غروي، مهدي. “جشنواره توس: جلوه‌اي ديگر از عظمت ملي و خويشتن گرايي ايرانيان“. دوره13، ش156 (مهر54): 12-19.

 

خلاصه : دربارة اهداف جشنوارة توس وبرنامه‌هاي آن ـ معرفي سخنرانان و موضوع سخنراني آنها.

جشنوارة توس :

جلوه اي ديگر از عظمت ملي و خويشتن گرائي ايرانيان

دكتر مهدي غروري   عضو بنياد شاهنامه

هزار سال بعد از پايان كار شاهنامه ، گروهي برگزيده از شاهنامه شناسان ايران و جهان در مشهد گرد آمدند تا در دومين مجمع بزرگ تجليل از فردوسي طوسي شركت كنند . نخستين مجمع چهل سال پيش به فرمان سردودمان خاندان پهلوي برپاي گرديد و ميتوان گفت كه آغاز سلطنت رضاشاه كبير خود آغاز بود بر تجليل و بزرگداشت مردي كه با تمام وجود خود براي ايران و زنده ساختن بزرگي و عظمتش برپاي خاست و علرغم آنهمه مخالف و معاند تا كار را به پايان نرسانيد از پاي ننشست . هر چه تاريخ عصر فردوسي به روشني بيشتر مي گرايد و پژوهشهاي ثمر بخش دانشمندان دربارة شاهنامه و خالق آن فردوسي گسترش بيشتر مي يابد ، چهره فردوسي نيز به عنوان يك فرد ملي خردمند شكوه و جلوة بيشتر مي يابد .

شاهنامه هزار سال است كه در دسترس مردم ايران است ، درين هزار سال سالي نبوده است كه ملت ما با اين اثر فنا ناپذير پيوندي مطلوب و سازنده نداشته باشد ، طلوع شاهنامه در افق سياسي ايران مصادف با دوراني بود كه حصول آن در شاهنامه نويد داده شده بود ، عصري كه بندگان بي هنر شهرياري يافتند و زيان كسان را از پي سود خويش جستند و دين را بهانه و وسيله مقاصد خويش قرار دادند .

از تاريخ تكميل شاهنامه و كتابت نخستين كتاب تا زمان نگارش قديم ترين شاهنامه اي كه اكنون در دست ماست ، در حدود سيصد سال فاصله است و ما اكنون نمي دانيم كه چرا نسخه اي كهن تر از شاهنامه در دست نيست آيا علت اين فقدان براي كتابي چنين معروف و مطلوب فقط هجوم و تركتازي مغولان است و يا كينه و عناد خاندان حاكم بر ايران عصر فردوسي با اينگونه آثار نيز ، اثري انكار پذير برين فقدان گنگ و نا مطلوب داشته است . آنچه موجب سپاس و شكرگزاري است درست بودن چند شاهنامه كهن خطي است و گرنه امروز از منابع شاهنامه : خداينامه ها ، نامه اي باستان و آثار مشابه در دست نيست .

چهار صد و پنجاه سال پس از نگارش نخستين شاهنامه ، شاهزاده اي هنرمند و فرهنگ پرور شاهنامه اي را كه از لحاظ كيفيت و كميت تا آن عصر نظير نداشت نويساند و ما اكنون اين اثر را كه گرانقدرترين آثار فرهنگي جهان شمرده مي شود در دست داريم ، شاهنامة بايسنقري راه را براي نگارش پانصد شاهنامه هاي ديگر همواره ساخت و در مدتي متجاوز از پانصد سال اين اثر بي نظير درين ميدان يكه تاز بود و محتواي آن مطلوب ترين منظومه شاهنامه شمرده مي شد ، اما در عصري كه تحقيقات مستند علمي دربارة فرهنگ و هنر ايران زمين ، به پايمردي خاورشناس آغاز شد ، دوره اي نوين در راه تهيه و انتشار متن شاهنامه نيز آغاز گرديد .

در دوران انقلاب شاه و مردم ، بار ديگر به شاهنامه كه زير بناي تاريخ ملي ماست توجه شد بنياد پژوهشي و علمي شاهنامه تأسيس گرديد ، جلسه هائي براي بحث و سخنراني دربارة شاهنامه داير شد ، در دانشگاه مشهد كه اكنون دانشگاه فردوسي نام گرفته است ، هفته هاي فردوسي برپاي گرديد و سرانجام نخستين جشنوارة طوس در تيرماه سال جاري در طوس و مشهد دائر شد و آنچه درين گفتار مي خوانيد و مروري است برين رويداد مهم فرهنگي كه با شركت قشرهاي گوناگون ملت ايران بر پاي گرديد .

از چند سال پيش فكر تشكيل يك جشنواره يك جشنواره حماسي در طوس به وجود آمده بود و عليا حضرت شهبانو كه در همه جنبش هاي هنري اين سرزمين نقش مؤثر داشته و دارند ، اشارتي بدان كرده بودند و سرانجام در شهريور سال گذشته پس از پايان جشن هنر از هنگام بررسي ارزشهاي فرهنگي آن جشنواره فرمودند :

(( در جشن هنر امسال اين فكر به وجود آمد كه شايد جشني در طوس برپا شود ، جشني مربوط به شاهنامه و آن سنت نقالي و حماسه سرائي ، البته اين فكر ، فكر جالبي است ، براي شاهنامه سازماني درست شده است . اكنون اميدوارم كه با همكاري وزارت فرهنگ و هنر و كمك دستگاههاي ديگر ، همه ساله يك جشن برپا شود ، جشني مربوط به شاهنامه از نظر حماسه سرائي ، داستانهاي ايراني ، شعر و بخصوص از لحاظ آثار هنري شاهنامه مانند مينياتور هاي آن و چيزي هاي ديگر كه بدان مربوط است . . . . . . . . اميدوارم با ترتيب دادن اين جشن ستنهائي كه داشت از بين مي رفت احياء شود و حفظ گردد . . . . ))

نخستين گام در راه تشكيل اين جشن برپائي جلسه اي بود در مهرماه سال گذشته با حضور مدير عامل جشن و هنر و نمايندگان وزارت فرهنگ و هنر و بنياد شاهنامه ، رياست جلسه را آقاي قطبي بر عهده داشتند و گذشته از آقايان فرخ غفاري قائم مقام جشن هنر و دكتر ضياء الدين سجادي استاد دانشگاه كه سرپرستي راديو تلويزيون خراسان را نيز عهده دار شده اند آقايان دكتر فروغ ، دكتر ستاري ، دكتر دبير سياقي ، ايرج جهانشاهي و نويسندة اين گزارش نيز در جلسه حضور داشتيم . آفاي قطبي به تفصيل درباره پيدايش اين و نحوة ارائه و اجراي آن صحبت كردند و فرداي همان روز آقاي دكتر سجاديب به عنوان مدير جشنواره به حضور عليا حضرت شهبانو معرفي شدند .

