|
|
||
اذكائي، پرويز. “كتاب“. دوره 13-15، ش 148-176 (بهمن 53 ـ خرداد 56). |
||
|
|
||
|
خلاصه: ش 148 (بهمن 53): 80-86. بررسي اجمالي وتوصيفي كتابها و بعضأ نشرياتي كه درباب يكي از موضوعات و شاخههاي علمي و فني “فرهنگ و هنرايران“ نوشته شده باشد با همكاراني كه خود برميگزينند: 1- “سمندرچلگيس“ ازمحسن مهيندوست“، 2- “ARCHITECTURE. ART AND CRAFT OF ISLAM” by K.A.C. CRESWELL. 3- “مصطلحات الاثريه“ ازيحيي شهابي فرهنگ اصطلاحات باستانشناسي به زبانهاي عربي و فرانسه، 4- مجله مردم شناسي وفرهنگ عامه ايران، 5- “يادنامه كوروش ـ “Kurus. MEMORIAL VOLUME BOMBY |
|
|
|
كتاب
يادداشت: از
اين شماره ببعد ، بررسي اجمالي و توصيفي
كتابها و بعضاً نشريات، در اين بخش زير نظر
آقاي «پرويز اذكابي» ، با همكاراني كه خود
بر ميگيزييند، به گونه و نمونه يي كه در
اين شماره ملاحظه مي شود، صورت مي پذيرد. ذكر
اين نكات ضروري است كه : 1
–
كتابها و نشريه هاي بررسي (اجمالي توصيفي)
مي شوند، كه درباب يكي از موضوعات و شاخه
هاي علمي و فني «فرهنگ و هنر ايران» نوشته
شده، يا به نحوي اصولي با آن موضوعها مربوط
باشد. 2
–
از هر كتاب دو نسخه براي بررسي به دفتر
مجله ارسال گردد. 3
–
درباره ي كتاب مورد بررسي، قبلاً نقد
ونظري در مجلات وزين ادبي و كتابشناسي
ديده نشده باشد، مگراينكه بررسي و معرفي
مجدد آن، مفيد بنظر رسد. سمندر
چل گيس دفتري
از چند قصه، كه در خراسان شنيده شده است. گردآوري
و بازنويسي: محسن ميهن دوست
از انتشارات : وزارت فرهنگ و هنر – مركز پژوهش هاي مردم شناسي و فرهنگ
عامه 8
+ 156 ص به قطع وزيري ٱ در
اثر كاوش هاي باستانشناسي مي توان –
حتي –
به نوع معيشت انسان گذشته پي برد، اما
اينكه بتوانيم به نوع تفكرش نيز پي ببريم،
كاري ست كارستان. و اين كار، اما، از طريق
مطالعه ي افسانه ها –
تاحدودي –
امكان دارد. چرا كه افسانه عالم پر نشيب و
فراز را پشت سر نهاده و پا به پاي آدمي آمده
است. ٱ سومين
مجموعه ي «افسانه ايراني » از انتشارات
مركز پژوهشهاي مردم شناسي و فرهنگ عامه، «سمندر
چل گيس» نام گرفته است. در اين مجموعه سي و
سه قصه از قصه هاي خراسان گردآمده است. اين
قصه ها را گرد آورنده بازنويسي كرده و با
نثري سليس، كه از پيشينيان وام گرفته،
ارئه داده است. در
اشاره ي آغاز كتاب مي خوانيم: «….
