تاريخ
نقاشيهاي آسيا و جلوه هاي آن
4 – ژاپن
ترجمه و تلخيص
نوشين نفيسي از آلبوم روژه باشد
سلسله مقالات زير كمك خواهد كرد تا
مقام هنري ايران را در ميان ممالك آسيايي باز
شناسيم هنر نقاشي ژاپن بيان كننده دو احساس
متضاد ملتي است كه خشونت طبع شديد و علاقه به
كارهاي پهلواني آن
در مقابل تجمل پرستي بي حد و عشق به طبيعت
زيباي آن قرار دارد. ژاپني كه براي
نجات شرافت خود و يا كشورش، هاراكيري(خودكشي)
مي كند، به آساني نيز مجذوب مناظر زيباي طبيعت
ميشود. يكي از فيلسوفان قرن هفدهم اين كشور
چنين مي نويسد:«اگر ما قلبهاي خود را بر روي
زيبايي هاي آسمان و زمين و ده هزار مخلوق
بگشاييم، به ما خوشي بي پاياني عطا خواهد كرد،
خوشي كه پيوسته روز و شب در مقابل ما خواهد
بود؛ كامل و بي انتها، و مردي كه از چنين
لذتهايي برخوردار باشد مالك كوهها و
جويبارها، ماه و گلها خواهد بود و براي بهرهمند
شدن از آنها محتاج ديگران نخواهد بود». اگر چه
ژاپن پيوسته در معرض بلاهاي آسماني فرار
داشته است. مانند زلزله، آتشفشان، طوفان،
انقلابهاي شديد و از همه گذشته انفجار اتمي
هيروشيما ولي چنين به نظر مي رسد كه فقط
نقاشان اين سرزمين آنرا نديده گرفته اند زيرا
هيچ گونه انعكاسي از اين بلاها در هنر نقاشي
آنها مشاهده نمي شود. در اولين قرنهاي ميلادي ژاپنيها
با افكار هندي و چيني آشنا شدند. آئين بودايي
كه در قرن ششم ميلادي توسط مبلغين كرهاي به
ژاپن وارد شد با هيچ گونه مخالفتي روبرو
نگرديد و مبلغين فلسفه نوين را همراه با اصول
نقاشي تعليم ميدادند. بزودي شاگردان زيادي به دور آنها
گرد آمدند و به تقليد از تصاوير زيباي دوره
تانگ پرداختند. نقاشي ديواري در قرن هشتم در ژاپن
كمياب است، تنها آنچه كه باقيمانده اند
horyugui
است كه زيبايي شگفت انگيزي دارد.
آثار نقاشان ژاپني به دو صورت به ما رسيده است:
1-كاكه مونوس(kakemonos)
كه بر روي پارچه ابريشمي
و يا كاغذ طرح شده و به دقت با پارچه قديمي قاب
شده است. |
|
2- ماكي
مونوس(makimonos)
كه عبارت از طومارهاي كاغذي است كه دور سر
آنرا به قطعه چوب نازك كاج متصل كرده اند و
كاغذ را به دور آن لوله ميكنند. چوبها را نيز
با طرحهاي زيباي از استخوان و چوب و شيشه
تزئين كردهاند. در نتيجه تعليمات بودايي، ژاپنيها
نيز در پي تطبيق موجودات با طبيعت بوده اند و
منظره سازي چيني كه آنها تنها وارث آن هستند
وسيله براي نشان دادن ذوق تزئيني آنها گرديد.
