|
|
||
افشار، ايرج .“شاهنامه از خطي تا چاپي ”. دوره 14، ش162 (فروردين 55): 17-45، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه : نسخه خطي شاهنامه در سالهاي نزديك به عصر فردوسي ، معرفي نسخه هاي مصور شاهنامه ، شاهنامه بايسنغري {از مكتب هرات} قرن 9 هجري، شاهنامه هاي تيموري، شاهنامه هاي عصر صفوي و قاجار- نخستين شاهنامه هاي چاپي خارجيان: چاپ ” لمسدن – Lumsden“ چاپ ”ماكان“، چاپ موهل – Mohel“، چاپ فولرس – چاپهاي ايران – چاپهاي هند – چاپهاي شوروي، فروغي و شاهنامه – ترجمه هاي شاهنامه. |
|
|
|
شاهنامه،
ازخطي تا چاپي بنام خداوند جان
و خرد كزين برتر انديشه برنگذرد ايرج افشار انتشار شاهنامه فردوسي در اكناف
جهان سرگذشتي شنيدني دارد. چه، از وقتي كه
سرودن اين منظومه بلند و پايدار آغاز شد و
تحرير آن در سال 348 قمري به پايان رسيد و در
سال 400 تحرير نهائي آن آماده شد تا كنون كه
اندكي از هزار سال گذشته است، اين حماسه
اقوام ايراني به اشكال و صور گوناگون در
دسترس قرار گرفته است. ملت ايران و
دوستداران راستين زبان فارسي در جهان، در
مدت ده قرن تمام، بوسيله خواندن متن و شنيدن
آن از دهان قصهخوانها و شاهنامه خوانها (مخصوصاً
در قهوهخانهها و زورخانهها و مجالس
خاص شاهنامه خواني) بر پهناي انديشه انساني
و هنر گرانسنگ و جاوداني شاعر وقوف يافته و
از معاني و دقائق آن لذتها برده و از گنجي
چنين كممانند و بيشبها فوائد اندوختهاند. *** |
|
نسخههاي عصر فردوسي معهذا چون چند نسخه خطي از ايامي
نزديك به عصر فردوسي در دست داريم تا حدودي
نسبي ميتوان بر شيوه كتابت و نحوه تنظيمي
كه در نسخههاي اوائل قرن پنجم به كار رفته
است واقف شد. فيالمثل خط اسدي طوسي همشهري
فردوسي و سراينده منظومه گرشاسبنامه كه
نسخهاي از كتاب داروئيالابنيه عن حقايقالادويه
را به سال 447 هجري نوشته است در دست داريم و
آن نمونهاي است گويا از رسمالخط و كاغذي
كه در اوقاتي نزديك به عصر قردوسي در شهر
طوس مرسوم بوده. اوراقي معدود هم كه از نسخه
وامق و عذراي عنصري و گرشاسبنامه اسدي به
دست آمده است كه به احتمال قوي از آن
روزگاران و نمونهاي است از طرز ضبط و
نگارش كتب شعري در عهد غزنويان. يكي از نمونههاي عالي تذهيب و
تجليد شاهانه در قرن پنجم كه شايسته و درخور
تقديم به پادشاهان است و هم اكنون در دست
است اجزاء قرآن مجيدي است كه دو جزوش در
كتابخانه آستان قدس و يك جزوش در كتابخانه
سلطنتي موجود بود و اجزاء ديگرش چند سال پيش
در حين مرمت قسمتي از بقعه امام علي بن موسيالرضا
عليهالسلام (مشهد) به دست آمد. اين اجزاء
به خط و تذهيب عثمان بن حسين الوراق الغزنوي
و مورخ به سال 466 هجري است و هر يك نمونهاي
يگانه از كار آن هنرمند استاد و بازماندهاي
از هنر عالي عصري درخشان. *** قديميترين نسخه شاهنامه فردوسي در سال 400 هجري از تحرير
نهائي شاهنامه فارغ شد. ولي قديميترين
نسخه خطي موجود شناخته شده از آن كتاب متعلق
است به سال 675، كه اگر احتمال خدشهاي در
تاريخ كتابت آن نرود و همه اوراقش يك دست
دانسته شود نسخهاي است كه حدود 275 سال پس
از تصنيف اثر، كتابت شده است. ناچار احتمال
تصرفات و تصحيفات و تحريفت هم در آن ميرود.
اين نسخه اكنون در موزه بريتانيا نگاهداري
ميشود. چند ورقش به خط نستعليق گونه است و
بقيه به خط نسخ. نسخه شش ستوني كتابت شده است.
ظاهراً كتابت منظومههاي مفصل و طولاني در
شش يا چهار ستون به منظور آنكه از قطر و
ضخامت نسخه كاسته شود هميشه مرسوم بوده است.
