|
|
||
ورجاوند، پرويز. "نگاهي به پيشينه تعمير برخي از بناهاي تاريخي اصفهان ـ يادي از شادروان استاد معارفي معماربناهاي تاريخي". دوره 15، ش175 (ارديبهشت 56): 2-18، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: ويژگيهاي مسجد شيخ لطفالله و چگونگي تعميرات آن: سفتكاري و تقويت بنا، تعميركاشيها، گوي بالاي گنبد، تعمير جلوخان وسردر با ذكر نام استادكاران ـ شرحي برمسجد و مناره علي و چگونگي تعميرات آن:نماسازي، مرمت منار ـ چگونگي مرمت هارون ولايت (18ه.ق): رواق، گنبدو ديگر تعميرات ـ سردرقيصريه و تعميرات آن ـ چگونگي بناي مقبره باباقاسم و تعميرات انجام شده درآن ـ مدرسه اماميه و امامزاده جعفر و امامزاده اسماعيل و تعميرات انجام شده درآن بناها ـ مسجد مقصود بيك و منارساربان ومرمت اين دوبنا. |
نگاهي به پيشينة تعمير برخي از بناهاي
تاريخي اصفهان
يادي از شادروان استاد معارفي معمار
بناهاي تاريخي
دكتر
پرويز ورجاوند توضيح
و تقاضا: نخستين بخش اين مقاله زير عنوان: «چگونه
مسجدشاه از انهدام نجات يافت، يادي از
معماري بزرگ شادروان استاد حسين معارفي»
در شماره 164 همين مجله بچاپ رسيد. در مقدمه
آن نوشته اشاره گرديد كه اساس اين كار متكي
است بر مصاحبهاي كه چند ماه قبل از
درگذشت شادروان معمار معارفي بدرخواست
نگارنده توسط آقاي مقدس باستانشناس جوان و
با علاقه دفتر فني سازمان ملي حفاظت آثار
باستاني ايران در اصفهان با آن مرحوم صورت
گرفته است. در بخش اول فقط از مسجدشاه سخن
بميان آمد ولي در اين نوشته تعداد ده اثر
از بناهاي تاريخي اصفهان مورد بحث قرار
گرفتهاند. در مقدمه هر بنا سعي گرديده تا
به اختصار بسيار محل و سال بنا و برخي ويژهگيهاي
عمده آن معرفي گردد. در اينجا لازمست
يادآور شويم كه شرح اقدامات تعميراتي
انجام شده در اين بناها فقط مربوط است به
آنچه كه به مباشرت معمار معارفي صورت
پذيرفته است و خود او در مصاحبهاش بدان
اشاره كرده است. كوشيدهايم تا هيچچيز
از متن مصاحبه او حذف نشود. بنابراين اگر
نكات مبهمي وجود دارد يا آنچه كه نوشته شده
با آنچه انجام گرفته تفاوت دارد تا توجه به
توضيحي كه درباره اساس اين نوشته داده شده
نميتواند مسئوليتي را متوجه نويسنده سازد.
زيرا آنچه كه عرضه ميشود براساس يك بررسي
تحقيقي و عملي صورت نپذيرفته است. از اينرو
براي نگارنده جاي نهايت خوشحالي خواهد بود
تا تمامي محققان و آگاهاني كه به كم و كيف
كار مرمت اين آثار در آن سالها آشنائي
دارند با ارسال مدارك و توضيحات لازم،
نويسنده را از اشتباهاتي كه ملاحظه ميكنند
با خبر سازند. باشد كه اين تذكرات در انجام
يك تحقيق علمي مربوط به تاريخ تعمير
بناهاي تاريخي ايران بكار آيند و مورد
استفاده قرار گيرند. |
تعميرات مسجد شيخ لطفالله
مسجد
شيخلطفالله كه در ضلع شرقي ميدان شاه
قرار دارد از نظر تناسب و شكل گنبد و
همچنين از نظر نحوه تنظيم نور داخل و
تزئينات از جمله آثار ارزشمند معماري
دوران صفويه بشمار ميرود. بنابر كتيبه
سردر مسجد كه بقلم عليرضا عباسي خوشنويس
معروف بخط ثلث با كاشي معرق سفيد بر روي
زمينه آبي نوشته شده سال بناي آن 1012 هجري
قمري و سال پايان آن بنابر كتيبه درون
محراب 1028 بوده است[1]. در
مورد تعميرات مسجد شيخلطفالله شادروان
استاد معارفي چنين ميگويد: بعد از انجام تعميرات وسيع در
