|
|
||
|
حكيميان، ابوالفتح. "حساب جعل و شاهكارهائي ازآن". دوره 15، ش171 (دي55): 55-63. |
||
|
|
||
|
خلاصه: حساب جمل ـ چگونگي پيدايش حروف ابجد ـ شرحي برعلم الحروف ـ معرفي بينات وزير ـ شرحي برجمع و طرح وتعميه ـ اعجاز آيات قرآن ـ كلمات، عبارات، مصراعها، تكبيتي و دوبيتيها، رباعيها وقطعههائي كه با بهرهگيري ازحساب جمل ساخته شده ـ قصيده معجزيه ونمونهاي از آن اثر ميرزامحمدصادق اصفهاني متخلص به "ناطق" كه درتاريخ تذهيب گنبد مظهر آستانه حضرت معصوم عليهاالسلام سروده شده (1218 ه.) ـ از نوادر حساب جمل، اين مقاله داراي 15 منبع ومآخذ ميباشد. |
|
|
|
حساب جمل و شاهكارهائي از آن دكتر ابوالفتح حكيميان قرنهاست شاعران و اديبان فارسينويس
پارسيسراي، حوادث تاريخي و وقايع و
اتفاقات جالب نظر را در خلال عبارات كوتاه
يا در قالب ابيات و مصراعها منعكس ميكنند
و به اصطلاح «مادة تاريخ» ميسازند.
ببينيم اين مسئله كي، از كجا و چگونه نشأت
گرفته و چهسان به ادب فارسي راه يافته
است؟ حساب جُمَل غرض از حساب جمل، شمارش به وسيلة
حروف ابجد است كه در هشت كلمة «ابجد، هوز،
حطي، كلمن، سعفض، قرشت، ثخذ و ضظغ» متضمن
تمام حروف الفباي عربي، جمع آمده است. از
ميان اين كلمات، نُه حرف اول يعني ابجد،
هوز، حُطّ به ترتيب نمايانگر ارقام يگان
يا آحاد، از يك لي نُه، حروف نُهگانة
بعد، از «ي» الي «ص» دهگان يا عشرات و
الباقي حروف، نمايندة سدگان و مآت است. ابونصر فراهي صاحب نصاب گويد:
بيروني در «التفهيم» پيرامون نحوة
تحرير اين حروف آورده است: «اگر عدد از
مرتبههاي بسيار بود چون آحاد و عشرات و
ملئين، نخست بزرگتر بايد نبشتن چون صدگان
كه نخست بايد نبشتن آنگاه دهگان. اگر هزار
و دو باشد (غب) بايد نبشتن اگر دوهزار باشد (بغ)
بايد نبشتن. زيرا كه چون خُرد بر بزرگ،
مقدم شود او را از (غب) جدا كند و دليل باشد
كه از بهرمرادي كرده باشد». به استنباط از سخنان بيروني توان
گفت كه منظور وي انعكاس اعداد ترتيبي از
طريق حروف ابجدي بوده است و هنوز هم برخي
مؤلفان، خاصه در تنظيم شماره صفحات ديباچهها
از آن استفاده ميكنند وگرنه آنچه از حساب
جمل در مقالة حاضر مراد ماست رعايت ترتيب
اعداد و ضرب آنها در يكديگر نيست و شعرا و
نويسندگان در تنظيم مواد تاريخ، چنان آداب
و ترتيبي را مطمح نظر قرار ندادهاند. دهخدا گويد: «بنابر گفتة بيروني،
هرگاه حرف بزرگتر پيش از حرف كوچكتر باشد
جمع خوانده شود و هرگاه حرف كوچكتر پيشتر
آيد ضرب خوانده شود و ليكن اين قاعده در
مادة تاريخها كه در شعر ميآيد اجرا
نگرديده است». آنگاه ميفزايد: «گاهي نويسندگان و
كُتّاب قديم در مواردي اعداد را به جاي
حروف مينوشتند از جمله وقتي ميخواستند
كلمهيي مقدس را به خامه آورند براي آنكه
آن كلمه و حروف مقدس از تماس با دستهاي
آلوده و ناپاك مصون باشد آنها را با اعداد
نشان ميدادند چنانكه محمد را به صورت (40، 8،
40، 40، 4) مينوشتند». در مورد پيدايي هشت كلمة ابجد، هوز…..الخ
تهازي آورده است: « و در حديث آمده كه ويللعالم
جهلمن تفسيرالابجد و معني ابجد اينست:
ابجد يعني حضرت آدم عليهالسلام آلودة
گناه شد، هوز يعني آن حضرت پيروي نفس خواهد
كرد و ازينرو نعيم بهشت ازو زائل گرديد. «حطي»
يعني گناهان آن حضرت در نتيجة بازگشت به حق
و طلب آمرزش ازو عزاسمه مانند برگ درخت
بريخت، «كلمن» يعني آن حضرت به كلماتي
متكلم شد تا توبة او موقع قبول و بخشايش
خداوندي واقع گرديد. «سعفض» يعني دنيا بر
آن حضرت تنگ شد پس خود را به خدا بازگذاشت.
