غروي، مهدي. “جادوي رنگ“. دوره 12-13، ش150 (فروردين 54) ، 13- 27، تصوير .

 

خلاصه: آثار فرخ بيگ در موزه‌ها و مجموعه‌هاي خصوصي در انگليس، معرفي نقاشان معروف اين مكتب و آثار نقاشي بجاي مانده آنان در موزه‌ها و كلكسيونهاي خصوصي سراسر جهان و شيوه كار آنها:‌محمدنادر سمرقندي نقاش ايراني، محمدمرادسمرقندي، ابوالحسن رئيس گروه مكتب جهانگيري پس از فرخ بيگ، استادمنصور، بشنداس نقاش هندي دربار اكبرشاه، منوهر، بوانداس، (زيرنويسهاي مقاله قابل توجه است).

جادوي رنگ (6)

دكتر مهدي غروي

 

-37 -

 

جهانگير در سال 1034 (1605) به تخت نشست در همين سال فرخ بيگ را به رياست نقاشخانه رساند و وي بايستي تا سال مرگ يا از كار افتادگي در رياست بوده باشد. باحتمال قوي فرخ بيك در سال 1020 (1611) فوت كرده است و بطور قطع مي توان گفت كه در سال 1025 (1615) ديگر زنده نبوده است. در توزوك جهانگيري   مي  خوانيم كه اين هنرمند نامدار در سال 1020 (1609) كه سال عروسي شاهجهان بوده حيات داشته و مفتخر به اخذ يك منصب جديد و دوهزار روپيه شده است و جهانگي بوي لقب «نقاشي كه در همه اعصار نظير نداشته» داده بوده است.

در موزه جنوب كنزنگتن در لندن يك نقاشي از چهره اي روحاني موجود است كه در زير آن نوشته شده عمل فرخ بيگ در سن هفتادسالگي ، در تمام آثار اين هنرمند نفوذ سبك ايراني هندي اصيل نمودار است در مرقع شاهجهان كه در همين موزه است سه نقاشي شماره هاي 1 و 3 و 4 متعلق به اين استاد است كه شماره هاي 3 و 4 داراي امضاء است وي درين آلبوم يك سياه قلم نيز دارد، در مجموعه چستربيتي1 يك و در مرقعي كه به گورگيان تعلق دارد دو اثر از فرخ بيگ هست كه در يكي ازين نقاشيها شاه طهماسب نشسته است و مطلبي را بيكي از منشيان درباري ديكته مي كند تاريخ اين نقاشي (1020) 1611 است2 . در دو مرقع اردشير جمعاً چهار اثر از فرخ بيگ وجود دارد سه تا در مرقع شاهجهان و يكي كه سياه قلم است در مرقع جهانگير3 .

 

-38-

 

هنرمند ايراني ديگر محمد نادر سمرقندي است كه با استعدد خارق العاده اي كه داشت پس از ورود بهند بدستور جهانگير وارد مكتب هنري وي گرديد اما تاريخ ورود و الحاق وي به گروه نقاشان عهد جهانگير معلوم نيست زيرا از وي آثار كمي برجاي مانده است كه بيشتر آن نيز متعلق به مكتب شاهجهان است. 

در همه مرقعهاي مذكور در فقره 32 اين گفتار هم اثر مستقلي از وي نيست جز يك نقاشي كه در مرقع جهانگير اردشير هست و اين تصويري است از يك روحاني و شاگردش با طرح و رنگ آميزي بسيار عالي در سبكي كاملاً ايراني ، ازين كه بگذريم همه آثار وي و همه شبيه هائي كه وي ساخته است بسبك هند و ايراني (بابري) است كه بدون شك پس از وصول و اقامت در هند ترسيم شده اند. اين تصوير كه امروز در دست ماست ثابت مي كند كه اين نقاش در جواني پيش از ورود بهند چه استاد ماهري بوده است و در شبيه سازي و پرتره كشي چه استعداد و نبوغي داشته است، اثرات سبك و روش كار وي را در آثار نقاشان ديگر هندي بابري عصر جهانگير و شاهجهان بخوبي مي توان مشخص ساخت. مهمترين اثر وي عبارتست از يك گروه هشت تائي كه در موزه بريتانيا در جزوه يك دسته از آثار هنري اين عصر نگهداري مي شود اينها را در سال 1662 به موزه  اهدا كرده اند. يكي از بهترين و جالب ترين كارهاي محمد نادر شبيهي است كه وي از شير محمد كشيده و در بالاي آن دو چهره جهانگير و شاه جهان را هم ترسيم كرده است منتها با مقياسي كوچكتر4 درباره تاريخچه آن چيزي نمي دانيم و حتي شير محمد را نميشناسيم اما مطالب جالب درين مورد اين است كه اين نوع كار يعني كشيدن صورت و برخي قسمتهاي بدن با رنگ آميزي  كامل در ميان يك رشته طراحي با يك رنگ كاري بود كه در عصر شاهجهان معمول گرديد و چون تاريخ اين نقاشي را 1024 (1615) تعيين كرده اند بايد گفت كه محمد نادر نخستين كس بود كه در هند اين شيوه را ابتكار كرد و يا رواج داد والبته5 نميتوان گفت كه كار ناقص مانده است زيرا امضاي معمولي هنرمند «عمل محمد نادر سمرقندي» را در پاي صفحه مي توان خواند.  

 

 -39 -

 

هنرمند ديگر كه از سمرقند رسيد محمد مراد سمرقندي است كه نامش بخصوص از لحاظ رسم و نقش شكل حيوانات معروف است يكي از نقاشيهاي وي طرحي است از چهار غزال بسياه قلم كه فقط امضاي (مراد) را دارد6 در آلبوم جهانگير اردشير نقش فيل مركب شده است از اشكال كوچك انسان و مرغان بسبك كاملاً ايراني كه حتي رنگ آميزي نيز  هندي و ايراني است. بعدها از اين نوع كار بتقليد از محمد مراد در هند بسيار ساخته شد، با امضاي كامل وي محمد مراد سمرقندي فقط يك اثر مهم در دست است كه آنهم شبيه همان كاري است كه معرفي شد7 .

