رامن، ژاك. "استفاده از نفت و مشتقات آن در روزگار باستان". ترجمه مسعود رجب‌نيا، دوره 12، ش 144 (مهر 53): 38-43، تصوير، نقشه، طرح.

 

خلاصه: استفاده از قير به عنوان ملات در خاورميانه، قيراندودكردن ظروف نئين و بدنه كشتي‌ها،‌استفاده از قير: هنگام جنگ،‌براي روشنايي، گرم كردن،‌جهت انفجار ـ استخراج و تصفيه نفت.

استفاده از نفت و مشتقات آن در روزگار باستان

نوشته: ژاك رامن    ترجمه: مسعود رجب‌نيا

بسياري ازنويسندگان درباره لايه‌هاي موادنفتي زمين ونحوه برخورداري از آنها در روزگار باستان اطلاعاتي به دست داده‌اند.

معرفت بشر از نفت و مواد نفتي بسيارپيش‌تراز اختراع اتومبيل و هواپيما و حرارت مركزي در ساختمانها بوده است. گاهي در كتاب‌هاي پيشينيان به مطالبي درباره نفت جوشان يا گازهاي متصاعد از زمين برمي‌خوريم كه نمي‌توانيم از شگفتي خودداري كنيم. «پليني»‌عالم طبيعي روم باستان مي‌گويد: «درليسيه درجنوب آسياي صغيربرسه كوه خمير(1) شعله‌اي است كه شب وروززبانه مي‌كشد. به گفته كترياس كنيدي پزشك يوناني دربار اردشير دوم هخامنشي در اين جا آب با خاك و با علف آتش افرخته را دامن مي زندوافزون مي‌كند. درهمين محل دركوه هفاستين(2) اگر مشعلي فروزان ببريم بي‌درنگ شنها و ريگهاي جويبارهاوخود آب مشتعل مي‌شود. اين آتش با بارا نزبانه مي‌شكد. اگر كسي چوبي بيفروزدكه ازشكاف كوه بگذردناگهان جويبارهاي آتش برپامي‌گردد. درباختر(3) كوهي است كه شبها شعله‌ور است. درماوراءسيتاسن(4) درمرزپارس آتشهاي فروزان وجود دارد، درشوش بربالاي برج سفيد آتش از پانزده دهانه زبانه مي‌كشد كه بزرگترين آنها روزها قابل رؤيت است. دردشت بابل آبگيري هست فروزان به بزرگي يك ژوژر(5) (25 آر). درجثه نزديك كوه هسپريوس(6) دشتها شبانگاه پرستاره مي‌نمايند، درقلمرومگالوپليس(7) نيزچنين است».

پلوتارك وديون‌كاسيوس نيز از ارتش جوشان دردشت نمفه(8)نزديك آپولونيا(9)(سلنيزيا در آلباني)(10)ياد كرده‌اند كه از باران زبانه مي‌كشدولي به خاك و چمنزار گزندي نمي‌رساند.

پيشينيان به آنجا نرسيده بودند كه ازخاصيت آتشزايي محصولات نفتي بهره فراوان برند ولي از نفت و مشتقات نفت  استفاده‌ها مي‌كردند.مثلأ پليني‌گويد كه چرم به نفت آعشته مي‌كنند تاآن راازگزندآتش مصون دارند(؟)و از نفت براي رنگ كردن مجسمه‌هاوجلادادن آهن وسرميخها استفاده مي‌كردندوبراي درمان هم بهره مي‌گرفتند .استرابون گويد كه   صابئين(11)به دوددادن بيمارباسوختن«آسفالت»مي‌پرداختد(13). ويرژيل گويدكه قيرسياه دمل را‌مي‌رساندو فهرستي ازدردها به‌ئست داده كه‌شفابخش‌آنها‌مشتقات نفت است مانندتراخم‌ولك سفيددرقرينه‌وبرص وليخن كه مرضي است پوستي‌وجرب ونقرس ودرددندان وتنگ نفس واسهال ودردهاي‌شكم ومجاري صوتي وحملات عصبي وعيره (13). 

از يكي از مشتقات نفت يعني«آسفالت»براي نگهداري شراب استفاده مي‌شد.