بطور مثال نسخه دواوين ده گانه مورخ 699 در
مجموعه چستربيتي (دوبان) چهار ستوني و نسخه
دواوين سته مورخ 713 متعلق به كتابخانه ديوان
هند (لندن) شش ستوني است. نسخههاي خطي شاهنامه بسيار است،
اعم از تاريخدار و بيتاريخ. تعداد نسخههاي
تاريخ دار تا قرن دوازدهم و معرف شده در
فهرستها نزديك به سيصد نسخه است. به همين
مقدارها هم نسخههائي است كه تاريخ ندارد. نسخههاي مصور از اين ميان نسخههاي مشهور به
مغولي (يعني از عصر ايلخانان ايران) واجد
اهميت است. مخصوصاً آن نسخي كه داراي مجالس
تصويرست هميشه مورد توجه تام و تمام عتيقهدوستان
و متمولين وو اعيان و پادشاهان ممالك مختلف
بوده است و نمونههائي از آنها در امريكا،
ممالك اروپايي، تركيه، ايران و شبه قاره
هندوستان موجود است. كثرت علاقه به مجالس تصوير اين نوع
نسخ چمدام بوده است كه در موارد بسيار نسخ
قديم و مهم را اوراق و متن را فداي تصوير
كردهاند. شاهنامهاي كه اوراقي چند از آن
باقي است و به نام دموت Demotte
شهرت
يافته است يكي از نمونههاي اين نوع تضييع
است. اوراق نسخه از نوع نسخ زيبا و خوش خط و
مصوري بود كه در عصر ايلخانان كتاب ميشد و
چون اغلب به منظور اهداء به امرا و ملوك بود
به مجالس تصوير و جداول و تذهيب آراسته ميگشت. مصور ساختن شاهنامه، از نخستين قرن
پس از سروده شدن آن اثر مرسوم بود و دو بيت
سوزني سمرقندي شاعر قرن ششم هجري (اگر ژه به
منجيك ترمذي هم نسبت داده شده)، ضمن مديحهاي،
دلالت بر اين معني دارد:
|
|
اين نسخه كه در كتابخانه سلطنتي
ايران نگاهداري ميشود از حيث كاغذ و كتابت
و سرلوحه و شمه و جدول و تذهيب و ترصيع و
جلد و شيرازهبندي و مجالس تصوير از نسخ
كممانندي است كه هنرمندان دوره تيموري
ايجاد كردهاند و نظاير آن هم در آن اعصار
درخشان هنري چندان متعدد به وجود نيامده
است. شاهنامههاي تيموري بسياري از شاهنامههائي كه در عهد
تيموري نوشته و آراسته ميشد، چون براي
اهداء به پادشاهزادگان هنردوست تيموري و
خكام و امراي عصر و نيز ارسال به دربار
عثماني بود شاهانه بود. يعني مزين و هنري
بود. افسوس كه عده كثيري از آنها از دست
رفته است. مثلاً شرفالدين علي يزدي مورخ
و وزير عصر شاهرخ تيموري ابياتي دارد در
ماده تاريخ جلد و طلبه (غلاف) نسخهاي مصور
از شاهنامه كه براي امير شمسالدين محمد
ميرك فرزند جلالالدين امير چقماق شامي
در مدت سه سال از 839 تا 841 تهيه شده بود. نيك
معلوم است كه اگر نسخه و جلد و غلاف آن نسخه
اهميت هنري نداشت و از نفائس به شمار نميرفت
ماده تاريخ در باب آن گفته نشده بود. يزدي
ميگويد:
همو در منظومه هشتاد بيتي، در مدح
شاهزاده ابراهيم ميرزا گفته است:
و از اين قبيل است شاهنامههاي
موجود به خط منعمالدين اوحدي شيرازي،
مرشد كاتب شيرازي و دهها كتاب و خوشنويس
ديگر كه اغلب آنها در فهارس كتابخانهها
مورد معرفي قرار گرفته است و به كرات عكس
مجالس آن نسخ در كتب اروپائي به چاپ رسيده
است. در عصر صفوي و قاجاري از شاهنامههاي عصر صفوي شايد
مهمترين نسخه آن است كه به نام شاهنامه
طهماسبي مشهور است و اكنون به موزه
متروپوليتن نيويورك تعلق دارد چون
آرتورهوتون A.Houghton آن
را به آنجا اهدا كرد در مقالات و كتب به «شاهنامه
هوتون» معروف شده است. اهميت اين نسخه
بيشتر به مناسبت مينياتورهاي آن است كه از
حيث استادي در صحنهسازي، استعمال و قدرت
رنگآميزي، بزرگي مجلسها و صورتها يكي
نمونههاي عالي بازمانده از دوران صفوي
است. در يكي از مينياتورها تاريخ 934 هجري
ديده ميشود و در يكي ديگر نام يكي از
نقاشان اثر به نام مير مصور. نسخه به خط
نستعليق است. در ترتيب و تنظيم هنري آن عدهاي
از مذهبان و صورتگران مشاركت داشتهاند.
اين نسخه متعلق به دربار سلاطين عثماني
بوده و از سال 1903 در مجموعه بارون ادموند
دو رتچيلد Baron E. de Rotchild ديده
شده است. شايد آخرين نسحه ممتازي كه از
شاهنامه در اوائل قرن چهاردهم تهيه شده و
به صورت خطي باقي مانده است نسخه كتابت
محمد داوري شاعر فرزند وصال شيرازي باشد.
اين نسخه داراي پنجاه مجلس است كه عدهاي
از آنها كار شاعر و كاتب نسخه و عدهاي كار
لطفعلي مشهور به صورتگر شيرازي است. اين
نسخه اكنون به مجموعه اختصاصي عليا حضرت
فرح پهلوي شهبانوي ايران متعلق است. -در طول مدت ده قرن كه از تصنيف
شاهنامه ميگذرد، بيشتر زيبائي نسخههاي
آن مورد نظر بود. نه تنها عموم مردم، بلكه
اهل سواد هم توجهي به صحت متن چنانكه بايد
نداشتند و چون كاتبان هم رعايت امانت و دقت
نميكردهاند و اصول مقابله نسخ درين نوع
متون چنانكه بايد رايج نبود بسياري از نسخ
شاهنامه اگر عادي و معمولي نباشد فقط
داراي ارزش هنري است. اولين چاپ پس از اينكه مطالعه در ادبيات ملل
شرق مورد توجه و دقت اروپائيان قرار گرفت و
تحقيقات خاورشناسي جنبه علمي يافت رسيدگي
در متون، و از جمله شاهنامه هم، براي
نخستين بار توسط آنان آغاز شد. البته ذكر
فردوسي و شاهنامه پيش از آن كه توسط
سياحاني از قبيل شاردن بطور جسته گريخته و
اجمالي و گاهي مملو اشتباه از قرن يازدهم
به بعد در سفرنامهها آمده است. همچنين
كساني كه كتابهاي آموزش زبان فارسي مينوشتند
گاه گاه ضمن منتخبات تنظيمي خود ابياتي از
شاهنامه را در آن كتاب ميگنجاندند. قديميترين
قسمتي از شاهنامه كه بطور مستقل در اروپا
به طبع رسيده منتخباتي است كه توسط هاگمن E.G.