 

- 40 -

 

اثري از عليقلي جبه دار كه در سال 1085 اجرا شده و نمايشگر نفوذ نقاشي فرنگي در سبك تصوير نگاري ايران و هند است، درين تصاوير فقط در چهره و لباس خانمها برخي اثرات نقاشي بومي نمايان است، آنرا با نقاشي ديگر كار محمد زمان مقايسه مي كنيم كه بسال 1087 در هند اجرا شده و جز درخت كهنسال همه چيزش اروپائي است. اين دو اثر به مرقعي تعلق دارند كه در آكادمي علوم شوروي در لنينگراد نگهداري مي شود و در نيمه قرن هجدهم در ايران درست شده است.

بدون شك پس از فوت فرخ بيگ رياست گروه و اداره مكتب جهانگيري بر عهده ابوالحسن هنرمند مطلوب و محبوب جهانگير محول گرديد وي تا عصر شاه جهان با عنوان بهترين نقاش عصر در اين سمت باقي ماند . آقا رضا پدر ابوالحسن در دستگاه جهانگير اگر تالي فرخ بيگ نبود پس از وي دومين نقاش هنرمند دربار محسوب مي گرديد. تصور مي شود كه آقا رضا در 1021 (1612) مرده باشد، بهرحال جهانگير از اين نوجوان كه در قصر سلطنتي تولد يافت مانند فرزند خويش توجه مي كرد و وي را شديداً تحت تعليم و تاديب قرار داد در توزوك براي نخستين بار در وقايع سال 1022 (1613) از وي نام برده مي شود.

جهانگير در سال دوازدهم سلطنت خود 1026 (1617) فرمان داد كه نسخه اي مصور از جهانگير نامه تهيه كنند در اين سال ابوالحسن كه به نادرالزمان ملقب شده بود نقش نخست اين نسخه را كه مراسم تخت نشيني پادشاه بود كشيد كه يكي از بزرگترين شاهكارهاي نقاشي روي زمين است. جهانگير در سراسر اعصار در كتاب خود او را بر پدرش برتري داده و حتي براي وي هرگز نظير و تالي نميشناسد. از نخستين كارهاي وي بسبك هند و ايراني كه تحت رهبري و استادي پدرش انجام شد يكي از مينياتورهاي انوار سهيلي است كه نه تنها از هفت كار پدرش در همين نسخه بهتر است بلكه بر كليه مينياتورهاي اين كتاب برتري دارد.

يكي ديگر از كارهاي وي تصوير گاري گاوي است كه در نوع خود بي نظير است8 ازين لحاظ كه حد فاصلي است ميان كارهاي وي در دو اسلوب مختلف ايراني و هند و اياراني عصر مكتب جهانگير. در كتاب پرسي براون يكي از آثار وي گراور شده است9 با امضاي خواناي وي، در مجموعه اردشير نيز يك اثر شبيه و همانند آن وجود دارد با زمينه اي سبز بسيار پررنگ و امضاي هنرمند (عمل نادرالزمان) تنها كسيكه از شاگردان اين مكتب توانست با اين اسلوب كاري را عرضه كند وي جي ترا نقاش هندي بود. دو اثر ديگر اين هنرمندرا مي توان در برلين10 و موزه لوور يافت11 در كتابخانه اداره هند يك تصوير فيل از وي هست12 و در آلبوم شاه جهان متعلق به گورگيانسه نقاشي از مرغان هست كه همه داراي امضاي وي مي باشد13 ؛ «نادرالزمان». تصوير ديگر تيراندازي جهانگير است به كليه يك سياه پوست درحاليكه بروي يك كرده ايستاده است امضاي اين تصوير هم (مريد زاده با  اخلاص ابوالحسن) است.

معلم و شاگرد، اثري از محمد نادر سمرقندي كه پيش از ورود وي به هند، در ايران اجرا شده و به كارهاي رضا عباسي شباهت دارد كارهاي حاشيه از منصور نقاش ديگر عصر جهانگير است كه در كشيدن گل و مرغ استاد بود، اين نقاشي جزو نقاشيهاي مرقع جهانگير اردشير در سال 1973 در حراج لندن فروخته شد.

در مجموعه چستربيتي نيز تصويري مشابه به اين نقش با همان امضاء وجود دارد، در مرقع شاه جهان موزه جنوب كنزينگتن چهار نقاشي از وي هست كه يكي ازين چهار تصويري است از شاه جهان كه امپراتور با خط خود در حاشيه آن نوشته است شباهت فراوان با بيست و پنج سالگي من دارد. عمل نادرالزمان است كه خيلي خوب كشيده13 . يكي از بهترين كارهاي وي در مرقع شاه جهان اردشير صحنه اي است در باغ شهرآراي كابل كه شاه از پنجره تماشا مي كند، اين كار بسيار مفصل و دقيق است و جهانگير ازين باغ ومراسم خاصي كه در آن برپا مي شد در كتاب ياد كرده است. (اردشير از اين نقاشي بسيار تمجيد كرده و آنرا شاهكار استاد عصر دانسته است و خلق آنرا مرهون استادي ابوالحسن و تشويق امپراتوري مي داند و اين همان تصويري است كه در سال 1973 در حراج لندن بقيمتي بسيار گزاف فروخته شد بهائي كه تا اين تاريخ سابقه نداشت)14 .

 

- 41 -

 

هنرمند ديگري كه جهانگير ويرا پس از ابوالحسن استادي بي نظير مي داند و نامش را بارها در توزوك خود آورده است استاد منصور است كه درباره اش مي نويسد: استاد منصور در نقاشي استاد شده و لقب نادرالعصر گرفته است وي در مصوري در عصر خود بي نظير است منصور در كار كشيدن نقش گلها استاد بود و منصور نقاش امضاء ميكرد متأسفانه فقط يك اثر درين زمينه ازوي بجا مانده است با اينكه جهانگير پس از ديدن آن بوي دستور داد كه در كشمير بماند و با مشاهده اصل گل ها كه شكوفه هاي سرخ رنگ است هرچه ميتواند از روي آن نقاشي كند15 وي در صفحات بعد كتابش جهانگير نامه مي نويسد كه وي صد نقاشي از روي گلها كشيد. استاد منصور در كار كشيدن نقش مرغان نيز مهارت داشت و آثاري كه از وي بدست ما رسيده از لحاظ خصوصيات و نحوه اجرا در سراسر جهان و اعصار بي نظير است و هيچ نقاشي را باوي درين مورد نمي توان برابر دانست. وي كار نقاشي مرغان را در عصر اكبر آغاز كرد و ما امروز هشت نقاشي از وي در دست داريم كه در كتاب بابرنامه نسخه موزه بريتانيا است.  

