|
|
||
|
دانشپژوه، محمدعلي. “موسيقي نامهها در چهارزبان“. دوره12-14، 10) ش156 (مهر54): 59-68. |
||
|
|
||
|
خلاصه : مولف و گردآوردندة اين مجموعه مقالات پس ازمدتي مطالعه و جستجو در كتابخانههاي شوروي، اروپا، امريكاو هند و سند وآشنايي با نسخ خطي به زبانهاي فارسي و عربي و تركي مربوط به فرهنگ ايراني و اسلامي، به چندين نسخه در موسيقي سودمند يافته است و يادداشتهايي دراينباره برداشته كه در پانزده شمارة اين مجله عرضه نموده است، اين مجموعه به چهار زبان (فارسي، عربي و تركي و روسي) است. |
|
|
|
موسيقي نامهها
( 10 )
محمد تقي دانش پژوه مجموعة شمارة SP 1121
پاريس ( ش بلوشه ) داراي نشانة RC
8428
با يادداشت فرانسوي
2 ژوئيه ، يادداشتهايي در ص 4 بوده است كه
تراشيدهاند ، ربعي : 1 – مقاصد الالحان في علم تأليف
النغم و الاوزان : عبدالقادر مراغي كه در
روز يكشنبه 22 ذ ق 821 بنام سلطان مراد عثماني
ساخته است ( 7 پ – 99 پ به نسخ كه با شتاب زدگي
نوشته شده است ، گويا از سدة 11 و 12 ) . آغاز : الحمدالله الذي زين الاصواب
بطيب الحان و النغمات و صيرها دائره بين
الشعب و المقامات . در فهرست ليدن از ديونگ و دخويه ( 3 :
302 ش 1426 ، Warn
1 / 271
) فهرست مطالب آن آمده است . 2 – شعري است به فارسي با عنوان (
بوسيليك ثقيل )) با رمز آهنگ آن و با جدول آن
و اوتار عود ( 100 ر بهمين خط ) . 3 – (( در فصل صبا نسيم پنجگاه اصول
تركي ضرب )) رمز موسيقي است به روش پيش (
بهمين خط در 8 س چليپا در 100 پ ) . 4 – (( قول عشاق مع كليات اون ايكي
مقام اصول خفيف بستة خواجه )) به تركي ( 103 ر
– 104 ر ، بهمان خط ). 5 – رسالة موسيقي : جامي ، بلوشه آن
را نشناخته است ( 104 پ – 125 ر ، بهمان نسخ ) . 6 – (( بسته نگار اولدر كه راست آغاز
اينه چارگاه قرار ايده )) بنديست در موسيقي
به تركي با اصطلاحات فارسي مانند (( زير ،
بسته ، اصفهان ، … عراق
مايه )) ( 127 ووپ بهمان خط ) سپس (( صلوات نامه
در ماهور اصولش خفيف و بستة خوجه ، شش آغاز
خوجه ( در اينجا از (( امام رضا )) بنام ((
شهنشاه خراسان )) ياد ميشود و رمز و نوت
موسيقي است ) ، حسيني مخمس ، سگاه سماعي
بستة خوجه ، مخير سماعي ، مقام پنجگاه كار
(( يوسف بنود )) بسته خواجة عبدالقادر اصول
فاخته دور روان و يك برفشان كنه فاخته ،
خفيف و فاخته . . . خنگ ضربي ( چند نام آهنگ با
رمزهاي آن ) ، فصل ، حيدقي نامه (؟) در مقام
راست پنجگاه اصول دويك ( 127 پ – 132 ر ، بهمان
خط ) . همه اينها به تركي است با اصطلاحات
فارسي . 7 – رسالة موسيقي به تركي ( 132 پ – 145
ر ، بهمان نسخ ) نام آهنگها و پردهها به
فارسي است ، با عنوانهاي : 1 – در فصل صبا نسيم پنج گاه اصول
تركي ضرب . 2 – در فصل صلوات نامه مقام ماهور مع
كار اصول فرع به مؤلف خواجه عبدالقادر . 3 – شهناز سماعي بستة خواجه . 4 – فصل قول حسن مع كار اصول نيم
ثقيل مقام صبا . 5 – نوا تركي ضرب . 6 – در فصل صورت چنين مقام صبا اصول
خفيف . 7 – فصل نوا نقش اوسط . آغاز : بسمله . پس آمدي بلكل كه اون
ايكي مقام يدي آوازه دورت شعبه قرق سكز
تركيب بوجمله دن اون آلتي پرده نك ايچنده
موجود در . انجام : يا روله ايضا كو كلره چقدي
آه فرياد . تمت . 8 – كنز التحف : حسن كاشاني ، بنام
سيد غياث الدوله و الدين حسيني ساخته شده (
گ 153 ) و نگارندة آن در ديباچه از خود نام
نميبرد ولي ميگويد كه من از مردم كاشانم
و در اصفهان است كه به ستايش تو ميپردازم
و اين شعرها را دربارة تو ميسرايم . چون اين
شعرها را مجلسيان پادشاه شنيدهاند از من
درخواستند كه (( رسالهاي در موسيقي
چنانكه مشتمل بر علمي و عملي باشد )) بسازم
و ناگزير اين را به نگارش درآوردم ( 154 ر وپ )
در پايان نسخة موزة بريتانيا ماده تاريخي
هست كه ريو در ذيل فهرست خود گفته است كه
بايستي 741 يا 749 يا 789 را برساند . در فهرست
ليدن از ديونگ و دخويه ( 3 : 302 ش 1425 ، Warn
2 / 271
) همين ماده تاريخ آمده و سال تأليف 746
دانسته شده است . در فهرست ديوان هند ( ش 2763 )
اين تاريخ 756 يا 746 دانسته شده است ( نسخة
مورخ 1 ذ ق 784 ) . در پايان نسخة پاريس به خطي ديگر
آمده است كه امير بن خضر مالي قرماني مولوي
در قسطنطنية روم بسال 838 آن را نوشته است .
