|
|
||
ورجاوند، پرويز. "كشف مجموعة علمي رصدخانه مراغه، يكي از معروفترين مجموعههاي علمي و نجومي شناخته شده در دنياي شرق". دوره 16، ش 181 (آبان 56): 2-15، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: آغاز شناسايي و كاوش درسال 1351 ـ گذشتهاي از علم نجوم درايران قبل و بعدازاسلام ـ نخستين رصدخانه بعدازاسلام ـ رصدخانه مراغه: شروع به ساختمان (657 ه.ق) ـ مجموعه واحدهاي يافت شده در سطح تپه رصدخانه مذكور: مشخصات برج مركزي، سكوي پله مانند، مصالح بكاررفته ، آنچه از تزئينات داخلي بنا باقي مانده، كتابخانه، كارگاه، مدرسه ـ مقايسه دو رصدخانه مراغه و سمرقند ـ اشايئبدست آمده از كاوش |
|
|
كشف مجموعة علمي رصد خانه مراغه
يكي از
معروفترين مجموعه هاي علمي و نجومي شناخت
شده در دنياي شرق
نوشته:
دكتر پرويز ورجاوند
استاد دانشگاه تهران و سرپرست هيات
بررسيها و كاوشهاي باستانشناسي و
بازآرائي رصدخانه مراغه پيشگفتار
(شناسائي و كاوش): در جريان انجام يك رشته بررسي هاي
باستانشناسي كه در سال 1344 توسط نگارنده در
منطقه آذربايجان بمرحله اجراء در آمد ضمن
بازديد از بناهاي ارزنده مراغه كه در نوع
خود شاهكارهائي در مجموعه آثار هنري
معماري ايران بشمار ميروند، از تل معروف
به ‹‹ رصد داشي›› واقع در خارج شهر مراغه
بازديد بعمل آوردم. بياد
ميآورم كه در آن روز اوايل تابستان خوشه
هاي گندم ديم قسم عمده سطح تپه را پوشانديه
بودند و در چند محل نيز گودالهاي كم عمقي
بود كه سربازان در جريان تمرين ها بعنوان
سنگر ايجاد كرده بودند. |
|
موقع
خاص و شكل جالب اين واحد در اولين برخورد
توجه هر بازديد كننده ايرا بخود مشغول
ميدارد و طبيعي بود كه نظر من را نيز بخود
جلب ساخت و سالها بعد كه كار حفاري در تپه
رصد خانه را آغاز كرديم در اين محل نيز به
كاوش پرداختيم تا چگونگي آن و كاربردش را
روشن ساخته باشيم. در
پي بررسي مزبور تلاش من براي فراهم ساختن
موجبات انحام يك بررسي بنيادي و انجام
حفاري در محل آغاز گرديد و سرانجام توفيق
آن بدست آمد تا در سال 1351 خورشيد با
استفاده از اعتبارات دانشگاه آذر آبادگان
كه از سوي وزارت علوم و آموزش عالي در
اختيار اينجانب گذارده شد، كار بررسي و
كاوش را در آن محل آغاز كنم. بعد از اولين
فصل ادامه كار براي دو سال به عهده تعويق
افتاد و بار ديگر در سالهاي 1354 و 1355 دو فصل
ديگر كاوش و بررسي در سطح و دامنه تپه صورت
گرفت كه منجر به روشن ساختن كليه واحدهاي
سطح وبخش اساسي و عمده واحدهاي دامنه تپه
گرديد. |
اشاره اي به
پيشينه كارهاي نجومي در ايران:
