تيمائي، فريدون. "نصرت‌اله يوسفي". دوره2، ش18 (فروردين43): ص 27-31، تصوير.

خلاصه:درباره هنرتذهيب، زندگي هنري اين هنرمند، آثاري كه ازوي درنمايشگاههاي بين‌المللي به نمايش گذارده شده، معرفي آثار نمونه هنرمند ونوآوري‌هاي وي درامر تذهيب.

 

 

 

نصرت الله يوسفي

فريدون تيمائي موزه‌دار موزه هنرهاي  ملي

هنر تذهيب در يك پديده مينياتوري، خود معرف بارزي از تجلي يك نظم و هم آهنگي روح انساني است. اصولاً مطالعه و تعمق در آن هنر خود فلسفه ايست مستقل، كه بايد حقيقت آن را در روح پرفتوح نياكان ما جستجو كرد. اشاعه اين هنر از مدتها پيش در ايران ديده شد و دائماً نضج گرفت تا حدي كه در قرنهاي نهم و دهم به منتهاي كمال و حسن رسيد. ايرانيان آن روز نه تنها به مينياتور و خط اهميت قايل مي‌شدند بلكه از سرلوحه‌هايي كه با منتهاي ظرافت به ابتكار هنرمندان آن عصر تذهيب مي شد لذت مي‌بردند. آنها براي تذهيب كتابها و رسالات و يا تزئين ساختمانها و مساجد از ابتكار و ذوق طراحان بزرگ و معروف آن زمان استفاده مي كردند. 

آنها گلهايي كه بوسيله نقاش استيليزه شده و شگفته‌اند و ما به آن گل شاه عباسي لقب داده‌ايم هرگز در روي زمين نشكفته‌اند بلكه فقط پديده‌هايي است 

رواني، كه سنن تاريخي دارد و الهام بخش هنرمندان است، و هنرمند براي بيان كيفيات دروني خود با آن شيوه توسل مي جويد. 

آن گردش خطوط و قرينه پردازيها و نقش گل و بوته‌ها در شيوه‌ي معماري و بنا هاي تاريخي ايران قديم، نشانه بارزي از حقيقت هستي و زندگي پرشكوه اجداد ماست. و ما از آن همه ظواهر و شواهد عالي كه با نابودي قسمت اعظم آن در اعصار گذشته توأم بوده است باز هم لذت مي بريم و با حفظ همان نقايص و خرابي‌ها كه از گوشه و كنار مملكت پرتو افكن است جسم و جان خود را مملو از غرور و شادي مي‌سازيم و به اين حقيقت بزرگ واقف مي شويم كه پدران هنرمند ما تا چه اندازه، از مشاهده و خلق هنرها بديع، جسم و روح خود را نيرو مي‌بخشيده‌اند و چشم جهانيان را خيره ساخته‌اند. اين افتخارات و انگيزه‌هاي دروني است كه سبب مي‌شود ما بشرح زندگي و خصوصيات هنري هنرمندان وطن خويش اهتمام ورزيم و راز پيشرفت و عاملي كه باعث خلق اينگونه آثار است جستجو كنيم . از اينرو ما در اين شماره بشرح زندگي يكي از گرامي‌ترين استادان معاصر تذهيب يعني آقاي نصرت الله يوسفي مي پردازيم.

نصرت الله يوسفي در سال 1291 شمسي در تهران متولد گرديد. پدرش از اهالي كاشان بود، گر چه شاعر نبود ولي به ادبيات كهن و اشعار سعدي و حافظ بخصوص به مثنوي و مولانا سخت عشق ورزيده‌اند و دوست داشت آن اشعار با آوازي خوش خوانده شود، زيرا معتقد بود كه تأثيرش دو چندان جلوه مي دهد. ولي براي دستيابي به اين امر كسي را بهتر از فرزند خود سراغ نداشت.

