|
|
||
خان محمدآذري، بهمن. "قالي ايران را بشناسيم، قالي كرمان گوهر جاودانه ايران". دوره 15، ش 174 (فروردين 56): 18-25، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: مختصري از موقعيت تاريخي جغرافيائي و اجتماعي كرمان ـ سابقة تاريخي قالي كرمان ـ ويژگيهاي قالي كرمان ـ دستگاه قالي بافي. |
|
|
قالي ايران را بشناسيم
قالي كرمان گوهر جاودانة ايران
بهمن
-
خانمحمد آذري از
ديرباز در فراسوي مرزهاي كشورمان، هرگاه
سخن از هنر ايراني به ميان آمده است، نام
قالي ايران بر لبها نقش بسته است. در
بسياري از اقليمهاي دور و نزديك، طي قرنهاي
متمادي، قاليهاي ظريف با نقشهاي
ساحرانه، شناسنامه ايران بود. اين بدان
معني نيست كه ديگر هنرهاي ما مانند
معماري، خطاطي و كاشيسازي، شالبافي و…
و …
از ارزش جهاني برخوردار نيست و
در محافل هنري دنيا مقامي ندارد. ليكن بدان
سبب كه قالي ايران از قديم جنبه اقتصادي
داشته و توسط تجار ايراني و خارجي به
بازارهاي دنيا عرضه شده است، شناسائي
مردمي كه قالي ايران را از نزديك ديده و از
آن به عنوان تزئين منازل و كاخهاي خود
استفاده كردهاند، بالطبع نسبت به ساير
هنرها بيشتر و ملموستر است. قالي ايران، چون فراخناي اين سرزمين پر از تنوع و تمايز است، اما در ساختمان بافتههاي مراكز قاليبافي ايران با تمام بعد مسافت، وجوه مشتركي از نظر مصالح و فن وجود دارد. اين وجه مشترك، پيوندي نهاني و نامرئي بين جلوههاي متفاوت هنر قاليبافي ايران به وجود ميآورد و به قاليهاي ايران با هر نقش و نگار و در هر شيوهاي كه خلق شدهاند، هويت ميبخشد. اما ويژگيهائي را در فرآوردههاي مناطق گوناگون بايد در نظر داشت، همين ويژگيهاست كه دست خبرهها و آشنايان به فن قاليبافي را در شناخت محصول اين هنر بازگذاشته است و همين خصوصيات به اصطلاح شناسنامه قالي است كه در رج رج آن و خط خط نقشهاش منعكس ميگردد. واضح است كه جامعهشناسي قاليبافي در آشنائي با شناسنامه آن نقش بسيار مؤثر دارد. نتيجه كلام اين كه شرايط اقليمي و نيز بنيادهاي فرهنگي و قومي هر منطقه در تمامي هنرهاي آن از جمله هنر قاليبافي تأثير بسزائي دارد و آثار آن را به وضوح در آفريدههاي دست مردم مناطق مختلف ميتوان ديد و از يكديگر جدا كرد. |
|
كرمان
در كنار كوير و در ارتفاع 1750 متري از سطح
دريا قرار دارد و با استانهاي فارس،
خراسان، سيستان و بلوچستان و ساحلي همجوار
است. بارندگي در آن كم است و به همين علت آب
فراوان ندارد. آب و هواي خوب و سالمي دارد،
از اين نظر هر چه در كرمان ميرويد در نوع
خود بهترين است. آثار تاريخي متعددي كه دارد
از وجود هنرمندان مجربي در اين ديار حكايت
ميكند. تاريخ كرمان گوياي مصيبتهائي است
كه اين قسمت از كشورمان در گذشت سالها به
خود ديده است. حمله مغول، استيلاي افاغنه،
كشتار آغامحمدخان و…
و …
گذشته خونيني براي اين استان
باقي گذارده است. تغييرات تاريخي و اجتماعي
متعدد، مردم كرمان را عموماً زحمتكش و به
خصوص صنعتگر بارآورده است. |
سابقه تاريخي قالي كرمان
تعيين