«قرشت» يعني به گناه خود اقرار آورد و
خداوند نيز به كرامت و بزرگواري بدو نيكي
فرمود. «ثخذ» يعني آن حضرت از حق نيرو گرفت.
«ضظغ» يعني به عزيمت لاالهالاالله
محمد رسولالله دل قوي داشت» اما مؤلف
اصول دستور زبان فارسي آورده است: «گويند
مرمربن مره كه از مردم طي بود و خط عربي را
وضع كرده هشت پسر داشته و اين هشت كلمه نام
پسرهاي وي ميباشد». معهذا نخجواني صاحب «مواد
التواريخ» كه برحسب تصادف، اين دو كلمه،
خود متضمن مادة تاريخ شمسي آغاز كتاب
مزبور و در گزينش و برداشت شواهد، مورد
مراجعة نگارنده بوده است گويد: «معلوم
نيست اين اعداد در چه زماني وضع شده و واضع
آن كيست؟ پارهاي مآخذ و مدارك موجود است
كه تاريخ استعمال حساب جمل را نزديك به
اوائل اسلام ميرساند». علمالحروف
و نظريات حروفيان توجه به حروف الفبا، تنظيم آنها به
صورت ابجد و هوز….و بهرهگيري از آنها
براي ترتيب مواد تواريخ ظاهراً متأخر از
آنست كه گروهي از قديمالايام ميپنداشتند
حروف الفبا داراي رمز خاص و معاني پوشيدة
ويژهاي است كه اگر مفسران از آن آگاهي
نيابند به تمام معاني و مفاهيم قرآن نميتوانند
راه يافت. هواداران اين مشرب خرافي را كه
در اوائل اسلام در افكار جماعتي ريشه
دوانده بود حروفيه يا حروفيان ناميدهاند.
