|
|
||
آريانپور، اميراشرف. “گنجينههاي هنرايران درآلمان ـ هنر ايران درموزههاي برلن“. دوره 13، ش 150 (فروردين 58): 31-46، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:موزه برلين و بخش هنراسلامي موزه مزبور، نمايشگاه آثار اسلامي درسال 1967، هنرهخامنشي و ويژگيهاي آن، نظرگيرشمن دراين مورد ـ هنردوران پارتها، شيوه كارشان درهنر نقرهكاري ـ معماري ساساني و تزئينات آن، كارهاي روي فلزاين عهد ـ توليد شيشه ازابتدا و تكامل آن درطي تاريخ درايران ـ ظروف فلزي و اشياءمفرغي دورانهاي اسلامي و سلجوقي ـ سفالهاي اسلامي: سفاليهاي اوايل دوران اسلامي و سفالهاي سلجوقي، مشخصات سفاليهاي گوره اول و مهمترين مراكز توليد آنها و ويژگيهاي سفالهاي هرمحل و نمونههايي از آنها، ويژگيهاي سفالهاي عهد سلجوقي، نقشها و رنگهاي بكاررفته، مراكز عمده توليد و نمونههايي از سفالهاي اين دوران. |
|
|
|
گنجينه
هاي هنر ايران در آلمان هنر ايران در موزه هاي برلن
دكتر امير اشرف آريان پور درحدود
هفتصد و پنجاه سال پيش (سال 1230) دو نجيب
زادة آلماني بنام «گراف يوهان اول» و «اتوسوم
فون براندنبورگ» شهركي در شرق آلمان
ساختند و نامش را برلن گذاشتند. چون اين
شهرك سر راه شرق وغرب قرار داشت، در سدة
چهاردهم از نظر تجارتي اهميت پيدا كرد.
باوجود اين در سال 1540 جمعيت برلن از يازده
هزار نفر تجاوز نمي كرد. در
اواخر سدة شانزدهم تعداد افراد ساكن اين
شهر كوچك به چهارده هزار نفر رسيد و دويست
سال بعد (سال 1786) يكصد و چهل و هفت هزار نفر
در برلن ميزيستند. امروز
جمعيت برلن درحدود سه ميليون نفر است و
وسعت شهرك سابق از 882 كيلومتر مربع تجاوز
مي كند. |
|
ش 1 – مجسمة كوچك يك پارسي، نقره ريختگي، توپر، ظاهراً از سولوي واقع در ايالت كيليكيه (آسياي صغير)، هنر هخامنشي ، سدة پنجم و چهارم ق . م، بلندي 12 سانتيمتر، پهنا 2ر3 سانتيمتر. |
|
برلن
شرقي يك دانشگاه بنام «همبولت» دارد كه در
سال 1810 تأسيس يافته است. از مدارس عالي
برلن شرقي مي
توان : مدرسة عالي موسيقي و آكادمي مجسمه
سازي و هنرهاي زيبا را ، نام برد. كتابخانة
«موقوفه اموال فرهنگي پروس» در برلن غربي
دو ميليون و نود هزار جلد كتاب وكتابخانة «دولتي
آلمان» در برلن شرقي دو ميليون و
چهارصدهزار جلد كتاب دارد. تعداد
كتاب هاي دانگشاههاي برلن باين شرح است:
دانشگاه همبولت 832 هزار، دانشگاه آزاد 360
هزار، دانشگاه فني 210 هزار و دانشگاه
آمريكائي 360 هزار جلد. علاوه بر آن در هر دو
قسمت برلن دهها كتابخانه براي جوانان
تأسيس كرده اند. شمارة
نمايشگاههاي هنري و موزه ها و تالارهاي
كنسرت در برلن، بيش از هر شهر ديگر اروپائي
است. در برلن غربي «اپراي آلماني برلن» و
در برلن شرقي دو اپراي : «دولتي برلن» و «اپرا
كميك» قرار دارند، كه هر سه در شمار
مهمترين اپراهاي جهانند. اركستر
فيلارمونيك برلن كه در سال 1867 ايجاد شد و
رهبران بزرگي چون «فون بولو»، «نيكيش» و «فورتونگلر»
داشت، از سال 1954 تا كنون بوسيله هربرت فون
كارايان رهبري ميشود. در
برلن شرقي «جزيرة موزه» مركز موزه هاست و
در برلن غربي «موزه هاي دولتي موقوفه
اموال فرهنگي پروس» اين نقش را بعهده دارد.