تاريخ دقيق براي آغاز اين هنر در كرمان
كاري بس مشكل و به جهاتي ناممكن مينمايد،
چه قاليبافي در كرمان ابتدا به ساكن
نبوده و پيش از آن شالبافي در اين منطقه
رواج داشته و كمكم جاي خود را به قاليبافي
داده است. نظرات گوناگوني در زمينه سابقه
تاريخي اين هنر وجود دارد. مراجعه به
سياحتنامهها، تواريخ هنري و حدسياتي كه
از اين طريق حاصل ميشود، احتمالات
بيشماري به دست ميدهد كه ذيلا به مواردي از
آن اشاره ميكنيم: شاردن
جهانگرد معروف فرانسوي كه در قرن 17 ميلادي
در ايران بوده است، در سياحتنامه خود
درباره قالي كرمان مينويسد: «كارگاههاي
عالي فرشبافي در ايالت كرمان است، قاليهاي
محصول اين كارخانههاي ايراني را معمولا
در اروپا ما (فرش تركي) ميخوانيم، چون قبل
از افتتاح طرق تجارتي از راه اقيانوس (خليج
فارس) محصولات ايران از طريق تركيه به
اروپا صادر ميگشت. تشخيص نفاست و تقويم
قيمت قالي مابين ايرانيان چنين است.
بمقدار يك شست از حاشيه فرش را در نظر
ميگيرند*،
آنگاه تاروپود اين اندازه را شمارش ميكنند،
چون برحسب كثرت تارها قيمت افرايش مييابد.
حداكثر رشتههائي كه در يك شست ممكن است
وجود داشته باشد چهارده يا پانزده ميباشد.»[i] |
|||
|
گل فرنگ لچك ترنج |
|
ماركوپولو
كه در سال 1270 ميلادي از ايران ديدار كرده
است در يادداشتهاي خود مينويسد: «زنان
كرماني زيباترين شالها و فرشها را
ميبافند»[i]. گروهي
از هنرشناسان اروپائي و آمريكائي تحقيقات
پردامنهاي درباره قالي ايران انجام دادهاند
كه براساس آن زمان بافت نخستين فرشها در
كرمان به قرن 17 ميلادي ميرسد. «يان بنت»
يكي از محققين در تحقيقات خود مينويسد: «اكبر
بزرگ در دوران سلطنت خود دو فرش كرمان به
هندوستان برد[ii].
اين تنها مواردي است كه در ادوار قبل از
قرن نوزده ميتوان به آن اشاره كرد، چه هيچ
سند و مدركي دال بر اين موضوع وجود ندارد.
البته نبايد فراموش كرد كه در اين فاصله
زماني شالبافي در كرمان رونق بيشتري داشته
است. در آخرين سالهاي قرن گذشته نظر
بازرگانان تبريزي به سوي فرش كرمان معطوف
شد. آنان قالي مورد نظر خود را به بافندگان
كرماني سفارش ميدادند و قطعات بافته شده
را به بازار عرضه ميكردند. اسكندربيك
منشي در «تاريخ عالمآراي عباسي» از قالي
كرمان ياد ميكند. «قالي كرمان از همان
هنگام به خوبي شهرت داشته و به ويژه در
زمان «اكبر»*
به هندوستان صادر ميشده، پس از پايان كار
صفويان، در دوران فتنه و آشوبي كه همراه
سالهاي كوتاه آرامش تا استقرار پادشاهي
قاجاريان دوام يافت، صنعت و بازرگاني قالي
در كرمان از رونق افتاد، گرچه همچنان براي
بازار داخلي فعاليت محدودي داشت.»[iii]. با
توجه به اسناد و مدارك موجود قالي كرمان
همواره مرغوبيت خود را حفظ كرده است، ليكن
چنين برميآيد، در قرن نوزدهم و به خصوص
در نيمه دوم اين قرن كه استفاده از شال به
اصطلاح مد روز بوده شالبافي نيز در كرمان
ساير صنايع از جمله صنعت فرشبافي را تحتالشعاع
خود داشت و در نتيجه ميزان توليد فرش چندان
زياد نبود، بطوري كه در سال 1871 ميلادي تنها
