آريان‌پور، اميراشرف. "هنر ايران در موزه‌هاي فرانكفورت". دوره 14، ش 167 (شهريور 55): 15-2، تصوير.

 

خلاصه: تاريخچه شهر فرانكفورت موقعيت اقتصادي آن ـ معرفي بعضي از موزه‌هاي اين شهر كه آثار هنري ايران درآنها نگهداري ميشود،‌معرفي اشياء‌هنري ايران] از دوران ساساني تا سده 17 ميلادي[ كه دراين موزه‌ها.

هنر ايران در موزه‌هاي فرانكفورت

 

دكتر امير اشرف آريان‌پور

 

            در يكي از روزهاي اواخر سال 793 ميلادي كارل بزرگ (814-742) در شهر ورتسبورگ به كشتي نشست و در محلي پا بخشكي مهاد كه هوائي دلكش و منظره‌اي زيبا داشت. كارل چنان شيفته اين ناحيه شد كه دل از يا و ديرا كند و تا پائيز سال بعد در آنجا ماند.

            اين آبادي «ويلا فرانكونوفرد» (Villa franconofurd) نام داشت و كارل بزرگ در سندي كه در 22 فوريه نوشته شده، از آن نام برده است. به اين ترتيب شهر فرانكفورت حداقل 1182 سال را پشت سر گذاشته است.

            اين شهر در سال 1152 بصورت يكي از شهرهاي درجه اول اروپاي مركزي درآمد، زيرا در آن شال فردريك اول (1190-1122) تاج شاهي را در آنجا بر سر نهاد. اولين بار در سال 1157 از فرانكفورت بعنوان «مركز نمايشگاهها» نامبرده شد. در سده چهاردهم اين شهر مركز نمايشگاههاي اروپا شد و در سال 1891 اولين نمايشگاه جهاني الكترونيك در آنجا برگزار گرديد.

            در سال 1816 فرانكفورت مقر مجلس ملي آلمان شد و پنجاه سال تمام مركز سياست كشور آلمان بود. در ال 1943 شهر مزبور در اثر حملات شديد هوائي متفقين با خاك يكسان شد و دو سال يعد ارتش آمريكا آنجا را اشغال كرد و چيزي نمانده بود كه بعنوان پايتخت آلمان‌غربي انتخاب شود.

            اين شهر در سال 1871، 91 هزار جمعيت داشت. در سال 1900 نفوس آن به دويست و هشتاد و هشت هزار نفر افزايش يافت. در سال 1925 جمعيت فرانكفورت به 468 هزار نفر و در سال 1939 به 554 هزار نفر رسيد. امروز جمعيت اسن شهر 687 هزار نفر است كه بيش از يك ششم آن يعني در حدود 120 هزار نفر خارجي هستند و تعداد زنها در حدود سي هزار نفر بيش از مردان است.

            فرانكفورت از نظر اقتصادي يكي از مهم‌ترين شهرهاي اروپاست. در اين شهر بيش از پانصد هزار نفر كار ميكنند كه در حدود 220 هزار نفر آنها همه روزه از شهرهاي اطراف به فرانكفورت مي‌آيند و عصر به شهرهاي خود برمي‌گردند.

            در فرانكفور ت 48 كنسولگري و 30 نمايندگي بازرگاني وجود دارد.

            اين شهر از بسياري جهات مهمترين شهر آلمان‌غربي است.

            شايد بعتر بود فرانكفورت را شهر گوته مي‌ناميدند، زيرا در هر گوشه و كنار اسن شهر يادگاري از شاعر مشهور آلماني است. گوته در سال 1749 در فرانكفورت زاده شد و در سال 1974 مراسمي بمناسبت دويست و بيست و پنجمين سال تولد او در آلمان و غالب ممالك جهان با شكوه فراوان برگزار گرديد. خانه و موزه گوته در سال 1944 بمباران شد ولي بعد از جنگ آنرا دوباره بصورت اول درآوردند. در سال در حدود يكصد و بيست هزار نفر از خانه و موزه گوته ديدن ميكنند.