نصرت الله زماني كه هنوز 9 بهار از سنش نمي گذاشت، آن اشعار منتخب را با آوائي گرم و دلنشين و لحني خوش مي خواند و پدرش گوش ميداد و لذت مي برد. وقتيكه 12 ساله بود چشمان كوچك و دقيقش با صفحات مصور كتب آشنا شد و رفته رفته به آنها خو گرفت تا جائي كه از همه آنها كپي بر ميداشت و با گلبرگهاي زرد و سرخ گل لاله عباسي رنگ مي كرد و از اين كار لذت ميبرد، اين هم بستگي و هم آهنگي خطوط در كتب خطي نقش دار، از همان ايام در خاطراتش نقش بسته و بنيان آن پي ريزي شده بود، او در 13 سالگي به قرينه پردازي و نقش گل و بوته دست يافت، راهنماي او در اين شيوه، سرلوحه‌هاي قرآن بود. نقشهائي كه او انتخاب مي‌كرد اغلب ساده و در عين حال متنوع بود، او در مواقع فراغت حتي در منزل هم بكار هاي ذوقي مي پرداخت، مثلاً با نقش گل و بوته روي لبه بخاري       [27]      اطاقهاي منزلش خود را سرگرم مينمود .

در دوران تحصيلات ابتدائي، فقط به كلاس نقاشي عشق مي ورزيد و به دروس ديگر تقريباً بي اعتنا بود، مع‌الوصف بعد از گذراندن سالهاي ابتدائي بر خلاف تمايلات دروني خود در سال اول دوره ي متوسطه ثبت نام كرد، ولي سه ماهي نپاييد كه از ادامه آن انصراف حاصل نمود، او ميل داشت كه تمام ساعات زندگيش غرق در نقوش زيبا باشد، و تار و پود  وجودش را با آن خطوط و نقشي كه روي كاغذ مي كشيد، بيارايد. او در همان سنين آن شهامت را داشت در راهي قدم نهد كه روحش آن را مي‌طلبيد، همين احساس او را به نقوش زيباي قالي نزديك ساخت. پدرش نيز از استعداد و ذوق فرزندش آگاهي كاملي داشت و چون هيجان و شوق او را در اين رشته از هنر زايد‌الوصف ديد، او را به يكي از دوستانش كه سرپرستي يكي از كارگاههاي قالي بافي را داشت معرفي كرد.

نصرت الله سعي مي كرد بيشتر اوقات خود را در كارگاه مزبور بگذراند، زيرا تمايل شديدي به نقشه كشي در خود احساس مي‌نمود، او اينقدر در اين راه اصرار ورزيد تا سرانجام موفق گرديد آن نهالي را كه در باطنش پرورش مي‌شد بارور سازد و چند نقشه زيبا و مرغوب براي قالي به وجود آورد. به پاس اين لياقت و كارداني، يك قاليچه بسيار زيبا از طرف مدير كارگاه به وي اهداء گرديد، اين اثر اهدائي كه اولين پاداش و مزد هنرمند تلقي مي شد، آنچنان در روح حساسش تأثير نيكويي بخشيد كه مي توان آن را بهترين خاطره هنرمند در آن زمان تلقي كرد. 

 يكي از آثار تذهيب كاري نصرت الله يوسفي  

كارگاهي كه او در آن مشغول بود با كار محدودش او را راضي نمي نمود، او دنبال ابتكارات تازه اي مي گشت. 

سرانجام جويندگي، يابندگي است. رضا وفا كاشاني هنرمند معروف در مسير كار او قرار گرفت. مدت يك سالي كه با او كار كرد از تجارب هنري و چكيده‌هاي ذوق و هنر وي تا آنجا كه مي‌توانست تمتع گرفت، و كارگاه او را به نحو شايسته‌اي اداره نمود، ولي بايد گفت آن شعله فروزاني كه دائم در درون او زبانه مي كشيد، در زير خاكستر محيط مخفي مانده بود، زيرا او مي خواست با اندوختن تعاليم هنري بيشتر، آن پديده هاي زيبايي را كه در عالم هستي و حقيقت زندگي نهفته است متجلي سازد.

هنرستان عالي هنرهاي ايراني كه در آن زمان «صنايع مستظرفه» نام داشت، آخرين مرجع هنري بود كه هنرمند را با تمام وجودش به سوي خود جلب كرد، او در اواخر سال 1307 زماني كه 16 سال بيشتر نداشت براي تكميل معلومات خود در رشته اختصاصي، تحت نظر علي درودي استاد تذهيب در هنرستان مزبور ثبت نام نمود و تا آنجائيكه ميسر بود از تجارب هنري استاد بهره برگرفت.

