اذكائي، پرويز. “كتاب“. دوره13-15، ش157 (آبان54): 114-116.

 

خلاصه : “زندگي‌نامه شهيدنيكنام ثقه‌الاسلام تبريزي“ تاليف “نصرت‌اله‌فتحي“ ، “دوبيتي‌نامه باباطاهر“ ترجمه وترتيب از “حضوراحمدسليم“.

كتاب

زير نظر : پرويز ادكائي

زندگي نامة شهيد نيكنام

ثقه الاسلام تبريزي

( و بخشي از تاريخ مستند مشروطيت ايران ) .

تأليف (( نصرت الله فتحي )) . از انتشارات بنياد نورياني ؛ 1353 ، وزيري ، 850 ص .

بايد به توفيق آقاي فتحي در تأليف اين كتاب جامع تبريك گفت . چه اينكه ، زندگي شهيد نامدار ثقه الاسلام را در ميان حوادث آن زمان مملكت و وصضع زندگي اسارت آميز مردم و اختلاف هاي مذهبي و تعرض سياست هاي خارجي و خود كامگي هاي قلدران محلي و ديگر عوامل پديد آورندة انقلاب مشروطه توصيف كرده است . چنان كه خواننده مي تواند از انگيزه هاي آرمان و از دليري هاي آن مرد بزرگ در استقبال شهادت به خاطر آزادي و استقلال ايران آگاه گردد . از آقاي نصرت الله فتحي كتابهاي متعددي نيز ديده ام ، از جمله (( ديدار همر زم ستارخان )) كه آن هم كتاب معتبري است و حكايت از سابقه ي نويسنده در تأليف اين گونه آثار ، مي كند . در حقيقت اين كتاب تنها زندگي ثقه الاسلام نيست ، بلكه آينة تمام نماي اوضاع ايران به طور اعم و آذربايجان به طور اخص است . براي همين بوده است كه مؤلف در دنبال نام كتاب ، متذكر (( بخشي از تاريخ مشروطيت )) گرديده : چگونگي انتخابات دورة اول مجلس ، تصويب قانون اساسي متمم آن ، قضية اجتماع قورخانه و توپخانة تهران ، ماجراي دستگيري و استنطاق حيدر عمو اوغلي و ياران وي و عكس العمل ملت و مجلس در برابر اين واقعه ، توپ بستن مجلس ، شرح استبداد صغير ، استقامت و پايداري يازده ماهة تبريز و نقش شهيد نيكنام ثقه الاسلام در اين وقايع و سرانجام سر به دار افتخار دادن او ، از جمله ي مطالب اين كتاب است .

اين شهيد بنام كه معلمان بوده ، صاحب طبعي بلند و فكري روشن بوده است . از جمله آقاي فتحي از قول نعتمدي روايت مي كند كه : (( در ايامي كه در تبريز دو گانگي شيخيه و متشرعين جريان داشت ، روزي خدمت ثقه الاسلام رسيدم و گفتم آمده ام با شما مشورتي بكنم و بپرسم كه من پيرو كدام فرقه باشم . متشرع بشوم يا شيخي ؟ خنديد و گفت : نه شيخي باش نه متشرع ، بلكه برو آدم باش كه آدم خيلي مشكل است )) .

هنگامي كه او را با همزنجيرانش به پاي دار مي برند با خوشرويي و وقار به آن ها مي گويد : (( برادران من ، ترس و واهمه را از خود دور كنيد ، در مقابل دشمن خود را ذيل و بيم زده نشان ندهيد . براي ما اين افتخار بس است كه ما را در چنين روز محترمي در راه وطن و ملت به دار مي زنند . . . ))

كتاب داراي نثري دلچسب و مطالبي عبرت انگيز و گاه اخبار و گزارشهايي نو و نتيجه گيري هايي درست مؤثر است . نويسنده براي تهية استاد و مدارك كتاب ، رنج بسيار برده تا توانسته زندگي نامه يي چنين معتبر در 850 صفحه تأليف كند .

(( حكيم ))

دو بيتي نامة باباطاهر

با ترجمة منظوم به اردو ، ترجمه و تربيت : (( حضور احمد سليم )) ، استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه سند حيدر آباد پاكستان - : ملني كاپته : - مكتبه مسعود 38  اي / يونت 6 لطيف آباد حيدر آباد ( سند ه ) پاكستان . { 1973 م =  1393 ه ق ، 1351 ش ( تاريخ هاي مقدمه ) } 234 ص ، كتاب ، پس از دو تصوير ، با مقدمه ي (( دكتر محمد حسين مشايخ فريدني )) سفير ايران در پاكستان به فارسي ( ص 5 8 ) و ترجمه ي آن به اردو ( ص 9 12 ) آغاز مي شود . آنگاه (( گفتار مترجم )) در باب چگونگي ترجمه و متن هاي مورد استفاده ( ص 13 15 ) ، و شرح حال (( بابا طاهر عريان همداني )) ( ص 16 28 ) به اردو ، آمده است . سپس 200 صفحه متن فارسي دو بيتي ها و ترجمه ي منظوم آنها به اردوست ( ص 29 229 ) ، كه در هر صفحه ي راست سه بيتي فارسي و در صفحه ي برابر ، ترجمه ي همانها به اردو ، رويهم 300 دو بيتي و در آخرين صفحه ي كتاب ( 244 ) يك غزل چاپ شده است . (( فرهنگ لغات )) ( لري / فهلوي فارسي كنوني اردو ) هم ، 13 صفحه ي پايان كتاب ( ص 231 243 ) در بر گرفته . 

