اين خط جاده‌ها كه به صحرا نوشته‌اند، آشنايي با استادحسن زرين خط". دوره16، ش182 (آذر 56): 43-51، تصوير.

خلاصه: مصاحبه، زندگي، هنر و آثار استاد، شرحي بر هنر خوش‌نويسي در قرن چهاردهم هجري شمسي.

 استاد حسن زرين خط 

اين خط كه به صحرا نوشته اند-

     آشنائي با استاد حسن زرين خط  

شايد در تمام تاريخ  خط و خوشنويسي ايران نتوان كسي را يافت كه به اندازة استاد حسن زرين خط، خط نوشته باشد. خود او ميگويد: ‹‹ خط من در جيب هر ايراني هست.›› و به راستي نيز چنين است. زيرا نوشته هاي روي اسكناسهاي بانك ملي به خط اوست. گذشته از اين، كتابهاي ادبي، كتابهاي درسي، كتيبه هاي مساجد و مقابر و بناهاي بزرگ تاريخي، سنگ نبشته هاي آثار گوناگون تاريخي، اوراق بهادار، بروشور داخل جعبه هاي دارو، سكه ها، كاشي ها، پلاكها، تابلوهاي تأسيسات و بناهاي دولتي، سنگ مزارها، شناسنامه، دفاتر ازدواج، زيارتنامه و … اغلب به خط اوست.

اين هنرمند پر توان كه اكنون هشتاد و پنج سال دارد، از ده سالگي قلم به دست گرفته، بيش از شصت و پنج سال از عمر خود را در كار خط و خوشنويسي به سرآورده و هنوز هم مي نويسد.

چندي پيش، از سوي ‹‹ انجمن هنر و مردم›› جلسه اي به منظور تجليل از اين استاد برگزار گرديد و در بروشوري كه براي توزيع در اين مراسم چاپ ومنتشر شد، اجمالا" به شرح حال و خدمات او اشاراتي شد. اما اين كافي نبود. به همين سبب، مجله هنر و مردم بر آن شد تا براي تكميل و ادامة آن مراسم، به چاپ شرح كاملي از احوال و خدمات استاد حسن زرين خط دست زند. البته قصد بر اين است كه از اين پس، اين كار در مورد يكايك استادان خط و خوشنويسان معاصر انجام گيرد. باشد كه از اين طريق اندكي از دين خود را به خدمات گرانبهاي اين پاسداران فرهنگ و هنر ايراني ادا كنيم. اينك مي پردازيم به شرح حال استاد زرين خط:

به سال 1273 خورشيدي در خانواده اي متوسط، در تهران زاده شد. از همان كودكي عشق فراواني به خط داشت. به همين دليل از هر فرصت كوچكي براي فراگيري، بهره مي برد. ظهرها وقتي باز ميگشت، سر راهش به مسجد شاه ميرفت و از رويسنگ نبشته هاي اطراف زواق مسجد سياه مشق مي نوشت. در آن زمان، استاد ميرزا طاهر كاتب همايوني در نزديكي مسجد شاه مكتب خانه اي داشت. استاد حسن زرين خط گه گاه به آنجا ميرفت وبه تماشاي نوشتن خط مي ايستاد. براثر علاقه ي روزافزونش با اصرار فراوان، پدرش رابر آن داشت كه او را به آن مكتب خانه بفرستد. با پرداخت ماهي هشت قران در آنجا نام نوشت. يك ماه اين مبلغ را پرداخت، اما از ماه ديگر استادش ميرزا طاهر كاتب همايون از او شهريه نگرفت و او را خليفة مشق بچه ها كرد. مقارن همين احوال، استاد ميرزا طاهر كاتب همايون در پشت باغ فردوس – كه آن زمان سر قبر آقا ناميده مي شد- مدرسة ديگري به نام مدرسة مباركة طاهريه باز كرد. استاد زرين خط در آنجا معلم شد. ماهي سه تومان حقوق مي گرفت. پس از مدتي آنجا را ترك گفت و ده پانزده سالي با خط متراكه كرد. در بازار، شاگرد يكي از تجار به نام ميرزا اسدالله شالچيان شد، سپس آنجا را نيز ترك گفت و بار ديگر نوشتن خط را آغاز كردن. بعدها، اندك اندك خود كلاسي تأسيس كرد و شاگرداني پذيرفت. در اين زمان، يعني اوائل نهضت مشروطيت به وزارت فرهنگ معريفش شد و آموزش خط سه مدرسه را به عهده گرفت (مدرسة ثريا، مدرسة انتصاريه و مدرسة كماليه كه متوسطه بود) اما پس از پانزده سال خدمت، چون حجم كارش زياد بود و از طرفي، ناسازگاريهاي اداري با روحيه اش موافقت نداشت، از آنجا نيز استعفا كرد و به طور آزاد به كار پرداخت. هنگامي كه هنوز در مدرسه به آموزش خط مشغول بود، در وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه، مسابقه اي براي خط برگزار شد كه استاد زرين خط نيز در آن شركت جست و در ميان ده نفر مقام اول را كسب كرد. در زمان اعتمادالدوله (وزير فرهنگ) نوشتن كتابهاي درسي از اول ابتدائي تا سوم متوسطه را منحصرا" به عهدة وي نهادند. كه متأسفانه با كنار رفتن اعتماد الدوله، چاپ كتاب هاي درسي با حروف متداول شد

