|
|
||
|
تسبيحي، محمدحسين. "وزن شعر اميرخسرو دهلوي". دوره 14، ش 168 (مهر 55): 46-49، جدول. |
||
|
|
||
|
خلاصه: معرفي سيوپنج وزن و يازده بحر عروضي هك امير خسرو دهلوي در كليه آثار منظومش بكار گرفته. |
|
|
وزن شعر اميرخسرو دهلوي
اميرخسرو (651-725 هـ ق) = طوطي شكر مقال
= عديمالمثل) در كلية آثار منظوم خود 35
وزن از اوزان مختلف را در 11 بحر عروضي به
خدمت گرفته است. تا آنجايي كه اين جانب
تحقيق كردهام، شعر هجايي يا شعري كه در
اين روزها آنرا «تصنيف» ميگويند نسروده
است. به طور كلي اميرخسرو 7 نوع شعر سروده
است: غزل، 2- مثنوي، 3- قصيده، 4- قطعه، 5-
رباعي، 6- دوبيتي، 7- تركيببند. اينك اوزان اين 7 نوع شعر را براساس
35 وزن در 11 بحر عروضي آنگونه كه شمسالدين
محمدبن قيس رازي در كتاب المعجم في معايير
اشعارالعجم آورده است، تقديم ميدارم: 1-فاعلاتن فاعلاتن فاعلات (فاعلن):
هر يك زير پيرهن بيند مرا بحر رمل مسدَّس محذوف يا مقصور. در اين بحر: 99 غزل، 4 قصيده، و يك
مثنوي كوتاه (سپهر هفتم از نه سپهر) سروده
است. 2-فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات (فاعلن):
صد هزاران آفرين، جان آفرين پاك را. بحر رمل مثمَّن محذوف يا مقصور. در اين بحر: 212 غزل، 3 قصيده، و 3 قطعه
سروده است. 3-فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن:
شكل دل بردن كه تو داري نباشد دلبري را. بحر رمل مثمَّن سالم. در اين بحر: 2 غزل سروده است. 4-فاعلاتن فاعلاتن فعلات (فَعلَن):شكرين
لعل تو كان نمك است. بحر رمل مسدس مخبون مقصور. در اين بحر: 12 غزل، يك قطعه، و يك
مثنوي كوتاه (سپهر نهم از نه سپهر سروده
است). 5-فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (فعلاتان):
روزگاري است كه در خاطرم آشوب فلان است. بحر رمل مثمَّن مخبون. در اين بحر: 4 غزل سروده است. 6-فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (فعلات،
فاعلان): ابر ميبارد و من ميشوم از يار
جدا. بحر رمل مثمَّن مخبون محذوف يا
مقصور. در اين بحر: 189 غزل، يك قصيده و يك
قطعه سروده است. 7-فاعلاتن مفاعلن فعلَن (فَعلات،
فَعلَن): وقت گلبانگ بلبل سحر است. بحر خفيف مسدّس مخبون محذوف، مخبون
محذوف، اصلم. در اين بحر: 110 غزل، 2 قصيده، 4 قطعه،
و 2 مثنوي سروده است. (1-مثنوي هشت بهشت، 2-سپهر پنجم از نه
سپهر است). 8-فاعلاتن مفاعلن فعلاتن: سبزهها
نو دميد و يار نيامد. بحر خفيف مسدس مخبون. در اين بحر: 2 غزل سروده است. 9-فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن:
قدري بخند و از رخ قَمَري نماي ما را. بحر رمل مثمَّن مشكول. در اين بحر: 29 غزل سروده است. اين بحر را بر وزن «متفاعلن فعولن
متفاعلن فعولن» نيز ميتوان خواند. 10-فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن:
شكرت را شد اگرچه سپه مور مُرَكب. بحر رمل مثمَّن مخبون. در اين بحر: يك غزل سروده است. 11-فعولن فعولن فعولن فعول (فعَل):
اسير است از آن مير خوبان دلم. بحر متقارب مثمَّن محذوف يا مقصور. در اين بحر: 26 غزل، و 2 مثنوي سروده
است (1-آيينة اسكندري، 2-سپهر اول از نه سپهر). 12-فعولن فعولن فعولن فعولن: بهار
