|
|
||
|
دانشپژوه، محمدتقي. "ادوار سلطاني". دوره 15، ش 175 (ارديبهشت 56): 19-24. |
||
|
|
||
|
خلاصه: معرفي كامل تذكره اميرخان ـ فهرست پانزده باب رساله گوشهگيران حجره نشاط و پردهنشينان حجلة اختلاط. |
|
|
ادوار سلطاني
دكتر محمدتقي دانشپژوه
تذكرة اميرخان
اين
مجموعه را كه در ص ع نسخة شمارة 8499 دانشگاه
«تذكرة اميرخان در عصر شاه صفي» خوانده
شده است ميتوان نوعي از ادوار سلطاني
ايراني بشمار آورد و در ميان آن با ادوار
سلطاني رومي در آوردن تصنيفها و شرح و رمز
آنها تا اندازهاي مانندگي هست. اين كتاب
را «رساله موسيقي اميرخان كوكبي گرجي مطرب
شاه سلطان حسينصفوي» هم ميتوان ناميد و
گويا به دستور او گردآوري شده است (هنر و
مردم 98 : 37 ش 71 و 72 و 110 : 51). در
آن گذشته از تصنيفها و ترانههاي درباري و
نظامي و نام سازها و آهنگها اصطلاحاتي
دربارة خوانندگي و سرودها آمده است كه
شايد در جاهاي ديگر نباشد مانند «سرخانه»
بجاي مطلع. شگفت
اينجا است كه شاه سلطان حسين صفوي
پارساپيشة پيرو فقيهاني مانند مجلسي و
ديگران نسبت به دوستي موسيقي كه هم دستگاه
پادشاهي و هم دستگاه درويشي و خانقاهداري
صوفيان قزلباش و دومان شيخ صفي آن را
ميخواسته است وفادار مانده و پيداست كه در
اين زمينه هيچ كوتاهي نميورزيده است (گفتار
نگارنده در هنر و مردم دربارة صد و سي و اند
اثر فارسي در موسيقي). از
اين رساله سه نسخه در ايران است دوتا در
مجلس و كتابخانه ملك و يكي نزد فروزانفر
بوده و اكنون در دانشگاه است دو نسخة ديگر
هم شناختهام يكي در باكو ديگري در پاريس
اينك از سه نسخه ياد ميكنم: نخست
نسخة شمارة 8499 دانشگاه تهران كه پيشتر از
آن بديعالزمان فروزانفر بوده و او در شرح
مثنوي شريف (1:17) از آن ياد كرده است درست
مانند نسخة پاريس است و هر دو نسخهاي
شاهانه و آراسته و به يك اندازهاند. به
خط نستعليق سدة 11 و 12 با جدول زر و لاجورد و
شنگرف و زنگار و عنوان شنگرف در كاغذ متن و
حاشيه، درهامش در برخي جاها شعر و
تصنيفهاي فارسي و تركي است به نستعليق
تازهتر، 89 برگ 9 س رحلي. چنين
است اين نسخه: (1)
«بسمله. و به نستعين. ديباچة كمترين
غلامان استادان اميرخان. سرود درود
نامعدود و سپاس فزون از دايرة قياس سزاوار
بزم بهشتآئين و مجمع رنگين پادشاهيست كه
به يك امر دو حرفي چندين طبقات ارضي و
سماري ساخته (مانند نسخههاي مجلس و ملك). .
. . . . . . . . . . خاك را بقا است و اكنون شروع در
رسالهايي كه درين فن تحرير يافته ميشود». (2)
«بسمله. و به نستعين و اعوذبالله ربالعالمين.
