|
|
||
جغتايي،محمدعبدالله. "سخني پيرامون هنربهزاد و آقارضا". ترجمه محمد رياض. دوره 16، ش 182 (آذر 56): 31-36، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: زنداني و هنر كمالالدين بهزاد نقاش قرن نهم هجري از كتاب "تاريخ رشيدي" ـ نفوذ هنر بهزاد در هندوستان ـ شجرهنامهاي از نقاشان ايران ـ آقارضا مصور "رضاعباسي" ـ نسخهخطي "انوار سهيلي" از كتب مصور شده توسط آقارضا نقاش قرن دهم هجري. |
|
|
سخني پيرامون هنر ‹‹بهزاد›› و ‹‹آقا
رضا››
نوشته: دكتر محمد چغتائي ترجمه: دكتر محمد رياض 1-
زندگاني و هنر كمال
الدين بهزاد.
كمال الدين بهزاد مصور و مينياتور
ساز، در ميان افرادي قرار دارد كه جنبه
جهاني دارند و مردم معاصر و افراد اعصار
بعد، علي التساوي هنر ايشان را مي ستايند…… …
كمال الدين بهزاد بسال 844 ه در هرات ديده
بجهان گشود و بعد از زندگاني بالنسبت
طولاني در همانجا در گذشت و بخاك سپرده شد
(942 ه) عصر بهزاد، عصر نگارگري و مينياتور
سازي اصيل ايراني محسوب ميشود و در اين
زمان هنر نگارگري ايراني، از اثرات غير
اصيل بكلي پاك بچشم ميخورد. در نتيجه فرهنگ
پروري و هنر دوستي سلطان حسين بايقرا (878 –
912 ه) هرات در آن زمان بعنوان كانون و مركز
بزرگ هنر در آمده بود واشخاص باذوق و قريحه
بسياري از نقاط دور دست بآن دربار كشانده
مي شدند. مير علي شير نوائي ملقب به نظام
الدين (906 ه) وزير دانشمند سلطان، كه بعلت
نسبت همدرسي و دوستي با سلطان در ساير امور
كشور دخيل بود، شايد كمتر كسان اطلاع
دارند كه علاوه بر قريحه نويسندگي و شاعري
در پارسي وتركي چغتائي، در هنر نگارگري هم
دستي داشته است. در موزه بوستن امريكا
مينياتوري وجود دارد كه در آن يك شير شرزه
پاي بند سلاسل نشان داده شده است. در آن
تصوير نوشته شده است: ‹‹ عمل مير علي شير››،
جالب است كه عمل مزبور، با عمل كمال الدين
بهزاد شباهت نزديكي دارد، و پيداست كه
وزير دانشمند سلطان حسين بايقرا، از نظر
بهزاد استفاده مي كرده است. خلاصه محيط
زندگاني بهزاد، براي نماياندن ذوق و هنر
بسيار مساعد بود. خود سلطان بايقرا شاعر
بود، و با هنرمندان مانند بهزاد وسلطان
علي خطاط معاشرت داشت. تشويق و ترغيب
دانشمندان و هنرمندان، و كوشش در ايجاد
رفاه و آسايش براي اين گروه كه بوسيله
ميرعلي شير انجام مي شد، در ساير كتب مهم
تاريخي تذكره ميتوان مشاهده كرد. سلطان
علي و خطاطان
ديگران ديوانهاي شعرا و آثار نويسندگان را
مي نوشتند و آنطور كه از نسخ خطي كتابخانه
هاي مهم دنيا پيداست، هنر كمال الدين
بهزاد با فزودن تصاوير و مينياتورها،
كتابهاي تركي چغتائي و پارسي دري را
زيباتر و دلاويزتر مي ساخت. از
زندگاني ابتدايي بهزاد اطلاعي نداريم از
‹‹ تاريخ رشيدي›› حيد دوغلت و رسالة
خطاطان و نقاشان، نوشته دوست محمد، چنين
بنظر ميرسد كه فن مصوري، بهزاد شاگرد سيد
روح الله ميرك بوده، ولي در ساير مآخذ تركي
چغتائي اسم استاد وي سيد پير احمد تبريزي
آمده و گويا از دو استاد نامبرده استفاده
كرده است. بهزاد به هنرهاي مصوري گوناگون
آسيايي آشنائي داشته، و آنهمه هنرهاي را
صبغة واحد داده و وتيرة خودش ساخته است.
