناس مورد احتياج
خود را تهيه كرده و به خانه ميبرند.
كمترپوليدربازارها ردوبدل ميشود؛بعضي
اوقات جنس رابا جنس ديگر عوض ميكنند؛
قالي را با اسب و گوسفند؛ غله را با لوازم
خانگي و از اين
قبيل معاملات. روستائيان سعي ميكنند
بهرطريق كه شده خود را به بازارهفتگي
برسانند؛ اگر كاري هم نداشته باشند.
بازارهفته محل ملاقات مناسب وخوبي براي
روستائيان محسوب ميشود. و تبادل نظري در
بيشترمسايل زراعتي و اجتماعي بعمل ميآيد.
عدهاي از پيشهوران بصورت فروشندگان
دورهـ گرد و سيار (پيلهور)(1) جاي معيني
در اين بازارها براي خود دست و پا كردهاند
و بر تعداد روزهاي هفته در بازارهاي
مختلف؛ بساط خود را پهن كرده به مشتريان
عرضه ميكنند. هر روز محل كسب خود را از
اين بازار تغيير ميدهند. فروشندگان
صبح زود از محل زندگي خود به طرف مكاني كه
بازار هفته در آن تشكيل ميشود حركت ميكنند
بسيار سريع و با علاقه فراوان. اغلب
بازارهابه نام روزهائي كه درهفته تشكيل ميشوندنامگذاري
شده، بيشتر از ساير روزها مركز تجمع مردم
ميباشد و روستائيان در كمترين فرصت با
سادهترين وسيله گاهي پياده ميتوانند
خود را به آن برسانند. درقلمرو
جغرافيائي سهند؛ بازارهاي متعددي دربخشها
وشهركها بوجود آمده كه هر كدام از اين
بازارها؛مقدار زيادي از محصولات
كشاورزي روستاهاي تابعه دور و نزديك را
جذب ميكند. اين
بازارهاي هفتگي اطراف شامل بازار احشام و
دامها و بازار اجناس و محصولات كشاورزي
است: 1ـ
ميدان دنديل مراغه 2ـ
يكشنبه بازار بناب ـ دوشنبه بازار بناب (مخصوص
احشام) 3ـ
چهارشنبه بازار شيراز عجب شير 4ـ
شنبه بازار آذر شهر (توفارقان بازاري) 5ـ
يكشنبه بازار گوگان 6ـ
پنجشنبه بازار محقان 7ـ
سهشنبه بازار خسرو شاه 8ـ
دوشنبه بازار ايلخچي (بازار فروش پياز) 9ـ
پنجشنبه بازار اسكو 10ـ
بازار عمومي صاحب المر تبريزـ ميدان گجيل
ـ ميدان كشتارگاه (مخصوص حيوانات) 11ـ
سه شنبه بازار اكين آباد 12ـ
دوشنبه بازار تكمهداش 13ـ
چهارشنبه بازار سر اسكندر 14ـ
جمعه بازار قريب دوست 15ـ
پنجشنبه بازار ذولبين رابطه
روستاهاي سهند با شهرهاي ح.مه و بازارهاي
هفتگي: شهروحومه
واطراف آن؛ همواره توأم وبا هم تشكيل
جوامع انساني رابعهده ميگيرند شهرها؛همه
روستاها و حوزههاي كشاورزي اطراف خودرا
كنترل ميكند. بين شهرها و حومه آن
روستاهاي منطقه سهند؛وابستگي دائمي و
داخلي وجود دارد ودر همه زواياي ناحيه
روستائي آن ريشه دوانيده است. غالبا
توليدات وفرآورههاي روستاهاي آن بيشتر
در شهرها نيز بفروش ميرسد. ميتوان گفت
كه شهرهاي قلمرو جغرافيائي سهند؛ حياتاش
وابسته و پيوسته؛ به بخش كشاورزي آن است و
بطورمعمول روستاهاي مزبور؛ در آمد و
سرمايه خود را به آن شهرها فرستادهاند و
ناگزيرند وابستگي دائمي با مركزاستان
وسايرشهرها ونقاط پرجمعيت برقرارنمايند.