آمد و سبزه نو شد به جوها. بحر متقارب مثمَّن سالم. در اين بحر: 13 غزل، يك قصيده، يك
مثنوي (سپهر دوم از نه سپهر) سروده است. 13-متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن:
شبي آن پسر دل من ستد، اگر اين طرف گذري كند. در اين بحر: يك غزل سروده است. 14-مستفعلن فاع (فَع) مستفعلن فاع (فع):
آخر نگاهي بر حال ما كن. بحر منسرح مثمَّن مجدوع يا منحور. در اين بحر: يك غزل سروده است. اين بحر را بر وزن «مفعولـُ فَعْلَن
مفعولـُ فعلْلنْ» نيز ميتوان خواند. 15-مستفعلن فَعَلَن مستفعلن فَعلَن:
چون بستدي دل من پرسش كنم به ازين. بحر بسيط مثمَّن مخبون. در اين بحر: يك غزل سروده است. بحر
مجتَّث مثمَّن مخبون مكفوف. 16-مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن:
بهر شكار آمد برون كژ كرده ابرو ناز را. بحر رجز مثمَّن سالم. در اين بحر: 102 غزل، و يك قصيده سروده
است. 17-مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات (فَعَلَن):
چو مي خوري به سرم نيز جرعهيي ميريز. بحر مجتَّث مثمَّن مخبون مكفوف. در اين بحر: 216 غزل، 12 قصيده، و 2 قطعه
سروده است. 18-مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن: شبي
كه دلبرم از بام همچو ماه برآيد. بحر مجتَّث مثمَّن مخبون. در اين بحر: 30 غزل، و يك قصيده سروده
است. 19-مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن: دلم
برون شد از غمت، غمت ز دل برون نشد. بحر هزج مثمَّن مقبوض مكفوف. در اين بحر: يك غزل سروده است. 20-مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل (فعولن):
صبا نو كرد باغ و بوستان را. بحر هزج مسدَّس محذوف يا مقصور. در اين بحر: 161 غزل، يك قصيده، 4
قطعه، و 5 مثنوي سروده است. (1-مثنوي شيرين و خسرو، 2-مفتاحالفتوح،
3-مثنوي سپهر ششم از نه سپهر، 4-دَولَراني
خضرخان، 5-مثنوي تغلقآباد). 21-مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن:
مرا دردي است اندر دل كه درمان نيستش يارا. بحر هزج مثمَّن سالم. در اين بحر: 155 غزل، و 6 قصيده سروده
است. 22-مفتعلن فاعلات (فاعلن) مفتعلن
فاعلات (فاعلن): وه كه اگر روي تو در نظر آيد
مرا. بحر منسرح مطَّوي موقوف (مطوي مكفوف)؛ در اين بحر: 38 غزل، 2 قصيده، يك تركيببند
سروده است. 23-مفتعلن فاعلات مفتعلن فاع (فع):
درد دلم را طبيب چاره نيست. بحر منسرح مثمَّن مطوي مجدوع منحور. در اين بحر: 7 غزل سروده است. 24-مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن: باز
خدنگ شوق زد عشق در آب و خاك ما. بحر رجز مثمَّن مطوي مخبون. در اين بحر: 45 غزل سروده است. 25-مفتعلن مفتعلن فاعلات (فاعلن): جان
مني بيتو نفس چون زنم. بحر سريع مسدس مطوي مخبون. يا: گل به تماشاي چمن مي رود. در اين بحر: 16 غزل، 2 قصيده، 3 مثنوي
(1-مطلعالانوار، 2-قرانالسَّعدين، 3-سپهر
چهارم از نه سپهر). 26- مفتعلن مفتعلن مفتعلن: هست سپهري كه سيوم شد ز زبر
هفتم از آنجا كه قمر كرده مقَّر بحر رجز مسدس مطوي. در اين بحر: يك مثنوي (سپهر سيوم از
نه سپهر) سروده است. 27-مفعول فاعلات مفاعيل فاعلاتن: دل