پيش از آنكه گزارش مزبور را عرضه داريم با توجه به اهميت وسابقه تحقيقات نجومي در ايران بي مناسبت نخواهد بود تا اشاره اي بآن بنمائيم. باشد كه جوانان اين سرزمين با آگاهي از گذشته غني و شكوهمند علمي سرزمين خويش، احساس حقارت و ناچيز بودن را در برابر ملتهاي صاحب تكنيك جهان از خود دور سازند و بخود آيند وبكوشند تا فاصله زيادي را كه با ديگران دارند با تلاش خستگي ناپذير پرسازند. براي آنكه در اين جهاد توفيق لازم بدست آيد بايد مردم را به اهميت و اعتبار عليم گذشته شان آگاه ساخت تا بدانند برخلاف آنچه كه بآنها تلقين شده و ميشود، در گذشته چون امروز ريزه خوار خوان عليم و فني ديگران نبوده اند و بهمان اندازه كه از ديگران كسب ميكردند، خود نيز ميآفريدند و به اندوخته علم جهان ميافزودند. |
|
گذشته
از ستاره شناسي كه در قرن سوم در شيراز –
نيشابور و سمرقند با وسايل علمي به امر رصد
مشغول بودند، در نيمه نخست قرن چهارم هجري
در دوران آل بويه نيز كار ستاره شناسي و
ساختن رصد خانه رونق بسيار يافت تا جاييكه
شاهان آل بويه حتي در كاخ خود رصد خانه
داشتند و ستاره شناسان معروفي چون:
عبدالرحمان صوفي، ابن الاعلم، ابوسهل
كوهي، صاغاني و ابوالوفاي بوزجاني در آن
بكار تحقيق مشغول بودند. در زمان خلافت
عزيز (365 – 386 ه. ق) خليفه ي فاطمي نيز رصد
خانه اي در قاهره تأسيس مييابد كه در زمان
خليفه حاكم (386 –411 ه.ق) بر شهرت و شكوهش
افزوده ميشود. از
ديگر رصد خانه هائي كه ياد شده وجود دو رصد
خانه در شام و بالاخره رصد خانه ابوريحان
بيروني است. در نيمه دوم قرن سوم ابوحنيفه
دينوري نيز رصد خانه اي در اصفهان برپا
ميسازد. در
سال 467 در زمان پادشاهي ملكشاه نيز رصد
خانه عظيمي در ري يا نيشابور برپا ميگردد و
دانشمندان بزرگي در آن بكار ميپردازند كه
در بين آنها با چهره درخشان حكيم عمر خيام
برخورد ميكنيم. رصد خانه
مراغه
سرانجام در قرن هفتم هجري است كه
اثر ارزشمند و مركز علمي بزرگ رصد خانه
مراغه بنيان گذاري ميشود. درباره تاريخ
بنا و چگونگي ساختمان اين مركز علمي با
توجه به آنچه در كتابهائي چون ‹‹ جامع
التواريخ رشيدي›› و ‹‹ صاف الحفره›› و
‹‹فوات الوفيات›› و نظايري آنها آمده
است ميتوان گفت كه بناي رصد خانه به
پيشنهاد و اصرار دانشمند بزرگ عصر خواجه
نصير الدين طوسي و موافقت هلاكو در سال 657
هجري آغاز ميگردد و بعد از 12 سال تلاش،
نتيجه تحقيقات و بررسي هاي خواجه نصير
الدين طوسي و ديگر دانشمندان بلند پايه
اين مركز علمي چون: مؤيد الدين العرض – نجم
الدين كاتبي – نجم الدين دبيران قزويني –
علامه قطب الدين شيرازي – فخر الدين مراغي
و چند تن ديگر در كتاب معروف به (زيج