مؤسس سلسله چغتاييان شبه قاره، ظهير الدين
محمد بابر پادشاه (888 – 632 ه) در ‹‹ تزوك
بابري›› خود به توصيف هنر مصوري شاه مظفر
و بهزاد پرداخته، و جالب است كه هنر اول
الذكر را بر ثاني الذكر ترجيح مي دهد، ولي
شاه مظفر در 24 سالگي درگذشت و براي
نماياندن هنر خود بنحو احسن توفيق پيدا
نكرده، البته نمونه هايي چند از هنر مصوري
وي باقي مانده است. زندگاني
بهزاد با نشيب و فرازهاي زياد مواجه شده،
ولي هنرمند قوي دست ايراني، در هر صورت
محترم و مكرم مانده وسرپرستان مقام وي،
محمد شيباني خان و شاه تهماسب صفوي، در
خاطر نگاهداشتن وي ساعي بوده اند. باعث
يادآوري است كه بعد از در گذشت سلطان حسين
بايقرا، بهزاد به تبريز رفت و آنجا بعنوان
كتابدار شاهي مشغول خدمت شد، و درعين خال
فن مصوري را با عده اي از صاحبان ذوق و
قريحه، ياد مي داد. در نتيجه مساعي وي،
مكتب هنر مصوري و مينياتور سازي بسبك وي
بوجود آمد و تا قرنها باقي ماند. تأثير هنر
بهزاد در كشورهاي همجوار، بويژه در شبه
قاره هند و پاكستان، امر بديهي است. در
سال 1631 م نمايش هنر ايراني، در شهر لندن
برگزار شد. در آن نمايش عمل بهزاد در صورت
مينياتوري ديده شد كه متعلق به موزه شيراز
مي باشد، و بهزاد هفتاد سالگي خود را چنين
ابراز داشته است: ‹‹
اين رقمي است بديع مشعر از مضمون،
افلاينظرون الي الابل كيف خلقت، كه هم
شكسته نهاد فقير نامراد بهزاد بعد از وصول
عمر بدرجه هفتاد و تجربه قوي در اين امر
افتاد و المسئول من الله العفو في المعاد››. در
مينياتور اشاره شده، شتري را مي بينيم كه
پير مردي او را براي نشستن هدايت مي كند هم
در آن نمايش ديديم كه مصور هندو بنام ‹‹
نانهاي›› در سال 1017 ه بامر پادشاه
كوركاني شبه قاره، نور الدين محمد
جهانگير، شبيه تصوير شتر و پيرمرد (عمل
بهزاد) را ساخته بود. روي اين شبيه چنين
نوشته شده است: ‹‹
الله اكبر. اين كار استاد بهزاد را ديده
‹‹ نانهاي›› مصور كرده. حسب الحكم من
حررة جهانگير بن اكبر پادشاه غازي 1017 ه
››. بيان
‹‹ نانهاي›› نفوذ هنر بهزاد را در شبه
قاره باثبات ميرساند. جالب است كه جانگير
پادشاه، مصوري بنام ‹‹بشنداس›› را به
ايران فرستاده بود تا مصوري و مينياتور
سازي سبك بهزاد را از هنرمندان معاصر
ايران ياد بگيرد. نكته اي ديگر اينست كه از
تاريخ گجرات ‹‹ ظفر انواله›› بزبان عربي
چنين بر ميآيد كه هنر مصوري بهزاد در
زندگاني آن هنرمند قوي دست به شبه قاره راه
پيدا كرده و باستقبال زياد هنر دوستان اين
سامان قرار گرفته بود. در مجلد اول كتاب
مزبور (ص 244) در بيان وقايع جنگ سال 641 ه (سالي