حروفيان موفق شدند تا قرن هفتم هجري در
ايران و تركيه و برخي كشورهاي ديگر آراء و
عقائد خود را تبليغ كنند اما با شدت عمل
دولتهاي وقت مواجه شدند و سرانجام به
خاموشي مطلق گراييدند. ابنالنديم صاحب «الفهرست» ضمن
شرح افكار معزمين يعني دعانويسان و
افسونگران، آنان را دو گروه انگاشته، يكي
را پيروان طريقة محموده و روش پسنديده و
گروه دوم را صاحبان معتقدات مذموم و
ناپسنديده ناميده است. همو گويد: «نخستين
كسي كه در اسلام به اين علم پرداخت
ابونصراحمدبن هلال بكيل بود». از
معروفترين هواداران حروفيه در ايران فضلالله
استرآبادي است. دهخدا گويد: «فضلالله
استرآبادي با بيان معنيهاي شگفتانگيز
براي آيههاي قرآن و سخنان پيغمبر اسلام،
دين نوي پديد آورد و بنياد تفسيرهاي خود را
بر اصالت حروف نهاد وي ميگفت هر كه بخواهد
راه به معني درست كتابهاي آسماني و سخنان
پيغمبران پيشين ببرد بايد با معني و خواص و
راز حروف آشنا شود».همچنين ادوارد براون
در كتاب خود «از سعدي تا جامي» ذيل «الجايتو
خدابنده لقب الجايتو شاه خربنده» گويد: «بعد
از غازان برادرش الجايتو پسر ديگر ارغون
در 31 ژوئيه 1305م به تخت نشست و ملقب به
الجايتو محمد خدابنده گرديد. در آن وقت
بيست و چهار سال از عمر او ميگذشت. در
زمان كودكي برحسب ميل مادرش اروك خاتون
غسل تعميد يافته و به نام نيكولاس دين مسيح
گرفت لكن بعد از آن زوجهاش كه در عهد شباب
با او مزاوجت كرده بود او را به دين اسلام
آورد. در جواني عنوان عجيبي بر او نهاده و
خربندهاش لقب دادند. ولي بعد از آن اين
اسم تغيير كرد و خدابنده لقب يافت.
رشيدالدين وزير در ديباچة جلد اول تاريخ
بزرگ خود قطعة ذيل را در باب اين نام سروده
است:
.
. . .ظاهراً برحسب علم حروف نزد مسلمانان
همچنان نزد يهود، كلماتي
كه مقدار عددي آنها متساوي است داراي يك
خاصيتاند ازينرو خاصيت نام شاه خربنده
برابر است با پانزده حرف ساية خاص
آفريننده». مسئلة بيّنات
وزير شرح بينات وزير از اين قرار است كه
حروف الفباي عربي را بدانگونه كه تلفظ ميشود
بنويسند مانند «جيم» و «قاف»، «لام» و
نظائر آنها. در اين صورت، اولين حرف آنها
را زبر و مابقي را بينات گويند. شيخ بهائي در آغاز كتاب «جامع عباسي»
كه به نام شاه عباس اول تأليف داده ضمن
قطعهاي جملهاي آورده است كه به طريق
محاسبة بينات وزير، اسم شاه را از آن ميتوان
كشف كرد. نخست، قطعهرا يادآور شويم:
شرح بينات وزير در قطعه مزبور چنان
است كه از حروف تشكيل دهندة جملة «خلدالله
ملكه» يعني به ترتيب تلفظ كامل آنها: خا،
لام، دال، لام، لام مشدد، ها، ميم، لام،
كاف، كاف و ها هرگاه زبر را حذف كنيم بينات
آن معادل رقم 439 خواهد بود و اين درست معادل
نام «شاهعباس» است. اين مسائل نشان ميدهد كه اعتقاد
داشتن به خواص حروف، جستهگريخته تا قرن
يازدهم نيز در اذهان رسوخ داشته است. اينك
بايد بگوييم بهرهبرداري از حروف الفبا