گوشهگيران حجرة نشاط و پردهنشينان
حجرة اختلاط . . . . . . . باب اول در اسامي
دوازده مقام . . . . . . . . باب پانزدهم در آداب
سازنده و اهل اين فن و حسن سلوك اين طايفه
. . . . . . . . . . . . . كنگره ناقصاند. تمتالرساله
في علمالموسيقي». (3)
«رساله و تصانيف مرحوم آقا مؤمن
مصنف كه از براي خسروان سلف. . . . . در هر وقت
و مقام مناسب ساخته شعر بعضي از مصنف و
بعضي از غير حسبالامر الاعلي قبلة
بندگان بيريا كه جانها فدايش باد نوشته
شد… حمد
و سپاس بيقياس صانعي را سزاوار است». در
اينجا ياد ميشود از: زمان شاه عباس حيدر
حسيني صفوي فرزند سليمان ثاني، مؤلف،
مصنف، تصنيفها كه براي شاه صفي بستهاند،
تصنيف فتحنامة ايروان و گرفتن آن از
خونگار و كشتن مرتضي پاشا، تصنيف فتحنامة
گرجي استان. تا ميرسد به شعر «سير اشرف كنم
و واله و مستانه شوم» پس از اين شعرهاي
فارسي است يادداشت مانند، پس از يك صفحه
سفيد عبارت «ج1 / 135 تفرشي، يادگار 1844» (به
خط شكسته نستعليق ديگر) نيز عبارت «تفرشي
1844». (4)
«رسالة كمترين غلامان اميرخان
تفصيل اسامي اصول هفدهگانه كه اكنون بينالحفاظ
به نوزده بحرة متداول است: اول
ضرب الفتح (مانند نسخة ملك) . . . . . . . . بناء
عليه رسالة موزون مذكور نوشته ميشود تا
متعلمان را قدري معلوم گردد». در
دو جاي ديگر هم نام اميرخان هست همچنين ياد
ميشود در آن از «عمل صحت نامة استاد
المصنفين متقدم و متأخرين خواجه
عبدالقادر مراغي، كاظم چالچيباشي» و نام
مؤلف در دو جاي ديگر و نام مراغي هم در دو
جاي ديگر. چنين است انجام آن: اهاهي
جاجم بل من مكرر (مانند نسخه ملك و مجلس). در
اين نسخه عبارت «كاري مسمي به نفس گداخته»
در برگ 7ر ديده ميشود. همچنين در آن ياد
ميشود از: كار،
قول، صوت، عمل، نخش، و نخشين در دومي و نقش
و نقشين در نخستين، ترانه و فرق ميان آنها
در آن آمده است، همچنين: معني و جاي
نقارات، شعر، ذيل، سرخانه، ميان خانه،
بازگو، ترنم، سبك و سنگين، در دومي نام آقا
مؤمن در سه جا (67ر، 68پ، 72ر) آمده است. پارهاي
از عنوانهاي اين مجموعه كه شعرهاي آن با نت
است: دو
بيت، دور ساقي، تصنيف، تركي، فخريه با
اصول، سوي نشري كه بيان سلسله به مدح شود،
بوي نصري كه بيان تاريخ پادشاهان و كردها و
كرمها باشد، ارسباري پيش روتركان است. (3ر) كار
رخسار كه به سه اصول تمام ميشود، ضربالفتح
و مخمس و خفيف اين است ترديلانا در درتن
تنني ته ننتنتنني ته نن تن در تانا
دردرتن دوست نملي لي لي لي تنسني ته نن ها
درتانه دل و جان تانه دردرتنني تانه
دردرتانا دريتلي لاني تن (8 پ). ديگر
با اصول ضربالفتح كسي تصنيفي نساخته الا
اين غلام كه كار نفس گداخته مسما به بزمآرا
كه اصول رواني بر اصول رخسار خواجه افزوده
و با چهار اصول تمام كرده و كارانيست درآمد
نقارات اول با اصول ضربالفتح تتّر
ديلللر درتنني. . . . (10ر) تصنيف
در محير و حسيني اصول دوبريك . . . . .سرخانة
دويم سر خانة سيم (شعر تركي) تصنيف
در حسيني اصول دوبريك. . . . . سرخانة دويم،
ترنم به دستور، سرخانه سيم (شعر فارسي). تصنيف
در حسيني اصول دوبريك. . . . . (فارسي). تصنيف
در عجم . . . . . (تركي). تصنيف
در دوگاه از گفتة حافظ چالچيباشي اصول دو
بريك، ميانخانه، سرخانة دويم، ميانخانه (تركي). تصنيف
جيباي تنباكو فروش در گردانيه وراست اصول
دوبريك. . . .(ف) تصنيف
در گردانيه وراست . . . . .(ف). تصنيف
در پنجگاه اصول. . . . .(ت). تصنيف
در موافق از اميرخان اصول. . . . .(ت) در ستايش
شاه حسين ترانة اميرخسرو و در موافق اصول
دوبريك (ف). ترانة
در موافق. . . . (ف). نعت
عيشي در چهارگاه. . . . (ستايش پيامبر، شعر
فارسي). تصنيف
در نيشابور از اميرخان. . . . .(ت). تصنيف
در غزال. . . . .(ف). تصنيف
در بيات. . . . .(ت). عمل
مهد در موافق. . . . .(ف). تصنيف
حافظ مؤمن در موافق. . . . .(ف). (16پ) نثر
تصنيف عشرتآرا در دوگاه و محير اصول
دوبريك از اميرخان ترديلليلي در تني . . . .
