|
|
||
|
گلشني، عبدالكريم. ”نوروز و نوسال در گيلان“. دوره 14، شماره 162 (فروردين 55): 2 – 4. |
||
|
|
||
|
خلاصه: معرفي ”الكساندر خوتسكو - Alexander Choodzko“ ايران شناس روسي و كتاب او تحت عنوان Specimens of the Popular Poetry of Persiaكه در آن نوروزي يا نوروزخاني گيلان جمع آوري شده – نكاتي كه در مطالعه و بررسي نوروزيها بايد مورد توجه قرار گيرند به اضافه چند بيتي از يك نوروزي كه خواندن آن در روستاهاي بين رشت و كوچصفهان مرسوم است. |
|
|
|
نوروز و
نوسال در گيلان دكتر عبالكريم گلشني استاد دانشگاه پهلوي، شيراز «نوروزي» يا «نوروزي خواني» در
گيلان نخستينبار در يكصدوسيو پنجسال
پيش توسط الكساندر خوتسكو Alexander Choodzko ايرانشناس
روسي گردآوري شده است. خوتسكو كه مدت يازده سال در ايران و
از جمله در ايالات شمالي ايران اقامت
داشت، مطالعات ارزندهيي در زمينههاي
زبانشناسي ايران و بخصوص گويشهاي گيلكي،
طالشي و مازندراني انجام داد. حاصل اين
تحقيقات كتابي است پر حجم تحت عنوان Specimens of the
Popular Poetry of Persia كه بسال 1842 ميلادي در لندن بطبع
رسيد. اين كتاب شامل اطلاعات كلي دربارهي
صفحات شمالي ايران و مردم آن مرز و بوم و
حوزهي رواج گيلكي و مباحث عمومي پيرامون
لهجههاي سواحل جنوبي درياي خزر و متن
اشعار محلي و داستانهايي به اين گويشهاست. تصنيفهاي گيلكي از صفحه 525 تا555 (همراه
با فهرست واژهها و معني لغات)، ترانههاي
طالشي از صفحه 556 تا 567 (متن ترانه با
توضيحات لغوي) و اشعار مازندراني از صفحه
568 تا 581 (متن اشعار با ملاحظات و توضيحاتي
از لهجههاي مازندراني) كتاب درج شده است.(1) يكي از تصنيفهاي «نوروزي» كتاب
خوتسكو را آقاي يحيي ذكاء در سال 1337 شمسي
در مجله موسيقي آورده است.(2) كتاب خوتسكو
بعداُ مورد استفاده ايرانشناسان، بخصوص
يكي از هموطنان زبانشناس وي بنام I.N.Beresine
،
استاد دانشگاه غازان، قرار گرفت. برزين در
فاصله سالهاي 45-1842، به مدت سه سال، در
ايران اقامت داشت و درباره لهجههاي
سواحل جنوبي خزر شخصاُ مطالعه و تحقيق
نمود. وي نخستين كسي است كه براي «گيلگي»
دستور و قواعد زبان نوشته است.(3) كتاب
برزين در سه بخش زير عنوان Recherches
sur Ies Dialectes Persans بسال
1853 ميلادي در شهر غازان انتشار يافت. مؤلف در بخش دوم كتاب، چند ترانه
محلي طالشي (ص38 تا46) و تعدادي ترجمهي
تصنيف گيلكي (ص47 تا57) را هم به نقل از كتاب
خوتسكو آورده است.(4) با وجود تحولات اجتماعي اين عصر و
تأثير تكنولوژي در زندگي مردم شهر وروستا
خوشبختانه هنوز هم در گوشه و كنار گيلان
زمين «نوروزي» خوانها با نغمهها و
تصنيفهاي دلنشين خود چند هفته قبل از
موسم بهار مژده طليعهي نوروز، اين جشن
كهن و ملي، را به «گيله مردان» ميدهند. اين
ترانهها معمولاُ توسط دو يا چند تن از
جوانان در كوچهها و
محلات شهر و يا در كنار خانههاي روستائي
اجرا ميشود. الكساندر خوتسكو، در كتاب
خود، به اين موضوع اشاره ميكند كه: «در
ايران كنوني بچهها آواز «نوروزيه» را در
جلوي خانهها براي تبريك سال نو
ميخوانند».(5) براي مطالعه وبررسي اين نوروزيها
توجه به نكات زير شايد ضرورت داشته باشد. 1- اشعار
«نوروز و نوسال» در گيلان اكثراُ بطور
ملمع فارسي-گيلكي گفته شدهاند. 2- بيشتر
كلمات و واژهها و حتي ترجيعبندهاي
نوروزي به فارسي است. 3- اين
نغمهها كه با آهنگ خاص نوروزي(6)، گاهي به
شكل ترانه و گاه
بصورت گوشههايي از آواز يا دستگاه موسيقي(7)اجرا