باتوجه باين مسئله؛ميان شهرهاوروستاها
و نواحي پرجمعيت؛ مراكز معاوضه و مبادله
كالا و خريد و فروش
توليدات و فرآوردههاي روستائي و كشاورزي
بوجود آمده كه هفته بازار نام دارد. روستائيان
پس از فروش محصولات خود؛ همه نيازها و
احتياجات خود را از شهركها و بازارهاي
هفته تهيه ميكنند. فروش
كالاهاي غير ضروري و زينتي در بازارهاي
روز معمول شده و معاملات قسطي و نسيه نيز
باين بازارها راه پيدا كرده است. داير شدن
بانكها در شهركها و روستاهاي پرجمعيت و
رواج چك وعدهدار در امر مبادله كالا
بخصوص حيوانات وفرش وغلات و ساير محصولات
با سرمايه حجيم بر رونق اين بازارها
افزوده است. در گذشته قدرت خريد يك روستائي
مساوي بودبا ميزان محصولي كه به بازارعرضه
ميكردولي قدرت خريدش درحال حاضربه نسبت
جنسي كه به بازار عرضه ميكند افزايش
يافته است و همواره ميتواند كمبود خود را
از طريق نسيه مرتفع كند يا چك مدت ـ دار
بكشد. بعضي
ازكشاورزان سعي ميكنند قبلامحصولات
خودرابه قيمت مناسبتري فروخته بعدبه
بازار هفته بيايند ولي عدهاي ديگربهمان
طريق سابق ازگاو وگوسفند گرفته تا مرغ
خانگي وفرش وغلات و حبوبات و همه را با خود
به بازار آورده آنها را در مقابل مايحتاج
خود بهر قيمتي كه شده ميفروشند. مكان
بازارهاي هفته دو بخش جدا از هم است ولي در
يكروز و گاهي در هفته در دو روز معاملات
انجام ميگيرد. قسمتي مخصوصاجناس خوراكي؛پوشاك؛
لوازم خانه و بخشي از آن به فروش حيوانات و
دامها اختصاص داده شده است. در
بخش اول كه يك ميدان وسيعي است فروشندگان
براي خودشان سالهاي متمادي مكان و جاي
ثابت و دائمي ايجاد نموده كه بوسيله ريش
سفيد بازارو ساير فروشندگان برسميت
شناخته شده است. هرفروشنده؛ بساط خودرا
پهن كرده؛ چادر و آلاچيق بر پا ميكند. در
هفته بازارها اين اجناس فرخته ميشود: خشكبار=
بادام ـ گردو ـ كشمش ـ سبزه ـ برگه ـ سبزي
خشك ـ خرما. ميوه
و صيفيجات= هندوانه ـ
سيب و گلابي ـ هويج ـ گوجه فرنگي ـ كلم ـ
سيب زميني ـ پياز ـ سبزي خوردني. غلات=
گندم ـ جو ـ آرد ـ كرشنه ـ چاودار ـ تخم
يونجه. حبوبات=
نخود ـ لپه ـ برنج ـ لوبيا ـ كشك. وسايل
كشاورزي= گاو آهن ـ
بيل ـ كلنگ ـ پارو ـ طناب ـ زين و پالان. مواد
غذائي=
كره ـ پنير ـ عسل ـ تخم مرغ ـ ماست ـ روغن
حيواني ـ نباتي ـ قند ـ چاي. پوشاك=
چيت ـ پارچه از همه نوع ـ لباسهاي كهنه و
مستعمل ـ كفش چرمي ـ لاستيكي. دست
باف=
قالي ـ قاليچه ـ گليم ـ جاجيم ـ جوال ـ
خورچين ـ جوراب ـ پيراهن پشمي. لوازم
خانه=
چراغ نفتي ـ زتبوري ـ خوراكپزي ـ سماور ـ
راديو ـ ظروف غذاخوري. انواع
كتابهاي مذهبي و داستان =
شاه اسماعيل ـ مختارنامه ـ حسن كرد ـ
شيرويه ـ توضيحالمسايل ـ تقويم و شمايل و
تصاوير ابنياء و اولياء. در
بخشي ديگر از ميدان بازار هفته ، كه عموما
محصور كاروانسرا است انواع دامها و
احشام مانند گوسفند ـ گاو ـ بزـ بزغاله ـ
گاوميش ـ اسب ـ قاطر ـ الاغ ـ شتر و اقسام
مرغهاي خانگي مانند خروس و مرغ ـ اردك ـ
غز ـ بوقلمون ـ انواع چرمخام ـ پوست
گوسفندوبز ـ پشم گوسفند ـ پشم بره (گزم)ـ
كرك بزوسايرفرآوردههاي دامي بفروش ميرسد.