مسجدشاه، نوبت به مسجد شيخلطفالله
رسيد و كار مرمت آن در مرحله نخست از 1312 تا
1316 بطول انجاميد و در محلهاي زير جريان
يافت: |
|||
|
تصويري از نماي سردر ورودي و گنبد زيبا و خوش تركيب مسجد شيخ لطفالله |
|
سنگهاي
كف دالان كه همه كنده شده بود با سنگ معروف
«كَروَندي» فرش شد و سنگفرش جلوخان مسجد
نيز انجام گرفت و بدين ترتيب مسجد شيخ لطفالله
كه يكي از نمونههاي ارزشمند هنر معماري
دوران صفويه در اصفهان است از ويراني نجات
يافت و جلوه ديرين خود را بازيافت. استادكاراني
كه در مرمت مسجد شيخ لطفالله نقشي برعهده
داشتهاند: طراحي
خطوط و كتيبهها و كاشيها بعهده ميرزاعلي
مسميپرست و استاد نصرالله رفائيل بوده
است. كار سنگگذاريها و برپا داشتن چوببستها
بعهده مرحوم استاد يحيي نجار بود. مسجد و مناره علي مسجد
علي در مجاورت هارونولايت قرار دارد و
بناي آن به دوران صفويه مربوط ميشود. در
محوطه مسجد يكي از جالبترين منارههاي
كهن اصفهان قرار دارد كه هيچگونه ارتباطي
با بناي مسجد ندارد و براساس نوشته
سياحاني چون «پيترو دلاواله» و شاردن به
عبارتي جزء مجموعه هارونولايت بوده است.
در مورد زمان بناي مناره علي «مايرون بمنت
اسميت» |
|
منار
علي- واقع در گوشة شمال غربي مسجد علي
(ارتفاع 85ر47 متر –
قطر پايه 6 متر) |
منار
علي- تزئينات جالب آجري بدنة مناره و
نعلبكي بالاي آن |
درب
امام- گنبد |
سردر
مسجد علي |
|
آنرا
با قيد احتياط به عهد سلجوقي نسبت ميدهد و
در اينباره مينويسد: «…
تاريخ منار بعقيده اينجانب در ربع دوم يا
سوم قرن ششم هجري واقع ميشود با قيد اين
احتياط كه ممكن است بناي آن بقرن هفتم يا
اوايل قرن هشتم هجري نيز نسبت داده شود»[2]. در
اينجا بدون آنكه بخواهيم وارد بحث بنيادي
بشويم لازم است يادآور شويم كه با توجه به
نوع آجركاري و تلفيق آن با كاشي فيروزهاي
و خط كتيبههاي آن ميتوان آنرا به عهد
سلجوقي نسبت داد. تعميرات
مسجد و مناره علي: شادروان استاد معارفي
درباره مرمت اين دو اثر چنين ميگويد: مسجد
علي و منار آن در قسمتهاي بسيار دچار خرابي
شده بود از اينرو مرحوم همدانيان براي
انجام تعميرات لازم در قسمت نماسازي و
سردر مبلغ سي هزار تومان كمك در اختيار
گذارد و كارهاي تعميراتي در اين بنا بشرح
زير صورت گرفت: واحد
شرقي كه بعلت مجاورت با مستراحها و محل
گندآب بشدت لطمه ديده بود با حفظ نماي
داخلي نوسازي شد. به اين ترتيب كه در سراسر
طول مسجد ديواري بارتفاع 2 متر از نو بنا
گرديد. طاقهاي
بالا كه ويران شده بود همه بار ديگر پوشش
شده، ديوارهاي دو جانب شبستان كه بعلت
رطوبت بسيار قابل نگهداري نبود، برداشته
شد و از نو ساخته شد. مرمت
منار: قسمت بالاي منار در وضع بسيار بدي
قرار داشت و قسمتهاي پائين نيز در حال فرو
ريختن بود. از اينرو اطراف آن چوببست و با
دقت به گونهاي كه امروز ميبينيد مرمت
گرديد. |
|||
|
هارون ولايت – بخشي از گچبري زيبا و جالب بنا كه در جريان تعميرات سال گذشته از زير تزئينات ناموفق مربوط به سالهاي گذشته بيرون آورده شده است. |
|
هارونولايت هارونولايت
بقعهايست از آثار دوران صفويه كه براساس
كتيبه موجود در آن سال 918 هجري قمري بنا شده
است. ولي وجود افسانههاي مختلف از يكسو و
احترامي كه مسيحيان و يهوديها نيز براي اين