و ديگر در اين زمينه به خط زيباي نستعليق عنايتي نشد.

همة آنها كه در زمان اعتماد الدوله درس مي خوانده اند، خط شيواي نستعليق كتابهاي درسي خود را به ياد دارند. اما شايد هيچگاه توجه نكرده باشند كه صاحب آن خط زيبا استاد حسن زرين خط بوده است. زيرا اولا او بسياري از كارهاي خود را امضا نكرده است، و ثانيا" كمتر به كار اين هنرمندان اصيل توجه ميشد.

استاد در مورد كتاب هاي درسي ميگويد:

‹‹ متأسفانه مدتي است كه اين روش متروك شده و كتابها را با حروف ساخته شدة نسخ منتشر مي كنند، و البته اين روش جالب نيست. زيرا چشم بچه هاي معصوم از همان اوان كودكي به خط ناموزون نسخ كه ابدا" نمي تواند جاي رسم الخط شيواي نستعليق را بگيرد آشنا مي شود، و از طريق ترتيب دادن نمايشگاه نيز در زمينة اشاعة خط اصيل ايراني كه همان نستعليق است، كمك مؤثري به نوآموزان نمي شود. براي نيل به اين هدف، بايد از خوشنويسان قديم و جديد و راهنمائي هاي ايشان بهره گيري شود، و ضمن اقدامات ديگر، تا آنجا كه امكان دارد، كتابهاي درسي را با خط نستعليق چاپ و منتشر كنند.››

استاد زرين خط، در طول زندگي خود در كمتر مسابقه اي شركت جسته است كه در آن نفر اول نشده باشد. در اين زمينه، خاطره اي را از زبان خودش بشنويد:

‹‹ براي بانك ملي، خط روي اسكناس را من نوشتم. بعد گويا رئيس بانك گفته بود كه اين خوب نيست. بدهيد ديگران بنويسند.مسئول اين كار، پشت خط من علامتي گذاشته بود. ديگران هم آمدند و نوشتند اما رئيس بانك بي آنكه بداند، خط مرا انتخاب كرد و گفت اين خوب است.

مسئول تهية خط به رئيس بانك گفت آقا من كه از اول همين را آوردم به شما نشان دادم. اين خط فلان است. و از به بعد، كارهاي خطي بانك ملي به عهدة من گذاشته شد.››

در زماني كه چاپ سنگي معمول بود، كتابهاي فوائد الادب، احسن المراسلات و حساب موسي خان را نوشت. تا آنكه چاپ كليشه متداول شد، در زمان اعتمادالدوله، نخستين كارهاي استاد، با كليشة كتابهاي درسي منتشرشد. و بعدها، معمول شدن افست در صنعت چاپ كه در اين زمينه گام بزرگي به پيش بود، بيش از پيش جلوه و جلاي كارهاي او را در كتابهاي چاپي نمايان ساخت.

