|
|
||||
راهجيري گيلاني، علي. "غلامرضا اصفهاني". دوره 14، ش 167 (شهريور55): 84-88، تصوير. |
||||
|
خلاصه: معرفي غلامرضا اصفهاني خوشنويس دوره قاجاريه وآثار او. |
||||
|
يك زوج جوان اينچه بوروني. |
||||
|
|
|
غلامرضا
اصفهاني علي راهجيري
از مطلب دور نرويم. متأسفانه تاكنون
كسي شرح حالي از آن مرحوم بطوريكه شايسته
مقام و روشنگر گوشههاي تاريك زندگي وي
باشد ننوشته و اگر در معدودي از مآخذ همه
چيزي آمده چندان مجمل است كه مطلبي درست و
روشم بدست نميدهد. چنانكه مرحوم محمد حسن
خان اعتمادالسلطنه در كتاب المآثر و
الاثار صفحه 203 در ترجمه احوال استاد به
آوردن مختصري بسنده كرده و همين اندازه مينويسد:
«ميرزا غلامرضا خوشنويس در خط نستعليق
استادي ماهر و خداوند قلمي قادر بود. كتابه
مدرسه سپهسالار اعظم حاج ميرزا حسين خان
اوائلش به خط اوست» و از ميان فضلاي اخير
كه در امر خط تحقيقي كردهاند مرحوم دكتر
بياني است كه در دفتر خود بنام احوال و
آثار خوشنويسان در شرح حالي نسبتاًروشن
يكجا يك مكتوب و جاهايي قسمتهايي از
مكاتيب ديگر او را حروفچيني و در آن شرح
احوال آورده است ولي حقير را توفيق مدد
نمود كه به اصل آن مكاتيب دست يافتند و
براي نخستين بار گراور آن نامهها چاپ ميشود.
باري از مطالب اين چند نامه درمييابيم
كه پدر ميرزا غلامرضا – ميرزا جان از
اصفهان به طهران آمد و در اين شهر اقامت
گزيد و به قنادي مشغول شد و همسري نيز
برگزيد و صاحب چند دختر گرديد و چون پسري
نداشت به مشهد رفت و از ثامنالائمه خواست
تا خداوند پسري به وي عطا فرمايد . . .
آرزويش برآورده شد و ازين رو نام آن پسر را
غلامرضا نهاد. |
|
در اخبار ائمه اطهار عليهم سلامالله
الملكالجبار آمده كه خواب مجعول به هم
بافتن از شاه راه صواب انحراف و از پيشگاه
حضرت احديت روي برتافتن است. با وجود ايمان
بدين فرمان محض عرض تشكر و تفاخر به همگان
اين چند سطر را به يادگار مينگارد.هنگام
صبي كه آغاز نماست قريب هفتاد سال از سنين
عصرم گذشته و در دبستان به خواندن قرآن كريم
و فرقان عظيم اشتغال داشت. شبي به خواب
بزرگواري ارشادم نموده به تقبيل آستان
ملايك پاسبان شاه اوليا عليه و علي ابنائه
آلاف التحيه و الثناء راهبري فرمود در
دنبالش شتافتم تا فضايي كه انتهايش ايواني
داشت يافتم كه در گوشه آنجا حضرت شاه اوليا
ارواحالعالمين له الفدا توقف داشتند حكم
تقرب عتبه عليهام نمود چون نزديكتر شدم
فرمود مشقت را بياور. عليالفور صفحه كاغذ
و قلم و دواتي به حضور مبارك تقديم نمودم. در
وسط آن صحيفه لام الف و يائي بدين شكل
نگاشته مرحمت فرمودند از اين رو بنگار.
زياده از اين بخاطر نيست بالجمله فرداي آن
شب در دبيرستان به همگنان بيان اين شرافت ميكرد.
معلم صورت خواب را سؤال نمود. اين بنده صورت
ماجرا كماجرا بازگفت ديگر روز حقير را به
تحصيل خط واداشت. |
|
مكتوب زير عريضهايست كه ميرزا
غلامرضا خطاب به ناصرالدين شاه قاجار
نوشته است (شكل 3).
