|
|
||
غروي، مهدي. “جادوي رنگ“. دوره 12-13، ش151 (ارديبهشت54) ، 14-25، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه : معرفي دگر نقاشان معروف مكتب اكبري و آثار آنها در موزهها و كلكسيونهاي خصوصي سراسر جهان و شويه كارشان: “بالچند“ ، “دولت“ ، “نانها“ ، “ميرهاشم“ ، “بيچيتر“ ، “پدرث ـ Padarath“ ، “آناتت“ ، وچند هنرمند گمنامتر، تخت طاووس“ در دربار شاه جهان وشرحي برنحوه ساختن آن (زيرنويسهاي مقاله قابل ملاحظه است). |
|
|
|
-47- هنرمند ديگر عصر اكبر نانها Nanha مي باشد يكي از كارهاي وي را ما در انوار سهيلي لندن بشماره 25 مشاهده مي كنيم كه در آن شير وزن بيوفا و شاهزاده مجسم شده اند ، در موزه كلكته ازوي پرتره اي هست باحتمال قوي سوراج مال سردار معروف عهد بابريان نخستين است و بدون شك ورقي بوده است از يكي از مرقع هاي معروف جهانگير .9 در مرقع گلشن موزه گلستان تهران تصوير دو شير در حال دعوا وجود دارد كه اين نقاش كشيده و در حقيقت كپيه اي است از كار بهزاد در سنين خيلي بالا ، بيشتر از 70 . جهانگير در گوشه اين تصوير بخط خودش نوشته است كه اين نقاشي را ثانها به امر وي ، از روي كار بهزاد در سال 1019 ( 1609) كشيده است 10 نانها از لحاظ ريزه كاري و تجسم خصوصيات موضوع بي نظير بوده است در موزه جنوب كنزينكتن لندن در آلبوم شاهجهان پرتره اي از ذوالفقار خان تركمن وجود دارد كه شاهزاده خرم ( شاه جهان ) در گوشه اي از آن نوشته است : اين يكي از بهترين خادمان من بود ، در مجموعه گوركيان سه اثر ازوي هست يكي از جواني و شاهزادگي جهانگير يكي از راتاكاران فرزند راتا عمارسينك سردار عهد اكبري و سومي از سيد سيف خان پسر برادر نور جهان11. |
|
اثري از نيمه
قرن 17 عصر شاه جهان كه ملكه را با نديمه و
سه زن هنرمند درباري نشان مي دهد به احتمال
تصوير بانوي تاج زوجه محبوب شاه جهان
مدفون در بناي تاج محل . در حاليكه
نقاشيهاي عصر اكبر فاقد هر گونه چهره
زنانه است در عصر شاه جهان مكتب نقاشي
بابري چنان تحول يافت كه زنان را با سينه
هاي گشوده تشان مي داد و اين ثار هنر هندي
بود كه تعصبي نظير تعصب اسلامي در مورد
حجاب زنان نداشت اين نقاشي به مرقع
جهانگير آكادمي علوم شوروي در لنينگراد
تعلق دارد. |
-49-
بي
چي تر نيز يك نقاش درباري متعلق به عصر
متاخر جهانگير است . وي هنرمندي است مقتدر
كه در عصر بعد از جهانگير درخشش بيشتر يافت
. يكي از كارهاي خوب وي تصويري است كه از يك
فقير ( باحتمال قوي سانياسي جادروب گاي) در
غار خودش و در حال صحبت با امپراتور .