            دانشگاه فرانكفورت در سال 1914 تأسيس شد. ابتدا آنرا دانشگاه سلطنتي نام نهادند. در سال 1932 بمناسبت صدمين سال درگذشت گوته، دانشگاه فرانكفورت به اسم «يوهان ولفگانگ گوته» خوانده شد. اين دانشگاه داراي 19 دانشكده، 900 استاد و دانشيار و متجاوز از يازده هزار دانشجو است. تاريخ ايجاد كتابخانه دانشگاه به سال 1529 ميرسد و فعلاً يك ميليون و سيصد هزار جلد كتاب در آنجا وجود دارد و تعداد قابل توجهي از اين كتابها بزبان فارسي است.

            يكي از سمينارهاي مهم دانشگاه فرانكفورت، سمينار خاورشناسي است. اين سمينار در سال 1915 تأسيس شد و هدف از تشكيل آن مطالعه درباره فرهنگ و زبان كشورهاي اسلامي از جمله ايران است. رئيس كرسي خاورشناسي پروفسور دكتر رودلف زلهايم است كه تخصص اصلي او در زمينه زبان و فرهنگ عربي است، اما در مورد ادبيات و فرهنگ ايران نيز صاحب نظر است و تدريس تاريخ ادبيات ايران بعهده اوست.

            پروفسور زلهايم كتابها و مقالات متعددي در زمينه فرهنگ و زبان ايران نوشته و در اغلب سمينارهاي خاورشناسي بين‌المللي، سخنراني كرده و چندين بار به ايران دعوت شده است. اين استاد دانشمند سهم مهمي در معرفي فرهنگ و هنر ايران به آلماني‌ها داشته و هميشه آماده راهنمائي كساني كه راجع به فرهنگ ايران تحقيق مي‌كنند بوده است.

            تا سال 1971 يك مركز علمي مستقل و غير دانشگاهي نيز در زمينه فرهنگ و تاريخ و اقتصاد كشورهاي خاورميانه و خاور نزديك تحقيق ميكرد. اين مركز علمي كه «انستيتوي شرقي فرانكفورت» نام داشت به رياست پروفسور دكتر «ويلفريد براندس» عاليت ميكرد و در آن زبانهاي مختلفي از جمله زبان فارسي، ارمني، يوناني، زبان كشورهاي بالكان و غيره تدريس مي‌شد. در سال 1971 اين انستيتو به دانشگاه فرانكفورت ملحق شد و عنوان «سمينار زبان تركي» را يافت و اينك پروفسور دكتر براندس رئيس آن است.

            از مجلات پرارزشي كه در زمينه فرهنگ شرق در فرانكفورت انتشار مي‌يافت، مي‌توان مجله تتبعات آسيائي را نام برد كه از سال 1954 تا 1958 در شهر فرانكفورت منتشر مي‌شد و از سال 1959 ببعد در شهر ويسبادن بچاپ ميرسد.

            شهر ويسبادن – كه در حدود 253 هزار نفر جمعيت دارد – درسي و چند كيلومتري فرانكفورت قرار دارد و گرچه مركز ايالت «هسن» مي‌باشد ولي فرانكفورت به عنوان بزرگترين شهر هسن تأثير فراواني در پيشرفتهاي اقتصادي و فرهنگي ويسبادن دارد.

            در شهر ويسبادن نشريات باارزشي در زمينه شرق منتشر مي‌شود؛ از آن جمله است:

            *مجله انجمن آلماني خاورشناسي كه از مهمترين نشريات خاورشناسي دنياست و از سال 1847 بطور مرتب در شهر ليپزيك منتشر مي‌شد. بعد از جنگ (از سال 1952) اين نشريه در شهر ويسبادن منتشر مي‌شود.

            *مجله هنر شرق، كه از سال 1950 انتشار مي‌يابد.

            *مجله ادبيات شرق، كه سه ماه يكبار در شهر ويسبادن چاپ مي‌شود.