پيداست كه بايد نام نويسنده و تاريخ نسخهاي
باشد كه اين نسخه از روي آن نوشته شده است .
بلوشه اين قرماني را نگارنده و مؤلف كتاب
پنداشته است ( 147 پ – 190 ر ، بهمان خط ) . فارمر در فهرست منابع موسيقي ( ش 277 )
مينويسد كه كلمنت هوارت مؤلف آنرا
قرماني پنداشته است و تاريخ آن را در 838 ولي
تاريخ تحرير ديگر آن 784 است . پيداست كه
هيچيك نسخه را نخواندهاند . در آغاز آن داستاني است دربارة فكر
و خيال و سفر آن دو تا اينكه به دارالملك
كون و فساد رسيدند و شش دروازة آن و چهار
حاكم سركش ظالم آنجا و هفت سجلي كه در آنجا
برنه دولاب بسته بودند و هزار و بيست و دو
چشمه و سيصد و شش جوي و دوفاختة سفيد و سياه
آنجا و دو موكل درب العود و درب الفطر آن
شهر و هواء مضر و مقيمان هرزه لاي و پريشان
كار آشفته روزگار آن و محروميت اهل فضل و
رفاه اهل جهل درانجا و سرگرداني و هراساني
آندو ( فكر و خيال ) و آمدن حس مشترك رنگارنگ
و متصرفه و وهم و حافظه و شاد شدن خيال
بدانها و گفتگوي فكر و خيال با حس مشترك و
راهنمايي او به دولت خانة غياث الدين
حسيني . دران صفي الدين ارموي ياد ميشود ( 186
پ ) و شعرهاي خود مؤلف چندين جا و شعرهاي
شهاب الدين مقتول و انوري و كمال الدين
اسماعيل و جمال الدين عبدالرزاق و سعدي و
شمس الدين طبيبي و فريدون خراساني ميآيد . گذشته از جدولها و دائرههاي
موسيقي در مقالة سوم شكل عود و غشك و رباب و
مزمار و پيشه و چنگ و نزهه و قانون و مغني
آمده و گفته شده كه چگونه ميتوان آنها را
ساخت . او در فصل دوم قسم دوم مقالت سوم مينويسد
كه نزهه را صفي الدين عبدالمؤمن ساخته و در
فصل چهارم همين قسم مينويسد كه مغني را
هم او به اصفهان كه آمده بود ساخته و آن
آميخته ايست از رباب و قانون و نزهه . در
فصل سوم قسم اول مقالت چهارم آن خطاب زهره
را از شيخ شهاب الدين مقتول ميآورد كه
دعائي است به عربي و دعوه المنظوم للزهره
را از مولانا نصير الدين طوسي و آن شعرها
ايست به فارسي . در فصل هفتم قسم اول مقالت چهارم مينويسد
كه ارموي پردة راهوي را شدالبكاء ناميده
است و زيرافگند را شد الحزن و بزرگ را شد
الجبن و اصفهان را شد الجود و عراق را شد
اللذه و عشاق را شد الضحك و زنگوله را شد
الضحك و زنگوله (؟) را شد النوم و نوا را شد
الشجاعه و بوسيليك را شد القوه و حسيني را
شد الصلح و العتاب و حجاز را شد التواضع ،
در فصل هشتم همين قسم سخنان ابن سينا
دربارة وقت نواختن پردهها آمده است . شعرهاي
مؤلف اي نطق در اداء ثناي تو گشته گنگ
وي عقل در بيان صفات تو گشته لال ذات تو خارج آمده از مركز فكر
و اوصاف
تو برون شده از حيز خيال . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. . در ملك بي وزيري و در حكم بي مشير
در عدل بي نظيري و در لطف بي مثال ( 147 پ – 148 ر ، هفت بيت در توحيد ) . اي بر جكاد همت تو تاج اصطفاء
وي متكاء عصمت تو تخت اجتباء . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. سرها فداي پاي تو يا زبده البشر
جانها نثار راه تو يا سيد الوري ( 148 ر و پ ، شش بيت ، در ستايش پيامبر
) . سزد كه روز و شب از دوازده پرده
به ده زبان چوگل
سوسنت ثنا گويم به سان صبح دوم صبح دم ز پردة راست
دعاء دولتت اي صدر مقتدا گويم . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. .
. . .
. .
اگرچه مولد و منشاء من ز كاشانست
در اصفهان سخنت جمله در حيا گويم . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. .
. . .
. .
. . .
. .
. . .