آخرين استاد او، مرحوم محمد حسين عماد الكتاب سيفي بود. زيرا استاد حسن زرين خط نمونه اي از آن انسان هاي جستجو گر است كه هرگز از آموختن دست نمي شويند، گرچه خود به مرز كمال دست يافته باشند. خود او مي گويد:

‹‹ اين اواخر براي تكميل خط رفتم پيش مرحوم محمد حسين عماد الكتاب سيفي، و تا اندازه اي به خط خودم سرو سامان دادم. پنج – شش سالي مي رفتم پهلوي ايشان. يعني در واقع تا وقتي در قيد حيات بودند، مي رفتم و از ايشان تعليم ميگرفتم.››

‹‹ حالال ده – پانزده سالي ميشود كه فوت كرده. خدايش بيامرزد››

كسان ديگري نيز كه همزمان با استاد حسن زرين خط نزد مرحوم عماد الكتاب سيفي مي رفته و تعلمي مي گرفته اند، اينها بودند: علي منظوري [فوت كرده است]، محمد كجوري (فرزيب) كه به عقيدة استاد زرين خط بهترين شاگران مرحوم عماد الكتاب سيفي بوده است. سيد ابوالفضل كجوري، محمود طباطبائي، علي اكبر كاوه و محمد ابراهيم بوذري سرآمد همه بودند. اينان استادان خط زمان حاضرند و بيشتر خطاطان و خوشنويسان امروز، شاگردان آنها بشمار مي روند. همة اينان به جز علي منظوري كه درگذشته است، اكنون نيز به كار خط مشغولند و هر يك از آنان در اين زمينه استاد هستند.

استاد زرين خط هرگز خود را نمي ستايد. حتي واقعيت را نيز در مورد خود به طور غير مستقيم بيان مي دارد. او آميزه اي از چيره دستي، كمال و فروتني است. اگر از او بپرسيد كه كدام يك از شاگردان مرحوم عماد الكتاب سيفي به مرحله استادي نائل آمدند. مي گويد: ‹‹ اين را بايد ديگران بگويند. ما نميتوانيم ادعائي بكنيم. علي اكبر كاوه خط مي نويسد. او استادخط است. در عين حال، مرحوم عماد الكتاب هر كاري داشتند، به من واگذار مي كردند من برايشان مي نوشتم.›› و بعد بيدرنگ مي افزايد كه: ‹‹ البته نبايد فراموش كنيم كه يكي از شاگردان ممتاز مرحوم عماد الكتاب سيفي، محمد كجوري (فرزيب) بود. او هم خط را به درجة عالي رسانيد. تا جائي كه مرحوم عماد الكتاب به او گفتند: حالا ديگر خوب مي نويسي. ديگر احتياجي به تعليم گرفتن نداري. اما افسوس كه حالا خط را كنار گذاشته است و ديگر نمي نويسد.››

استاد زرين خط، از ميان اقلام ششگانة اصلي خط، فقط نستعليق مي نويسد. و بيگمان، نرمش و قدرتي كه در كار او مشاهده ميشود، ناشي از همين است كه تمامي استعداد و نيروي ذهن فعال و جستجوگر خود را وقف اين يك قلم ساخته است. در اين باره مي گويد: ‹‹ حتي خواستم از مرحوم عماد الكتاب تعليم ثلث بگيرم. اما ايشان گفتند خطت بو مي گيرد. نه اين خوب مي شود، نه آن. تعليم نگير. اين بود كه فقط نستعليق را دنبال كردم.››

نام استاد حسن زرين خط را در شمار استادان مشهور زمان تجديد حيات نستعليق قرار مي دهند. به اين ترتيب: ميرزا عمو، ميرزا محمد رضا كلهر، ميرزا اسد الله شيرازي، عماد الكتاب، علي منظوري، علي اكبر كاوه، حسن زرين خط و محمد ابراهيم بوذري. در اينجا شايد به جا باشد كه نگاهي به تاريخچة مختصر خط نستعليق در ايران بيفكنيم:

اين خط كه مخترع و واضع آن مير علي تبريزي است، در قرن هفتم هجري به وجود آمد. مير علي تبريزي نستعليق را از تركيب نسخ و تعليق ايجاد كرد. سلطان علي مشهدي، استاد مسلم خط نستعليق در قرن نهم، كه طبع شعر نيز داشته است، دربارة مير علي تبريزي مي گويد:

واضع اصل خواجه مير علي است

نسخ و تعليق اگر خفي و جلي است

هرگز اين خط نبوده در عالم

تا كه بوده است عالم و آدم

  از خط نسخ و ز خط تعليق

وضع فرمود او به ذهن دقيق

كاصلش از خاك پاك تبريز است

ني كلكش از آن شكر ريز است

از آن زمان، خطاطان و خوشنويسان بسياري در زمينة خط نستعليق پديد آمدند. اما از آغاز اختراع آن، از زمان تيمور و شاهرخ و اولاد او تا مدت صد و پنجاه سال، هرگز كسي به چيره دستي و استاد مير علي هروي در نوشتن اين خط نرسيد. مير علي هروي در خوشنويسي نستعليق استادي يكتا بود. در زمان اين خوشنويس ارجمند (قرن دهم)، خط نستعليق چنان ترقي كرد كه مافوقي بر آن متصور نبود. چنانكه بيش از سه چهارم كتابت ايران با اين قلم بود.

ساير خوشنويسان خط نستعليق پس از مير علي هروي، مالك ديلمي، باباشاه اصفهاني و محمد حسين تبريزي بودند كه هر يك در حد خود باعث نضج و ترقي بيشتر اين خط شدند. در اين زمان، با ظهور مير عماد، كه تا كنون نيز كسي به قدرت و چيره دستي او در خوشنويسي نستعليق پديد نيامده است، خط نستعليق، گام غول آسائي به پيش برداشت و به اوج تكامل خود رسيد. تا قرن دوازدهم هنر خوشنويسي در ايران روبه تكامل و اعتلا بود، اما از اين زمان به بعد سير نزولي در پيش گرفت. اين سير نزولي تا ابتداي قرن دوازدهم ادامه داشت. اما در نيمه هاي آن، هنر خوشنويسي با ديگر جان گرفت و سربرداشت و در اين زمينه هنرمندان بزرگي پديد آمدند و آثار فنا ناپذيري به وجود آوردند. قرن دوازدهم، در واقع روزگار تجديد حيات هنر خوشنويسي در ايران محسوب مي شود. استادان بزرگ اين عصر از اين قرارند: ميرزا عمو، ميرزا اسدالله شيرازي، ميرزا محمد رضا كلهر، عماد الكتاب، علي منظوري، حسن زرين خط، علي اكبر كاوه و محمد ابراهيم بوذري.

در قرن چهاردهم، هنر خوشنويسي بار ديگر اندكي نزول مي كند و از شمارة خوشنويسان كاسته مي شودر. چنانكه اهل فن، وضع و جايگاه خوشنويسي را در اين قرن، پائين تر از متوسط مي دانند، در نيمة اول قرن چهاردهم، استاد مسلم خوشنويسي نستعليق عماد الكتاب و در اقلام ششگانه امير الكتاب ملك الكلامي است.

استاد حسن زرين خط در زمينة تكامل و تصور خط نستعليق مي گويد: ‹‹ خط نستعليق از زمان مير عماد به اين طرف رونق يافت. و ميرزا رضا كلهر آن را تكميل كرد و به اوج رساند.

كلهر مانند ندارد. بهترين است. ما هم از روي شيوة او مي نويسيم. ديگران در حقيقت شاگرد او به حساب مي آيند. من تا كنون هر چه كار كرده ام، از روي خط او بوده است. كارهاي من همه معرف شيوة كلهر است.››