مردم شناسي كه راهي به اساطير بازداشته و
رهرويي بياغازيده است، نخست نگرش به قصه
هاي كهن دارد، چه جوانه هاي تخيل در توان
ورزي و نشان مندي آدميان، از راه اسطوره
شناسي ميسر است. از اين روي خراسان را
سرزميني ديدم كه توش و توان قصه هايش ره
گشايي به شناسايي اساطير ايران و قوم
آرياست …» در
قصه ها مي بينيم كه آدمي خود را در قالب
موجودي برتر مي نهد وبه «آرزو» دست مي يابد. جز
اينها آنچه در اغلب قصه ها به چشم مي خورد «جنبه
ي استعاري و تمثيلي» بودن آنهاست. گاه مي
شود كه حرفها را به وضوح نمي توان گفت، پس
بهتر است به افسانه متوسل شد . از طرفي
همواره بشر را گرايشي به افسانه و افسانه
پردازي بوده است؛ هم از اين روست اگر
افسانه به ادبيات مكتوب نيز راه يافته است. در
قصه هاي خراسان نيز، كه در برخي آنها –
از جمله «مرغ تخم طلائي» ، «ديو ترسو» و … -
هماننديهاي بسيار با افسانه هاي نقاط ديگر
ايران ديده مي شود، نكته هاي نهفته بسيار
است كه نياز به شكافتن دارد؛ گفت:
و
اين –
البته –
كاري ست كه بعدها بايد انجام گيرد. و در آن
هنگام است كه مي توان نقبي به دوردست ها زد
و به گذشته ها قدم نهاد. ٱ در
«سمندر چل گيس» ، سي و سه قصه آمده كه همه
خواندني ست، و «نامنامه» ي پايان كتاب
نيز، مي توان بآساني جوينده را به «بلخ» و
«كوه قاف» رهنمون شود. قصه
اي كوتاه از اين مجموعه مي آوريم، هم براي
آشنائي با نثر گردآورنده و هم براي قرار
گرفتن درحال و هواي قصه، و سخن را به پايان
مي بريم: «روزي
كه دنيا را آب گرفت و نوح كشتي ساخت اين چيز
را از ياد برد كه با خود ببرد و آن تاك بود.
و روزي كه توفان فرونشست و كشتي به خشكي
رسيد شيطان بصورت انسان پيش نوح رفت و گفت:
«هرچه بوده است با خود نياورده اي!» نوح
پرسيد : «چه چيز استكه من آن را نياورده ام؟»
شيطان درخت تاك را نشان داد و گفت : «اين آن
چيزي است كه نياورده اي.» نوح گفت فراموش
كرده است و از شيطان خواست كه تاك را به او
بدهد. شيطان گفت: »با اين شرط كه در به بار
آوردن آن من هم حضور داشته باشم». قرار
براين شد كه هر يك به نوبت هر پانزده روز جا
عوض كنند. تاك را كاشتند و شيطان برفت و بعد
از پنج روز طاووسي بياورد، سر آن را بريد و
خونش را بپاي تاك بريخت. نوبت
ديگر روز دهم دوباره شيطان آمده و بهمراه
شيري آورده بود، شير را گردن بزد و پاي تاك
را از خون آن آبياري كرد. ديگر
بار روز پانزدهم شيطان خوكي در پاي تاك
بكشت و خون خوك را پاي آن بريخت. نوح
از كار شيطان به شگفت آمده بود و روزي كه
نوبت به او رسيد، از شيطان پرسيد: «منظورت
از اين سه خون چه بود؟». گفت «تاكي كه كاشتم
پر بي بها نيست و آدمي را از آن سود فراوان
افتد و اين بوقتي ست كه از ميوه ي آن آبي
بگيرند كه كيف بياورد و از نوشيدن آن سه
حالت در آدمي پيدا آيد. نخست: هركه از آن كم
بنوشد چون طاووسي خرامد و حالت طاووس پيدا
كند .دوم هركه بيشتر نوشد به شيري مانند
شود كه غرنده است و حالت ستيز دارد. سوم :
هركه زياده از آن بنوشد به خوكي ماند كه
چيزي نداند». (ص 3 و 4) .