ويژگيهاي پيش بيني شده جشنواره عبارت بود از :

الف : هدف اصلي جشنواره در سال نخست بزرگداشت فردوسي طوسي خالق شاهنامه خواهد بود و پس از اجراي نخستين درباره بقا و ادامة آن تصميم گرفته خواهد شد .

ب : جشنواره بشكل يك فستيوال ملي گسترده با شركت هر چه بيشتر عامة مردم و جوانان برگزار خواهد شد و نمايد كنگره علمي كوچكي كه در مشهد برپاي مي شود جنبه هاي ديگر جشن را محدود يا معدوم سازد .

ج : در كنگره علمي كوچكي كه برپاي خواهد گرديد از تعداد معدودي دانشمند ايراني براي سخنراني دعوت خواهد شد اما كوشش مي شود كه نمايندگان مجامع علمي و فرهنگي جهان به تعداد بيشتر در كنگره شركت داشته باشند ، گروه دانشمندان ايراني كه به جشنواره دعوت خواهد شد فقط در جلسات ايراني كه به جشنواره دعوت خواهد شد فقط در جلسات بحث و انتقاد شركت مي كنند و جشنواره يادنامه اي محتوي مجموعة مقالات علمي مستند كه از طرف شركت كنندگان و ديگر علاقمندان تهيه مي شود انتشار خواهد داد .

د : شركت عامة مردم از راه تشكيل نمايشگاهي از نقاشيهاي قهوه خانه اي ، برقراري مجالس نقالي و شاهنامه خواني ، اجراي موسيقي محلي خراساني ورزشهاي باستاني صورت خواهد گرفت و در راه ترويج اينگونه هنرها و ترغيب مردم به شركت در نقالي و شاهنامه اي برنامه هاي گسترده ترتيب خواهد يافت .

ه : شركت جوانان باين صورت خواهد بود كه مسابقه اي براي تهيه نمايشنامه ، نمايش ، فيلمنامه ، فيلم موسيقي نامه و داستان و نقاشي بر مبناي شاهنامه ، برقرار خواهد شد و وزارت فرهنگ و هنر و وزارت آموزش و پرورش اجراي اين برنامه را بر عهده خواهند گرفت .

نخست قرار بود كه جشنواره در هفته سوم تيرماه كه روز تيرگان را نيز شامل مي شود برگذار گردد اما عملا” به هفته چهارم موكول شد ، روزهاي 22 تا 27 تيرماه .

در وزارت فرهنگ و هنر ، در جلسه اي كه با حضور مقام وزارت تشكيل شد ، نمايندگان بنياد شاهنامه نيز شركت داشتند و مقرر گرديد كه بنياد برنامه اي را كه توسط فرهنگ و هنر اجرا خواهد شد طراحي كند و آقاي كاشفي مدير كل همكاريهاي سمعي و بصري سرپرستي اين امور را بر عهده گرفت .

در زمينة رهبري و همكاري با تهيه كنندگان نمايشنامه و نمايش نيز بنياد شاهنامه و دانشكده هنرهاي در اماتيك با جوانان هنرمند حرفه اي و آماتور كه در زمينة نمايش كار مي كنند سروكار داشتند .

سازمان جشنواره از دبير كل رؤساي بخش هاي پژوهش و پژوهشگران بنياد در دو گروه دعوت كرد كه در جشنواره شركت كنند .

برنامه هاي جشنواره را در چهار فصل : گشايش و تشريفات ، كنگرة علمي ، برنامه هاي هنري و انتشارات بررسي مي كنيم :

روز دوشنبه 22 تيرماه روز گشايش و آغاز كار جشنواره بود ، شهبانوي گرامي كه در نيمروز دوشنبه وارد مشهد شده بودند ، پس از زيارت مرقد مطهر امام هشتم و بازديد از نمايشگاههاي هنري مربوط به شاهنامه ، به طوس تشريف فرما شدند كه در مراسم گشايش جشنواره شركت كنند .

***

برنامه هاي جشنواره را در چهار فصل : گشايش و تشريفات ، كنگرة علمي ، برنامه هاي هنري و انتشارات بررسي مي كنيم :

روز دوشنبه 22 تيرماه روز گشايش و آغاز كار جشنواره بود ، شهبانوي گرامي كه در نيمروز دوشنبه وارد مشهد شده بودند ، پس از زيارت مرقد مطهر امام هشتم و بازديد از نمايشگاههاي هنري مربوط به شاهنامه ، به طوس تشريف فرما شدند كه در مراسم گشايش جشنواره شركت كنند .

در مدخل محوطة واقع در جلو باغ طوس نمايندگان مردم خراسان به ويژه همشهريان فردوسي ، ساكنان طوس صف كشيده و با مراسم خاص ورود شهبانو بزرگ خود را گرامي داشتند ، در گوشه اي ديگر ازين محوطه استاديوم موقتي كوچكي ساخته شده بود و در ساعت شش عصر پس از ورود عليا حضرت برنامة  جشن به ترتيب زير آغاز و اجرا شد :

مرشد در جايگاه خود پس از كسب اجازه همراه با نماينده پهلوانان خراسان ، آداب پهلواني را به سبك سنتي بجا آوردند ورزش باستاني با شركت پلوانان خراسان آغاز شد .

