مير عماد
الحسني قزويني
محمد نقشي
تبريزي خوشنويس معروف دورة صفويه
استاد معروف مير عماد الحسني از
سادات گرام حسني تبريزي ميباشد پدر و اجدادش
در دستگاه پادشاهان صفويه به شغل كتابداري
مشغول و مخصوصاً مير حسنعلي جد او از
منشيان مشهور و ملقب به«حسني» بوده است . مير
بمناسبت دوستي با عمادالملك يكي از بزرگان
درگاه پادشاه وقت به عماد ملقب گرديده است. در
اوايل مير عماد در قزوين مسقط الرأس خود بكسب
فضائل بخصوص آموختن خط نستعليق و خوشنويسي
پرداختو بعد نزد عيسي رنگ نگار كه بحسن خط
معروف بوده تعليم و تمرين خط مشغول شد و سپس
پيش مالك و ديلمي بتكميل آن همت گمارد بطوريكه
از استاد خود جلوتر افتاد در اين دوره ملا
محمد حسين نامي در تبريز ميزيسته كه در حسن خط
بي نظير بود. مير به مجرد اطلاع از اين موضوع
به تبريز حركت كرد در خدمت وي به تعليم خط
نستعليق مشغول مي گردد. روزي مير عماد يكي از
قطعات سياه مشق خود را باستادش نشان مي دهد
استاد ضمن ابراز كمال تعجب از پيشرفت شاگردش
در خط نستعليق، وي را مورد نهايت محبت و تمجيد
قرار مي دهد طولي نمي كشد كه بر همه مسلم و
محقق مي گردد كه مير از استاد خود ملا محمد
حسين نيز پيشي گرفته است. در اين موقع كه مير
به مقام اجتهاد در رشته خط نستعليق مي رسد به
عنوان سير و سياحت به مملكت عثماني«تركيه
حاليه» حركت مي كند و در اسلامبول از طرف
اولياي تركيه به گرمي و نهايت صميميت مورد
استقبال واقع مي شود و به دستور پادشاهان آنجا
به فرزندان اعيان و اشراف، خط نستعليق ياد مي
دهد و بدين طريق عده اي خوشنويس در آنجا تربيت
مي نمايد.پس از چندي از آنجا به خراسان و هرات
رهسپار مي شود و سپس به قزوين مراجعت مي كند و
مدتي نيز در رشت و رودبار به سر مي برد و در همه
جا از طرف مردم و علماي وقت و هنرمندان مورد
احترام قرار مي گيرد. در اين موقع در دوره
سلطنت شاه عباس كبير كه شهر اصفهان مجمع فضلا
و دانشمندان و ادبا و مخصوصاً هنرمندان عالي
مقام بوده مير عماد
به اصفهان مي رود. درباريان و اولياي دولت او
را نزد شاه عباس برده و مورد مرحمت و تفقد قرار
مي گيرد بعد ازورود به اصفهان مير از خطوط
بابا شاه اصفهاني و مير علي كمي اقتباس مي كند
و تغييراتي در خط نستعليق مي دهد و براي اين
رشته اصول و قواعدي ايجاد ميكند كه باعث تكميل
رشته خط نستعليق و زيبايي آن مي گردد و امروز
مرقعات و قطعات خطوط مرحوم مير زينت بخش كليه
موزه هاي معروف دنيا و كتابخانه هاي مشهور
شخصي و دولتي قرار گرفته است. مرحوم مير عماد در ايجاد قواعد و
تكميل رشته خط نستعليق بر پايه بسيار عالي
واقعاً زحمات زيادي كشيده، به طوري كه در
تطبيق كلمات واحد و هم آهنگي و تطابق آنها با
هم ديگر مساعي بسيار به كار برده است. مرحوم
مير عماد خط نستعليق يك دانگ و دو دانگ وندر تا
سه دانگ و چهار دانگ را بسيار عالي و از روي
قاعده و بسيار زيبا مي نوشته است. از آن مرحوم
خط جلي كمتر ديده شده و تنها در يكي از حجرات
تكيه قبرستان تخت فولاد اصفهان، قرب قبر
مرحوم مير ابوالقاسم حكيم فندر سكي غزلي از
حافظ كه مطلعش اين است «روضه خلد برين خلوت درويشا نست
مايه محتشمي خدمت درويشانست » از مرحوم مير باقي مانده است. اين خط
به مرور زمان تا اندازه اي از بين رفته است. تا
دوره قاجاريه مرحوم
مير عماد سرآمد خوشنويسان ايران بوده است
خطوط آن مرحوم از لحاظ نفاست و ممتازي كم نظير
و چشم بينندگان را خيره مي سازد. گويا آن مرحوم
كتاب شاهنامه فردوسي را به خط خود نوشته كه
خيلي پر ارزش است و فعلاً معلوم نيست در كجاست.
قتل مرحوم مير در اصفهان و در سال 1024 هجري كه
مير 63 و به روايتي 66 سال داشته اتفاق افتاده
است. از مير يك پسر به نام مير ابراهيم و يك
دختر به نام گوهر شاه باقي مانده كه هر |