نصرت الله يوسفي در سال 1319 در رشته تذهيب فارغ‌التحصيل و رتبه اول شد، و سپس به دريافت درجه ليسانس هنرهاي زيبا نائل آمد، رساله او عبارت از تذهيب دايره شكلي بود كه هم اكنون در موزه هنرهاي ملي در معرض تماشاي عموم نهاده شده است. اين تذهيب در كمال حسن و زيبايي با قلم سحرآميز هنرمند جلوه گر شده است. يوسفي با به وجود آوردن اين اثر مهارت و استادي مسلم خود را به ثبوت رسانده است.

آثاري از آقاي يوسفي به نمايشگاههاي: لنينگراد ـ لندن ـ پاريس ـ دهلي و كابل فرستاده شده. و همچنين در مسابقه هاي هنري كه در سال 1328 بين كشورهاي آسيايي ترتيب داده شده بود شركت كرد و مقام اول را حائز گرديد.

به دريافت  مدال هنر از وزارت فرهنگ و مدال طلا از نمايشگاه بين‌المللي سال 1958 بروكسل و ديپلم Grand Pria  و ديپلم عالي المپيك 1952 از اعليحضرت همايوني مفتخر       [28]      گرديده است.

در ضمن تقديرنامه‌هايي نيز به وسيله شخصيتهاي معروف داخلي و خارجي دريافت كرده است كه همگي در گنجينه خاطرات هنري محفوظ و مصون مي باشد. وي در سال 1319 با سمت هنر‌آموز تذهيب در هنرستان عالي هنرهاي ايراني شروع به خدمت كرد و از سال 1322 خارج از محيط هنري با سمت معاون كارگزيني اداره باربري وزارت راه انجام وظيفه مي نمود و از سال 1324 به مدت 6 سال با سمت دبير نقاشي در موزه ايران باستان مشغول بوده و از سال 1329 مجدداً در هنرستان پسران و دختران وابسته به هنرهاي زيباي كشور به تدريس اشتغال ورزيد. و فعلاً نيز استاد تذهيب در هنرستان كمال الملك مي‌باشد.

 

 

 

آقاي يوسفي در ايام تحصيل روزي از استادش علي درودي سئوال مي كند كه آيا او در چه مدت مي تواند به پايه و مايه استاد برسد. استاد در جواب مي گويد كه خودش براي احراز بدين مقام 40 سال وقت صرف نموده است. گر چه جواب استاد او را تا حدي نااميد و روحش را  دگرگون ساخته بود ولي او آن اراده و درايت را در خود سراغ داشت كه ره چهل ساله را در زماني بسيار كوتاه با موفقيت كم نظيري طي كند و پيروز گردد. نصرت الله يوسفي تا حال شاگردان با استعدادي به جامعه هنر ايران معرفي كرده است كه هر كدام آينده اي تابناك و روشني در پيش دارند. نكته جالب اينجاست كه يك نمونه بسيار ممتاز از رباعيات حكيم عمر خيام كه حاوي تصاوير صورت‌دار كار استاد حسين بهزاد با سرلوحه‌ها و حواشي بسيار زيبا را كه با قلم سحرآميز نصرت الله يوسفي نمودار و تزيين گشته در دست اقدام است، تصاوير نظمي اين مجموعه فلسفي كه به طور كلي متجاوز از 75 قطعه مي باشد به زودي چاپ و در دسترس     [29]       عموم علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. اينك مي پردازيم به تحليل نمونه‌هايي چند از كارهاي استاد يوسفي كه در موزه هنرهاي ملي در معرض تماشاي مردم نهاده شده است:

بايد دانست مهارت و ريزه كاريهايي كه يك هنرمند تذهيب در اغلب طرحها به كار مي برد به سحر و افزون بيشتر همانند است. آن گوشه‌هايي از طرح كه با چشم غير مسلح، به دشواري قال رويت هستند چنانچه در زير ذره‌بين قرار گيرد همان زيبايي و حسن رنگ بدون قلم خوردگي و يا لرزه دست با همان شفافيت رنگ و استقامت خط به وضوح ديده مي شود.