شش كارگاه كوچك قاليبافي مشغول فعاليت
بودهاند. در
اواخر قرن نوزده قاليبافي در كرمان
رونقي خاص گرفت. شواهد و قرائن نشان ميدهند
كه در سال 1900 در خود شهر كرمان هزار دستگاه
و در منطقه راور[iv]
در حدود صد دستگاه دار قالي زير دست
استادان اين فن در كار بود، نبايد فراموش
كرد كه اين ماجرا مقارن سالهائي بود كه
ديگر شال آن قرب و منزلت قبلي را نداشت و از
مد افتاده بود و در نتيجه شال كرمان هم
خريداري نداشت و شالبافان به اجبار به
قاليبافي روي آورده بودند. در
امر توسعه صنعت قاليبافي در كرمان نقش
بازرگانان تبريزي را همواره بايد درنظر
داشت، چه آنان در ابتداي رواج صنعت قالي در
منطقه كرمان، كار خريد و فروش و صدور آن را
به اروپا در دست داشتند. در اوايل كار فرشهاي
كرمان توسط اين افراد خريداري و از طريق
تبريز و سپس تركيه به اروپا صادر ميشد، ولي
در اثر افزايش مشتري، چون كارگاههاي
موجود در كرمان كفاف تقاضا را نميكرد، لذا
بازرگانان تبريزي شخصاً اقدام به تأسيس
كارگاه كردند. در اين جريان اعمال سليقه و
تغييراتي در رنگ و نقشه قالي هم صورت گرفت.
صدور قاليهاي نفيس كرمان به اروپا و
آمريكا كمكم پاي بازرگانان اين دو قاره
را به كرمان بازكرد، بطوري كه نخستين
شركتهاي خارجي در كرمان تأسيس يافت و
آمريكائيها به ميزان كمتري انگليسيها
اقدام به توليد و تجارت قالي در كرمان
كردند. در عرض چهارده سال يعني از 1278 الي 1292
هجري شمسي تعداد دستگاه قاليبافي از 1100
دستگاه به 3500 دستگاه افزايش يافت، ليكن
آغاز جنگ جهاني اول در 1914 به سبب اينكه
بازار خارجي را با ركود مواجه كرد، اين
صنعت را از رونق انداخت. با پايان جنگ
مجدداً تقاضاي قالي كرمان روبه فزوني
نهاد، البته شكست آلمان به مقدار قابل
توجهي از فعاليت بازرگانان تبريزي كه
اروپاي مركزي را
مركز داد و ستد خود كرده بودند كاست.
شواهد، گوياي اين حقيقت است كه اوج
مرغوبيت و توسعه توليد قالي كرمان، به سالهاي
1301 الي 1308 برميگردد، در اين زمان در سراسر
كرمان 5000 دستگاه قاليبافي وجود داشته
است. بحران اقتصادي امريكا، كرمان و صنعت
قاليبافي آن را نيز با لطمات خود بيبهره
نگذاشت، بطوري كه شركتهاي آمريكائي
كارگاهها و انبارهاي خود را برچيدند و دست
از اين صنعت شستند. به اين ترتيب بازرگانان
داخلي خود پاي به ميدان گذاردند و آغاز به
سرمايهگذاري كردند. آغاز
جنگ دوم جهاني تأثيري در كار صنعت قالي
كرمان نداشت، چه ورود متفقين به ايران
باعث شد گروهي پولهاي بادآوردهاي را
تصاحب كنند و به كار خريد قالي تزئيني
بپردازند. در
حال حاضر ظريفترين و زيباترين قالي ايران
و جهان در كرمان بافته ميشود، البته اين
بنظر گروهي نوعي اغراق به شمار ميآيد، چه
آنان فرشهاي بافت عمواوغلي در مشهد و فرشهاي
اعلاي كاشان و تبريز را ملاك عمل قرار ميدهند
و ادعاي منحصر به فرد بودن قالي كرمان را
رد ميكنند، ولي بسيارند هنوز خبرگاني كه
به كرمان به عنوان مركز نفيسترين فرشها
مينگرند. ويژگيهاي فرش كرمان
همانگونه