درهفته
بازارها سود بيشتري عايد واسطهها ودلالها
ميشودكه سالها استادكاروطرف اطمينان
بوده و با قاطعيت معاملات را روبراه ميكنند. روزهاي
انجام هفته بازارهاي قلمرو سهند؛ هيچوقت
از فكر معامله كنندهها و سوداگران شهركها
و روستاها فراموش نميشود. اين بازار براي
مردم كشاورز توليد يك سرگرمي ميكرده و يك
حرفه و شغل دائمي در مورد داد و ستد شده است
و معاش خانوادههاي آنان از اين رهگذر
تأمين ميشود. ارتباط
بازارهاي هفتگي و شهرهاي حومه سهند:
شهرها
ناگزيرند جهت ادامه حيات با بازارهاي هفته
و بعضي از حوزههائيكه اضافه توليد دارند
رابطه برقرار نمائيد؛ اين وابستگي
اقتصادي بوسيله شبكههاي حمل و نقل كه
موجب جابجائي كالاها و مردم است صورت ميگيرد. شهرها
عموما حيات خود را از اضافه توليد
كشاورزان بايد مراحلي را به پيمايد كه اين
خود سبب بوجود آمدن مراكز مبادلاتي بين
شهرها و روستاها ميگردد. از اين مراحل ميتوان
تمركز اضافه توليد و حمل آن به مراكز مصرف
در شهر را ذكر كردودر مقابل؛ شهرها
نيزوسايل مورد نياز قلمروخودرا بطور
مستقيم به شهركها و روستاهاي اطراف ميفرستد
يا مردم روستاهارا جهت استفاده ازامكانات
شهري به داخل محدوده شهرميكشدوبنام (منطقه
نفوذ شهر) ناميده ميشود كه
نمايشگرتأثيرنفوذ اقتصادي؛ اجتماعي؛فرهنگي
وسياسي شهردربخشهاوروستاها و شهركهاي
اطراف خود ميباشد. تبريز
به نسبت قلمرو جغرافيائي مقام (مكان مركزي)
داشته و نفوذ خود را بيشتر و بهتر به
بخشهاي اطراف ميرساند؛ شهر مركز همه
فعاليتهاي تجاري است از اين رو همه
امكانات اقتصادي رادر داخل خود ميدهد؛
سپس جريان منظمي كالاهاي توليد شده را به
شهرهاي حوزه تجاري خود ميفرستد. راههاي
ارتباطي ميان هفته بازارها وحوزه قلمرو
تجاري تبريز و شهركهاي اطراف سهند سبب
شده كه پس از دريافت كالا به نسبت در ميان
مراكز كوچكترتوزيع شود. ايجادراههاي شهري
و شاهراهها بين مركز شهر و روستاها و شهركها
و مزارع اطراف مهمترين اثري كه دارداين
است كه روستاها را از انزواي جامعه اقتصاد
بسته درميآورد. مسافرتهاي روزانه مردم
شهركها و روستاهاي سهند به تبريز براي
خريد مايحتاج ضروري گاهي از اهميت هفته
بازارها ميكاهد ولي اين مسافرتها تابع
فصل و آب و هواي منطقه است. بطور
خلاصه شهر بايد به مردماش غذا برساند و
آنرا تأمين و توليد كند كه اين امر سبب
تحرك و رونق تمام بازارهاي اطراف شهر ميشود
همينطور بايد براي صنايعاش مواد اوليه
خام تهيه نمايد. تبريز
و بازارهاي هفتگي سهند منطقه مبادله و نقش
جمعآوري و پخش و توليد كالاها را بعهده
دارد. چهره
عمومي بازارهاي هفته را ميتوان خيلي
فشرده باين طريق شرح داد: هفته
بازار محوطهاي باز است كه حاشيه و كنار
آن را فروشندگان با پهن كردن بساط خويش
محصور كردهاند و از هر نوع كالائي خاصه
كالاهاي ارزان قيمت وخوراكيهاي گوناگون
در اين بازارها پيدا ميشود. بيشتر خوراكي
را همانطور ايستاده ميخورند؛ قهوهچي
نيز بسيار است با قوري بزرگ وآب داغ وكبابي
روي چرخهاش نيز در حال حركت. گاهي درگوشه
و كنار ميدان؛ قهوهخانههائي با منازل و
اطاقها بوجود آمده كه مركز تجمع پيشهوران
و روستائيان ميباشد. اين قهوهخانهها
براي مشتريان خود تدارك غذا و چائي را ديده
كه در تابستان و زمستان بهترين پناهگاه و
استراحت بشمار ميآيد. همه از كارها و
زندگي؛ مزرعه؛ بازرا هفته؛جريان آب اوضاع
جوي؛ وضع خانوادگي و مشكلات خويش بيكديگر
گزارش ميدهند. كسانيكه غذا و استراحت و
كارش تمام ميشود قهوهخانه را ترك
كرده بلافاصله جاي خالي را يكدسته ديگر از
روستائيان كه براي خريد و
فروش به بازرا آمدهاند پر ميكنند. (پاورقي)
1ـ
پيلهور را بزيان محلي روستائي سهند (چرچي)
گويند كه لوازم خانگي و پارچه و زينتآلات
را سوار اسب و الاغ كرده و هميشه در حال
حركت از دهي بده ديگر است نوعي پيلهور كه
ميوه و سبزي را از شهر بروستا آورده آنها
را با غلات تخممرغ و پوست و پشم عوض ميكند. |