اوليور، آندره. "شيشه‌هاي صادراتي ايران باستان". ترجمة غلامرضا مريدي، احمدنوروزي خراساني. دوره 15، ش 171 (دي  55): 5-14، تصوير.

 

خلاصه: نشايه‌هايي حاكي براين كه اولين سازندگان شيشه ايراني بوده‌اند ـ مقايسه جام بلوري ازحفاري درمنطقه "نيمرود ـ Nimrud" و تخت جمشيد با چندجام بلوري مشخص: 1- جام بلور "ايفسس ـ Ephesus" ،2- جام بلورموزه‌گورنينگ، 3- جام بلور موجو ددر كلن آلمان، 4- جام بلورين موزة بريتانيا، 5- جام يافت شده از حفاريهاي گوردين ـ Gordion ، 6- جام برنزموزه متروپوليتن، 7- جام موزة هرميتاژلنينگراد ـ بحثي درتشابه طراحي بين جامهاي بلورين مكشوفه از زمانهاي هخامنشي با ظروف برنز، نقره و طلا كه در موزه‌هاي مختلف دراروپا نگهداري ميشود.

شيشه‌هاي صادراتي ايران باستان

آندره اوليور

«شيشه‌گري يكي از قديميترين صنايع و هنرهائيست كه انسان بدان آشنائي داشته و كشور ما احتمالاً محلي است كه شيشه براي اولين‌بار در آن بدست بشر ساخته شده است. نشانه‌هائي از اين امر در كاوشهاي باستانشناسي كه بويژه در شوش و حسنلو (جنوب رضائيه) بعمل آمده است بچشم مي‌خورد. اين جسم بي‌شكل و شفاف كه توسط هنرمندان و صنعت‌گران ايران باستان آفريده شده است، همچون اجسام ديگر مانند، سفال و كوزه، سكه و كتيبه و غيره داستانها از فرهنگ درخشان و كهن اين سرزمين در نهان دارد و جا دارد كه دانشمندان و باستان‌شناسان ايراني تحقيقات و بررسي‌ها دامنه‌داري را در اين زمينه بمنظور يافتن حقايق بيشتري دربارة تمدن ايران باستان بعمل آورند. مقاله زيرين ترجمه‌ايست از نوشته آندره اوليور* Andrew Oliver, Jr. كه در صفحه 9 جلد 12 (سال1970) نشريه «مطالعات شيشه»  بچاپ رسيده است».

در نمايشنامه اكارنيناس[i] Acharninas نوشته اريستوفانس Aristophanes سفير گستاخ فخركنان صحبت مي‌كرد كه در كاخ شاهنشاه ايران در جام بلورين شراب نوشيدم. اين داستان ادبي و بدون اساس در نمايشنامه اريستوفانس نبوده، زيرا قطعات جام بلورين در آثار تخت جمشيد[ii] پيدا شده است و احتمال اينكه بيان مطلب فوق در نمايشنامة اريستوفانس در سال 425 قبل از ميلاد بدون مأخذ باشد خيلي كم است، زيرا در آن زمان بلور شفاف با كيفيتي مرغوب در يونان در دسترس بود. و اين حقيقت از قطعات بلوريكه در كارخانه فيديس Phiedias واقع در المپيا پيدا شده روشن است. در اين كارخانه مجسمه‌سازان از زئوس[iii] Zeus مجسمه عظيمي ساخته بودند كه نه فقط انگشتان بلوري، بلكه گِل مخصوصي كه براي قالب آنها بكار رفته بود پيدا شده است. و اين مدرك قابل اعتمادي است كه در قرن پنجم قبل از ميلاد، صنعت بلورسازي در المپيا وجود داشته است. ولي متأسفانه سازندة اين قبيل بلور هنوز شناخته نشده است و به احتمال زياد در آن زمان كه صنعت بلورسازي، مدت زمان زيادي در ايران وجود داشته است، مواد اوليه بصورت شمش از ايران وارد يونان مي‌شده است. در سال 1937 پول‌فوسينگ[iv]Poul-Fossing  اولين شخصي بود كه اظهار داشت بين قطعات بلور موجود در موزة بريتانيا و بلور ايران باستان كه اريستوفانس بدان اشاره كرده است، ارتباطي وجود دارد. آستن اچ. لايارد[v] Austin H. Layard در سال 1840 هنگام حفاري در نيمرود[vi] Nimrud چندين ظرف بلور كشف كرد كه مسلماً بشناخت بلور ايران در زمان باستان كمك فراواني مي‌كرد. بعلاوه از حفاريهائي كه بعدها در نيمرود[vii] و تخت‌جمشيد و همچنين مجاور اين دو محل بعمل آمده، مقاديري ظروف بلورين بي‌عيب ساخت ايران كه سازندة آنها تقريباً مجهول است پيدا شده است.