A Bibliography
of The ARCHITECTURE,
ARTS and CRAFTS OF ISLAM (to ist Jon. 1960) By K.A.C. CRESWELL. Published by The
American University at Cairo press, 196. 1330
cols + XXV p) (XXIV
p1+ كتاب
شناسي معماري،
هنرها و پيشه هاي اسلام (تا
ژانويه 1960) تأليف
: ك . ا . سي . كرزول . انتشار يافته ي «دانشگاه
امريكايي قاهره»، 1961. (24 صفحه مقدمه و
فهرست مطالب + 1330 ستون ] = 665 صفحه [ متن + 25 صفحه فهرست نام
نويسندگان) 26 * 5/34 اين
كتاب شناسي، فهرستنامه يي است سترگ و بزرگ
از 12300 عنوان كتاب و مقاله به زبانهاي
فرنگي و بعضاً شرقي، از 4620 نويسنده، تا
ژانويه 1960 . مؤلف براي تأليف چنين اثري
عظيم ، 11749 مجله ادواري و مجموعه را بررسي
كرده است (ص 7 مقدمه) . وي همچنين از فهرست
نگاران پيشين خود و آنان كه بنحوي او را
ياري كرده اند، ياد مي كند (ص 7 – 8
مقدمه). رؤوس
مطالب و عنوان هاي موضوعات كلي ، در تقسيم
بندي كتاب، به اين شرح است: بخش
يكم، معماري: تاريخ
هاي عمومي (ستون 1 –
14)، پژوهش هاي گوناگون (ستون 15 –
30) ، عربستان (ستون 31 –
38)، چين و آسياي جنوب شرقي (39 –
42)، افريقاي شرقي و زنگبار (43 –
44)، مصر (45 –
96)، هندوستان (97 –
194)، بين النهرين (195 –
210)، افريقاي شمالي (211 –
268)، ايران –
افغانستان و آسياي مركزي (269 –
312)، اسپانيا (313 –
380)، سوريه (381 –
438)، تركيه (439 –
478). بخش
دوم ، هنرها و پيشه ها: كليات
و برحسب نام كشورها، به ترتيبي كه در بالا
ياد شد (479 –
544)، جنگ افزارها (545 –
592 برحسب نام كشورها)، اسطرلاب (593 –
606)، كتاب آرايي (607 –
624)، خوش نويسي و كهن –
نبشته خواني (625 –
714)، سفالگري (715 –
806 برحسب نام كشورها)، طرازها و جامه ها (807 –
828 برحسب نام كشورها)، ميناكاري (829 –
832 : كليات، هند، ايران، تركيه)، برسازي ها
و بازسازي ها (833 –
834)، باغها (835 –
836)، شيشه و كلوخه ي بلورين (837 –
886)، يشم (885 –
886)، گوهرگري )887 –
898 برحسب نام كشورها)، لاك گري (899 –
902)، چرم سازي (903 –
906)، نقشه ها (907 –
908)، فلز كاري (909 –
958 برحسب نام كشورها)، ابزارهاي موسيقي (959 –
962)، آرايش (963 –
967)، نقاشي (979 –
1094)، كاغذ سازي (1095 –
1100)، ورق بازي (1099 –
1100)، سايه بازي (1101 –1102)،
گچ بري / نماسازي (1101 –
1102) ، سنگ و مرمر (1103 –
1116)، بافته ها: 1 –
بافندگي (1117 –
1138)، 2 –
قالي بافي (1139 –
1204)، 3 –
نخ ريسي (1205 –
1208)، 4 –
رنگرزي و رنگ بافته ها (1209 –
1214)، 5 –
گل دوزي بافته ها (1215 –
1224)، 6 –
علاقه بندي (1225 –
1226)، 7 –
كتان بافي (1225 –
1226)، 8 –
بوريابافي (1225 –
1226)، 9 –
شال بافي –
كشمير (1227 –
1228)، 10 –
ابريشم بافي (1229 –
1226)، 11 –
طراز بافي (1263 –
1270)، 21 –
پشمينه بافي (1269 –
1270)، چوبينه سازي (1271 –
1296 برحسب نام كشورها)، تأثير در غرب (1297 –
1326 برحسب نام هنرها و پيشه ها)، تجارت و
مبادله ي كالا در قرون وسطا (1327 –
1330)، فهرست نام نويسندگان (صفحات يك –
بيست و پنج). اين
كتاب، يكي از مهمترين مرجعهاي پژوهش و
بررسي در موضوعهاي ياد شده است. بخش ها و
بندهاي مربوط به ايران، تعدادي بسيار از
كتابها و رساله ها را به زبان هاي فرنگي
دربر دارد. متأسفانه در زبان فارسي، به سبب
ناآگاهي از چنين مرجعهايي و يا مسامحه در
مراجعه به آنها ، تعداد دوباره كاريها و
