فقيري، ابوالقاسم. "مراسم عروسي در شيراز". دوره 14، ش 162 (فروردين 55): 76-80.

 

خلاصه: مراسم عروسي شيرازيها: دلاله‌گي، بله‌برون، عقدكنون، دست بوسون، عروسي ـ معتقادات مردم شيراز درباره عقد وعروسي.

مراسم عروسي در شيراز

 

-     ابوالقاسم فقيري-              

از پژوهشهاي فرهنگ عامه اداره كل فرهنگ و هنر فارس

 

1-   مراسم عروسي در شيراز

مراسم عروسي در شيراز به نوبه خود جالب و شنيدني است. معمولاً جواني كه سن ازدواج رسيده و قصد ازدواج داشته    

 باشد، موضوع را با خانواده خود در ميان مينهد. در اينجا خانواده داماد يا دختر معيني را در نظر دارند كه كارشان تا اندازه‌اي ساده است. در غير اينصورت كفش و كلاه مي‌كنند باين خانه و آن خانه به «دلاله‌گي» كه همان خواستگاري باشد ميروند. بعضي اوقات هم دلاله‌زنها اينكار را مي‌كنند(1).

 

«دلاله‌گي»

            مادر و خواهر داماد و چند نفر از نزديكانش به خانه‌اي كه دختر دارند ميروند. خانواده دختر در صورتيكه موافق باشند علاوه بر چاي و شربت هم براي آنها ميآورند. در صورتيكه خانواده دختر تنها به چاي اكتفا كردند و شربت نياوردند، اين نشانه آنست كه باين وصلت رضا نيستند. موضوع منتفي شده، اين عده بلند شده و به خانه ديگري ميروند.

            بد نيست بدانيد كه در قديم مراسمي انجام ميشده كه اكنون تقريباً فراموش شده است از آنجمله مادر داماد سيني بزرگي پر از سبزي را جلوي دختر گذاشته و از او مي‌خواست كه سبزي را پاك كند و چنين عقيده داشتند كه اگر دختر تمام سبزي را پاك كرد صبر و حوصله شوهرداري را دارد، و گرنه او را شايسته شوهرداري نمي‌دانستند ديگر آنكه به طريقي او را بحرف وامي‌داشتند تا ببينند درست حرف مي‌زند يا نه؟ و همچنين او را مي‌بوسيدند تا بفهمند دهنش بو مي‌دند يا نه؟

            اين مراسم كه برايمان اكنون غريبه مي‌نمايد در زمان خود امري بسيار جدي بحساب ميآمده است. بهرحال در صورت موافقت هر دو خانواده، طي جلسه ديگري باز هم زنهاي خانواده داماد ميآيند كه عروس را ببينند در يكي از همين ديدارهاست كه داماد را هم با خود ميآورند كه عروس خانم را ببيند.

            خانواده عروس حتماً درباره داماد و خانواده‌اش تحقيق ميكنند همچنين روزي خانواده عروس سرنزده بخانه داماد ميروند كه دم و دستگاه داماد را ببينند. بدنبال آن مراسم بله‌برون انجام مي‌شود.

 

بله‌برون

            عده‌اي از بزرگترهاي دو خانواده در منزل عروس دور هم جمع شده درباره مهريه – پول حمام – لباس و ساير چيزهاي ضروري صحبت ميكنند و اگر طرفين شرايطي داشته باشند در همين مجلس مطرح ميكنند. تا سرانجام طرفين به توافق برسند. بعد يكي آنچه در مجلس بيان شده بروي كاغذ ميآورد كه در اصطلاح مي‌گويند رقعه‌اش را نوشته‌اند. سپس روزي را معين مي كنند باتفاق عروس به بازار وكيل رفته و پارچه‌هاي مورد لزوم را مي‌خرند.

 

رخت برون

            در اين مجلس زنهاي ياران عروس و داماد شركت دارند كه بدانه «سوري» مي‌گويند.