به دست استاد كه نگاه مي كنيد، حالتي در آن مي بينيد كه بيدرنگ گمان مي داريد حالتي است كه قلم، در طول شصت و پنج سال كار و سختكوشي در زمينة خط و خوشنويسي، در دست او به جاي نهاده است. اما چنين نيست. زيرا علت آن بيماري روماتيسم، تشخيص نادرست و ندانمكاري پزشكان در مداواي آن بوده است. و شگفتا! استاد با همين دست، اين همه آثار خطي آفريده است. حماسة هيزم شكن اثر بسيج خلخالي، كتاب اشعار علي اصغر حكمت، حافظ ‹‹قزويني››، حافظ ‹‹ فروغي››، ديوان امير جاهد و انبوهي آثار ديگر. در زير، گوشه اي از كارهاي استاد را – تا آنجا كه به خاطر داشتند و نام بردند – از نظر مي گذراند:

1-   تحرير كتابهاي زيادي با مركب چاپ چاپ سنگي براي كتابفروشي اسلاميه.

2-   تحرير كتابهاي زيادي با مركب چاپ چاپ سنگي براي كتابفروشي سعادت.

تزيينات اصلي سرسراي كاخ هشت بهشت از دوره صفويه .

1-   تحرير كتابهاي زيادي با مركب چاپ چاپ سنگي.

2-   تحرير كتابهاي درسي از ابتدائي تا سوم متوسطه.

3-   نوشتن پلاك براي ثبت املاك، در حدود 50000 عدد.

4-   نوشتن كارهاي خطي زيادي براي راه آهن (در ابتداي تأسيس) و خط هائي براي مدرسة راه آهن، بر روي سنگ.

5-   تحرير خطهاي زيادي جهت گچ بري براي سالن ورزشگاه امجديه.

6-   تحرير 20 متر خط روي سنگ مرمر، از طرف شير و خورشيد سرخ، براي آموزشگاه رضا شاه كبير.

7-   تحرير كتيبه هاي بسيار، چه در مركز و چه شهرستانها، براي شير و خورشيد سرخ ايران.

10- آثار زيادي در خراسان، قم، حضرت عبدالعظيم، بقعات متبركه، اماكن مقدس در خاك عراق و غيره.

11- تحرير كتيبه هاي بسيار براي مساجد و اماكن متبركه از قبيل مسجد جاممع، مسجد قائم، مدرسة سپهسالار، مسجد فيروزآبادي، مسجد جامع نارمنك، مسجد دز آشيب، مسجد قلهنك، خانقاه نعمت اللهي، حسينية قم و …

12- تحرير بيش از 5000 متر كتيبه براي كاشي سازي خاك نگار مقدم.

13- نوشتن كتيبه هاي مرمري آرامگاه فردوسي در توس، آرامگاه نادر شاه در مشهد، آرامگاه خيام در نيشابور، آرامگاه ابن سينا و بابا طاهر در همدان، آرامگاه شيخ روزبهان در شيراز و سيبويه كه جديدا" از طرف انجمن آثار ملي آرامگاهي جهت او تأسيس مي كنند، براي انجمن آثار ملي.

14- تحرير بيش از سيصد قطعه سنگ مزار براي سنگ تراشها.

15- تحرير كتيبه هاي زيادي براي حسينية ارشاد.

16- تحرير كتابهائي از قبيل: ديوان امير جاهد، حماسة هيزم شكن، حافظ ‹‹ فروغي›، حافظ ‹‹ قزويني››، ترجمه الصلواه، درس دين، سرود اسلامي و كتاب حكمت خيام.

17- تحرير بيش از دو هزار صفحه ترجمة بروشور داخل جعبه هاي دارو، براي دارو فروشان.

18- انجام كارهاي سفارشي علي زرين صفت، صاحب پلاك سازي مرغوب. به مدت سي سال.

19- تحرير بيش از 150 قطعه سنگ براي بانك سپه.

20- انجام كارهاي متفرقة فراوان در طول شصت – هفتاد سال كه به حساب نمي آيند. از قبيل تحرير خط شناسنامه، دفاتر ازدواج، دفتر املاك، ساير سندهاي مالكيت، اوراق بهادار، اسكناس و زيارتنامه براي حضرت عبدالعظيم و ….

