كريم‌زاده تبريزي، محمدعلي. "زندگينامه عليرضا عباسي". دوره 15، ش 180 (مهر 56): 66-75، تصوير.

 

خلاصه: توضيحاتي پيرامون معرفي سه هنرمند عليرضا عباسي خوشنويس، آقارضا كاشاني، رضاعباسي ـ مختصري درباره زندگي عليرضا عباسي خوشنويس و شرحي بر زندگي آقارضا يا رضامصور كاشاني و يا رضا مصور هروي يا هراتي (تاريخ ولادت970) و معرفي چند نمونه از شاهكارهاي نقاشي او ـ معرفي رضاعباسي (987-1044) وبحثي پيرامون امضاء ونوشته‌هاي وي ـ معرفي چنداثر ازنقاشان گمنام بابهره‌گيري از نام رضاعباسي ـ بحثي پيرامون 8 نقاشي از رضاعباسي كه درمجله هنرومردم ش 173 اسفند55 توسط "رابرت، انگ" معرفي شده همچنين درباره نظريات دكتر عبدالرشيد در ش 149 اسفند همين مجله.

زندگينامة عليرضا عباسي

محمدعلي ـ كريم‏زاده تبريزي

در شماره 149 مجلة ارزشمند هنر و مردم در اسفند ماه سال 1353 آقاي دكتر خواجه عبد الرشيد استاد هنر شناس والا مقام در مورد سه هنرمند دوران با عظمت صفوي : 1- آقا رضا 2- رضا عباسي 3- عليرضا عباسي مطالبي مرقوم داشته اند كه در شمار ه 173 همان مجله د رصفحه 54 آقاي رابرت انگ در مورد سه نفر مذكور تحت مدارك و ارائه آثار رضا عباسي و احيانا" رد نظريات آقاي خواجه عبدالرشيد مطالبي نوشته اند كه بجا دانستم نظريات خدوم را بعنوان يك علاقمند به هنر ايراني در آن مجله ارزنده منتشر نمايم.

مقدمه

از شرح حال استادان نقاشي در تواريخ و تذكره هاي فارسي شرح مبسوط و مستدلي كه روشنگر زندگي و  حالات آنها باشد اسناد معتبري را سراغ نداريم و اگر شرح حال مختصري هم از شعرا و ارباب قلم كه ندرتا" بعنوان تفنن دست بقلم بده و نگارگري كرده اند در اين نوشته ها مي بينيم بقدري، اندك و بي مايه است كه در مقابل عظمت هنري آنان قطره اي در دريا ميباشد و يا وقايع زندگي مختصر استادان منحصر بفردي كه شهره آفاق بوده و شهرت آنان بخارج از ايران نيز راه يافته است در مقابل شعرا و ادبا بقدري اندك است كه ارائه آن جز سرگرداني نيست و رضا عباسي نقاش معجزه گر و چهره ساز افسون گار از اين نوادر دوران ميباشد كه ما باحوال او چنانچه بايد و شايد آگاهي نداريم و حتي اسكند بيگ كه همعصر و همزمان او بوده گويا بعنوان عناد در تاريخ خود اسمي از اين هنرمند نبرده است.

در هر حال اينجانب جهت تفهيم هر چه بيشتر و نماياندن عقايد خود اين تصوير را كه عبارت از سه برگ مي باشد در ايجا بنظر خوانندگان محترم ميرسانم.

1-   عليرضا عباسي خوشنويس دوران شاه عباس بزرگ كه خط ثلث و نسخ و رقاع و نستعليق را در نهايت استادي كتابت ميكرد و اولين مرتبه خانم زهرا داعي زاده در مجله روزگار نو جلد 4 شمارة 5 مولانا عليرضا تبريزي خوش نويس و آقا رضا ولد مولانا علي كاشاني را بنام دو هنرمند جداگانه يعني يكي خوش نويس و ديگر نقاش معرفي كرد.