            سوري‌هاي داماد خياطي را همراه ميآورند كه اندازه عروس را بگيرد و پارچه‌هائي را كه قبلاً خريده‌اند في‌المجلس ببرد. پذيرايي از مدعوين بعهده مادر عروس است. ضمناً مادر داماد همراه با پارچه‌ها مقداري نقل و هديه‌اي كه در اصطلاح محل بدان گل «به ضم اول» ميگويند با خود ميآورد. در اين مجلس زنها دايره مي‌زنند و واسونك مي‌خوانند(2).

همه‌تون  گوييد مبارك  قيچي بر  رختش زنيد

خانم عروس روي  تخت دور تختش  گل  زنيد

اين  مغازه رو  بقبله  رخت  رودم  مي‌بريد(3)

من شنيدم    خانم  دوسي يل  مخمل  ميخريد

هر  كه بشه   زن  كاكام   مثل  گل  مي‌بوسمش

يل  مخمل  سر ميخه  من  خودم   ميدوزمش

باغ  نو  پرغنچه  بود  و زن  كاكام   بچه  بود

رخت  كاكام  رو  سرم  بود تا كنار  باغ  نو

 

عقدكنون

            براي عقد و عروسي در تمام فارس ساعت خوب ميكنند «يعني ساعتي را انتخاب مي‌كنند كه بنا به عقايد قديم سعد باشد» در شيراز هم چنين است. دو نوبت عقد ميگيرند يكي عقد مخفي است كه تنها عده‌اي از نزديكان عروس و داماد شركت دارند، كه معمولاً خطبه عقد هم در همين مجلس خوانده ميشود. و ديگري مجلس عقد كه همه دوست و آشنايان دو خانواده در آن شركت مي‌كنند. روز عقد خانواده داماد همه چيز بخانه عروس ميبرد غير از ذغال و تنباكو و معتقدند كه تنباكو تلخي همراه دارد و ذغال سياهي.

            ناهار روز عقد بعهده پدر عروس است ولي شب عقدكنان مادر داماد موظف است شام مفصلي تهيه ديده براي عروس بفرستد كه در اصطلاح محل بدان شام پس عقد مي‌گويند.

            حالا كمي هم از معتقدات مردم شيراز درباره عقد بخوانيد:

1-   در موقع عقدكنان بايد دخترها از اطاقي كه خطبه عقد در آن خوانده ميشود بيرون بروند كه بختشان بسته نشود.

2-   اطاقي كه عروس را در آن عقد ميكنند بايد زيرش پر باشد «يعني زيرزمين زيرش نباشد».

3-   در موقع عقد در هاوني عنبربو را كوبيده و مي‌گويند: عروس عنبربو- دوماد گربه.

4-   هنگام عقد چون عروس را از سر جانماز بلند كردند بايد پسري جاي او بنشيند تا عروس شكم اول پسر بزايد.

5-   جانماز عروس را بايد زني كه بخوش‌شانسي معروف باشد پهن كند همچنين سائسدن قند روي سر عروس را. ضمناً از

 همين قند مادر عروس دواي آرد و روغن(4) درست كرده بعد از عروسي بخانه دامادش مي‌فرستد.

6-   نان و پنير و سبزي و گردوئي را كه در هنگام عقد به ياران عروس و داماد ميدهند بايد عروس دستش را روي آن 

 بگذارد تا هركس از آن بخورد دندان درد نگيرد.

7-   در موقع عقد چراغي كه با عسل و روغن ميسوزد تهيه كرده و آن را روشن ميكنند تا عروس و داماد چون عسل و

 روغن در هم بجوشند.

8-   در موقع عقد ماست و تربت درست ميكنند چون عروس بله گفت با انگشت كوچكش از آن ميخورد سپس نوبت به

 داماد و سايرين ميرسد كه از ماست و تربت بخورند.

9-   بندي كه از ابريشم سبز تهيه شده در موقع عقد در گردن عروس مي‌اندازند تا عروس هميشه سبز بخت باشد.