تصويري كه وي در 1612 (1021) از يك بوقلمون كشيد كه امروز در موزه ويكتوريا و آلبرت نگهداري مي شود (I. M. 135, 1921) وكاسكني در ص 132 كتاب خود آنرا گراور كرده است. امضاي هنرمند نيز در اين نقاشي پائين صفحه گوشة چپ ديده مي شود: عمل بنده درگاه منصور نادرالعصر و با خط درشت تر در بالاي آن جهانگير شاهي.

صفحه اول قانون ابن‌سينا چاپ رم 1593

يكي از نقاشهاي مرقع گلشن كه در ايران توسط رضا عباسي كشيده شده و احتمالاً امير قطب الدين حيدر جد پاشاهان صفوي را نشان مي دهد . نوشته هاي را عبدالرحيم عنبرين قلم معروفترين خطاط عصر اكبر و جهانگير نوشته است.

دو نقاشي نيز در موزه كلكته هست كه يكي از آن دو آن تصوير بوقلمون است و ديگري از روي مرغي بنام جوزباز طراحي شده كه جهانگير در خاطرات سال نوزدهم سلطنت خود 1034 (1624) از آن ياد كرده و مي نويسد كه دستور دادم كه استاد منصور نقاش سرآمد عهد ما از روي آن كشيد. بدون شك تصويري كه وي از يك باز شكاري كشيده است و اكنون در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن (1921 ، 137) حفظ مي شود يكي از شاهكارهاي مرغ كشي در تاريخ نقاشي مشرق است در اين جا باز بروي شاخه درختي نشسته است كه شبيه كارهاي رضا عباسي است با حواشي متعدد كه در نخستين حاشيه آن پنج سطر شعر نوشته است. اين اثر را كاسكني در ص 62 كتاب خود گراور كرده است.

در موزه جنوب كنزينگتن نيز در آلبوم W.B.  پنج اثر از وي هست كه در مجموعه Indian Drawing بچاپ رسيده است. در همين مجموعه گراور شماره 17 نيز تصويري است از وزير خواجه كلان بيگ كه كار استاد منصور است با اينكه كار وي نقاشي از چهره انسانها نبوده است. اين استاد منصور هم مانند آقا رضا گاهي به خود لقب جهانگير شاهي مي داد (آقا رضا بخود لقب جهانگيري مي داد)16 پرسي بروان نيز دو تصوير يكي از طاوس و ديگري از يك قرقاول از وي معرفي كرده است17 يك تصوير از باز شكاري نيز منصور تهيه كرده است كه امروزه در موزه بستن حفظ مي شود18 به زرافه وي كه در موزه جنوب كنزنيگتن لندن است اشاره كرديم كه كپيه اي از آن نيز در موزه بستن حفظ مي شود . در مرقع شاه جهان  متعلق به گورگيان جمعاً ده نقاشي از وي هست كه هشت تاي آن نقش مرغان است يكي چهره حاجي حسين بخاري است و ديگري نقش دو غزال را در يك شكارگاه نشان مي دهد. گذشته از اين دو تصوير حيوانات (دو غزال و زرافه) در مجموعه متعلق به اردشير نيز يك نقاشي كه دو شير را نشان مي دهد هست از استاد منصور جز اين سه نقاشي اثر ديگر ديده نشده است كه حاوي نقش حيوانات باشد جز كارهاي حاشيه كه مي توان آنرا كار مستقل دانست19 .  

 

- 42 -

 

بشنداس را بايد از نامدارترين هنرمندان هندي الاصل دانست كه در ايران نيز از معروفيت خاص برخوردار است. وي هندو و نام حقيقي اش ويشنوداس Vishnudas بود. درحقيقت بشنداس نامي است كه ايرانيان بوي داده بودند وي نيز نقاشي را از دربار اكبر و مكتب اين پادشاه آغاز كرد يكي از آثار مهم بشنداس كه متعلق است به موزه جنوب كنزنگتن لندن منظره باغي را در آگرا نشان مي دهد كه بابر در گوشة آن لميده است، طرح و عمل اين كار از بشنداس مي باشد اما صورت را نانها كشيده است20 . اثرات نفوذ نقاشي ايراني در اين كار دليل برآن است كه بشنداس درعصر متقدم اكبر نيز هنرمندي پركار بوده است.

از مرقع متعلق به آكادمي علوم شوروي در لنينگراد ، اين مرقع در ايران تهيه شده و شامل مينياتورهاي ساخت ايران و هند مي باشد از لحاظ خوشنويسي نيز حائز اهميت بوده و حاوي چند اثر از عماد قزويني است از جمله اثر بالا، اين مرقع با جلد سالم و گرانبها داراي 98 برگ است.

جهانگير در خاطرات خود بارها از وي نام برده و      مي نويسد كه وي در شبيه كشي و چهره نگاري بي نظير است و سرانجام ويرا در سال 1022 (1613) براي تهيه پرتره اي از شاه عباس و درباريان وي بايران فرستاد. بشنداس چند تصوير خوب از شاه عباس كشيد و علاوه بر آن تصوير اشراف درباري را ببهترين وجه تهيه كرد، نقشي كه از شاه عباس كشيد شاهكاري بي نظير بود و جهانگير در خاطرات خود مي نويسد كه آنرا بهركدام از كساني كه برادم شاه عباس را ديده بودند نشان دادم شباهت فوق العاده آنرا با اصل تصديق كردند. بشنداس درازاي اين خدمت خيلي انعام گرفت.