و ما مي توانيم شخصيت شماره 1 كه همانا عليرضاي خوش نويس باشد كنار گذاشته و برگ مربوط بآن كه برگ شماره 1 باشد از سه برگ موجود قطع نمائيم.

و از طرفي بايد بدانيم خانم داعي زاده در روزگار نو راجع به آقا رضا فرزند علي اصغر كاشاني كه بهند رفته است صحبت كرده نه از رضا عباسي.

2-   شخصيت دوم در مقاله ما همانا آقاي رضاي كاشاني فرزند علي اصغر كاشاني نقاش بوده و شرح حال او را قاضي مير احمد منشي قمي در گلستان هنر و اسنكدر بيك در تاريخ خود روايت كرده و هنر او را ستوده است و همانا ميدانيم كه ولادت او در سال 970 بوده و فن مصوري را نزد پدر خود كه نقاش استاد بوده آموخته و در بدايت حال مورد توجه شاه عباس قرار گرفته وحتي فرماني در باب عواطف پادشاه به او و عنايت مصور خاصه به آقا رضا صادر نموده كه شمه اي از مراحم شاهانه جهت بزرگداشت آن هنرمند بود و باز مي خوانيم بعلت اطوار ناهنجار صاحب اعتبار نشد و ميل اختلاط با جماعت نامردان و لوندان و تماشاي كشتي گيران اوقات او را ضايع ساخت در نتيجه اين اتفاقات بار سفر بسته و بهندوستان خدمت جلال الدين اكبر پيوست و پس از مدتي كه اكبر وفات يافت و جهانگير پادشاه شد (1014 – 1037) ويرا مشمول عنايت قرار داد و چون جهانگير مي خواست در جلال و شكوه پادشاهي بر شهريار صفوي برتري يابد تشكيلات هنري وسيعي را در اختيار اين پدر و پسر هنرمند گذاشت و آقا رضا نقاش دربدر و مطرود با پي گيري مداوم و بسط و تلفيق هنر صفوي خود كه از ايران بارمغان برده بود صاحب مكتب هنري ممتازي شد كه ساليان دراز با كمال استواري و قدرت در هند اشاعه داشت.

او كه قبل از سال 1008 يعني دوره سلطنت جلال الدين اكبر و وليعهدي سلطان سليم بهند آمده و در سال 1030 بنا بگفته و تثبيت آن در يكي از آثار خود در يكي از صفحات ضمائم مرقع گلشن (در سن 60 سالگي ساخته شد سنه 1030 عمل مريد باخلاص آقا رضا جهانگير پادشاهي) خود را شصت ساله خوانده است هنرمندي وارسته و صاحب عناوين ممتاز هنري بود و در همين زمانها بود كه بگفته جهانگير در تزوك: ( در اين تاريخ (1027) ابوالحسن مصور بخطاب نادر الزماني سرافراز گشت و مجلس جلوس مرا در ديباچه جهانگير نامه كشيده بنظر در آورد و موجب الطاف بي كران گشت) فرزند ابوالحسن بلقب نادر الزماني مفتخر گرديد.

پس بنا بنوشته آقا رضا تاريخ ولادت او سال 970 بوده و اگر تاريخ حركت او و فرزندش را بهندوستان يك سال قبل از خلق اين اثر كه در يكي از صفحات مرقع گلشن كتابخانه سلطنتي ايران موجود بوده و چنين رقم دارد (غلام به اخلاص شاه سليم آقا رضاي مصور في تاريخ رمضان 1008) بدانيم سال ورود او بهند در سال 1007 محرز خواهد شد و اگر فرزند همراهش 12 ساله باشد خود پدر يعني آقا رضا 37 ساله خواهد بود و اين سن متعادل براي خلق يك اثر هنري ممتاز مي باشد.

اكنون بذكر چند نمونه از شاهكارهاي نقاشي آقا رضا – يا رضا مصور كاشاني – يا بقول جهانگير در تزوك آقا رضا مصور هروي يا هراتي و فرزند نامدارش كه در سال 1027 از طرف جهانگير بلقب نادر الزماني ملقب گشته است مي پردازيم.

