بهنام، عيسي. "رحل  چوبي". دوره2، ش17 (اسفند 42): ص 8-10، تصوير.

 

خلاصه:معرفي نمونه‌هايي از رحل  چوبي در موزه‌هاي دنيا. بهنام، عيسي. "رحل  چوبي". دوره2، ش17 (اسفند 42): 8-10، تصوير.

رحل چوبي

 

دكتر عيسي بهنام    استاد دانشگاه

خواندن كتاب لذتي دارد. وقتي آن را روي رحل زيبايي كه دست هنرمند آن را به صورت شاهكار هنري درآورده قرار دهند و متن آنرا قرائت نمايند لذت آن صد برابر مي شود.

نقشي كه روي رحل چوبي موجود در موزه متروپوليتن نيويورك كنده شده منظره يا موضوع بخصوصي را نشان نمي‌دهد ولي تناسب خطوط منحني و تعادل عناصر متشكله نقوش مايه نشاط چشم و راحت روح است.(شكل1)

منبت‌كاران به كنده‌كاري روي چوب اكتفا نكرده‌اند عاج را نيز براي تزئين درهاي چوبي و جعبه‌ها و قاب آئينه‌هاي خود بكار برده‌اند. (شكل2)

امروز نقاشان، با تركيب رنگهاي متناسب، شاهكارهايي بوجود ميآورند كه براي همه‌ي مردم قابل فهم نيست. در روزهاي پيشين بيشتر شاهكارها بوسيله ي تركيب خطوط به وجود مي‌آمده. البته از رنگ نيز استفاده مي‌شد و صفحات مصور نسخ دستي بهتر شاهد ذوق و سليقه هنرمندان در تركيب رنگ‌هاست، ولي رنگ چوب صندل يا فوفل به خودي خود زيباست و كافي است كه با قلم و چكش در روي آن سايه و روشنهايي بوجود بياورند تا لايق دست امرا و سلاطين گردد. امروز ديگر كسي روي در و يا روي درِ كاخها منبت كاري يا كنده كاري نمي‌كند. امرا و پادشاهان امروزي سطوح ساده و بي‌نقش را بر ريز كارها ترجيح ميدهند.

ساختمانهاي دانشگاه‌ها و عمارات دولتي از قبيل بانك‌ها و وزارتخانه‌ها و كاخ دادگستري يا كاخ اقتصاد ، با سطح مرمر سفيد پوشيده شده و به ندرت نقش مختصري در گوشه‌اي از آنها پديدار مي‌گردد. چنين كاخها اگر در زمان شاه عباس ساخته مي‌شد از داخل و خارج با كاشيهاي هفت رنگ و معرق كاريها تزيين مي‌گرديد و داخل اطاقها با نقاشيهاي ديواري هنرمندان معروف پوشيده مي شد.

شكل 2 : قسمتي از يك در چوبي مزين به كنده كاري روي عاج ـ موزه يمترو پولتين نيويورك ـ متعلق به قرن هفتم يا هشتم هجري

شكل 1 : رحل چوبي با امضاي حسن بن سليمان اصفهاني و تاريخ ماه ذي‌الحجه 761 هجري ـ موزه متروپوليتن نيويورك

ولي آن زمان‌ها گذشته و اگر در حال حاضر كسي خانه‌اي شبيه به چهل ستون يا عالي قاپوي اصفهان بسازد مورد تمسخر قرار ميگيرد.مقصود اين نيست كه كسي بخواهد بگويد ساختمان هاي كنوني در شهر تهران مورد پسند نيست ولي فرقي كه اين ساختمانها با ابنيه قديم دارند اين است كه ابنيه قديم زاييده فكر هنرمندان ايراني بودند و ساختمانهاي جديد تقليدي از ساختمانهاي مغرب زمين است. از سوي ديگر اين تحول امري طبيعي است زيرا نمي توان توقع داشت كه در شهر بزرگي مانند تهران خانه‌هايي شبيه به ابنيه قديم ايران ساخته شود. چنين خانه‌هايي با مردمي كه در آن زندگي خواهند كرد و با كفش روي قاليهاي گران قيمت راه خواهند رفت و با وسايل زندگي جديد مانند يخچال برقي و لوله هاي فلورسنت و آشپزخانه هاي فرنگي، تناسب و موافقت نخواهد داشت. امروز موسيقي و نقاشي و مجسمه سازي و بسياري از رشته هاي هنري ديگر جنبه بين‌المللي پيدا كرده و خصوصيات محلي از ميان رفته. ولي باز بهترين چيزي كه بتوان به يك مغرب زميني هديه كرد همان قوطي سيگار يا جعبه يا گلدان نقره‌اي است كه هنرمندان گمنام در روي آن هزاران نقش زيبا به وجود آورده‌اند.  

