جغتايي، محمدعبداله. "نسخه‌هاي مصورگلستان وبوستان". ترجمه ايران تاج. دوره12، ش143 )شهريور53): 48-59، تصوير.

 

خلاصه: معرفي نسخه‌هاي مهم خطي و مصور گلستان وبوستان (ازقرن نهم تايازده هجري)، معرفي نسخه كتاب گلستان وبوستان به خط حكيم ركناكاشي، شرح مختصري ازدوران زندگي حكيم ـ معرفي تصاوير نه گانه گلستان و معاني آنها و معرفي تصاوير شش گانه بوستان ومفهوم آنها از نسخه فوق‌الذكر ـ آداب ورسوم ايراني از نقاشي‌هيا دوره مغول.

نسخه‌هاي مصور گلستان و بوستان

 

بقلم: دكتر محمد عبدالله جغتائي

بر گردان از اردو به فارسي: ايران تاج

مقدمه

شخصيت برجسته شيخ مصلح‌الدين سعدي شيرازي كه در حدود 619 هجري وفات يافته است نياز به توصيف ندارد. دو كتاب مشهور سعدي «گلستان و بوستان» در عالم علم و ادب مقام خاصي دارد و از روز تصنيف تا كنون نسخ بي‌شماري از آنها چاپ و منتشر شده است كه همچنين نسخه‌هاي متعدد ديگري به خط كاتبان خوشنويس و نقاشان زبرـ دست تهيه گرديده است كه از آنها هزار بار در هر شهري چاپ شده و يا بزبانهاي مختلف دنيا ترجمه گرديده است.

استفاده عملي اين دو كتاب اينست كه اگر پند و نصايح آنرا كسي درست بفهمد و بكار بندد به بالاترين مقام اجتماع خويش نائل خواهد شد.

نگارنده در دوران زندگي خود نسخه‌هاي زرين و مصور عالي آنها را در كتابخانه‌هاي مختلف شخصا مشاهده كرده‌ام كه خود گنجينه ارزنده‌اي مي‌باشد.

نسخه قابل ذكرومهم بوستان نسخه‌اي است كه بوسيله مير شفيع محمد بن شيخ احمد در سال 883 هجري نوشته شده است . دراين نسخه يازده تصويروجود دارد كه به امضاي بهزاد (العهد بهزاد) است. اين نسخه در چيستر بيتي لندن بود وهمچنين يك نسخه گلستان در«روتهشليد»است كه پادشاه جهانگيرآنرا امضاء كرده است و تصاوير آن هم وسيله بهزاد تهيه شده است.

به نظر نگارنده ممتازترين نسخه بوستان سعدي دركتابخانه مصريه است كه سلطان علي‌آنرا در سال 898 نوشته و استاد بهزاد نيز تصاوير آنرا تهيه كرده است و بعدا در دوره شاه اسمعيل صفوي در سال 919 اين نسخه بدست شمس‌الدين محمد كرماني * تكميل شده است واهميت اين كتاب بر نويسنده آن در آن زمان معلوم بوده است.

تمامي اين نسخ كه ذكر شد در سال 1931 در نمايشگاه آثار ادب ايران در لندن بمعرض نمايش گذاشته شده است.

نسخه مصورگلستان وبوستان دراوايل پادشاهي شاه‌جهان دراگرا (اگره) پايتخت پادشاه مغول نوشته شده است كه اتفاقا كاتب آن حكيم ركنا مسعود كاشي ايراني است و از نسخه‌هاي فوق‌العاده نادر بشمار مي‌رود اين نسخه بهترين شاهكار فن نقاشي وخط (تحرير) زمان مغول است. نسخه گلستان درچيستربيتي لندن بوده و يك نسخه بوستان؛‌امروز در موزه بريتانيا لندن موجود است. ولي افسوس كه نام نقاشان آنها ذكر نشده است.