 

دست بوسون

            معمول است كه داماد با يكي دو نفر از نزديكانش به خانه مادر زن ميرود و دست او را مي‌بوسد، و مادر زن هم روي او را همچنين مادر زن موظف است هديه‌اي به دامادش بدهد.

 

عروسي

            روز قبل از عروسي حجله مي‌بندند و برنج پاك ميكنند، كه اين مراسم با شادي و شعف و خواندن واسونك همراه است.

عروس ما  بچه ساله  سرشب  خوابش مياد

اين برنجهاي  چهل مني و چهل و چار  آبش مياد

چه خوشه بلبل بخونه تا  ببنديم  حجله  را

چه خوشه فصل بهار و چه خوشه عيش برار«برادر»

آتيش  بنداز  تو سماور  تا چاهي ميل  بكنيم

آمديم  حجله   ببنديم  نيامديم   سيل    بكنيم

            براي آوردن عروس عده‌اي به خانه عروس ميروند در اين مجلس با شربت و پالوده از سوري‌ها پذيرايي مي‌شود رسم است كه ياران داماد چيزي را مي‌دزدند، اين چيز دزديده شده ممكن است ليوان، قاشق، يا استكان باشد.

            معتقدند اين كار سبب خواهد شد كه داماد زودتر موفق به انجام وظيفه مخصوصش گردد. چون خواستند عروس را ببرند پدر عروس تا قباله عروس را از ياران داماد نگيرد اجازه بردن عروس را نمي‌دهد.

            در همين مجلس ميخوانند:

اذني از  آقاش   بگيرين   تا  بريم  دست  خدا

اي خدا واي  الله  چقدر وايسيم  سرپا

گل بدست دستمال بدست و شاد و خرم اومديم

اومديم و اومديم  ميگوئيد  دير  اومديد

            اين واسونك را هم ياران عروس مي‌خوانند:

گل مياد خونه شما مث  گل نگهداريش كنيد

يك اطاق خالي كنيد و فرش گلكاري كنيد

            زير بغل عروس را خواهران داماد ميگيرند و آينه سنگي بزرگي جلو رويش گرفته بطرف خانه داماد راه ميافتند اهالي محل روي سر آنها گلاب مي‌پاشند. نرسيده به خانه داماد، داماد به پيشواز عروس ميآيد و عروس را با خود به خانه مي‌برد. در حجله، بزرگتر خانواده دست عروس و داماد را بهم ميدهد، بايد دست داماد روي دست عروس قرار بگيرد، تا براي هميشه داماد بر عروس مسلط باشد. خانواده عروس هم همين را مي‌خواهند چه بسا مابين دو خانواده بر ير همين موضوع جر و مرافعه مي شود. در حجله انگشتهاي كوچك عروس و داماد را با گلاب مي‌شويند. و عروس و داماد سكه‌هائي را كه قبلاً در دست گرفته‌اند در ظرفي كه زير دستشان گرفته‌اند مي‌اندازند، اين گلاب را معمولاً پاي درخت سبزي ميريزند.

            داماد در حجله هديه‌اي بنام «روگشا» به عروس ميدهد. در حجله بسر عروس و داماد پول و نقل ميريزند.

            صبح عروسي چون داماد موفق شده باشد بعنوان پيروزي زنها كل ميزنند. آنگاه داماد به ديدن مادر زنش ميرود ضمن بوسيدن دست او مادر عروس را با خود به خانه‌اش ميآورد.

            هدايائي را كه براي عروس و داماد ميآورند صبح عروسي به همه نشان مي‌دهند در شيراز به اين هدايا «گل» ميگويند. همچنين جهاز عروس را كه بايد حتماً همه ببينند.

            اين هم معتقدات مردم شيراز درباره عروس:

            اگر عروس ته ديگ دوست داشته باشد، شب عروسي باران ميبارد.

            چون عروس در شب عروسي برقصد نان ارزان خواهد شد.

            اگر آيينه عروس بشكند عروس بدبخت خواهد شد.