1-   يك مرقع شامل تصاوير در بوستون آمريكا.

2-   كتاب انوار سهيلي موزة بريتانيا تاريخ كتاب بروايتي 1019 براي جهانگير شاه كه دو نقاشي آن برقم آقا رضا بوده و بقيه بنامهاي – موهان – عبدالسليم – رحمان قلي – گوهر داس مي باشد.

3-   نسخه اي از حافظ در موزه بريتانيا داراي هشت تصوير بتاريخ اتمام 1017.

4-   خمسه امير خسرو دهلوي در كتابخانه ملي پروس برلين و قطعات متنوع ديگر از جلمه در مرقع گلشن بتاريخ 1008.

5-   دو مينياتور زيبا در موزه هنرهاي تزئيني تهران كه در پائين يكي از آنها رقم دارد (عمل غلام با اخلاص آقا رضا مصور جهانگير شاهي) اينها اثرات هنري آقا رضا بوده كه تا كنون براي ما روشن و معلوم بوده و ما آنها را مي شناسيم.

شكل 1

و از طرفي ميدانيم كه جهانگير برقابت از پادشاهي صفوي پس از استقرار در تخت شاهي راه خود را عوض كرده و روش تصويري تقليدي از ايرانينان را كنار گذاشته و به ساختن تصاوير جدا جدا فرمان داده است.

و آثاري از اين دوره نيز بدست داريم كه آقا رضا هميشه خود را (مريد با اخلاص) و پسرش نادر الزمان (مريد زادهاي با اخلاص ابو الحسن) معرفي كرده و رقم گذاشته اند. حال ما توانستيم تا حدي آقا رضا مصور كاشاني را معرف نمائيم.

اما بفرمايش آقاي دكتر عبدالرشيد كه مرقوم داشته اند (آقا رضا نقاش و خوش نويس بوده) من اثري از خوشنويسي آقا رضا تا كنون نديده ام در صورتيكه ما دانستيم در بدايت حال با لوندان معاشرت كرده و بتماشاي كشتي علاقه داشته است اگر او خوشنويس بود درتواريخ و يا آثار او مختصر اشارتي ميرفت چون خوشنويسي در آن زمان از صنايع ممتاز متداول بوده و دريغ مي شد نقاشي كه اين قدر مشهور بوده و خوشنويس هم ميكرده از قلم افتاده باشد از طرفي بنا بروايت استاد بزرگوار مرحوم دكتر مهدي بياني كه مي فرمايد بر سر در باغ خسرو از باغهاي سلطنتي قديم الله آباد هند كتيبه اي بخط نستعليق هست كه نوشته (حسب الحكم شاهنشاه جهان نور الدين محمد جهانگير باهتمام مريد باخلاص آقا رضا مصور اين بناء عالي صورت اتمام پذيرفت) اين خط بدست عبدالله ترمذي كه در دربار اكبر و جهانگير شاه لقب مشكين قلم گرفته و هميشه عبدالله مشكين قلم رقم ميزده نوشته شده است.

و اگر آقا رضا خطاط يا خوشنويس بود و در اين رشته كمال و عنواني داشت خود اين كتيبه را مي نوشت پس بدين ترتيب ما اجازه خواهيم داشت برگ شماره 2 كه بنام آقا رضا نقاش كاشاني يا بگفته جهانگير در تزوك هراتي يا هروي كه بارقام مختلف آقا رضا – آقا محمد رضا – محمد رضا نوشته شده و دنبال آن عناوين مريد پادشاهي يا مريد باخلاص ديده ميشود و خطاط هم نبوده و در سال 1007 بهند رفته و در سال 1030 ، 60 ساله بوده است كنار بگذاريم.