مكررات ، مقالات و كتابهايي كه نه به
انگيزه ي اكمال و تكميل آثار پيشين نوشته
آمده اند، كم نيست. به هر حال، ديدن و
بازبيني چنين «فهرست مراجع»ي عظيم براي هر
نويسنده و پژوهنده اي مطالب فرهنگ وهنر
ايران و اسلام، پيش از هركاري ديگر، واجب
به نظر مي رسد. همچنين است فهرستنامه ي
گرانقدر ديگر “Index Islamincu”
اثر «پيرسن» كه در آينده معرفي خواهد شد. و
نيز ، ديگر فهرستنامه ها و مرجع شناسي ها ،
كه در هر بابي از علم و مقوله يي از دانش و
هنر، گريزي از مراجعه به آنها نيست. (پ . ا). VOCABULARE DES TERMES ARCHEOLOGIQUES (francais
– arabe), par Yahya Chehabi publications de L'academie Arabe de Damas,
1967 = 1387 (352 p+ (7 + 104 ص مُعجَم |
|
«اين
وضع، انگيزه ي تأليف واژه نامه ي باستان
شناسي گرديد .. » (همانجا) . مؤلف در ديباچه ي
خود گويد: «از همان گاه كه در اداره ي كل
باستان شناسي و موزه ها در دمشق ، به كار
اشتغال جستم ، به باستان شناسي و واژگان آن
سخت علاقه مند بودم. واژگان اين دانش را به
چند سال پژوهيده ام ، كه اكنون در اين
فرهنگنامه گرد آمده است. بنياد واژه هاي آن
بر دو اثر بزرگ دانشمند گرانمايه «پول ريو Paul
Reau
» است، به نام هاي : «واژه نامه ي هنر و
باستان شناسي Dictionnaire
d'Art et d'Arceologie
و «فرهنگ بزرگ مصطلحات هنر و باستان شناسي Dictionnaire Poly glotte des Termes d' Art et d'
Archeologie
به فرهنگ هاي ديگر، مانند «صنعت قاموسي»
از جلال اسعد تركي (به فرانسوي و تركي)،
فرهنگ اصطلاحات هنري «لاروس» ، مجموعه هاي
اصطلاحات علمي و هنري كه فرهنگستان قاهره
وضع كرده، واژه نامه ي كشاورزي، المعجم
الوسط، فرهنگ نظامي ( = المعجم العسكري) كه
در دو بخش فرانسوي –
عربي و انگليسي –
عربي است، فرهنگ «دوزي» ، و جز اينها رجوع
كرده ام … »
(ص 6) . كشورهاي
عربي زبان، از لحاظ تأليف فرهنگنامه هاي
گوناگون براي دانش ها و فن ها، و گردآوري
واژگان هاي ويژه و دستگاهي ، و وضع و تأليف
وابردهاي هر دانش و فن، پيشرفته اند. همين
اثر مورد بحث و نيز آنها كه به عنوان مرجع
ياد كرده، و بسياري ديگر كه در سياهه ها و
فهرست ها و كتاب شناسي ها خوانده مي آيد،
نمايانگر آن پيشرفت است. متأسفانه
در زبان فارسي، فرهنگ اصطلاحات وواژه نامه
تأليف نشده. به هرحال، اين كار، يك روز به
وسيله ي دست اندر كاران بايستي بشود. و بي
گمان يكي از مأخذهاي مهم و معتبر در تأليف
فرهنگ و اصطلاحات باستان شناسي ، همين اثر
مورد بحث تواند بود. چه، نزديكي مفهوم هاي
عربي و فارسي از ديرباز، و مشترك هاي بس
فراوان مصداق ها و واژه ها در اين دو زبان،
به ويژه آماده بودن واژگان فرانسوي در اين
اثر، كار تأليف چنين فرهنگي بسي آسان
خواهد ساخت. واژه هاي اين فرهنگ نزديك به
4700 شمارده شد، همراه با 329 تصوير از آثار
باستاني و اشياء تاريخي. همچنين
اين فرهنگ، سخت به كار مردم شناسي و تاريخ
شناسان مي آيد. ]مجلهي[ مردم
شناسي و فرهنگ عامَّة ايران از
انتشارات وزارت فرهنگ و هنر مركز
پژوهش هاي مردم شناسي و فرهنگ عامَّه ،
شمارة اول – تابستان 1353. (107 صفحه فارسي + 68 صفحه
فرانسوي و انگليسي)، 21 * 28. Mardom Senasi va Frhang –e – Amme –e – Iran (Ethnologie et
Traditiond Populaires de l'Iran) Ministere de la
Culture et des Arts centre des recherches Ethonologiques et des traditions . (107
ص + populaires Numero: 1 ete 1974.