درخاور ميانه درساختمانها ازقير همچون رفته ملاط استفاده مي‌شد.در كتاب مقدس سفر پيدايش باب يازدهم آيه 13  درباره برج بابل سخن ازاستفاده ازقيررفته است.ديودورسيسيلي واسترابون وپليني همين مطلب رادرباره بابل گفته‌اند.

نقش برجسته زن بافنده بر سنگ قير در شوش از دوران آشوري عيلامي

پليني گويد كه قير جايگزين آهك و گچ مي‌شد. استرابون گويد كه «آسفالت» براي ساختن طاقها و جرزها و ستونها به‌كاربرده‌مي‌شدونيزآن‌رابراي‌اندودكردن‌درهابه‌كارمي‌برند.اين‌گفته‌ها را كائشهاي‌باستانشناسي‌در تل‌اسمرواورواوروك

 و موهنجوداروواريحاء تأييدمي‌كند.گذشته ازاستفاده ازقيردرساختمانها ،اين ماده رادرساختن مجسمه‌هاوآلات آرايش  و ظروف به كار مي‌بردند.

كشتيها‌را ازدير باز در تمدنهاي بين‌ا‌لنهرين ازسوي سومري گرفته تا بابلي وآشوري باقيراندود مي‌كردند. اين عمل در  نقشهاي برجسته هم نمودار شده است.استرابون و پليني از اين عمل ياد مي‌كنند.در كتاب مقدس درسفرپيدايش باب  ششم آيه14درباره كشتي نوح آمده است كه آن‌را از بيرون ودرون به قيراندودند. استرابون مي‌گويدكه درظروف نئين اگرقيراندودشده باشند‌مي‌توان‌آب‌ريخت.سبدي‌كه‌موسي‌درآن‌به‌نيل‌افكنده شد نيزقيراندودشده بود(ر.ك. كتاب مقدس، سفر خروج باب دوم آيه3).

پايهإاي از قير با نقش گاو از هزاره سوم پ.م. پيدا شده در شوش

نواحي و شهرهاي نفت‌خيز دوران باستان

دركارجنگ هم نفت ومشتقات آن فراوان به كارگرفته مي‌شد.پليني گويدكه درساموزات دركماژن(كران علياي فرات) در هنگام دفاع در برابر حمله لوكولوس(14)با قير سربازان رومي و اسلحه ايشان را آتش زدند. توسيديد از نقاطي به              

هنگام حمله ياد مي‌كند. آمين مارسلن حكايت مي‌كنند كه تير«مادي» به پيكاني گفته مي‌شدكه ايرانيان آن را آعشته به نفت مي‌كردندوفروزان مي‌افكندند.درجاي‌ديگري‌ازمنجنيقهايي‌يادكرده‌كه تيرهاي نئين را كه سرتيرهاي آهنين محتوي

ماده قابل اشتعال داشت مي‌افكندند.

در منتهاي مختلف دو نحوه استفاده ديگر هم براي نفت برشمرده‌اند. يكي براي گرم كردن و ديگري براي روشنائي .

در بين‌ا‌لنهرين و بابل كه هيزم به دست نمي‌رسيد به گفته «ديودور»«آسفالت» مي‌سوزانيدند. به قول استرابون و پليني از «آسفالت» يا«قير» نفت خام مي‌گرفتند ودرچراغدانهابه جاي روعن نباتي ياحيواني مي‌سوخنتد.

بي‌گمان بوي زننده نفت كه درآن روزگارازشيوه برطرف‌كردنش آگاه نبودندبسيارمشمئزكننده ونفرت‌انگيزبود.دردورانهاي اخير چراغهاي نفتي با لوله شيشه‌ي پيش از پيدا شدن برق رواج يافته بود.

دراسنادتاريخي ازجاهايي كه داراي مواد ئيدروكاربودند ياد كرده‌اند .اينها عبارتند از بين‌ا‌لنهرين و بابل كه در بسياري متون آنهارا برشمرده‌اندازجمله درآثارديودور سيسيلس و ايترابون و ويترو(15) و پليني و شوش كه در آثار هرودوت و پليني مندرج است وآشور(ناحيه كركوك عراق)درآثاراسترابون و آمين مارسلن و ماد(شايد مقصود ناحيه قم باشد) در آثار گزنفون و پارت و باختر در آثار ارسطوي كاذب و پليني مضبوط است و عربستان و كرانه‌هاي خليج‌فارس و حتي جنوب شرقي جزيرةالغرب در آثار ويترو و استرابون و پليني و تاسيسات و بطلموس آمده است.