قسمت ديگر برنامه آن روز اجراي كشتي چوخه و كشتي گيلاني بود كه براي همة دعوت شدگان تازگي داشت . در كشتي خراساني پهلوانان بالا پوشي از نوع جاجم هاي راه راه به تن مي كنند كه بدان چوخه گفته مي شود اين كشتي يادآور داستانهاي پهلواني شاهنامه است و كشتي گير به وسط ميدان مي آيد و به لهجة محلي پس از معرفي خود با غرور و سادگي خاص مبارز طلب مي كند چوخه يك كشتي آزاد است خالي از بسياري نظامات و مقررات كشتي هاي رسمي كه با شور و هيجان خاص صورت مي گيرد و در آخرين مرحله قهرمان برتر رقيب را بر مي گيرد و به زمين مي كوبد . در كشتي گيلاني ( گليه مرد ) پهلوانان هيبت و قدرت پهلوانان خراسان را ندارند ، اما به سادگي و باز هم با لهجة محلي مبارز طلب مي كنند . درين جا دو كشتي گير مدتي با هم راه مي روند و در فرصت مقتضي بيكديگر گلاويز مي شوند ، حركت دستها براي شروع حمله و راه پيمائي مجدد به دستور ميانجي در هنگامي است كه ممكن است كه كشتي مبدل به يك زور »آزمائي خطرناك شود اين ورزش يادآور روح مسالمت جو و نرمش خاص مردم گيلان است .

پس از پايان مسابقه ها شهبانو پهلوانان را به حضور پذيرفتند و با ايشان به گرمي گفتگو كردند .

در نخستين ساعات شب ، يكي از بهترين برنامه هاي جشنواره اجرا شد و آن برگذاري يك مجلس نقالي در حضور عليا حضرت بود . در سكوي بزرگي كه در كنارة آرامگاه باشكوه فردوسي ساخته شركت كنندگان در جشن گرد آمدند و پس از چند دقيقه شهبانو وارد محوطه شدند كه بر وي تنها صندلي موجود در محوطه بنشينند ، اما ايشان دستور دادند كه آن كرسي منحصر به فرد را نيز از محوطه ببرند و شهبانوي گرامي ما همانند ديگران بر زمين نشستند و مرشد ترابي در حاليكه عصاي مخصوص مرشدي رادر دست داشت برنامة خود را آغاز كرد ، موضوع نقالي داستان نقالي داستان جنگ رسصتم  و اشكبوس بود . در حاليكه ترابي نقالي مي كرد و حاضران سراپا گوش بودند شبح بناي پرشكوه آرامگاه در جوار صحنه نقالي درخشش خاص داشت ، با ابهامي كه از گذشت هزار سال زمان حكايت ها داشت ، همه حاضران و بيش از همه عليا حضرت مجذوب بيانات مرشد كه با حركات و اداهاي پخته و اصيل همراه بود شدند ، گوئي در آن شب پرشكوه روح فردوسي نيز حاضر بود و مي ديد كه پس از هزار سال چگونه خاطره اش را عزيز مي دارند و دوستدادانش از سراسر عالم گرد آمده اند كه به تجسم يكي از صحنه هاي رزمي كه وي آفريده است بنگرند .

همان شب در مهماني بزرگ استاندار همة شركت كنندگان در جشنواره و ميزبانان خراساني حاضر بودند و ديدند كه چگونه بانوي اول كشور ما همانند ديگر مهمانان خود به كنار ميز شام آمدند و هنگام صرف غذا با دانشمنداني كه از سراسر عالم آمده بودند به گفتگو پرداختند . پس از صرف شام در طالار مخصوص نمايش ، قسمتي از نمايش بيژن . منيژه اجرا شد و به اين ترتيب نخستين روز جشنواره به پايان رسيد .

***

طالار دانشكدة ادبيات دانشگاه فردوسي مدت پنج روز شاهد برخوردهاي علمي و انتقادي شاهنامه شناسان سراسر جهان بود كه در مشهد گرد آمده بودند . قرار شده بود كه استاد دكتر صديق اعلم در كنگره اول فردوسي شركت كرده و منشي كنگره بودند مجمع را افتتاح كنند ، متأسفانه ايشان بسبب بروز كسالت موفق نشدند كه به مشهد بيابند اما سخنراني خود را كه عنوانش ، ( چگو.نه آرامگاه فردوسي به وجود آمد ) بود كه گنكره فرستادند . استاد خمائي نيز كه يكي ديگر از شركت كنندگان در كنگره اول فردوسي بودند ، بهمان دليل در مجمع شركت نداشتند اما دكتر سجادي مدير جشنواره ، جلسه را با قرائت گفتار استاد همائي آغاز كرد ، اين گفتار كه با شعري چند از ديباچه شاهنامه شروع مي شد به نخستين روز سخنراني روح و حالتي معنوي داد :

بنام خداوند جان و خرد

                                                                        كزين برتر انديشه بر نگذرد

براي آن كسان كه با شاهنامه سروكار دارند و شاهنامه مي خوانند ، ديباچة شاهنامه و همة آن اشعار كه درباة خرد سروده شده بسيار پر معناست و همه مي دانند كه فردوسي را اين اظهار نظرهاي دقيق علمي و فلسفي به مقام يك حكيم ارتقاء داده است . گفتار استاد همائي را كه جشنواره به چاپ رسانده بود همان روز ميان حاضران تقسيم كردند .

از جمله كساني كه جايشان در روز اول خالي بود از استاد صفا نويسنده نامدار حماسه سرائي در ايران نام مي برم كه مقالة دلپذيري تهيه و به جشنواره فرستاد بودند ، خود استاد صفا موفق به شركت در كنگره نشدند ، استاد مينوي كه يكي ديگر از اعضاي شركت كننده در كنگرة÷ اول فردوسي هستند و پيش از نيم قرن است كه با شاهنامه سروكار دارند براي شركت در كنگره اي به آلمان  رفته بودند و اين روزها بواسطه گرمي بازار هواپيمائي ملي موفق به تهية جا و بازگشت به موقع نشدند ، استاد دكتر كيا و دكتر اسلامي ندوشن نيز درين مجمع حضور نداشتند .