محل قائل هستند، از سوي ديگر اظهارنظر قطعي
در مورد زمان بنا و بخصوص انتساب آن به
شخصيت شناخته شده معيني را دشوار ميسازد. در
مورد ارزش معماري اين اثر ميتوان گفت كه بيش
از هر چيز تزئينات كاشيكاري سردر سمت حياط
آن داراي اهميت خاص است و از جمله نمونههاي
زيباي كاشيكاري ايران بشمار ميرود. شادروان
معارفي درباره تعميرات انجام شده در اين
بنا چنين گفته است: رواق-
پيهاي رواق كه بيشتر خشتي بود وضع بسيار
نامناسبي داشت از اينرو بعد از پياده كردن
كاشيهاي باقيمانده روي ازاره، پيبندي
تمامي رواق انجام گرفت و دوباره كاشيها در
جاي خود نصب شدند. طاق ويران شده رواق نيز
بار ديگر زده شد. گنبد- كاشيهاي گنبد و ساقه آن
تمامي متلاشي و از بين رفته بود. از اينرو
باقيمانده آنها جمعآوري و در پائين تخمير
تهيه و كاشيها با طرح اوليه روي تخمير
ساخته شد و سپس روي ساقه و خود گنبد نصب
گرديد. پاگرد اطراف گنبد كه در اثر فشار بار
فرورفتگي پيدا كرده بود، برچيده و از نو
ساخته شد. واحدهاي
قسمت شمالشرقي كه بشدت لطمه ديده بود بطور
اساسي مرمت شد چنانكه فقط نماي داخل بنا حفظ
گرديد و ديوار خارج طرف كوچه بكلي برچيده و
بهگونه نخستين آن از پايه بازسازي شد. كاشيهاي
سمت غرب فضا كه مخروبه شده بودند تعمير و
كاشيكاري زير سقفها و پشت بغلها مرمت
گرديد. ديگر
تعميرات اين بنا: چنانكه در آغاز اين نوشته
يادآور شديم قصد ما بر اين نيست تا كليه
اقدامات تعميراتي را كه در بناهاي مورد بحث
از ديرباز تاكنون انجام گرفته برشماريم
بلكه تنها به ذكر مطالبي ميپردازيم كه در
مصاحبه با شادروان معارفي بدانها اشاره شده
و مربوط است به تعميراتي پذيرفته است. ولي
در اينجا بيمناسبت نميدانيم به اين مطلب
اشاره كنيم كه در چند سال اخير بخصوص طي
سالهاي 1353 و 1354 اقدامات قابل ملاحظهاي در
زمينه مرمت اين بنا بخصوص تزئينات آن، توسط
دفتر فني سازمان ملي حفاظت آثار باستاني
ايران در اصفهان صورت پذيرفته است. اين
اقدامات بيشتر مربوط ميشود به خارج ساختن
نقاشيهاي جالب دوره صفويه از زير دوده
غليظ و دوغآب گچ مربوط به تعميرات سال 1363
هجري قمري. همچنين هنرمندان و تكنسينهاي
دفتر فني با دقت و حوصله كافي ميكوشند تا
طرحهاي جالب دوره صفويه را كه در دوران
قاجار با رنگهاي غليظ و قلمگيريهاي كلفت و
نامتناسب، زيبائي و لطف خود را از دست دادهاند
بوضع نخستين خود بازگردانند. |
سردر قيصريه
قبل
از آنكه به گفتههاي شادروان معمار
معارفي درباره تعميرات اين محل اشاره كنيم
لازمست يادآور شويم كه در طي چند سال اخير،
سردر مزبور بوسيله دفتر فني سازمان ملي
حفاظت آثار باستاني ايران در اصفهان با
دقت و حوصله خاصي مرمت شده و نسبت به خارج
ساختن كليه نقاشيهاي ديوارينماي خارجي و
اطاقهاي واقع در گوشوارههاي آن بوسيله
هنرمندان و تكنسينهاي آن دفتر اقدام
گرديده به گونهاي كه امروز اين اثر را ميتوان
يكي از جمله كارهاي جالب مربوط به مرمت
بناهاي تاريخي بشمار آورد. سردر
مزبور نخست بخاطر ايجاد يك فضاي معماري
متناسب در اطراف ميدان نقش جهان همزمان با
ايجاد سردر ورودي مسجد شاه در برابر آن
برپا ميگردد. سال پايان بناي اثر 1026 هجري
قمري است. در
پشت اين سردر در سال 1029 هجري قمري بازار
بزرگ و جالب شاهي بنام «قيصريه» بنا