شكل 2

حال مي پردازيم به اصل مطلب كه همانا سرگذشت و شناسائي دقيق هنري رضا عباسي است و نتيجه ميگريم كه رضا عباسي در آثار مشهور شناخته شده خود قبل از سال 1020 رضا و بعد از آن رضا عباسي رقم ميزده و البته بعقيده وتحقيق تمام كارشناسان هنري باز شناختن امضاي اصيل او كاري بسيار دقيق و دشوار بوده كه شناسائي و بازخواني آن براي هر كسي ميسر نمي باشد.

از طرفي بطوريكه دراول مقاله نيز يادآوري نموديم شرح حال خصوصي او در هيچ تاريخ و تذكره زمان وي موجود نبوده و بنا بنوشته مجله معارف اسلامي در شاره 12 فروردين ماه سال 1350 نزديكترين منبع تاريخي به عهد رضا عباسي كتاب چاپ ندشه اي بنام (لب خلاصه العلوم) تأليف ميرزا محمد كرماني در اواخر زنديه است كه بصراحت از نقاشي بنام رضا عباسي در رديف ساير هنرمندان عصر صفوي نام برده است.

و اما در مورد ترايخ تولد او در سال 995 و يا 55 تا 60 ساله بودن او هنگام اهداء يك اثر نقاشي به محمد شفيع هيچگونه مدارك تاريخي دال بر صحت اين نوشته ها نداريم ولي بنا بنوشته معيني مصور در حاشيه يكي از كارهاي تكميلي رضا عباسي بسال 1087 تاريخ مرگ او را در سال 1044 درج نموده است.

اكنون كه مرگ او در تاريخ 1044 مسلم شد بايد مفتاح ديگري را جهت تاريخ تولد او كشف نمائيم تا سن واقعي او معلوم گردد.

براي اين مفتاح اثر تاريخ دار معتبري كه هم از لحاظ هنر نقاشي رضا عباسي وهم از لحاظ خط و شيوه امضا او شايسته اين هنرمند باشد بغير از اثر سال 1007 كه در مشهد و در خدمت ياران ساخته است، اثر با ارزش ديگري سراغ نداريم.

بنابر اين مي توانيم براي اين اثر ارزش هاي زير را در نظر بگيريم.

1-   اثر نقاشي و امضاء اصيل بوده و از آن رضا عباسي است

2-   در زمان خلق اين اثر نقاش 20 ساله يا 25 ساله بوده است كه سيلاب خط و پختگي آن بخط شكسته و با قلم ني معرف اصالت مي باشد.

3-   احتمال دارد امضاي آن پس از مدت 10 يا 15 سال بدست خود هنرمند و زمان ترسيم كتابت شده باشد.

شكل 3

اگر با دور انديشي خلق اين اثر را زمان 20 سالگي هنرمند بدانيم ميتوانيم تاريخ تولد او را سال 987 انتخاب كرده و زمان مرگ او را بسال 1044 و در 57 سالگي بدانيم.

اما درمورد آثار اصيل وامضاء هاي صحيح ومجعول او رشته صحبت دراز بوده وما مي توانيم باختصار و با دلايل مستدل ومنطقي آنها را تشريح نموده و خدمت علاقمندان گرامي عرضه نمائيم.

پر واضح است تا كنون بحروف اصلي و اسكلت امضاء و تمايل و كشش خط و نكات مشخصه خط نگاري رضا عباسي كه خوشبختانه امضار او داراي همين مشخصات مي باشد توجهي نشده و همه هنرشناسان تمام جوانب را روي هنر نقاشي او متمركز كرده وروي خط و امضاي او چندان تمعق كافي مبذول نداشته اند.

چون اين حقير مدت سي سال است با خط و كتابت محشور و دمساز بوده و اغلب آثار نفيس و اصيل نقاشان و خطاطان بنام ايراني را از نزدينك ديده و شناسائي كرده ام و چه بسا كه آثار ارزنده آن هنرمندان نيز جزو مجموعه اينجانب مي باشد بايد عرض كنم كه خط و امضا شناسي اين ممتازان هنر را بايد با سبك و اصول شناسي هنر ايشان توأم دانسته و متعاقبا" جهت تشخيص ارزش هنري يك اثر ارزنده بكار بگيريم.