ايلخاني) انتشار يافت. خواجه
نصير طوسي با نفوذ فراواني كه بر هلاكو
داشت او را وادار ساخت تا يك دهم درآمد
مستغلات اوقاف را در سراسر مملكت براي
مخارج ايجاد وادامه كار اين مركز علمي
منظور دارد. خواجه نصير طوسي با استفاده از
اين امكان در جوار و نزديكي برج مركزي و
مجموعه علمي رصد خانه مزاغه اقدام به بناي:
يك مدرسه علمي معتبر – يك كتابخانه –
سرائي براي محل زندگي دانشمندان و ساير
واحدهاي علمي و جنبي مركز تحقيقات كرد و
باين ترتيب به اعتباري بزرگترين مركز علمي
سرزمينهاي اسلامي را در قرن هفتم در مراغه
بوجود آورد. رصد
خانه مراغه در دنياي كهن معروفيت و شهرتي
فراوان داشت واين شهرت تا قرن هشتم پايدار
ماند و زماني بدست فراموشي سپرده شد كه رصد
خانه ‹‹ شنبه غازان›› در تبريز و رصد
خانه معروف سمرقند در سال 827 براساس طرح و
ضوابط علمي رصد خانه مراغه برپا گشت و مورد
استفاده قرار گرفت. در
اينكه بطور دقيق اين مركز تا چه زماني برپا
بوده اظهار نظري صريح و بي چون و چرا
نميتوان كرد ولي مداركي در دست است كه دست
كم اين مركز تا زمان پادشاهي سلطان محمد
خدا بنده نيز فعاليت داشته است. امري كه در
ميان تمامي رصد خانه هاي دنياي اسلامي و
جهان تا قبل از نيمه دوم قرن شانزدهم
ميلادي استثنا بشمار ميرود. زيرا طبق
مدارك موجود، رصدخانه سمرقند كه براساس
طرح وضوابط رصدخانه مراغه در قرن نهم هجري
و سال 824 بنا ميگردد با همه معروفيت وشهرت
آن فقط حدود 30 سال فعاليت داشته است. از
زمان ويراني اين مجموعه ببعد جز در دو سه
مورد اشاره اي باين محل و توصيف آن نشده
است. همچنين جز دو مورد طرح و عكسي از آن
دردست نيست. قديمي ترين طرح از اين محل
مربوط است به كروكي مختصري كه در سال 1883
ميلادي توسط ‹‹ هوتوم شيندلر›› آلماني
كشيده شده است پس از آن در سال 1276 هجري قمري
نيز نقشه مختصري از سطح تپه توسط استاد ملا
علي محمد اصفهاني تهيه گرديد كه در شماره
هفت سال 1281 روزنامه علميه بچاپ رسيد. اين
هر دو طرح چيزي نيست جز نشان دادن وضع
ناهمواريهاي سطح تپه، زيرا كه قرنها پيش
از آن واحدهاي معماري رصدخانه ويران و در
زير خاك پنهان شده بود و هيچ نشانه اي از
آنها در دست نبود. |
|
در
دو سوي راهرو مركزي با شش اطاق برخورد
ميشود كه بجز دو اطاق كوچك واقع در سمت
شمال و جنوب بقيه داراي شكل هندسي مستطيل
بوده و در جهت طولي در وسط اختلاف سطحي
برابر 25 سانتيمتر در آنها ديده ميشود. درباره
ارتفاع برج، وضع كامل و دقيق داخل آن و
بالاخره تعداد طبقه ها و تزيينات خارجي آن
با توجه به آثار ناچيز بدست آمده اظهار
نظري اساسي وبي چون و چرا نميتوان كرد.