تصفيه‌خانه اينكارها در آمريكا

بعضي‌ازسرزمينها هم كه نويسندگان كهن ازآنها به سبب داشتن نفت يادكرده‌اندامروزه خالي از آن هستند مانند ليسيه كه درآثارارسطوي كاذب وپليني و ديسقئريدس از آن ياد شده. پامفيلي كه پليني از آن گفته و مگالوپليس در پلوپونز

كه ارسطوي كاذب برشمرده وزانت(16) كه هرودوت و ويتروووپليني ذكر كرده‌‌اند و مقدونيه كه هردوت‌و استرابون آورده‌اندو تراكيه كه ارسطوي كاذب و نئوفراست وپطروس وپليني .ديسقوريدس گفته‌اندوهلسپون كه‌در آثاراسترابون آمده . آگريژانت(17)در آثار پليني‌ونمونه كه شهري است درايليري يا يوگوسلاوي امروزي در آثار ديون كاسيوس و ارسطوي كاذب و ويتروو و استرابون والين(18) آمده.

درآمريكاازهزارهاسال پيش بوميان ازنفت بهره مي‌گرفتند .قبايل اينكااز نفت براي انفجار استفاده مي‌كردند اسپانيائيان  چون درآمريكابه پيشروي ولشكركشي مي‌پرداختند به نخستين تصفيه‌خانه نفت برخوردند مركب از تعدادي ظرفهاي كوچك كه نفت درآن مي‌ريختندودرآفتاب مي‌گذاشتند و حرارت خورشيد نفت نسبتأ خالص را جدا مي‌كرد. در پرو از اين روش بسيار استفاده مي‌كردند.

چينيان در 220 سال پيش گاز نفت را با لوله‌هاي خيزران حمل مي‌كردند،در ژاپن چاههاي نفت كنده شده با وسايل بدوي پيداكرده‌انداز615 ميلادي ،دربيرماني چاه نفت مي‌كندندوآن رااستخراج مي‌كردندو براي گرم كردن و روشنائي  به كار مي‌بردند و حتي به هند صادر مي‌كردند.

عرب‌ها ازنفت درجنگهاي صليبي عليه لوئي مقدس بهره گرفتندوبا فراهم ساختن انفجار بزرگي اورا ترسان ساختند. ازقرن هشتم ميلادي برابربادوم هجري اعراب اين ماده رادرنارنجكهايي مي‌ريختندوفروزان‌به‌سوي دشمن مي‌افكندند  و نيز كهنه‌هاي آلوده به نفت را دورسنگها مي‌پيچيدند و به‌سوي حريف پرتاب مي‌كردند.

يك نوع ديگر نارنجك عريان

نارنجك نفتي اعراب

(پاورقي)

1- Chimére

2- Hephastiens.

3ـ حدود بلخ «م».

 4 -Citacéne

5- Jugére 

6- Hesperius.

Mégalopolis شهري در يونان «م».

8-Nymphée

9- Apollonia

10- Seleniziq

11ـ صابئين پيروان مذهبي ازمذاهب شرك وبه خصوص ستاره‌پرستي بودندودر حران در بين‌النهرين مي‌زيستند «م».

12ـ واژه يوناني asphaltos ولاتيني bitumen براي همه مشتقات ئيدروكاربورهابه كارمي‌رفته است به ويژه مشتقاتي كه سفت ومنجمد باشند يا قابل انجماد، لغت naphte به مشتقات مايع ئيدروكاربورها و نفت خام اطلاق مي‌شد «م».

13ـ در طب قديم ايراني «موميائي و فسفر و كفراليهود و زفت رومي» از مشتقات نفت مصرف فراوان داشت. «م».

14- Luculus.

15- Vitruve.

16ـ Zante جزيره‌اي در درياي اژه «م».

17ـ Agrigente جزيره‌اي در جنوب غربي ايتاليا «م».

18- Elien.