اخيراً موزه متروپوليتن Metropolitan Museum of Art و اين براي شروع بحث درباره بلور دوره هخامنشي كافي مي‌باشد. اين جام بارتفاع 7ر5 و قطر 4ر15 سانتيمتر و عاري از حباب هوا و بي‌رنگ است. و اگر از زاوية مشخصي بدان نظاره كنيم رنگ آن متمايل بسبز كم رنگ بنظر مي‌رسد. اين جام بلورين در حفاريها بصورت چهار قطعة بزرگ و چندين قطعه كوچك بدست آمده ولي آنها را بصورت اوليه مرمت كرده‌اند. متأسفانه يك قطعه باريك از مركز آن مفقود شده، كه با استفاده از پلاستيك بي‌رنگ قطعه‌اي بصورت اوليه آن ساخته‌اند. بعلاوه با استفاده از وسائل مكانيكي، تمام فساد تدريجي را، از سطح آن برطرف كرده‌اند. احتمالاً اين ظرف از يك قطعه بلور بشكل ديسك كه بوسيلة حرارت آنرا بشكل خميري درآورده و فرم دلخواه بآن داده‌اند، ساخته شده و هر نوع آذيني در شكل  ظاهري آن،‌مانند تراش در قسمت‌هاي داخلي و خارجي بعداً انجام گرفته است.

نماي خارجي ظرف با بيست گلبرگ زيبا كه در پائين بيك دايرة كوچك متصل شده‌اند تزئين يافته و اين دايره هشت گلبرگ كوچك دارد. در بالاي جام دو نوار متصل به گلبرگ‌ها، بصورت شيار تراشيده شده است. اين جام بلورين را ميتوان با چهار ظرف بلوري كه در موزه‌هاي مختلف موجود است، برحسب ساختمان و شكل ظاهري مقايسه كرد.

      1-               جام بلور ايفسس (4) Ephesus اين بلور هجده گلبرگ برجسته دارد كه برجستگي‌هاي كوچك در انتهاي هر گلبرگ بين آنها قرار گرفته، در قسمت بالاي جام يك شيار ساده ديده مي‌شود (شكل 3) در سال 1937 پول فوسينگ اين بلور را براي اظهارنظر در مورد ارتباط آن با بلور ايران انتخاب كرد.

      2-               جام بلور موزه كورنينگ[viii] Corning (شكل 4) داراي شانزده گلبرگ است كه برجستگي‌ها و شيارهائي‌متناوباً در وسط گلبرگ‌ها ديده ميشوند.

       3-               شكل 5 جام موجود در كلن آلمان[ix] Colonge را نشان مي‌دهد كه داراي نوزده گلبرگ و دو برجستگي دايره شكل در بالاي ظرف است و يك دايره كوچك در مركز آن ديده ميشود.

171_6_1

شكل 2

شكل 1

1-               دومين جام بلورين موزه بريتانيا[i] (شكل 6) با شانزده گلبرگ كه يك در ميان در وسط آنها شياري تراشيده‌اند و يك شيار، قسمت بالاي ظرف را احاطه كرده و مركز آن بدون تزئين مي‌باشد. بطوريكه ميدانيم در سال 350 قبل از ميلاد مسيح معبد ارتميس Artemis در اثر آتش‌سوزي از بين رفت و معبد جديد ارتميس را در محل قبلي آن بنا كردند. حفاريهائيكه در محل معبد جديد بوسيله ديويد هوگارت David-Hogarth انجام شد جام بلوريني در افسيس[ii] كشف شد و از اين قرينه ميتوان حدس زد كه تاريخ ساختن اين جام بلورين زودتر از سال 400 قبل از ميلاد نبوده است.