. (( حسن )) طريق ادب نيست دردسر دادن
ثنا
رسيد به آخر كنون دعا گويم ( 154 ر و ب ، در سيزده بيت در ستايش
همان غياث الدين حسيني با عنوان (( مؤلفه )) )
. پس اين رساله بايد از (( حسن كاشاني ))
شاعر باشد كه آن را براي (( مرتضي اعظم صاحب
معظم غياث الدين حسني حسيني )) ساخته است (
153 ر ) و تاريخ آن سدة هشتم است به گواهي
ماده تاريخ آن كه در نسخههاي ديگر هست .
اگر تاريخ زندگاني اين مرتضي غياث الدين
حسيني را كه شايد امير يا وزير يا نقيب
اصفهان بوده است بدانيم آن ماده تاريخ را
كه در تفسير آن ترديد كردهاند بهتر
ميتوانيم حل كنيم . من نميدانم استاد حسن قطب نايي
شاگرد عبدالقادر نايي كه در تحفه السرور و
رسالة موسيقي چنگي خاقاني ياد شده است و
حسن زامر كه در جامع الاحال و نقاوه
الادوار نام برده شده است و حسن عودي ياد
شدة در رسالة موسيقي روحاني و كرامية دورة
سفرهچي و رسالة موسيقي دوازده باتبي (
هنر و مردم 95 : 52 و 54 و 98 : 40 ) با اين حسن
كاشاني يكي است يا نه . او گويا نبايد حسن متكلم نيشابوري
در گذشتة 771 كه شعرش در كتيبة جامع يزد هست (
نشرية كتابخانه مركزي دانشگاه تهران 4 : 364 )
و حسن كاشاني آملي شاعر زمان اولجياتو (
منزوي 2298 ) يكي باشد . من در هنر و مردم ( 94 : 31 ) از نسخههاي
ليدن ( 3 : 302 ش 1425 ش 271 وارن ) و موزة بريتانيا
در لندن ( ذيل ريو ص 115 ب ش Or
2361
نيز فهرست عربي ريو ص 561 ش 823 ) و ديوان
هند ( ش 2763 مورخ 1 ذ ق 784 ) از اين كتاب ياد
كردهام . بايد اين نسخهها را مانند نسخة
پاريس خواند و بهتر اين كتاب و اين مؤلف را
شناخت . به هر حال امير بن خضر مالي قرماني
كه در پايان نسخة پاريس از او ياد شده است
نويسندة نسخه است نه موسيقي دان و نه مؤلف
اين كتاب كه كلمنت هوارت و بلوشه و فارمر
چنين گمان برده اند . فارمر در مجلة Islamic Culture
( سال 1964 ج 38 ش 3 ص 175 – 181 ) در مقالة خود
بنام افزارهاي موسيقي ايراني در سدة نهم
گفته است كه موسيقي در روزگاري كه
دانشمندان اسلامي دربارة آن كار ميكردهاند
سرفراز بوده است . گذشته از كندي و فارابي و
قطب شيرازي در دره التاج كه از افرازهاي
موسيقي ياد كردهاند مولوي از ني و عبيد
زاكاني در گذشتة 773 از كنگوري و حافظ در
گذشتة 791 از چنگ و قانون نام بردهاند .
عبدالقادر مراغي در گذشتة 838 معاصر يوسف
اندكاني و جامي ( 817 – 898 ) مؤلف رسالة
موسيقي در چين و هند كار كرده و افزارهاي
آن دوجا را وصف نموده است . فارمر در اين
مقاله فصلي را كه در سومين مقالة كترالتحف
درباره (( سازات )) هست
از روي دو نسخة پاريس و موزة بريتانيا
ترجمه و شرح نموده است . فارمر در اينجا به پيروي از كلمنت
به پيروي از كلمنت هوآرت كنز التحف را از
امير بن خضر مالي ميداند كه آنرا در 838
ساخته است و ميگويد كه او از درويشان گروه
مولوي قونية آسياي صغير بوده است ، پيداست
كه كتاب را درست نخوانده است . چنين
است فهرست مطلبهاي آن :
مقدمه در بيان شرف اين صناعت است بر
ساير صناعات . مقالت اول در علم موسيقي و آن مشتمل
بر دو قسم است : قسم اول در حدود و تعريفات موسيقي و
آن مشتمل بر سه فصل : آ – در حد موسيقي . ب – درحد اصوات و نغمات . ج – در كميت اصوات قسم دوم در علت اسباب حدت و ثقل و
عوارض آن و آن مشتمل است بر پنج فصل : آ- در علت اسباب حدت و ثقل . ب – در سبب تناسب نسب تأليفي ميان
حدت و ثقل . ج – در تعريف ابعاد . د – در تعريف جنس و جمع در نغمات . ه – در تقسيم دساتين . مقالة دوم عمل موسيقي و آن مشتمل
است بر دو قسم : قسم اول در تعريف عود و نسوية اوتار
آن و استخراج ادوار و آوازها و اين مشتمل
است بر ده فصل : آ- در تعريف عود . ب – در تسوية اوتار آن . ج – در تعريف اوضاع اصابع بر دساتين