Hagemann در
سي و دو صفحه به سال 1801 ميلادي در گوتينگن
طبع شد. تا اينكه ماثيو لمسدن M.Lumsden
از
معلمين انگليسي زبانهاي عربي و فارسي
مدرسه فورويليام كلكته در سال 1811 نخستين
جلد شاهنامه را به حروف سربي درشت و به خط
نستعليق در 722 صفحه رحلي با مقدمه مشروح
انگليسي به چاپ رسانيد. اشارهاي كه به
نستعليق بودن حروف سربي متن شد ازين باب
است كه اين نوع حروف فقط مدت كوتاهي مورد
علاقه در چاپ متون عربي و فارسي واقع شد و
كتابهاي معدودي در كلكته و استانبول و
قاهره با اين نوع حروف سربي به چاپ رسيد. |
|
رستم و سهراب سه سال بعد از نشر اين قسمت از
شاهنامه داستان رستم و سهراب توسط آتكينسون
J.Atkinson كه
او هم از خاورشناسان مقيم هند بود در سال 1814
در كلكته در 267 صفحه و 25 صفحه مقدمه انگليسي
به همان حروف سربي خط نستعليق و ترجمه
انگليسي متن به چاپ رسيد. از اختصاصات اين
چاپ آن بود كه مصور بوده و نقاشيهاي مندرج
در آن تركيبي بود از شيوه مرسوم مجالس شاهنامههاي
خطي با تصرفاتي فرنگي. چاپ ماكان طبع دوره كامل شاهنامه بر اساس نسخههاي
معتبر و رعايت نسبي اصول نسخهشناسي،
نخستين بار به توسط يك صاحب منصب نظامي
انگليسي مرسوم به ترنر ماكان كه در هند خدمت
ميكرد انجام شد. او خود در صفحه عنوان فارسي
كتاب به سياق عنوان گذاري مرسوم نزد شرقيان
نوشت «كتاب شاهنامه ابوالقاسم طوس متخلص به
فردوسي كه به سعي و اهتمام كمترين بندگان آن
بينشان و لامكان كپتان ترنر مكان با نسخ
متعدد قديم و معتبر مقابله و تصحيح يافته مع
فرهنج الفاظ نادر و اصطلاحات غريب و احوال
آن سخنسنج فصيح و اديب به دارالحكومه
كلكته به قالب طبع درآمده.» و در ذيل صفحه عنوان دو بيت در مدح
فردوسي آمده است كه نقل آن خالي از تفنن نست. سكهاي كاندر سخن فردوسي طوسي
نشاند تا نپنداري كه كس از جمله انسي نشاند
اول از بالاي كرسي بر زمين آمد سخن او به
بالا برد و بازش به سر كرسي نشاند شاهنامه ترنر ماكان كه در چهار مجلد
به سال 1829 انتشار يافت و اولين چاپ كامل و
معتبري بوده كه در دسترس قرار ميگرفت بعدها
منبع و مرجع چاپهاي متعدد هند و ايران شد.
ماكان بجز متن، در انتهاي آن داستانها و
روايتهاي الحاقي را كه از آن شاهنامه نيست
به چاپ رسانيد و لغتنامهاي هم بدان ضم
كرد. متن اختياري ماكان در جلد اول همان طبع
لمسدن است، ولي بقيهاش تهيه و تنظيم و
مقابله شده خود اوست ماكان از كساني است كه
مدتي از عمر را در ميان فارسي زبانان
هندوستان گذرانيد و بدين زبان آشنائي تمامي
يافته بود. چاپ موهل بيش از هفت سال از انتشار طبع ماكان
نگذشت كه چاپ مهم و مشهور ديگري به توسط
دانشمندي اروپائي موسوم به ژول موهل J.Mohl
به
قطع بزرگ سلطاني و در هفت مجلد ضخيم و با
كاغذ عالي و چاپي ممتاز ميان سالهاي 1838 و 1878
در پاريس نشر شد. يعني چهل سال مدت گرفت. موهل بنحوي كه خود در مقدمه مفصلش
مينويسد از نسخههاي متعدد استفاده كرد
كه هشتتاي آنها متعلق به كتابخاه پادشاهي
پاريس (يعني كتابخانه ملي امروز) بود. او
سيزده نسخه هم در كتابخانه كمپاني هند شرقي
در لندن ديده بود. بجز آنها دو نسخه هم از
سرجان ملكم به امانت گرفته بود كه يكي نسخه
اساس چاپ كلكته بود و يكي از آن كتابخانه
نادرشاه. همچنين چندين نسخه ديگر كه مالكين
همه را در مقدمه معرفي كرده است. خدمت موهل بجز نشر متن از جهت ديگري
هم اهميت يافت و آن همراه كردن ترجمه فرانسه
اثر با متن فارسي است، بدين نحو كه يك صفحه
از ترجمه را مقابل يك صفحه از متن قرار داد.
اين كار بزرگ و جاوداني كه موهل به فرمان
شاه فرانسه انجام داد و در چاپخانه پادشاهي
به عنوان مجموعه شرقي نسخههاي چاپ شده
كتابخانه پادشاهي به چاپ رسيد از حيث هنر و
زيبائي چاپ و حروف درشت از كتابهاي ممتاز
است. طبع موهل دو بار در سال 1344 و 1353 به صورت
عكسي (ولي كوچك شده آن در قطع جيبي) به
سرمايه سازمان كتابهاي جيبي در تهران
انتشار يافت. موهل كه به شاهنامه عشق ميورزيد و
اكثر دوران حيات علمي خود را بر آن موقوف
كرد پيش از انتشار متن كامل قطعاتي انتخابي
از شاهنامه را كه مرتبط به مذهب زردشت ميشد
در سال 1829 انتشار داده بود. چاپ فولرس چهارمين طبع مهم كه به وسيله
خارجيان از شاهنامه نشر شد و آنرا به نسبت
بايد عالمانهتر دانست آنست كه توسط
دانشمندي ايرانشناس و محقق در رشته لغت و
زبان فارسي موسوم به يوهان فولس J.Vullers
ميان
سالهاي 1877و1884 با همكاري لندوئر Landauer در
شهر ليدن در سه مجلد به طبع رسيد. ولي با اين
همه، تا استان كشته شدن دارا بيشتر چاپ نشد.
