پرتوي آملي، مهدي. “ريشه تاريخي امثال و حكم“. دوره 7-16، ش 157 (آبان 54): 112-113. 

 

خلاصه :  “نوچه“.

ريشه هاي تاريخي امثال و حكم

 (( نوچه ))

مهدي پرتوي    معاون رايزني فرهنگي ايران در عراق

سابقا” معمول بود پهلواني كه شركت در يكي از مبارزات پهلواني را دون شأن و مقام پهلواني خود تشخيص ميداد يكي از شاگردان و دست پروردگانش را تحت عنوان (( نوچه )) معرفي ميكرد تا تحت تعليم و راهنمائي او با حريف دست و پنجه نرم كند . در حال حاضر نيز اين رسم و شيوه در ميان ورزشكاران قديم و ورزشهاي باستاني كما بيش معمول است .

اين واژه تا آن اندازه شهرت يافت كه جزو امثلة سائره گرديد و گهگاه در مسائل غير ورزشي نيز از آن استفاده ميكنند .

اما ريشه و مأخذ اين ضرب المثل :

نوچه در ايران صرفا” اختصاص بفن شمشير زدن داشت و بعدها در ساير شئون ورزشي مورد استعمال پيدا كرد . فن شمشير بازي در اروپا از قديم و نديم شيوة خاص و مشخصي دارد كه امروزه در مسابقات شمشير بازي از آن فن و شيوه (( با اصلاح و تكميل )) استفاده ميكنند ولي در مشرق زمين مخصوصا” ايران و عثماني بطرز ديگري شمشير ميزدند و مراكزي براي تعليم فنون شمشير زدن وجود داشت . استادان فن كه آنانرا (( تيغ زن )) ميگفتند كلية رموز و دقايق شمشير زدن و جنگ با شمشير را در اين مراكز بشاگردان ياد ميدادند . چون مدتيگذشت عنوان (( تيغ زن )) تعميم يافت و شامل شاگردان و تمام كساني گرديد كه بنحوي از انحاء با شمشير سر و كار داشتند . چون تيغ زدن و شمشير زدن در ايران باستان يكنوع كار مقدس شمرده ميشد و براي استاد تيغ زدن احترام فوق العاده قائل بودند لذا شاگردان وقتي وارد مدرسه ميشدند موظف بودند در مقابل استاد سر تعظيم فرود آوردند و زمين ادب ببوسند . بعدها رسم زمين بوسيدن بساير مؤسسات ورزشي سرايت كرد و هم اكنون در زور خانه ها هر ورزشكاري كه اخل گود ميشود برسم احترام خم ميشود و انگشت ادب بر زمين مينهد . فن شمشير زدن در زمان صفويه حائز كمال اهميت گرديد و استادان شمشير بازي در نزد سلاطين صفوي شأن و اعتبار زيادي داشتند .

تعلميات شمشير بازي درجاتي داشت و احراز هر درجه و مقام مستلزم صرف وقت و تمرين كافي بود . افراديكه براي تعظيم شمشير بازي وارد مدرسه ميشدند بنام (( شاگرد )) موسوم بودند و براي فرا گرفتن تعليمات ابتدائي با شمشير هاي چوبي كار ميكردند . چون دوران شاگردي سپري ميشد عنوان (( نونهال )) ميگرفتند و نونهال مجاز بود شمشير آهني در دست بگيرد و با آن تمرين كند . پس از چندي نونهال مبدل به (( نوچه )) ميشد و نوچه اجازه داشت كه تحت تعليم و راهنمائي استاد تيغ زن در مسابقات شمشير بازي كه با شكوه خاصي برگزار ميشد شركت نمايد . نوچه ميتوانست شمشير بازي كند ولي حق نداشت مدرسة شمشير بازي باز كند مگر آنكه سالها تمرين كند و تجارب و اطلاعات كافي در ريزه كاريهاي اين فن تحصيل نمايد تا بمرحلة (( بر دست )) نائل آيد . بر دست در واقع استاد مسلم شمشير بازي بود كه مستقلا” و بدون راهنمائي استاد تيغ زن ميتوانست در تمام مسابقات شمشير بازي شركت نمايد . بعلاوه اجازه داشت در صورت تمايل مدرسة شمشير بازي تأسيس كند منتها تا زمانيكه مدرسه باز نميكرد همان بر دست بود و عنوان (( استاد تيغ زن )) نميگرفت زيرا اين عنوان فقط اختصاص بكساني داشت كه مدرسه باز كند و رموز و فنون شمشير بازي را بديگران تعليم دهند .