براي انعكاس و بيان مواد تاريخ، نيازمند
هنرمندي و مهارت و تسلط خاصي است كه نصيب
همگان نشود. مؤلف «موادالتواريخ» گويد: «فن
[ترتيب] مادة تاريخ از ظرائف فنون شعريه
است و اغلب آنرا جزو صنايع مستظرفه مانند
موسيقي و نقاشي و امثال آنها دانستهاند و
مربوط است به حساب ابجد يا حساب جمل… بعضي
اسامي و اشارات و محاسبات نجومي را در زمان
قديم بيشتر به حساب جمل بكار ميبرند»
آنگاه ميفزايد: «قديمتر از نيمة دوم قرن
پنجم مادة تاريخي به حساب جمل يا حروف
مقطعة ابجد از فارسيزبانان به نظر
نرسيده…. عمده محسنات مادة تاريخ آنست كه
در قالب شعر و جملات لطيف و ظريف گفتهاند
و مشتمل بر لطائف و صنايع شعري است». جمع و خرج و
تعميه هنرمندي و هنرنمايي در ترتيب و
تنظيم مواد تواريخ، در دو مورد به اوج
ميرسد: يكي آنكه پردازندة مادة تاريخ،
عبارتي را در داخل كلام ديگر بگنجاند يا
چيزي از آن بكاهد كه هر كدام داراي مفهوم
خاصي است و در نتيجة جرح و تعديل با به
اصطلاح «جمع و خرج» و با استفاده از
ايهامات و تجنيسات و توريه و صناعات ادبي
ديگر سرانجام، مادة تاريخ موردنظر كشف شود
ديگر آنكه قصائد و قطعات طولاني پردازد كه
هر كدام از مصرعهاي آن حامل مادة تاريخ
موردنظر اوست بيآنكه در اركان و اجزاء
شعر خللي وارد شو يا لطفاً و معناً به تكلف
و تصنع گرايد. اين هر دو گاهي تا حد اعجاز
در سرودهها و نوشتههاي ادبا ملاحظه
ميشود و ضمن مقالة حاضر به آنها اشاره
خواهد شد. از شاهكارهاي جمع و خرج يكي ساخته
شيخ بهائي است كه در تاريخ بناي حمامي
معروف به حمام شيخ بهائي ساخته است:
چون يكي از درون برون آيد-«صحت و عافيت»
بود تاريخ لطف معني روشن است اما براي دريافت
تاريخ بناي حمام، از مجموع «صحت و عافيت»
بايد ارقام «يكي» يعني چهل كسر شود. تاريخ وفات «خادم» را كه از شعراي
زمان نادرشاه افشار بود مشتاق اصفهاني
بدينگونه طرح كرده است:
مشتاق خستهدل پي تاريخ رحلتش-گفتا ز
بوستان سخن رفت بلبلي در اين بيت كه مقطع قطعهاي است «بوستان
سخن» برابر 1229 و «بلبل» معادل 74 است كه چون
بلبل از بوستان برداشته شود 1115 سالمرگ
خادم خواهد بود. پس از مرگ آغامحمدخان قاجار كه در
عين حال سرآغاز سلطنت «باباخان» يعني
فتحعليشاه قاجار بود فتحعليشاه صبا ملكالشعراء
آن دربار قصيدهاي ساخت كه مقطع آن بيت
زير است:
رقم زد منشي طبع صبا از بهر تاريخش-زتخت
آغامحمدخان شدو بنشستباباخان در شرح بيت از طري جمع و خرج بايد
گفت كه كلمة تخت
معادل رقم 1400 و «آغامحمدخان» برابر 845 است
و وقتي آندو را از هم منها كنيم و الباقي را
به باباخان كه معادل 657 است بيفزاييم رقم
1212 پديد ميآيد كه تاريخ موردنظر شاعر است. از شاهكارهاي اين شاعر، يكي هم
منظومهاي است كه به مناسبت رحلت
رضاقليخان هدايت صاحب مجمعالفصحاء در 1288
ساخته و بيت شاهد اين است:
همي بداني تاريخ رحلتش به درست-«دوازده