هريك از دو بخش برلن داراي دهها موزة درجه
اول است. از آنجمله است موزة «دالم» در
برلن غربي و موزة «پرگامون» در برلن شرقي.
موزة اخير مهم ترين موزة معماري آلمان و
يكي از معروفترين
موزه هاي معماري جهان است. * *
* هفتاد
سال قبل (سال 1904) بخش هنر اسلامي موزة برلن
با كوشش «ويلهلم فون بوده» و «فردريش ساره»
افتتاح شد. اين
موزه كه در ابتدا اهميت زيادي نداشت، در
مدت سي و چند سال بصورت يكي از نفيس ترين
مجموعه هاي هنر ايران و اسلام – در
خارج از كشورهاي اسلامي –
درآمد. جنگ
جهاني دوم به دوران طلائي موزه خاتمه داد و
اشياء آن –
براي حفظ از بمباران – بشهرهاي
مختلف آلمان انتقال يافت و فقط قسمتي از
اشياء در «موقوفة اموال فرهنگي پروس» در
برلن باقي ماند. بعد
از جنگ چون امكان باز گردانيدن همة اشياء
متعلق به موزة «هنر اسلامي» غير ممكن بود،
متصديان موزة بر آن شدند كه بر تعداد اشياء
موزه آنقدر بيفزايند تا موزه –
حداقل –
بصورت موقع افتتاح درآيد. از
كساني كه در احياي مجدد موزه كوشيدند،
علاوه بر فردريك ساره، مي توان «ارنست
كونل» - كه در سال 1931 مدير موزه شد –
و «كورت اردمان» - مدير موزه از
سال 1958 – را
نام برد. اين سه نفر با شركت در كاوش هاي
باستانشناسي كشورهاي اسلامي، اشياء زيادي
مربوط به دوران پيش و بعد از اسلام، به
موزه اضافه كردند. اما
فعاليت هاي جدي براي احياي موزه از سال 1947
شروع شد. در اين سال به صورت برداري از
اشيائي كه از جنگ جان سالم! بدر برده
بودند، پرداختند. در سال 1954 ارنست كونل
نمايشگاه دائمي از اشياء موجود، در محل
موزة «دالم» ترتيب داد و در سال 1965 در همين
محل مراسمي بخاطر درگذشت دو مدير سابق
موزة اسلامي –
كونل و اردمان –
كه هردو در سال 1964 مردند، برپا
شد. در
سال 1967 نمايشگاهي از آثار دورة اسلامي در
محل موزة «پيش از تاريخ» در «شارلوتن بورگ»
افتتاح شد كه تا پايان سال 1969 باقي بود. در
11 ژوئن 1971 بالاخره موزة هنر پيش و بعد از
اسلام در كنار موزة هنر هند و موزة آسياي
شرقي، افتتاح يافت و نام آنرا «موزه هاي
دولتي موقوفه اموال فرهنگي پروس» گذاشتند. اشيائي
كه عكس آنها در مقالة حاضر آمده است تنها
نمونه هائي از آثار هنري ايران در موزه هاي
دولتي موقوفه اموال فرهنگي پروس است. اميد
ميرود كه با مساعدت وزارت فرهنگ و هنر
ايران ترتيب عكسبرداري از تمام اشياء
نفيس، داده شود. * *
* وقتي
از فرهنگ و تمدن ايران سخن ميگوئيم بي
اختيار بياد تخت جمشيد و ستون هاي سنگي كاخ
آپادانا مي افتيم، در حالي كه هخامنشي ها
تنها در ساختن كاخ هاي رفيع دست نداشتند،
بلكه در فلزكاري و كنده كاري و قلمزني
فلزات و نيز هنرهاي ديگري از جمله: سنگ
تراشي و پيكرسازي، حكاكي روي عاج، مهر
سازي، شيشه كاري و جواهرسازي استاد بودند.