جهانگير در كتاب خود باين مطلب يعني
مذاكره با اين روحاني معروف كه در حوالي
اوجين مي زيسته است اشاراتي دارد.17 در
مجموعه اردشير هم اثري ازوي هشت كه رقص
درويشان را مجسم ساخته و نظير آن را نيز
چاپ شده ديده ايم 18 بيشتر كارهاي وي ( امروز
فقط هشت اثر متعلق به مرقع شاه جهان بوده
كه ميان چستربيتي و موزه جنوب كنزينكتن
تقسيم شده است كه همه در نوع خود عالي
هستند و شايد دو يا سه فقره آن متعلق باين
دوره باشد. |
|
نقاشي از روي
زيبايي هاي طبيعت از خصوصيات مكتب هنري
بابري هند است اين گل نرگس و پروانه در سال
1030 (1620) در عصر جهانگير تئسط محمد ناصر
سمرقندي كشيده شده و داراي امضا اصيل وي
است محمد نادر در كشيدن صورت مهارت داشت و
بيشتر در عصر شاه جهان درخشش داشت اما در
عصر جهانگيري لقب ديگر وي است اين نقاشي به
مجموعهسر كاوس جي جهانگير تعلق دارد براي
مطالعه درباره سبك خاص نقاشان بابري سبك
خاص نقاشان بابري در رسم گلها نگاه كنيد به
: N.C/Methta , studies in Indian Bombay 1926 |
|
شاهزادهاي در حال
تتماشاي رقص ، مينياتوري است به سبك
كاملا ايراني كه در آخرين سالهاي قرن 16 (اوايل
پادشاهي شاه عباس در ايران ) در دكن تهيه
شده ، صورتها لباسها فرس زير پاي شاهزاده و
تركيب كلي نقاشي است فقط ديوار قرمز بالاي
صحنه و منظره تپه و درختها كه كوچكتر نشان
داده شده حامل نفئذ سبكهاي بومي و اروپايي
است. در دكن يك شيرين و خسرو نظامي تهيه شده
كه اكنون در كتابخانه خدابخش نگهداري مي
شود نقاشيهاي اين كتاب نيز كاملا ايراني
است و تصور ميرود كه توسط يك هنرمند ايراني
براي ابراهيم قطب شاه گلكنده تهيه شده ،
تاريخ پايان كتاب سال 980 (1571)
است . نقاشي بالا به خانواده جهانگير
در بمبئي تعلق دارد نگاه كنيد به صفحه 42
كاتالك اين مجموعه بقلم هنرشناسان
خاندالا والا موتي چندرا. |
|
ابراهيم عادلشاه ، پادشاه دكن كه پايتخت وي بيجاپور بوده است وي و همه پادشاهان عادلشاهي بيجاپور با صفويه متحد بودند و تا اين اتحاد و قدرت صفويه برقرار بود عادلشاهيان استقلال داشتند و سرانجام د رعهد اورنگ زيب در هند و جانشينان شاه عباس در ايران منقرض شدند در اين عصر عدهأي از هنرمندان ايراني نيز در دربار عادلشاهيان بسر ميبردند كه يكي از ايشان فرح بيك بود وي تصاوير ديگري نيز از اين پادشاه كشيده است كه بهترين آنها در مرقع گلشن كاخ گلستان تهران نگهداري مي شود نقاشي بالا به آكادمي علوم شوروي در لنينگراد تعلق دارد. |
|
استاد
حسين نقاش ديگر عهد اكبري است كه در حاشيه
آلبوم جهانگير اردشير شكل حيوانات را
كشيده است وي كه در نقاشي حيوانات و مرغان
تخصص داشته دو اثر نيز درانوار سهيلي موزه
بريتانيا دارد كه شوراي حيوانات و مرغان
را مجسم مي سازد25. مرغان به بهترين و جهي
ترسيم شده اند همانند كارهاي منصور و
بهمين دليل وي نيز دومين نفر بود كه پس از
منصور لقب نقاش داشت. نقاش
ديگر كه در ترسيم شكل حيوانات تخصص داشت
غلام بود كه تصوير فيلي
را كشيده است كه مست شده و شاهزاده مراد در
پشت وي نشسته است اين نقاشي در موزه كلكته
است 26. در انوار سهيلي موزه بريتانيا از