فولرس آلماني بود و استاد زبان فارسي در
دانشگاه گيسن. هموست كه فرهنگ مهم و عظيم
فارسي لاتيني را تهيه و نشر كرده است. فولرس
پيش از اهتمامي كه در نشر دوره شاهنامه كرده
بود منتخباتي هم از شاهنامه بسال 1833 بطبع
رسانيده بود.
سه طبع ماكان و موهل و فولرس، سالهاي
دراز در تحقيقات و تتبعات اروپائيان مرجع و
مأخذ مراجعه بود. فرتيز ولف F.Wolff هم
كه فرهنگ لغات شاهنامه را تهيه و تدوين كرد
و اساس كار خو را بر اين چاپها گذاشت در
جدول تطبيقي ضميمه آن محل وجود شواهد را در
هر يك از آن سه چاپ نشان داده است. ولف كه
آلماني بود مدتي دراز از عمر (به روايتي
نزديك به سي سال) را در تنظيم لغات شاهنامه
صرف كرده بود و كارش به كوري هم كشيد در
سرآغاز نامه خود اين بيت شاهنامه را حسب حال
خويش دانسته است.
|
|
يكي ديگر از سرلوحههاي چاپ 1275 ق. در تبريز |
نمونه چاپ تبريز در 1275 ق. |
چاپ تبريز در 1275 به خط عسكر اردو ايادي |
|
چاپهاي ايران شاهنامه در ايران، اول بار در محرم
سال 1267 قمري يعني قريب به يكصد و سي سال پيش
در تهران به خط نستعليق و چاپ سنگي و قطع
رحلي در 595 ورق چاپ شد. اين چاپ «حسبالفرمايش
حاجي محمدحسين تاجر تهراني علي يد مصطفي
قلي بن مرحوم محمد هادي سلطان كجوري بلدهاي
… در چاپخانه مباركه صناعت دستگاهي
اساتيدالاساتيد سركار با اقتدار في فنالشريف
اشرف الحاج و المعتمدين حاجي عبدالمحمد
رازي» تهيه شده است. چون در آن ايام
كتابفروشان بضاعتي نداشتند و نشر كتب مهم
به سرمايه تجار معتبر انجام ميشد بسياري
از شاهنامههاي چاپي ايران و هند وهم به
نقفه و سفارش تاجران به طبع رسيده است.
شاهنامه حاجي عبدالمحمد رازي مصور و بعضي
از مجالس آن داراي رقم ميرزا عليقلي خويي
از صورتگران مجلسساز آن قرن است. |
|
رقم تصويرهاي خوشنقش اين چاپ
بنحوي كه در يكي از نقشها ديده ميشود چنين
است: «انتصاب و اهتمام تصاوير علي يد اقل
الساده سيد محمدبن مرحوم مغفور سرور ميرزا
كاظم الحسيني الشيرازي في 1272». پس سفارش
دهنده و نويسنده و نقاش اين شاهنامه، همه
شيرازي بودهاند و چند چاپ ديگر هم هست كه
از يادگارهاي شيرازيان به شاعر طوسي است. چاپ ديگري كه از شاهنامه مشهور به
اوليا سميع شده چاپ سال 1276 شمسي است. كاتب
قطعه شعري در پايان آن نوشته است كه چند
بيتش خواندني است:
پس از آن در سال 1276 شاهنامه فرمايش
آقا ميرزا محمدباقر بن حاجي ميرزا كوچك
تاجر شيرازي به خط ميرزا محمدرضا بن آقا
ميرزا محمدحسين خوشنويس شيرازي در كارخانه
جناب ميرزاي مذكور مرسوم به مطبع محمدي در
بمبئي منتشر شد. شاهنامه در شهرهاي مختلف هند از
قبيل كانپور و لكهنو تا آنجا كه نسخههاي
آنها شناخته شده است شانزده بار به چاپ
رسيده و اغلب آنهاست كه با فرهنگ لغات است و
از روي چاپ ترنر ماكان يكي از چاپهاي معروف
آن است كه به تصحيح آقا ميرزا فرصهالدوله
متخلص به فرصت در 1315 در بمبئي نشر شده است
يكي هم «آيينه خورشيد يا شاهنامه » است. آخرين طبع هند ظاهراً آنست كه توسط
آموزنده شير مرد ايراني در سال 1924 در بمبئي
از روي طبع اوليا سميع به چاپ رسيده است. *** بازهم چاپهاي ايران باز گرديم برسر چاپهاي ايران دومين
شاهنامه ايران كه به چاپ زيباي سنگي است به
خط نستعليق خوشنويس مشهور عسكر اردوبادي
است. اين چاپ از چاپهاي كارخانه مشهدي حاجي
آقاست و در سال 1275 در تبريز طبع شده است.