با وجود تعليمات سخت بودايي، نشاط و زندگي را
دوست دارند [35] و همين باعث شده است كه ساخته هاي
هنري آنها با ساير ملل آسيايي تفاوت داشته
باشد. در هر حال نفوذ سبك tang
در قرن هشتم در ژاپن چنان عميق بود
كه اين تمايل طبيعي ژاپنيها را به دشواري
ميتوان بازشناخت. در اين هنگام چيني ها با
دقت و ريزه كاري بسياري نقاشي ميكردند و
ژاپنيها كه
ابتكاري از خود نداشتند ، زير فشار اين جزييات
خشك خاموش شده بودند . از اين دوران تنها نام
يك هنرمند برجاي مانده kore kanaok
كه شهرت و اعتبار او بر ساختههايش برتري
دارد. در قرن يازدهم سبك Song بژ اپون وارد شد ولي مفهوم زندگي در ژاپن آنقدر متفاوت با چين بود كه هماهنگ شدن آنها غير ممكن به نظر مي رسيد. ژاپن آن زمان، عصر تجمل جشنها، شاديها، هنر و ادبيات ظريف و پر از لذايذ بود. |
|||
مكتب كانوـ قرن چهاردهم ميلادي (موزه گيمه ـ پارس) |
|
چنين اجتماعي خود،
زمينه مناسبي براي مشاهدات نقاشان بود تا
خصوصيات همنژادان خود و آمادگي بيشتر براي
نماياندن حس شوخ طبعي. تمسخر و بوالهوسي آنها
داشتند. مكتبي كه به اين ترتيب به وجود آمد«Kasuga»
نام گرفت و زندگي عادي مردمان، جنگجويان و
مردان مذهبي را نشان مي داد. از مروجين اين
مكتب Motomitsu
(موتوميتسو) را بايد نام برد و جانشين با ذوق
او Toba
Sojyo كه
معاصرين خود را با ساختن تصوير آنان به شكل
حيوانات هجو نموده است. |
|
در «كاماتورا» در كشاكش جنگ هاي
داخلي قرن پانزدهم مكتب Kano
تشكيل شد. اين مكتب بر اساس بازگشت
به جانب هنر چين بنيان گذاري شد. موضوع را
بيشتر با سياه و سفيد و رنگ آميزي مختصري رسم
مي كردند. منظره سازي را بر صورت سازي ترجيح
مي دادند ـ طبيعت نيز زير قلم موي آنها
حالت رؤيايي به خود گرفته بود. كوهها را پشت
ابرها پنهان مي كردند و درختان حالت شاعرانه
داشتند. بنيانگزار مكتب كانو، يك كشيش
بودايي چيني بوده است كه شاگردانش ژاپني بي
شماري داشته است ولي مشهورترين آنها Matonobu
است (1476 ـ 1569 ميلادي).
به زودي اين مكتب بصورت فرهنگستان رسمي در
آمد و هنرمندان بيشماري را تعليم ميداد كه
تابلوهاي بسيار عرضه مي داشتند. ولي جمع آوري
ساخته هاي هنري چنام مورد توجه مردم بود كه
اين گروه نقاشان نمي توانستند تقاضاي مردم را
بر آورند. در قرن شانزدهم ميلادي ديكتاتوري
بنام hideyoshi(هيديوشي)
به جنگهاي داخلي پايان داد و تجدد اجتماعي را
در ژاپن آغاز كرد. مبلغين و بازرگانان اروپايي
باين سرزمين راه يافتند و مذهب، عادات و رسوم
و فراوردههاي صنعتي خود را عرضه ميداشتند و
از اين راه اولين تابلوي رنگ و روغن كه
تصويري از حضرت مريم بود به ژاپنيها نشان
داده شد. گرچه در اين هنگام توده مردم ژاپن
از فقر عمومي خارج مي شدند و به هنر توجه پيدا
مي كردند، ولي مكتب كانو كه زير نظر مستقيم schyogum
اداره مي شد از اين پيشرفت نه تنها
بهره اي نبرد بلكه افكار و سنتهايي كه به آن
تحميل مي شد تصورات نقاشان را بكلي فلج كرد.