. د – در ذكر اسامي چند نغمات كه
مصطلح اين صناعت است . ه – در ذكر اسماء ادوار مشهور و
استخراج آن از عود . و – در استخراج آوازها . ز – در اسماء مركبات كه از مخترعات
متأخران است . ح – در اسم نغماتي كه مصطلح اين
صناعت است و كيفيت آن و آن دوازده اسم است . ط – در بيان نغماتي كه در بعض از
امور مستعمل ميدارند . ي – در حد ايقاع و بيان آن . قسم دوم در تشريح ايقاعات سبعة
مشهور و انتقال مستحسن و آن مشتمل است بر
نه فصل : آ – در بيان ايقاعات سبعه علي
التفصيل . ب – در بيان ثقيل اول . ج – در بيان ثقيل ثاني د – در بيان خفيف ثقيل اول . ه – در بيان خفيف ثقيل ثاني . و – در بيان رمل . ز – در بيان خفيف رمل . ح – در بيان هزج ط – در بيان انتقال مستحسن
عندالاستماع . مقالت سيوم در تصنيع ساز و تعديل آن
و آن مشتمل پنج برقم است قسم اول در تصنيع
سازات كامله و آن مشتمل است بر پنج فصل : آ – در تصنيع عود و كميت مقادير آن . ب – در تصنيع غشك و تعديل آن . ج – در تصنيع رباب و تعديل آن . د – در تصنيع مزمار و تعديل آن . ه – در تصنيع پيشه . قسم دوم در تصنيع سازات ناقصه و فتل
اوتار و آن مشتمل بر شش فصل : آ – در تصنيع چنگ و تعديل آن . ب – در تصنيع نزهه و تعديل آن . ج – در تصنيع قانون و تعديل آن . د – در تصنيع مغني و تعديل آن . ه – در فتل اوتار ابريشمين . و – در قتل اوتار معائي . مقالت چهارم در وصيتي چند كه طالبان
اين فن را در كارآيد و بيان اشعاري كه
مناسب تأليفات باشد و آن مشتمل است بر دو
قسم : قسم اول در وصاياء طالبان اين فن و
آن مشتمل است بر هشت فصل : آ- در وصيت موسيقاري . ب – در آداب مجالس و محافل . ج – در خطاب زهره ( دعاي زهره از شيخ
شهاب الدين مقتول ) . د – در ذكر ادويهاي كه آواز
بگشايد . ه – در ذكر ادويهاي كه مبطل آواز
بود . و – در بيان آنكه پيش هر قوم چه پرده
بايد نواخت . ز – در ذكر تأثيرات پرده . ح – در بيان آنكه هر پرده چه وقت
بايد زد . قسم دوم در بيان اشعار كه مناسب
تأليفات بود و آن مشتمل است بر شش فصل : آ – در بيان مكرمات . ب – در بيان مسجعات . ج – در بيان مجريات د – در بيان سبكيات . د – در بيان مبكيات . و – در بيان موعظات . آغاز : بسمله شكر و سپاس بي حد و قياس
سزاوار آن پادشاهي كه در سراپردة عظمتش
خنياگر ربوبيت بر سان يكتايي وحدانيتش اين
نوزاد كه (( اني انا الله رب العالمين ))
و بر اداء آن نداء ، بيت : اين نيز كبود پوش سودايي
با
خرقة هشت توي مينايي در چرخ آمده كه (( خلق السموات بغير
عمد ترونها )) . انجام : اقبال تو باد دائم افزاينده
حكم تو رونده دولتت آينده هم پاية قدر بر فلك ساينده
هم ساية لطف بر جهان تابنده در پايان آن در سه نسخة ليدن و لندن
و ديوان هند اين ماده تاريخ هست : آن روز كزاجداث جهان مهمل بود
در آخر اين رسالهام مدخل بود اندر سنه لح ذ وبو
بيست
و دوم جماددي الاول بود 9 – بندي است به تركي كه در آن نام
موسيقاران روزگار سلطان حسين باي قرا كه
به عربي و فارسي (( كار نقش و صوت و عمل ))
داشتهاند برشمرده شده است ( 190 پ ، به
نستعليق تركي سدة 11 و 12 ) بدينگونه : خواجه عبدالقادر ، نصر الدين
اسكندراني ، ميرزا غضنفر ، علي ستايي ، شمس
رومي ، سلغرشاه غوري ، شيخ صفاي سمرقندي ،
علي كرماني ، عبدالمؤمن طيفور ، رضوان شاه
، حسين مسهل ، محمد سياه ، علي جان ، شهاب
مارديني ، عبدالرحيم اصمعي ، حاجي سعد
ايكولي ، معرف خرم شاه . 10 – نامههاي مرادخان غازي ( 1042 ) و
سلطان ابراهيم خان ( 1051 ) و اسناد ديگر ، به
تركي ( نستعليق تركي ، 191 پ – 212 پ ) . محاصل الاحال : محمود بن عبدالعزيز
عبدالقادر مراغي كه در پايان رسالة موسيقي