ناشرش نوشته است كه آنره از روي چاپ ترنر
ماكان و مقابله با شش نسخه ديگر نويسانيده و
طبع كرده است. اين شاهنامه مصور و شش ستوني و
با جدولبندي است و مخصوصاُ از حيث هنر
نقاشي قابل توجه. سومين شاهنامه چاپ ايران نيز كار
كاتبان و استادان دارالتباعهاي است در
تبريز. اين شاهنامه به خط محمد علي دلخون
فرزند محمد جواد تبيزي است و به سعي حاجي
علي آقا به سال 1316 هجري قمري در دارالتباعه
استاد علي به چاپ رسيده است و مثل اغلب
شاهنامههايي كه تا آن روزگار مطلوب بود كه
به قطع رحلي باشد تا انتشارش در يك جلد ميسر
باشد بدان قطع بزرگ است. چاپ امير بهادر چهارمين شاهنامه چاپ ايران كه در
زمان انتشار از شهرتي خاص نصيب برد آن است
كه به دستور حسين پاشا خان امير بهادر جنگ
تهيه و چاپ شد. تهيه اين شاهنامه كه به قطع
سلطاني يعني به اندازه تقريبي روزنامههاي
كنوني بود چهار سال ميان سالهاي 1322 تا 1326
قمري مدت گرفت. به همين جهت به عكس
مظفرالدين شاه و محمد علي شاه مصور است و در
انتهاي آن تصوير اميربهادر آمده است. مقدمه
كتاب نوشته شاعر معروف محمد صادق اميري
فراهاني ملقب به اديبالممالك است. نسخه به
خط خوشنويس معروف مرحوم عمادالكتاب است و
شش ستوني و در پايان عبارتي دارد در معرفي
كسانيكه در سرانجام دادن اين شاهنامه مشهور
دست داشتهاند. در قسمتي از آن عبارت، كه به
تأثير اديبالممالك و مؤبد بيدگلي به لغات
ساختگي ممزوج شده آمده است كه «به كوشش و
غلت گيري (كذا) رده آراي ميدان سخن، پديد ساز
راز كهن، لاد افكن بخردي، بنياد مؤبد پارسي
نژاد، شيم عبدالعلي بيدگلي…. در تافتخانه
آقا سيد مرتضي به دستياري آقا ميرزا عباس (و
در حاشيه گقته شده است كه عباس از سربازان
قديم گارد نصرت است) به فرخي انجاميد به كلك
من بنده محمد حسين عمادالكتاب به سالمه
آدينه بيست و ششم شهر صفرالمظفر در سال
يكهزار و سيصد و بيست و دو.» شاهنامه امير بهادر جنگ، هم از حيث
زباني كه در مقدمه و توضيحات آن به كرا رفته
و هم از حيث تصاوير و اشكالي كه براي سلاطين
كياني كشيده شده است و در تحت تأثير نقوش
تخت جمشيد است كاملاُ نشان دهنده روحيهاي
است كه ايرانيان در توجه به گذشته خود در
زمان تهيه و انتشار اين اثر پيدا كرده بودند.
جز اينها، تصويري كه در مقدمه همين كتاب از
«هارونيه» (يعني بنايي در مشهد كه اكنون در
دست تعمير است و به مقبره غزالي منسوب شده
است) به چاپ رسيده و مقبره فردوسي دانسته
شده است گوياي توجهي است كه مردم به شاعر
ملي و حماسي خود داشتهاند و ميخواستهاند
كه مزار او معلوم و مشخص و بنايي باشكوه و
فخيم باشد. از روي متني كه براي چاپ امير بهادر
تهيه شد چاپهاي سربي و سنگي، چندين بار در
تهران طبع شده است. ولي هيچ يك بدان قطع و
هنر و زيبائي و تمامي نيست.
*** چاپهاي جديد سال 1313،
به مناسبت سالگرد هزارمين سال تولد فردوسي،
موجب فعاليتهاي متعددي در بزرگداشت فردوسي
و معرفي شاهنامه شد. دامنه اين فعاليت از
ايران فراتر رفت و به كشورهاي اروپائي و
آسيايي كشيده شد و عدهاي از ملتهاي ديگر
با ايران هماوازي كردند و از جمله كارهايي
كه شد آن بود كه در اين سال چند شاهنامه كامل
و منتخب در ايران انتشار يافت. نخستين چاپ سربي، در قطع كوچك كه به
اسلوب جديد چاپ كتب در ايران به عمل آمد آن
است كه در پنج مجلد به تصحيح و مقابله و همت
محمد رمضاني صاحب كلاله خاور از سال 1312 شمسي
به چاپ رسيد و مقارن جشن هزاره فردوسي منتشر
شد. اين چاپ داراي مقدمهاي كواته به قلم
غلامرضا رشيد ياسمي بود. جز آن چاپ سربي ديگري از اين حماسه
بزرگ به قطع رحلي به توسط سيف آزاد مدير
روزنامه ايران باستان در دسترس قرار گرفت.
عبدالرحمن سيف آزاد اين چاپ را به تصاوير
متعددي از پادشاهان پيشدادي مزين كرد و در
توضيحات خود گفت كه در چاپ خود از شاهنامه
چاپ اولياء سميع و شاهنامه تصحيح فرصت
شيرازي و شاهنامه چاپ مؤسسه خاور و چند نسخه
ديگر استفاده كرده است. بالاخره در همين سال چاپ كامل
شاهنامه ديگري كه تاكنون بهترين چاپ مورد
اعتماد ايران دانسته شده است به سرمايه
كتابفروشي بروخيم شروع شد و چاپ دوره ده
جلدي آن در سال 1315 خاتمه يافت. اين چاپ
اساساُ از روي چاپ فولرس «پس از مقابله با
نسخ خطي ديگر و ترجمه حواشي لاتيني آن به
فارسي» و در مجلدات آخري با توجه به چاپهاي
ترنر ماكان و ژول موهل تهيه شد. جلد اول آن
تصحيح مجتبي مينوي و جلدهاي 2 تا 5 تصحيح
عباس اقبال و جلد ششم تصحيح سليمان حييم و
بالاخره تتمه آن تصحيح سعيد نفيسي است. در
چاپ بروخيم يكصد پرده از نقشهاي قلم درويش
پرورده ايران كه هنرمندي ارمني بود به چاپ
رسيد. اين تصاوير قدمي تجددآميز در مصور
ساختن شاهنامه بوده با مجالسي كه تا آن
روزگار در شاهنامهها ديده نشده بود.
صورتها و حركات و صحنهها با آنچه در
مينياتورها و نقاشيهاي قهوهخانهاي
شاهنامه بطور سنتي ديده ميشد فرق عمده
داشت. فروغي و شاهنامه همانطور كه گفته شد در سال 1313 چند
منتخب هم از شاهنامه نشر شد. ولي اهم آنها
كار با ارزش محمد علي فروغي (ذكاء الملك) است
و موسوم به «خلاصه شاهنامه فردوسي». فروغي
كه بقول خودش «به شاهنامه عاشق و فردوسي را
ارادتمند صادق» بود و در برپا كردن مقبره
فردوسي اهتمامي كممانند مبذول كرد و
مقالات و خطابههاي متعدد در باب فردوسي
دارد (كه مجموعهاي از آنها به توسط حبيب
يغمائي به چاپ رسيده است) در خلاصه خود سعي
كرد كه ضمن به كار بردن ذوق و سليقه، متن هم
تا حدود امكان از حيث صحت قابل اعتماد باشد.