تابلوي هفت گنبد بهرام ـ نقوش درون دايره‌ها از آقاي زاويه است و تذهيب دور آن از آقاي نصرت الله يوسفي است

 

 در تذهيب شكل يك كه از لحاظ كار بايد آنرا يكي از شاهكارهاي قلمي عصر حاضر دانست همين كيفيت مرعي شده است. رنگهايي كه در صفحه تذهيب به كار رفته بسيار است ولي هر بينندهابتدا رنگهاي فيروزه‌اي ـ لاجوردي ـ طلايي ـ قرمز ـ آبي ـ به گلي ـ سبز ـ آجري و قهوه اي را تشخيص خواهد داد. بناي نقش آن براي يك مينياتور بيضي ساخته شده است و سه قسمت متمايز دارد.

 قسمت اول كه ما آن را حاشيه خارجي مي گوييم داراي دو فرم ترنج يكي فيروزه‌اي است كه در زمينه آبي قرار داده شده و از خطوط طلايي اسليمي مزين گشته و ديگري ترنج طلايي است كه در متن لاجوردي قرار گرفته و داراي خطوط آبي اسليمي است . مجموع ترنج‌هاي كه در اين حاشيه و در اطراف ديده ميشوند 28 عدد ميباشند كه بوسيله يك رشته خط سفيد موجدار، از هم مجزا شده‌اند. اين ترنجها در گوشه‌ها به ابتكار هنرمند تغيير شكل داده شده است. بعد از حاشيه خارجي حاشيه  مركزي است. در اين حاشيه باريك كه زمينه طلايي دارد اينقدر زيبايي و كمال نهفته است كه هر بيننده با ذوقي را ساعتي مجذوب خود مي نمايد، آن نقش هاي مارپيچ با رنگهاي به گلي و سبز چه نقشي پرشكوهي را نمايانده است و آن گلهاي پيچ پر آبي و گلي چه قدر زيبا و سحر انگيزند.

قسمت سوم گوشواره‌هاست كه در چهار طرف محوطه بيضي قرار گرفته اند، زمينه گوشواره‌ها لاجوردي است و هر گوشه داراي يك ترنج طلايي است كه با خطوط اسليمي تزيين يافته و نقش مارپيچ‌ها نيز به زيباترين وجهي نقاشي شده است. اين تذهيب در سال 1319 توسط هنرمند به اتمام رسيده و اندازه اصلي آن 39×49 سانتيمتر ميباشد. و ديگر تابلوي هفت گنبد بهرام است كه چون گوهري درخشان، در موزه هنرهاي ملي پرتو افكن شده است. تذهيب اطراف دواير آن يكي از كارهاي جالب هنرمند محسوب ميشود. از پژوهشي كه در اغلب آثار يوسفي به عمل آمده چنين مستفاد مي‌شود كه هنرمند بيش از ساير رنگها به رنگ فيروزه‌اي يا آبي عشق ورزيده و شايد باين كيفيت كه او هميشه رنگ آسمان شفاف يا امواج تسكين بخش درياها را به مدد طلبيده است. در تابلوي شكل 2 نيز زمينه نقش به طور كلي فيروزه اي انتخاب شده، رنگهايي كه در صفحه مزبور به كار رفته عبارتست از فيروزه اي ـ طلايي ـ لاجوردي ـ مشكي ـ قرمز ـ آجري ـ سبز ـ قهوه اي ـ سفيد و بنفش كه به وضوح قابل رويت هستند و ساير رنگها هم با تجانس و فريبندگي خاصي جلوه گر شده اند. آن گلهاي شاه عباسي با آن رنگهاي گوناگونش و آن شاخه‌ها و برگهاي زيبا كه با خميدگي خاص خود طرح اسليمي ختائي را به  وجود آورده اند همه در زمينه شفاف فيروزه اي غوطه ور شده، گويي ستارگاني هستند كه  در فضاي پهناور كهكشان به زيبايي خود چشمك مي زنند.