شكل 3

اكسل فون سالدرن[i] Axel von saldern بين جام بلورين كورنينگ و بلور افسيس مقايسه‌اي انجام داده است و هر چند كه سنجش او زياد قانع كننده نيست بهر حال، او مقايسه اصلي را بين جام كاملاً سالم موزه بريتانيا (شكل 6) و جام بلورين ساخت ايران كه فعلاً در آنكارا مي‌باشد و از حفاريهاي تپه گوردين[ii] و[iii] Gordion پيدا شده است انجام داده و اين مطالب را در تحقيقات خويش پذيرفته است كه جام موزه بريتانيا متعلق به قرن هفتم قبل از ميلاد ميباشد و بعد از جام گوردين ساخته شده است.

تفاوتهاي قابل توجهي بين جام بلورين گوردين و ظرف بلور موزه بريتانيا موجود است. مثلاً در جام گوردين يك قُبّه نظر تماشاچي را جلب ميكند، ولي بلور موجود در موزه بريتانيا فاقد آنست. انتهاي اولي داراي شيارهاي دايره‌يي است، ولي دومي با گلبرگ تزئين شده است. در داخل و خارج جام گوردين تزئيناتي بعمل آمده، در حاليكه قسمت داخلي جام موزه بريتانيا صاف و بدون تزئينات است. بنابراين ميتوان گفت كه جام بلورين گوردين، در يك طبقه‌بندي منحصر بفرد قرار گرفته است، و چهار ظرف ديگر با درنظر گرفتن بلور موزه متروپوليتن، در گروه جداگانه ديگري ميتوانند قرار گيرند. بطوريكه صريحاً‌مي‌توان اظهارنظر كرد كه اينها با يكديگر هزمان نيستند. با وجود اين تاريخ ساخت آنها را ميتوان مربوط بقرن چهارم قبل از ميلاد دانست كه سه قرن بعد از تاريخ ساخت بلور گوردين مي‌باشد.

تشابه در مواد اوليه و شكل و اندازه و همچنين تزئيات ظروف مذكور، تأئيد مي‌كند كه اين بلورها در قرن چهارم قبل از ميلاد ساخته شده‌اند و اين تاريخ پيشنهادي را ميتوان تا اندازه‌اي قبول كرد. هاينز لوشي[iv]Heinz Luschey مطالعه‌اي در مورد منشأ بلورين مذكور انجام داده و باين نتيجه رسيده است كه آنها را در ايران، مصر و يونان ساخته‌اند. ولي لوشي متأسفانه تعدادي از آنها را از قلم انداخته است و يا نيز شايد در آنزمان، آن عده هنوز مكشوف نبوده‌اند. از آنجمله يك جفت ظرف نقره در مقبره درويني Derveni در شمال سالونيكا[v] Salonicaكشف شده، كه آنها را در موزه سالونيكا بنمايش گذاشته‌اند و تا آنجا كه مؤلف اطلاع دارد، دربارة آنها مطلبي در مقاله فوق نوشته نشده است. اندازه و تناسب اين دو جام كاملاص مشابه با جامهاي بلورين فوق است و تزئينات و گلبرگ‌هاي آنها، هر چند كه پيچيده‌تر است ولي آنها را با مهارت خاصي انجام داده‌اند،

شكل 4

بطوريكه يك مجموعة گلبرگ بطور رويائي رويهم قرار گرفته‌اند. طرح اصلي با بيست و هشت گلبرگ، كه گلبرگ همگي در وسط داراي برجستگي هستند، تزئين شده و در مقاله لوشي ذكري از آنها بميان نيامده است. اين دو جام و مقداري ظروف نقره از مقبره درويني بدست آمده كه ممكن است ساخت يونان باشد، ولي بنظر نگارنده بررسي بيشتري در مورد آنها لازم است. طرح و نوع تعدادي ظروف برنز و يك سكه از فيليپ دوم كه در يكي از قبرها پيدا شده است نشان مي‌دهد كه اين ظروف و ظروف بلورين، متعلق بقرن چهارم قبل از ميلاد مي‌باشند. وابستگي نزديكي بين جام برنز متعلق بموزه متروپوليتن[i] (شكل 7) كه بطور شگفت‌انگيزي مشابه جام بلور موجود در همان موزه ميباشد وجود دارد.