مهارت و استادي هنرمندان هخامنشي در سفال
سازي بحدي بود كه حتي سفال هاي رنگين نيز
مي ساختند و از جمله قسمتي از ديوارهاي
داخلي تخت جمشيد را كاشي هائي برنگ هاي زرد
و كبود و سياه و سفيد ، پوشانيده است. هنر
هخامنشي به صحنه هاي مربوط به زندگي حقيقي
كمتر توجه دارد. اين هنر، هنري تزئيني و در
خدمت قدرت است. در اين هنر تك تك اجزاي
متشكله مهم نيست، بلكه تركيب كلي آن اهميت
دارد. با
آنكه در عظمت هنر هخامنشي ترديدي نيست،
بايد پذيرفت كه اين هنر تاحدودي با سنن
كنده كاري و قلمزني فلزات در شرق باستان
پيوستگي دارد واز جمله تزيين نقوش حاشيه
ها، سنتي باستاني است. اما هنرهيكل تراشي
مجسم كننده كه در نقوش برجسته ديده ميشود،
از ابداعات هنرمندان هخامنشي است1 . |
|
نمونة
هنر پيكرسازي هخامنشي، مجسمه كوچك يك پارسي
است. (ش 1) اين مجسمه از نقرة ريختگي ساخته و
بصورت توپر تراشيده شده است و مربوط به سدة
پنجم تا چهارم پيش از ميلاد مسيح ميباشد. هنرمندان
هخامنشي در نقاشي بعضي از جانوران از قبيل
گوسفند، شتر، شير و بخصوص جانوران شاخدار
نظير بز كوهي دست
داشتند و نمايش اين جانوران گاهي نيمه خالي
و زماني تمثيلي و به تلقين و تأثير عقايد
جادوئي يا مذهبي انجام مي گرفت. |
|
يكي
از بهترين نمونه هائي كه در اين زمينه موجود
آمد، نقش هاي بسيار ظريف يك بز كوهي بالدار
است كه دسته ظرف يا كوزه اي بوده و بقولي
برروي ماسكي كه براي چشم بد و ارواح خبيثه
بوده، ايستاده است (ش 2) در اين بز كوهي نيروي
حيات و قدرت بوضوح بچشم ميخورد و گوئي با
جهش خود بطرف بالا شور و هيجان بهار را نشان
ميدهد. گفتني است كه هخامنشيان اعتقاد به
نيروي جادوئي اين حيوان داشتند و گمان مي
كردند كه با تجسم او، باران خواهد باريد4
. نظير اين بز كوهي بالدار در موزة لوور نيز
هست. |
|
بعد
از اسلام تا مدتي صنعت شيشه سازي در ايران
تقليدي از سبك ساسانيان بود ولي بتدريج
–
و بخصوص در دورة حكومت فاطميان –
اين صنعت استقلال يافت و بشكلي
ظريف و تازه عرضه شد. در
سده هاي نهم و دهم غوريهاي گلابي شكل،
جامهاي پايه دار وتنگ هاي پر نقش و نيز
ليوانهائي برنگهاي آبي و سبز و زرد و قرمز،
باظرافت ساخته مي شد. يكي
از نمونه هاي جالب شيشه سازي سدة دهم ميلادي
شيشه اي با نقش هاي لوزي شكل است. اين تنگ
برنگ سبز مايل به آبي است . گردني نسبتاً
بلند و دهانه اي بشكل بشقاب لب تخت دارد.