            *مجله شرق مسيحي، كه از سال 1916 درباره فرهنگ و تمدن جوامع مسيحي شر منتشر ميگردد.

            *مجله كراتيلوس، كه از سال 1956 انتشار مي‌يابد و اختصاص به طبانهاي قديمي آريائي دارد.

            *نشريه متون ايراني

            *نشريه بررسي‌هاي ايرانشناسي.

            ناشر يشتر نشريات ذكر شده، مؤسسه مطبوعاتي «اتوهاراسوويچ» است.

  

...

           

فرانكفورت 11 موزه دارد كه برخي در نوع خود كم‌نظير است و از جمله موزه «سنكن‌بر گر» مهم‌ترين موزه علوم طبيعي اروپاست. در سال 1974 در حدود هشتصد هزار نفر از اين موزه‌ها ديدن كرده‌اند. برخي از موزه‌هاي فرانكفورت – و شهرهاي اطراف- كه آثار هنري ايران در آنها نگهداري مي‌شود، بقرار زير است:

1- موزه هنرهاي دستي، كه در سال 1877 در فرانكفورت تأسيس شد. در اين موزه علاوه بر آثار بسيار پرارزش ايراني – كه بيشتر مربوط به سده نهم ميلادي ببعد است – آثاري از شيشه، چوب، سراميك، فلزهاي قيمتي، چيني و غيره از كشورهاي اروپائي و برخي از كشورهاي خاورميانه و خاور دور نگهداري مي‌شود.

2- موزه مردم‌شناسي، كه ازسال 1904 در فرانكفورت ايجاد شده و در آن آثار مختلف مردم‌شناسي بسياري از كشورهاي جهان

جمع‌آوري شده است. در اين موزه آثاري شامل اشياء برنزي، كارهاي دستي، پارچه‌هاي دست‌باف عشايري و مجموعه‌اي از ظروف لعابي و گلي ايران، ديده ميشود.

3- موزه آثار دوران ماقبل تاريخ و آغاز تاريخ كه در سال 1937 در فرانكفورت تأسيس شد. آثار ايراني اين موزه شامل تعدادي از برنزهاي لرستان متعلق به هزاره‌هاي دوم و اول پيش از ميلاد و مجموعه‌اي از ظروف و سراميك‌هاي نواحي شمالي ايران است.

4- موزه چرم و موزه كفش آلمان (در افن باخ).

            شهر افن باخ به فرانكفورت متصل است و در حدود يكصدو بيست هزار نفر جمعيت دارد. موزه چرم و كفش افن باخ در سال 1917 افتتاح شده و مهمترين موزه چرم اروپاست و در آن آثار چرمي كشورهاي مختلف از جمله ايران گردآوري شده است. كارهاي ايراني اين موزه شامل تعدادي جلد كتاب،‌غلاف خنجر و شمشير، ‌كفش، كمربند، خورجين، جامه و غيره است كه جزو بهترين آثار موزه بشمار ميرود.

            5- موزه شهري‌(در ويسبادن) كه در سال 1822 تأسيس شده است و در آن آثار مختلف هنري كشورهاي اروپا و آسيا، از جمله ظروف شيشه‌اي و بلورين، اشياء سراميك و آثار حجاري و نقاشي، نگاهداري ميشود.

            تنها اثر ايراني اين موزه يك سينه‌بند چهارگوش جعبه‌اي شكل با آويزه‌اي بشكل قلب است كه از طلاي ناب با لايه‌هاي عميق و كهربا ساخته شده است و متعلق به سده‌هاي سوم يا چهارم ميلادي است. اين سينه‌بند از گوري كه متعلق به سال چهارصد ميلادي است، در ايالت هسن آلمان كشف شده و – بطوريكه گذشت – در موزه شهري ويسبادن قرار دارد. در پشت سينه‌بند كلمه اردشير بخط پهلوي حكاكي شده است (ش 1).