(68 نخستين
شماره ي اين مجله، محتوي است بر اين مقالات:
1
–
مقدمه، از «محمود خليقي» مدير مركز مردم
شناسي ايران، كه اولاً متضمن بررسي و سير
تاريخي مردم شناسي در ايران است مبتني بر
رساله ي چاپ نشده ي « تاريخ مردم شناسي در
ايران» اثر «پرويز اذكابي» ، و ثانياً
گزارش اجمالي كارها واثرهاي ادارة فرهنگ
عامه ي سابق –
از بدو تأسيس (1377) –
و مركز پژوهش هاي مردم شناسي كنوني تا اين
زمان. وي در پايان مقدمه گويد: «گسترش
فعاليت هاي تحقيقاتي مركز …
طبعاً نياز به مجله اي را پديد آورده است
كه نمايندة پژوهش هايي باشد كه محققان
مركز و نيز محققان خارجي با همكاري مركز در
اين سالها در ايران انجام مي دهند. كلية
مقالات فارسي داراي خلاصه اي به زبانهاي
فرانسه يا انگليسي، و بالعكس كلية مقالات
خارجي داراي خلاصه
اي به زبان فارسي خواهد بود كه در پايان
قسمتهاي فارسي و خارجي مجله چاپ خواهند شد. اميد
است با كوشش پي گير محققان جوان مركز و هم
فكري و همكاري دانشمندان صاحب نظري كه در
مسائل مردم شناسي ايران سابقة تتبع و
تحقيق دارند موفق به ادامه ي اين خدمت
بشويم.» (ص 21) . 2
–
نقش و نگارهاي عاميانة ايران و اهميت
گردآوري و بررسي آنها، از «هوشنگ پور كريم»
(ص 22 –
29). مقاله كه همراه است با تصوير و طرح برخي
از نقوش و نگاره ها و شرح آنها، در موضوع
خود كم نظير است. 3
–
روايات درباه ي شير سنگي همدان، از «پرويز
اذكابي» (ص 30 –
46) . نويسنده گويد:«اين روايت نامه ، بخش هايي گزيده از كتابي است
درباره ي «شير سنگي» همدان، كه از متون كهن
تاريخي و جغرافيائي عربي و بعضاً فارسي و
گزارش هاي خاورشناسان، استخراج و تأليف
گرديده و همان كتاب همراه است به ترجمه ي رساله ي مفرد باستانشناختي «شير
اكباتان» اثر «هاينس لوشه» باستانشناسان
آلماني …
و برخي يادداشتها و پيوستها بر آن
روايات و گزارشها …
» (ص 30) .آنگه به نقل روايت «ابن فقيه» و «مسعودي»
و «يافوت حموي» و «قزويني» و «مجد خوافي»
پرداخته و در پايان، پيوست هاي خود را
افزوده، و آخر: اصل اشعار عربي متون منقول
را كه درضمن روايات فارسي ترجمه كرده، با
ويرايش و مقابله با بدلها بدست داده است.
عيب اين مقاله، نداشتن تصويرهايي از «شير
سنگي» است. 4
–
واحدهاي اندازه گيري در ايل بختياري و
حساب سياق ، از «اصغر كريمي» (ص 47 –
57) . در اين مقاله از «واحدهاي سنجش زمين
هاي زراعي در «گرمسير» و «سردسير» با
ترسيم جمدول واحدها، و «واحدهاي وزن …
و سنجش طول (با جدول تبديل مقياسها) …
اندازه گيري حجم» و جز اينها از «حساب سياق»
همراه با نمونه ها و طرح ها ، بنحو مبسوط
سخن رفته است. 5
–
نگاهي گذرا به افسانه هاي اشكور بالا، از «كاظم
سادات اشكوري» (ص 58 –
63). درواقع ، اين مقاله چنانكه از عنوان
پيداست –
تحليلي بسيار مجمل است از چند داستان كتاب
خود نويسنده: «افسانه هاي اشكور بالا» (از
انتشارات مركز مردم شناسي). 6
–
تقسيم آب در خور، از «مرتضي هنري» (ص 64 –
82) . نويسنده گويد: «اين مقاله، نگاهي است
به منابع آب و چگونگي تقسيم آن در «خور»،
كه شهركي است نهاده بر كران جنوبي كوير
مركزي ايران» و سپس زير عنوان هاي «آبياري»،
«تقسيم آب …
چگونگي و واحد تقسيم …
(نهاده برمدار 14 روزه) …
»، همراه با 10 صفحه طرح و تصوير و جدول، به
شرح موضوع پرداخته است. (خلاصه
