سهيلي خوانساري، احمد. “محمدقاسم مصور“. دوره13، ش155 (شهريور54): 21-25، تصوير.

 

خلاصه : معرفي محمدقاسم تبريزي نقاش معاصر رضاعباسي و شيوه كاراو، معرفي چنداثروي.

محمد قاسم مصور

احمد سهيلي خوانسازي

زماني آقا رضا در هند و رضا عباسي در ايران مورد توجه قرار داشته و بازار هنرشان گرم بود تني چند از نقاشان استاد در اصفهان ميزيستند كه متأسفانه نامشان بر سر زبانها نيفتاده و مورخين از آنان ياد نكرده اند .

انتساب مجالس تصوير و نقاش هاي عمارت عالي قاپو و چهل ستون نقاش مانند رضا عباسي را صحيح نميدانيم چه بطور قطع در انبيه و كاخهاي سلطنتي همواره جمعي از هنرمندان زير نظر استادي كار كرده و مجالس نقاشي آنرا پرداخته اند و بر اين قياس نميتوان مجالس تصوير اين قيبل ابنيه را بيك نقاش نسبت داد .

شكل 5

شكل 4

شكل 3

شكل 2

شكل 1

در ميان مصوران معاصر رضا عباسي تنها محمد قاسم تبريزي ميباشد كه قلمش بسيار شيرين و در مكتبي خاص آثار وي عرضه شده است .

نام محمد قاسم را هر چند مورخيني چون اسكندر بيك ، ملا جلال منجم ، ميرزا طاهر وحيد و ميرزا بيك جنابدي تاريخ نويسان آن عهد بقلم نياورده اند و آثار زيادي از او در دست نيست لكن چند اثري كه از او يافت شده بخوبي نبوغ او را در فن تصوير نشان ميدهد و بعيد نيست كه وي در طراحي و نقاشي هاي چهل ستون و عالي قاپو دست داشته چه صورتهائي كه در اين تصاوير ديده ميشود كاملا” در مكتب او بوده و حركت قلم در صورت سازي ها او را از ديگران متمايز مي سازد .

محمد قاسم در تصوير زنان و مردان ايستاده بسيار استاد بوده و آثار رقم دار او طرز كار شيوة او را خوب نشان ميدهد .

تا چند سال قبل اين نقاش چيره دست را اهل فضل و هنر ايراني و خارجي نمي شتاختند و اكنون هم جز خواص او را نمي شناسند .

نخستين بار نگارنده در سال 1338 يكي از آثار او را در مرقعي از مرقعات كتابخانه سلطنتي يافته و با نام او آشنا شدم ( شكل 3 ) اين تصوير را محمد قاسم جهت يكي از امراء يا وزراء ساخته و ضمن ارسال نمونه كار خود نامه ئي نيز بوي نگاشته و نامه را بدست تصوير نقاشي شده داده و مضمون نامه چنين است :

هو خاني عظيم الشأني مد ظلمه الباقي بندة داعي محمد قاسم مصور از جمله بندگان دعا گوست اميد كه واهب متعال ذات شريف نواب مستطاب مقدس القاب آن خداوندي را از جميع مكروهات در حفظ خود بدارد چون اين كمينه خود را جوان از داعيان قديمي ميداند بارسال تصويري كه رافع عريضه است خود را فرا ياد خاطر ملازمان رسانده ملتمس آنست اين داعي را از جملة بندگان دانسته بسر افراز نامه و رجوع خدمتي كه باعث افتخار است ممتاز ميفرموده باشند و السلام .

متأسفانه تاريخ تحرير نامه و تصوير معلوم نيست و خان عظيم الشأن را نمي شناسيم سپس در سال 1348 (( 1969 ميلادي )) اين اثر او را ( شكل 1 ) كه در حراج سودبي لندن بمعرض نمايش گذاشته شده بود و ببهاي زيادي بفروش رسيد ملاحظه كردم و از اين پس بود كه محمد قاسم نزد هنر شناسان معروف گرديد .

