پرتوي آملي، مهدي. "ريشه تاريخي امثال و حكم". دوره 7-16، ش 174 (فروردين 56): 62-63.

 

خلاصه: "هم آش معاويه را مي‌خورد و هم نماز علي را مي‌خواند".

ريشه‌هاي تاريخي امثال و حكَم

 

مهدي پرتوي

 

«هم آش معاويه را ميخورد هم نماز علي را ميخواند»

در اين جهان ناپايدار چه بسيار افرادي هستند كه بمقتضاي زمان و مكان كار ميكنند و در همه حال مصالح شخصي را از نظر دور نميدارند. براي اينعده فرق نميكند علي «ع» مصدر كار باشد يا معاويه. حقيقت و مجاز در نظر مصلحت‌بين اينگونه افراد ابن‌الوقت علي‌السويه است. خلاصه هر چه كه با منافع و مصالح آنها تطبيق كند مُباح و مجاز و مُتبّع خواهد بود. عبارت بالا در مورد اينگونه آحاد و افراد كه باصطلاح معروفتر «دو دُوزه بازي ميكنند» صادق است. اين مثل گاهي باين شكل هم گفته ميشود «آش معاويه را ميخورد پشت سر علي نماز ميخواند».

در هر صورت ريشة تاريخي آن بشرح زير است:

* * *

 عبدالرحمن‌بن صخرازدي يا الدّوسي معروف به «ابو هُريره» فقيرترين اصحاب رسول اكرم «ص» و از عشيرة سليم‌بن فهم بود. نامش بعهد جاهليت «عبد قيس» يا «عبد شمس» بود و بسال غزوة خيبر كه اسلام آورد نامش به «عبدالرحمن» تبديل يافت. در باب كُنيه و لقب او معروفست كه نوبتي بشباني اغنام داشت ناگاه چند بچه گربة وحشي يافت و آنها را در آستين خود نهاد. چون نزديك مردم رسيد جمعي بر آن حال مطلع شده او را «ابو هُريره» خواندند. روايت ديگر آنكه حضرت رسول «ص» او را «باباهِر» مخاطب گردانيد و مردم «ابوهُريره» گفتند. بهيچ كسب و كار نميپرداخت و از اهل «صُفه» بود. در خلافت عمربن خطاب ولايت بحرين را داشت. بروزگار عثمان قضاء ملكه باو محول گرديد و بعهد معاويه چند روزي والي مدينه شد. از ابوهريره پنجهزار و سيصد و هفتاد و چهار روايت شد[i]. ولي چون قبل از غزوة خيبر درك صحبت رسول را نكرد لذا محدثين شيعه برواياتش اعتماد نميكنند.

مشهور است كه ابوهريره در محاربات صفين حاضر و ناظر بود ولي در جنگ شركت نداشت. كارش اين بود كه موقع صرف طعام نزد معاويه ميرفت و در كنار سفرة چرب و نرمش مي‌نشست. هنگام نماز و صلوه در پشت سر حضرت علي‌بن ابيطالب «ع» نماز ميخواند ولي بهنگام مصاف و قتال از معركه جنگ دور ميشد و در گوشه‌اي مبارزة دلاوران را تماشا ميكرد! وقتي علت اين سه حالت را از او سئوال كردند در پاسخ گفت: «الصلوه خلف علي اتم مضيره معاويه ادسم[ii] و ترك القتال اسلم!». يعني نماز خواندن در پشت سر علي‌بن ابيطالب «ع» كاملترين نمازها است. غذاي معاويه چربترين غذاها و ترك و دوري از كشتار سالمترين كارهاست!! بهمين جهه ابوهريره به «شيخ‌المضيره» معروف گرديد. در هر صورت عبارات بالا از آن تاريخ ضرب‌المثل شده است.

در خاتمه بيمناسبت نميداند مطالب زير مربوط بابوهريره را نقل كند:

ناگفته نماند كه ابوهريره اُمي هم بوده است. نه ميخوانده نه مينوشته و تا پايان زندگي نيز همچنان امي بوده استبسيار شوخ و پرخور بود با اين كيفيت ادعاي علم طب نيز داشت و ميگفت: خوردن خرما وسيلة جلوگيري از قولنج است و خوردن عسل ناشتا مانع از فالج است و خوردن به كودك را خوش صورت ميكند. خوردن انار مُصلح كبد است و كشمش پي را محكم ميسازد و درد و مرض و بيماري و سستي را زايل ميكند. كرفس معده را نيرو مي‌بخشد و كدو عقل را زياد و پوست بدن را نازك مي‌سازد. بهترين گوشت گوشت شانه و اطراف استخوانهاي گردن و فقرات پشت است. ابوهريره خوردن هريسه و فالوذج را ترك نميكرد و ميگفت اين دو، مادة توليد فرزند هستند، و نيز مضيره[iii] را بسيار دوست ميداشت و آنرا سر سفره معاويه ميخورد. هنگام نماز كه ميشد پشت سر علي نماز ميگزارد

از احاديث ابوهريره كه بدروغ از پيغمبر نقل ميكرد:

1-    خداوند در روز قيامت ساق پاي خود را مكشوف ميكند!!

2-خداوند سبحانه دست خود را در آتش نگاه ميدارد تا هر كس را او ميخواهد داخل شود!

3-    در بهشت درختي وجود دارد كه يكنفر سوار در ساية آن صد سال راه مي‌پيمايد و بالاخره ساية آن تمام نميشود!

4-    پيغمبر گفت: هرگاه مگس در ظرف يكي از شما فرو افتاد آنچه در ظرف است بهم بزنيد زيرا در يكي از دو پرهاي آن، درد است و در ديگري شفا!![iv].


[i] - صُفه محلي در مسجد پيغمبر در مدينه براي سكونت و نگاهداري اصحاب و مسلمين فقير و بينوا بود.

[ii] - علم‌الحديث صفحه 10.

[iii] - مضيره طعامي است كه با شير عمل مي‌آورند و غذاي مخصوص معاويه بود.

[iv] - كتاب «بازرگان حديث يا شيخ‌المضيره» از صفحة 30 تا 82.

174_63_1

چهرة اكتاي قاآن، مضبوط در گالري نقاشي چهره‌هاي امپراطوري در پكن