شكل 1- سينه‌بند چهارگوش جعبه‌اي شكل با آويزه‌اي بشكل قلب،‌از طلاي ناب با لايه‌هاي عقيق و كهربا، سده 4-3 ميلادي (هنر ساساني). موزه هنرهاي دستي              (فرانكفورت)، ارتفاع 6/7 سانتيمتر

            همانطور كه ميدانيم در سده‌هاي نهم و دهم به صنعت شيشه‌سازي توجه زيادي شد و بخصوص در شهرهاي نيشابور و افراسياب (سمرقند) ساختن انواع جام، تنگ و ليوانهاي طريف شيشه‌اي معمول گرديد كه بيشتر برنگهاي آبي و سبز يا زرد و قرمز بود. نمونه آن كوزه‌اي دسته‌دار است از شيشه زرد رنگ كه خطوط تزئيني آن تراشكاري شده است.

            اين كوزه – كه از نيشابور است – پايه‌اي بسيار كوتاه دارد كه روي آن برجسته‌ترين قسمت كوزه قرار گرفته است و بتدريج تا گردن كوزه از قطر آن كاسته ميشود. دهانه كوزه برجسته و شبيه منقار است كه بلافاصله به دسته كوزه كه تقريباً دو سوم كوزه را احاطه كرده، منتهي ميشود. بالاي دستگيره يك خار كوچك قرار دارد كه براي محكم گرفتن دسته كوزه تعبيه شده است. در قسمت‌هاي مختلف كوزه نقوش تزئيني برجسته بچشم ميخورد (ش 2).

            نمونه ديگر يك تنگ با نقش‌هاي دايره‌اي شكل است از شيشه قطور آبي مايل به خاكستري كه خطوط تزئيني آن تراشكاري شده است. پايه اين تنگ كمي صدمه ديده و بالاي آن و روي ديوار برجسته تنگ،‌سه رديف نقش‌هاي دايره‌اي شكل بچشم ميخورد. بالاي دايره‌ها دو خط موازي هم نقش شده است. روي گردن بلند و مخروطي شكل تنگ دو رديف مستطيل ديده مي‌شود. قسمت دهانه تنگ بشكل يك بشقاب لب تخت شش گوش است (ش 3).

شكل 3- تنگ با نقش‌هاي دايره‌اي شكل. از شيشه قطور آبي مايل به خاكستري، با خطوط تزئيني تراشكاري شده، ايران، سده 10 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، ارتفاع 17 سانتيمتر

شكل 2- كوزه دسته‌دار. از شيشه زرد رنگ، با خطوط تزئيني تراشكاري شده، نيشابور، سده 10-9 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، ارتفاع 5/13 سانتيمتر

            سفال‌هاي اسلامي تا سده دهم ميلادي بصورتي ساده و با تزئيناتي زيبا تهيه مي‌شد و غالباً اشعار يا نوشته‌هائي بفارسي يا عربي روي آنها نقش مي‌گرديد و يا تصوير جانوران و پرندگان افسانه‌اي زينت‌بخش آنها مي‌شد. از آن جمله است كاسه با تصوير پرنده كه جنس آن از گل سرخ رنگ است و روي روكش سفيدي، با رنگ سياه نقاشي شده است.

            اين كاسه توگرد، پايه‌‌‌اي كوتاه دارد و لبه آن به صورت دانه‌دار نقاشي شده است. در داخل ظرف پرنده‌اي نقش شده كه هر يك از بالهايش بشكل نيمي از يك درخت نخل است. اطراف پرنده نقطه‌چين شده است.(شكل 4).

            نمونه ديگر كاسه‌اي با تصوير پرنده و نوشته شده است از گل سرخ رنگ كه برنگهاي سرخ، سياه، سفيد و لعابي سبز، روي روكش سفيد نقاشي شده است. در داخل اين كاسه سك پرنده با بالهاي از هم گشاده ديده ميشود كه روي بالهايش نوشته‌هاي تزييني قرار دارد؛ در زير پاي پرنده نيز نوشته‌اي برنگ سبز به چشم مي‌خورد. روي بدن پرنده و لبه ظرف با شيوه‌اي بديع تزيين يافته است. قسمت خارجي ظرف لعاب ندارد (شكل 5).