چنانكه گفته شد مورخين از او ياد نكرده اند ولي بتقريب ميتوان او را با رضا عباسي ، افضل حسيني ، شفيع عباسي و محمد يوسف مصور يعني تا پايان سلطنت شاه عباس ثاني (( 1052 1077 )) معاصر دانست و بطور قطع در سال 1029 كه تاريخ نقاشي يكي از آثار او ميباشو جوان بوده است .

چند اثريكه از محمد قاسم ديده شده بدون تاريخ بوده و تنها يك قطعه مورخ بسال 1029 ميباشد كه بسيار بديع ساخته است .

اين تصوير كه شاه عباس را در حال معاشقه و شرابخواري نشان ميدهد نموداري از قدرت قلم و مهارت و شيرين كاري اين نقاش ميباشد .

ميان سلاطين صفوي از هيچ پادشاهي تصويري به زيادي شاه عباس نيست و در بيشتر اين تصاوير شاه با كلاه مخصوص كه جز او و شايد صفي ميرزا كسي برسر ندارد نشان داده ميشود . در بالاي رقم محمد قاسم اين بيت بچشم ميخورد .

برآرد روزگارت از سه لب كام

                                                                        لب يار و لب جوي و لب جام

در اين تصوير چنانكه مي بينيم بيتي نگاشته شده كه عينا” در مينياتور حراج سودبي باضافة بيتي ديگر ديده ميشود ( شكل 2 ) .

آنچه مسلم است محمد قاسم از حسن خط نيز بهره مند بوده و در رقمهاي چند اثر او اين معني بخوبي مشهود ميباشد .

محمد قاسم دومين نقاشي ميباشد كه در عهد صفويه پس از استاد سلطان محمد مينياتور را با پرداز توأم نموده و پس از او اين روش تازمان قاجاريه متروك گرديده است .

اين نقاش چيره دست كه بر خلاف رضا عباسي شانس شهرت نداشته در نقش چشم و ابرو و دهان و زلف و كلاه شيوة خاصي دارا بوده كه بسيار شبيه كارهاي نقاشي كاخ چهل ستون و عالي قاپو ميباشد .

چنانكه نوشتيم نقاشيهاي چهل ستون را اكثر محققين به رضا عباسي نسبت داده اند لكن اين معني بدرستي معلوم نيست و سند و مأخذي ندارد خاصه آنكه معلوم نگرديده در سال 1057 كه ساختمان چهل ستون تمام شده رضا عباسي حيات داشته يا نه و بر فرض حيات آنچه مسلم است استادان جوان كه طبيعه” در هر عصر و زمان راه را بر پيران مي بندند بر او تقدم جسته اند . بويژه اسلوب بعضي نقاشيهاي چهل ستون بكارهاي محمد قاسم بيشتر شباهت دارد تا بنقاشيهاي رضا عباسي ( شكل 5 ) .

محمد قاسم نخستين نقاشي است كه در عهد صفويه ابر را از صورت قديم در مينياتور خارج ساخت پيش از محمد قاسم چنانكه ميدانيم ابر بدين شكل بوده كه كمتر بطبيعت شباهت داشته است ( شكل 4 ) .

محمد قاسم نقش ابر را بطبيعت نزديك ساخته و گوئي از تابلوهاي فرنگي الهام گرفته است و از اين پس در كارهاي محمد زمان و عليقلي ابر اينطور جلوه گر گرديده است در صورتيكه ساير معاصرين او مانند محمد يوسف و معين مصور ابر را مانند نقاشان قرن دهم مي ساختند .

رقم اين نقاش اكثر در كنار تصوير و محمد قاسم مصور و محمد قاسم تبريزي ميباشد . بهترين اثر وي تصويريست كه در صفحه قبل ملاحظه ميشود و از حيث قطع و اندازه از ساير آثار او بزرگتر ميباشد .