|
|
|||
|
|
|||
كلانتري، منوچهر. "سمنوپزان در تهران". دوره 2، ش
18 (فروردين 43): ص 32-33.
|
|||
خلاصه:لوازم
پخت، موادي كه براي پختن سمنو بكار ميرود و
چگونگي پختن آن ـ نذر سمنو
و آئين مربوط به آن.
|
|||
|
|
|||
|
سمنو پزان در
تهران
منوچهر كلانتريزير نظر دكتر صادق كيا استاد دانشگاه،مشاور عالي هنر هاي زيباي كشور و رئيس اداره كل موزهها و فرهنگ عامه
چنانكه ميدانيد سمنو يكي از هفت
خوردني است كه در سفره هفت سين بايد چيده شود
ولي پختن سمنو هفت سين آئين و تشريفات خاص
ندارد. براي پختن سمنو يك ديگ مسين و يك
پاروَك، لازم است. 1 – پاروَك-
پاروي چوبي كوچكي است براي بهم زدن سمنو در
ديگ بكار مي رود اين پارو را با دو دست ميگيرند
بطوريكه يك دست در بالاي آن و دست ديگر در
ميانه دسته آن باشد. براي پختن سمنو ديگ مسين را بر روي
اجاقي كه از دو ديوار ساخته شده مي گذارند .
اين ديوارها از خشت يا آجر است كه با گل
پوشانيده شده است. مواديكه براي پختن سمنو بكار مي
رود. 1 – آب باران نيسان – براي
بدست آوردن آب باران نيسان (باراني كه از دهم
خرداد ماه تا آخر خرداد ماه مي بارد) پس از
اينكه مدتي باران آمد و گرد و خاك هوا و آلودگي
آب ناودانها تمام شد ظرف پاكي را در زير
ناودان مي گذارند تا آب بام در آن گرد آيد اگر
باران زود بند آيد و ظرف پر نشود و آب باندازه
كافي بدست نيايد ناچار صبر مي كنند تا باران
نيسان ديگري ببارد. 2 – آرد گندم.
3 – شيره جوانه گندم –
براي بدست آوردن شيره ي جوانه گندم
مقداري از دانه هاي آنرا پس از پاك كردن در
كاسه اي كه در آن آب نيسان ريخته شده خيس مي
كنند و سه روز مي گذارند تا خوب خيس بخورد پس
از آن ، دانه هاي خيس خورده را در پارچه پاكيزه
اي مي ريزند و مي پيچند و سه روز مي گذارند در
آن پارچه بماند پس از اين شش روز دانه هاي گندم
جوانه مي زند آنگاه گندم جوانه زده را در سيني
بزرگي مي ريزند و مي گسترند و مي گذارند تا
جوانه بلند تر شود. اگر هوا خشك باشد پارچه
نازكي را روي سيني مي كشند و هر روز كمي از آب
باران نيسان به آن مي پاشند تا نم دار و جوانهها
[32]
زودتر بلند شود. تا اين هنگام كسي كه نماز مي
خواند حق ندارد كه باين گندمها سركشي كند.
گندمهاي جوانه زده آنقدر در سيني نگاهداري مي
شود. تا سفيدي دنباله جوانهها پيدا شود (بگفته
تهرانيها به نقره بنشيند) آنگاه آنها را از
سيني بيرون مي آورند و در آب نيسان مي شويند و
پيش از آنكه خشك بشود در هاون مي كوبند و پس از
چند بار كوبيدن از هاون بيرون مي آورند و در
پارچه پاكيزه اي مي ريزند و مي پيچند و با دست
مي چلانند و شيره آن را در ظرفي ميگيرند . اين
عمل پنج بار تكرار مي شود. شيره دست افشار
جوانه گندم را به اندازهاي كه لازم مي دانند
با آرد گندم مي آميزند (مثلاً براي يك من آرد
گندم پيرامون پنج سير شيره لازم است) اگر شيره
به اندازه كافي بدست نيايد به جاي كمبود آن آب
باران نيسان به كار مي برند. نذرها، چنانكه مي دانيد براي
خواستن آرزوها از
خدا يا امامان يا امامزادگان و خويشان
خاندان ائمه و برخي از آنها فقط بيك تن اختصاص
دارد مثلاً شله زرد، ويژة «امام حسن» عليه
السلام است و نان و خرما ويژة «حضرت رقيه» و
نان و ماست ويژة «حضرت عباس» و شله قلمكار
ويژة «امام زين العابدين» است سمنو نيز ويژة
حضرت «فاطمه زهرا» است و شيريني از اثر انگشت
آن حضرت پنداشته ميشود نه از شيريني شيره
جوانه گندم. سمنو را براي خواستن آرزوها ي
گوناگون است حضرت فاطمه مي پزند مثلاً زني بچه
دار نمي شود و از آن حضرت با نذر كردن سمنو
فرزندي مي خواهد يا بچه هاي زن نمي پايند و او
سمنو نذر «حضرت فاطمه» مي كند تا نوزادانش
نميرند. نذر كنندگان سمنو هنگام خواستن
آرزو و نذر كردن چند سالي را معين مي كنند كه
در صورت برآورده شدن نذرشان هر ساله سمنو
بپزند . مثلاً مي گويند: در صورت برآورده شدن
آرزوهايم تا پنج سال يا هفت سال سالي يكبار
سمنو خواهم پخت. برخي از زنها تهراني پيش از
آنكه آرزويشان برآورده شود سمنوي نذري خود را
مي پزند به اين گمان كه حضرت فاطمه در تنگناي
ملاحظه و رودرواسي (رودربايستي) قرار خواهد
گرفت و وادار به برآوردن درخواستشان خواهد شد.