سرخانه اول: اي
باد صبا، از بهر خدا، بگذر تو به منزل دلبر
من، بنشين و دعا برسان و بگو، اي دلبر شوخ
ستمگر من. لازمه: اي بل شاه من. . . . .
ميانخانه: شب تا به سحر در آه فغان، جا كرده
به دل، مهر تو چو جان. تكرار صعود: برخيز و
بيا، يك دم بر من، حكم تو به من، چون روحروان،
گيسو چو كمند، ابرو چو كمان، مژگان سيه،
ناوك زن جان، رفتار تو غيرت سرو روان، سه
مرتبه. زلفين تو جعد مغنبرمن. لازمه: اي بله
ماه من. . . . .بازگو در غزّال: ديشب من و غم،
با هجر و الم، تا وقت سحر، در عين ستم،
مژگان نزديم، القصه بهم، كه چون گل تو
بيايي بر سر من، اي مونس جان اي سرو روان،
در پيش رخت، خورشيد جهان، افگنده پسر، هر
شام و سحر. ورود : بيرون ز قلم رو كشور من،
اي بله شاه من. . . . (آنچه نقطه گذاري شده نت
است) (17پ) تصنيف
مجلسآرا در دوگاه از گفتة آقا مومن اصول
دوبريك (ف). تصنيف
در غزّال. . . .(ف). تصنيف
در راست (ف). تصنيف
در راست (ف). تصنيف
ميرصوتي در نيريز وراست. . . . .(ف). چهار
زبان فتحا اصول دوبريك . . . . .جيجي جي شاه
جهان، چترپتي صاحب قرآن، گلپري گلپري
سرو روان، اولكس و كشمير بازله جي جي جي
شاه جهان، چترپتي، صاحب قرآن، آمد بهار
كامجو بشنو زبلبل گفتگو، يار وفادار بجوي،
رو خيمه در گلذار زن، جام ميي با يار زن،
تنا تنا تا آخر به دستور. فتحا
چنين فصل گلي، داراي اگر جام ملي، كمتر نهاي
از بلبلي، رو خيمه در گلذار زن. (20ر) تصنيف
در مالوف و نشابور. . . . .(ف). تصنيف
مير صوتي در شهناز و زنگوله. . . . . (ف). تصنيف
در شهناز . . . . . (ف). تصنيف
در بيات اصول نيمدور (ف). تصنيف
در حسيني اصول نيمدور (ف). تصنيف
در حسيني و عجم اصول نيمدور (ف). تصنيف
آقا مؤمن چالچيباشي در محير و حسيني اصول
نيمدور (ف). تصنيف
در حسيني اصول نيمدور (ف). تصنيف
در حسيني اصول نيمدور (ت). تصنيف
عجم اصول نيمدور (ت). تصنيف
حافظ محمدكاظم چالچيباشي مشهور به پيشي
ونار اصول نيمدور (ف). تصنيف
در گردانيه وراست اصول نيمدور (ف). تصنيف
در گردانيه وپنجگاه و نيريز اصول نيمدور
(ت). تصنيف
در گردانيه وپنجگاه اصول نيمدور (ت). تصنيف
در عراق اصول نيمدور (ت). (26ر)
تصنيف
در عشاق و عراق اصول نيمدور (ت). تصنيف
در مخالف از باقيا اصول نيمدور (ف). تصنيف
موافق از شمس تيشي اصول نيمدور (ف : خوش
نمايد صبح دم در ديده خمار گل
خاصه در فصلي كه باشد در چمن بسيار گل. .