پيش از در گذشت بهزاد) چنين مي خوانيم: |
|
هر
كس كه بمطابعه دقيق و بررسي هنر بهزاد
بپردازد، قريحه خلاق و ذوق مبدع و نو آفرين
وي را خواهد سنجيد، ولي جاي تأسف است كه
دانشمندان مشرق زمين بطور كلي، مقام بهزاد
را بنحو شايسته نشناسانده اند. در ميان
دانشمندان اروپايي، دكتر لارنس بينسن در
كتاب ‹‹ هنر ايراني›› خود بزبان
انگليسي، هنر بهزاد را، با استفاده از نسخ
خطي نشانداده شده در نمايش بين المللي هنر
ايران در لندن بسال 1931 م تا حدي معرفي
ساخته است… 1-
آقا رضا مصور
آقا رضا، غير از رضاي عباسي است و
كلمه آقا جزو اسم وي بچشم مي خورد. اسكندر
منشي تركمان، مورخ دربار شاه عباس اول
صفوي (1581 – 1628 م) در اثر خود ‹‹ تاريخ عالم
آراي عباسي››، در فصل خطاطان و خوشنويسان
و نقاشان چنين آورده است: ‹‹ مولانا علي اصغر كاشي، استاد باقرينه و مصور پاكيزه ي ساخت و پرداخت، و رنگ آميز مفرد، در كوره پردازي و درخت سازي، از اقران در پيش بود. او نيز در خدمت سلطان ابراهيم مي بود. در زمان اسماعيل ميرزا از اصحاب كتابخانه شد. پسرش آقا رضا در فن تصوير و صورت آرايي و چهره گشايي ترقي عظيم كرده اعجوبة زمان گشت و در اين عصر و زمان مسلم الثبوت است. بآن همه نزاكت قلم، به زور آزمايي و ورزش گيري هم مشغول است و نسبت به ارباب استعداد، باين گروه زياد راه جسته، ولي در اين عهد نزديك، از آن هرزه ورزي باز آمده است. البته كار خود نمي شود و تنگ حوصلگي و بدمزاجي بروي مستولي شده است. در طبع وي استغنايي عجيب هست. از خدمت حضرت اعلي شاهي ظل الهي مورد عواطف گرديد و رعايتهاي كل يافت، اما از اطوار ناهنجار خود، صاحب اعتبار نشد و هميشه مفلس و پريشانحال است و اين بيت مناسب طبع اوست: |
|
تصاوير
وي، شاهكار زماناست. در اين روزگار او همتا
ندارد. اگر در اين زمان مصوران عبدالحي و
بهزاد زنده ماندند، او را ستوده گفتند. پدرش
آقا رضا هراتي، در شاهزادگي مرا خدمت كرد و
خانه زاد بود. عمل تصوير سازي نادر
الزمان از كار پدرش بهتر و برتر شمرده مي
شود. من او را پرورده و نواخته ام. استاد
ديگر، استاد منصور نادر العصر هم درتصوير و
نقاش سازي فردو و ستودني است›› … از
تاريخ عالم آراي عباسي و توزك جهانگيري
پيداست كه پدر آقا رضا، علي اصغر در خدمت
سلطان ابراهيم، برادر سلطان اسماعيل صفوي
دوم (م 1577) بوده، و خود آقا رضا و فرزندش
ابوالحسن نادر الزمان، در خدمت دربار
پادشاه نور الدين جهانگير (1014 – 1037 ه 1605 –
1627 م) بسر برده اند. علي اصغر با آقا ميرك
سلطان محمد و غيره هم، بعد از تخت نشيني
سلطان ابراهيم در خدمت دربار در آمده بودند.
