ورجاوند، پرويز. "شناسنامه شهر شيراز". دوره 12، ش 144 (مهر53): 2-4، تصوير.

 

خلاصه: گسترش شهرها و ويران كردن محله‌هاي قديمي ـ معرفي يك خانه نيمه ويران دوران قاجار در اين شهر و گچ‌بريهاي آن، معرفي موضوع صحنه‌هاي گچ‌بري شده.

برگي ديگر از:

شناسنامه شهر شيراز

با ويران ساختن تمامي خانه‌ها و محله‌هاي قديمي هويت شهرها را از آنها نگيرد و بي‌نام و نشان نسازيد

پرويز ورجاوند    دكتر در باستانشناسي و مردم‌شناسي     استاد دانشگاه تهران و مشاور سازمان ملي        حفاظت آثار باستاني ايران

ترش شهرها و ويران گشتن محله‌هاي قديمي و ايجاد بناهاي نوساز پديده‌ايست كه از نيم قرن پيش در سرزمين ما آعاز شده و با آهنگي تند و در بسياري از موارد بگونه‌اي لجام گسيخته و بدور از منطق پيش مي‌رود .در اين شك نيست كه‌باتوجه‌به شرايط واوضاع واحوال خاص جامعه وطن ما ،روزبروزاندازه شهرهاگسترش بيشتري پيدا خواهد كرد و شبكه‌هاي جديدي براي ارتباط قسمت‌هاي مختلف شهر بيگديكر بوجود خواهد آمد .باز در اين شكي نيست كه برخي از محله‌هاي قديمي اگرفكراصولي بحالشان نشودبه ناچارحيات خويش را از دست مي‌دهند و پس از آنكه به محله‌هاي فقيرنشين تبديل يافتند ،رو به ويراني خواهند گذارد وسرانجام باتيعه (گريدر) ازپايه‌وبن بركنده مي‌شوند و جاي خود را به بناهاي نوساز و قوطي كبريت مانند خواهند سپرد.

تصويري از  نماي كلي ايوان و گچ‌بريهاي ديوار مقابل آن (عكس از نگارنده)

من‌در اين نوشته قصدآن ندارم تادرزمينه ضوابطي كه شهرسازان مي‌بايست در امر توسعه شهرها و ايجاد ‌محله‌هاي جديد و نوسازي محله‌هاي قديم‌رعايت كنند به‌بحث بپردازم ،زيرا كه مي‌دانم‌گوش شنوائي در اين زمينه وجود ندارد و دليل آن‌بي‌توجهي‌مطلقي‌است‌كه‌تابحال نسبت‌به‌اينگونه بخث‌هاشده‌است. تابحال‌ازسوي چندين‌سازمان مسئول و تحقيقاتي كشور،ازجمله سازمان ملي حفاظت آثارباستاني ايران و دانشگاه تهران سمينارهائي در اين زمينه تشكيل يافته است و قطعنامه‌هائي‌بتصويب‌رسيده‌است‌ولي‌هيچيك‌ازشهرداران‌ومقامات‌مسئول درشهرداريهااعتنائي به فريادهاي اعتراض‌آميز متخصصان وباستانشناسان درزمينه حفظ ميراثهاي فرهنگي و هنري در شهرها نكرده‌اند ،از اينرو در اينجا روي سخن من با مردم استنه با مسئولان امر و مي‌خواهم با نشان دادن يك اثر گمنام و به اعتباري پيش‌پا افتاده توجه مردم را به اوراق شناسنامه‌اي خاص خوددارد كه بكمك برگهاي آن و نوشته‌هايش اصل و نسب و شخصيت خودش را معرفي مي‌كند.

محله‌‌هاي‌قديمي،مجموعه‌هاي تاريخي،تك‌بناها‌، درختهاي كهنستل همه وهمه برگهاي شناسنامه يك شهرند كه بايد به گونه‌اي معقول درراه حفظ آنهاكوشيدزيرا با از دست دادن اين آثار شهر اصل و نسبتش را از دست مي‌دهد و هويتش را گم مي‌كند. در فضاي چنين شهري اگر امكان ادامه ورشد فرهنگ ملي عيرممكن نباشد،نهايت مشكل خواهد بود.

آنچه درزيرآمده معرفي كوتاهي است از يك خانه نيمه ويران دوران قاجار در شهر شيراز، شهري كه از نيم قرن پيش تابجال باوجودسوابق چشم‌گيرتاريخي‌اش بخاطر(مدرن)ساختن آن سخت آسيب ديده و كم و بيش تمامي محله‌هاي قديمي و مجموعه‌هاي معماري آن را از هم دريده و قطعه قطعه گشته است. با اينحال در اين شهر هنوز هم آثار قابل توجهي وجود داردكه ازآن ميان خانه‌هاي ‌قديمي ‌را مي‌توان يادكرد. خانه‌هائي ‌كه هريك معرفي ‌گوشه‌اي ‌از معماري دوران قاجار دراين بخش از كشوراند. اميد كه شيرازهاي اصيل و دوستداران شهر حافظ و سعدي كمر همت بر بندند و از ويراني و انهدام اين تك نشانه‌هاي باقيمانده جلوگيري كنند و دلالان حريصي را كه چون خوره و موريانه بجان در و ديوار و سقف خانه‌هاي قديمي افتاده‌اند، ناكام سازند.