چو كني از هزاروسيصد كم» قطعاً خوانندگان عزيز به لطف معني
توجه دارند و با احتساب ابجدي مصراع اخير،
لفظاً و معناً تاريخ موردنظر را توانند
يافت. حاج ميرزا حسن جابريانصاري در
تاريخ قتل ناصرالدينشاه و جلوس
مظفرالدينشاه گفته است:
در سّر ازل رمزي است كز بارگه دارا-چون
رفتبرون ناصربنشاند مظفررا «بارگه دارا» معادل 434 و «ناصر»
برابر 241 است و چون به طريق جمع و خرج از هم
كسر شود و الباقي را به ارقام «مظفر»
بيفزايند 1320 هجري قمري حاصل خواهد شد. بهرهبرداري از حساب جمل از طريق
جمع و خرج وقتي پيچيدهتر شود آنرا «تعميه»
يعني معماگويي نامند. از جمله ميرزا عليقلي
داغستاني متخلص به واله پس از اتمام تذكرهالشعرائي
كه خود ترتيب داده بود رباعي ذيل را به طور
معما ساخت:
حل معما بدين قرار است: از رياضالشعراء
كه معادل 1613 است بايد ارقام خزان يعني 658
وضع شود. «ورد» كه گل سرخ باشد وقتي ميتواند
سرزده داخل شود كه حرف اول آن يعني واو را
حذف كنند و در اين حال برابر 214 خواهد شد و
با افزودن به الباقي ارقام قبل معادل 1169
يعني تاريخ تأليف تذكره ميشود. مورد زير شايد از مقولة جمع و خرج و
تعميه بيرون باشد اما در حد خود سرشار از
ذوق و لطافت است و تاريخ درگذشت كريمخان
زند را داراست:
(1193) اعجاز آيات انديشمندان پارسيگوي در تنظيم
مواد تاريخ، بعضاً از آيات كلامالله نيز
بهره جستهاند. منجمله يكي از نكتهسنجان
هند، در تاريخ فتح پنجاپور از طرف عالمگير
شاه، كه به سال 1097 اتفاق افتاد آيه زير را
هنرمندانه مورد بهرهبرداري قرار داد كه
از شگفتانگيزي به اعجاز ميماند:
اخرجناهم (منجنات و عيون و مقامكريم).
در اين آيه ضمير «هم» از ذيل آية مباركه،
خارج شود تا آنچه در داخل دو كمان قرار
دادهايم متضمن مادة تاريخ باشد. همچنين ميرزا عبدالوهاب يزدي متخلص
به «مجرم» قصيدهاي در فتح هرات سروده كه
مادة تاريخ آن با توجه به اعجاز كلمة «فتح»
آية «نصر منالله و فتح قريب» است:
مؤلف «موادالتواريخ» گويد: «نگارنده
نيز در تاريخ افتتاح كانال سوئز اين آيه را
تاريخ يافتهام: قوله مزجالبحرين
يلتقيان 1286». كلمات،
عبارات و مصراعها: «سنة نهصد و هشتاد» عبارتي است كه
حروف آن برمبناي حساب جمل، همان رقم «980»
ميگردد. اين رقم كه توسط فيضي دكني ضمن
قطعهاي پرداخته آمده متضمن سال درگذشت
ملكالشعراء غزالي مشهدي از شعراي دربار
اكبرشاه است. ميرزا اسماعيلخان تفرشي صاحب
نخبهالتواريخ كه از اساتيد فن تنظيم
مواد تواريخ بود ضمن مصراع «هفدهم روز ماه
ذيقعده» با مهارت و زبردستي، روز و ماه و
سال قتل ناصرالدينشاه را بيان كرده است. ميرزا اسدالله قاضي از شعراي
متأخرين سلماس (شاهپور) در تاريخ عروسي پسر
خود «يوسف» با دختري «سلطنت» نام مصراع
ذيل را بازيافته است:
«يوسف من به سلطنت پيوست 1275». «مهدي صاحبزمان» بنابر اخراج