            از مهم‌ترين مركز سفال‌سازي اين دوره مي‌توان شهرهاي افراسياب و نيشابور را نام برد.

            در سده‌هاي 9 و 10 ميلادي در افراسياب سفالها را غالباً به رنگهاي سرخ و سياه روي زمينه سفيد مي‌ساختند. در اين آثار بيشتر حيوانت زيبا، گلها، پرندگان و يا كتيبه‌هائي با كلمات دعا و بخط كوفي نقش شده است. نمونه آن، كاسه‌اي با تصوير پرنده و نوشته است از گل سرخ رنگ بر زمينه عاجي، نقاشي آن به رنگ قهوه‌اي تيره است كه در زير نقاشي بيرنگ نقش شده است.

شكل 8- كاسه لعابي با تصوير پرنده و نوشته، از گل سرخرنگ، داراي روكش لعابي سفيد، نقاشي برنگ سياه، در زير لعاب بيرنگ شفاف، نيشابور، سده 11-10 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 24 سانتيمتر

شكل 7- ظرف بزرگ با گل و نوشته. از گل، روي زمينه عاجي رنگ، نقاشي به رنگ قهوه‌اي مايل به سرخ، افراسياب يا نيشابور، سده 10 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطز 5/37 سانتيمتر، بلندي 5/12 سانتيمتر

شكل 6- كاسه با تصوير پرنده و نوشته. از گل سرخ، نقاشي برنگ قهوه‌اي تيره در زير لعابي بيرنگ، افراسياب (سمرقند)، سده 10 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 24 سانتيمتر ، بلندي 3/7 سانتيمتر

شكل 5- كاسه با تصوير پرنده و نوشته. از گل سرخ رنگ، نقاشي برنگهاي سرخ، سياه، سفيد و لعابي سبز، روي روكش سفيد، در زير لعابي بيرنگ، آمل، سده 10 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 28 سانتيمتر

شكل 4- كاسه با تصوير پرنده. از گل سرخ رنگ، نقاشي شده روي روكش سفيد، در زير لعابي سبز روشن، شمال ايران، سده 10 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 5/20 سانتيمتر

            بيشتر قسمتهاي اين كاسه ساده است و فقط در بالا و پائين آن نوشته‌هائي ديده مي‌شود؛ در وسط كاسه نيز پرنده‌اي بال و پر گشوده و گوئي در حال پرواز است (شكل 6).

            نمونه ديگر ظرف بزرگي با گل نوشته از جنس گل است كه روي آن به رنگ قهوه‌اي مايل به سرخ بر زمينه‌‌اي عاجي رنگ نقاشي شده است. در سه ظرف ظرف نوشته‌هائي به چشم ميخورد و در طرف ديگر گلي – كه بي‌شباهت به سر يك ملخ نيست – ديده ميشود. بقيه ظرف خالي از نقش و نگار است (شكل 7).

            سفال‌هاي نيشابور از نظر قدرت تزئين و رنگ‌آميزي و استفاده از رنگهاي سياه و سرخ بر زمينه سفيد شهرت دارد. از آن جمله است كاسه لعابي با تصوير پرنده و نوشته. جنس اين كاسه از گل سرخ رنگ است و روكش لعابي سفيد دارد نقاشي آن برنگ سياه است و در زير لعاب بيرنگ شفاف نقش شده است.

            اين كاسه تو گرد داراي پايه ب تخت است. در داخل كاسه سك پرنده بزرگ ديده ميشود كه پر دم او بصورت پيچكي پر شاخ و برگ درآمده است. روي بدن پرنده نوشته‌هائي با زيورهاي تزييني بچشك كيخورد. لبه ظرف روكش لعابي سفيد رنگ دارد. (شكل 8).