صحنه‌اي از گچ‌بري ديوار ايوان. اين صحنه نقليدي است از يك مجلس از حجاري‌هاي تخت جمشيد كه در آن داريوش را برتخت شاهي نشان ميدهد. (عكس از نگارنده)

گچ‌بريهاي چوب فروشي خيابان فلكه خاتون:

درضلع غربي خيابان فلكه خاتون خانه‌اي قرارداردكه اكنون به چوبفروشي تبديل شده است.(1) اين خانه در گذشته

به خاندان ايزدي تعلق داشته است. بناي مزبور ساختمان دو طبقه‌ايست كه رو به ويراني مي‌رود. جالب‌ترين قسمت اين خانه گچ‌بريهاي رنگي آنست كه در داخل ايوان طبقه دوم انجام گرفته است. ايوان مزبوردرجلوبر روي دو ستون چهار گوش تزئيني قرار دارد. يك طرف ستونها را نيم ستون پيچ مانندي با سر ستون زنبيلي شكل و نيم تنه گاو بال ـ دار برفراز آن زينت داده است. قسمت عقب ايوان و اطراف پنجره‌ها و در ورودي به ايوان وروي ديوارهاي جانبي راصحنه‌هاي جالب گچ‌بري پوشانده است. گچ‌بريهاي مزبوربصورت نيم برجسته ورنگاميزي شده درقابهاي مستطيل شكل اجراء شده‌اند.

موضوع‌هائي كه در گچ‌بريها بكار رفته‌اند يا جنبه اساطيري و تاريخي دارند و يا از روي حجاري‌هاي تخت‌جمشيد تقليدشده‌اند. بايدگفت كه درهردومورد هنرمندگمنام در حد گچ‌كاران خوب زمان موفق بوده است. طراحي صحنه‌ها باتوجه به محل‌اجراءازيك تناسب منطقي برخورداراست وصورت‌سازي‌ها نماينده يك كاربه نسبت خوب‌در مقايسه  با خيلي ديگراز كارهاي اواخردوره قاجار است .نكته جالب دراين گچ‌بريها با توچه به فضاي به نسبت محدودي كه در اختيار هنرمند بوده ،عبارتست از تنوع چشم‌گير موضوعها و صحنه‌ها و بالاخره رنگاميزي شاد و به نسبت متعادل آن.

موضوع صحنه‌هاي گچ‌بريهاي مزبور عبارتست از:

1ـ دربارحضرت سليمان، دراين صحنه حضرت سليمان ازنظر جامه و تختي كه برفراز آن قرار گرفته به گونه شاهان ساساني طراحي شده است.

2ـ صحنه‌هاي نبرد شاه با گاو بالدار و گاو به تقليد از حجاري‌هاي در گاهي‌هاي قصر تچر در تخت‌جمشيد.

3ـ صحنه‌بر تخت ‌نشستن ‌داريوش ‌و دريافت گزارش‌از شخصيت مادي ‌به ‌تقليد از صحنه حجاري ‌قسمت خزانه تخت‌جمشيد.

4ـ صحنه به تخت‌نشستن يك شاه و خدمتگزاري كه ظرفي را بحضورش آورده است. طرح تاج و لباس اين شاه يا شاهزاده به لباس شاهان ساساني شبيه است.

نكته قابل توجه ديگردراين گچ‌بريها اينست كه شخصيت‌هاي صحنه‌هاي اساطيري هيچ يك لباس و جامه زمان را بر تن ندارند. احتمال بسيار دارد كه اين صحنه‌ها را نيزهنرمندازروي تصويرهائي كه دراختيارداشته ساخته باشد و جنبه ابتكاري نداشته باشد. طراحي صحنه‌ها وميزان برجستگي آنها بر جسته‌هاي ظرفهاي نقره تقليد كرده باشد نه از روي عكس‌وطرح‌هاي كشيده شده برروي كاغذ. بررويهم بايد گفت كه گچ‌بريهاي اين محل ازنظر توجيه جنبه‌هاي تزئيني معماري دوران قاجار در شيرازداراي ارزش و اعتباري ويژه است و در كمتر بنائي در شيراز با اينتعداد و ميزان سطح گچ‌بري بر خورد مي‌شود.

صحنه ديگري از گچ‌بريهاي ايوان. در اين تصوير باحتمال هنرمند مجلسي را تصوير كرده است كه به دربار حضرت سليمان مربوط ميگردد. نقش هدهد و سيمرغ انتصاب اين صحنه را به حضرت سليمان توجيه ميكند. (عكس از نگارنده)