تذهيب اطراف دواير با هم ، جورند ولي دايره مركزي طرحي مستقل و مجزا دارد چنانچه در شكل دقيق شويم در تذهيب اطراف دايره مركزي ابتدا يك حاشيه باريك ، به رنگ طلايي ديده مي شود و بعد از آن يك حاشيه عريض تر داراي زمينه قهوه اي است كه با گلهاي پنج پر و شاخه هاي طلايي مزين شده است . حاشيه بعد از آنكه با خطوط سفيد اسليمي و با گلهاي پنج پر آبي رنگ، به زيباترين وجهي نشان داده شده است داراي12 ترنج مي باشد كه همه زمينه  مشكي دارند و 12نقش ديگر، به فرم كتيبه با زمينه طلايي در فواصل ترنجها ديده مي شوند كه من حيث المجموع هر بيننده اي را به تحسين و تكريم وا ميدارد، در تذهيب دور دواير طرفين، هر كدام 16ترنج ديده مي شود كه داراي يك فرم هستند و نقوش زيباي گل و برگ در زمينه لاجوردي و در فواصل ترنجها       [30] گنجانده شده است.

در اين تابلو آن طور كه در بالا شرح داده شد طرح و تذهيب اطراف دواير از هنرمند ارجمند نصرت الله يوسفي است كه در سال 1320 نقاشي شده ولي نقش صورت دار درون دايره ها (دايره مركزي ـ دايره بالايي) از هنرمند  عاليقدر محمد علي زاويه است كه شرح زندگي ايشان در شماره هاي پيشين ماهانه به طبع رسيده است. موضوع، نشان دادن مجالس بزم، در بارگاه بهرام گور ساساني است كه از لطيف‌ترين و دل انگيزترين گنجينه ادبيات فارسي، هفت پيكر نظامي گنجوي الهام گرفته شده است و در اين تابلو فقط دو صحنه بزم در دو دايره نقاشي شده و بقيه دواير ناتمام باقي مانده است.  

در تذهيب شكل 3 هنرمند طرح تازه اي را به جامعه هنر ايران ارائه داده است، در اينجا نقشهاي هندسي و طرحهاي گل و بوته كه به ابتكار هنرمند بستگي تام دارد با هم تلفيق يافته اند. اين نقشها با اطلاعات دقيق فني ترسيم شده و قدرت تخيل هنرمند را به زيباترين صورتي پديدار ساخته است. بناي طرح آن دايره اي شكل مي باشد كه در متن لاجوردي نقش شده و شامل رنگهاي لاجوردي طلايي ـ فيروزه اي ـ قهوه اي ـ قرمز آجري ـ سبز ـ به گلي ـ آبي و ب تركيب هم به وجود آمده اند.  

آنچه را كه حاشيه خارجي نام نهاده‌ايم شامل ترنجها و فرمهايي است به شكل سر لوحه يا كتيبه، كه در فواصل ترنجها قرار داده شده است. در اين تذهيب هر ترنجي، زمينه‌ي فيروزه‌اي دارد كه محتوي گل و بوته مي‌باشد و شاخه‌هاي طلايي آن به طرح اسليمي اژدري مزين گرديده است. قسمت مركزي هر ترنج داراي زمينه هاي قهوه‌اي است كه طرح اسليمي دارد، در حالي كه نقشهاي كتيبه اي هر كدام داراي زمينه طلايي (طلاي مهره كشيده) است  1 و متن قسمت مركزي آن قرمز آجري مي‌باشد كه به طرح اسليمي اژدري تزيين گشته است.

 

تذهيب اطراف اين تابلو به وسيله نصرت الله يوسفي ساخته شده

 

در زير هر كتيبه طلايي دو نقش مارپيچ به فرم چپ و راست قرار داده شده كه به وسيله طرحي بيضي شكل و پر نقش به هم گره خورده‌اند. حاشيه مركزي هم داراي زمينه طلايي (طلاي ناب) با طرح اسليمي است. اين تذهيب در مدت 5 ماه در سال 1320 توسط هنرمند  ساخته شده است.         [31]

پي نوشت:

1 ـ اين نكته نيز قابل دقت است كه در يك اثر مينياتوري زمينه هاي طلايي را چنانچه در اصل تابلو بنگريم از نظر شيوه رنگ آميزي بنا به ابتكار هنرمند تغيير مي كند ـ آن رنگ طلايي كه با جلوه خاصي نشان داده شده است «طلاي مهره كشيده» نام دارد و آن متن طلايي كه شفافيت نداشته و كدر به نظر مي رسد «طلاي خام» مي باشد. اصولاً‌هنرمندان براي شفافيت رنگ طلا ، بين مهره ها از سنگ عقيق استفاده مي كنند.