يكي از بهترين كارهيا بشنداس اكنون به موزه بستن تعلق دارد كه در آن خان عالم صراحي از سنگ يشم به شاه عباس تقديم مي كمند. يك اثر ديگر از بشنداس در بهارات كالا پاريشاد (در بنارس) هست21 در انوار سهيلي مذكور در فوق نيز اثر ديگري از بشنداس هست كه در آن سلطان بغداد و دختر چيني نشان داده شده اند22 .

مرقع جهانگير موجود در برلين نيز حاوي دو نقاشي از اين هنرمند است يكي چهره راجه سورج سيگ دائي جهانگير و يكي پرتره بهادر خان ازبك حكمران قندهار23 .

فرخ بيك هنرمند نامدار مكتب نقاشي هند و ايراني با بابري چند سال در دربار عادلشاهيان دكن بسر برد وي سفير هنري اكبر درين دربار بود كه بيشتر رو بسوي ايران داشت بخصوص كه عادلشاهيان به صفويه ارادت خاص داشتند و از حمايت آن خاندان برخوردار بودند، اين اثر كه در دكن اجرا شده و تاريخ اجراي آن اواخر قرن دهم است نمايانگر نفوذ عميق مينياتورسازي ايراني درين سرزمين شمرده مي شود، درين اثر جز رنگ آسمان هيچ چيز ديگر هندي نيست، گوئي تصوير شاهزاده صفوي را در قزوين يا اصفهان يا هنرمند ايراني كشيده است. اين اثر به آكادمي علوم شوروي در لنينگراد تعلق دارد و باحتمال كار خود فرخ بيك است.

در مرقع متعلق به موزه كنزينگتن لندن دو اثر از اين نقاش ديده مي شود يكي پرتره عمار سينگ ادي پور و پسرانش و ديگري چهره هاي راي بهاري و جاساجام (رجال عهد جهانگيري) كه در ايوان نشسته اند24 . در مرقع هاي اردشير اثري هست كه توسط خود هنرمند از روي اين دومي كپيه شده بوده است و معلوم مي دارد كه ورقي از يك مرقع بوده است. ازاين لحاظ كه داراي حاشيه پرگل مي باشد، در مرقع گورگيان نيز پرتره اي از راجه سور جنگ كار بشنداس وجود دارد، در جمع آثار هنري مجموعه تاگور كه در كلكته حفظ مي شود پرتره اي سياه قلم از يك افسر مغولي هست كه روي دسته شمشيرش امضاي بشنداس خوانده مي شود.

در دو آلبوم سابق اردشير جمعاً چهار كار از بشنداس وجود داشت كه يكي از آنها پرتره جهانگير است25 كار بشنداس داراي خصوصياتي است كه هنرشناس درصورت آشنائي با آن مي تواند اصل را از بدل بسادگي مشخص سازد26 .

 

- 43 -

 

  بسوان شناختيم و اكنون نوبت فرزند وي منوهر است كه در مكتب اكبري تحت تعليم پدرش پرورش يافت و به استادي رسيد وي نيز مانند بشنداس در ايران معروفيت دارد بخصوص كه مانند ابوالحسن استعداد و ذوق قابل انعطاف داشت و در ساختن صحنه هاي گروهي استاد بود، يكي از كارهاي جالب و ديدني وي امروز در موزه كتابخانه رضا رامپور موجود است27 و صحنه دربار امپراتور جهانگير را نشان مي دهد. در مجموعه Wantage موزه بريتانيا 5 اثر از اين هنرمند وجود دارد دو پرتره از اكبر و جهانگير دو پرتره از درباريهاي آن عصر، تصوير ديگر از يك گوزن است و يك مرد كه به اشتباه تصور شده جهانگير است درحاليكه اين مرد فقط مباشر حيوان است، در اين اثر از امضاي وي: منوهر بنده شاه جهانگير، فقط قسمت دوم برجاي بمانده و تصور شده است كه اين شخص خود پادشاه است28 اين حيوان يعني گوزن را باز هم منوهر نقاشي كرده است يكي از آنها در موزه بريتانياست و يكي هم در مجموعه سابق اردشير وجود داشت. اثري ديگر از اين نقاش هست كه جهانگير را درحال خوردن گيلاس و نوشيدن شراب نشان مي دهد ازين نقاشي جهانگير در كتاب خاطرات خود ياد كرده است.

در آلبوم برلن سه پرتره كار اين استاد هست يكي از راي باره و دوتا از دو رجال درباري29 در مجموعه گروگيان دو اثر از اين هنرمند هست يكي شبيه جهانگير است و ديگري تصوير دانيال برادرش و در موزه جنوب كنزنگتن هم يك نقاشي هست كه شاه جهان (شاهزاده خرم) را سوار بر اسب نشان مي دهد. در مجموعه چستربيتي يك نقاشي سياه قلم از مجنون و ليلي همراه با درختان وگلها ديده مي شود كه نظير آن نيز در مجموعه گلستان تهران نيز هست. يكي از بهترين آثار اين هنرمند نقشي از يك صحنه جنگ است.

كه متأسفانه فقط نصف آن برجاي مانده و امروز متعلق به موزه پرنس آف ويلز بمبئي است. در مرقع جهانگير اردشير چهار نقاشي ازين هنرمند وجود دارد دو نقاشي گروهي از شاهزاده وجود دارد دو نقاشي گروهي از شاهزاده مراد و شاهزاده دانيال و اكبر كه دارد به موسيقي تانسن گوش مي دهد و دو پرتره از اكبر و شاهزاده پرويز دومين فرزند جهانگير.

در آلبوم شاهجهان اردشير تصويري عالي از دربار شاهجهان هست يكي هم يك نقاشي ناتمام است از استقبال جهانگير از شاهجهان كه متعلق است به مجموعه جانسن30 و دكتر كومارا سوامي يك نقاشي نيمه تمام ديگر نيز بوي نسبت مي دهد31 از اين استاد كارهاي متعددي در مرقع گلشن تهران وجود دارد32 ، 

ورقي از بابرنامه لندن كه بازديد بابر از قصر مهاراجه مان سينك را نشان مي دهد، در بالاي تصوير طرف راست ديواره هاي قصر را با تصاوير بزرگش كه اساطير دين هندو را مجسم مي سازد مشاهده مي كنيم، اين آخري اثري است كه ازين نقاشيها در هند بابري برجاي مانده زيرا هم آنها كه اثرات بسيار در خلق مكتب هندو ايراني داشت، بامر پادشاهان مسلمان هند معدوم شد.