آقا رضا گويا در كهن سالگي به شبه قاره آمده
بود، اگر چه صاحب و تاريخ عالم آراي عباسي،
در اين مورد چيزي نگفته است … جهانگير، دو
تن از مصوران دربار خود را، يكي بنام
بشنداس، بهمراهي ‹‹ خان عالم›› به دربار
ايران فرستاده بود، ولي در تاريخ مزبور و
تواريخ ديگر ايران، ذكري از ورود آنان به
ايران ديده نمي شود. يكي
از فرزندان پادشاه جهانگير بنام خسرو (م 1021
ه) در شهر الله آباد بتأسيس باغي پرداخته
بود كه هنوز هم وجود دارد – باغ مزبور تحت
نظارت آقا رضا تكميل يافته، و نگارش زير كه
روي درب ‹‹ خسرو باغ›› حكاكي شده، بدين
قرار ميباشد: ‹‹حسب
الحكم حضرت شاهنشاه جهان پناهي ظل الهي نور
الدنيا محمد جهانگير پادشاه غازي باهتمام
مريد اخلاص آقا رضا مصور، اين بناي عالي
صورت انجام يافت.›› نگارش
منقول بخط عبدالله مشكين رقم است بصورت خط
نستعليق زياد ظريف و زيبا پيداست كه آقا رضا
چون مصور بود، خطاطي را بيك نفر اهل فن
واگذار نمود، والا خود وي مي نوشت. در
موزه بريتانيا نسخه خطي نفيس ‹‹ انوار
سهيلي›› مولانا حسين واعظ كاشفي سبزواري
بشماره 18579 مضبوط است بامضاي آقا رضا. نمونه
هاي برجسته تصاوير و مينياتورهاي آقا رضا
در اثر معروف مارتيو ويمر بزبان فرانسه
بعنوان ‹‹ مينياتورهاي فارسي›› مي توان
ديد. تابلوها بشماره 17 و 18 بويژه جالب است، و
نويسندگاني كه درباره هنر ايران توجه دارند
از آن كتاب نقل مي كنند. نسخه مزبور در سال
1019 ه بخط مير علي الكاتب نوشته شده و بعضي از
مينياتورهاي عهد اكبر شاه هم در وي گنجانده
شده است. در آخر نسخه خطي چنين آمده است: ‹‹آقا
رضا مريد، آقا محمد رضا مريد پادشاهي، محمد
رضا مريد بااخلاص›› اينگونه كلمات را
ارادتمندان آقا رضا اضافه نموه اند، و گويا
بالتماس فرزند وي، ابوالحسن نادر الزمان. نمونه
هاي ديگر مصوري و مينياتورسازي آقا رضا را
در كتاب م. گدارد بزبان فرانسه هم مي توان
مشاهده نمود. در اين كتاب شبيه و مينياتور
شخص با ريش است و در زير تصوير چنين آمده است: ‹‹شاه
سليم – غلام بااخلاص آقا رضا مصور حرره في
تاريخ رمضان 1008 ه›› آقاي م. گدارد متأسفانه
نتوانسته كه شبيه تصوير مزبور را درست
بشناسد و از كلمه ‹‹ سليم›› ( كه جزو اسم
پادشاه جهانگير) اينطور استنباط نموده كه
مينياتوري درباره جهانگير است، در صورتي كه
آن متعلق به متصوف معروف شبه قاره، شيخ سليم
شاه چشتي است و شخص وي مانند متصوفه و سادات
ديگر، در شبه قاره هند و پاكستان به لقب ‹‹شاه››
هم مذكور مي افتد. آقا رضا نسبت بآن عارف
نامبردار ارادت داشته است… آقا رضا گويا از
اواسط قرن دهم تا آغاز عهد جهانگير (1014 – 1037
ه) زندگاني كرد، ولي متأسفانه اطلاعات ما
درباره اين هنرمند ايراني، بس ناچيز مي
باشد. ‹‹پاورقي ها››
1-
اين كتاب بتصحيح محقق
پاكستاني آقاي دكتر حسام الدين راشدي بزودي
منتشر ميگردد. 2-
قرآن مجيد 88 : 17. 3-
نقل از روي چاپ 1314 ه تهران ص 128 – 129 (مترجم) 4-
مؤلف كتاب Indian Paintings under the Mughals 5-
The Islamic book. 6-
Grohmann 7- ايضا" چاپ علي گر
بوسيله آقاي مهدي علي ص 128. 8-
از بطن بانوي بنام شاه بيگم (م 1012 ه) 9-
Les Miniatures Persanes. 12-
M. Godard : Le Athar –i – Iran Paris 1936. |