ميرزا غلامرضا پس از درگذشت محمدشاه
قاجار همچنان مورد توجه و الطاف فرزندش
ناصرالدين شاه نيز بوده و به واسطه اشتهار
در هنر و فضل و محبوبيتي كه در بين مردم به
هم رسانيده بود و حتي وجود شاگردان و
مريدان كثيرش كه چون پروانه به دور شمع
وجود اين استاد جمع جمع آمده بودند، محسود
اقران و ارباب غرض گريده و سرانجام منجر به
سعايت وي گرديد و به تهمت نارواي بابيگري
متهمش ساختند «رب شهرتاً لا اصل له» لذا
ميرزا غلامرضا مغضوب و دستگير و فرمان قتل
وي صادر شد اما ظاهراً به شفاعت يكي از
اعيان و يا شاهزادگان قاجاري (شايد دوست
عليخان معيرالممالك) از مرگ نجات يافت و در
نامهيي كه مشروح آن كليشه شده كليه
اتهاماتي را كه موجب برانگيخته شدن خشم
شاه و صدور فرمان قتل وي گرديده بيمورد
دانسته و از ناصرالدين شاه قاجار استدعاي
بذل توجه و برقراري مستمري به مفاد: الفقر
سوادالوجه و نيز عنايت و بخشش كرده است . . .
(شكل 4). |
|
يكي ديگر از وقايع جالب دوران زندگاني
او اينست كه ميرزا غلامرضا يك برگ حواله
پانصد توماني به خط مرحوم دوستمحمد خان
معير كه در خدمتش به سر ميبرد جعل كرده و
پانصد تومان از صندوقدار دريافت نمود،
هنگام محاسبه معير متوجه و موشوع برملا
ميشود و چون داستان به سمع ناصرالدين شاه
رسيد امر كرد دست ميرزا غلامرضا را قطع
كنند معير وساطت كرد و با پرداخت مبلغ
معتنيبهي از اجراي اين فرمان جلوگيري
نمود. به پاس اين محبت بود كه ميرزا تابلو
بزرگ و زيبايي (تابلو نادعلياً مظهر
العجائب . . . الخ) به طول دو متر و نيم و عرض
يك متر و نيم با طلاي ناب براي مرحوم معير
نوشت كه تا جائي كه نگارنده اطلاع دارد اين
تابلو نفيس زماني نزد نقاش معاصر آقاي
عيسي بهزادي بود و اكنون چندي است كه در
اختيار آقاي احمد سهيلي خوانساري قرار
دارد. |
|||
|
(شكل 3) |
|
اين خوشنويس عاليقدر نسخههاي متعددي
از مناجاتنامه حضرت علي عليهالسلام
براي دوستمحمدخان و دوستعليخان معير و
ديگر اعيان و بزرگان زمان خود تحرير كرده و
از آنان انعامهاي قابل توجهي دريافت
كرده است و بعلاوه ازين استاد مرقعات خطي
– كتب – قطعات تابلوهاي نفيس فراوان ديگر
در كتابخانههاي زير موجود است:
كتابخانه سلطنتي – كتابخانه كجلس
شوراي ملي – كتابخانه ملي – كتابخانه حاج
حسين آقا ملك – كتابخانه مركزي دانشگاه
تهران – كتابخانه ملي پاريس و
كتابخانههاي خصوصي مرحوم سيد نصرالله
تقوي – و سلطان القرائي – كريمزاده –
دكتر مهدي بياني و غيره و غيره . |
|||
|
(شكل 4) |
|
پارهاي از كتيبههاي مسجد سپهسالار
به خط شيواي نستعليق و از يادگارهاي اين
استاد نامي و از بهترين خطوط اوست. شمار
شاگردانش بسيارست شيخ محمد مجدالكتاب
نويسنده كتيبههاي ضريح شاهزاده حسين در
قزوين از متعلمين خطنگاري اوست و ميرزا
ابراهيم طهراني مشهور به ميرزا عمو
نويسنده كتيبه اطراف صحن مقابل بقعهي
امامزاده حمزه در شهر ري نيز از شاگردان
چيرهدست و معروف اوست.
ميرزا غلامرضا در سال 1304 هجري قمري
داعي حق را اجابت گفته و چهره در نقاب خاك
كشيده، مزارش در صفائيه ابنبابويه است
رحمهالله عليه. |