ولي متأسفانه تاريخ ساخت جام برنز معلوم نيست. صرف نظر از اختلافي كه بين گلبرگ‌ها و برجستگي‌هاي جام بلور و ظروف برنز موجود است و با توجه بوابستگي‌هايي كه بين گلبرگ‌هاي دو جام، بنظر مي‌رسد مطمئناً ميتوان اظهار عقيده كرد كه هر دو همزمان مي‌باشند. نمونة ديگري در هرميتاژ لنينگراد[ii] (شكل 8) كه داراي دوازده گلبرگ زيبا با طرحي بيضي مانند و دوازده برجستگي كه در بالاي آنها دو شيار متصل به گلبرگها و در مركز آن يك ديسك برجسته قرار دارد موجود است. رويهم رفته مقداري ارتباط بين اين جام، با يكي از بلورهاي موزه متروپوليتن وجود دارد. ظرف بلور لنينگراد جام نقره‌اي دورة هخامنشي را بخاطر مي‌آورد با مشخصاتي از تاريخ قرن شانزدهم و پانزدهم قبل از ميلاد، اما با شكل كاملاً متفاوت، كه در عوض، جام اخير بدون گلبرگ و داراي قُبّه است و قُبّه‌هاي برجسته، تماماً با طرحي درخشان در جام كار شده است.

شكل 6

شكل 5

ظروف نقره‌اي كه از چندين نوع مختلف كشف شده است و از جمله آنها ظرف موجود در لندن[i] (شكل 9) كه هجده گلبرگ و قُبّه برجسته دارد و اين قبه‌ها كاملاً متفاوت از قبه‌هاي ظروف دوره هخامنشي است و بصورت جزء جداگانه در بين گلبرگ‌ها بكار برده شده است. كتيبه‌اي بزبان كلداني كه تاريخ آن در حدود 300 سال قبل از ميلاد مي‌باشد و در آن از نام ايراني تريپرن Tryprn ياد شده است، نشان مي‌دهد كه ظرف مذكور بيك ايراني متعلق بوده و يا اينكه اصولاً ساخت ايران بوده است.

اخيراً جام بلور ديگري از گوردين[ii] بدست آمده است. نصف پائين اين جام داراي خطوط افقي است و در قسمت بالاي آن يك قسمت داراي گلبرگ‌هائي است كه بين آنها شاخة برگ خرما، بصورت برجسته، حكاكي شده است و حاشية قسمت بالاي آن، بدون تزئين ميباشد. در سال 1959 كه اولين مقالة علمي انتشار يافت، اين جام واقعاً مشابهي نداشت ولي حالا از اين نوع دو عدد با مشخصات فوق، يكي بصورت بلور و ديگري از جنس نقره در دست است. جام نقره‌اي در موزه اشمولين[iii] و[iv] Ashmolean (اكسفورد) موجود است كه مبداء اصلي آن مشخص نيست (شكل 10) اين جام در قسمت كف مسطح و دو سوم از قسمت پائين آن با ميله‌هاي نيمه استوانه‌ئي بصورت كمبربندي در سطح خارجي آن تزئين يافته و در قسمت بالا، داراي گلبرگ‌هاي كوچك برجسته‌ايست كه بين آنها، شاخة برگ خرما، بصورت زيبائي حكاكي شده است. جام ديگري از نوع بلور و با مشخصات مشابه جام نقره، در موزه سالونيكا موجود است.

اين جام از كاوشهاي مقبرة مقدوني‌ها، در درويني بدست آمده، قسمت پائين آن، كمي محدب است و قسمتي از آن، شكسته شده بود كه با مهارت خاصي مرمت شده است. نصف قسمت پائين جام، مانند جام نقره تزئين شده و در قسمت بالاي آن، دوازده گلبرگ‌و در قسمت بالاي گلها، دو شيار ساده در بلور ايجاد شده است. از خصوصيات جالب اين ظرف اينست كه، منبع اصلي آن، مقبره درويني مي‌باشد و در نتيجه، تاريخ ساختن آنرا ميتوان در حدود قرن چهارم قبل از ميلاد دانست. بعلاوه از مراجعه باين تاريخ براي دو جام ديگر كه در آكسفورد و گوردين هستند همين تاريخ را ميتوان تعيين نمود.