همين قدر با توجه به طول ربع جداري و قطر
برج ميتوان گفت كه ارتفاع اصلي برج بايد
بين 20 تا 25 متر بوده باشد و در چنين صورتي
دست كم نماي برج ميبايد به چهار طبقه تقسيم
شده باشد. مصالحي
كه در بناي برج كار گرفته شده عبارتست از:
سنگ قلوه و لاشه – سنگ هاي تراش براي ازاره
– خارجي و داخلي – سنگهاي تراش بزرگ براي
ورود برج، آجر در سه اندازه مختلف – ملاط و
اندود گچ، كاشيهاي رنگي و لعابدار در سه
طرح و نوع مختلف – سنگ هاي حجاري شده و نقش
دار – آجرهاي نقش دار تزييني – براساس
قطعه هاي تزييني بدست آمده وبا توجه به يكي
دو متن تاريخي در زمينه توصيف اين برج
بخصوص قصيده معروف ‹‹ قاضي القضات
اصفهاني›› ميتوان گفت كه برج رصد خانه
مراغه داراي نمائي پرشكوه و چشم گير بوده و
تزيينات داخل آن كه براساس ضوابط نجومي و
صورفلكي صورت گرفته بود از زيبائي خيره
كننده اي بهره مند بوده است. |
|
متون
مختلف تاريخي درباره كتابخانه رصدخانه
مراغه همه از اثري ياد ميكنند كه عظمت آن
بي سابقه بوده است. زيرا كه آنرا گنجينه اي
شامل 400000 جلد كتاب ياد كرده اند. آنچه كه ما
در اين محل يافته ايم و با توجه به طرح و
وضع كلي بر آن نام كتابخانه گذارده ايم،
واحدي است كه بهيچوجه گنجايش در برگرفتن
يك دهم چنين رقمي را هم ندارد. درباره طرح
اين واحد جا دارد يادآور شويم كه از يك
نقشه جالب و به اعتباري استثنائي برخوردار
است. از جمله آنكه در نقشه اين بنا به گونه
اي هنرمندانه دو كلمه ‹‹ الله›› و ‹‹علي››
را نقش انداخته اند. موردي كه شايد بتوان
آنرا بي سابقه دانست. مصالح
مورد استفاده براي بناي اين اثر عبارتست
از: خشت و آجر همراه با ملاط گل. با توجه به
وضع كلي بنا چنين ميتوان گفت كه داراي پوشش
مسطح بوده است. كارگاه
ريخته گري
در ميان ديگر واحدهاي مكشوف در سطح
تپه، با بنائي برخورد گرديد كه با توجه به
طرح وتقسيمات داخلي ومواد بدست آمده مي
توان آنرا كارگاه ريخته گري و تهيه ابزار
فلزي دانست. منابع تاريخي با صراحت باين
امر اشاره دارند كه ‹‹ عرضي›› دانشمند
معروف و نويسنده كتاب معتبر شرح آلات رصد
خانه مراغه كار ساختن ابزار و آلات فلزي را
در محل مجموعه علمي رصدخانه مراغه انجام
ميداده است. مدرسه يا
مدرس مجموعه علمي
جنوبي ترين اثر مكشوف در سطح تپه
رصدخانه را بناي به نسبت بزرگي تشكيل
ميدهد كه در عين نارسائي از نقشه اي جالب
برخوردار است و باحتمال بايد بعنوان مدرسه
يا مدرس و يا تالار آموزش مجموعه مورد
استفاده ميداشته است. اين تنها بناي
مجموعه است كه عمده مصالح آنرا آجر تشكيل
ميدهد. لازم
به يادآوري است كه بنا بر متن هاي تاريخي
مدرسه موجود در مجموعه علمي رصدخانه مراغه
داراي آنچنان معروفيتي بوده كه حتي از چين
نيز دانشجوياني براي تحصيل در زمينههاي:
رياضي، فيزيك و نجوم بسوي آن رو ميآورده
اند. واحدهاي
ديگر
درباره مورد استفاده و كاربرد ديگر
واحدهاي بدست آمده در سطح تپه جا دارد تا
انجام بررسي هاي وسيع و همه جانبه از اظهار