توزوك بابري را بابر به تركي نوشت، در عصر اكبر اين كتاب به فارسي ترجمه و مصور و مذهب شد و با خطي نستعليق براي كتابخانه سلطنتي اكبر تهيه شد، امروز پنج نسخه از آن در دست است كه بهترينش نسخه لندن است، كليه مينياتورهاي كتاب در شوروي بچاپ رسيد، اما خود كتاب فقط يكبار در كلكته چاپ شده و امروز ناياب است، تصوير بالا صفحه اول كتاب را نشان مي دهد.

در برخي از آثار و بررسي ها باين نقاش منوچهر خطاب  كرده اند كه البته اشتباه است، وي يك هندو بوده است و منوهر نامي است كه هندوان بسيار بر خود مي گذارند33

- 44 -

 

همانند بسوان و آقا رضا هنرمند معروف ديگر هند بابري بوانداس Bhavandas نيز پسري داشت كه پس از خودش درخشيد و بزرگ شد وي گواردهان Govardhan بود و در مكتب اكبري پرورش يافت و بمقامي ارجمند چون منوهر رسيد. وي نيز مانند ابوالحسن خانه زاد بود، يكي از بهترين آثار وي منظره دربار جهانگير است كه پرسي براون آنرا زينت بخش صفحه كتاب خود نقاشي هند درعصر مغولان كرده است، كتابخانه ملي برلين در جزو مرقع جهانگير خود تصويري از راي بارا حكمران كج دارد كه در حواشي آن نيز گواردهان نقاشي كرده است و يكي از آثار وي است كه داراي امضاء و تاريخ مي باشد 1018 (1609) .

در مجموعه چستر بيتي34 مرقع شاهجهان تصويري هست از امپراتوري سوار بر اسب كه شخصي روي سرش چتر گرفته است و جهانگير با خط خود آنرا معرفي كرده (شنيده ام كه اين شبيه حضرت امير تيمور صاحبقران است. جهانگير بادشاه بن اكبر بادشاه) بدون هيچ شك و ترديد اثر را روي اصل آن كه در ايران تهيه شده بوده است كپيه كرده اند يعني اين نقاشي هندي با استعداد و ذوقي خداداد آنرا باين خوبي با حفظ تمام خصوصيات ايراني آن نقاشي كرده است35 . اثري ديگر نيز از گواردهان هست كه تصوير شاهزاده پرويز را نشان مي دهد36 . و تصور    مي شود كه متعلق بعصر شاه جهان باشد در مرقع جهانگير مرحوم اردشير37  تصوير بانوئي هست با يك طوطي كه كار اني استاد است38 .

پاورقي ها:

1 نگاه كنيد به كاتالك Library of Chesterbeatty جلد سوم شماره 64 .

2 آن دو نقاشي متعلق است به گوركيان در حراج سال 1929 سوت باي لندن خريدراي شده يكي از آنها تصوير بسيار خوبي است از شاه طهماسب كار فرخ بيگ و تاريخ اجراي آن 1020 1611 است و نه بيت شعر نيز در دور آن به خط نستعليق نوشته شده نگاه كنيد به :

Catalogue of Valuable Oriental MISS & Miniatures Comprising a Series of very Important Indian Drawing of the Court Painters of the great Moghal Emperors.

لندن 1929 شماره 116 .

3 درباره اين چهار نثر نگاه كنيد به كاتالك هاي منتشره از طرف مؤسسة Souby & Co. .

لندن در سال 1973 شماره 1 مارچ 73 شماره 2 جولائي 73 تحت عنوان: Catalogue of Important Oriental Miniatures.

در كاتالك شماره 1 تصوير شماره 4 نقش پيرمردي است كه ايستاده و در اطراف آن اشعار تركي نوشته شده و در تاريخ 1035 (1625) شاه جهان بخط خود نوشته است شبيه و عمل فرخ بيگ و اين تنها نقاش اين دوران است كه از وي تصويري چنين مطلوب برجاي مانده است.

گراور شماره 4 تصوير شاهزاده اي است كه آن نيز به فرخ بيگ منسوب است.  

گراور شماره 8 سواركاري را نشان مي دهد كه شيري را مي كشد درحاليكه دوستش خوابيده است تاريخ اجرا حدود سال 1009 (1600) است.

در خمسه نظامي اردشير كه در حراج دوم فروخته شد آثاري از فرخ بيگ وجود داشت. براي بررسي بيشتر نگاه كنيد به : The Library of Chester Beatyy A Catalogue of the Indian Miniatures.             London 1958.

و كتاب پرسي براون شماره هاي 68 و 24 و مجله: Art Oriental II 1957

و نيز: The Moghal Artist, R. Skelton. F. R. Martin: Miniature Paintings and Painters of Persia. India & Turkey. London 1912.

شماره هاي 84 و 175 .

نقش باز، درموزه پرنس اف ويلز ، بمبئي، كار استاد منصور نقاش محبوب جهانگير، شاه عباس براي جهانگير باز شكار مي فرستاد و بدستور جهانگير استاد مننصور شبيه آنها را مي كشيد، يكي ازين شبيه ها نيز در موزه بريتانيا حفظ مي شود، منصور يكي از چهل و هشت نقاش بابر نامه نيز بود.

در مرقع گلشن تهران دو اثر از فرخ بيگ هست نخست تصوير يك شاهزاده نوجوان كه باحتمال قوي شاهزاده پرويز فرزند جهانگير است، زيرا اين شاهزاده در تاريخ اجراي تصوير دوازده ساله بوده است، در گوشه بالاي تصوير با خط درشت عمل فرخ بيك دوره جهانگير اكبرشاه 1010 خوانده ميشود.