علاوه بر اين آثار ارزشمند، استاد خود نيز كتابي تأليف كرده اند در دوازده جلد به نام آداب المشق كه آن را مطابق استعداد بچه ها و براي مدرسته نوشته اند. اين كتاب، براي كلاسهاي سوم، چهارم، وپنجم و ششم است. استاد مي گويد: اگر مي توانستم از همة كارهايم نمونه بردارم، از شماره بيرون ميشد، از بسياري كارهايم اصلا نمونه برنداشته ام. يعني نميشد برداشت. مثلا" كاشي هاي معرق حسينية ارشاد،يا سنگي كه براي مقبرة فردوسي نوشته ام و ده ها و صدها اثر ديگر كه اكنون به خطر ندارم. البته مي شد از آنها اسلايد گرفت. اما تا حالا اينكار را نكرده ام.

استاد از ميان اين همه كاري كه انجام داده است، زبدة حافظ ‹‹ فروغي›› و ‹‹ديوان امير جاهد›› را بيشتر از همه مي پسندد.

بزرگواري، واقع بيني و فروتني اينها خصلت هائي است كه در تمام مدت صحبت با استاد، در او احساس مي كنيد. از او مي پرسيم: استادان خوشنويس اين زمان كيانند؟ مي گويد: ‹‹ علي منظوري تفرشي، محمد ابراهيم بوذري، علي اكبر كاوه وميرخاني، اينها همه خوب مينويسند.››

و سپس مي افزايد:

‹‹ چند تا از شاگردهاي مير خاني هستند كه خوب مي نويسند. من چند تا شاگرد دارم كه بهتر از من مي نويسند. ولي الله صمدي، نصر الله معين، محمد نجبائي و منوچهر مهاجراني، من نمون، خطشان را هم دارم. آنها هم دستشان قوي است و هم بهتر از من مي نويسند. و راستي كه به قول معروف، دست بالاي دست بسيار است. ادعا نمي توان كرد.پاروي حق نمي توان گذاشت. بسا ممكن است كساني پيدا شوند كه از استادشان بهتر بنويسند.››

از استاد مي پرسيم نظرتان راجع به كم و كيف و احوال هنر خوشنويسي امروز چيست؟ مي گويد: ‹‹ خط در حال حاضر رونق فراواني پيدا كرده است خيلي ها هم طالب هستند و در اين راه گام برمي دارند، و مينويسند. انجمن خوشنويسان هم خيلي شاگرد تربيت كرده است. بيشتر آنها خيلي خوب مي نويسند: عبدالرسولي، احمد معصومي زنجاني، ميرزا ابراهيم زرين قلم و كيميا قلم (كه فوت كرده است.)

مي پرسيم، شما با انجمن خوشنويسان معاصر در رابطه هستيد؟ مي گويد: ‹‹ يك وقتي مرا خواستند كه بروم و در آنجا تعليم بدهم. گفتم شما دو سال است اين كلاس را تأسيس كرده ايد و تعليم مي دهيد. من سي سال است كه اين كلاس را دارم. اگر بخواهم تعليم بدهم، همين جا تعليم ميدهم. چه لزومي دارد كه بيايم آنجا؟ و راستي هم كه حجم كارم آنقدر زياد بود كه ديگر نمي رسيدم براي تعليم دادن به آنجا هم بروم.››

ميپرسيم، چگونه نمونة خطهائي را كه امضاء ندارند و معلوم نيست كي تحرير شده و چه كسي تحرير كرده است شناسائي مي كنند و پي مي برند كه تحرير چه كسي است و در چه زماني تحرير شده است؟ مي گويد: ‹‹ از روي شيوة خط، ميتوان به اين مطلب پي برد. زيرا شيوة هر كسي مشخص است. و نميتوان آن را عينا" تقليد كرد.››

استاد، شاگردان فراواني تربيت كرده است. البته بعضي از آنها نيمه كاره رها كرده اند و رفته اند. اما پاره اي ادامه داده اند و هنوز هم براي تعليم گرفتن از محضر استاد بهره مي گيرند. روزي كه ما براي گفتگو به خدمت استاد رفته بوديم، يكي از شاگردان او به نام محمد نجبائي نيز حضور داشت كه احساس سپاسگزاري، قدرداني و احترام فراواني نسبت به استاد خود داشت و اين از حركات و گفتارش پيدا بود.