بي رخ تو صورت جان را نميشناسد. بحر مضارع مثمّن مكفوف اخرب. در اين بحر: يك غزل سروده است. 28-مفعول فاعلات مفاعيل فاعلن (فاعلات):
ديدم بسي زمانة مردآزماي را. بحر مضارع مثمّن مكفوف محذوف. در اين بحر: 210 غزل، 7 قصيده، و 3 قطعه
سروده است. 29-مفعول فاعلات مفاعيلن: اي نازنين
كه ماه مني امشب. بحر مضارع مسدس اخرب مكفوف. در اين بحر: يك غزل سروده است. 30-مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن: آن
شه به سوي ميدان خوش ميرود سوارا. بحر مضارع مثمّن اخرب. در اين بحر: 57 غزل سروده است. اين بحر را بر وزن «مستفعلن فعُولن
مستفعلن فعُولُن» نيز ميتوان خواند. 31-مفعول مفاعلن مفاعيلن: اي از مژة
تو رخنه در جانها. بحر هزج مسدس اخرب مقبوض صحيح عروض
و ضرب. در اين بحر: 2 غزل سروده است. 32-مفعول مفاعلن مفاعيلن فع (فاع): ني
عقل رسد به كُنِه وصفش نه سخن. بحر هزج مثمَّن اخرم مكفوف. در اين بحر: 155 رباعي سروده است. البته بايد توجه داشت كه شمس قيس
رازي وزن رباعي را تا 24 وزن نوشته است و
اميرخسرو هم بر اين اوزان رباعي سروده است
وليكن همة اوزان رباعي به اصطلاح بر وزن «لاحول
ولاقوه الا بالله» است كه شامل بحر هزج ميشود.
متأسفانه نتوانستم تعداد دقيق رباعيات
اميرخسرو را به دست آورم. 33-مفعول مفاعلن فعولن (مفاعيل): جان
رفت و خبر نكرد ما را. بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف و
مقصور. در اين بحر: 86 غزل، 2 قصيده، 2 قطعه، 3
مثنوي (1-مثنوي ليلي و مجنون، 2-مثنوي سپهر
هشتم از نه سپهر،
3-مثنوي تغلق نامه). 34-مفعولُ مفاعيلُ مفاعيلُ فَعُولٌن
(مفاعيل): اي زلف چليپاي تو غارتگر دلها. بحر هزج مثمن اخرب مكفوف محذوف و
مقصور. در اين بحر: 117 غزل سروده است. 35-مفعولُ مفاعيلن مفعُولُ مفاعيلن:
بيم است كه سودايت ديوانه كند ما را. بحر هزج مثمَّن اخرب. در اين بحر: 41 غزل سروده است. *** مجموع اين 35 وزن در 11 بحر عروضي آمده
است و هر بحر شامل تعداد انواع شعر ذيل است: بحر بسيط: 1 غزل. بحر خفيف: 112 غزل، 2 قصيده، 4 قطعه، 2
مثنوي. بحر رجز: 147 غزل، 1 قصيده، 1 مثنوي. بحر رمل: 548 غزل، 8 قصيده، 5 قطعه، 2
مثنوي. بحر سريع: 16 غزل، 2 قصيده، 3 مثنوي. بحر كامل: 1 غزل. بحر متقارب: 39 غزل، 1 قصيده، 3 مثنوي. بحر مجتث: 264 غزل، 13 قصيده، 2 قطعه. بحر مضارع: 269 غزل، 7 قصيده، 3 قطعه. 10-بحر منسرح: 46 غزل، 2 قصيده،1 تركيببند. 11-بحر هزج: 563 غزل، 9 قصيده، 6 قطعه، 8
مثنوي، 155 رباعي. مجموع غزليات 2006، قصيده 45، قطعه 20،
مثنوي 19، رباعي 155 و تركيببند 1. (نصاب
بديعالعجايب 22 قطعه در صنايع بديعي دارد).
چنانكه ملاحظه ميشود، اميرخسرو بيشتر از
همه بحور، در بحر هزج شعر گفته است زيرا 563
غزل و 9 قصيده و 6 قطعه و 8 مثنوي و 155 رباعي
در اين بحر سروده است. و از همه بحور كمتر
در بحر بسيط و كامل سروده است. تعداد اشعار موجود اميرخسرو
تقريباً 57701 بيت ميشود. جدول بحور و اوزان اشعار اميرخسرو
جدول بالا را تحقيقاً تهيه كردهام. اما جدول زير انواع اشعار اميرخسرو
است آنگونه كه در كتابها آوردهاند. تعداد كلي انواع اشعار اميرخسرو
|