درينجا شاهزاده مرغ سفيدي را در دست دارد. تصوير شماره 78 آثار ايران 1937 ص 213 .

تصوير ديگر شاهزاده اي را نشان مي دهد كه بيك دست طوطي و به دست ديگر يك عدد انبه با شاخه گرفته است با اينكه زير آن نوشته شده عمل فرخ بيك مشكوك بنظر مي رسد تصوير شماره 95 آثار ايران سال 1937 ص 243.

تصوير ديگر از كتابخانه سلطنتي را يونسكو بچاپ رسانده كه از همه اين تصاوير زيادتر است و شايد اصل نقاشي باشد كه امضاي آن در متن جاي دارد . براي مشاهده تصاوير مشابه به كاتالك چستربيتي شماره 64 وكاتالك مجموعه سروكاوسجي جهانگير نگاه كنيد كه دومي را در اين سلسله گفتارها گراور كرده ايم.

4 اين نقاشي را بارها گراور كرده اند از آنجمله است شماره 25 Corut Painters of the Mughals Binyon .

و شماره 16 Indian Paitings Under the Mughals, Brawn. .

5 اين عقيده پرسي بروان است.

6 نگاه كنيد به La Miniature En Orient plate 137: Kuhnel .

7 نگاه كنيد به Martin : نقاشي مينياتور و نقاشان ايران و هند و تركيه شماره 363 . در مرقع گلشن دو اثر ازين نقاش هست كه همه امضاي مراد را دارد تصويرهاي شماره 103 و 104 امضا بسيار كوچك است و بانو كدار در مقاله مشروح خود آنرا مراد يا مرار خوانده است. و همه اين نقاشيها پرتره است.

8 درباره اين كار ابوالحسن N, C. Mehta در اثر خود Studies in Indian Painting بتفصيل سخن مي راند و آنرا تحت شماره 27 گراور كرده است.

 9 نگاه كنيد به كتاب پرسي براون گراور شماره 17 .

10 نگاه كنيد به ص 37: Indian Book Painting, Kuhnel & Goetz.

11 در موزه لوور آن تصوير معروف جهانگير كه خود تصويري از اكبر را در دست دارد حفظ مي شود.

نگاه كنيد به ص 83 : The Islamic Book, Arnold & Grohman.

12 در جلد هفدهم India Office Library ورق هفتم چاپ شده است.

13 اين اثر را ابوالحسن در 1026 (1617) تهيه كرده است و آنرا كاسكني در ص 186 كتاب خود آورده و مي نويسد كه تحت شماره I.M. 14, 1925 متعلق به موزه ويكتوريا وآلبرت لندن است.

14 شماره 6 از كاتالك سوت باي لندن مورخ مارچ 1973 كه درباره اش مي نويسد: تصويري از جهانگيرنامه كه شاه از پنجره دارد به درباريان نگاه مي كند از نسخه مخصوص خود جهانگير برخي از تصاوير اين مجموعه در كتابخانه رياست رامپور هست و چند عدد آن نيز در جزو مرقع گلشن تهران نگهداري مي شود نگاه كنيد به : شماره 5

J. V. S. Wilkinson, Mughal Pinting Feb. 1948.

D. B. Barrett and B. Gray, Painting in India Skira 1963 p. 103.

نقاشي مورد بحث به بهاي افسانه اي 80 هزار پوند فروخته شد.

در مرقع گلشن ازين هنرمند چهار اثر هست شماره هاي 23 و 24 و 26 و 77 .

شماره 23 تصوير 79 صحنه يك عروسي است، داماد مردي ريشوست و هنرمند روي دامن يكي از بانوان امضا كرده است: عمل ابوالحسن. (مينياتور شماره 24 اين مرقع نيز كپيه ايست از همين صحنه عروسي).

شماره 26 تصوير 81 چهره كرن پسر عمار سينگ حكمران موار است كه در 1028 (1619) جانشين پدر شد اين نقاشي ميان سالهاي 1023 1029 (1614 1619) كشيده شده و روي زمين خيلي ريز نوشته شده است: عمل ابوالحسن .

شماره 77 تصويري است در يك گل زنبق با امضاي هنرمند. يكي از بهترين كارهاي وي پرتره اي است از شاه جهان كه روي تخت طاوس نشسته است اين پرتره تعلق دارد به موزه متروپوليتن نيويورك در بالا و پائين اين نقاشي سه بيت زير نوشته شده است:

كه هستي را نمي بينم بقائي

بماند سالها اين نظم و ترتيب

ز ما هر ذره خاك افتد بجائي

غرض نقشيست كز ما باز ماند

كند در حق درويشان دعائي

مگر صاحبدلي روزي برحمت

 

در روي سقف تخت با قلم ريز نوشته شده : حضرت شهاب الدين شاه جهان پادشاه غازي و زير سقف : تخت طاوس و در پشت شاه  در حاشيه نقاشي : عمل فدوي نادرالزمان.

نگاه كنيد به كتاب شهرهاي مغولي هند گامبلي شماره 48 .

در مرقعي كه به انستيتوي مردم آسيا، آكادمي علوم شوروي شعبه لنينگراد تعلق دارد و اخيراً بصورت مجموعه اي از تصاوير چاپ و منتشر شده است شش اثر از ابوالحسن بشماره هاي 7 و 8 و 9 و 10 و 13 و 14 وجود دارد.

شماره هفت صحنه تاجگذراي و تخت نشيني جهانگيري است كه با 75 صورت از شاهكارهاي نقاشي جهان اسلام شمرده مي شود تاريخ اجرا 1014 (1605) .

شماره 8، آصف خان سپهسالار و پدرزن شاه جهان و برادر ملكه نورجهان است كه در ربع اول قرن هفدهم اجرا شده.

شماره 9: جهانيگر و شاه جهان در محضر سه عالم روحاني نشسته اند و آصف خان در كنارشان ايستاده است.

شماره 10 و 11 شاه جهان را نشان مي دهد كه در وسط اردوگاه خود ايستاده در يكي بطرف چپ و ديگري بطرف راست نگاه مي كند.

شماره 12 : نمونه اي است از كار ابوالحسن بسبك اروپائي زني زيبا نشسته است و برخي حيوانات در گردش جمع شده اند.