اين نقاش چهار اثر مي بينيم با امضاي ميرزا
غلام27. -51- آنانت
نيز از نقاشان مكتب اكبري بود كه 5 مجلس از
انوار سهيلي موزه بريتانيا را تهيه كرد28
در عيار دانش چستربيتي نيز دو اثر ازوي هست29. بعنوان
آخرين اما نه در درجه آخر ، اكنون بنام
نقاشي مي رسيم كه در كار و حرفه خود بي نظير
بوده است اما ناشناخته و كمنام . اين
عليرضاست كه مانند چند نفر ديگر از گروه
نقاشان مكتب بابري خانه زاد بوده است . در
مجموعه اردشير دو اثر ازوي وجود داشت يكي
نقش يك درباري است كه قليان مي كشد و دو
خادم نيز در كنارش ايستاده اند ، كاري است
با دقت و غناي غير قابل وصف ، پرتره اي ديگر
نيز در مجموعه جهانگير ازوي هست . آن اولي
داراي امضاي : مشقه خانه زاد علي رضا مي
باشد با احتمال قوي اين علي رضا نيز از
برادران ابوالحسن و عبد است كه در سنين
جواني ناكام از دنيا رفته است . باين ترتيب
مي توان گفت كه در پايان كار خانواده
هنرمند عصر بابريان هندرا يافته ايم : آقا
رضاي هراتي يا جهانگيري و سه پسرش
ابوالحسن نادرالزمان بزرگترين نقاش اين
دوران ، عبدو علي رضا كه هر سه خانه زاد
دربار جهانگير بودند و متاسفانه از دو نفر
دوم و سوم عبد علي رضا آثاربسيار كمي بما
رسيده است . از عليرضا در هيچ جاي ديگر اثري
ديده نمي شود . هنرمند
ديگر از نقاشان مكتب بابري كه توسط اردشير
معرفي نشده اما اثري ازوي درمجله رك ها
بچاپ رسيده دال چند است كه بواسطه مشابهت
نامش با بالچند ، در بدو امر به نظر مي رسد
كه وي نيز نقاشان عصر اكبر و جهانگير است .30
در مجموعه اردشير ازين هنرمند اثري هست كه
جنگ دو فيل را نشان مي دهد و متعلق به هيچيك
از دو مرقع اردشير نيست و ازوي كار جالبي
نيز در ص 53 كتاب كاسكني به چاپ رسيده است كه
از لحاظ تحقيق ما اهميت دارد اگر چه زمانش
بسي بازمانهاي مورد بحث درين گفتار متفاوت
است ، در اين كار حميده بانو همسر همايون
را مي بينيم كه سوار بر اسب است و
بيابانهاي راحستان را طي مي كند ، اين كار
با اينكه از قرن 18 به جاي مانده و به سبك
راجستاني است ، اثرات نقاشي اصيل ايراني
در آن هنوز نمودار است و تنها چيزي كه آنرا
بكلي از مكتب هاي صفوي و بابري متمايز مي
سازد ، زمينه آنست كه بكلي خالي است و فقط
در جلو صفحه آشكالي بشكل تپه هاي
مينياتوري ديده مي شود . اصل نقاشي به
مهاراجه الوار تعلق دارد31. -52- وجود
نقاشي هاي مكتب بابري هند گاهگاهي از لحاظ
روشن ساختن و قايع مهم تاريخي در روابط
ايران و هند مغتنم و پر ارزش است ، يكي از
نكات دقيق در روابط ايران و هند مسئله تخت
طاوس مي باشد ، كه با اينكه بدلايل بسيار
واضح و آشكار قابل حل ميباشد كوشش شده است
كه حل نشده بماند و با تحريف گردد ، در هند
تقريباً در همه مدارك و اسناد تخت طاوس
كنوني ايران را همان تخت طاوس شاه جهاني مي
دانند كه توسط نادر بايران آورده شده است .
مهمترين سند براي رد اين ادعا بررسي دو تخت
و مقايسه تخت كنوني با تخت ساخت شاه جهان
است كه ملاعبدالمجيد لاهوري در
پادشاهنامه خود آنرا كاملاً معرفي مي كند
و مي نويسد كه در نوروز سال 1044 ( 1635) شاه
جهان براي نخستين بار بروي تخت طاوس نشست .