ي ترجمه ي فارسي مقالات خارجي) 7
–
تنظيم و تحديد جمعيت از راههاي اجتماعي و
نتايج تحقيق دربارة تركمن هاي شمال ايران،
نوشته ي «ويليام آيرونز» - استاد دانشگاه
جان هاپكينز –
ترجمه ي «بابك قهرمان» (ص 84 –
101) . همراه با تصوير و طرح و نقشه و جدول . 8
–
بررسي توزيع چند پديدة فرهنگي در منطقة
بختياري (زاگرس مركزي) ، اثر مشترك «ژان
پير دنگار –
و –
اصغر كريمي»، ترجمه و تلخيص «هوشنگ
پوركريم» (ص 102 –
107) . -
پس از اين 86 صفحه ترجمه ي ملخص مقالات ياد
شده است به فرانسوي، به علاوه ي اصل دو
مقاله ي انگليسي و فرانسوي آخر. KURUS MEMORIAL VOLUME BEOMBAY
Under The Auspices of IRAN CULTURE HOUSE BOMBAY In collaboration with Indo-Iran Cultural
Society Bombay and K.R. Cama Orental Institute Bombay, .(73 ص + 1974. (XXIX + 186 p يادنامهي
كوروش «بمبئي» زير
نظر : خانه ي فرهنگ ايران در بمبئي ، با
همكاري : انجمن فرهنگي هند –
ايران در بمبئي و بنياد شرقي «ك . ار. كاما»
بمبئي ، 1974 . (73 صفحه فارسي + 186 صفحه گفتار
به انگليسي + 29 صفحه مقدمه به انگليسي)، 19*25
. اين
كتاب ، كه مجموعه يي است محتوي بر 27 مقاله
به انگليسي و 3 مقاله به فارسي از سي تن
نويسنده و دانشمند؛ در واقع تدوين يافته ي
آقاي دكتر «مهدي غروي» - معاون رايزني
فرهنگي و سرپرست خانه ي فرهنگ ايران در
بمبئي است . – در
يادداشتي فارسي به عنوان «يادآوري و پوزش»
چنين مي خوانيم: «هنگامي
اين يادنامه به دست دانش پژوهان مي رسد كه
بيش از دو سال از جشن شاهنشاهي ايران سپري
شده است. علت تأخير ، كوششي بود كه براي
افزودن بخش فارسي يادنامه و چاپ آن در هند
صورت گرفت.» (ص 4). سپس
از قلت و ركود روزافزون چاپخانه هاي فارسي
در بمبئي –
كه يك قرن پيش، از مراكز مهم چاپ و انتشار
كتابهاي فارسي بود –
سخن رفته است، و نيز دشواري كار چاپ. I
–
عنوان مقالات ، يا فهرست مطالب انگليسي به
اين شرح است: الف
–
مقدمه ها 1
–
سرآغاز، از «نواب علي ياورجُنگ» استاندار
مهاراشترا (ص 11) . 2
–
مقدمه، از دكتر «مهدي غروي» (ص 12 –
15) . 3
–
جشن دوهزاروپانصدمين سال بنياد شاهنشاهي
ايران، سخن راني آقاي «عباس نجم» سركنسول
ايران در بمبئي (ص 16 –
20). 4
–
سهم كوروش كبير در فرهنگ و تمدن جهان ،
گفتار پروفسور «فيروز جي شرف» رئيس سابق
انجمن فرهنگي هند –
ايران، به تاريخ 11 اكتبر 1971 در راديو
سراسري هند (ص 21 –
24) . 5
–
گزارش هفته ي جشن دوهزار و پانصدمين سال
كوروش كبير، از «جهانگير ف شرف» (ص 25 –
26) . 6
–
انجمن فرهنگي هند –
ايران، از «ه . ه . اسماعيل» (ص 27) . 7
–
درآمدن پارسيان به ايران براي زيارت، از «رستم
سي سانتوك» (ص 28 –
29) . ب
–
مقاله ها 8
–
كوروش كبير –
نمونه يي كام از فرمانروايان ، از «پ . پ
بالسارا» (ص 1 –
39 . 9
–
جنبش هاي روشنفكرانه ي ايرانيان در ارتباط
با تأثيرات فرهنگي غير ايراني، از «سهراب
اچ باتليوالا» (ص 4 –
16) . 10
–
مختصري پيرامون فرهنگ باستان ايراني، از «دستور
فرامرز آبود» (ص 17 –
26) . 11
–
برخي قوانين اجتماعي باستان، از «شاپور ف
دساي» (ص 27 –
36). 12
–
زنان در ايران و هند باستان (بررسي مختصر)،
از «هومي ب دهالا» (ص 37 –
52). 13
–
كوروش و آشوكا (دو امپراتور روشنفكر)، سخن
راني دكتر «مهدي غروي» به
تاريخ 13 آوريل در تالار «اشراق» بمبئي.