خود مينويسد كه خواهد آن را نوشت . محيط التواريخ : مير محمد امين بن
ميرزا محمد زمان بخارايي سوفياني كرك
يراقچي كه به نام سيد سبحان قلي بهادرخان
اشترخاني ( 1091 – 1114 ) در دوشنبه 3 رمضان 1110
توشقان ئيل در ده باب ساخته و مدارك خود را
هم در ديباچه ياد نموده است . در فهرست
استواري ( 1 : 378 و 2 : ديباچه 8 – ص 1143 و 1507
ترجمة روسي آن ) و فهرست هفمان ( 4 . 169 ) وصف
آن هست . نگارنده از نسخة شماره D
89
بنياد خاورشناسي لنينگراد ( به نسخ و
نستعليق سدة 13 ، با عنوان شنگرف و رحلي )
وصف ميكند . در ص 66 داستان پيدا شدن مرقد علي ( ع )
است در خواجه خيران بلخ در سال 885 در زمان
سلطان حسين ميرزاي باي قرا كه شمس الدين
محمد از خاندان با يزيد بسطامي از روي
كتابي كه در زمان سنجر به نگارش درآورده
بودند قبري پيدا نموده با كتيبهاي و باي
قرا پيكي به هرات فرستاده و خاقان بدانجا
رفته و قبهاي ساخته است با دكانها و
گرمابه و رودخانة شاهي درانجا كنده است و
او توليت اين مزار را به سيد تاج الدين
اندخودي ئ شيخي آنجا را به شيخ زادة
اندخودي داده است . در ص 71 – 74 اين نسخه ياد ميشود از
كوكبي بخارايي كه كتابهاي بسياري در
موسيقي ساخته است و شاه تهماسب او را در
سال 939 در مشهد كشته و جنازة او را در بخارا
به خاك سپردهاند و ماده تاريخ آن چنين
است (( بگو اي دل : شهيد عشق سلطان )) . نيز از ميرعلي كاتب در گذشتة 971 كه
ماده تاريخ هم ميساخته است . بنياد
خاورشناسي لنينگراد ( به نسخ و نستعليق سدة
13 ، با عنوان شنگرف و رحلي ) وصف ميكند . در ص 66 داستان پيدا شدن مرقد علي ( ع )
است در خواجه خيران بلخ در سال 885 در زمان
سلطان حسين ميرزاي باي قرا كه شمس الدين
محمد از خاندان با يزيد بسطامي از روي
كتابي كه در زمان سنجر به نگارش درآورده
بودند قبري پيدا نموده با كتيبهاي و باي
قرا پيكي به هرات فرستاده و خاقان بدانجا
رفته و قبهاي ساخته است با دكانها و
گرمابه و رودخانة شاهي درانجا كنده است و
او توليت اين مزار را به سيد تاج الدين
اندخودي ئ شيخي آنجا را به شيخ زادة
اندخودي داده است . در ص 71 – 74 اين نسخه ياد ميشود از
كوكبي بخارايي كه كتابهاي بسياري در
موسيقي ساخته است و شاه تهماسب او را در
سال 939 در مشهد كشته و جنازة او را در بخارا
به خاك سپردهاند و ماده تاريخ آن چنين
است (( بگو اي دل : شهيد عشق سلطان )) . نيز از ميرعلي كاتب در گذشتة 971 كه
ماده تاريخ هم ميساخته است . در ص 47 – 66 اين نسخه رساله ايست در
علم موسيقي با اين عنوانها : در بيان
دوازده مقام ، در ذكر مولانا حسين دربارة
دوازده مقام ، ذكر خواجه سيف الدين (؟)
عبدالمؤمن در رسالة خود ادوار ضروب با
يادكردن عبدالقادر مراغي ، ذكر سازندگاني
كه درين اوان گذشتهاند ، دران ياد ميشود
از پيرچنگي و انوشيروان و دويست غلام
جلودار او و از داستان پير جنگي و عمر
خليفه و از جلال الدين رومي و رودكي كه
نخستين مصنف است در موسيقي و نخستين شاعر
فارسي است و از خسرو دهلوي و درويش احمد
قانوني ملازم خانقاه عبدالله احرار و از
سلطان محمد ديوانة سمرقندي كه در خدمت
خواجه احرار بوده است ، نيز از مو {…}
ديوانه حسامي خيوقي كه هم در خدمت خواجة
احرار بوده است و از عبدالله مبارك گنجوي و
حافظ بخارايي كه تيمور او را نوازش نموده
است و شرف الدين علي يزدي و علي شيرنوايي و
بنائي پسر استاد سبز {علي} معمار بي مانند
در ادوار . در ص 186 ياد ميشود از ميرزا برقي خوش
نويس خوش طبع كه نستعليق را خوب مينوشته
و در ان پس از آخوند حاجي يادگار بيمانند
بوده و نسخ را هم خوش مينوشت و منشي هم
بوده است . و دارندة خلافت كه به بلخ آمده
بود او را منشي خويش كرد . او در 1104 درگذشت و
در مزار خواجة عكاشه به خاك سپرده شده است .