وي سخن خود را با اين سه سطر شعر آغاز مي
كند :
سپس
بشرح ساخته شدن تخت مي پردازد و وزن و بها و
ابعاد تخت را دكر مي كند : وزن
و بها : پنجاه هزار مثقال جواهر با ارزش 86
لك روپيه ( هر لك مساوي يكصد هزار است ) و دو
صد و پنجاه هزار مثقال طلاي ناب بارزش
جهارده لك روپيه يعني وزن طلا و جواهرات آن
تنهائي 500 من تبريز بوده است . ابعاد
: سه گز و ربعي طول ، دو نيم گز عرض ، ارتفاع
پنج گز ( بيش از 40 گز ( متر) مكعب ) اين تخت در
مدت هفت سال و يا هزينه اي برابر صد لك
روپيه ساخته شد. سازنده
تخت شاعر معروف وزرگر ماهر دربار شاه جهان
سعيداي گيلاني بود و تحت عنوان بي بدل خان
داروغه زرگرخانه خاصه شد . ديواره تخت كه 12
ترك است از 11 تخته مرصع تشكيل يافته است ،
يك ترك آن مداخل تخت است و روبروي اين
مداخل محلي است كه شاه بر آن تكيه مي زند و
در اين قطعه لعلي نصب شده كه شاه عباس براي
جهانگير فرستاده بوده است و در روي آن نام
امير تيمور و اسامي جند تن از فرزندان وي
كنده شده بوده است و شاه عباس نيز نام خود
را بدان افزوده ،شاه جهان پس از كندن نام
خود برين قطعه لعل ، فرمان داد كه آنرا
درين محل نصب كنند، بدستور شاه يك قطعه
مثنوي را كه بيست سطر است و توسط حاجي
محمدخان قدسي سروده شده و حاوي ماده تاريخ
تخت است به ميناي سردر دروني تخت كتابت
نموده اند كه سطر اول و آخر آن اينست :
ازين
سند بهتر وجود نقاشي هاي متعدد از تخت طاوس
است كه يكي از بهترين آنها اكنون در موزه
متر و پلتين نيويورك محفوظ است و توسط نادر
الزمان تهيه شده است . يكي هم تصويري است كه
نيمرخ شاه جهان را كه بر روي تخت نشسته
نشان مي دهد و به موزه ويكتوريا و البرت
لندن تعلق دارد ولي اثري از طاوسهاي دو
گانه در پادشاهنامه بدان اشاره شده در آن
نيست و قسمتي از آن هم در عكس نيامده . پرسي
براون در كتاب خود اين را هم تخت طاوس مي
داند. مرحوم اردشير خود يك نقاشي داشته
است كه در سال سيزدهم سلطنت شاه جهان توسط
عبد برادر نادر الزمان تهيه شده بوده است و
هنرمند خود در گوشه آن نوشته كه دو سال صرف
تهيه آن كرده ام . در ميان ياداشتهاي وي
عكسي هم از يك تصوير تخت طاوس وجود دارد كه
گويا اصل آن متعلق بيك هنر شناس و هنر دوست
هندي بوده و فروخته شده و اكنون نمي دانيم
در كجاست ، در اينجا شاه جهان بروي تخت
نشسته و چهل و پنچ نفر ديگر در اطراف تخت
گرد آمده اند ، چهار پسر وي كه پشت سرش
ايستاده اند بخوبي ديده مي شوند ، در اينجا
در بالاي سر تخت نقش دو طاوس هست اما از
درختي كه بنابر نوشته پادشاهنامه از جواهر
تعبيه شده و مرصع به لعل و الماس و زمرد و
مرواريد بوده اثري نيست اما 12 ضلع و دوازده
ستون تخت كاملاً قابل تشخيص است . پاورقي: [1]
- نگاه كنيد به Clarke
Indian Drawing
شماره
هاي 9 و 10 و 11. 2
- گراور شماره 39 در Kuhnel
& Geitz Indian Book
Painting. 3
- فعلاً در دو كاتالگ سوت باي كه معرف
نقاشيهاي مجموعه اردشير هستند فقط يك اثر
از بالچند معرفي شده :شماره 19 از كاتالگ
مورخ جولاي 73 كه پرتره يك افسر مغول است. 4
- در مرقع كلشن 3 اثر از بالچند هست . شماره 2
سه شاهزاده تيموري كه نشسته اند : اكبر در
وسط و جهانگير –
و شاه جهان در دو طرفش ،