هر چند نميتوان گفت اين سه جام با مشخصات مشابه و دو نوع ديگر با گلبرگ‌و بدون برجستگي‌هاي كوچك، در يك زمان ساخته شده‌اند ولي تمام آنها را ميتوان مربوط بقرن چهارم قبل از ميلاد دانست و اين اختلاف فقط بين سي‌تا چهل سال است، و هيچكدام از آنها، با تاريخ تهية نمايشنامة «آكارنيناس» همزمان نيستند. بنابراين فقط بلورهائي كه از كاوشهاي تخت جمشيد بدست آمده‌اند مي‌توانند همزمان با تهية آكارنيناس باشند و مي‌توان گفت تنها از همان نوعي هستند كه بوسيله سفير در نمايشنامة آكارنيناس بدانها اشاره شده است.

چندين سال قبل موزه كورنينگ، يك ظرف بلور[v] با شكل غير متداول بدست آورد كه قسمت پائين آن، داراي شكل پيازي، در بالا باريك (شكل 11) و در بدنه آن تراشهاي طولي داده شده كه در پائين ظرف بيك گل تراشيده شده، متصل شده‌اند. تصور ميشود كه قسمت تحتاني آن شكسته، و دوباره مرمت شده، بصورت اوليه درآمده باشد.

بقاياي انتهاي ظرف، بقدر كافي نشان مي‌دهد كه طرح يك گل بطور يقين وجود داشته است. لبة بالائي ظرف برگشته و يك نوار برجسته در پائين اين قسمت ديده ميشود. همچنين در قسمت گردن، دو نوار تراشيده شده است. اين ظرف وابستگي نزديكي از نظر شكل با گروهي از ظروف فلزي دوره هخامنشي دارد كه يك نوع آن از نقره ساخته شده،

شكل 8

شكل 7

در كلكسيون خانم و آقاي ليون پامرانس Mr. And Mrs. Leon Pomerance ميباشد[i] (شكل 12) شكل ظاهري اين ظرف كاملاً مشابه ظرف فوق است و اين شباهت نميتواند اتفاقي باشد، چون تزئينات بدنه با يكديگر كاملاً نظير هستند. از جمله تراش در سطح خارجي و نوارهاي اطراف گردن ظرف و تزئينات قسمت بالا و همچنين هماهنگي در برجستگي‌هاي بلور و سبك زبانة پائين و تراش خورده مورب در بالا، كاملاً اين شباهت را نشان مي‌دهند. ظروفي از اين نوع در برجستگي‌هاي تخت جمشيد بوسيله حاملين هدايا نشان داده شده، كه تاريخ آن مربوط به اواخر قرن ششم و يا اوايل قرن پنجم قبل از ميلاد است[ii] و احتمال مي‌رود كه اين ظرف سابقه‌اي طولاني داشته‌است و ظرف مشهور طلا كه تاريخ آن مربوط به قرن چهارم يا سوم قبل از ميلاد است و در سال 1949 در پاناجوريشت بلغارستان Panagyurishte كشف شده از روي اين ظرف بوسيلة سازنده آن اقتباس شده باشد. تاريخ ظرف مجموعة خانم و آقاي پامرانس احتمالاً اوايل قرن پنجم قبل از ميلاد مي‌باشد.

 اين تاريخ از اين نظر مهم است كه چهار ظرف ديگر را ميتوان وابسته بكارخانة سازندة اين ظرف دانست. اين گروه در 4 تصوير زير نشان داده شده‌اند.

1-            شكل 11- جام بلور كورنينگ (Corning/66.1.16) با ارتفاع 18 سانتيمتر.

(مأخذ J.G.S.IX, 1267, p.133. Fig.3.)