رياست جلسه را در نخستين روز آقاي دكتر خانلري رئيس بنياد شاهنشاهي فرهنگستان ادب و هنر گرفتند و دانشمند جوان دكتر امين بناني كه در دانشگاه كاليفرنياي لوس آنجلس به تدريس تاريخ و فرهنگ ايران مشغول است نخستين سخنراني را ايراد كرد ، موضوع گفتار بناني مقايسه شاهنامه و ايلياد بود ، دكتر بناني درباره خلق و نوع حماسه اظهار نظرهائي كرد كه مورد بحث و انتقاد حاضران قرار گرفت .

ايشان حماسه را به دو نوع بديهي يا مصنوعي طيقه بندي كرد و گفت حماسه بديهي را احساس ها و تخيلات  طبيعي شاعر به وجود مي آورد ، در صورتيكه حماسة مصنوعي يك نوع كار سفارشي و ساختگي است ، آنگاه محيط اجتماعي و سياسي ايران عصر فردوسي و يونان عصر هم را با هم مقايسه كرد .

ئرباره اين سخنران استاد محيط طباطبائي و دكتر رجائي اظهار نظرهاي دقيقي كردند و سرانجام سخنراني كوتاه ولي تند و قاطع انجوي شيرازي پروندة اين سخنراني پرسر و صدا را بست ، انجوي گفت لغت سازي را محكوم مي كنم و خلق شاهنامه را نيز مرهون و مديون محيط اجنماعي ايران در قرن چهارم هجري مي دانم وي به رويه خشن و غير انساني حكمرانان اموي و رشد قوم پرستي و برتري جوئي خلفاي عباسي اشاره كرد و جو سياسي و اجتماعي ايران در اواخر دوران ساماني و به قدرت رسيدن تركان را تشريح نمود و نتيجه گيري كرد كه درين شرايط ظهور و خلق شاهنامه صورت پذير گرديد و اين شاهكار بنا برخواسته ملت ايران تولد يافت .

در روز دوم رياست جلسه برعهده دكتر فرهنگ مهر رئيس دانشگاه پهلوي شيراز بود و استاد خانلري سخنراني كوتاه ولي پرمعنا و شيرين خود را ايراد كردند ، استاد به كارهائي كه در زمينه شاهنامه مي توان كرد اشاره نمودند و گفتند چه خوب بود كه براي تصحيح و تهيه متن مطلوب شاهنامه از تمام نيروهاي موجود بهره مندي داشتيم و كارها طبق يك روش صحيح رهبري مي شد كه با دوباره كاري و شتاب از ميزان كارآئي و برداشت كاسته نشود ، سپس به فرهنگ شاهنامه اشاره كردند و گفتند بهتر است كه تهيه چنين فرهنگي پس از تهيه متن منقح و مصحح شاهنامه صورت پذير گردد و به كلماتي اشاره كردند كه در شاهنامه آمده اما وضع آنها روشن نشده ودرين مورد كلمه عفو بر وزن وضو را مثال زدند ، پس از پايان سخنراني استاد خانلري يكي يكي از حاضران پيشنهاد كرد كه بهتر است بنياد شاهنامه از كارشناسان ديگر از جمله پژوهشگران خارجي در كار تصحيح متن بهره يابي كند ، پاسخ ايشان اين بود كه كار بنياد يك كار ملي ايراني است ، در حالي كه كار محققان ديگر فقط يك كار تحقيقي است و بنياد براي دوام خود ناچار است كه فقط پژوهشگران ايراني را به كار دعوت كند و از جوانان تازه كار كم تجربه پژوهشگراني در سطح محققان خارجي با ويژگيهاي برتر بسازد و بكار بگمارد .

عثمان اف محقق مسلمان شوروي كه كار تصحيح چاپ سوم شاهنامه را بر عهده دارد درباره مطالب استاد خانلري سخناني گفت و پيشنهاد كرد كه نسخه بي نقطه لندن براي استفاده دانش پژوهان به چاپ برسد .

دكتر امير حسين عابدي رئيس و استاد سعبه فارسي و عربي دانشگاه دهلي كه خود از دانشگاه تهران دكتري ادبيات فارسي گرفته است مقاله مبسوطي تحت عنوان شاهنامه و هند قرائت كرد .

وي كه در شاهنامه شناسي ادعائي ندارد ، در سرآغاز مقالة خود از روابط ديرين فرهنگي دو ملت سخن گفت و زبان فارسي را كه مدت هشتصد سال زبان علمي و ادبي و هنري هند بوده است ستود و از سخن پروفسور پاول ياد كرد كه گفته است :

(( اوگوست قيصر روم مي گويد كه مي روم آجري را تحويل گرفتم و مرمرين تحويل دادم و فردوسي در ايران فرهنگي بدون ادبيات را تحويل گرفت و شاهكار منظومي بدان افزود كه مورد تقليد و استفاده همه شاعران پارسي گوي قرار گرفت ولي هرگز اثري قابل مقايسه با خود نيافت )) .

دكتر عابدي فحواي اين گفته را در شعر فردوسي جستجو مي كند جائي كه مي گويد :

پي افكندم از نظم كاخي بلند

                                                                        كه از باد و باران نيابد گزند

بسي رنج بردم درين سال سي

                                                                        عجم زنده كردم بدين پارسي

شاهنامه در هند نيز همانند ايران محبوب و مطلوب و ايده آل ادبي و اخلاقي شمرده مي شده است و ابوالفضل وزير دانشمند امپراتور اكبر به پادشاه توصيه كرده بود كه ساعاتي از روز را به خواندن شاهنامه اختصاص دهد . شاهنامه از نظر روابط ايران و هند نيز قابل بررسي است و شاعر بلند پايه خراسان هر جا كه فرصتي بدست آورده عليرغم محيط اجتماعي و سياسي عصر سلطان به تحسين و تقدير دانش و فرهنگ بومي هند پرداخته است .