اعتمادالدوله در طرف چپ و آصف خان در طرف
راست ايشان ايستاده اند كار مشابه اين اثر
از همين هنرمند يكي پرتره شاه جهان است (
نگاه كنيد به Wantage
Gollection IX. ) و
يكي پرتره پسران شاهجهان : شاه شجاع اورنگ
زيب و مرادبخش كه I.Stchoukin
در La
peinture Indian خور
آنرا گراور كرده است اين اثر متعلق است به
موزه ويكتوريا و آلبرت لندن و كامبلي نيز
تحت شماره 62 شهرهاي مغولي هند آنرا آورده
است . شماره 19 : پرتره مردي مه ايستاده است
وروي دامن لباس وي نوشته شده : شبه باقر خان
نجم ثاني عمل بالچند وروي شمشيرش ؛: يا
فتاح ياعلي ، باقرخان دوست و مشاور
جهانگير و شوهر خديجه خانم خواهر نور جهان
بود تاريخ اجرا 1031 ( 1620) . شماره 41 سياه قلمي
است كه در حدود 1041 ( 1630 ) ساخته شده و شايد
تصوير شاه شجاع و همسرش باشد. 5
- عبدالرحيم عنبرين قلم –
اصلاً اهل هراتبود و دست پرورده
خان خانان ، از كاتبان درباره جهانگير كه
ابتدا باين لقب و سپس به لقب روشن رقم
مباهي شد و خود را جهانگير شاهي نيز خطاب
مي كرد يكي از آثار معروف وي يك نسخه
جهانگيرنامه است در كتابخانه سلطنتي
تهران و قطعاتي بسيار ، مجزاو در جزو
مرقعهاي مختلف از جمله مرقع گلشن نگاه
كنيد به ص 91/389 جلد دوم نستعليق نويسان دكتر
مهدي بياني . 6
- گراور شماره 17 در اثر معروف Clarke
نقاشيهاي هند. 7
- شماره 95 در Persian
Miniature Paintings : Binyon
, Wilkinson and Gray. 8
- با وجود اين در كاتالگ مورخ جولاي سات باي
تحت شماره 9 تصويري هست كه منسوب به دولت
است و خطاطي پشت آن كار عبدالرحيم و حاشيه
شماره 41 نيز كار دولت است در مرقع گلشن
اثري از دولت نيست . 9
- شماره 60 در كتاب Henell:
Indian Sculpture and Paintings. 10-
هر دو نقاشي اثر اصلي بهزاد و كپيه گراور
آنها را در كتاب Persian
Miniature Painting شماره
هاي 132 و 133 مي توان ديد . 11-
در دو موقع اردشير اثري از نانها وجود
ندارد و در موصع گلشن تهران نيز به ترتيبي
كه خانم گدار در آثار ايران سال 1937 معرفي
كرده اثري از وي نيست . 12-
اولي را Henell
بعنوان
نخستين نقاشي در كتاب خود Indian
Sculpture and Painting گراور
كرده است . 13-
يكي از آنها را در مجموعه Library
of Mr Chester Beetty. تحت
شماره 12 بچاپ رسانده اند. 14-
شماره 38 در Arnold
and Grohman . The Islamic Book Painting.
چاپ شده . 15-
شماره 29 در كتاب اسچوكين. 16-
در كاتالگ مورخ مارچ 1973 سوت باي 3 اثر ازين
هنرمند ( هاشم نه مير هاشم ) معرفي شده يكي
شماره 2 كه تصوير شاهزاده جواني است و
ديگري بشماره 21 كه صحنه ملاقات شاهزاده
خانمي است با شاهزاده اي و زاهدي در شب (حدود
اجرا 1089- 1069 ( 1680 –
1660) و يكي بشماره 32 آتشبازي خانم ها ( كه
آنهم بامضاي هاشم است ) و حدود اجرا اول قرن
18 ميلادي ذكر شده است در مرقع گلشن شماره
هاي 12 و 49 و 50 متعلق باين هنرمند ( هاشم ) مي
باشند شماره 12 عبارت است از تصوير جهانگير
در سن پيري همراه با دو فرزندش شاجهان و
شاه شجاع سياه قلم كه در ان اين بيت شعر نيز
قيد شده است :
اثر
هاشم يا ميرهاشم ( كه از وي آثار كمي بما
رسيده است خانم گدار اثار ايران سال 1973) .