چنانكه خود نوشته است درين كار مجتبي مينوي
با او همكاري داشت. فروغي همچنين توفيق يافت
كه هشت سال بعد صورت كوتاهتر شدهاي از
شاهنامه را با مشاركت حبيب يغمايي به نام «منتخب
شاهنامه براي دبيرستانها » منتشر كند. |
|
سخنان قزويني فروغي از زمانيكه به عنوان رئيس
انجمن آثار ملي در سال 1304 شمسي ورقه «استمداد
انجمن آثار ملي براي بناي مقبره فردوسي»
را انتشار داد و از آن پس مرتباُ خطابهها
ايراد كرد و مقالات نوشت ديگران را هم به
شركت درين خدمت و وظيفه ملي برميانگيخت.
از جمله ميرزا محمد خان قزويني را كه در
اروپا مقيم بود به اهتمام در نشر تحقيقات
علمي مربوط به فردوسي دعوت كرده بود.
همچنانكه سيد حسن تقي زاده هم مصرانه
قزويني را بدين همكاري تشجيع ميكرد. نامههائي
كه قزويني به تقي زاده درين موضوع نوشته
است گواهي است صادق. قزويني در يكي از نامههاي
خود مينويسد: «اما علت اينكه نتوانستم،
نه اين است كه كاري ديگر داشتم، يا اين
موضوع براي من دلكش نبود. خير از همان وقتي
كه مرقومه سركار عالي و آقاي ذكاءالملك در
خصوص اين خواهش به دست بنده رسيد بنده جميع
كارهائي را كه به دست داشتم يك قلم كنار
گذاشتم و با خود عهد والتزام كردم كه تا
درين موضوع چيزي ننويسم به هيچ كار ديگري
مشغول نشوم. زيرا كه هر ايراني در هر طبقه و
درجهاي كه باشد نسبت به حال خود، مقدار
عظيمي از مليت خود را مديون فردوسي است.
اين از بديهيات اوليه است و تكليف وجداني
هر ايراني است كه از هر راهي و به هر وسيلهاي
كه ميتواند لساناُ يا قلماُ يا مالاُ و
مجاهدهُ يا باي نحو از انحا ديگر كمكي براي
ساختن مقبره فردوسي و اعلا ذكر او و نشر
مناقب و محامد او تخليد نام متبرك او
بنمايد». گرچه قزويني در ان وقت نتوانست كه
دعوت فروغي و تقي زاده را اجابت كند و در
باب شاهنامه مطلبي عرضه كند مقدمه قديم
شاهنامهاي را كه او از چند سال پيش به طور
عالمانه تصحيح كرده بود عباس اقبال
آشتياني ضمن جلد دوم بيست مقاله قزويني در
سال 1313 به يادگار جشن هزاره فردوسي به چاپ
رسانيد. |
|||
|
نمونهاي از مجالس چاپ تبريز 1316 ق. |
|
تتبعات ديگران اينك كه يادي از تتبعات مهم مربوط به احوال فردوسي به ميان آمد بايد گفت كه انتشار عدهاي از اين تتبعات عالمانه كه گوياي اشكالات متن موجود بوده وتحقيقات علمي كه گوياي اشكالات متن رايج و موجود بود بالمآل موجب توجه اصحاب ادب به تهيه متن انتقادي شاهنامه شدو بتدريج عدهاي را بر اين فكر متوجه ساخت كه بايد نسخ قديم را شناخت و متن را از الحاقات و تحريفات بسياري كه در شاهنامه وارد شده است پير است. |
||||
|
بالاخره اقدم و اهم تحقيقاتي كه به
زبان فارسي صورت طبع پذيرفته است سلسله
مقالاتي است از سيد حسن تقيزاده كه با
امضاي مستعار «محصل» نخستين بار در مجله
كاوه در سالهاي 1920 و 1921 به چاپ رسيد و بعداُ
هم دوبار تجديد چاپ شد. در زبان فرانسه رساله ممتع هانري
ماسه از آثاري است كه معرف خوبي از شاهنامه
و فردوسي واقع شد. همچنانكه رساله ا.
استاريكف در زبان روسي و نوشتههاي محمود
شيراني در زبان اردو و دهها رساله تحقيقي
ازين دست در زبانهاي ديگر. البته در سالهاي اخير هم آثار منفرد
متعددي به وسيله ادبا و فضلاي ايران در باب
فردوسي و شاهنامه و در موضوعهايي از قبيل
زنان شاهنامه، دستور شاهنامه به طبع رسيده
است كه نام اكثر آنها را در «كتابشناسي
فردوسي»(1) از انتشارات «انجمن آثار ملي»
ميتوان ديد، مانند كتابها و سلسله مقالات
رايجتر و شناختهشدهتر مربوط به احوال و
تحليل افكار شاعر كه بوسيله دانشمندان در
گذشته ملكالشعراي بهار، ابراهيم پور
داود، دكتر رضازاده شفق، بديعالزمان
فروزانفر، سعيد نفيسي، عبدالحسين نوشين و
نيز به همت مجتبي مينوي، پرفسور فضلالله
رضا، نصرالله فلسفي، محمد محيط طباطبائي،
دكتر ذبيحالله صفا، دكتر پرويز ناتل
خانلري، شاهرخ مسكوب، دكتر عبدالحسين زرينكوب،
دكتر محمد علي اسلامي ندوشن، دكتر علامحسين
يوسفي و دكتر محمود شفيعي و ديگران كه از
دانشمندان معاصرند انتشار يافته است. «انجمن آثار ملي » مؤسسهاي است كه
نسبت به قدرداني از فردوسي كوششهاي زياد
كرده و حتي علامت رسمي خود را شكل مقبره آن
شاعر قرار داده است. *** بازگرديم به چاپهاي شاهنامه: با
انتشار شاهنامه بروخيم بيش از بيست سال، آن
چاپ مرجع اغلب تحقيقاتي بود كه در ايران و
حتي در ممالك خارج ميشد. پس از آن دكتر
محمد دبير سياقي در سال 1335 با انتشار
شاهنامهاي در شش جلد (عيناُ از روي چاپ
ترنر ماكان) اهتمام كرد و در 1344 تجديد طبعي
هم از آن منتشر شد. او بعدها، براي نخستين
بار كشفالابياتي از شاهنامه بر اساس چاپ
خود تهيه كرد كه براي پيدا كردن بيتها در
تحقيقات فايده بخش است. بالاخره يكي از
اقدامهاي مفيد كه در راه چاپ شاهنامه در
ايران صورت گرفت تجديد طبع عكسي طبع مهل به
قطع جيبي است (دوبار). چاپ شوروي تلاش و كوشش در طريق بوجود آوردن
متن صحيح شاهنامه از آرزوهاي دور و دراز
محققاني است كه ادبيات فارسي زمينه كار
علمي آنهاست. به همين لحاظ مؤسسه شرقشناسي
آكادمي علوم اتحاد شوروي نخستين مجمعي است
كه تهيه متن شاهنامه بر اساس نسخههاي
معتبر را با اتخاذ روش واحد و بطور كار دستهجمعي
يعني بوسله هيأتي از محققان خود آغاز كرد.