دكتر عابدي سپس اشاره به نسخ گرانقدر شاهنامه كه امروز در هند نگهداري مي شود كرد و گفت ، در موزه حيدر آباد دكن شش نسخه ، در موزه دهلي هشت نسخه ، در كتابخانه و موزه سالار جنگ حيدر آباد شش نسخه ، در كتابخانه خدابخش پتنا شش نسخه آسيائي بنگال در كلكته يك نسخه نفيس خطي وجود دارد . وي به دو نسخه ديگرنيز  اشاره كرد كه به مجموعه هاي خصوصي تعلق دارند يكي نسخه اي متعلق به كتبخانه مهاراجه محمود آباد كه براي شاهرخ تهيه شده و محتوي بيست تصوير از مكتب رات و است و ديگر نسخه اي متعلق به ديوان ناصر علي در پتنا كه براي امير رستم بن سالار حكمران طبرستان در سال 861 نوشته شده است ، سپس از شاهنامه كاما در كتابخانه پارسيان بمبئي ياد كرد و تاريخچه اي از چاپ شاهنامه ها را در هند ارائه كرد و دانشمندان فقيد علامه شبلي نعماني و منخمود شيراني را كه در كار شناساندن ادب فارسي و فردوسي و شاهنامه اش نقش برجسته اي را بر عهده داشته اند ستود و پس از اشاره به تقليدهاي مطلوب شاعران هند از شاهنامه و معرفي شاهنامه شناسان هند به گفتار خود خاتمه داد .

بانو اميكوكادا استاد زبان فارسي دانشگاه توكيو كه فارسي را تا درجه دكتري در دانشگاه تهران تحصيل كرده است ، به فارسي شيرين و قابل فهم مقاله خود را كه عنوانش : ( نخستين پادشاه در حماسه ملي ايران ) بود خواند . وي در پيشگفتار سخنانش به شعرهائي كه در سال 1317 ميلادي سه نفر ايراني براي يك تاجر ژاپني نوشته اند اشاره كرد و گفت محتواي اين سند كه امروز در يك معبد ژاپني نگهداري مي شود و يادآور نخستين برخورد فرهنگي ايران و ژاپن است به احتمال قوي و به گواهي استادان دانشگاه تهران توسط فردوسي سروده شده است .

سخنران روز دوم اندره برتلس فرزند برتلس اول سرپرست نخستين گروه تصحيح شاهنامه چاپ مسكو بود . برتلس دانشمند جواني است كه با فروتني بسيار فارسي را شيرين صحبت مي كند و موضوع سخنراني وي درين مجمع حد معني مجاز در شاهنامه فردوسي بود .

روز چهارشنبه ، سومين روز رياست مجمع را دكتر عابدي بر عهده گرفت و نخستين سخنران پي حسام الدين راشدي بود كه از نفذ فردوسي و شاهنامه در سند سخن گفت . سند ازين لحاظ كه حد فاصل ميان سرزمين ايران زمين و هند است براي آنكسان كه در شاهنامه تأمل مي كنند بسيار پرمعناست . پير كه از دوستداران واقعي ايران و ادبيات فارسي است به نفوذ زبان فارسي در سند و رساسس اين نفوذ كه شاهنامة فردوسي است اشاره كرد و گفت : جهانگير در توزوك خود از خزائني كه از سند مي رسيد و حاوي كتابهاي خطي از جمله شاهنامه بود صحبت مي كند ، بسياري ازين ذخاير فرهنگي و هنري نيز پس از فتنه افغانها و كشته شدن نادر در خراسان به سند آورده شد .

سخنران ديگر روز سوم پروفسور رابين سن بود كه ساهايت دربارة مينياتور ايراني كار مي كند و امروز اگر چه محل كارش موزه ويكتوريا و البرت لندن است كه از لحاظ خزائن شرقي چندان غني نيست اما آثار هنري ايران در موزه بريتانيا و ديگر مراكز مهم فرهنگي و هنري انگلستان خوب مي شناسد و سخنراني اش معرفي چند نسخه مصور شاهنامه بود كه با كمك اسلايد به كار كنگره رونق و صفاي خاص بخشيد . رابينسون نسخه ها را يكي يكي معرفي مي كرد و دربارة مينياتور هاي گزيدة اين آثار اشارات جالبي داشت . يكي از نسخ معرفي شده نسخه اي بود كه در 1432 براي ابراهيم شاهرخ حكمران شيراز تهيه شده و اسلوب نقاشيهاي آن سبك معروف شيراز است . نسخه ديگر مورخ 1440 بود در مجموعة آسيائي لندن كه براي پسر كوچك شاهرخ در هرات ساخته شده و حاوي 30 مينياتور به سبك هرات است اين نسخه در سال 1838 به انجمن اسيائي اهدا شده و محتوي خط و امضاي امپراتوران بابري هند از بابر تا اورنگ زيب است .

رابينسون چند مينياتور از مجموعه چستربيتي را نيز معرفي كرد و گفت كه به احتمال اين اوراق از شاهنامه اي بوده است كه براي شاه عباس بزرگ تهيه شده و آثاري از كارهاي آقا رضا و صادقي بيك در آن هست ، صادقي بيك رئيس كتابخانه سلطنتي كه بازماندة كتابخانه تي پو سلطان ، قهرمان استقلال و آزادي هند است . تي پو معاصر فتحعليشاه بود و در جنوب با نيروي هند انگليس برخوردهاي سرسختانه داشت و سرانجام نيز به دست يكي از افراد خائن دولت خود كشته شد . كتابخانة نيپو سلطان را انگليسها بعنوان غنيمت جنگي به انگلستان بردند و كاتااك اين مجموعه كه در 1799 به چاپ رسيده نخستين كاتالك شرقي است به زبان انگليسي كه انتشار يافته ، شاهنامه هاي تيپو سلطان داراي نقاشيهاي سبك شيراز قزوين است .

رابينسون چند شاهنامة ديگر نيز معرفي كرد و سپس به نشان دادن اوراقي پراكنده پرداخت كه در آن ميان يكي بسيار قابل توجه بود ، ورقي از شاهنامه اي كه براي شاه اسمعيل صفوي ساخته شده و شايد كار سلطان محمد بوده باشد ، بعقيده اين كارشناس هنر ايراني ، اين اثر يكي از عالي ترين شاهكارهاي مينياتور ايراني محسوب مي گردد .