ميگردد. شاردن اين بازار را «بزرگترين و
باشكوهترين بازارهاي اصفهان» دانسته است[3]. |
|||
سردر قيصريه |
|
«اولئاريوس»
درباره رونق اين بازار مينويسد: «گرانترين
پارچهها و اجناس تمام كشور را در آنجا
ميفروختهاند و بقدري دكانهاي مختلف و
فراوان با هرگونه متاع در اين مكان وجود
داشته است كه نادرترين اشياء دنيا در اين
بازار پيدا ميشد»[4]. بر
روي پشتبغل سردر قيصريه تصوير جالبي نقش
بسته كه امروز آنرا نشانه و سمبل شهر
اصفهان ميدانند. گدار درباره اين نقش در
ضمن توصيف تزئينات سردر به نقل از شاردن
چنين مينويسد: «سردر
مزبور با كاشيكاري معرق بسيار نفيس آراسته
شده، موضوع عمده تزئينات تصوير برج قوس
است، چون تمام مؤلفين مشرقزمين در ذكر
ساعت احداث شهرها دقت دارند و از طرفي
ايجاد شهر اصفهان را در برج قوس ميدانند
لذا شكل ستاره قوس را بر روي نماي قصر و
بازار شاهي نمودهاند لكن خاوريان مانند
ما قوس را بصورت نيمهآدم و نيمهاسب
نميكشند بلكه ستاره مزبور را بشكل نيمهانسان
و نيمهببري كه دمش مار بزرگي است و ستاره
قوس پيكاني بدهان آن مار مياندازد ترسيم
ميكنند. |
|
در
عقب طاق بزرگ نماي سردر و بر ديوارهاي بالا
و طرفين درب بازار يكي از جنگهاي شاه عباس
كبير با ازبكان نقاشي شده است و در بالا و
پائين صورت اروپائيان را كشيدهاند كه زن
و مرد سر ميز گرد آمده جام باده در دست و
بعيش و عشرت مشغول و سرمستاند»[5]. تعميرات
سردر قيصريه: شادروان استاد معارفي درباره
تعميرات اين اثر چنين گفته است: در
جلوخان بازار محلي كه در حال حاضر بازار
كفاشهاست، مردم دست به دخل و تصرفهائي زده
و پله ساخته بودند. اين محل پس گرفته شد و
راه پلكان بام سردر قيصريه تعمير گرديد.
طاقهاي طبقه سوم كه خراب شده بود تعمير
گرديد و پيهاي سردر مرمت و نماسازي
جلوخان و جرز ويران شده آن و كاشيكاري پشت
بغلها بمرحله اجراء درآمد. طاقهاي
بازار از قيصريه تا چارسوق كلافكشي آهني
شده سقف آن مرمت گرديد. |
||||
مدرسة بابا قاسم |
تصويري از سردر ورودي و گنبد هشت ترك هرمي بقعة بابا قاسم از بناهاي قرن هشتم هجري |
|
نقارهخانه
بالاي سردر را كه مردم كرايه داده بودند
تخليه گرديد. در
همين زمان نقارهخانه دوم كه در نبش بازار
صرافها بود بعلت لطمه شديدي كه ديده بود
ويران گرديد. مقبره
بابا قاسم: بقعه
بابا قاسم در كوچهاي بهمين نام در غرب
خيابان هاتف و با فاصله حدود پانصد متر از
مسجد جامع در كنار مدرسه اماميه قرار دارد.
از ياد نبريم كه قصد ما از نوشتن اين مطلب و
مقاله قبلي گذشته از نشان دادن تلاشها و
كوششهاي معمار معارفي در زمينه حفظ و مرمت
اين آثار، به گونهاي نيز بيان و شرح
كارهاي انجام شده در هر يك از اين بناها
بمنظور ثبت در پرونده تاريخي و فني آنها
ميباشد. از اينرو جا دارد تا در اينجا به
قسمتي از نوشته مرحوم گدار درباره اين بنا
قبل از اينكه كارهاي تعميراتي بر روي آن
صورت پذيرد اشاره كنيم. اين نوشته گذشته از
نشان دادن وضع اين بنا قبل از مرمتهاي
مورد بحث معمار معارفي از نظر نشان دادن
ميزان بيتوجهي برخي از مردم به بناهاي
تاريخي نيز ميتواند نمونهگويائي باشد. -
گدار درباره اين بنا بعد از اشاره
به نوشته شاردن چنين مينويسد: «اين شخص (بابا
قاسم) يكي از پرحرارتترين حاميان مذهب
اسلام بوده و شهرت او نيز از اين بابت است.