شماره 49 پرتره ي مهابت خان و سردار معروف
بابريان است . دو
تصويري از وي در موزه بريتانيا هست Court
Painters of Grand Moguls P.XX و
پرسي بر اون شماره 58 و نيز شماره 165 Marteux
et Vener , Miniature Persian روي
سپر مهابت خان تصوير شيرو خوشيد ديده مي
شود . شماره
50 تصوير حكيم مومن است كه در عهد جهانگير
از شيراز به خدمت مهابت خان
رسيد و حكيم مخصوص شاه شد اين دو شماره
( 49 و 50 ) روبروي هم بوده اند. شماره
70 سه زن درباري بابريان را نشان مي دهد. 17-
شماره 193 از Blochet
: Musalman Painting. 18-
شماره 17 از The
Court Painters of the Grand Moguls Binyon. 19-
در كاتالگ سوت باي مورخ مارچ 73 سه اثر ازين
هنرمند معرفي شده : شماره 20 : تصوير
شاهزادهي جواني با معلمش . شماره 27 : تصوير
شاهجهان است كه جواهر از صندوقي كه خليل
الله خان نگهداشته بر مي دارند. خليل الله
خان سردار شاهجهان و اورنگ زيب است ، در
شماره 195 I.R.Martin
نقاشي مينياتور ايران و هند
كپيه لندن پ1912 شماره 30 تصوير عزت الله خان
است با افسران و روحانيان و شماره 188
مارتين و ص 66 ارنولد و چستر بيتي Catalogue
of Indian Miniature. Oxford
1936 در
كاتالگ مورخ جولاي 73 سوت باي فقط پرتره
تربيت خان هست كه حاشيه آن كار 1دارات مي
باشد . در موقع گلشن ازين هنرمند چهار اثر
هست : شماره
21 كه يك نقاشي سياه قلم است و مرد جواني را
نشان مي دهد ، بعدها بعضي قسمتهاي انرا رنگ
زده اند ( سال اجرا حدود 1045=1635) با امضاي عمل
بچيتر ، شماره 62 كه پرتره يك بانو است با
امضاء شماره هاي 77 و 107 پرتره هاي بابر و
شاه شجاع است. 20-
سال اجراي 1620 و شماره آن در مجموعه
چستربيتي ( MS.7.pol
14 ) ميباشد.نگاه
كنيد به ص 61 كاسكي ، اين نقاشي حامل امضاي
صريح هنرمند است بخط نستعليق : بنده درگاه
پچيتر. 21-
در Indian
Drawings شماره
12. 22-
در جلد سوم Lidrary
of Chester Beatty شماره
53 رنگي چاپ شده است . 23-
تحت شماره 8 در مجله ركها جلد دوم شماره 3 و
نيز كاتالگ سوت باي لندن. 24-
در Indian
Drawing كلارك
تحت شماره 13 . 25-
در Light of
Canopus
شماره هاي XIX
, XVI 26-
در Indian
Painting Under
پرسي بروان شماره 54. 27-
هر چهار فقره در Light
of Canopus
گراور شده اند. 28-
همه اين پنچ مجلس را مي توان در Light
of Canopus
مشاهده كرد. 29-
يكي از آنها در جلد سوم شماره 46 از مجموعه Library
of Chester Beatty
چاپ شده است. 30-
تصوير شماره 2 مجله ركهاج 2 نمره 3 . 31-
حميده بانو بدون اينكه زني معروف چون نور
جهان و ممتازبانو ، در تاريخ جاويدان
تيموري درخشش داشته باشد ، از لحاظ روابط
ايران و هند در عصر بابريان چهره اي است
بسيار مهم ، زيرا وجود اين زن بود كه دربار
مغولي ترك زبان را به دربار ايراني پارسي