            در سده دوازدهم سفالهاي مينائي ساخته ميشد. در اين نوع سفال از نقوش برجسته استفاده ميكردند. در اين دوره مركز سفال‌سازي از افراسياب و نيشابور به شهرهاي ديگر، از جمله كاشان و ساوه و گرگان و تبريز انتقال يافته بود. نمونه اين نوع سفال، كاسه توگرد با تصوير يك انسان است از گل سرخ رنگ كه روكش لعابي سفيد دارد و به رنگ زرد روشن مايل به سبز و شفاف است.

            پايه اين كاسه كوتاه، ولي تزيين داخلي آن برجسته است و رنگ‌قسمتهاي برجسته نسبت به عمق تراشها روشن‌تر بنظر ميرسد. در داخل كاسه تصوير يك انسان نشسته بچشم ميخورد كه اطراف او را پيچك‌هاي پر شاخ و برگ نخل مانند فرا گرفته است. دورادور تصوير چند دايره نقش كرده‌اند و در دايره بزرگتر كه به حاشيه ظرف نزديك است پيچك‌هائي كه بي شباهت به درخت نخل نيست، ديده ميشود. (شكل 9).

شكل 9- كاسه توگرد با تصوير يك انسان. از گل سرخ رنگ، داراي روكش لعابي سفيد، نقاشي برنگ زرد روشن مايل به سيز شفاف، ايران، سده 13-12 ميلادي، موزه‌هنرهاي دستي ، قطر 5/16 سانتيمتر

            نمونه ديگر كاسه لعابي چيني با جمله‌هاي دعا به زبان عربي است. جنس اين ظرف از گل همرنگ شن استو زير لعابي سفيد و مات برنگ مس و طلا نقاشي شده است.

            پايه اين كاسه مخروطي شكل و بلند است و در ته آن نقوش هندسي شش گوش ديده ميشود كه به وسيله سه گوشه‌هائي سياه رنگ كه نقوش مارپيچ سفيد دارد، احاطه شده است. در ديوار داخلي ظرف دو رديف نوشته عربي بچشم ميخورد. ديوار بيروني كاسه را نقوش دايره‌مانندي فرا گرفته است. پايه كاسه بدون لعاب است.(شكل 10).

            ديگر از آثار جالب ايراني در موزه هنرهاي دستي فرانكفورت مجسمه يك زن ايستاده است كه روي آن برنگ سياه و سرخ نقاشي شده است. دستهاي اين زن در ناحيه سينه بر روي هم وصل شده و از قسمت برجسته‌اي كه روي پاهايش را گرفته مي‌توان پي برد كه اسن مجسمه جزئي از يك ظرف بزرگ بقوده است. كلاه زن تزئين قابل توجهي دارد (شكل 11).

            ظرفهاي فلزي معمولاً ساده و محكم بود و آنرا باشكال مختلف مي‌ساختند و رويش را حكاكي ميكردند. نمونه آن هاون مفرغي است كه ريخته‌گري و كنده‌كاري شده و بر روي پايه نخروطي شكل هشت گوشي قرار دارد و داراي دو دسته كوچك به شكل سر خيوان است كه بهر كدام يك حلقه برنزي بزرگ وصل شده است. روي جدار خارجي هشت گوشه هاون، هشت نقش برجسته به شكل «قطره» ديه ميشود. داخل هاون گرد است و بر روي دهانه و پايه‌هاي آن نوشته‌هايي بچشم ميخورد. (شكل 12).

شكل 10- كاسه لعابي چيني با جمله‌هاي دعا بزبان عربي. از گل برنگ شن، در زير لعابي سفيد مات، نقاشي برنگ مس و طلا، گرگان، سده 13 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 7/19 سانتيمتر

            از سده شانزدهم به مينياتورسازي توجه زيادي شد و همزمان با توسعه مينياتور، صحافي نيز تحول پيدا كرد. جلدها – كه غالباً از چرم تهيه مي‌شد – در ميان سطح خود معمولاً يك نشان بيضي شك با آويزه‌هاي خرد، و در گوشه‌ها تحشيه‌هاي ظريف داشت؛ در حاشيه‌هاي آنها نيز گاهي كتيبه‌ها و زماني كارتوشهاي طولاني به تناوب با گلها ديده ميشود.