كه گفتيم قاليهاي بافت نقاط مختلف از
ويژگيهاي گوناگون برخوردارند، بالطبع
قالي كرمان نيز خصوصياتي براي خود دارد كه
ذيلا به آنها اشاره ميشود: پشم
يا خامه براي بافت فرش كرمان اصولا نرم و
نتابيده تدارك ميشود، خامه نتابيده خامهاي
است كه پس از چيده شدن از پشت گوسفند و
گذراندن مراحل رنگرزي بدون اينكه آن را
بتابند و به صورت رشته درآورند، مورد
استفاده قرار ميگيرد. حسن خامه نتابيده
در اين است كه نرم و ظريف است و بافته شده
آن خوشنماست. در صنعت قاليبافي كرمان
معمولاً دو نوع پشم بكار ميرود: |
|
همانگونه
كه گفتيم بسبب موقعيت جغرافيائي و كيفيت
خواص آب و هوا، پشم كرمان بسيار نرم و مرغوب
است و به همين سبب كارخانهداران اصفهان
خريدار عمده پشم كرمان هستند. ناگفته نماند
كه اين كار باعث ميشود قاليبافان كرمان
كمبود پشم مورد نياز خود را با رويآوري به
بازارهاي پشم مشهد، سبزوار، كرمانشاه و
گهگاه افغانستان جبران كنند. آنها در
مواردي از تبريز نيز پشم و كلاف تابيده وارد
ميكنند. ممكن است اين سؤال پيش آيد كه آيا از
ابريشم هم در قالبافي استفاده ميشود يا
نه؟ بايد بگوئيم كه در زمان صفويان از
ابريشم نيز براي بافتن قاليهاي ريزبافت
استفاده ميشد، ولي امروزه در كاشان، در
موارد بسيار نادر (و بندرت در شهرهاي ديگر)
از ابريشم استفاده ميشود. تار
و پود تار
و پود فرش كرمان نيز مانند ساير فرشها از
پنبه است، چه پنبه در برابر كششدار قالي
مقاومتر از پشم است و باعث نميشود كه
تارها منعطف و در نتيجه شل شوند. پود قالي
كرمان هم از پنبه است. دستگاه قاليبافي
در
كرمان از دستگاه گردان استفاده ميشود. در
اين دستگاه تيرهاي بالائي و پائيني به
وسيله يك اهرم در جاي خود ميگردند، «تيرهاي
دستگاه از تنه تراشيده و صاف شده چنار است.
يك ميله چوبي و گاه آهني از لاي هر يك از دو
سر چلهها ميگذرد و بوسيله تسمه يا به
طريق ديگر به تير بالا يا پائين استوار
ميگردد. آنگاه تير را ميگردانند تا چلهها
محكم كشيده شود به تدريج كه كار بافتن قالي
پيش ميرود، آن را دور تير پائين ميپيچند.
امتياز اين دستگاه در اين است كه قالي را به
هر طولي كه خواسته باشند ميتوان بافت و حال
آنكه در دستگاه تبريزي حداكثر درازي قالي
ناچار از دو برابر فاصله تيرها كمتر است. از
آن گذشته، در اين دستگاه با چرخاندن تيرها
به وسيله اهرم كشش تارها يكنواختتر صورت
ميگيرد تا با گره. در نتيجه لبه يا (لواره)
قالي راستتر از كار درميآيد. از ضمائم هر
دستگاه تير يا ميلهاي است به نام هاف كه
تارها يك در ميان به آن مربوط است. «هاف» يك
جفت است و حركت آنها به وسيله آلتي به نام
كمان، به طور مكانيكي، مانند دستگاه پارچهبافي،
انجام ميگيرد و وقت كمتري صرف آن ميشود. در
كرمان برخلاف تمام نقاط قاليبافي،قالي
سهپوده بافته ميشود، در حالي كه در نقاط
ديگر معمولاً دو پود يا يك پود به كار ميرود»[i]. در
كنار دار قالي ابزاري هم مخصوص اين فن وجود
دارد، چاقوي بافندگي كه گونهاي از چاقوي
معمولي است و براي بريدن سرنخ به كار ميرود.