روز چهارم رياست جلسه را پروفسور راشدي عهده دار  شد و نخستين سخنران پروفسور نوري عثمان اف دانشمند معروف شوروي بود كه در طي گفتار مستند خود ثابت كرد كه داستان خاقان چين در حقيقت دنبالة داستان كاموس كشاني است . عثمان اف اكنون سرگرم تجديد نظر در مجلدات نخستين شاهنامه چاپ مسكو است كه در تهران با همكاري كتابختنة پهلوي منتشر مي شود و تا كنون دوجلد اول و دوم آن به چاپ رسيده و انتشار يافته است .

سخنران ديگر خانم انبارچي اوغلو بود كه دربارة شاهنامه در تركيه و به خصوص شاهنامه خواني در قلمرو حكومت آل عثماني و جمهوري تركيه صحبت كرد و مطالب تازه و ناشنيده اي را به سمع حاضران رساند سومين نفر كانوس كرده آلماني بود كه حرفه اش نشر كتاب است و از روي علاقه شخصي تا بحال چند جلد از شاهنامه را به آلماني ترجمه كرده  سخنراني جالب وي تحت عنوان : اسطوره و تاريخ در حماسة ملي ايران به زبان انگليسي ايراد شد سخنراني كرده نيز طولاني بود و چون بزبان فارسي ايراد نشد و به درازا كشيد حاضران را خسته كرد و سرانجام به دستور رئيس جلسه ناتمام ماند ، اما بطور كلي سخنراني اين دانشمند آلماني جالب بود و تازگي داشت و در پايان نتيجه گيري وي دربارة متن مربوط اسكندر اين است كه روايت فردوسي نيز مانند قول بسياري از نويسندگان غرب بواسطة دورياز عصر اسكندر ، بجاي تاريخ بافت افسانه اي و اسطوره اي دارد ، افسانه هائي كه حتي در خارج از ايران ، در حوزه اي گسترده از ايسلند تا اتيوپيا قرنها قبول عامه داشت اما فرا رسيدن رنسانس و توجه دانشمندان اروپا به آثار آريان و كورتيوس روفوس تاريخ جاي افسانه و اسطوره را گرفت و داستان اسكندر بدانگونه كه كاليستنس طبيب دربار اسكندر نوشته بود بنام پسود و كاليستنس قرنها زبان زد خاص و عام بود متروك و مطرود شد . آخرين سخنران روز پنجشنبه استاد مينوي بود كه غيبتش در سراسر روزهاي نخست مجمع بشدت احساس مي گرديد و در آن آخرين دقايق روز چهارم سخنانش طوفاني برپاي كرد و به مجمع تحركي شديد داد، استاد در تعقيب سخنان كرده گفتند كه در برابر تاريخ افسانه اي ايران ، تاريخ مستندي نيز ، در طي قرن گذشته براي ما تنظيم شده و درين راه ميرزا اقا خان كرماني پيشقدم است و مرحوم مشيرالدوله پيرنيا پايه گذار . اما شاهنامه نيز دو تا ست يكي شاهنامه اي كه فردوسي سرود و ديگر شانامه اي كه پس از مرگش شاعران و كاتبان و مرشدان ساختند ، آنچه خواستند بدان افزودند ، شعارها را اصلاح و جرح و تعديل كردند و به صورتي كه امروز مي بينيم در آوردند ، بوري كه حتي در شاهنامه هاي چاپي نيز كه همه از روي نسخه انتخابي ترنرمكن به طبع رسيده توافق و هم آهنگي به چشم نمي خورد . آنگاه استاد خطاب به شاعران حاضر در جلسه گفتند چگونه است كه شما اگر شعري از خود را به بينيد كه در آن دست برده شده غوغا برپا مي كنيد اما به راحتي و فراغ خاطر و فقط از روي سليقة شخصي در شعر شاعران كهن ما دست مي بريد ؟ آنگاه به كارهاي كه در بنياد شاهنامه جريان دارد اشاره كرده گفتند ما سرگرم انتخاب و انتشار متني از شاهنامه هستيم كه به دلائل علمي صحيح ، به آنچه شاعر خود سروده نزديك تر است ما درين راه سليقه شخصي و مصالح ديگر را در نظر نخواهيم گرفت معتقديم كه پس از پايان اين كار يعني تهيه و چاپ و انتشار اين متن تازه كه آنوقت خواهيم كرد .

سخنان استاد مينوي شور و هيجان در كالبد كم تحرك مجمع خلق كرد كه تا آخرين لحظمه هاي حياتش ادامه داشت . عصر آن روز و شب آن روز همه جا سخن از مينوي بود و آنچه مي كند و آنچه گفت و فردا كه روز آخر مجمع شمرده مي شد سخنراني كوتاه صحبت كردند و اين بحث را نيز انجوي شيرازي با سخناني كه تند و قاطع و بظاهر صادقانه و خالي از ريا بود بپايان رسانيد و بر فعاليت هاي ادبي انتقادي كنگره علمي جشنواره مهر پايان زد .

سخنرانان ديگر مجمع عبارت بودند از پروفسور رضا ، خانم مهين تجدد ( تراژدي در شاهنامه ) پروفسور موريس از انگلستان ( كوه و ديو و شاه و پهلوان ) و فرانسيسك ماخالكسي از لهستان .

جشنوارة طوس همگام با كنگرة علمي ، برنامه هاي نمايشي جالبي نيز ترتيب داده بود :

سينما ، نمايش ، نقالي ، موسيقي ، ورزش باستاني و نمايشگاه .