نسخه كلستان چيستربيتي درماه جمادي‌الول 1038 هجري ونسخه بوستان 26 ربيع‌الاول 1039هجري نوشته شده است اين دو نسخه را«سرجان ملكم» تاريخ‌نويس مشهوردر تاريخ 1810 ميلادي كه در لباس يك سياح درويش در كرمانشاه از يك شهزاده زندي خريده و به موزه بريتانيا اهدا كرده است كه اين دو نسخه يكي بعد از ديگري تقريبا در يك زمان نوشته شده بود.

با توجه به مطالب زير تاريخ تحرير نسخه كتاب گلستان و بوستان معلوم مي‌شود «ماه جمادي‌الاول سال هزار و سي و هشت درآگرا بقلم اين حقير ركن‌الدين مشهور به حكيم ركنا پايان يافت كه خدا نگاهدارد او را از بلاها و خدا ببخشد نويسنده او را بحق محمد عليه افضل الصلوات آمين يا رب‌العالمين كه بخير و سعادت تمام شده».

                                                            ***

پس معلوم شدكه حكيم ركناهردونسخه را يكي بعداز ديگري در آكرا نوشته است.اينك يك صفحه از بهترين صفحات بوستان را بصورت عكس (شكل2) تقديم مي‌كنيم كه زيبائي خط نستعليق اين دو كتاب را بما نشان مي‌دهد.اندازه آن 15 ×5/12 اينج است.وعلاوه براينكه رنگي است تذهيب نيز گرديده است كه از نظر ارزش هنري بي‌نظيراست.

كتاب گلستان داراي 9 تصوير و بوستان 10 تصوير مي‌باشد كه مجموعأ در 120 برگ و هر صفحه در 12 سطر نوشته شده است.

تقي‌الدين كاشاني اشغار زير را از حكيم ركنا در كتاب خلاصة‌الاشعار درباره خوشنويسي او نقل كرده است:

            چو بقراطم اندر طبابت نخست                فصولش به تقليد من شد درست

            گر از شعر پرسي. سنائي فنم                                غلط گفتم آخر، سنائي منم

            ور از خط بپرسي خفي و جلي             نويسم كه الغهد سلطان غلي

ازاين‌اشعار0به غقايد وي در زندگيش پي مي‌بريم،كه از نظر طب پيرو بقراط بوده و از نظر فن شعر روش حكيم سنائي را داشته است و در پايان كتاب مي‌بينيم كه خودرامقلدسلطان علي كه درسال926درمشهد وفات يافته و در آنجا مدفون

است مي‌دانيد.وي مي‌گويد كه خط خفي و جلي رابه تقليد از سلطان علي خوب مي‌نوشته است.

همچنين از ابيات فوق معلوم مي‌شود كه او در هر سه مورد ماهر بوده است.

ذكر مختصري از دوران زندگي حكيم ركنا كاشي

درنسخه گلستان نام‌اوهمچنين‌ذكر شده‌است: حكيم ركن‌الدين مسعود مشهور به حكيم‌ركنا پسر نظام‌الدين علي كاشاني بود.اززمان شاه‌طهماسب پادشاه صفويه تا رمان شاه‌عباس اول زندگي مي‌كرد.ولي به‌نام حكيم ركنا معروف بوده است. شهرت او در جواني به‌علم طب بوده ودرعلم طب كتاب صابطة‌العلاج را نوشته است وعلاوه برعلم طب علاقه خاصي به شعرداشت ومتخلص‌به مسيحي بوده.درخوشنويسي نيز مهارت بسزائي داشته است.تازمان شاه عباس اول خوشنويس ارزنده‌اي نبود وازاين بابت هميشه ناراحت مي‌نمود،بطوري كه به موطن خود كاشان رفت ودرآنجاساكن شدوبه طبابت پرداخت.بعد از دو سال به خراسان آمد.وقتي كه شاه غباس به بلخ رفت،حكيم ركنا به اتفاق خانواده خود به هندوستان به دربار مغول راه يافت. در خلاصة‌الاشعار نوشته شده است كه اطباء براي او احترام زياد قايل بودند او به خوشنويسي علاقه زيادي داشت و همچنين آزاد بلگرامي نوشته است كه وي در دربار جهانگير و شاه جهان احترام زيادي داشت.