گروهي از زنهايي كه با نذر كننده سمنو ، خويش
يا آشنا هستند و نذر شركت در پختن سمنو دارند
براي او پيغام مي فرستند و يا به او مي گويند
كه ما نذر شركت در پختن سمنو داريم و فلان
مقدار آرد يا پسته يا بادام براي ديگ تو
خواهيم آورد و خواهشمنديم كه ما را به موقع
خبر كنيد. زن نذر دار بيدرنگ خواهش آنها را مي
پذيرد و براي برآورده شدن نذرشان دعا ميكند.
اين زنها چند روز پيش از سمنو پزان، به دعوت زن
نذر دار در وقت معين در خانه او گرد مي آيند و
از ميان آنها، كساني كه نذر شركت در پختن سمنو
با آوردن آرد دارند، آرد خود را با گفتن صلوات
در درون ديگ نذري مي ريزند. بايد ياد آور شد كه لازم نيست كه همه
زنهائي كه در پختن سمنو همكاري مي كنند و يا
حاضر مي شوند نذر دار باشند، بلكه هر زني براي
تبرك و ياري به زن نذر دار مي تواند در اين كار
شركت كند. چگونگي پختن سمنو –
شب سمنو پزان ساعت هشت تا نه شب همه
زنها دور ديگ نذري گرد مي آيند و يكي از آنها
كبريتي به دست مي گيرد و با گفتن «بسم الله»
اجاق را روشن مي كند. در اين هنگام همه حاضران
دعاي (زيارت نامه دوازده امام) را زير لب مي
خواند. پس از آنكه ديگ گرم شد صاحب خانه كه نذردار
اصلي و همچنين پزنده سمنو است پاروك را با دو
دست مي گيرد و چند دور با آن سمنو را به
هم مي زند. پس از او زنهاي ديگر يكايك همين
كار را مي كنند. وقتي كه سمنو به غل غل افتاد
زنهائي كه نذر ريختن پسته يا بادام در ديگ
سمنو دارند نذري خود را مشت مشت در آن مي ريزند.
پختن سمنو نزديك سحر به درازا مي كشد ـ پس از
آن پاروك را كنار مي
گذارند و سمنو را «دم» مي كنند. آن را پس از
شستشوي و گرفتن وضو به نماز مي ايستند و پيش از
آنكه سرخ شود و نماز صبح بخوانند دو ركعت نماز
حاجت مي گزارند پس از پايان نماز حاجت نشسته
مي مانند و دستها را گشاده در برابر صورت خود
نگاه مي دارند و آرزوي خويش را بوسيله حضرت
فاطمه از خداوند خواستار مي شوند و شرط مي
كنند كه اگر نيازشان برآورده شود سال ديگر در
سمنو پزان ديگري دو يا چند برابر آرد يا پسته
يا بادام خواهيم آورد و يا خود سمنو نذري
خواهيم پخت برخي از نذرداران سمنو، عقيده
دارند كه پس از دم كردن ديگ، «حضرت فاطمه» هم
مانند گروه زنان به محل سمنو پزان مي آيد و در
پاي ديگ نماز ميگزارند
و از اين رو جا نماز خاصي در گوشه اي از آن
محل مي گسترد كه كسي حق نماز خواندن در آن
نخواهد داشت . پس از اينكه نماز و دعا به پايان
رسيد چند ساعتي مي آسايند و سپس دور ديگ گرد مي
آيند و زن نذردار اصلي در آن را بر ميدارد و
به سمنوي پخته نگاه مي كند كه آيا جاي سر انگشت
يا پنجه حضرت فاطمه در آن مانده است يا نه و
اگر ببيند بسيار شادمان خواهد شد آنگاه خود او
نخستين ملاقه سمنو را در كاسه اي مي ريزد و
حاضران نيز شادي مي كنند و كف مي زنند و به
كشيدن سمنو از ديگ و ريختن آن در كاسهها مي
پردازند، هر كاسه اي را در سيني كوچكي مي
گذارند و بر آن حوله اي مي كشند و به خانه يكي
از خويشان يا دوستان يا همسايگان مي فرستند هر
كسي كه سمنوي نذري براي او فرستاده مي شود پس
از دعا بر نذردار و خالي كردن كاسه مقداري
شيريني يا قند و يا نبات در همان كاسه مي
گذارند و به خانه صاحبش پس مي فرستد. |