محتشم كاشاني متضمن تاريخ ولادت حضرت حجت(ع)
(258) است. كلمة «دوزخ» (617) نمايانگر تاريخ
ظهور چنگيز دوزخآفرين است. عبارت «يكشنبه
پنجم شعبان» معادل رقم 905 تاريخ ظهور شاهاسمعيل
صفوي است. برخي مؤلفان، عبارت فارسي «مذهب
ناحق» يا عبارت عربي «مذهبنا حق» را مربوط
به تاريخ جلوس آن پادشاه و برخي ديگر منجمله
صاحب ريحانهالادب به نقل از روضاتالجنات
و رياضالعلماء ناظر بر سلطنت شاه تهماسب
و مجادلات او با محقق كركي دانستهاند ولي
عبارت «آخر ماه محرم» برابر رقم 1135 متضمن
تاريخ جلوس اين پادشاه است. از بهترين مواد
تاريخ كه در عبارتي كوتاه نشيمن گرفته و
توسط روشنگران متأخر ساخته شده «عدل مظفر»
برابر 1324 قمري است كه تاريخ اعطاي مشروطيت
را توسط مظفرالدينشاه نشان ميدهد. تكبيتي و
دوبيتي دوبيتي زير در تاريخ بناي مدرسة
سلطان حسينميرزا بايقرا در شهر هرات به
سال 898 هجري قمري توسط سيدعبدالقا در هروي
پرداخته شده و از نوادر است:
صاحب رستمالتواريخ ضمن شرح آغاز
پادشاهي نادرشاه افشار
آورده است: «. . . ناگاه شخصي از حضار مجلس كه
نكتهدان و صاحب طبع موزون بود آهي از دل
بركشيد و گفت: اي صاحبان دانش و بينش: ببريد
از مال و از جان طمع- به تاريخ «لاخير فيماوقع»
عاليجاه طهماسب قليخان مكالمات ايشان را
شنيده از پس ديوار و ايشان را احضار فرمود…
و آن شخص بيهودهگو را فرمود طناب به حلقش
افكندند و او را خفه نمودند و از آن شخص
موزون سئوال فرمود كه اي خانهخراب بيانصاف،
تو چه گفتي يكبار ديگر بگو. عرض نمود: بريدند شاهان ز شاهي طمع- به تاريخ
الخير في ماوقع. آن شاعر را هم به خلعت و
انعام مفتخر فرمود». (الخير فيماوقع و
لاخيرفيماوقع هر دو متضمن تاريخ
تاجگذاري نادر و برابر 1148 است). غزل : از ميان غزلهاي فراوان كه توسط
سرايندگان ايراني در بهرهگيري از حساب
جمل ساخته شده است غزل زير را از عزتي شاعر
عهد تيموري برگزيدهايم كه در تاريخ
ولادت سلطان محمد ابراهيم ميرزا
برادرزادة بايسنقربن شاهرخ پرداخته و
تمام مصراعهاي آن جداجدا برابر رقم 843 است:
رباعي : رباعي به سبب كشش و گيرايي
خاص خود، در پرداخت مواد تاريخ، مورد
استفادة بسياري سرايندگان قرار گرفته است.
صرفنظر از يك رباعي كه ذيل عنوان جمع و خرج
يادآور شديم به نقل رباعي ديگري از حكيم
سرمد كاشاني مبادرت ميورزيم. رباعي زير
در تاريخ تأليف «جام جهاننماي عباسي» كه
به امر شاهعباس اول توسط قاضي بن كاشف
الدين محمد در منافع و مضرات شراب تأليف
يافته بود به نام آن پادشاه ساخته شده است:
مصراع اخير متضمن رقم 1036 ميباشد. چهار مصراع اين رباعي نيز از «غروري»
متضمن 1028 و جداجدا نشانگر تاريخ جلوس شاه
صفي است:
قطعه :
ميرحيدر
از شعراي كاشان بود و رفيعي تخلص ميكرد و
چون در فن معما دست داشت به «معمائي» شهرت
يافته بود. وي تاريخ جلوس و تاريخ وفات شاه
اسماعيل ثاني را در مقطع قطعه زير منعكس