رويهمرفته هشت فيلم بنامهاي زورخانه ، فردوسي و شاهنامه ، گود مقدس ، فردوسي و مردم ، شاهنامه از خطي تا چاپي ، شاهنامه شاه طهماسبي ، پسر ايران از مادرش بي خبر است و سياوش در تخت جمشيد نشان داده شد كه ازين فيلمها فردوسي و شاهنامه ، شاهنامه از خطي تا چاپي و فردوسي و مردم در طي چند ماه اخير براي جشنواره تهيه شده بود و دو فيلم سياوش در تخت جمشيد و پسر ايران از مادرش بي خبر است ساختة كارگردان فقيد فريدون رهنما مدتي پيش از جشنواره تهيه شده و با ارزش هنري و تاريخي فراوان به جشنواره جنبه فرهنگي گسترده اي داده بود . فيلم شاهنامة شاه طهماسبي كه توسط موزة متروپلين ساخته شده نمايشي بود از هنر سنتي ايران و تكنيك قوي هنر و هفتم ، درين هفتم ريزه كاريها و زيبتئيهاي مكتوم اين شاهكار هنري ايران به بهترين وجه ارائه شده بود .

نمايش كوهولين يا رستم ايرلندي به كارگرداني فرود اسماعيل بيگي سه بار در فضاي آزاد دانشگاه فردوسي بروي صحنه آمد . اين نمايشنامه را اديب فرزان مسعود فرزاد از انگليسي به فارسي برگرداند و در سال 1313 در فردوسي نامه مهر به چاپ رسيد . بيژن و منيژه ، بكار گرداني داريوش ارجمند در آخرين شب جشنواره جمعه 27 تيرماه در همين فضا اجرا شد . رستم و سهراب را كه در تهران نيز نمايش داده اند ، همه شب در طالار شير و خورشيد بشكلي ارائه كردند كه كارگرداني آن نويدي بود از كار جوانان هنگامي كه بيك كار سنتي خطير دست مي زنند ، كوشش سپاسدار كارگردان اين نمايش اميدوار كننده است اما اشتباهاتي نيز دارد ، كوچك ولي چشم گير كه همه را صحنه زيباي نقالي مي پوشانيد .

بدون شك جالبترين و اصيل ترين برنامه جشنواره نقالي بود ، جمعا” هفت برنامه نقالي داشتيم كه پنج تاي آن در طالار خوانسالار اجرا شد و دو برنامه ديگر در فضاي آزاد باغ طوس عملي گرديد و در هر كدام ازين برنامه دو مرشد شركت داشتند بشرح زير :

روز اول در ساعت پنج عصر مرشد محسن ابوالحسني داستان رستم و سهراب و مرشد باقر محمد نژاد داستان سياوش را در خوانسالار اجرا كردند و در همان روز ساعت هفت عصر مرشد ترابي داستان اشكبوس و مرشد صادق عليشاه داستان رستم و اسفنديار را در باغ طوس تجسم دادند .

روز سه شنبه در ساعت پنج عصر مرشد ترابي داستان اشكبوس و مرشد ابوالحسني داستان كتموس كشاني را در خوانسالار اجرا كردند .

روز چهارشنبه در ساعت پنج عصر مرشد محسن ابوالخسني داستان زال و رودابه و مرشد باقر محمد نژاد داستان بيژن و منيژه در خوانسالار و ترابي داستان فريدون و صادق عليشاه بيژن و منيژه را در ساعت هفت عصر در باغ طوس تجسم دادند .

روز پنجشنبه در ساعت پنج مرشد صادق عليشاه داستان بيژن و منيژه و ترابي هفت خوان را در خوانسالار اجرا كردند در آخرين روز جشنواره در ساعت پنج مرشد صادقعليشاه رستم و اسفنديار و مرشد باقر محمد نژاد داستان سياوش را در خوانسالار نقالي كردند و باين ترتيب نه بخش مهم شاهنامه نقالي شد و در برخي موارد تكرار هائي نيز بعمل آمد كه از لحاظ مقايسه كار مرشدهاي مختلف و يافتن معيار صحيح نقالي آموزنده و جالب بود .

در مورد نقالي مشكل اساسي كوچك بودن طالار خوانسالار بود كه ظرفيت عده اي در حدود هفتاد نفر را داشت در حاليكه علاقمندان به شركت درين نامه بسيار بودند و اغلب به پشت در بسته خوانسالار مي رسيدند . آنچه در طوس اجرا مي شد بواسطه دوري راه كه لازمه اش صرف مدتي در حدود يكساعت اضافي وقت و از دسترس گروهي از علاقمندان به دور ماند .

دو دو آخر در باغ پرطراوت طوس دو برنامة موسيقي محلي خراسان نيز اجرا شد ، روز پنجشنبه در ساعت هشت عصر موسيقي در گز كه عبارت بود از آواز همراه با دو تار و روز جمعه موسيقي تربت جام كه آنهم آواز همراه با نواي دوتار بود ارائه شد .

در ورزشگاه طوس نيز همه روزه از ساعت شش عصر مسابقه هاي كشتي چوخه و گليه مرد انجام گرديد و در روز آخر جوائزي ميان برندگان قسمت شد .

به پايمردي مزارت فرهنگ وهنر و انجمن هاي ادبي ،  دوبرنامه شب شعر در روزهاي سه شنبه و پنجشنبه هشت شب در باغ طوس اجرا شد و وجود شاعراني كهن چون شهريار و سرايندگان جوان و نوآفرين چون نادر نادرپور دليل بارزي بود بر توجه و علاقمندي گروه شاعران پارسي گوي به شركت در برنامه شعر جشنواره .

دو نمايشگاه جالب نيز با همكاري راديو تلويزيون ملي ايران با همكاري دفتر فرهنگي عليا حضرت شهبانو ، كتابخانة پهلوي ، كتابخانة ملي ، بنياد شاهنامه و چند مجموعه دار ديگر ترتيب يافته بود كه در تمام مدت جشنواره در تالاري اطاق بازرگاني مشهد مورد بازديد مردم قرار داشت .

در نمايشگاه نسخ خطي و برخي چاپي شاهنامه و آثار چاپ شدة مربوط بدان ، شاهنامه هاي خطي زير ارائه شده بود :

از مجموعة عليا حضرت شهبانو : شاهنامه اي به خط محمد داوري ( فرزند وصال شيرازي ) و تصويرنگاري لطفعلي خان صورتگر ، تاريخ كتابت 1284 و تاريخ اجراي تصاوير از 1270 تا 1280 ، شاهنامه اي با تاريخ كتابت 853 و شاهنامه اي ديگر كه تاريخ كتابت آن قرن 11 هجري است .

