بهالگردي، عبداله. "ختنه سوران در بيرجند، خواندن دلاك و سرتاچي به ختنه سوران". دوره 2، ش 15 (دي 42): ص 24-25.

خلاصه:آراستن محل جشن، فراخواندن ميهمانان و شيوه اجراي مراسم

 

با هم ميهنان خود آشنا شويم

ختنه سوران در بيرجند

خواندن دلاك و سرنا چي به سوران

عبدالله بهالگردي    زير نظر دكتر صادق كيا، استاد دانشگاه، مشاور عالي هنرهاي زيباي كشور و رئيس اداره كل موزه‌ها و فرهنگ عامه

 

دو سه روز پيش از ختنه سوران دلاك 1 محل را براي ختنه كردن بچه فرا مي‌خوانند. دلاك با خود كيفي همراه دارد كه در آن ابزارهاي ختنه گري و آرايشگري جا دارد. افزارهايي كه براي ختنه‌گري بكار مي‌رود عبارت است از يك تيغ 2 و يك ني3 به درازي دوازده تا پانزده سانتي متر و به كلفتي انگشت ميانه كه يك سر آن شكاف دارد. اين شكاف براي آن است كه پوست نوك آلت بچه را در ميان آن بگذارند و با پاكي (استره، تيغ دلاكي) آن را ببرند.

آراستن جشنگاه

دو سه روز پيش از ختنه سوران اطاقي را براي برگزاري ختنه سوران در نظر مي‌گيرند و آن را به طرز زيبايي آراسته مي‌كنند بدين گونه كه در بالاي اطاق تشك 4 بزرگي پهن مي‌كنند و چهار بالش در چهار سوي آن قرار مي‌دهند (يكي زير سر، دوتا در پهلو و يكي در پائين). علت قرار دادن بالشها اين است كه چون بچه پس از ختنه كردن بايد روي تشك دراز بكشد براي جلوگيري از آلوده شدن زخم او به گرد و خاك، لنگ بزرگي را ببر دو چوب بنام «نيزه» كه به شكل (×) روي بالشهاي دو پهلو گذاشته شده است مي گسترانند. چند متكا هم در دو طرف تشك قرار مي دهند تا بچه هنگام خستگي از آنها استفاده كند.

هم‌چنين ديوارهاي اطاق را با دستمالهاي سفيد گلدوزي شده مي آرايند. 5 بر كف طاقچه‌ها نيز از همين دستمالها و بر روي آنها  آيينه، گلاب پاش، قوري و چيزهاي زيباي ديگر مي‌گذارند و چند دست رختخواب هم كه در چادرشبهاي چار خانه بسته شده در چند جاي اتاق قرار مي‌دهند تا مهمانان از آنها به جاي پشتي استفاده كنند.

فرا خواندن به جشن

يكي دو روز پيش از ختنه سوران چند تن از بستگان و دوستان را براي شركت در مراسم ختنه سوران دعوت مي‌كنند. بدين ترتيب كه شخصي را به در خانه‌هاي بستگان و آشنايان مي‌فرستند كه به دو شيوه آنها را دعوت مي‌كند. جمله‌اي را كه در مورد دوستان و آشنايان مي گويد اين است «فَردا سِرا خَنده سوُر و نييِ اَگَرْ كارِ نِداشْتِيْ سَاَتِ ……. تَشيْفْ اَرَيِ» = (فردا خانه . ختنه سوران است اگر كاري نداريد ساعت .. تشريف بياوريد) و در مورد بستگان نيز چنين مي گويد: «فَردا سِرا قومِ شِما .. خَنْدِه سُور و نييَ گُفْتَنْ بُرْخُ سَاَتِ.. تَشْيفْ اَرَنْ» = (فردا خانه قوم شما . ختنه سوران است گفتند براي خودشان در ساعت .. تشريف بياورند).

در روز ختنه، پدر و عمو و دو تن ديگر و گاهي هم دلاك بچه را به گرمابه مي برد و پس از شستشو دست و پاي او را حنا مي‌بندند و سپس به خانه برمي‌گردند. بچه را به اطاقي كه در بالا از آن ياد كرديم مي برند و روي تشك مي‌خوابانند و بچه از خوابيدن روي تشك بيمناك است و فرار مي كند و به اين جهت سرناچي و همكارش دايره‌اي به دست مي‌گيرند و مجلس را گرم مي‌كنند و چند تن به پاي كوبي و دست افشاني مي‌پردازند. در اينجا پدر بچه يا كسان ديگر با نوازش بچه را روي تشك مي‌خوابانند و پا جامه‌اش 6 را از پايش درمي‌آورند.

در اين هنگام دلاك بي آنكه تيغ را به بچه نشان بدهد به او نزديك مي‌شود و براي اين كه دلش را بدست بياورد چند آب نبات در دهان او ميگذارد و سپس بكار مي پردازد.در اين هنگام بچه ناراحت مي شود و به  دست و پا زدن مي‌افتد و براي جلوگيري ناراحتي و دست و پا زدن او يك نفر دو دست و يك نفر دو پاي او را محكم مي‌گيرد تا تكان نخورد و دلاك با يك حركت ماهرانه پوست نوك آلت آن را مي برد .هنگامي كه دلاك به كار خود مشغول مي‌شود مادر كودك پاي خود را در پاشوره حوض يا ظرفي كه در آن آب ريخته‌اند مي‌گذارد به اين اعتقاد كه زخم كودك زودتر خوب خواهد شد.

پيش از انجام دادن كار، مقداري پنبه را مي سوزانند و خاكستر آن را در يك سيني يا بشقاب مي‌ريزند و نزديك دست دلاك مي‌گذارند. دلاك پس از ختنه كردن اين خاكستر را روي زخم مي پاشد. فايده اين خاكستر اين است كه از خونريزي جلوگيري مي‌كند.

پس از پايان مراسم ختنه‌گري دوباره زدن سرنا و دايره و پاي كوبي و دست افشاني آغاز مي‌گردد و سپس مهمانان چاي و شيريني و خرما مي‌خورند و در پايان جشن هر كس به فراخور توانگريش مقداري پول به بچه مي‌دهد. آمدن مهمانها به ديدار بچه و دادن پول دو يا سه روز ادامه دارد.

دلاك سه تا چهار روز، روزي يك بار سري به بچه مي‌زند و از او كاملاً مراقبت مي‌كند و روز ششم يا هفتم بچه را با خود به گرمابه مي برد و شستشو مي دهد پس از برگشتن به خانه يك بشقاب شيريني و مقداري پول (پيرامون يكصدو پنجاه تا دويست ريال) به عنوان دستمزد به او داده مي‌شود. گاهي پدر بچه، بستگان خود را يك روز به ناهار دعوت مي‌كند.

 

پي نوشت:

1 ـ چنان كه در بيشتر شهرهاي ايران رسم است دلاك چند كار انجام مي دهد، كيسه كشي در گرمابه، آرايشگري، ختنه‌گري كودكان و كشيدن دندان.

2 ـ تيغ را در گويش بيرجندي پكي(= پاكي) مي‌نامند.

3 ـ ني را «ماشوره» مي‌نامند.

4 ـ تشك را به گويش بيرجندي نلي(= نهالي) مي‌نامند.

5 ـ دستمالهاي گلدوزي شده از زنها و دخترهاي خود بيرجند است.

6 ـ «پاجامه» را به گويش بيرجند «تنبو» (= تنبان) مي‌نامند.