شكل 14

شكل 13

شكل 12

شكل 11

شكل 10

شكل 9

1-      شكل 13- جام مسطح كورنينگ (Corning 59.1.578) با قطر 17 سانتيمتر و ارتفاع 3ر2 سانتيمتر.

مأخذ:

 (J.G.S.II, 1960, p.139. Fig.3; A. von Saldern, “Achaemenid and Sassanian Cut Glass,” in “Ars Orientalis, V, 1963, pp.7f; p 1. I, Fig.1.).

2-            شكل 14- ظرف گود مونيخ Munich, Die Anti Kensammlungen, 12.240 با قطر 4ر11 سانتيمتر.

مأخذ:

(Munchner Jahrbush der blidenden Kunst, 17, 1966, p.226, Fig. 6; J.G.S. X, 1968, p.180, No.3; ill.)

      3-            شكل 15- يك ظرف گود- اورشليم، كلكسيون دوبكين (E.Debkin) بقطر 12 و ارتفاع 7 سانتيمتر.

مأخذ:

(J.G.S.X, 1968, pp.18-19, Fig.5.)

       4-            شكل 16- ظرف گود كورنينگ (Corning, 59.1.67) با ارتفاع 8ر6  و قطر 14 سانتيمتر.

مأخذ:

(J.G.S.X, 1968, pp.18-19, Fig.4, n.6 with references.)

چندين كيفيت ممتاز اين پنج ظرف را بهم مربوط ساخته و بصورت يك گروه درآورده است. تمام اين ظروف در قسمت داخلي مسطح هستند و در قسمت خارجي داراي تزئينات مي‌باشند. باستثناء ظرف مسطح شكل 13 كه كه در قسمت دايره‌اي، با گلبرگ‌هائي متصل به تراشهاي حاشيه‌ئي بالاي ظرف، تزئين يافته است.

شكل 16

شكل 15

دان براگ[i] Dan-Barag در يكي از انتشارات موزه دانشگاه پنسيلوانيا، مقاله‌اي انتشار داده كه در آن جام بلور بدست آمده از ني‌پور Nipur را با دو جام شكل 15 و 16 مقايسه نموده، اظهار نظر كرده است كه وابستگي‌هائي بين اين ظروف و ظرف ني‌پور از حيث زمان تهيه و شكل ساختمان آنها وجود دارد. ظرف ني‌پور، گرچه از نظر تزئينات، با ظروف شكل 15 و 16 يكي نيست ولي از نظر شكل كلي،‌كاملاً مشابه آنها و با دو ظرف ديگر همزمان مي‌باشد. گرچه گلهاي حكاكي شده در ته ظروف مشابه‌اند ولي گلهاي توي هم رفتة حكاكي شده، بجاي برجستگي‌هاي راه‌راه ديده ميشود. و در نتيجه بلور ني‌پور را نمي‌توان بطور كامل از نوع ظروف پنجگانه فوق دانست.

اميد است كه اين بحث كوتاه در مورد شيشه، شيشه‌اي كه ظاهراً ايراني بوده و قبل از فتح اسكندر ساخته شده است راهگشائي جهت شناخت شيشه پيش از قرن چهارم قبل از ميلاد باشد. تشخيص دو گروه مشخص در قرون پنجم و چهارم منتهي بكوششهائي مي‌گردد كه منجر به تهيه شيشه‌هاي مرغوب از همان نوعي كه در نيمرود و گوردين پيدا شده است براي بازار يونان در فاصلة سالهاي 323 الي 30 قبل از ميلاد ميشود.

ترجمة : دكتر غلامرضا مريدي و احمد نوروزي خراساني

“پاورقي‌ها”

*Andrew Oliver, Jr; Persian Export Glass; Journal of Glass studies, Vol.XII. (1970), 9; the Corning*  Museum of Glass, Corning Glass Center. Corning; N.Y. U.S.A

 1 - نمايشگاه اكارنيناس در سال 425 قبل از ميلاد توسط اريستوفانس نوشته شده است.

Acharninas, 74. Mary L.Trowbridge, Philological Studies in Ancient Glass, Urbana, 1930, p.151.

2- E.F. Schmidt, Persepolis, II, 1957, p1.70.