ساخته كه از نوادر است:
عبارت اول معادل 984 و عبارت دوم
برابر 985 است. قطعة زير نيز كه از احساس پاك پدري
سرشار است توسط ميرزا رفيع واعظ قزويني در
تاريخ فوت فرزندش به سال 1072 ساخته شده است:
مثنوي :
از ميان مثنويهايي كه به بهرهبرداري از
حساب جمل در تشكيل مادة تاريخ مورد
استفاده شعرا قرار گرفته يك مثنوي از قرن
دوازدهم و يك مثنوي كوتاه از متأخرين
برگزيدهايم. نخستين اثر «خادم» از
شاعران عصر ميرعماد خطاط است كه در تاريخ
اتمام يكي از زيباترين «مرقع» هاي آن
استاد ساخته و هر مصراعش شامل رقم 1147 است:
سه بيت زير كه با استفاده از كلام
فردوسي هنرمندانه ساخته شده بر بالاي
تالار ورودي كتابخانه ملي تهران نقش گرفته
است:
قصيدة
معجزيّه شاعراني كه از طريق قصيدهسرايي به
ساختن و پرداختن مواد تاريخ همت گماشتهاند
دشوارترين راه را در اين اقتراح پيش كشيدهاند
خاصه آنكه بسياري قصائد، مصراع به مصراع،
حامل يك مادة تاريخ باشد. چون نقل تمام يا
حتي برخي قصائد از حوصلة اين گفتار خارج
است به بخشي از آنها اشاره آنگاه قصيدهاي
از ناطق اصفهاني را كه به جهات عديده «قصيدة
معجزيه» نام يافته است تماماً نقل ميكنيم:
خواجه حسين هروي از شعراي دربار
جلالالدين اكبر پادشاه هند قصيدهاي
غرّا در بيست و نه بيت ساخته كه مصرعهاي
اول آن متضمن تاريخ جلوس آن پادشاه 963 و
مصرعهاي دوم شامل تاريخ تولد پسرش شاهزاده
نورالدين محمد جهانگير به سال 977 است.
قصيده با اين مطلع آغاز ميشود:
تا آنجا كه گويد:
يكي ديگر از قصائد، قصيدة فتحالله
كردستاني متخلص به خرم است كه مصرعهاي اول
آن شامل تاريخ آغاز ساختمان مسجد جامع
كردستان يعني 1227 و مصراعهاي دوم متضمن
تاريخ انجام آن و داراي رقم 1228 است. قصيدة
مزبور 33 بيت دارد و دو بيت آخر آن بدينگونه
است:
قصيدة ديگر از ميرزا علياصغر محيط
از شعراي رضائيه است كه به سال 1322 قمري در
تاريخ وفات فاضل شربياني از اعاظم علماي
آذربايجان ساخته و تمام مصراعهاي آن جامع
تاريخ مزبور است و قصيده داراي بيست و نه
بيت ميباشد. صرفنظر از قصائد ديگر كه هر كدام به
جاي خود يك اثر هنري كمنظير و بعضاً
شاهكاري ميتواند به شمار آيد از قصيدة
اعجابانگيز ميرزا محمدصادق اصفهاني
متخلص به ناطق نام ميبريم كه به حق از همه
لحاظ دنيايي اعجاز است. وي از متبحّران
تنظيم مادة تاريخ و صاحب قصائدي است كه
مصراع به مصراع نشانگر رقمي خاص است بيآنكه
در اركان و اجزاء سرودههايش ضعف و تصنعي
راه يابد. قصيدة معجزيه كه ذيلاً نقل
خواهيم كرد در تاريخ تذهيب گنبد مطهر
آستانة حضرت معصومه عليهاسلام از طرف
فتحعليشاه قاجار به سال 1218 هجري ساخته شده
و نه تنها فردفرد مصراعهاي آن بلكه عبارت «اين
قصيده مسمي به قصيدة معجزيه است» و «شصت و
دو بيت» و «يكصد و بيست و چهار مصراع»
همچنين «بسمالله الرحمنالرحيم»، «باسم
موجود كريم» متضمن مادة تاريخ مزبور است.