            نمونه آن جلد چرمي كتاب از چرم بز فشرده است كه بر روي مقوا كشيده شده است. زمينه جلد قهوه‌اي رنگ است و روي آن حاشيه‌هاي اسليمي از مفتول‌هاي چرمي ديده ميشود كه طلاكاري شده است. (ش 13).

 (شكل 14): جلد قرآن چرمي مطلا با نقش‌هاي ترنجي به رنگ‌هاي سبز و آبي و نوارهاي ابري كه در ميان آنها رسم شده، چرم بز بر روي مقوا، روي زمينه قهوه‌اي رنگ، ايران، سده 17 ميلادي، موزه چرم آلمان، 21×5/31 سانتيمتر

(شكل 13): جلد چرمي كتا. چرم بز فشرده كه بر روي مقوا كشيده شده است، با حاشيه‌هاي اسليمي روي زمينه قهوه‌اي چرمي و مفتولهاي چرمي طلاكاري شده، هرات سده 16 ميلادي، كوزه چرم آلمان (افن‌باخ)، 18×4/25 سانتيمتر.

(شكل 12): هاون. از مفرغ، ريخته‌گري و كنده‌كاري شده، ايران، سده 13 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 18 سانتيمتر، بلندي 5/13 سانتيمتر.

شكل 11- مجسمه زن ايستاده. با نقاشي برنگ سياه و سرخ، ايران، سده 13 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، بلندي 16 سانتيمتر

            نمونه ديگر جلد قرآن چرمي مطلاست از چرم بز بر روي مقوا با نقش‌هاي ترنجي كه برنگ‌هاي آبي و سبز رسم شده و در ميان آنها نوارهاي ابري بچشم ميخورد. زمينه جلد قهوه‌اي رنگ است. (شكل 14)

            ديگر از آثار جالب ايراني موزه هنرهاي دستي فرانكفورت يك چاقوي پاكت بازكن با پيچك‌هاي تزئيني و گل و نوشته است كه جنس آن از فولاد مطلاست و در سده هفدهم ساخته شده است.

            در پشت و روي تيغه چاقو نوشته‌اي بزبان فارسي نستعليق ديده ميشود. اطراف نوشته با پيچك‌هاي تزييني . گل آراسته شده و دور تيغه چاقو نقوش يكنواخت فراواني بچشم ميخورد كه بي‌شباهت به سگي در حال دويدن نيست. جلد چاقو احتمالاً بسبك هندي ساخته شده است (شكل 15).

            از سده پانزدهم ظروف چيني مورد تقليد سفال‌سازان ايران، مخصوصاً سفال‌سازان كرمان قرار گرفت و اين روش تا سده هفدهم همچنان ادامه يافت.

            نمونه آن بشقاب لب تخت گل‌بته‌دار وساقه بلند، از گل چيني است. رمگ اين ظرف خاكستري روشن است و روي آن لعاب بيرنگ درخشان ديده ميشود.

            ديوار اين ظرف راه راه است و لبه آن كمي خميدگي دارد. نقش ته ظرف يك بته پرشكوفه است كه تمام قسمت مياني را فرا گرفته است. در حاشيه بشقاب دو رديف پيچك پرشاخ و برگ به چشم ميخورد. يك روكش لعابي سفيد نقش وسط و حاشيه بشقاب را پوشانيده است. (ش 16).

            نمونه ديگر يك تنگ با نقوش تزئيني از گل خاكستري روشن است. نقاشي اين تنگ، سياه رنگ است و زمينه زير روكش برنگ آبي است.

            اين تنگ گردني كوتاه و سرپوشي از مس دارد كه نقره‌كاري شده است. در يك طرف آن مردي ريك غزال تير ميزند. در طرف ديگر خدمتكاري ايستاده و گوزن كشته‌اي را بر روي شانه خود حمل ميكند؛ پهلوي او زني دو زانو نشسته و جام شراب بدست دارد. سرتاسر تنگ با پيچك‌ها و شاخ و برگهاي زيبا پوشيده شده است كه در ميان آنها پرندگان در پروازند. اينجا و آنجا ابرهاي چيني بچشم ميخورد. (ش 17).