. تصنيف
در سهگاه از گفتة نراقي اصول نيمدور (ف). تصنيف
در ساقي در سهگاه اصول نيمدور (ت). تصنيف
در ساقي در سهگاه اصول نيمدور (ت). تصنيف
در نيشابور اصول نيمدور (ف) (28پ). 29ر عمل
در بوسليك با اصول خفيف از كمترين غلامان
اميرخان (ف). عمل
به اصول خفيف در نغمة عشيران از مظفر گلپاي
گاني (ف). عمل
با اصول خفيف (ف). تصنيف
با اصول خفيف در نغمة نوروز عرب از مرحوم
حافظ كاظم چالجيباشي سابق (ف). كار
گلستان با اصول خفيف در نغمة راست از خواجه
عبدالقادر (ف). كار
با اصول خفيف از ملا نغذك در نغمة راست (ف). تصنيف
آقا مؤمن ثقيل (ف) (ستايش شاه سليمان). عمل
مژده در عراق و غيرها از شيخعبدعلي بصريالاصل
با اصول ثقيل (ف). جواب
عمل مژده در حسيني و غيرها با اصول ثقيل از
كمترين غلامان اميرخان (ف). (37ر) كار
دشت ارجن از استاد المصنفين خواجه
عبدالقادر المراغي كه در نشابورك با اصول
ثقيل ساخته سرخانة اول تاناتانادردرتن
سليلي لي لي لي لن دتم. . . . .ترك از حديث
رستم و افراسياب كن، شهنامه بايدت سخن از
بوتراب كن. . . . . تسبيح خوارجي(؟) كه نه در
ذكر حيدر است، در گردن سگان جهنم تناب كن. .
. . .از شاه دشت ارجنت آنگه خبر شود. . . . .بركن
جهان زارزن و بنشين حساب كن. عمل
لالهزار در راست و پنجگاه و غير با اصول
ثقيل شعر و تصنيف از كمتر غلامان اميرخان. تصنيف
با اصول ثقيل از علي پاشاي حاكم سابق بصره
(39پ). پيشرو
زنگوله كه كار شده با اصول ثقيل حسبالامر
الاعلي احمد ساخته (با كوي آن: خاقان زمان
سلطان جهان آن فخر جهان آن شاه كيان هركس
كه كشد بر ديده جان خاك ره او فرزانه شود). (40ر) عمل
در پنجگاه و راست با اصول نيمثقيل. (40پ) ايضاً
با اصول ثقيل عمل از حسن چلبي در دوگاه. (57ر)
عمل در صابرا در بوسليك با اصول ثقيل و نيمثقيل
ساخته در حسيني با اصول نيمثقيل عمل
قيامت از استاد المصنفين خواجه عبدالقادر
المراغي (ف). رهاوي
از صابر شيرازي با اصول نيمثقيل (ف). عمل
از ميرصوتي يزدي در موافق با اصول نيمثقيل
و ثقيل در جواب عمل قيامت حسبالامر ساخته
(ف) (ستايش شاه است). در
نوا با اصول نيمثقيل (ف). عمل
در عجم با اصول نيمثقيل (ف). (6ر)
كار سوزناك در نغمة عراق با اصول خفيف به
روايتي از خواجه عبدالقادر مراغي و به
قولي از معلم ثاني فارابي (ف). تصنيف
با اصول مخمس از استاد المصنفين خواجه
عبدالقادر مراغه (ف). تصنيف
در نوروز عرب با اصول مخمس از مرحوم حبيبالله
بصري شاگرد مرحوم عيدعلي (ف). (64پ) تصنيف
از ميرصوتي با اصول مخمس در بيات (ف). تصنيف
از ميرصوتي با اصول مخمس در موافق (ف). عمل
چاره دل از استاد المصنفين خواجه