با يك نظر به مجموعه آثار هنري و امضاهاي اصيل و فراوان رضا عباسي بتحقيق در مي يابيم كه او در آثار خود بدو شكل امضاء نموده و هنر خود را تسجيل نموده است.

اول – امضاي خود را با همان قلم موئي كه نقاشي كرده رقم زده است اين امضاها اغلب ساده مثل مشقه رضا يا رضا مصور يا رضاء عباسي – يا كمينه رضا عباسي بوده و از نوك قلم موئي كه با موي سنجاب يا موي دم گربه كه فوق العاده نرم ونازك و حساس مي باشد تراوش كرده و بوسيله چابك دستي مثل رضاي عباسي رقم شده است كه بالطبع اقتباس و جعل اين امضاء فوق العاده مشكل و شايد محال باشد و امضاهاي جعلي از اين قبيل نيز در ديد اول بر متخصصين واضح و آشكار مي گردد.

دوم – امضاهائيكه با قلم ني و بطريق غبار خط نستعليق يا شكسته نوشته شده و اين قبيل نوشتن ها در مورد آثاري است كه نقاش خواسته بنام يك نفر از رجال يا دوست يا پادشاه عصر رقم زده و موضوع نقاشي را بمناسبتي تشريح كند كه اين خطوط نيز بتناسب خط نستعليق خوش يا شكسته معمولي ميباشد.

و اغلب اين تفاسير در آثار او بعد از سال 1020 ديده مي شود كه بلقب عباسي مفتخر گشته است و بهترين نمونه خط نستعليق او امضاي صورت درويش بهشتي همداني محفوظ در مرقعات سلطنتي ايران بوده كه چنين كتابت شده است: (هو صورت درويش بهشتي همداني غره جميدي الاول سنه 1034 به اتمام رسيد رقم كمينه رضا عباسي) و رقم هاي خوب يا بد با قلم موئي و يا خط نستعليق و يا شكسته و ساير رموز را بمرور در صفحات بعدي براي خوانندگان گرامي عرضه خواهم كرد ولي چون ترسيم بعضي رموز در حروف چنين ميسر نبود مجبور شدم با خط خود بنويسم كه براي چاپ سهل گردد. (صفحه مقابل)

اميدوارم از بدي خط ونارسائي سخن در اين مورد معذورم خواهيد داشت.

1-   تمام نوشته هاي او بغير از چند اثر كه بخط خوش نستعليق رقم زده و (در بين اينها چندين رقم نيز اصيل نمي باشد) اصولا" بخط شكسته مخصوص خود مي باشد مثلا" حرف ي را هميشه كشيده نوشته و حروف س و ش در اغلب رقم ها بدون دندانه است وكلمه كمينه كشيده بوده و حرف ه مثل كلمه غرة يا ذي قعده بحرف ما قبل خود چسبيده و كلمه ش  هميشه بسياق خط شكسته نوشته شده است و تشديد عباسي روي ب مطلقا" روي امضاهاي اصيل ديده نميشود.

در هر حال نظر از گفتار ما اين بود كه رضا عباسي تمام آثار خود را قبل از ملقب شدن به عباسي رضا و بعد از سال 1020 بلقب رضا عباسي امضاء كرده است رقم هاي قبل از سال 1020 اصيل كه بنظر اينجانب رسيده است ذيلا" عرض ميشود.

1-   رقم رضا مصور شكل درويش پيري كه پياله شراب را بجوان سرمست تعراف مي كند. مضبوط در مرقعات سلطنتي ايران.

2-   رقم مشقه رضا شكل يك مرد شاخ بزي را گرفته گويا بمزاح كشيده باشد و يا شخصي را بطنز آلوده باشد نوشته شده در كتاب اصفهان ص 46 نوشته آنتوني ولچ شماره 1.