شكل 15- چاقوي پاكت بازكن با پيچك‌هاي تزييني و گل نوشته. از فولاد مطلا، ايران، سده 17 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، طول 8/26 سانتيمتر

            ظرف ديگر يك كاسه توگرد با پنج پرنده در باغ است. جنس ظرف لعابي است و روكشي شفاف دارد؛ نقاشي آن نسز به رنگ آبي لاجوردي است.

            پايه ين كاسه كوتاه است و نقش كف آن باغي پر از گل و شكوفه را نشان ميدهد كه بوسيله دو جوي آب بچهار قسمت تقسيم شده است. در روي آب پنج پرنده آبي شنا ميكنند؛ سطح آب را نيز گل‌ها و رياحين پوشانده‌اند. در دو دور ظرف، سه گوشه‌هاي متعددي قرار دارد كه بته‌هاي گل در آنها بچشم ميخورد. (ش 18).

            نمونه بعدي بشقاب لب تختي است با نقش شخصي كه هاله‌اي دور سر دارد. رنگ ظرف سفيد و روكش آن بيرنگ و شفاف است. نقش‌ها را آبي لاجوردي كرده‌اند.

            پايه بشقاب كوتاه است و در داخل آن منظره باغي رويائي ديده ميشود كه مملو از گل و سبزه است. در يك ظرف شخصي نشسته و قدح بزرگي در دست دارد؛ پهلوي او نيز يك تنگ بزرگ بچشم ميخورد. دو مرغ در بالاي سر مرد در حال پروازند.

(ش 19).

            ديگر از آثار ايراني موزه هنرهاي دستي بشقاب لب‌تخت با سوار شكارچي است كه رنگ خاكستري و روكش كم‌رنگ شفاف دارد و نقاشي آن برنگ آبي لاجوردي و سياه است.

            پايه بشقاب نيز گرد و كوتاه است. در داخل ظرف سواري نيزه بدست ديده ميشود كه به غزالي حمله‌ور شده است؛ پياده‌اي نيز با تير و كمان غزال ديگري را نشانه گرفته است. دور ظرف گل‌هاي آرايشي چهارپر بچشم ميخورد و در اطراف آنها يك پرنده و يك خرگوش ديده مي‌شود. (ش 20).

شكل 16- بشقاب لب تخت گل و بوته‌دار با ساقه بلند. از گل چيني، برنگ خاكستري روشن، روي آن لعاب بيرنگ شفاف، تقليدي از سفال چيني (سلادن)، كرمان، سده 17 ميلادي، موزه هنرهاي دستي،‌قطر 5/25 سانتيمتر

(شكل 20): بشقاب لب‌تخت با سوار شكارچي. برنگ خاكستري، با روكش كم‌رنگ شفاف، نقاشي برنگ آبي لاجوردي و سياه، شمال‌غربي ايران، سده 18 ميلادي، كوزه هنرهاي دستي، قطر 2/29 سانتيمتر

 

(شكل 19): بشقاب لب‌تخت با نقش شخصي كه هاله‌اي دور سر دارد. برنگ سفيد، با روكش بي‌رنگ شفاف، نقاشي برنگ آبي لاجوردي، يزد يا مشهد، سده 17 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 8/16 سانتيمتر

(شكل 18): كاسه توگرد با پنج پرنده در باغ. ظرف لعابي با روكش شفاف، نقاشي برنگ آبي لاجوردي، شمالغربي ايران، سده 1600 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 8/33 سانتيمتر

شكل 17- تنگ با نقوش تزييني. از گل خاكستري روشن، نقاشي برنگ سياه، زمينه زير روكش برنگ آبي، ايران، سده 17 ميلادي، موزه هنرهاي دستي، قطر 5/33 سانتيمتر