عبدالقادر مراغي (ف). عمل
مجلسآرا در نغمة موافق با اصول مخمس شعر. (66پ)
تصنيف از كمترين غلامان اميرخان (ستايش
شاه به فارسي). در
رسالة آخري چنين است: (73ر)
تصنيف حسيني در تختنشستن (مدح مرشد اول
صاحب قرآن ثاني) تصنيف ديگر حسبالامر
الاعلي. تصنيف
فتحنامة قندهار شاه صاحب قرآن در غزال (بنام
پسر شاه صفي) تصنيف ديگر كه در هندوستان در
عشيران در شأن پادشاه صاحب قران عباس بسته
شده. تصنيف
رهآورد كه اين مور ضعيف به عرض سليمان
زمان شاه صاحب قرآن رسانيد. تصنيف
نوروزي كه از جهت نواب همايون گيتيستان
صاحب قران گفته شده در پنجگاه (شاه عباس). تصنيف
بهاريات كه از جهت پادشاه عرش مكان جنت
آشيان شاه صفي بسته شده (عراق، غزال، نقش،
راست ذيل) تصنيف
فتحنامة ايروان كه در نوروز عجم بسته شده. تصنيف
ديگر در: محيّر، غزّال، ذيل. ديگر
تصنيفي كه در شأن رضوان پاسبان بهشت مكان
شاه عباس ماضي بسته شده. تصنيف
فرحآباد در حسيني. (79پ) تصنيف
اشرف در محيّر (شاه صفي) (ف). تصنيف
عباسآباد در دوگاه (ف). صوت
مادر و دختر كه در آهنگ مغلوب و موافق
ساخته شده كه دختر به جهت مادرخوانده و
مدعاي خود اظهار كرده (80پ).
تصنيف
«پرسته گله[i]»
كه در محير بسته شده.
دل
در پيش اسير است. . . . تصنيف
در رهاوي (ب) تصنيف در گردونيه، عراق،
گردونيه و ماهور، محيّر، گوشت. (83ر)
تصنيف ديگر قلجهيي در حسيني حسبالامر
بسته شده. تصنيف:
نوروز عجم، عراق، حصار، عراق، نهفت، آهنگ
كوكب، نيريز،محيّر، كوچك، چارگاه،
حسيني، نوا، نيريز، (همه فارسي) زيبا پسر
كاشي، پرفتنه و اوباشي، در حسن جهانگيري،
دايم تو چنين باشي. تشنه ميم ساقي باده مست
و مستانه ده كاسة صبوحي را در صحن گلستان
ده، گه در پي آزاري، گاهي نگهي داري، از
ترز تو ميبارد، عيّاري و مكّاري. اي شوخ
كبوتر باز، وي بلبل خوشآواز، دل دربر من
كبكيست، در چنگ تو اي شهباز. (85ر) تصنيف در
بهاريات كه حسبالامر بسته شده در مغلوب و
موافق تصنيف ديگر كه حسبالامر اعلي جهت
زاهدان بسته شده در سهگاه:
سرخانه
ثاني،
سرخانه
ديگر:
تصنيف:
عراق، زابل، نوا (حسبالامر الاعلي)، نوا،
حسيني، حسيني، سگاه، پنجگاه بسته شده جهت
خواب رفتن طفل:
سرخانه
دويم:
سرخانه
ديگر:
تصنيف
فتحنامة بغداد در محيّر بسته شده. تصنيف
فتحنامة قندهار در نهفت و غزال بسته شده. تصنيف
فتحنامة گرجي استان در پنجگاه. نسخة
دوم شمارة S.P.
1087 پاريس،
نستعليق سدة 12، با سرلوح و جدول زرين و
رنگين و با حاشيه سازي زرين در ص1 و 2 عنوان
شنگرف، 32 گ 9 س رحلي، نسخه شاهانه است مانند
نسخة فروزانفر (بلوشه ش 914). برگهاي
57 تا 66 بايد ميان برگهاي 40 و 41 گذارده شود.