نگارنده را به ديوان ناطق اصفهاني دسترسي
حاصل نشد و ناچار قصيدة معجزيه از سه منبع:
موادالتواريخ، چنتة درويش و مجله كانون
سردفتران (شماره 9 سال سيزدهم) برداشت شد:
از نوادر
حساب جمل خان خانان متخلص به «رحيم» از
دانشمندان هند در تاريخ فتح كجرات توسط
اكبرشاه هندي مادة تاريخي يافت كه هم روز و
ماه و سال واقعه را معين كرده و هم به چهار
زبان عربي، فارسي، تركي و هندي متضمن رقم
1011 شده است: 1-
يوم
الاحد ثاني ربيع الاول. 4-
روز يكشنبه دوم ربيع
الاول. 6-
يكشنبه گوني ربيعالاول آيونك ايكسي. 7-
اتوار ربيعالاول كي دوجي. نقش اسامي
خاص تاريخ مخحصن شدن حسن صباح در قلعة
الموت، همان «الموت» برابر 477 است. از
عجايب وقايع، ماجري قتل «ميرزا شاه حسين
اصفهاني» وزير شاه اسماعيل اول صفوي است
كه به سال 929 اتفاق افتاد و اين رقم درست
معادل حروف نام اوست. همچنين در تاريخ وفات
«كمالالدين اسماعيل اصفهاني» كه توسط
حقيقي نخجواني استخراج شده برابر حروف نام
وي يعني 635 است. تاريخ وفات «آقارضي»
قزويني متخلص به سرور توسط ميرزا حسن
تأثير تبريزي بدين ترتيب دريافت شده است:
بنابر نظر استاد همائي و مرحوم عباس
فرات، تاريخ وفات شادروان وحيد دستگردي
صاحب مجله ارمغان «ارمغان وحيد» است.
تاريخ تأليف كتاب پارسي نغز اثر دكتر حكمت
بنابر نظر مؤلف، همان «پارسي نغز» معادل
1330 شمسي ماده قرار گرفته است. جا دارد گفته
شود كه كتاب مزبور متضمن مقالات و اشعار به
فارسي سره و خالي از الفاظ عربي است. تاريخ
انتشار روزنامة شفق سرخ همان «شفق سرخ»
برابر 1340 قمري است كه به مديريت علي دشتي
انتشار مييافت. مطايبه نويسندگان و سرايندگان صاحب ذوق در
ترتيب مواد تواريخ، حتي از طريق مطايبه
نيز حساب جمل را مورد بهرهبرداري قرار
دادهاند. ذيلاً به يك مورد از مطايبات
شاعرانه اشاره ميكنيم و آرزومنديم بدين
ترتيب از خوانندگان عزيز رفع خستگي شده
باشد: در تاريخ بناي مسجدي
در
اصفهان كه به سال 1289 توسط ميرزا محمدعلي
گلستانه بنا يافته بود ميرزا آقاجان شاعر
خطاط متخلص به پرتو عبارت «لساعيه فوزعظيم»
را ماده قرار داد. حاج ميرزا حسن جابري
انصاري مؤلف تاريخ اصفهان نوشته است: باني
مسجد گوژي برپشت داشت و مردم، او را
محمدعلي قوزي ميگفتند. مرد شوخي يك شب
محرمانه نقطهاي پهلوي فوز قرار داد و
آنرا تبديل به قوز كرد و چون ميرزا محمدعلي
گلستانه از ماوقع اطلاع يافت گفت: مردم را
ببينيد كه قوزي بر بالاي قوز ما گذاشتند! |
|
منابع و مآخذ به ترتيب استفاده: 1-
نصاب
الصبيان،3- ابونصر
فراهي. 4-
التفهيم لاوائل صناعه
التنجيم. بيروني- همايي. 6-
لغتنامة دهخدا. ذيل حساب جمل. 7-
اصول دستور زبان فارسي،8-
سيدكمال طالقاني. 9-
موادالتواريخ. حاج حسين نخجواني. 10-
الفهرست. ابن
النديم (چاپ مصر). 12-
از سعدي تا جامي. ادوارد براون. 13-
قرآن مجيد (كلام
الله). 15-
تذكرة نصرآبادي. نصرآبادي. 10-رستمالتواريخ مشيري. 11-چنتة درويش. 12-مجلة كانون سردفتران. 13-ادبيات معاصر، رشيد
ياسمي. 14-كشفالاسرار ميبدي،
انصاري. 15-ريحانهالادب. مدرّس. |
171_63_1 | ||
|
چهرة
اكتاي قاآن، مضبوط در گالري نقاشي چهرههاي
امپراطوري در پكن |
|
|