نيز از آخوند ملامير محمد منشي كه
نستعليق را خوش مينوشته و از شناختگان
ابراهيم قوش بيكي در گذشتة 1112 بشمار ميآمده
و موسيقار هم بوده است و نويسنده و كاتب
كتابخانة معمورة پادشاهي و شاگرد حاجي
يادگار. در ص 87 ياد ميشود از خواجه گداي نقاش
مذهب و مصور و خواجه مقيم نقاش موسيقار
قانون نواز و چين نواز و چهره گشاي و گل
پرداز كه به خدمت شيخ حبيب الله رسيده و
توبه كرده بود . و از استاد عوض محمد نقاش مصور و ملا
بهزاد مربا و پروردة خان حاجي . مؤلف عذر ميخواهد كه نتوانست همة
نقاشان دربار را وصف كند . المختصر النافع في فن الايقاع :
ابوالوفاء بوزجاني ( ابجد العلوم ص 657 ) . مختصر كتاب الادوار للارموي
( در 18
صفر 693 ) . گزيده يكي از دانشمندان سدة 8 با شكل
و رسم . فهرست قاهره نس 1 ج 1 خ 21 ن ع 7225 . مخزن الفوائد : محمد فائق پسر مولوي
غلام حسين معاصر نواب شجاع الدوله ، ساختة
در 1225 ( = خزينه
الوصول ) دائره المعارف است داراي عروض و
قوافي و نجوم و موسيقي و صنايع شعري . بايد جز مخزن الفوائد حاجي ملامحمد
كاشي نگارش 1315 ( ش 541 ) باشد ( منزوي 686 ) . آغاز : سخنوران كه اعجاز مسيحايي را
لب تشنة آب زلال انفاس خود ميداند پيوسته
به تقرير حمد حميدي مصروف اند . ش 2309 / 5632 شيراني مورخ 1914 بكرمي
برابر با 1857 م ( فهرست 3 : 638 ش 2964 ) . مرآت
آفتاب نماي :
نواب عبدالرحمان شاه نوازخان هاشمي
ننباني دهلوي كه از شناختگان و نزديكان
آفتاب دختر شاه عالم ( 1173 – 1221 ) بوده و پس
از به تخت نشستن اكبر در 1222 (( =
مرآت المورخين )) درگذشته است ، در
تاريخ عمومي و سرگذشت و جغرافيا كتابي
دارد بنام (( مرآت آفتاب نماي )) كه در 1218 آن
را ساخته است . در پايان كتاب چهارم بخش
نخستين در جلوة يكم ( تجلي نهم ) موسيقي
هندي گذارده است ( احوال واضعين علم موسيقي
و حقيقت نايكان اهل هند ) . او دراينجا از
مرآت اسكندري و خلاصه العيش و نفايس
الفنونو لمعات الاشراق بهره برده است . در
آن از اميرخسرو دهلوي و اختراعات او در
موسيقي و از نايك بخشو و تانسين گوالياري و
چند موسيقار ديگر هندو و از خنياگران و
مسلمانان مانند سلطان حسين مشرقي و شيخ
شير محمد و شيخ كبير و فيروزخان ياد شده و
پر است از اصطلاحات موسيقي هندي . من از عكس نسخة شمارة 58 Cordington
انجمن پادشاهي آسيايي لندن در 403 برگ (
314 تا 328 ر ) كه در كتابخانه هاروراد بوده
است بهره بردهام . در فهرست موزه و كتابخانة سالار جنگ
( 1 : 90 ش 75 ) اين كتاب وصف شده و گفته شده كه
در آن 1216 ( = مرآت
آفتاب نما ) و بنام شاه عالم متخلص به ((
آفتاب )) ساخته شده و در يك مقدمه و دو جلوه
است . در تجلي 9 جلوة يكم آن احوال و اضعين
علم موسيقي و حقيقت نايكان اهل هند است .
اين كتاب در 1216 آغاز و در 1218 بانجام رسيده
است . ( استواري 1 : 146 و 1245 – بريگل 465 –
منزوي 4196 ) . المطلع
في بيان ادوار و مقامات
به نظم و نثر دربارة مقامات و آلات و
افزارهاي موسيقي ، با عنوانهاي : حكايت
عمربن بحر حاحظ ، صفت نوروز ، نثر ، مثنوي ،
در تحريص علم رياضي ، نثر اينست ، در مطلع
مقامات راست ، عراق ، تا ميرسد به دهمي كه
عشاق باشيد ، مطلع آوازها : 1 – گواشت . . . . ،
7 حصار ، در مطلع شعبها : يك گاه . . . .
چهارگاه ( چهارمي است ) ، مطلع تركيبها : 1
بسته نگار . . . . ، 58 سبز اندرسبز ، عمربن بحر
جاحظ خطاب كردن دل شاد را ، صورت البروج و
المقامات و صوره الطبايع و العلامات ( پنج
دائره است ) (( هذا في بيان المعارف الابعاد
و الاغاني و الاسرار الدقائق العوارف
الروحاني )) و اي دل شادقچن ، پس ازين دوائر
آوازه و دوائر شعب و
تركيبات ، شكل موسيقي با عنوان ( معروضه ) و
شكل با عنوان (( صور طبقات النغم ثمانيه في
ثمانيه )) مثنوي ، نثر با دو دائره ، روايت
در ابعاد واي دل شاد نصير الدين فارابي نك
بر قولنده ، اقسام ضروب ، تنبيه ، در بيان
حساب نقرات ، صور دوائر نقرات ، روايت ديگر
در بيان اسامي مقامات و نام آوازها از صاحب
ضربين و صاحب چارضرب كه مصنف دوازده شش است
محمد زكرياي رازي و كمال تير سراندر ، في
بيان الزمان و الضروب و الاصول ، در بيان
آداب موسيقي واي دل شاد ، تنبيه ، الادب
الثاني ، في بيان تفريقات المقامات و
الاواز و الشعب و التركيبات ، در مطلع
معرفت سازها و آوازها ، در بيان تعليم
سازها و آوازها دل شاد را ، در تعليم عود ،
در بيان تعليم ششتا ، در بيان تعليم چنگ ،
در بيان تعليم ناي ، در بيان وزن راست ، ..