3-   راقمه رضا شكل جوان تسبيح بدست در ص 31 كتاب اصفهان نوشته آنتوني ولچ كه مهر مالك بنام عبده ابوطالب دارد شكل شماره 2.

اين بود نمونه اي از اسم هاي رضا كه اصيل بوده و قبل از سال 1020 ترسيم شده است و نقاشي هائي كه بنام آقا رضا بوده است مطلقا" از رضا عباسي نبوده و از كارهاي ايراني زمان شاه عباس و اثر آقا رضا كاشاني است كه در سال 1007 بهند رفته است و دو نمونه بارز آن در گالري كل ناتي سال گذشته بفروش رفته است.

اما آثار اصيل و امضاي صحيح رضا عباسي چگونه بوده است.

ما دو نمونه از آثار اصيل و تاريخ دار رضا عباسي را كه سال ترسيم يكي از آنها 1020 بوده و ترايخ اثر رقم دار ديگر بتاريخ 1044 يعني آخرين سالهاي عمر هنرمند مي باشد جهت علاقمندان عرضه مي كنيم.

پر واضح است كه فعاليت هنري و خلق شاهكارهاي بي نظير رضا عباسي در اين سالها جلوه گر شده و وجود يادگارهاي ارزنده و بي همتاي او در اين سنوات مؤيد گفتار ما مي باشد شكل 3 و شكل 4 و در بين اين سالها است كه تراوشات و خلاقيت اساسي هنر او نمايان شده و دنيائي را از اصالت هنر او نمايان كرده است و در انتهاي هر اثر گرانبها بدون استثناء اين گرانمايه هنرمند ما نام خود را با فروتني و تواضع كمينه رضا عباسي خوانده است. از طرفي دو اثر ديگر در سال 1011 با رقم كمينه رضا عباسي دختري را در حال ادب و دودست روي زانو نشان ميدهد كه امضاء آن بخط نستعليق زيبا مي باشد و در كتاب روسي چاپ مسكو شماره نقاشي 61 كه در سال 1968 منتشر شده و ديگري جواني پياله بدست بتاريخ 1019 با رقم كمينه رضا عباسي شماره نقاشي 30 از نشريات موزه ويكتوريا و آلبرت بكوشش ب – و – رابين سون موجود بوده و تاريخ امضاي آنها قبل از سال 1020 مي باشد بنظر بنده امضاء و تاريخ هر دو اثر مذكور و احيانا" خود نقاشي ها نيز از آن رضا عباسي نبوده و رقم آنها ساختگي است زيرا امضاي آن بخط نستعليق زيبا و استادانه بوده و از رضا عباسي كتابت اين گونه خط بعيد بنظر ميرسد و شما مي توانيد متعاقب شكل 3 و 4 دو اثر نفيس و اصيل آنرا در اين مجله كه بشماره 5 و 6 چاپ شده است به امضاء و نگارگري او آشنائي پيدا كنيد از طرفي خطوط نوشته شده در حاشيه نقاشي هاي مزبور و ضبط كلمه هو در قسمت بالا و عدد 5 در قسمت پائين نوشته ها از خطوط معمولي و متداول رضا عباسي بوده كه در تمام اثرات هنر وي جلب توجه مينمايد.

حال با ارائه چهار اثر اصيل كه چاپ آنها در اين شماره بنظر خوانندگان محترم رسيد بهتر است نقاشي هائيكه برقم مجعول اضاء گذاري شده و خلق آنها بتاريخ بعد از مرگ رضا عباسي (سال 10449 بدست افراد ناشي و نادان كه از حيات ومرگ او اطلاعي نداشته اند نسبت داده شده و بمناسبتي در مجلات ونشريه ها جزو كارهاي اصيل قلمداد شده است مختصر اشارتي بكنيم و آنها عبارتند از:

شكل 4

1-   نقاشي پير مردي خوابيده بارقم آقا رضا بتاريخ 1049.