ديگر افزار شانه مانندي است بنام «دفتين»
كه پس از بافته شدن هر رج و گذراندن پود با
آن بر لابلاي تارها ميكوبند تا پود به خوبي
جاي بگيرد. دفتين از تيغههاي آهني به
پهناي دوسانت تشكيل ميشود كه يك سر آنها بهم
چسبيده و مانند دسته شده است و سر ديگر آنها
مانند شانهباز است و براي كوبيدن پود به
كار ميرود. در كرمان پس از آنكه با دفتين
پودها را زدند، با كبه كند تيغهاي كه از
طرف تيز آن نخها را ميبرند بر پودها
ميكوبند تا خوب جاي بگيرند. مقراض پرداخت
كردن قالي نيز از ابزار بافندگي است كه
البته اشكال متفاوت دارد و براي چيدن سر
ريشهها و پرداخت قالي به كار ميرود. در
كرمان قالي را پس از پياده كردن از دستگاه
پرداخت ميدهند و اين نيز يكي از ويژگيهاي
فرش كرمان است. “پاورقيها”
*
يك شست، بنظر ميرسد كه واحد بافت قالي
بوده باشد كه رج در گره، امروزه به جاي
آن است. در صفحات بعد راجع به اين موضوع
صحبت خواهد شد. [i]
-صفحه 359 جلد چهارم سياحتنامه شاردن
ترجمه محمد عباسي. سال 1336. [ii]
- صفحه 113 Oriental
rugs antique and modern
تأليف Walter A. Hawley [iii]
-صفحه 185 Oriental
rugs carpets and rugse
تأليف Ian Bennett *
-اكبر شاه هندي. جلالالدين اكبرشاه
هنديپور همايونشاه از 963 تا 1014 ق در
هندوستان سلطنت كرد. (ناظمالاطبا) پادشاه
هندوستان متولد سال 949 ق متوفاي سال 1014 ق
از سلسله تيموريان هند. وي كشور خود را
بياري وزيرش ابوالفضل منظم كرد و توسعه
بخشيد و جلوس او مبداء تاريخ اكبري است
(از فرهنگ فارسي دكتر معين). نوه
بابر از نسل تيمور و پسر همايونشاه بود،
در چهارده سالگي به سلطنت هند رسيد و
لياقت و درايت از خود نشان داد و ممالك
گجرات، بنگاله و كشمير و سند را به تصرف
درآورد و سلطنت بزرگي تشكيل داد و شهرها
و آباديهاي بسيار بنيان نهاد. به زبان
فارسي دلبستگي ويژهاي داشت، دستور داد
همه كتابهاي ديني و ادبي قديم هند را به
پارسي برگردانند. ابوالفضل صدراعظم وي
كتاب اكبرنامه را در شرح حال و خدمات وي
تأليف كرد و به دستور او كتاب مكملي به
نام «آئين اكبري» در اوضاع جغرافيائي
هند نگارش يافت. آرامگاه باشكوه وي در
قريه سكندره واقع در جوار اكره است كه به
وسيله پسرش سليم شاه جهانگير برپا شده
است (از قاموسالاعلام تركي). [iv]
-صفحه 113 كتاب قالي ايران، تأليف م. ا. به
آذين سال 1344 [v]
-راور يكي از مناطق قاليبافي استان
كرمان است كه در 144 كيلومتري راه كرمان – مشهد
واقع است و از نظر سير تاريخي صنعت
قاليبافي ارزش به سزائي دارد. [vi]
-ص 44 و 45 كتاب قالي ايران تأليف م. ا. به
آذين. |