نخستين جلد از اين تصحيح كه چند سال مدت
گرفته بود در سال 1960 در سلسله آثار ادبي ملل
خاور در مسكو پخش شد. در تهيه اين متن آندره
برتلس، گوزليان، اسميرا نوا، عبدالحسين
نوشين، محمد نوري عثمانوف، طاهر جانف، رستم
علييف كار كردند. اين متن نخستين چاپي است
كه مبتني بر نسخه قديمي مورخ 675 موجود در
موزه بريتانيا تهيه شده است. محققان شوروي
چند نسخه ديگر را هم در مقابله مورد نظر
قرار دادهاند. محمد نوري عثمانوف و رستم
علييف كه از تهيه كنندگان آن متن بودند
مشتركاُ طبع ديگري را به عنوان «متن
انتقادي و علمي شاهنامه فردوسي از روي
قديميترين نسخههاي خطي موجود در جهان»
در سال 1351 در تهران بوسيله كتابخانه پهلوي
آغاز كردند كه تا كنون دو مجلد آن انتشار
يافته است. در سال 1350، به مناسبت جشنهاي دو
هزار و پانصد ساله بنياد شاهنشاهي ايران دو
شاهنامه مصور يكي قديمي و ديگري تازه
پرداخته به قطع رحلي در دسترس قرار گرفت و
شهرت يافت. اولي چاپ عكسي بسيار هنرمندانه
از نسخه نفيس و ممتاز مشهور به بايسنغري است
كه اصل آن نسخه عالي كمنظير از شاهكارهاي
هنر تذهيب و تجليد و تصوير و خطاطي مكتب
هرات است و پيش از اين يادي از آن به ميان
آمد. دومي، چاپي است از شاهنامهاي كه
به سرمايه مؤسسه انتشارات اميركبير با توجه
به بازسازي هنرهاي قديمي از قبيل تشعير و
تحرير و تذهيب و مجلسسازي و خطاطي و جدولبندي
و طلا اندازي به خط جواد شزيفي و نقاشيهاي
سياه سفيد علياصغر معصومي و مينياتورهاي
محمد بهرامي و تشعير و تذهيب حسين اسلاميان
و بالاخره تصحيح و مقابله متن به وسيله دكتر
محمد جعفر محجوب به وجود آورده شده است. *** |
| 162_40_1 | ||
|
نمونهاي از فرهنگ شاهنامه تأليف ف. ولف چاپ 1933 |
نمونهاي از چاپ بروخيم (تهران، 1313) |
نمونهاي از تصوير رستم و سهراب چاپ 1814 |
|
بنياد شاهنامه مهمترين و آخرين اقدامي كه براي
داشتن يك شاهنامه صحيح و قابل اعتماد،بدان
حد كه نزديك به گفتار سراينده آن باشد
بوسيله دولت ايران شده است تأسيس بنياد
شاهنامه فردوسي است. بنياد شاهنامه از طرف
وزارت فرهنگ و هنر ايران در سال 1351 ايجاد شد
و مجتبي مينوي به مديريت علمي آن انتخاب شد.
اينك مينوي با شانزده همكار خود به جمعآوري
نسخههاي مختلف پرداخته و بر طبق اصول
تصحيح انتقادي متن به تهيه متن آغاز كرده
است و در سال 1352 براي نشان دادن نحوه كاري كه
انجام ميدهند داستان رستم و سهراب را
نمونهوار منتشر كردند و چون اين كار در
نهايت اهميت و توجه بود مورد معرفي و بحث
عدهاي از فضلا قرا رگرفت.*
پس با اين كوششي كه به وسيله عدهاي
از فضلاي كنوني بر اساس اتخاذ رويهاي علمي
ميشود بايد اميد داشت كه چاپ كامل و قابل
اعتمادي از شاهنامه تا چندي ديگر منتشر شود
و افكار عالي و ابيات بلند فردوسي بيش از
پيش رواج يابد. *** روايات ديگر همانطور كه گفته شد شاهنامه پس از
سرودن، به وسيله خواندن و شنيدن و كشيدن نقش
مجالس آن بر سر در حمام و دروازه رواج يافت و
به صور مختلف منتشر شد و بجز چاپهاي دوره
كامل آن كه به چهل بار ميرسد منتخبات
گزيدههاي متعددي از آن، خواه به طور مستقل
و خواه در كتابهاي درسي و محموعهها، خواه
در ايران و خواه در كشورهاي ديگر، به چاپ
رسيده است. بايد گفت كه تهيه روايت منثور
شاهنامه و آثاري ديگر بر اساس حماسه ما از
ابتكارات معاصران نيست. قدما نيز بدين امر
توجه داشتهاند كما اينكه توكل بيك فرزند
تولك 1063 آن را به نام«تاريخ دلگشاي شمشير
خاني» بصورت منثور درآورد و «شاهنامه
بختاور خاني» هم نمونهاي است از تلخيص
شاهنامه به توسط بهادر علي فرزند اللهوردي
خان عالمگر شاهي در قرن يازدهم هجري. از
همين نوعهاست كاري كه ابوالفضل يوسف بن
علي مستوفي به نام «خردنامه» عرضه كرده و
عبدالعلي اديب برومند آن را به چاپ رسانيده
است. *** ترجمهها مردم غيرفارسي زبان جهان به
استثناي عدهاي از خاورشناسان حماسه قومي
و ملي ما را از راه ترجمههايي كه از اين
شاهكار شعري شده است شناختهاند. آوازه