اصفهان ، وزن آخر ، وزن رهاوي ، طريق آخر ،
تنبيه مؤؤلف گويا درباريان عثماني است ،
در آن از صفي الدين عبدالمؤمن ياد ميشود ( 6
ر ) آغاز : هذا المطلع في بيان الادوار و
المقامات و في الاسرار و الرياضيات و في
علم الاسرار و الرياضيات . الا اي طلب علم رياضي
بوفنده كشف حل ات اعتراضي سراسر دقايق كشفنه راه
سلوكوكده
اول رياضي لرله همراه انجام : تنبيه بلكل كم اصفهان دزني
بزرگ دزني …. و علم سازده و فن اوتارده
استاد كامل اولاسن . هذا صاحب الرساله اللطيفه العجيبه
برهان المحققيين و كاشف المدققين قطب
العارفين سيد الزاهدين و سيد الطالبين
حضرت شيخ محبوب سلمه الله في الدارين سنه
910 . نسخ معرب 910 ، جدول و عنوان شنگرف ، 39
گ 15 س ربعي ( ش 3459 عربي طوپقپوسراي ش 1951
فهرست ) . نسخه ديگر المطلع در پاريس
بدينگونه است : علم اسرار كتاب ادوار كه رساله ايست
به تركي و در آن از دوازده مقام و هفت آوازه
و چهار شعبه و پنجاه و هشت تركيب بحث شده و
جدولها و دايرهها و منحنيات دارد براي
نشان دادن آهنگاها والحان ولي چندان علمي
نيست ، بايستي از روي آراء صفي الدين ارموي
ساخته شده باشد ( گ 6 پ ) از فارابي هم دران
ياد شده است و از ابوعلي ابن سينا و كمال
تبريزي و محمد دياي . در نخستين عنوان آن عبارت (( المطلع
في الادوار و المقامات و في علم الاسرار و
الرياضيات )) ( گ 1 پ ) آمده و بلوشه گمان برده
است كه شايد نام كتاب باشد ولي چنين نيست .
عبارت (( كنزالاسرار )) هم در ميانه ديده
ميشود آنهم نبايد نام كتاب باشد . نام (( علم اسرار كتاب ادوار )) در برگ
6 پ نسخه آمده است مؤلف آن شايد همان سليمان
نويسندة نسخه باشد كه آن را به تعليق تركي
در 945 نوشته است . در 34 برگ است در 15 تا 16 سطر
به اندازة ربعي عنوانها و نشانها دران به
شنگرف است . مهر شيخ ابوبكر بن حسين دارد و
مهر حسين بن محمود مورخ 1000 ، شمارة جايگاهي
ندارد و بلوشه در فهرست تركي ملي پاريس ( 1 :
103 ) بدان شماره 248 داده است و رمز ” Thomas Bangl
” نسخه ديگري از ان به شمارة AFT
243
در فهرست تركي بلوشه ( 1 : 63 ) وصف شده كه
به اندازه رحلي است با جلد تيماج حنايي
ضربي فرنگي زماني لوئي 13 . نسخة ديگري هم در فهرست تركي پرچ ( ش
164 ) بنام (( المطلع في الادوار و المقامات و
في علم الاسرار و الرياضيات )) شناسانده
شده و از مؤلف آن بنام (( شيخ ديك ابوالنيك ))
ياد گشته و گفته شده كه به شعر است و به وزن
مثنوي و به نثر . بيشتر اين رساله به نظم تركي است و
يك سوم بازپسين آن به نثر تركي و بيشتر
عنوانها عربي است يا فارسي و اصطلاحات
موسيقي به فارسي است . آغاز نسخه : بسمله . هذا المطلع في
الادوار و المقامات و في علم الاسرار و
الرياضيات . الا اي طالب علم رياضي
بوفنده
كشف حل ايت اعتراضي صوز اسرار دقايق كشفنه راه
سلوكولده
اول رياضيده همراه رموزه علم ادوار كه بيان ايت
دقايق
مقامات عيان ايت انجام : باقي مشكل تركيب لركن اصلن
بلب لولوسن لوعلم سارده و فن اوقارده
استاد كامل اولوس . والله اعلم بالصواب
واليه مرجع و المآب . تم . ( كتبه الفقير سليمان الحقير تحريرا
في اواخر آخر ربيعين سنة 945 سنه 45 ) . عنوانهاي
آن :
هذه الحكايه منقوله عن عمر بن بحر
الجاحظ ، صفت نوروز ، نثر ( پس بونده بوشيح
ديگر ابوالنيك تمني و استدعاء ايدب ايتدي
علم مقامات فروعيله و علم موسيقي نقرات و
ضروبيله و علم ساز انواعليه بلدرمك …. ) ،
مثنوي ، در تحريض طالب علم رياضي ( به نثر ،
دراينجا از فارابي وارموي يالد ميشود ) . در مطلع مقامات ، الاول راست ،
الثاني عراق ، الثالث اصفهان ، الرابع زير
افگند كوچك السادس زنگوله ، السابع رهاوي
، الثامن حسيني ، العاشر حجاز ، الحادي عشر
نوا ، الثاني عشر عشاق . در مطلع آوازها : 1 – گواشت 2 – نوروز