ايرانيان اطمينان ميدهند اگر كسي شاهد
كاذبي را باين زيارتگاه ببرد و او در آنجا
سوگند دروغ ياد كند بمرگ مفاجات مبتلا
گشته امعاء و احشاء وي بيرون خواهد ريخت و
چون هيچ يك از مسافرين ديگر اصفهان تا
آنجائيكه اقلاً اينجانب اطلاع دارم از اين
بناي كوچك دلربا صحبتي نداشتهاند تصور
ميرود همين حرف بوده است كه در طي قرون
متماديه در مسافرين اصفهان اثر خود را
بخشيده است، اما آنچه كه راجع بخود
اينجانب است بخاطر دارم مقبره مزبور تا
سال 1307 (1928 ميلادي) طويله الاغ عطّار محاور
بود. اين
بنا را در سال 741 (1-1340 ميلادي) سليمان
ابوالحسن طالوت نام دامغاني بر روي
آرامگاه استادش بابا قاسم اصفهاني كه از
علماء ربّاني بوده ساخته است و بعد در سال
1044 (5-1634) بتوسط آقاخان پسر آقاجلال ميوهفروش
تعمير گرديده است. امروزه قبر بابا قاسم كه
از اهل سنّت بوده محو گشته الاغ عطّار را
نيز از آنجا بيرون كردهاند و در اين مكان
جز مقبره محقري كه تاريخ آن 985 هجري و متعلق
به پهلوان ميرزا علي استاد حيدر فوطهباف
است چيز ديگري ديده نميشود لكن خود بنا يكي
از خالصترين نفائس معماري ايراني بوده و
اين گوهر گرانبها از آثاري است كه حفاظت و
نگهباني آن براي تاريخ صنايع كشور حائز
اعلي درجه اهميت است»[6]. گدار
گذشته از اشارهاي كه به نحوه بيتوجهي
مردم باين اثر در نوشته خود كرده به
تعميرها و تغييراتي كه در اين بنا برحسب
كتيبههاي موجود صورت گرفته اشاره ميكند
ولي درباره وضع نامساعد بنا و نيازهاي
تعميراتي آن مطلبي نميگويد. اما دراين
باره گفتههاي شادروان معمار معارفي در
بيان كارهاي تعميراتي خود در بنا روشن
كننده است. -
پيبندي بنا از داخل انجام گرفت،
ديوار غربي (طرف كوچه) با ايجاد «هُو»هاي
كوچك در داخل آن تعمير شد. بمنظور خشك كردن
ديوارها كه تمامي غرق در رطوبت بود ناكشها
بالا آورده شد. شكستگي طاق بقعه تعمير و
سپس كاشيكاريهاي داخل آن مرمت گرديد. سپس
پاگرد گنبد در روي بام تعمير گرديد و از
روي پاگرد به مرمت ساقه گنبد پرداخته شد و
گنبد به شكل اوليه (هشتضلعي) پيبندي و
كاشيكاري ساقه و يالهاي گنبد بوسيله استاد
رزاق انجام گرفت. مدرسه
اماميه با فاصله يك كوچه باريك در غرب
مقبره بابا قاسم قرار دارد. بناي مدرسه
اماميه كه در گذشته بنام مدرسه بابا قاسم
نيز شهرت داشته است با توجه به كتيبه بناي
مقبره بابا قاسم بايد جزء مجموعه بناهائي
باشد كه توسط سليمان ابوالحسن طالوت
الدامغاني شاگرد فقيه معروف بابا قاسم
اصفهاني در قرن هشتم و حدود سال 725 ساخته
شده است. مدرسه
اماميه با طرح چهار ايواني و دوطبقه ساخته
شده است. -
شادروان معمار معارفي درباره
تعميرات انجام شده در اين بنا در مصاحبه
خود چنين بيان داشته است: سالها
پيش در كنار مدرسه اماميه حمامي ساخته شده
بود كه سطح آن بلندتر از سطح مدرسه بود.