شماره 13 نيز پرتره زني است اروپائي كه يكي از پستانهايش را بيرون آورده است.

شماره 14 ، تصوير يك سوار نخجيرگر است كه همراه با سگ شكاري خود پيش ميرود و خادمش تيرو كمان و باز شكاري حمل مي كند، سواركار بدون شك يك ايراني است.

15 اين نقاشي جالب را براي نخستين بار N. C. Mehta كشف كرد و طي شماره 31 كتابش Studies in Indian Painting انتشار داد.

16 نگاه كنيد به كتاب مارتين شماره هاي 219 و 220 .

17 نگاه كنيد به كتاب براون شماره هاي 23 و 54 .

18 نگاه كنيد به كاتالگ مجموعه هاي هندي در موزه بستن كومارا سوامي جلد ششم شماره 41، در موزه پرنس اف ويلز بمبئي نيز يك اثر از استاد منصور هست درينجا باز بروي يك پايه چوبي استوانه اي سرخ نشسته است و در بالاي سرش با خط شكسته نوشته شده شبيه جره عمل استاد . يكي ازين بازها نيز در موزه بريتانيا هست، بازها را شاه عباس براي جهانگير مي فرستاد. دوباز موزه بريتانيا و موزه بمبئي از لحاظ كلي با هم شبيه اند اما تفاوت ميان آنها بسيار است و بنظر مي رسد كه دو مرغ كاملاً متفاوت اما از يك  خانواده اند و بنابرين تصور مي شود كه ديگري از روي كار  منصور كپيه كرده باشد اگرچه هيچيك داراي امضاي صريح نيستند باز موزه بريتانيا در يك زمينه هندي طراحي شده، خود حيوان سفيد است اما زمينه كاملاً سبز شده و در افق آسمان آبي مخلوط با ابرهاي سفيد ديده مي شود درحاليكه باز موزه بمئي در يك زمينه شيري كشيده شده و خودش چهار رنگ مختلف دارد فقط آنچه در هر دو مشترك است نشيمنگاه بازهاست كه استوانه اي چوبي سرخ است.

منصور يكي از 48 نقاش بابرنامه نيز بود.

19 در مرقع گلشن تهران ازين هنرمند سه اثر هست: شماره 76 . تصوير يك مرغ است كه امضاي منصور را نيز دارد شماره 80 يك شاخه نرگس است كه امضاي آن: رقم استاد منصور نادرالزمان است (نادرالزمان لقب ابوالحسن بود بنابرين نويسنده اشتباه كرده است).

20 نگاه كنيد به : Lawrence Binyon: Court Painters Grand Mogals.

(تصوير شماره 4) كه در دو صفحه كامل اين دو اثر را گراور كرده است.

21 شماره 37 از: N.C. Mehta: Studies in India Painting.

22 شماره 28 در J.V.S. Wilkinson: The Lights of Canopus

23 شماره 35 Indian Book Pinting.

24 شماره 19 Indian Drawings. Clark

25 اردشير از سه كار بشنداس نام مي برد درحاليكه در كاتالگ هاي سوت باي فقط دو اثر از بشنداس ذكر      مي شود يكي شماره 23 از آلبوم جهانگير كه دربار جهانگير را نشان مي دهد و يكي شماره 37 كه پرتره وي است از جهانگير كه عقابي در دست دارد يا اردشير يكي از آنها را در حيات خود فروخته است و يا اينكه اين نقاشي از جمله آن مينياتورهاست كه امضا ندارد و خود اردشير آنرا منسوب به بشنداس دانسته است.

26 در مرقع شاه عباس: اين تصوير يكي از چند شبيهي است كه بشنداس در ايران از شاه عباس كشيده و بهند آورد و جهانگير نيز از آن در توزوك ياد ميكند از تصويرهاي شاه عباس كه بشنداس كشيد گذشته از تصوير فوق يكي از مجموعه موزه بستن و يكي هم در مجموعه تاگور در كلكته است و يكي هم در موزه ارميتاژ وجود دارد.

تصوير شماره 98 مردمسن با عمامه صفوي جهانگير با خط خود زير آن نوشته است: شبيه پدر برادرم شاه عباس خدابنده + ميرزا عمل بشنداس. بشنداس ده سال پس از فوت خدابنده در ايران بوده و اين تصوير را از روي تصاوير وي تهيه كرده است.

نگاه كنيد به مقاله خانم گدار در آثار ايران (سال 1937). ضمناً گامبلي در شهرهاي مغولي هند تحت شماره 20 يكي از نقاشيهاي با برنامه موزه ويكتوريا و آلبرت را گراور كرده است كه تاريخ اجراي آن سال 999 (1590) است. در مرقع انستيتوي مردم شوروي دو تصوير از شاه عباس هست كه يكي از آنها را گراور كرده ايم.

27 نگاه كنيد به كتاب پرسي براون شماره 31 .

28 همه اين نقاشي ها را Clarke در اثر خود Indian Drawing تحت شماره هاي 6 و 7 و 8 و 11 گراور كرده است و نيز تصوير شماره 62 از مجموعه Indian Sculpture and Painting Havel كه نقاشي گوزن و مهترش را  (كه اكنون در موزه بريتانياست) گراور كرده .

29 شماره هاي 36 و 37 Kuhnel & Goetz : Indian Book Painting .

30 پرسي براون شماره 58 .

31 كومارا سوامي شماره 33 .

32 در مرقع گلشن جمعاً 7 اثر از منوهر وجود دارد: شماره 25 تصوير آصف خان برادر نورجهان پدر ممتازبانو يا شهبانوي شاهجهان بنام تاج است. اين تصوير وي در 40 سالگي است وي بسال 1050 (1640) در سن 72 سالگي فوت كرد. اين اثر داراي امضاي منوهر است، تاريخ اجرا بايد پيش از 1038 (1628) نگاه كنيد به آثار ايران سال 1936 .

