|
|
||
افشار، ايرج. "اسنادي درباره اجرت دادن كتابت و صحافي در قرن سيزدهم". دوره 16، ش 182 ) آذر 56): 17-25، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: سندهائي درباره روش امانت دادن كتاب درقرن سيزدهم (ه.ق) ـ تذهيب كاري ـ و اجيري براي امركتابت. |
|
|
|
اسنادي دربارة اجرت كتابت و صحافي در
قرن سيزدهم اير ج افشار دوستم دكتر محمد امين رياحي، نه
قطعه سند مربوط به كتابت صحافي و فهرست كتب
از آن قرن سيزدهم هجري در اختيارم گذاشت. اين
اسناد (مگر يكي از آنها) مربوط است به حاجي
علي پاشاخان دائي ميرزا محمد خان سپهسالار
(سركشيكچي) وجد مادري پدر دكتر رياحي كه
مدتي حاكم ساوه بوده است. اسناد
مورد ذكر، گواه است بر فضل پروري و كتاب
دوستي علي پاشاخان. اسناد
را به شرح زير بايد طبقه بندي و معرفي كرد. روش امانت
دادن كتاب
سند اول فهرست كتابهاي سركار خسرو
ميرزا كه در محرم سال 1249 قمري بر سبيل
امانت به علي پاشاخان سپرده شده بوده است.
از اين صورت دو نسخه وجود دارد. يكي صورتي
است (تصوير 1) نام پنجاه وهشت مجلد و علي
الظاهر بخط خود خسرو ميرزا است. كسي
بعدها در حاشية آن نوشته است ‹‹ كتابهاي
نواب امير زاده خسرو ميرزا را از قرار
تفصيل فوق سواي چهارده جلد كه نواب مصطفي
قلي ميرزا گرفته و قبض داده است آدم
عاليجاه استظهاري علي پاشاخان دادم
كمترين بندة درگاه محمد باقر نمود. اين چند
كلمه بر سبيل يادداشت قلمي گرديده في شهر
ربيع الثاني 1250››. پشت
اين ورقه چهار مهر زده شده است: 1- مهر
مربع ‹‹ يا باقر العلوم››. 2- مهر
بيضي ‹‹ الحق مع علي›› و عبارت ‹‹ اقل
الخليفه شاهدك›› 3- مهر
بيضي ‹‹ هو العلي الاكبر›› و عبارت ‹‹
انا من الشاهدين حرره علي اكبر›› 4- مهر
بيضي ‹‹ الراجي زين العابدين›› و عبارت
‹‹ انا من الشاهدين››. ورقة
ديگر (سند دوم) صورتي است كه علي الظاهر به
خط علي پاشاخان است و در صدرش نوشته است:
‹‹ صورت كتابهاي نواب خسرو ميرزا كه بر
سبيل امانت نزد كمترين گذاشته اند››. در
اين صورت نام سه كتاب بيش از صورت قبلي
آمده است. تفاوت ديگر آنكه دور هر اسم كتاب
قلم بطلان گرفته شده است و اين قلم گرفتگي
علامت آن است كه كتب به صاحبش پس داده شده
بوده است. اين
دو ورقه نمودار رويه اي است كه در قبض و
اقباض كتاب ميان عموم مرسوم بوده است. تذهيب كاري
سند
سوم دستور العملي است براي تذهيب كلام
الله مجيد بدين عبارات: |
|
-
متن كلام الله را موافق تعليم پر
رنگ طلا اندازي نمايد. -
جدول طلاي پر رنگ مرصع بدون زنگار
پر كار بسازد و بين السطور را تحرير خوب
بكشد. -
آيات را شش گل بسيار خوب تمام نمايد.
كم كار و ناقص نباشد. -
گلهاي جزو و نصف حزب را با طلاي پر
جلا نوشته تحرير و بوم وخطائي نمايد. -
سرسور را كه با طلا نوشته شده است
كلا" تحرير نمايد و با لاجورد و جوهر بوم
و خطائي سازد. -
سرلو ح پر كار خوب درست نمايد و
حاشيه نصف كلام الله را شبيه سرلوح طوري
تمام نمايد. -
جلد منقش بسيار خوب و بزرگ گرفته
بياورد كه بايد در اينجا شيرازه بندي شود. اين
دستورالعمل حاوي اصطلاحات بسيار خوبي است
از آنچه در افواه صحافان و جدول كشان وكتاب
نسخ در نيمة قرن سيزدهم هجري رواج داشته
است و طبعا" براي شناختن اجزاء هنري كه
در نسخ خطي آن دوران به كار ميرفته است
واجد اهميت است. اجيري براي
كتابت
چهار سند عبارت است از اقرار نامة
كسي به اجير شدن شرعي براي كتابت يا تذهيب
وتجليد نسخه بدين شرح و عبارات؛ سند
چهارم: 1- اجير
شرعي نموده خود را عاليجناب آخوند ملا
محمد علي به سركار شوكتمدار بندگان مقرب
الخاقان علي پاشاخان به تحرير دو مجلد
قرآن مجيد سي ورقي با تحرير سر سورها و
سجاوندي و جزوها و نصفها و حزبها ……… حق
معمولة متداوله به مبلغ دوازده تمان رايجي
محمد شاهي فضي در ظرف مدت هشت ماه شش تومان
ان شاء الله واصل مشاراليه شد و صيغة
مؤاجرة شرعيه جاري شد، و كان ذلك في 6 شهر
ربيع الثاني من شهور سنة 1254 (مهر بيضي عبده
الراجي علي محمد). -
مقرر آنكه موازي صد وچهل وچهار ورق
قرآني كاغذ ترمة قرآنهاي مسطور از سركار
معظم اليه و اصل مشاراليه شد كه قطعه
چسبانيده تحرير نمايد 1254 (مهر بيضي عبده
الرياحي علي محمد). -
بمضمون من شاهدم (مهر بيضي بندة آل
محمد هاشم). -
بمضمون من شاهدم (مهر مربع اللهم
صلي علي محمد و آله محمد). سند
پنجم: 2- اجير
شدن عاليشان يوسف بيك در سركار عظمت مدار
مقرب الخاقان و سركار عظمت مدار قبله گاهي
حاجي علي پاشاخان دام عزه العالي كه كتاب
مثنوي را از قرار اجاره نامچه وجه ………
نمايد و پاي او را به مهر خود ممهور نمايد.