هيچ يك از جهانگردان خارجي براي ديدن ساختمانهاي دانشگاه يا بانك ملي به ايران نخواهند آمد ولي هنوز مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهار باغ، مردم مغرب زمين را هر روز به سوي خود خواهد كشانيد.

يك آفتابه كه براي شستن دست و رو به كار مي رود چيزي نيست كه كسي بخواهد آن را مزين به تزييناتي بنمايد ولي هنرمندان ايراني آنرا به صورت شاهكاري از ذوق و سليقه و قريحه خدادادي درآورده‌اند كه امروز در موزه‌هاي بزرگ مغرب زمين مايه مباهات ماست. (شكل3)       [8]

امروز در خانه‌هاي ما چراغ‌هاي روميزي و ديواري، مطابق آخرين مد مغرب زمين مايه افتخار ماست. ولي مغرب زميني‌ها وقتي به كشور ما مسافرت مي نمايند اگر بتوانند قنديلي به دست بياورند آن را به شهر خود برده به عنوان يادگار ذيقيمتي در خانه خود قرار مي‌دهند. (شكل4)

شكل 4 : قنديل آبگينه با نقوش و خطوط لعابدار از قرن هشتم هجري كه در موزه متروپوليتن نيويورك محفوظ است

شكل 3 : آفتابه برنجي با تزيينات نشانده شده نقره اي از قرن هفتم هجري كه امروز در موزه متروپوليتن نيويورك محفوظ است

كدام وسيله روشنايي ممكن است با اين قنديل آبگينه كه در حدود هشتصد سال ساخته شده از نظر زيبايي برابري كند. در اطراف اين قنديل شش گلو وجود دارد كه به آن شش      [9]      زنجير برنجي آويزان مي‌كنند و آن شش زنجير در فاصله اطاق يا مسجد آويزان مي شود. در داخل قنديل يك چراغ روغني قرار داده مي شده و به اين طريق تزيينات و خطوطي كه در روي قنديل نقش شده روشن مي شود و از خارج نمايان مي گردد. در بالاي قنديل كلمه سماوات خوانده مي‌شود و در روي بدنه آن نام يكي از سلاطين كه در قرن هشتم هجري بر شام و مصر حكومت مي كردنوشته شده است.

تعداد اين قنديل‌ها زياد نبود يا اگر زياد بود به علت شكننده بودن آن مقدار زيادي تا امروز باقي نمانده ولي هر كدام به منزله شاهكاري از هنر شيشه گري و لعاب سازي بوده اند. فقط يك نمونه از آن در موزه ايران باستان موجود است كه از آرامگاه شيخ صفي الدين از اردبيل به آن موزه انتقال داده شده و بقيه آن در موزه هاي قاهره و دمشق مي باشد.

براي ختم اين مقاله قسمتي از پوشش كاشي يكي از ابنيه قرن يازدهم را ارائه مي‌دهم و اضافه مي‌نمايم مردماني كه روي آن رحل زيبا كتاب مي‌خواندند و در خانه‌هايشان را با آن عاج هاي ظريف منبت مزين مي‌كردند و دستشان را با آن آفتابه‌هاي نقره‌كوب زيبا مي‌شستند و اطاقشان را با آن قنديل‌هاي آبگينه روشن مي‌كردند و ديوارهاي آن را با كاشيهاي زيبا مزين مي‌ساختند، بدون شك مردماني با سليقه و هنر دوست بودند.

انشاءالله در مقاله هاي ديگر باز از ذوق اين پدران هنرمند خوانندگان عزيز صحبت خواهم كرد.      [10]

شكل 5 : پوشش ديوار يكي از كاخ‌هاي قرن دهم هجري با كاشي هفت رنگ كه امروز در موزه‌ي متروپوليتن نيويورك محفوظ است