از مجموعه كتابخانه پهلوي سه شاهنامه خطي از دوره اي تيموري و صفوي و 1021 هجري قمري ، از كتابخانه ملي چهار شاهنامه اخير يك گرشاسبنامه نيز منضم شده بود .

سه شاهنامه فردوسي و يكي هم از مجموعه ساري اصلاني مورخ 1005 به خط محمد الحسيني مجدي ، در ميان شاهنامه هاي چاپي از چند چاپ مهم ياد مي كنيم :

شاهنامه بخط عماد الكتاب ، چاپ سنگي تبريز به قطع بزرگ مورخ 1326 باهتمام آقا سيد مرتضي ، شاهنامه چاپ سنگي بمبئي بخط ابراهيم معروف به آقا مورخ 1276 .

شاهنامه چاپ سنگي بمبئي ، به خط علي دهلوي ، مورخ 1331 .

شاهنامه چاپ افست از روي چاپ معروف امير بهادر ، مورخ 1326 .

در نمايشگاه ديگر سه قالي مصور به مجلس هاي شاهنامه و 14 تابلو نقاشي حماسي قهوه خانه ها به شرح گردآوري شده بود .

از مجموعه عليا حضرت شهبانو فرح :

رستم و اسفنديار ، كار محمد مدير ، جديد ، در اندازه اي بزرگ .

رستم و سهراب ، در اندازه اي بزرگ .

جنگ بانو گشسب . سهراب ، قوللر ، 1327 خورشيدي ، متوسط بزرگ .

حركت كردن كيخسرو به ايران ، قوللر ، 1327 خورشيدي ، بزرگ .

كشتن سياووش ، متوسط بزرگ .

رستم و خاقان چين ، قوللر ، 1325 خورشيدي ، بزرگ .

كندن پيل با بهمن بدست فرامرز ، محمد رحماني ، بزرگ .

كشتن اسفنديار ديو سپيد را ، قوللر ، 1323 ، بزرگ .

گذشتن سياووش از آتش ، قوللر ، 1321 ، بزرگ .

رستم و سهراب ، قوللري ، 1321 ، بزرگ .

از مجموعة فرخ غفاري :

آذر برزين و بهمن ، قوللر ، متوسط .

از مجموعه اي خصوصي : بهرام و گلندام بي رقن و بي تاريخ كهنه ، متوسط .

بارگاه كيخسرو ، 1315 خورشيدي ، بزرگ .

متأسفانه براي چنين نمايشگاهي نتوانسته بودند كه راهنما يا كاتالگي تهيه كنند .

در تالار ميرك نيز به همت اداره كل فرهنگ و هنر خراسان نمايشگاهي از آثار نوجوانان و جوانان كه بر اساس شاهنامه تهيه شده بودند ترتيب يافت .

در زمينه انتشارات وزارت فرهنگ و هنر و راديو تلويزيون ملي ايران كارهاي چندي را در عرضه كه برخي از آنها را نام مي بريم :

جشنواره داستان فرود را كه بنياد شاهنامه آماده ساخته بود به خط نستعليق نويساند و مقارن جشنواره منتشر ساخت منتخب شاهنامه كه به اهتمام محمد علي فروغي و حبيب يغمائي كه در سال 1326 به چاپ رسيده بود تجديد طبع شد از سلسله انتشارات گنجينه فرهنگ و مردم ، مجموعة مردم و شاهنامه كه توسط انجوي شيرازي تأليف و گردآوري شده چاپ و انتشار يافت .

فردوسي در شاهنامه تأليف حبيب يغمائي كه چند سال پيش همراه با مقالات تقي زاده و قزويني به چاپ رسيده بود تجديد طبع شد .

اداره كل نگارش وزارت فرهنگ و هنر ، سه كتاب ساده از آثار محمود كيانوش را كه به توصيه كميته آموزشي بنياد شاهنامه نوشته شده است به نامهاي : شبگير و سياهي و آفتاب تحت عنوان عمومي از كيكتوس تا كيخسرو چاپ كرد و انتشار داد ، علاوه برين جزوه اي نيز حاوي خلاصه اي از سه مقاله منتشر شده دكتر مهدي فروغ بنام شاهنامه و ادبيات در اماتيك و جزوه اي حاوي شرح حال ساده و كوتاه فردوسي منتشر ساخت . اداره كل موزه ها مجموعه اي حاوي خصوصيات شاهنامه هاي موجود در موزه هاي جهان انتشار داد .

هفته نامه تماشا ، ماهنامه هنر و مردم و فصلنامه سيمرغ نيز هريك شماره اي مخصوص جشنواره تهيه كردند و مجلات ديگر هم در اين زمينه كارهائي صورت دادند كه ذكر همه درين مختصر سخن را به درازا مي كشاند .

***

در جسله اي كه در دهه اول مرداد ماه براي ارزش يابي و تعيين خط مشي آيندة جشنواره تشكيل شد آقاي قطبي مدير عامل جشن هنر و دكتر سجادي مدير جشنوارة طوس گزارش مشروحي به حاضران در جلسه دادند و پس از مدتي بحث و انتقاد و ارائه پيشنهادهاي گوناگون ، كميته تصويب كرد كه جشنوارة وس همه ساله برگذار شود و حماسه شاهان و شخصيت آهنين سراينده اش خميرمايه و محور اصلي اين جشنواره باشد و جشنواره همراه با اين اثر فنا پذير ، جلوه هاي ديگري از فرهنگ و هنر ملي ايران را كه ايران بيشتر به خراسان ، سرزمين آزادگان بستگي دارد به نمايش بگذارد .

” پاورقي ها ”

1 – اشاره است به اين بيت :

زيان كسان از پي سود خويش                                         بجويند و دين اندر آرند پيش

و ابيات ديگر در نامه رستم فرخزاد بع برادرش . نقل از ص 11 مقاله استاد ذبيح الله صفا كه براي جشنواره تهيه شده است .