روشن خود داري شود. بطور كلي بايد يادآور شويم كه براي مشخص ساختن شكل اصلي و كاربرد اكثر واحدهاي بدست آمده ايجاب ميكند تا از معدود متخصصان نجوم كهن ياري گرفته شود. مقايسه رصدخانه سمرقند و رصدخانه مراغه
كشف رصدخانه سمرقند به قرن نوزدهم
مربوط ميشود. محل اين رصدخانه براساس يك
وقف نامه قديمي كه حدود ملكي را به ‹‹تل
رصد›› محدود ميساخت شناخته شد و حفاري آن
بوسيله ‹‹وياتكين›› در 1287 هجري قمري
انجام گرفت. قطر برج اصلي رصدخانه سمرقند 24
متر است (برابر رصدخانه مراغه). |
اشياء بدست
آمده در سه فصل كاوش
در جريان كاوش هاي سطح و دامنه تپه
در طي سه فصل حفاري بجز پلان واحدهاي
معماري، اشياء چشم گيري بدست نيامد. آنچه
نيز كه در واحدهاي مختلف بدست آمد بيشتر
بصورت قطعه هاي شكسته و بسيار كوچك بود،
چنانكه از ميان هزاران قطعه قطعه سفالهاي
شكسته فقط چند ظرف سفالي به نسبت كامل در
دست ميباشد. در
ميان اشياء يافت شده بيش از هر چيز قطعه
كاشي هاي كتيبه دار و نقش دار، آجرهاي نقش
دار قالبي و سنگ هاي حجاري شده داراي اهميت
فراوان هستند. زيرا كه بياري اين قطعه ها
ميتوان درباره جنبه هاي تزييني آثار
معماري مكشوف در سطح تپه اظهار نظر كرد و
با انجام مقايسه ميان آنها و ديگر آثار
معماري دوران ايلخاني اطلاعات جامع تري در
زمينه معماري آن محل و آن زمان بدست آورد. در
جريان حفاري تا كنون با هيچگونه شيئي كه در
كارهاي نجومي كاربردي داشته باشد برخورد
نشده و اين ميرساند كه قبل از متروك شدن
رصد خانه كليه لوازم و ابزار علمي و فني آن
به رصدخانه ها و مراكز علمي ديگر انقال
يافته است. در حال حاضر از ميان همه ابزار و
آلات نجومي كه در رصدخانه مراغه قرار
داشته يك كره فلزي را ميشناسيم كه بر آن
صور فلكي نقش بسته است. اين كره در قرن هفتم
هجري قمري در مراغه ساخته شده و امروز در
مزوه ‹‹درسدن›› آلمان شرقي قرار دارد. خواجه نصير
الدين طوسي بنيان گذار رصدخانه مراغه و
همكاران دانشمند او
از آنجا كه ميان نام رصدخانه مراغه
و نام دانشمند بزرگ ايراني خواجه نصير
الدين طوسي بنيان گزار اين مركز بزرگ علم
يپيوندي نا گسستني وجود دارد ايجاب ميكند
تا به اختصار درباره زندگينامه اين چهره
درخشان تاريخ علم ايران و جهان چند سطري
نوشته آيد. خواجه نصير الدين طوسي در سال 597
هجري قمري در جهرود قم يا در طوس ديده
برجهان ميگشايد. نزد پدر و دائي خود و سپس
فريدالدين داماد نيشابوري به كسب علم
ميپردازد. علم رياضي را نزد كمال الدين
محمد حاسب و ديگر معارف زمان را نزد
بزرگاني چون: قطب الدين مصري – كمال الدين
يونس موصلي و ابوالسادات اصفهاني تلمذ
ميكند و تا اينكه خود جايگاهي والا مييابد
و باو لقب ‹‹استاد البشر›› ميدهند. مدت
زماني در قهستان در دستگاه ‹‹ ناصر الدين››
از سران اسماعيليه بسر ميبرد و به كار
تحقيق ميپردازد سپس ناصر الدين او را به
نزد ‹‹ علاء الدين محمد›› هفتمين خليفه
حسن صباح به قلعه الموت ميفرستد و او تا