2-   شخص سواري تيري بطرف گرگ ها مي اندازد نوشته – مشق شد سال 1052.

3-   سوار جنگي بتاريخ 1052 وايضا" يك نقاشي ديگر در سال 1048 كه نام پدر رضا عباسي را بنام محمد نامبرده است.

4-   نقاشي درويش عصا بدست بارقم بنده درگاره آبرنگ نمود سال 1050.

5-   خانه ايلري شفيعا صورت يك جوان بتاريخ 1047.

حال ما مي توانيم در مقابل نظريات استادان گرامي آقايان دكتر عبدالرشيد و رابرت انگ كه فرمايشات آنها در مجله هنر و مردم شماره 149 اسفند ماه سال 1353 و شماره 173 اسفند ماه سال 2535 چاپ شده است عقيده خود را باختصار بيان نمائيم. نا گفته نماند، تمام نظريات خود را روي 8 تصويريكه در مجله هرن و مردم شماره 173 بنوشته آقاي رابرت انگ مي باشد متمركز كرده ايم.

ابتدا از تصوير شماره 1 صحبت كرده و با اشاره به مراحل تشبيهاتي خط و امضاء رضا عباسي كه در صفحات قبل ارائه شده است خود تصوير وامضاء و مطالب نوشته شده مطلقا" اصيل نبوده وهم امضاء و هم تصوير جعلي مي باشد منتهي شخص مجعول مطالب تصوير شماره 2 را در جائي ديده واز روي آن با تردستي نقاشي و خط را جعل نموده است.

1-   تصوير شماره 2 كه مردي سر خود را ميخاراند و در مشهد بسال 1007 بوسيله رضا عباسي نقاشي شده است هم امضاء و هم اصل تصوير اصالت داشته وجاي هيچ شبهه باقي نمي ماند و چه بسا ممكن است امضا در تاريخ آن بعد از 10 يا 12 سال منتها قبل از تصاحب لقب عباسي نقاش كار خود را ديده و بخواهش و اسرار دوستان با امضاي خود آن را تسجيل كرده است.

شكل 6

شكل 5

و اگر بتصوير شماره 6 كه در اين شماره چاپ شده است دقت فرمائيد مراحل تشبيهي هر دو خط رضا عباسي براي علاقمندان مشهود خواهد بود.

3- تصوير شماره 3 كه نوشته (رقم كار رضا عباسي) بنظرم جاعل ناشي عقيده خود را بيان داشته و بسادگي در زير تصوير رقم زده است و با مراجعه به علائم خط رضا عباسي در مي يابيم كه اين خط اصيل نبومدمه و نظر نويسنده اين بوده كه (رقم كار رضا عباسي است) و در نتيجه كلمه (است9 را از قلم انداخته است و درمورد خود تصوير نيز بايد اذعان داشت اين كار سبك و بي پيرايه كار رضا عباسي نيست.

1-   تصوير شماره 4 هم نقاشي و هم امضاء آن رقم رضا عباسي بوده و تمام علائم و حركات رضا عباسي در آن مشهود و آشكار مي باشد و رقم و امضاي آن نيز بقلم ني و خط شكسته رضا عباسي بوده و همه علائم ومشخصات كه در صفحات قبل تشريح شد با اين نقاشي و امضاء او مطابقت كامل دارد.

2-   تصوير شماره 5 نقاشي و امضاء آن از همان قماش نقاشي هاي شماره 1 و 3 و 5 بوده و تمام اين اثرها خلق يك جاعل است كه از روي نقاشي هاي اصيل رضا عباسي كپي كرده و به امضاء ناشيانه رضا عباسي رقم زده است.

3-   تصوير شماره 6 نيز عين ساير نقاشي هاي ساختگي مخدوش بوده امضاء و تاريخ ترسيم آن صحيح بنظر نمي رسد.