            اگر عروس را عقد كنند ولي عروسي نكنند معتقدند كه يكي از اقوام عروس و داماد مي‌ميرد در اصطلاح ميگويند شكار كرده است.

            در موقعي كه دو نفر تازه عروسي كرده باشند و يكي از اقوام آنها بميرد ميگويند عروس بد قدم بوده است. صبح عروسي آب چله عروس را مي‌زنند(5).

           

پاگشا

            هفته‌اي بعد از عروسي در شيراز رسم است كه پدر عروس داماد و يارانش را به شام يا ناهاري دعوت ميكند كه بدين مراسم پاگشا مي‌گويند. بعد از پدر عروس نوبت به ديگران ميرسد. در پايان بد نيست اين نكته را هم بخوانيد چون جواني دختر را نامزد كرد رسم است كه از آن به بعد در هر عيدي مخصوصاً عيد قربان و عيد نوروز براي نامزدش مي‌بايستي عيدي بفرستد، كه عيدي‌ها را در خوانچه گذاشته به خانه عروس مي‌برند. در مقابل هنگاميكه دختر به خانه شوهر رفت مادر عروس بايد همين كار را انجام دهد مخصوصاُ در عيد فطر. در ماه رمضان هم بايد مادر عروس يك افطاري كامل كه بدان روز و الوان مي‌گويند براي دامادش بفرستد.

 

پاورقي‌ها:

1-دلاله زنهايي هستند كه با گرفتن مبلغي دختر يا جواني را به خانواده‌اي معرفي ميكنند. اخيراً مرسوم شده است كه اين دسته از زنها تعدادي عكس از دختر و جوان‌هاي مورد نظر همراه دارند و به اين و آن نشان ميدهند. بديهي است كه اين عده يد طولاني در تعريف و تمجيد از عروس و دامادهاي آينده دارند.

2-واسونك – ترانه‌هاي ويژه‌ايست كه در مجالس عروسي مي‌خوانند.

3-رود بر وزن دود – فرزند.

4-آرد و روغن دوائي است مخصوص كه مادر عروس درست كرده چند روز بعد از عروسي به خانه دامادش ميفرستد مرسوم است كه مادر داماد دوا را در كاسه‌هاي كوچكي كرده و براي نزديكانش ميفرستد. دواي آرد و روغن مقوي است.

5-در شيرداني يك شانه يك دسته كليد مقداري بوخوش «اسفند» ريخته و سپس مجمعه‌اي روي سر عروس گرفته و حوله بزرگي روي آن پهن ميكنند. سپس بزرگتر خانواده كه معمولاً زني جهان ديده ميباشد، چهل و يك مشت آب روي مجمعه ريخته و چهار قل را مي‌خواند. آب چله عروس را هم براي سلامتي مي‌زنند و هم بخاطر اينكه چله روي عروس نيافتد.

***

            در شيراز عروسي بي‌سر و صدا را نمي‌پسندند از اينجهت اكثريت سعي مي‌كنند كه حتماً در عروسيهايشان مطرب «تئاتر تخته حوضي» داشته باشند. از معروفترين دسته‌هاي شيراز مي‌توان از : دسته رحيم قانوني – دسته سيد رزاق – دسته سيد محمود … دسته آقا بالا – دسته داوود. دسته اصغر ماتيكي شكر و منوچهر را نام برد…. كه از اين دسته‌ها يكي دو دسته اكنون بيشتر باقي نيست.

            روز عروسي هم لوطي‌ها ميآيند كه عده‌اي معتقدند پول دادن به آنها شگون دارد…. از جمله ترانه‌هائيكه لوطي‌ها مي‌خوانند يكي هم اين ترانه است:

            شالا* دوماد خوشش بو «باشد»-ايشاءالا

            جيبش پر پولا بو--    «

            شالا عروس خوشش بو -                «

            شكم اول پسا بو     «شكم اول پسر باشد»          «

            شكم دوم دخا بو    «شكم دوم دختر باشد»        «

 

* شالا : انشاءاله