زبان مبدل ساخت . وي در معيت شوهر ، بدون
همراه بردن اكبر كه تازه بدنيا آمده بود و
گلبدن خواهر همايون بايران رفت ، در اكبر
نامه صحنه ملاقات مجدد اكبر خردسال را با
پدر و مادرش همايون و حميده ترسيم كرده اند
، اين ورق از اكبرنامه اكنون به گالري فرير
تعلق دارد و كاسگني انرا در ص 63 كتاب خود
گراور كرده است ، نكته حالب در اين نقاشي
يكي وجود همايون بعنوان تنها مرد در چرگه
اي از بيست زن است كه همه قيافه اي ايراني
دارند و صورتشان باز ولي بدنها كاملاً
پوشيده است . اكبر را نيز بشكل و هيئت ايام
سلنطت اما بمقياس كوچكتر كشيده اند . نقاشي
ديگر كه جميده بانو را نشان مي دهد در كتاب
تاريخ خاندان تيموري است كه به كتابخانه
خدابخش تعلق دارد ، درينجا كه مجلس عروسي
است صورت حميده با يك حجاب پوشيده شده است .
طبق نوشته گلبدن با وجود اصرار فراوان
همايون حميده حاضر نشد كه پيش از عروسي
صورتش را به همايون نشان بدهد و هميشه عذر
مي آورد كه اينكار گناه است . اين نقاشي در
مقاله اينجانب تحت عنوان گلبدن و كتابش در
ص 45 مجله هنر و مردم شماره 85 گراور شده است .
32-
پادشاهنامه از ملاعبدالمجيد لاهوري متوفي
1065 باهتمام اشياتيك سوسيستي بنگاله به
تصحيح مولوي كبيرالدين و مولوي عبدالرحيم
كلكته 1867 ، كالج پريص ج دوم ص 80 –
77 .در سير المتاخرين طبع لك نهو مي نويسد كه
قطعه لعل يادگاري شاه عباس را كه براي
جهانگير فرستاده شده بود ، جهانگير در
ازاي فتح دكن به فرزندش شاهجهان داد وزن آن
دوازده مثقال بود و به الغ بيك تعلق داشت
كه وي به خط نسخ بر آن كنده بود ( الغ بيك
ميرزا شاهرخ بهادربن امير تيمور گورگان )
شاه عباس به خط نستعليق بدان افزود : ( بنده
شاه ولايت عباس ) جهانگير نام خود و پدرش
اكبر را بدان اضافه كرد و شاه جهان پس از
افزودن نام خود ، آنرا درصدر تخت نصب كرده
شاه جهان در بازگشت از سفر كشمير در
داراخلافه اكبر آباد ( آگره ) روز جمعه سوم
شوال كه مقارن با عيد فطر بود بر آن جلوس
كرد و چون فرزندش داراشكوه و سايمان شكوه
نيز در همان ايام تولد يافته بود كليم
كاشاني ملك الشعراي دربار قصيده اي ساخت
باين مضمون :
كليم
در ازاي اين قصيده هم وزن خود يعني
پنجهزارو پانصد روپيه صله گرفت . صاحب سير
المتاخرين اين فصل را با اين جمله به پايان
مي رساند : « تختي بدان قيمت و زيبائي در
هيچ زماني و عصري كسي نديده و نشنيده » بطوري
كه ملاحظه شد ، اين تخت در آگره ( اكبر آباد
) ساخته و پرداخته شد و انتقال آن به دهلي
نيز بدون قطعه قطعه كردن امكان نداشت .
بنابراين باحتمال قريب به يقين نادر كه به
آگره نرفت اصولاً اين تخت را نديد ، چه رسد
باينكه آنرا به ايران بياورد . نگاه كنيد
به سرزمين هند استاد حكمت ص 137 و تحقيقات
يحيي ذكاء درباره تخت طاوس. |