اين نكته را نيز بايد دانست كه در زورخانه بجوانيكه دورة اول ورزش باستاني را طي كند (( تازه كار )) و سپس (( نوچه )) ميگويند . نوچه بايد زير نظر پيش كسوتها تحت تعليم قرار گيرد و آئين پهلواني را بياموزد تا رفته رفته (( نوخاسته )) و (( پهلوان )) و سر انجام (( پيش كسوت )) شود .

آقاي كاظم كاظميني ضمن كقاله اي تحت عنوان (( زور خانه )) در مجلة (( هنر و مردم )) مطالبي نوشت كه نقل آنرا خالي از فايده ندانست : (( ادبيات و اصطلاحات رايج در زورخانه و مراتب و القاب ورزشكاراني و پهلوانان در مراحل ممارست ورزش باستاني شباهت زيادي بسير و سلوك طريقت صوفيان دارد و مرشد نيز بجاي قطب و مراد و يا شيخ و ولي است . همانطور كه در طريقت صوفيان سلك براي رسيدن بكمال بايد مراحلي طي كند جواني هم كه بخواهد در زورخانه بمقام پهلواني برسد موظف است مراتبي را بگذراند . مثلا” بجواني كه دورة اول ورزش باستاني را طي ميكند (( نوچه )) ميگويند كه بايد زير دست پيش كسوتها (( ورزشاران سابقه دار )) تحت تعليم قرار بگيرد و فنون كشتي و آئين پهلواني را بياموزد . پس از اينكه اين مرتبه را طي كرد بمرحلة (( نوخاستگي )) كه رتبة بالاتر است ميرسد . وقتي درايندوره هم با رموز ورزشكاري و هنر و فنون كشتي گيري كاملا” آشنا شد و بدني ورزيده و نيرومند يافت بمرتبة (( ساخته )) نائل ميگردد كه دربارة وي گفته ميشود كه او خود را ساخته است و در موقع ورود اينان بزورخانه مرشد از حضار براي او طلب صلوات ميكند و او را (( صلواتي )) نيز ميگويند . مرتبة بالاتر از آن (( پيش كسوت )) است و ورزشكاري كه در رعايت آداب و رسوم زورخانه و ورزشكاري و ميانداري و تعليم بنوچه ها و نوخاسته ها ورزيده شده باشد و در جوانمردي و فتوت و فروتني در ميان مردم بحسن اخلاق معروف باشد بمقام پيش كسوتي نائل ميگردد و مرشد مقدم او را بزورخانه با طلب صلوات از حضار و زدن بطبل اعلام ميدارد . هنگاميكه ورزشكار بمرتبة كمال پهلواني و بيش كسوتي برسد عنوان (( صاحب ضرب )) و صاحب زنگ )) مييابد و ايشان كساني هستند كه در تمام زندگي با ورزش باستاني سر و كار داشته اند و عنوان پهلواني با كلية سجاياي آن شخصيت اصلي آنها بوده باشد . . . . )) در كتاب مجمل التواريخ و القصص راجع بمراتب و مراحل پهلواني در ايران باستان چنين آمده است :

(( اندر عهد ضحاك . . . از معروفان گرشاسف بود نبيرة جمشيد و جهان پهلوان بودست . . .  اندر عهد نوذر پهلواني بزال رسيد . . . . اندر عهد كيقباد . . . . رستم پسر زال نوخاسته بود . . . . اندر عهد كيكاوس . . . جهان پهلواني رستم كرد . . .  اندر عهد لهراسب : بازماندگان بودند از پهلوانان كيخسرو و اسفنديار پسر گشتاسب نوخاسته بود . ))

” پاورقي ها ”

1 براي اطلاعات بيشتر بكتابهاي شمشير بازي و ورزشي و همچنين كتاب (( شاه جنگ ايرانيان )) ترجمة ذبيح الله منصوري مراجعه شود .

2 مجلة هنر و مردم شمارة 56 و 57  صفحه 56 .

3 مجمل التواريخ و القصص صفحات 89 و 90 و 91 .