در دو جاي ديگر هم افتادگي ديدهام. بدين
گونه است: (1)
(آغاز:) بسمله. رسالة كمترين غلامان
اميرخان تفصيل اسامي اصول هفدهگانه كه
اكنون بينالحفاظ به نوزده بحره متداول
است: اول
ضربالفتح دوم ثقيل سيم نيم ثقيل چهارم
مخمس . . . . نوزدهم فرع. . . . .چنانكه اين غلام
در رسالة موزون عرض نموده بناء عليه. (2)
رسالة موزون نوشته ميشود تا
متعلمان را قدري معلوم گردم.
(منظومه
فارسي در 3پ – 8ر است). (انجام
آن) بسي مدت درين فن رنج بردم – به هفتاد و
سه بيتش ختم كردم. (سپس
در همينجا در گ 8ر چنين آمده است:) «چون
ضروب اصول و اصناف و تصانيف معلوم شد الحال
شروع كنيم به تصانيفي كه در هر ضرب استادان
اين فن از متقدين و متأخرين ساختهاند از
استاد المصنين اول و آخر خواجه عبدالقادر». در
اينجا تصنيفها و ترانهها است به فارسي و
تركي از حبيباي تنباكوفروش و اميرخان بيك
و اميرخسرو و حافظ مؤمن و آقا مؤمن چالچيباشي
و ميرصوتي و حاجي محمدكاظم چالچيباشي و
علي پاشاي فرمانرواي پيشين بصره (ثقيل او)
و احمد كه به فرمان پادشاه صفوي ساخته است
و حسن چلبي (ثقيل او). در آن از عبدالقادر
چندبار به نيكوئي ياد شده است. سپس آمده
است (44ر): «اكنون
شروع در رسالههايي كه درين فن تحرير
يافته ميشود (يك رساله بيش نديدهام). (3)
گوشهگيران حجرة نشاط و پردهنشينان
حجلة اختلاط» (اين رساله در 15 باب است). فهرست
بابها
1-
در اسامي دوازده مقام 2-
در بيان دانستن بيست و چهار شعبه كه
يكي از پستي و ديگري از بلندي هر مقام حاصل
ميشود. 3-
در بيان شش آوازه. در
اينجا منظومه كوكبي قزويني استاد اين فن
كه درباره دوازده مقام و شش آوازه سروده
است ميآيد:
ز راه راست گر آهنگ ميكني به حجاز-ز
اصفهان نظري جانب عراق انداز 4-
در بيان هفده بحر اصول از قول خواجه
عبدالقادر. 5-
در نسبت دوازده مقام بر بروج دوازدهگانة
افلاك. 6-
در بيان آنكه هم مقام را از كدام
حيوان برداشتهاند. 7-
در منافع مقامات به مردم. 8-
در بيان آنكه هر مقام چند بانگ است
به قول بطلميوس. 9-
در بيان آنكه هر اصولي چند ضرب است. 10-در
نسبت مقامات به فصول اربعه. 11-در
بيان آنكه هر اصولي چگونه مينوازند. (با
نتها) 12-
در بيان كليات خواجه عبدالقادر
مراغهاي (نام
مقامات با نتها) 13-
در بيان شد 14-
در بيان آنكه در وقت روز و در هر وقت
شب چه مقام بايد خواند كه در گوشهاي مردم
خوشآيند باشد. 15-
در آداب سازند و اهل اين فن و حسن
سلوك اين طايفه. در
پايان باب 15 نام سازها آمده است و انجام
اين رساله در برگ 67 و بدينگونه است: «سازهاي
ناقص. تمتالرساله في علمالموسيقي». در
برگ 41ر آمده است كه به فرمان شاه سلطان
حسين كه شاه نظرآقا آن را به اين «غلام»
رسانده است در 70 و 80 سالگي اين رساله را در
25ع2/1108 سيچقانئيل به نگارش درآوردم. از
عملها و كارهاي موسيقيدانها مانند
صابراي شيرازي و عبدالقادر مراغي و
ميرصوتي و حبيبالله بصري شاگرد عيدعلي