فردوسي از شهر طوس با كوششهاي كساني كه
شاهنامه را طي چند قرن به زبانهاي ديگر نقل
كردهاند به سرزمينهاي آسيائي و كشورهاي
اروپائي و امريكائي گسترده
شد. در مدت هزار سال از پي افكندن كاخ
شاهنامه ميگذرد، اين اثر به بيست و شش
زبان مهم جهان ترجمه شده است. بعضي ازين
ترجمههاي كامل يا ناقص يا مختصر شده از
زبان اصلي شاهنامه به زبان ديگر درآمده و
بعضي از روي زباني ديگر مثل نقل شاعرانه
ماتيور آرنلد. زبانهائي كه ترجمهاي از شاهنامه
را در اختيار دارند عبارت است از آلماني،
اردو، ارمني، انگليسي، ازبكي، اوكراني،
ايتاليائي، بنگالي، پشتو، تركي، چك،
دانماركي، روسي، ژاپوني، سربي، سوئدي،
عبري، عربي، فرانسوي، كردي، گجراتي،
لاتيني، لهستاني، مجاري، هندي. |
|
صفحه اول چاپ تبريز در 1316 ق. |
صفحه عنوان شاهنامه چاپ مولرس. |
صفحه عنوان چاپ تبريز ماكان. |
صفحه عنوان شاهنامه چاپ موهل. |
صفحه آخر چاپ 1276. |
صفحه عنوان قصه سياوش در چاپ زبان آلماني. |
صفحه عنوان چاپ 1275 بمبئي. |
|
صفحه آخر نسخه مورخ 675. تا آنجا كه اطلاع داريم اولين ترجمهاي
كه از شاهنامه شد حدود دويست سال پس از
تأسيس آن كتاب بود و آن به زبان عربي است.
اين ترجمه مخلص، اكنون موجودست و چاپ هم شده
است. مترجم آن فتح بن علي بنداري است. او
ميان سالهاي 620 و 624 هجري چنين خدمت ارزشمند
و گرانسنگي را در باب شاهنامه انجام داد و
حماسه ملي ايرانيان را به اعراب شناساند.
دومين ترجمه از حيث قدمت، ترجمه تركي است.
ترجمههاي شاهنامه در زبانهاي اروپائي بيش
از ترجمههائي است كه در زبانهاي آسيائي
انتشار يافته است. *
|
|
انتشار چاپها و ترجمههاي متعدد از شاهنامه و نيز كتبي كه در توصيف و تحليل آن نوشته شده و تأليفاتي كه در احوال فردوسي به وجود آمده است و همچنين كنگرهاي كه به مناسبت هزارمين سال ولادت شاعر با اشتراك عدهاي از مستشرقين مشهور در سال 1313 در تهران و طوس تشكيل شد و در همان هنگام هم ساختمان مقبره او از طرف رضاشاه كبير افتتاح شد (به همان مناسبت جلسات و مراسم متعددي در كشورهاي جهان برگزار شد). و بالاخره جلسات سخنراني و بحث درباره شاهنامه فردوسي كه از چند سال پيش به اهتمام وزارت فرهنگ و هنر در تهران و به نام «هفته فردوسي» توسط دانشگاه فردوسي در مشهد تشكيل ميشود و نيز مجلس شاهنامه فردوس در «هفته ايران باستان» كه به وسيله انجمن ايران باستان در سال 1348 منعقد شد، و منظومههايي كه عدهاي از شاعران معاصر در تجليل فردوسي سرودهاند و تجديد بناي مقبره فردوسي به اهتمام انجمن آثار ملي كه شاهنشاه آري مهر در سال 1347 افتتاح فرمودند و تأسيس بنياد شاهنامه فردوسي براي تنقيح و تهيه متن صحيح شاهنامه، و بالاخره اقدام به برپا كردن جشنواره طوس همه راههايي بوده است براس شناخت بيشتر شاهنامه و نشر عامتر و دلپذيرتر آن. *** |
||||
صفحه اول قانون ابنسينا چاپ رم 1593 |
صفحهاي از ترجمه ايتاليائي شاهنامه با تصاويري كه از چاپهاي سنگي در آن چاپ شده است. |
|
تاكنون بيش از پانصد مقاله و كتاب
به زبان فارسي، و همين مقدارها به ربانهاي
خارجي در موضوع شاهنامه و فردوسي منتشر شده
است. ولي هميشه شاهنامه محتاج پژوهشها و
شناختهاي تازهتر است. شاهنامه يكي از
قلههاي مرتفعي است، كه همانندش در ادبيات
جهان بسيار متعدد نيست. ناچار راه بردن بر
فراز و هواي چنين ستيغ عرش گذر دشوار است. شاهنامه همان است كه فردوسي خود
گفته:
پاورقيها: 1-
تجديد
طبع اين كتاب با تجديد نظر وسيع و اساسي در
تيرماه امسال انتشار مييابد. *
در فيلم سخناني هم از مجتبي مينوي در
باب نحوه تصحيح شاهنامه آمده است. *
اين متن براي تهيه فيلم توسط سازمان
راديو تلويزيون ملي ايران به منظور ارائه
در جشن طوس نوشته شده است و اينك با اجازه و
تشكر از آن سازمان و به قصد نشر عام و اطلاع
عموم از كوششي كه سازمان مذكور در تهيه فيلم
متحمل شدهاند به چاپ ميرسد. *
در فيلم سخناني از مجتبي مينوي در باب
نحوه تصحيح شاهنامه هست كه اين متن فاقد آن
است. |