|
|
يادي از پدران سالخورده
عيسي بهنام دكتر در باستانشناسي بياييد اين يادگارهاي زيباي
پدرانمان را كه بصورت ويرانههايي با
سماجت مخصوص هنوز برجاي ماندهاند براي
خودمان و براي نسلهاي آينده محفوظ
بداريم و مانع از ميان رفتن آنها باشيم. اين ويرانهها كه امروز در بسياري
از نقاط كشور ما بچشم ميخورند يادگار
زندگي و فعاليت پدران ما هستند و ما بايد
آنها را عزيز بداريم؛ همانطوري كه مادر
بزرگمان را هر قدر هم پير و فرسوده باشد
دوست ميداريم. اينها ما را بياد ايام
بسياركهني مياندازند كه راديووتلويزيون
و تلگراف و تلفن وجود نداشت. مردم اين
سرزمين با همان وسايل محدودي كه دراختيار
داشتندروزهاي خوشي را ميگذراندند. شكي
نيست كه كسي نميتواندتوقع داشتهباشدما
امروز به روزهاي غارنشيني بر گرديم ولي
باوجود تمام وسايل راحتي حيرتانگيزي كه
صنعت و تمدن امروزي در دسترس ما قرار داده
باز بسياري از ما آرزو داريم چند روزي
مانند ايام سابق در طبيعت بيآلايش؛ دور
از هر جنجال؛ دور از اخبار راديو؛و دور
ازدود ماشينها بگذرانيم. بين خودمان
باشد؛شايد بعضي ازما هم بيميل نباشيم
چند روزي مانند غارنشينان زندگي كنيم. ولي اين كار برايمان ميسر
نيست. تمدن پيشرفته امروزي كه بر سرما سايه
افكنده روح ما را معذب نموده است. بنابراين
ما بايد كوشش كنيم آنچه را
را كه امروزه « محيط زيست» ناميده
ميشود در اطراف خود بوجود بياوريم. اين دو زن چادري و اين حصار سالخورده شهر قديم يزد هر دو يادگاري از گذشته ما هستند . من از ديدن اين يادگار شادم. شايدشما ساختمانهاي آسمان خراش را كه تدريجا“ در شهرهاي ما بر پا ميشود ترجيح ميدهند. |
|
خوشبختانه ، امروز شاهنامه محبوب
ماشورايي را مأمورحفاظت ومرمت اين آثار
كهن وحفظ و صيانت ميراث فرهنگي ما نمودهاند،
و ديگراين آثارنميتواند مانند سابق راه
خارج از كشور را در پيش گيرند تمام آثار
تاريخي ما تحت تعمير و حفاظت دقيق قرار
گرفتهاند و به ثبت رسيدهاند. بسياري
ازآنهادرنقاط دور افتادهاي قرار دارند
ولي مسافت زياد مانع امر نشده است
كه آن آثار تحت حفاظت شورا قرار گيرند. البته شورا كار خودش را ميكند و به
آن ادامه ميدهد، ولي اين مردم سرزمين ما
هستند كه بيش از شوراي حفاظت آثار تاريخي
بايددرحفظاين آثاربكوشند. همانطوركه
شما توقع نداريد پدربزرگ يا مادربزرگتان
راديگران تر و خشك كنند نبايد توفعداشتهباشيدكه
فقطسازمانهايدولتيبهحفاظت اين
آثار،اين يادگارهاي كهن شماكه موجب
افتخارتان است بپردازيد تا دستخوش بياعتنايي
و حوادث گردند. بدون شك شهرتهران ما،كه بسياردوستش
داريم،كمكم داردشبيه به پايتختهاي
بزرگ جهان ميشود.ولي ديگرما چيزي درآن
نميبينيم كه مارا بيادپدربزرگ
ومادربزرگمان بياندازد.تاهمين پنجاه سال
پيش در همين ميدان سپه كه درآن موقع ميدانتوپخانهنامداشت
سردرهايزيباييبودكه بكاشيهاي جالبي
مزين شده بود.خارج از ميدان توپخانه به
شمار ميآمد. تنها خيابان زيباي اين شهر خيابان
لالهزار بودكه امروز،ببخشيد،به
جهنمي مبدل شده است.در يك سوي آن سايباني
بود كهآنرا«سواد»ميگفتندودرآن
روزهاما جوانان در زير آن سايهبانها
گردش ميكرديم و فكر ميكرديم تفريحي از
آن بالاتر نيست.وقتي از چهارراه كنت بالاتر
ميرفتيم به دروازه دولت ميرسيديم از
زير سردر زيباييعبور ميكرديم كه در
بالاي آنداستانرستمرا با كاشيهاي
رنگين زينت كرده بودند واين داستان مارا