پايان كار ‹‹ ركن الدين خورشاه›› آخرين
فرمانرواي اسماعيلي در آنجا ميماند و بكار
تحقيق و پژوهش ميپردازد. بقولي در زمان
حمله هلاكو به قلاع اسماعيليه، خورشاه بنا
بر صوابديد خواجه نصير كه مقاومت را بي
فايده ميديده خود را تسليم ميسازد. هلاكو
كه از مدت زماني پيش با نام خواجه نصير
آشنا بوده مقدم او را گرامي ميشمارد و
خواجه از مقربان و معتمدان دربار و به
تعبيري وزير او ميگردد. خواجه نصير الدين
چنان موقع و نفوذي نزد هلاكو مييابد كه
سرانجام بر اثر تدبير او دستگاه خلافت
عباسيان برچيده ميشود. پس از فتح بغداد و
انتخاب مراغه به پايتختي توسط هلاكو نصير
الدين با اتكاء بر موقع ممتاز خويش موجبات
آنرا فراهم ميسازد تا با ايجاد مركز علمي
تحقيقات نجومي رصدخانه مراغه، بدنبال مدت
زماني فترت علمي در پي يورش مغول، بار ديگر
فعاليت هاي علمي و پژوهشي در سطحي وسيع و
كم سابقه و با امكاناتي چشم گير از سر
گرفته شود. خواجه
نصير الدين گذشته از گردآوري كتابها و
مدارك علمي و آلات رصد در يان مركز توفيق
آن مييابد تا چهره هاي درخشاني چون: مؤيد
الدين العرضي – نجم الدين كاتبي – محي
الدين اخلاطي – نجم الدين دبيران – قطب
الدين شيرازي – فخر الدين مراغي و … را كه
هر يك از جمله دانشمندان بزرگ ومعتبر زمان
بودند بهمكاري فرا خواند. خواجه نصير
بياري اين دانشمندان و گروهي ديگر توفيق
آن يافت تا يكي از معتبر ترين مراكز مشهور
علمي وتحقيقاتي و آموزشي جهان را تا پيش از
بنياد گرفتن دانشگاه هاي مغرب زمين بوجود
آورد. چنانكه گفته شد خواجه نصير با نفوذ
فراواني كه در دستگاه حكومتي ايلخانان
داشت اين امكان را بدست آورد تا يكدهم از
در امد اوقاف مملكت را به مخارج اين مركز
بزرگ پژوهشي اختصاص دهد و موجبات آنرا
فراهم سازد تا دانشمندان و دانشجويان با
بهره مند شدن از امكانات مناسب به كار
پژوهش، آموزش و دانش اندوزي سرگرم باشند. ‹‹پاورقي ها››
1-
دائره المعارف فارسي – به سرپرستي
غلامحسين مصاحب – جلد اول – تهران 1345 صفحه
1086. 2-
Houtum – Schindler. 3- در مورد هر دو ديوار
اين تصور وجود دارد كه در امر نشانه روي با
ابزارهاي خاص نيز مورد استفاده داشته اند. 4-
Le quadrant Mural. 5- قاضي القضات نظام
الدين اصفهاني در قصيده اي كه در مدح خواجه
نصير الدين طوسي سروده است به توصيف
رصدخانه مراغه پرداخته و بدون آنكه
اطلاعات روشن بدست دهد از آن بعنوان يك
بناي با شكوه ياد كرده است. 6-
Spher Armillair. 7- لازم به ياد آوري است
كه در برخي از مدارك محل كتابخانه رصدخانه
در داخل برج مركزي ياد شده است. 8-
براي اطلاعات بيشتر از چگونگي بناي
رصدخانه سمرقند و طرح بازسازي شده آن به
كتاب ‹‹ميراث تمدن ايران در سرزمين هاي
آسيائي شوروي›› نوشته نگارنده – تهران
1351 صفحه 31 – 36 و مقاله اقاي مهندس
ابوالقاسم اشتري زير عنوان: ساختمان و
سازمان رصدخانه الغ بيك، در ياد نامه
نخستين سمينار ستاره شناسي ايران از
انتشارات دانشگاه آذر آبادگان مراجعه
فرمايند. |