3- E. Kunze in Neue Deutsche Orient 1959, p.284 F; Figs. 23-27.

4- Acc. No.1907.12-1.542. Poul Fossing “Drinking Bowls of Glass and Metal form the AchaemenianTime, “ Berytes, IV, 1937, p.121 f. pl XXIII: 1.See also D.G. Hogarth, Excavations at Ephesus, 1908, p. 318.

5- A. Von Saldern, J.G.S., I, 1959, P.27f; Masterpieces of Glass (Exhibition catalogue), London, 1968, text by D.B. Harden et al., p.27, No.27; p.29, No.30.

 6 - نيمرود Nimrud شهر قديمي مملكت آشور كه واقع در جنوب شهر موصل در عراق است.

7- M.E.L. Mallowan, Nimrud and its Remains, II,1966, Appendix III, “Glass” by Axel von Saldern.

8- 55.1.138. Dia. 13.3 Cm. Ht. 3.8cm. Glass from the Ancient World, Corning, 1957, No.52; A. vonsaldern in J.G.S., I, 1959, p.41, Fig 28.

9- Dia. 17 cm. Ht. 3.5 cm. Beschreibung Romischer Altertumer gesammelt von C.A. Niessen, 1911, No.154, pl. XXII; A. von saldern in Ars Orientalis, 5, 1963, p.8; Fig. 2.

10- Acc. No.70. 6-6.7; Dia.17.2 cm. Ht.4.2 cm. A. von saldern in J.G.S., I, 1959, p.32, Fig.11., Masterpieces of Glass, 1968, p.31, No.34; Ex Coll. Eugene Piot, Paris.

 11 - ايفسس Ephesus يك شهر يونان قديم است كه اكنون در تركيه واقع است.

12- J.G.S., I, 1959, p.32.

 13 -گوردين Gordion محلي است نزديك آنكارا.

14- J.G.S., I., 1959, p.23 F., Figs. 1-2.

15- H. Luschey, Die Phiale, 1939, p.125.

 16- سالونيكا  Salonicaشهري در يونان كه در سال 315 قبل از ميلاد ساخته شده و بنام خواهر اسكندر نامگذاري شده است. اين شهر بعد از سال 148 ميلادي پايتخت ايالت مقدونيه در زمان امپراتوري روم بوده است.

17- Acc. No.23.158. Gift of Edward Perry Warren, 1923. Dia 14./cm. Ht.4.8 cm.

18- E 529. Dia. 13.4 cm. B.A. Shelkovnikov et al; Artistic Glass (in Russian), Leningrad, 1967, Fig. 3

19- A.D.H., Bivar, “A Rosette Phiale Inscribed in Arimic,” Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, XXIV, 1961, p.189-199; alse Catalogue Sothedy, 11 December 1961, 10t 22, ill., D.E. Strong, op. Cit, n. 15, pl.25a.

20- A. von Saldern, J.G.S. I, 1959, p.35, Fig. 15.

21- Acc. No. 1967. 819. Ht. 8.5 cm. Sale catalogue sotheby, 12 June 1967, lot 169; Ashmolean Museum,

Report of the Visitors, Oxford, 1967, pl. I .

22 - موزه اشمولين Ashmolean قديميترين موزه هنر، باستانشناسي و تاريخ طبيعي واقع در دانشگاه اكسفورد – اكسفورد- انگلستان مي‌باشد. اين موزه در سال 1675 جهت نگهداري اشياء قديمي اهداء شده توسط Elias Ashmolean  ساخته شده است.

23- Acc. No. 66.1.16. J.G.S.IX, 1967, p. 133, Fig. 3.

24- Sept mille ans d’art en Iran, Exhibitoin catalogue, petit Palias, Paris, Oct. 1961-Jan. 1962, p.115, No.685 (before the handles were attached); The Pomerance Collection of Ancient Art, Exhibition catalogue, The Brooklyn Museum, 1966, p. 52, No. 59.

25- E.F. Schmidt, Persepolis, II, 1957, frontispiece and Pl. 70, Figs. D. and F.

26- Barag, D., “Au Unpublished Achaemenid cut Glass Bowl from Nippur,” J.G.S., X, 1968, pp.17f.