بدنة تنگ به چندين لوزي شكل تقسيم شده و توي
لوزيها با خطوط تزييني تراشكاري شده است. در
بالاي بدنة غوري و نيز روي دهانه آن، نقطه
چين هاي صيقلي و مارپيچ بچشم ميخورد. (ش 12) نظير
اين تنگ را مي توان در نيشابور و افراسياب (سمرقند)
يافت. سفال
سازي از روزگاران پيشين در آسياي غربي رواج
داشته است. بعد از نفوذ دين اسلام در ايران،
بساختن اشياء سفالي توجه بيشتري شد زيرا
دين اسلام استعمال فلزات گرانبها را منع
كرده بود و درنتيجه هنرمندان بساير
رشته هاي هنري و بخصوص سفال سازي توجه
كردند. سفال
هاي اسلامي را بدو دورة اصلي ميتوان
تقسيم كرد: سفال هاي اوايل اسلام تا سدة
دهم و سفال هاي دورة سلجوقي (از سدة يازدهم). سفال
هاي گروه اول ساده و داراي تزيينات زيبائي
بود ومعمولاص اشعار يا نوشته هائي بفارسي
يا عربي دربارة دعا و بركت، روي آنها نقش
ميشد. اين سفال هاي ضخيم و غالباً بريدگي و
تورفتگي داشت وبيشتر نقش جانوران افسانه اي
يا پرندگان در آنان ديده ميشود. از
مهمترين مراكز سفال سازي اين دوره مي توان
شهرهاي افراسياب و نيسشابور را نام برد.
بخصوص سفال هاي نيشابور از نظر قدرت تزيين و
رنگاميزي و استفاده از رنگهاي سياه و قرمز
بر زمينة سفيد، شهرت دارد. نمونة ساده سفال
هاي نيشابور كاسه اي است از گل سرخ كه دو مرغ
برروي روكش لعابي سفيد كاسه به رنگهاي سياه
و قهوه اي
نقش شده و در سينة مرغان واژه «بركت» نوشته
شده است . (ش 13) نمونة
قدحي است از گل سرخ روشن با تصوير چندين
پرنده . برخي از پرندگان درحال پروازند و
ديگران هريك شيئي بدهان دارند. (ش 14) در
اطراف تصوير عبارتي بخط كوفي نوشته شده است. نمونة
بعدي كاسه با تصوير سوار وسه مرغ است. در
اينجا نقش اصلي –
برخلاف سفال هاي قبلي – با
انسان است و آن پهلواني است كه لباس رزم
برتن كرده، در دست راست دهانة اسبش را گرفته
و در دست چپ شمشيري كوتاه دارد. (ش 15) در
اطراف سوار سه مرغ و اشكالي از گلها و غنچه
ها ديده ميشود. دور ظرف عبارتي بخط كوفي نقش
گرديده است. در
دورة سلجوقيان هنرهاي دستي ظريف ترقي فوق
العاده اي كرد و به جنبه تزييني و ريزه كاري
آنها توجة بيشتري شد. در زمينة سفال سازي،
سفال تجملي يا لعابي بوجود آمد. در اين سبك
لعابهائي به رنگهاي گوناگون بمنظور نقاشي
روي سفال بكار ميرفت. از ابداعات جالب ديگر
سفال سازان اسلامي لعابهاي زرين است كه ظرف
را برنگ طلائي درخشان درميآورد. مركز اين فن
ري و گرگان بود. |
|
پاورقي
ها: 1
– رجوع كنيد به گنجينه
هاي هنر ايران، هانا اردمان، ويسبادن 1967، ص
25 . 2
– ايران از آغاز تا
اسلام، ر . گيرشمن ترجمة دكتر محمد معين،
تهران 1336 ، ص 167 . 3
– همان كتاب، ص 172 . 4
– رجوع كنيد به
شاهكارهاي هنر ايران، آرثرآپام پوپ، ترجمة
دكتر پرويز خانلري، تهران 1338، ص 23 . 5
– همان كتاب، ص 23 . |