فقط چند نقاشي كه پردهها را با تصاوير گل و
حيوان با مركب چين و رنگ هاي محلول و يا گوآش
تزيين مي كردند مرد توجه بودند. كوئتسو (Koetsu)
از نقاشان اواخر اين قرن از اولين كساني بود
كه دانست ساده كردن طرح دليل بر ضعف نقاش نيست
بلكه سببي است كه برخي از جزئيات را بيشتر
نشان مي دهد. |
|
|
اوگاتاكورن (Ogata Korin)،
كه يكي از پيروان اين سبك است و هنرهاي تزييني
را با ساختن پاراوان و اشياء تجملي زندگي تازه
بخشيد. به جز اين چند نفر، بقيه نقاشان چيني به
همان سبك تصنعي و تفنني مكتب جنوب چين، كار ميكردند. در قرن هيجدهم ميلادي تحول هنري در ژاپن آغاز شد. مردم متقاعد شده بودند كه كشور آنها نياز به هنر نويني دارد كه متعلق به مردم باشد و از زندگي روزانه آنها الهام گيرد. مكتب اوكي يويه (Ukiyoye) چين به وجود آمد (Ukiyo به معناي دنياي فقر و جهان گذاران است). هنرمندان ميخواستند به طبقات پايين اجتماع اهميت و ارزش كار آنها را بشناسانند و ساخته هاي خود را در دسترس همگان قرار دهند. روش مهر و استامپ را ترويج دادند. اين روش از قرن نهم ميلادي متداول بود و براي مصور نمودن كتابها و تهيه تصويرهاي مذهبي، سياه و سفيد [37] به كار ميرفت. هنرمندان اين مكتب جديد ژاپني آنرا متداول و تكميل كردند. طرز كار آنها چنين بود كه ابتدا طرح مورد نظر را بر روي يك برگ كاغذ نازك رسم مي كردند سپس كاغذ را بر روي قطعه چوپ مي چسبانند و آب قيچي خطوط آن را مي كندند. رنگ آميزي اغلب با رنگهاي محلول انجام مي گرفت. |
||
مكتب كانو ـ ورود پرتغاليها به ژاپن ـ قرن شانزدهم ميلادي (موزه گيمه ـ پاريس) |
|
اين
هنرمندان كم كم موفق شدند كه با حس تزييني و
تفنن خاصي كه در گذشته مرسوم نبود صحنههايي
از زندگي خوشبخت را نشان دهند. اشخاص نقشه هاي
آنها را اغلب بازيگران نمايش و يا زنان تشكيل
مي دادند كه در خانه هاي زيبا يا باغهاي پر گل
و پرستشگاهها نشسته اند. |
|
ژاپنيها عشق شديدي به نمايش هاي مذهبي و
حماسي دارند ـ نو (No)
كه از قرن هشتم مرسوم شده است اثر كشيشهاي
بودائي است و مانند تعزيه هاي كشور ماست. چهره
و حركات بازيگران آن كه لباسهاي فاخر در
بردارند به طرز گيرايي تمام احساسات انساني
را نشان مي دهد و اين موضوع مناسبي براي
نقاشاني است كه بتوانند با چند خط ساده صورت
سازي نمايند. افراد خانواده توري (Tori)
از اين گروه مي باشند و بعضي از آنها از
بازيگران معروف تئاترهاي «نو» بوده اند. پيدايش طريقه استامپ رنگي، اين هنر را كه زن ژاپني نقش اصلي آن را تشكيل مي داد به اوج خود رسانيد. يكي از نقاشان ژاپني به نام Suzuki Harunobu براي به دست آوردن يك نقشه رنگي هفت يا هشت مهر به كار مي برد و ساخته هاي او آنقدر زيبا بود كه «طرح زري» نام گرفت. سه تن از نقاشان اين عهد Kiyonoga (1815 ـ 1752) اوتامارو (1804 ـ 1754) ويوشي هر يك جنبه مختلفي از زندگي زن ژاپني را در نظر گرفته اند. هرز استامپي زير قلم موي آنها فصلي از روانشناسي اين كشور گشته است.
زن
عاشق پيشه، صنعتگر، مادر و بيكاره احساسات
خود را پشت سيمايي كه به طور ساده اي رسم و
پنهان كرده است و فقط با ادا و حركات گوشه اي
از آن را ابراز مي كند، زيرا همانطوريكه گفته
شد بنا به اعتقاد آنها در اين گوشه جهان كسي
نبايد احساسات ديگران را ظاهر
سازد.
|