هر روز بياد قهرمانيهاي پدرانمان،بياد
جمشيد و طهمورس ميانداخت.كمي بالاتر
منزل ملكالشعراي بهار بود كه كاملأ خارج
شهر بود و در كنار آن زميني بود كه ما در آن
فوتبال بازي ميكرديم. كسينميگويدامروزتهرانرابهحالسابقشبرگردانيدولياينساختمانهايكهن،اينديوارهاينيمويرانه،اين
حصار شهر قديم يزد را خراب نكنيد و آنرا
محافظت كنيد تا خراب نشود،چون اين ديگر
موجب مزاحمت كسي نيست و بما داستانهاي
عجيبي نقل ميكند. اينديواركهن ميگويد(بنابرنوشته
تاريخنويسان اوايلدوران اسلامي)كه در
زمانهاي بسيار قديم در زمان يزدگرد،كه
اين شهربه نام اووبه نامايزد بزرگ
است،مريضهاي سخت را به اين شهر ميفرستادند
تا بهبود يابند.ميگويندكه اين حصار
درحدود نهضدسالقدمتدارد. وقايع
گوناگوني در كنار آن اتفاق افتاده و اين
ديوار كهن آنها را بسينه سپرده و ميتواند
به ما بازگونمايد.در بعضي از نقاط بلندي آن
به حدود16 متر ميرسد ولي در آن تيرآهن
وسيمان بكار نرفته. استاد بناي حقيري كه نا
مش هم از ياد رفته است،خشت را روي خشت
گذاشته و با جرأت و شها مت فوقالعادهاي
تا شانزده متر ارتفاع ديواري را برپا كرده
كه هنوز بيش از نهضد سال در برابر ما قد علم
كرده است. وقتياقوام خارجي تحت عنوان معرفيدين
اسلام برمامسلط شدند وشاهنشاهي عظيم
ساساني يكباره؛ به سبب آفتهاي مختلفي كه
در ريشههايش رخنه كرده بودفرو ريخت؛
ايرانيان اصيل از ترس ظلموجوراشغالگران
به اين شهرپناه بردند و با پرداخت ماليات
سنگيني موفق شدند از آزادي مختصري بر
خوردار گردند. «شاردن» در حدود چهارصد سال
پيش ازاين شهرعبوركرده واظهار داشته است
وضع زردشتاياني كه درآنجا اقامت
داشتندرقتباربوده است. امروز خوشبختانه
در كشورما مسئله اقليتهاي مذهبي
وجودندارد؛با اينكه دين رسمي
ماايرانيان اسلام است؛ولي ماميتوانيم
به اين دسته از هموطنانمان همه نوع خفت و
تحقيري را تحمل كردند و حاضر نشدند از مليت
و عقايد و مذهبشان دست بردارند افتخار
كنيم. امروز در شهر يزدمساجد زيبايي
وجوددارد كه در مورد آنها كتابي بوسيله
مهندس سيروكه مدتي در ايران اقامت داشت و
به ساختمانهاي قديم ايران علاقه زيادي
نشان داده منتشر شده است. من يك بارديگر عكس اين حصار قديم
شهر يزد را كه در صفحات اين مجله منتشر ميشود
نگاه ميكنم و از ديدن آن لذت ميبرم؛و
آرزو ميكنم بار ديگر بتوانم براي ديدن آن
به يزد مسافرت نمايم. كلمه يزد مرابيادويرانههاي زيباي
ديگري انداخت كه درميان راه اصفهان به
شيراز قرار گرفته و يزد خواست (يعني ايزد
خواست به مفهوم خدا خواست) نام دارد. |
|
و اينك كلامي را كه گذشتگان بصورت
كتيبهاي در اين كاروانسرا يا مهمانسرا
برجاي گذاشتهاند مورد توجه قرار دهيد: «درايام سلطان اعظم؛ تبليغ كنده
مذهب ائمه اطهاركلب آستان عليبنابيطالب؛
كه خداوندملك وپادشاهيش را محفوظ بدارد.»
اين كلام بعربي است؛ ولي چون من متن عربي
آنرااكنون در دست ندارم مفهوم آنرا به
زبان خودمان برايتان نقل كردم.
پروفسوراتينگهئزن دانشمندباستانشناس
امريكايياعتقادداردكهاين كتيبه
ازمحمدرضاي امامي اصفهاني خوشنويس معروف
صفوي است. بهرحال «كلب آستان علي ابن علي
طالب»يعني شاه عباس بزرگ به اين بنا
وديگر كاروانسراها و ساختمانهايي كه
موجب رفاه مسافران بودند علاقه زياد داشت؛
بنابراين اين ما هم بايد از محافظتهاي
اين ويرانهها خودداري نماييم تا روح
شاهنشاه بزرگ صفوي نيز شاد گردد. |