نخست، عنوان اصلي اين گفتار چنين بوده: «آشوك
، مسيح هند يا كوروش مشرق زمين» (ص 52 –
65). 14
–
ودا و اوستا، از پروفسور «ام . اف ، كانگا» (ص
66 –
69). 15
–
دو اثر نوين پهلوي، از «جمشيد كاويس جي
كاتراك» (ص 70 –
80) . 16
–
وجه مشترك تمدن باستاني ايراني و هندي، از
دكتر «ك . ا . مادان» (ص 81 –
91). 17
–
تاريخ باستاني ايراني و باستان شناسي در
ايران، از «د . ان . مارشال» (ص 92 –
95). 18
–
نمادي از الوهيت و سلطنت ، از دكتر «هرمز
ديار ك . ميرزا» (ص 96 –
99) . 19
–
بازمانده هايي از كتاب سوم دينكرت، از «ارواد
ار . ار . موتافرام» (ص 100 –
132) . 20
–
بخشي از زرتشت نامه و شعري از ابن يمين، از
«فريبرز نريمان» ، كه اصل آن در بخش ايراني
مجمع همگاني شرقي هند، به تاريخ اكتبر 1968
ايراد گرديده و براي چاپ در اين مجموعه،
برخي يادداشت ها بدان افزوده شده است. 21
–
آيا كوروش كبير گياهخوار بوده است؟ از «ارواد
پشوتن فرامرز پير» (ص 140 –
141) . 22
–
ايرانيان و زردشتيان در هندوستان از
روزگاران باستاني تاكنون، از «رشيد
شهمردان ايراني» (ص 142 – 146). 23
–
پژوهشي تطبيقي در فقره ي اوستايي «يسنا 30»
و واژه هاي ودايي، از «اوپادهيايا» مدير
وابسته ي فرهنگستان بهاراتي يا ويديا
بهاوان بمبئي، كه به تاريخ فوريه 1972 در
مجمع بحث زبانشناسي بنياد شرقي «كاما» ي
بمبئي ايراد كرده است. (ص 147 –
148). 24
–
شيوه هاي ترتيب و واگذاري مرده در «شوش»،
نقل از يك مجموعه ي چاپ نشده از مقالات
دانشمند در گذشته «جمشيد جي مانكجي
اونوالا» در كتابخانه ي بنياد «كاما» (ص 149 –
158). 25
–
سنت حماسي و حماسه هاي ملي ايران، از «واچها»
(ص 149 –
158). 26
–
كوروش كبير و شكوه ايران باستاني، سخن
راني «هومي د. باناجي» رئيس انجمن فرهنگي
هند –
ايران، به تاريخ اكتبر 1972 در بمبئي (ص 165 –
166) . 27
–
ايميت اشه و هيشتان –
39 –
41، از «كيخسرو ام جاماسپ اسا» (ص 167 –
179) . -
معرفي نويسندگان مقالات مجموعه، به ترتيب
الفبايي نام آنان (ص 180 –
185) . -
شرح تصويرها (ص 185 –
186) . II
–
عنوان مقالات فارسي: 1
–
سرآغاز، از «عباس نجم» (ص 1 –
4) . 2
–
مقدمه، ترجمه ي فارسي سخن راني دكتر «مهدي
غروي» كه تحت عنوان «نقش پارسيان در حفظ
ميراث فرهنگي ايران» در جلسات انجمن ترقي
و پيشرفت زرتشتيان بمبئي و پونه ايراد شده
است (ص 5 – 21)
. 3
–
ظهور كوروش بزرگ (بنا برنوشتة نيكلاي
دمشقي)، از يادنامة دستور هوشنگ ، به قلم
خاورشناس نامي «چارلز اگدن» ، ترجمه ي «مهدي
غروي» (ص 22 –
40) . 4
–
ايران و هند، از «پروفسور فيروز كاوسجي
داور» ، ترجمه ي «مهدي غروي» (ص 41 –
73) . كتاب
، 5 برگ تصوير به همراه دارد. (پ . ا). |