همه ي كتاب ، خطاطي شده است به نستعليق از (( سيد طاهر           زيدي )) .

مترجم ، از ادبيان بنام و كوشاي پاكستان و از دانش آموختگان دانشگاه تهران رشته ي ادبيات فارسي است ، كه به گفته ي دكتر مشايخي : (( ترجمة دو بيتي هاي بابا طاهر بزبان اردو ( از او ) بسيار سليس است . هيچگونه تعقيد و ابهامي در ترجمه مشاهده نمي شود . امانت درترجمه رعايت شده است و هر جا كه پيدا كردن الفاظ پاراكريت براي مترجم محترم مشكل بوده ، مانند اسلاف خود ، عين الفاظ و تركيبات فارسي اصل را در ترجمه قرار داده است . و چون از قديم الايام ميزان فصاحت اردو و قرابت آن ، بفارسي بوده از اينجهت ميتوان گفت ترجمة حضور احمد سليم از نمونه هاي فصيح زبان اردو بشمار مي رود . )) ( ص 8 ) .

اساس ترجمه ي دو بيتي ها ، ديوان باباطاهر ، به تصحيح مرحوم وحيد دستگردي بوده و در مواردي به ديگر چاپهار رجوع كرده است . مترجم ، شرح حال بابا  را با استفاده از برخي منابع فرنگي و ايراني زير عنوان هاي (( نام و نشان )) ، (( زمان زندگي بابا )) ، (( گداهي مهم ( از منابع اهل حق ) )) ، (( فاطمه لره )) ، (( شاه خوشين و ملاقات بابا )) ، (( واقعه ي ( اميست كرديا . . . . ) )) ، (( مسلك بابا طاهر )) ، (( مزار باباطاهر )) ، (( زبان و بيان او )) ، (( تصوير بابا )) ، نگاشته است ( ص 16 28 ) .

ديدار خسرو و شيرين ( خسرو و شيرين ، شماره 3717 ) .

فرهاد هنگام كندن تصوير بر كوه ( شيرين و فرهاد ، شماره 3707 ) .

مترجم ، همچون ديگران ، قديم ترين متني كه از بابا ياد كرده همان روايت (( راحه الصدور )) راوندي را مي داند كه داستان ملاقات طغرل سلجوقي باباطاهر است . ليكن نگارنده اخيرا” اشاراتي كهن تر از (( راحه الصدور )) يافته وانتشار داده است ( رش : مجله ي هنر و مردم ، ش 152 خرداد ماه 1354 ، ص 76 ) مه تاريخ دقيق تري از حيات او بدست مي دهد . همچنين مترجم ، از حدود 20  منبع فرنگي وايراني كه در شرح حال تحقيق آثار بابا بر شمرده ام ( رش : همان مجله ي (( هنر و مردم )) ، ش 152 ) جز بر چند تايي ، آگاهي نيافته و يا مراجعه نكرده است ؛ در عوض مطالبي به نقل آورده كه گر چه مترجم ظاهرا” معذور از نگارش مقدمه ي تحقيقي انتقادي بر بر ترجمه ي دو بيتي ها بنظر مي رسد ، اما صرف ترجمه ي اثري بر آن نمي تواند باشد كه استاد معتبر در نگارش مقدمه بكار نيايد و مدارك موجود مورد نقد و ارزيابي قرار نگيرد .

#

در آغاز كتاب ، دو تصوير يكي از بابا و ديگري از آرامگاه او چاپ شده است . تصوير بابا ، از كارهاي سياه قلمي ( نقطه گذاري شده ي ) (( اسماعيل جلاير )) است .

اين اثر را هم- كه از قلم افتاده است به فهرست پيشين ( هنر و مردم ، 152 ) مي افزايم :

Arberry , AJ . -  Tahir Baba called uryanluri

Poems of Persian sufi , Cambridge , 1937

رش : نصره الله فتحي ، مقاله ي (( نقاشي هاي اسماعيل جلاير )) ، راهنماي كتاب ، ج 15 ( 1351 ) ، ش 7 8 ، ص 653 657 .

اين دو تصوير همانست كه قبلا آقاي (( م . اورنگ )) در آغاز كتاب (( سروده . . . . )) هاي خود نقل كرده است .