ميشوند، در سراسر خطهي گيلان تقريباُ
يكنواخت و همآهنگ بنظر ميرسند. 4- نوعي
از عناصر مقدس ملي و باستاني ايران مانند
نور، مهر، خاك، زمين، باد، مظاهر طبيعت و
غيره با پارهيي از مسائل اعتقادي
شيعه مانند توجه امامان، آميختگي خاص پيدا
كرده است. 5- آداب
و سنتي كه در گذشته رواج داشت و اكنون
كمتر بچشم ميخورد يا به كلي از بين
رفته است مانند عيدي دادن نارنج يا
شكوفهي (بهار) نارنج در مراسم نوروز.(8) 6- با
توجه به تأخير نفوذ مذهبي سياسي تازيان در
سرزمين گيلان و قبول اسلام مردم اين ناحيه
بدعوت داعيان علوي، انديشه و
فكر خالي از تعصب مذهبي گيلاني را ميتوان
در اين اشعار ملاحظه نمود. 7- بر
طبق پارهيي از اخبار و روايات شيعه،«نوروز»
عجم مقارن با حدوث بعضي وقايع مبارك
اسلامي و ايام مسعود مذهبي است كه بعدها جزء اعياد ديني
شيعيان بشمار آمدند. مانند تقارن نوروز (النيروز)
با مبعث پيامبر اسلام(ص)(9) و واقعه غدير خم
در سال دهم هجري(10) از اينرو، ك مجال بحث
بيشتر در اينجا جايز نيست، شيعه به نوروز
جنبههاي تقدس ميدهد و حتي از قول ائمه(ع)
اخباري در بزرگداشت نوروز و انجام اعمال
مخصوص اين روز روايت شده است.(11) بنظر
نگارنده جمعآوري و بررسي اين «نوروزي»ها
از جهات مختلف ملي، مذهبي، اجتماعي و غيره
نه تنها فرهنگ فولكلوريك گيلان را غنيتر خواهد
ساخت بلكه در روشن نمودن بعضي از ويژگيهاي
جامعه گيلك در دورههاي پيشين نيز، مؤثر
خواهد بود. براي انجام اين مقصود نميتوان
از همكاري مستمر افراد مطلع و علاقمند
گيلان و همچنين مؤسسات علمي مربوط به
مطالعات فرهنگي و اجتماعي كشور بينياز
بود. در
خاتمه چند بيت از يك «نوروزي» را كه تا
همين چهد سال پيش در روستاهاي بين رشت و
كوچصفهان (جعفرآباد، عليسرا، شكارسرا، گورابسرا،
ميشاوندان، خوناچاه، فشكهچاه، پركاده،
دافچاه و ….) خوانده ميشد در اينجا نقل ميكنيم(12):
پاورقيها: 1- W. Geiger, “Die Kaspischen Dialekte,” Grundriss der Iranischen Philologie, hrsg. Von W.Gei ger -und E.Kuhn, Bd. 1, Abt. 2 Strassburg 1898-1901, s. 345. 2-
يحيي ذكاء «يك تصنيف صد و بيست سالهي
گيلكي»، مجله موسيقي، دوره سوم (خرداد
ماه، 1337)، شماره 22، ص68. 3-
محسن ابوالقاسمي، «زبان گيلكي» (نقد كتاب Gilyanskij
Yazyk از چند مؤلف
روسي، زير نظر و.س. راستارگويوا، مسكو
1971)، سخن، دوره بيست و يكم (ديماه 1350)،
شماره6، ص671.
4
– W. Geiger, ibid
5 - A. Chodzko, Specimens of
the Popular
Poetry of persia, (London, 1842), p.867. (بنقل
از كتاب مطالعاتي دربارهي ساسانيان،
تأليف كنستانتين اينوسترانتسف، ترجمهي
كاظم كاظم زاده، تهران، ترجمه و نشر كتاب،
1348، صفحه 193). 1-
اينوسترانتسف،
همانجا، ص116. 2-
عزيز شعباني،
اصول نظري موسيقي ايران (شناسائي موسيقي
ايران، جلد سوم) شيراز، 1352، ص78. 8- A. Chodzko,
ibid., 469, note.
(بنقل
از مطالعاتي دربارهي ساسانيان، همو، ص187)
در متن «نوروزي» خوتسكو، مندرج در مجله
موسيقي مذكور، اين مطلب كاملاُ بچشم
ميخورد. 9-
محمد باقر مجلسي، بحارالانوار ….، باب «يوم
النيروز و تعيينه» (چاپ جديد)، ج59، ص120. 10-
محمد باقر مجلسي، همانجا، ص119 (جلالالدين
همائي، تاريخ ادبيات ايران، ج2، ص372: «مطابق
مأخذ معتبر اين عقيده بياساس نيست»). 11-
محمد باقر مجلسي، همانجا، ص116 و 120-119. 12- راوي شعر بانو فكوري 48 ساله اهل روستاي جعفرآباد رشت. |
||||||||||||||||||||||||||||||