شماره 43 نقشي است از يك درويش كه يك خواننده و يك ساززن و يك شاعر در حضورش نشسته اند و تاريخ اجراي آن 1610 (1019) است با امضاي هنرمند، شماره 44 سياه قلم از ليلي و مجنون است با امضاي هنرمند، شماره 53 پرترة مردي است 35 ساله كه بايد يكي از درباريان جهانگير يا شاه جهان باشد، با امضاي هنرمند، تاريخ اجرا 1024 (1615) ، شماره 54 يكي از معروفترين آثار منوهر يعني پرتره خان خانان پسر بايرام خان وزير همايون وكيل اكبر ومترجم خاطرات بابر و مشوق معروف ادب و هنر ايراني در هند است، تصوير از سالهاي پيري خان خانان مي باشد و بايد در سال 1024 (1615) اجرا شده باشد. شماره 61 تصوير مردي چاق است كه باحتمال قوي حكيم علي گيلاني طبيب مهاجر ايراني دربار اكبر و جهانگير است، در كنار آن نوشته شده شبيه حكيم علي رقم منوهر.

شماره 71 تصوير مردي ريشوست.

33 گاون هامبلي در شهرهاي مغولي هند خويش تصويري رنگي از كار معروف منوهر عبور كوكبه جهانگير از برابر سكندره مقبره اكبر را روي جلد لفافي كتاب بچاپ رسانده است اين اثر متعلق است به چستر بيتي، دوبلين، درين نقاشي آصف خان پشت سر جهانگير كه سوار بر اسب سفيد است مي راند و صحنه با رعايت دوري و نزديكي چهره ها به هنرمند نقاشي شده است و جمعاً بيش از چهل چهره در آن طراحي شده است.

در موزه پرنس اف ويلز بمبئي اثري بسيار جالب ازين هنرمند است كه كاسكني نيز آنرا در ص 111 كتاب خود رنگي بچاپ رسانده است، درينجا ورود جهانگير را كه  خود لباس عارفان بتن كرده به اجمير مشاهده مي كنيم پنج نفر ازين عرفا حضور دارند و بالاي سر پادشاه نوشته شده «شاه جهانگير». تاريخ اجرا (1024) 1615 .

34 شماره هاي 36 . 38 Kuhnel and Goez: Indian Book Painting

35 شماره 55 از جلد سوم Library of Chester Beatty

36 همين كتاب شماره 59 .

37 كاتالگ سوت باي مورخ جولاي 1973 شماره 39 شاهزاده خانمي كه به طوطي خوراك مي دهد. دكني آخر قرن 17 .

38 در كاتالگ هاي سوت باي كه حاوي نقاشيهاي دو آلبوم جهانگير و شاههجهان اردشير است اين آثار از گواردمان هست:

الف در كاتالگ مورخ مارچ 1973 (شماره 1) شماره 7 جهانگير با يكي از پسرانش با دستكاري در قرن 18 هنگام درست كردن مرقع.

شماره 22 شاه جهان وچهار پسرش خطاطي پشت آن كار عمادالحسني است.

شماره 28 زاهدي (شبيه حضرت مسيح) در ملاقات با شاهزاده اي و افسري حدود سالهاي 91 1071 (80 1660) .

شماره 31 حكايتي از سعدي شايد برگي از گلستان بوده است حدود سالهاي 60 1050 (1640) .

ب در كاتالگ مورخ جولاي 1973 (شماره 2) گذشته از شماره 39 كه بدان اشاره شد شماره 18 نيز كه تصوير ملايمي را با لباس سفيد نشان مي دهد باحتمال كار اين استاد است اگرچه امضاي آن گواندهان خوانده مي شود.

در مرقع گلشن دو اثر ازين هنرمند هست.

شماره 11 : سياه قلم صحنه مكالمه يك شاهزاده جوان با يك پيرمرد است كه بعدها در آن دست برده آنرا رنگي كرده اند، با امضاي اين هنرمند مربوط به سالهاي 1030 تا 1010 (1620 1610) نفوذ هنر اروپائي در آن محسوس است آثار ايران سال 1937 .

شماره 42 تصوير شماره 92 يك طبيب با چند زن پائين صفحه طرف چپ نوشته شده: عمل گوواردهان تاريخ اجرا باحتمال سال 1024 (1615) است.

در مجموعه موريس راچيلد اثري بدون امضا بسيار شبيه باين نقاشي ديده مي شود نگاه كنيد به آثار ايران سال 1936 1037 و شماره هاي 69 و 92 .

در كتاب گاون هامبلي نيز چند اثر اين هنرمند گراور شده يكي شماره 9 كه در آن صحنه تقديم كردن اكبرنامه باكبر توسط ابوالفضل مجسم شده 1014 1011 (5/1602) و متعلق است به كتابخانه چستربيتي دوپلين.

شماره 49 : دو شهزاده در ايوان عمارت، تاريخ اجرا 1040 (1630) كه متعلق است به مجموعه خصوصي

 A lice and Nasli Heeramaneck N.Y

شماره 50 : شهزاده پرويز برادر شاهزاده خرم (شاه جهان) را كه با دختران و زنان جوان در ايوان نشسته اند نشان ميدهد و متعلق است به كتابخانه چستر بيتي دوبلين در دو طرف اين نقاشي بطور عمودي با نستعليق خوب نوشته شده است:

كه ما دو عاشق زاريم و كارما زاريست

بنال بلبل اگر با منت سر ياري است

چه جاي دم زدن نامهاي تاتاريست

در آن زمين كه نسيمي وزد ز طره دوست

كه مست جام غروريم ونام هشياريست

بيار باده كه رنگين كنيم جامه زرق

كه نام او نه لب لعل و خط زنگاريست

لطيفه ايست نهاني كه عشق ازان خيزد

 

شماره 52 : جهانگير را نشان ميدهد كه از نورجهان استقبال و او را بغل كرده است ودو زن خدمتكار نيز حاضرند. تاريخ اجرا 1024 (1615) باحتمال كاري است از همان مجموعه اليس وناسلي هيرامانك نيويورك.

شماره 63 : شاهجهان سوار اسب سفيد همراه پسر بزرگ و محبوبش داراشكوه كه چتر بروي سر پدر گرفته است موزه ويكتوريا و آلبرت لندن.