چاههاي فاضلاب حمام در جلوخان مدرسه كه
بنام جلوخان ميرزا امين معروف است قرار
داشت. بهمين دليل بر اثر رطوبت حاصل از اين
چاهها سردر دالان مدرسه خراب شده و بگنبد
جنوبي نيز لطماتي وارد ساخته بود. از اينرو
نخست به پيكني پرداخته و از كف چاهها نيز
پائينتر رفته سپس گنبد را روي چوب كرده و
پيبندي اساسي انجام گرفت. بعد پيبندي
ديوارهاي دالان انجام و طاقهاي آن تعمير و
برخي از چشمه طاقها دوباره زده شد. براي نجات سردر از سطح كف چاهها
پيبندي آغاز گرديد و سردر طاقهاي پشت آن
مرمت گرديد. پيغربي
ايوان بزرگ شمال نشست كرده بود و طاق در
وضع نامناسبي قرار داشت از اينرو پس از تنگ
گذاردن طاق نسبت به پيبندي ايوان اقدام و
سپس طاق از زير و رو تعمير گرديد و پشتبام
آجرفرش شد. سنگهاي
ازاره غرفههاي اطراف صحن تعمير و بجاي
خود نصب شدند. كاشيكاري و قطاربندي
ايوانهاي غرفههاي اطراف تعمير گرديد.
غرفههاي طبقه بالا نيز مرمت گشت. |
|
مرمت
منار ساربان و كج شدن منار: زمانيكه
مقاله قبلي مربوط به مسجد شاه اصفهان
انتشار يافت، جناب مهندس فروغي رئيس محترم
بخش فني سازمان ملي حفاظت آثار باستاني
ايران مطلبي را درباره اقدامات شادروان
معمار معارفي درباره يكي از بناهاي مهم
تاريخي اصفهان به نگارنده يادآور شدند كه
بعلت اهميت و نشان دادن ارزش ديد فني آن
استاد فقيد جا دارد بآن اشاره شود. آقاي
مهندس فروغي بيان داشتند كه حدود يكي دو
ماه قبل از درگذشت شادروان معمار معارفي
در يكي از روزنامهها راجع به كج شدن منار
معروف عهد سلجوقي «ساربان» در اصفهان
مطالبي نوشته شده بود. دراين باره نظر
معمار معارفي را خواستم و او گفت كه موضوع
كج شدن منار مربوط به حالا نيست و سالها
است كه وجود دارد و دراين باره چنين توضيح
داد: سالها
پيش بعلت انباري كه در زير پايه منار توسط
يكي از ساكنان خانههاي مجاور كنده شده
بود پايه بنا نشست كرده بود. از اينرو با
توجه به وخامت وضع منار نسبت به پركردن
انباري مزبور و بستن زير منار اقدام گرديد.
ولي با توجه به انحرافي كه در بنا مشاهده
گرديد در موقع پركردن زير بنا تصميم گرفتم
تا پيبندي اساسي در تمامي اين فضاي خالي
از نظر بستن كامل زير قسمت كج شده از نشست
بيشتر بنا در آن قسمت جلوگيري گرديد و
امكان اين داده شد تا طي سالهاي بعد منار
با توجه به وزني كه دارد در قسمت ديگر كه
زيربندي آن با فشردگي و استحكام اين قسمت
نيست به تدريج نشست كند و از ميزان كجي آن
كاسته شود. [1]
- گدار در جزوه اول از جلد دوم آثار ايران
صفحه 76 ضمن معرفي كوتاه مسجد شيخ
لطفالله بوجود تاريخ ديگري اشاره ميكند
كه در عين حال معرف برخي تعميرات قبل از
سال 1312 خورشيدي است. نوشته
گدار چنين است: «آن قسمت از نماي آن كه
اكنون سفيد است ابتدا كاشيكاري بوده و
تاريخ آن سال 1011 هجري (3-021602) ميباشد،
قطعات كاشيكاري مزبور كه سال تاريخ را
دربر دارد ده سال قبل در محراب شبستان
زيرين مسجد نصب گرديده است». [2]
- جزوه دوم از جلد اول آثار ايران –
ترجمه سيد محمدتقي مصطفوي –
تهران 1316، صفحه 173. [3]
-
جلد هفتم
شاردن صفحه 359. [4]
-
جلد اول
اولئاريوس صفحه 536. [5]
- جزوه اول –
جلد دوم آثار ايران ترجمه به فارسي توسط
آقاي سيد محمدتقي مصطفوي 1318 شمسي، تهران
صفحه 92. [6]
- جلد
دوم –
جزوه اول آثار ايران – ترجمه سيد محمدتقي مصطفوي –
تهران 1318، صفحه 30-31. |