تزيينات اصلي سرسراي كاخ هشت بهشت از دوره صفويه .

تزيينات اصلي سرسراي كاخ هشت بهشت از دوره صفويه .

از اقدامات مرسوم مغول به هنگام بر تخت‌نشيني خان يكي هم پاداش دادن قاآن بود به هواخواهان و دوستارانش و كيفر دادن به دشمنان و مخالفانش. از كساني كه كيفر ديدند يكي يچيگين نويان بود كه برادر چنگيزخان باشد و عموي بزرگ گيوگ‌خان. درزمان فترت ميان درگذشت اوگتاي و به تخت‌نشيني گيوگ‌خان اين مرد لشكري بسيج كرده و آهنگ گرفتن قراقورم و نشستن بر اورنگ قاآني كرده بود.

ديگر زني بود فاطمه خاتون نام از مردم طوس كه به اسارت مغول درآمده و به قراقروم بده شده بود. اين زن كه نفسي گرم و گيرا داشت به دربار توراگينا خاتون مادر قاآن و نايب‌السلطنه دوران فترت راه يافت و مقرب شد بدانسان كه كمتر امري بي‌مشورت او صورت مي‌گرفت. چون از وي سعايتها نزد گيوگ‌خان كردند كساني را براي آوردن او به نزديك مادرش فرستاد ولي توراگينا خاتون از سپردن او خودداري مي‌كرد. سرانجام اورا با عنف بردند. به گفتة عطاملك‌جويني «منافذ علوي و سفلي وي بدوختند در نمدي پيچيده در آب انداختند.»

بنابر رسم وآئين دين شمني كه دين مغولان بود ريختن خون شاهان و شاهزادگان و پيرامونيان ايشان شوم است پس براي كشتن آنان تدبير اين‌چنين بود. مستعصم بالله خليفة عباسي هم بدين سرنوشت گرفتار آمد.

قاآن نسبت به ژان و بنوا بدرفتار بود. چون به رسم مغول هر سفيري بايد هدايائي بياورد. هداياي ايشان را قورومشي و باتو گرفته بودند.

اكتاي قاآن در ميان پسرانش گيوگ و قادان نشسته است (از نسخه خطي مصور جامع‌التواريخ مضبوط در كتابخانه ملي پاريس)

تزيينات اصلي سرسراي كاخ هشت بهشت از دوره صفويه .

روسودان شاهبانوي گرجستان كه كشورش در زير سم ستوران مغول درنورديده شده بود و چون مسيحي بود از پاپ ياري جست و درنامه‌اي شرح ستمگريها و درازدستيها و كشتارهاي سنگدلانة ايشان را شرح داده است.

اما شگفت آنكه اين سپاهيان پيروزمند مغول بي‌آنكه از خويشتن شناسايي دهند يا رد پايي بگدازند ناپديد شدند.

در اوت 1227/ رمضان 624 چنگيز درگذشت.

تا دو سال  كشمكش ميان فرزندان چنگيز برسر پادشاهي درگرفت سرانجام در سپتامبر 1229/ ذوالقعدة 627 اوگتاي پسر سوم چنگيز تاج برسر نهاد و پس از انجام دادن اصلاحاتي، در سال 1237 اشكري به‌سوي اروپا فرستاد تا جهانگيري مغول را پيگيري كرده باشد. زيرا چنانكه بيايد قا‌آنان مغول باور داشتند كه اين پيروزيها و گشودن سرزمينها تنها با ياري خدا روي مي‌نمايد و مغول را خدا برگزيده است تا سراسر جهان‌را مسخر سازد.

چهرة اكتاي قاآن، مضبوط در گالري نقاشي چهره‌هاي امپراطوري در پكن