3 – سلمك 4 – شهناز 5 – مايه 6 – گردانيه 7 –
حصار . در مطلع شعبها : 1 – يك گاه 2 – دوگاه
3 – سگاه 4 – چارگاه . در مطلع تركيبها كه استادان تأليف
كرد { ند } : 1 = بسته نگار
2 – نگار و نگارنيك
3 – گردانيده نگار 4 – بستة اصفهان
5 – اصفهانك 6
– نيريزي 7 – پنجگاه
8 – دلكش وزير كش خاوران
9 – زير كشيده
10 – عشيران 11 – گردانيدة بوسليك
12 – نوا و عشيران
13 – في الفك 14
– حجاز مخالف 15 – راحه الارواح
16 – سيگاه مايه 17
– راست مايه 18
– عراق مايه 19 – عشاق مايه
20 – زاولي 21
– مبرقع 22 – صبا
23 – نوروز رومي
24 – رضوان 25 – ركب 26
– ركب نوروز 27 –
زيرافگند 28 –
نشاورك 29 –
سازگار 30 –
نهاوند 31 –
نهاوند رومي 32 – محير 33
– سه بحردگاه 34
– قرچغار 35 – وجه حسيني
36 – روي عراق 37
– مستعار 38 –
نهفته 39 – عزال
40 – بحر نازوك 41
– حصارك 42 –
حصار نيك 43 –
حصار اوج 44 –
حجاز تركي 45 –
حجاز بزرگ 46 – عجم با زير كشيد { ه } 47 – چارگاه
عجم 48 – سيگاه
عجم 49 – دگاه عجم 50
– حجاز عجم 51 –
عزال عجم 52 –
حسيني عجم 53 – نوروز عجم
54 – نوروز عجم 54
– عراق عجم 55 –
راست و مرغك 56 – همايون
57 – حجاز عراق 58
– سبز اندر سبز . عمر بن جاحظ خطاب دلشاد را ( همة
اينها تا اينجا به نظم تركي است ) . نثر ( به تركي ) ، صوره البروج و
المقامات و صوره الطبايغ و العلامات ،
تركيب دوازده پرده بر دوانزده بروج ( دو
جدول است ) ، هر مقامك آوازه سي طبيعتيله نه
آواره در بو اين بيان ايدر ( جدول است ) در
بيان دوايرها كه از چه مقام از چه آوازه مي
زايد در دواير شعبها ( دو دايره است ) . هذا في بيان المعارف الابعاد و
الاغاني و الاسرار الدقايق و العوارف
الروحاني ( نظم تركي ) ، نثر ( به تركي سپس
جدول ابعاد است ) ، صوره طبقات النغمه
ثمانيه في ثمانيه ( جدول منحنيات است ) ،
مثنوي ( به تركي ) ، نثر ( به تركي و دران از ((
نصير الدين ( ؟ ) فارابي )) ياد شده سپس سه
جدول منحنيات ابعاد است ) ، هذا اشاره الي
اصول الاوتار و دقايق طبقات مرموزات كنز
الاسراسر ( جدول است با الفاظ فارسي ) ، در
بيان اقسام ضروب ( به نثر تركي ) ، نثر ( به
تركي ) ، تنبيه ( به نثر تركي ) ، در بيان
حساب نقرات ( به نثر تركي ) ، در بيان صور
دواير نقرات ( دائره ها است ) ، روايت ديگر
در بيان اسامي مقامات و اسامي آوازه هاي
صاحب ضر بين و صاحب حار ضرب كه مصنف
دوانزده شش است ( به نثر تركي و دران از
محمد دياي ( ؟ ) وكمال تبريزي اندر مقامات
ياد شده است ) ، في بيان الزمان و الضروب و
الاصول ( به نثر تركي ودران از ابو علي ياد
شده و سخنش دربارة
موسيقي آمده و همچنين از صفي الدين عبد
الموسيقي پس از عنوان حكايت ) ( 29 پ ) ، در
بيان آداب موسيقي الادب الثاني في تعريفات
المقامات و الآواز و الشعب و التركيبات ،
در بيان تعليم سازها و آوازها ، در بيان
تعليم عود ، در بيان ششتا ، در بيان تعليم
چنگ ، در بيان تعليم ناي ، در بيان وزن راست
، در وزن اصفهان ، در وزن آخر ثمانيه انواع
، در وزن حجاز، در وزن زنگوله ، در وزن عجم
، در وزن بزرگ ، در وزن عراق ، در وزن
عراق ، در وزن عراق و نوا ، در وزن
بوسليك در وزن اصفهان ، در وزن آخر ، در وزن
رهاوي ، دروزن آخر ، تنبيه ( همة اينها به
نثر تركي است ، با دو شكل دست و پنجه در
پايان درهامش ) . ”
پاورقي ها ”
1
– در تاشكند سه نسخه از محيط التواريخ
همين سوفياني ديده ام يكي به فارسي شمارة
835 و يكي ترجمة تركي آن
شماره 836 ( 1 : 43 ش 87 و 88 ) سومي به فارسي
شمارة 7351 ( 9 : 13 ش 6013 ) و در آنها نشاني از
موسيقي نديده ام . 2
– رقمها در رساله به عربي است . 3
– در متن 23 ندارد و چنين آمده است : 24 نوروز
رومي و رضوان . |