در آن ياد شده است. (57-66). پس
از اين رسالة آقا مؤمن گذارده شده است (67ر و
پس از آن) رسالة او بنام شاه عباس است و از
شاه صفي هم در آن ياد ميگردد: (4)
آغاز: حمد و سپاس بيقياس صانعي را
سزاوار است. انجام:
سرخانة ديگر، وقت آن شد كه دگر ساكن ميخانه
شوم – سير اشرف كنم و واله و مستانه شوم. نسخة
سوم – شمارة 5006 ب خاورشناسي شهر باكو به
نستعليق 1204، در فهرست خطي آنجا پنداشتهاند
كه نام آن «نفس گداخته» است چون چنين
عبارتي در پايان نسخه ديده ميشود[ii]
همچنين عبارت «عشرتآرا» در آغاز آن و از
اين دو «كار» مؤلف خواسته شده نه رسالة او. رويهم
رفته در اين نسخه تصنيفهاي درباري با
نوتها و با نام مقامها آمده و يكي از آنها
از صفيقلي بيك اسفوجي است و يك ترانه از
اميرخسرو دهلوي و يكي هم از شاه مرادخان
ساري و از صابر شيرازي و والهي قمي. در
نيمة دوم آن رسالة منظوم «كمترين غلامان
اميرخان» ديده ميشود. بدينگونه
است: (1)
«شهنشاه جهان حامي دين مرشد و قبله
ارباب يقين . . . . شاه سلطان حسين صفوي. . . .شروع
در كار مسّودة كار سلطاني مسما به «عشرتآرا»
در نغمة دوگاه محير و اصول دوبريك تره
ديليلير درتني… (2)
چو فرمان شهنشاه جهان بود مقر سلطنت
در اصفهان بود (در اينجا آمده كه پادشاه به
اين غلام پير فرمود كه از طنبور و ناي و
بربط و عود نغمه بيرون بياورم) . . . بود
تعريف بزم و عيش و خوبان. (3)
بسمله. بعد از تميه، سرود درود
نامعدود و سپاس فزون از دائرة قياس سزاوار
بزم بهشت آيين و مجمع رنگين پادشاهي . . . (در
اينجا از تاريخ 25ع2/1108 سيچقانئيل كه
تاريخ تأليف است ياد ميشود). چندنكه
آب را روش و خاك را بقا است. . . . (4)
بسمله. و به نستعين. گوشهگيران و
پردهنشينان حجلة اختلاط عالم كون و فساد
(اين رسالهايست در پانزده باب مانند نسخة
پاريس). . . . اين غلام با آنكه از والدين به
جز الفاظ تركي شكسته و زبان گرجي پيوسته
نشنيده و تا بيست و پنج سالگي درين علم
معلمي نديده. . . . چهار اصول مذكور كاري
مسمي به «نفس گداخته» ساخته كه مدعي را
مجال دعوي نماند (در اين يكي هم از شاه
سلطان حسين ياد ميشود). . . سازهاي ناقصاند.
. . تمت الرساله في علمالموسيقي 1204. “پاورقيها”
1
- بياد ميآيد داستاني كه در رسالة جنگي
خاقاني آمده است. 2
- «اين غلام پير. . . كه هفتاد و هشت مرحله از
عمر طي كرده. . . تا بيست و پنج سالگي درين
علم معلمي نديده چون كار رخسار با اصول كه
ضربالفتح و خفيف و مخمس باشد ساخته شد و
كمترين اصول ديگر برين سه افزود و به چهار
اصول مذكور كاري مسمي به «نفس گداخته»
ساخته كه مدعي را مجال دعوي نمايد» (برگ 44ر
نسخة پاريس) نيز «ديگر با اصول ضربالفتح
كسي تصنيف الا اين غلام كه كار «نفس گداخته»
مسما به بزمآرا كه اصول رواني بر اصول و
رخسار خواجه افزوده با چهار اصول تمام
كرده» (9پ) |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||