اين چند كلمه بر سبيل اجاره نامچه قلمي شد.
بتاريخ شهر رجب في شهور سنة 1258 (مهر بيضي:
يوسف ميگذرد دنيا). در
ظهر آن سه بار وصول پول نوشته و به همان مهر
شده است. يك تومان و سه تومان و سه تومان. سند
ششم: 3- سركار
فخر الحاج عل پاشاخان اجير شدن اين كمترين
بنده اقل دعا گويان در سر كار بندگان جليل
الشأن فخر الحاج كه كتاب مثنوي مولوي
معنوي را استكتاب تمام از قرار هزار بيت
مبلغ سه هزار دينار رايج و به دفعات اجرت
آن را دريافت نمايم از كار گذاران ، سركار
بندگان جليل الشأن، تحريرا" في شهر
ذيحجه الحرام سنه 1258 (مهر بيضي : محرر اعلي
عالي نجف) |
|
سند
هشتم: 4-
اجير شرعي شد عاليجناب آخوند ملامجيد مذهب
كه دو جلد كتاب مثنوي را به انضمام جلد
ساعري و صحيفة كامله و كتاب جنت الوصال به
قرار تفصيل تا شب عيد نوروز به اتمام
برساند و مبلغ شانزده تومان تبريزي رايج
در سه قسط اجرت دريافت و طلاي خالص خوب كار
نمايد.
تحريرا"
12 شهر ذي الحجة سنة 1259 (مهر بيضي : انك حميد
مجيد) -
وقعت الواقعه لوقعتها كاذبه و انا
لعبد محمد علي. -
وقع ما رقم فيه ولدي (مهر بيضي بزرگ
افوض امري عند. معصوم – مهر بيضي: كوچك فتح
الله). -
راقم الحروف (مهر مربع كوچك: محمد
قلي). در
ظهر ورقه رسيد ……… تومان پرداختي دفعة
اول ضبط شده است با مهر بيضي ‹‹ انك حميد
مجيد›› نيز نوشته شده است. ‹‹ حساب اينها
مفورق شده كتاب ها رسيده و قبض داده ام دست
ملا مجيد است.›› مرمت
نسخه: يكي
از اسناد (سند نهم) مربوط است به صورت كلام
الله خط ملا عبدالباقي از آن كتابخانة
آستانة حضرت رضا. درين صورت آمده است كه
قرآن حاوي ……… جزوه بوده و ارقام خرج آن
بدين شرح است: صورت
مرمت كلام الله خط ملا عبدالباقي بقرار
تفصيل است. بيست و دو جزوه بيست و شش تومان
و دو قرآن توسط صندوق خانه مرحمت شده شهر
رجب 1295 – پانزده تومان.
بر
طبق يادداشتي كه به خط مدادي در پشت آن
نوشته شده اين قرآن از آن آستان قدس رضوي (مشهد)
بوده است. اما هيچ معلوم نيست كه اين ورقه
به چه مناسبت در اوراق حاجي علي پاشاخان
محفوظ مانده است. شرح مدادي اينطور است. ‹‹
صورت حساب حسين صحاف باشي آستان ملايك
پاسبان قدس رضوي است كه حسب الفرمايش
چاكران حضرت مستطاب اسعد اعظم والا
شاهزاده ركن الدوله حكم فرماي مملكت
خراسان آن را متن و حاشيه و احياء كرده و
مورد استحسان واقع و مبلغ دو تومان و هشت
هزار نيم به رسم انعام مرحمت فرموده اند.›› بي
ترديد اين صحاف باشي همان ملا حسين صحاف
باشي است كه از اساتيد هنرمند و مشهور عصر
خود در صحافي بود و مدتي در مشهد به صحافي
امرار معاش مي كرد و آقاي گلچين معاني در
راهنماي گنجينة قرآن (ص ب، ص 89 ص 137 و ص 237) سه
قرآني را كه به توسط او به دستور ميرزا
سعيد خان مؤتمن الملك و شاهزاده ركن
الدوله مرمت و صحافي شده است معرفي كرده
است. با
بدست آمدن و نشر اين نوع مدارك است كه
بتدريج ميتوان تاريخچه اي از وضع كتابداري
ايران تهيه كرد. ‹‹پاورقي ها››
1-
اصل: صور 2-
اصل: هاشيه |