4-   درمورد تصوير شماره 7 كه رقم كمينه رضا عباسي بتاريخ 1019 دارد و از او در صفحات قبل صحبت شده است بنظر بنده رقم رضا عباسي كه در نهايت استادي و بخط نستعليق زيبا نوشته شده و اولين مرتبه تشديد عباسي روي حرف (ب) بوضوح ديده ميشود خالي از اشكال نبوده و مطلقا" خط رضا عباسي نمي تواند باشد و ضمنا" حالت تصوير با علائم و مسير دوراني هنر خلاقه رضا كه بيننده را در مرحله او مات و مبهوت مينمايد وفق نداشته و غير اصيل بنظر ميرسد.

5-   نقاشي شماره 8 كه بامضاي آقا رضا جلب نظر ميكند شايد از كارهاي اوايل آقا رضا كاشاني بوده و در دو صفحه ترسيم شده باشد و تصوير شماره 7 موجود در موزه فيتز ويليام تصوير مجدد يك موضوع واحدي بوده كه بدست مقلدي توانا بامضاء برتر رضا عباسي كتابت شده باشد.

حال كه صحبت ما در مورد رضا عباسي پايان گرفت بسيار بجا خواهد بود كه گفتاري درمورد محمد شفيع عباسي كه باشتباهر او را فرزند رضا عباسي ميدانند داشته باشيم.

بگفته بعضي استادان هنر شناس و علاقمندان هنري از جمله بنا بفرمايش آقاي رابرت انگ در صفحه 59 شماره 173 مجله هنر و مردم كه نوشته اي را به مضمون زير (اين دسته از نقاشي ها در جمعه اول جمادي الاولي – 20 مارس 1654 – روز سال آقا رضا رحمته الله توسط حقير شفيع عباسي كشيده شد) ارائه داده و بكتابت يك سند ديگر كه در كتابخانه ملي پاريس در حاشيه يك اثر رضا عباسي كه قيد شده (به نتيجه محمد شفيع اهدا شد) اتكاء نموده اند و بجهاتي او را فرزند رضا عباسي خوانده اند يا آور ميگردد كه بنا بعقيده اينجانب و دلايل زير محمد شفيع عباسي نمي تواند فرزند رضا باشد و جه بسا ممكن است از شاگردان و يا علاقمندان مكتب او بوده و احترام و مقام او را در حد اين دوست يا استاد پذيرفته باشد زيرا نام بردن ساده وكم عيار نام استادي بي همتا چون رضا عباسي و احيانا" نام پدر مشهور و هنرمند خود كه در آن زمان صاحب القاب والا و ممتازي بوده و بتقرب شاهنشاه صفوي مفتخر بوده است با لفظ بي پيرانه و معمولي زمان (آقا رضا رحمته الله) را نميشود از يك فرزند كه احيانا" شاگرد مكتب پدر نيز بوده است پذيرفت زيرا معين مصور كه استادي هم طراز رضا عباسي بوده در حاشيه كار تكميلي خود او را بهتر از فرزند واهي خود ستوده و چنين نوشته است. ( شبيه مرحمت ومغفرت پناهي مرحومي جنت مكاني استادم رضا مصور عباسي عليه الرحمه).

پس بدين قرائن مي شود پنداشت كه محمد شفيع فرزند رضا عباسي نبوده و شايد نتيجه كار و هنر او باشد كه نوشته به (نتيجه محمد شفيع اهدا شد) يعني كار و كوشش هنري من – شاگرد من – دست پرورده پر كار من.

زيرا ميدانيم نه رضا عباسي بصراحت از او بعنوان فرزند خود نامبرده و نه محمد شفيع او را در حد يك پدر واقعي ستوده و باين نام خوانده است اين بود مختصري از عقايد و نظريات حقير در مورد شرح احوال و عظمت هنري پر افتخار رضا عباسي.

‹‹پاورقي ها››

1-    در ايران منحصرا" اثر اين خطاط (كتيبه الحقير عبدالله مشگين قلم الحسيني غفر دنوبه سنه 1011) منحصرا" در اختيار مجموعه نويسنده مقاله مي باشد.