استاد زرين خط مي گويد: ‹‹ هر هنرمندي بايد تأمين باشد تا خالق آثار هنري گردد. وقتي كه يك جوان مستعد براي فرا گرفتن خط كه لااقل بايد دهها سال تمرين و ممارست داشته باشد، تأمين ندارد، بايد به او حق داد كه از فراگيري اين هدف صرف نظر كند… مراجعين بسياري داشته ام كه به عللي از فراگيري اين هنر صرف نظر كرده و به دنبال كارهاي ديگري رفته اند. براي نگهداري اينان و بالمآل حفظ آثار قلمي و سنن ملي، بايد مسئولين امر در فكر چاره باشند.››

زماني كه از كار تعليم در مدرسه هاي دولتي استعفا كرد و به صورت آزاد به كار پرداخت، محل كارش بالاخانه اي بود واقع در روبروي شمس العماره. ده سال تمام در اين بالاخانه كار كرد و سپس به محل كار كنوني واقع در خيابان ناصر خسرو، بالاي دارالفنون نقل مكان كرد و از آن زمان تا كنون، مدت چهل و پنج سال است كه در اينجا كار مي كند.

اگر به درستي به هنر و فرهنگ اصيل و سنتي ايران ارج مي گذاريم، و اگر به اعتلا و پيشرفت آن علاقه داريم: بايد حرمت نمايندگان راستين آن را كه امثال زرين خط ها، اين ‹‹ پيران ميوة خويش بخشيده›› هستند، نگاه داريم. و تنها به اين بسنده نكنيم كه خداي نكرده پس از دست دادن آنان در سرناي گشاد وسايل ارتباط جمعي بدميم و مويه سر دهيم كه: افسوس … استادي بي بديل از دست رفت … كه چنين بود و چه و چها…

هنر مندان اصيل را در زمان حياتشان دريابيم. زيرا تجليل آنچناني، همان روايت كهنة نوشدار و سهراب است و آزادگان از دست رفته را به كاري نيايد.

گوشه اي از اين گلايه را از زبان خود استاد بشنويم، بهتر است:

‹‹ نمي دانم چرا كسي به ما توجه ندارد. در داخل به خط اهميت نمي دهند ولي بسيار ديده و شنيده ايم كه هنر شناسان تمام جهان خط فارسي را به عنوان يكي از زيباترين پديده هاي هنر باستاني ايران معرفي كرده اند. شاهد اين ادعاي من علاقه مندي مسئولين موزه هاي بزرگ جهان است كه مرقعات خط ايراني را گرد مي آورند و به عنوان گنجينة هنر ايران حفظ مي كنند.››

و نيز:

‹‹ چند سال پيش، اشعار دورادور مجسمة فردوسي را نوشتم و با امضاء تحويل دادم. اين مجسمه را زرتشتيهاي هندوستان نثار كرده اند و مربوط به شهرداري نيست. با اين همه، قرار شد كه شهردار بيايد و آن را ببيند. وقتي آمد و امضاي مرا در زير نوشته ديد با تغير گفت: تو كه براي اين كار پول گرفته اي، ديگر امضاء كردنت چه بود؟! در صورتي كه در خارج از ايران، خوشنويسان اگر حتي يك كارت ويزيت براي كسي بنويسند، زيرش امضاء مي گذارند. آيا اين درست است به من كه تا كنون شش هفت هزار متر خط كتيبه نوشته ام و نمونة خطم در جيب هر ايراني هست، و همة خط شناسان به هنرم اعتراف دارند، اجازه ندهند كه در مواردي، زير خط خود را امضاء كنم؟››

هنگامي كه با تشكر از استاد خداحافظي مي كنيم، چشممان به يك بيت شعر زيبا، به خط خود استاد ميافتد كه در زير شيشة ميز گرد كوچك وسط اطاق قرار دارد:

چهرة اكتاي قاآن، مضبوط در گالري نقاشي چهره‌هاي امپراطوري در پكن

ياران رفته با قلم پا نوشته اند

اين خط جاده ها كه به صحرا نوشته اند

زير نويس:

مأخذ و منبع اصلي اين مقاله، گفتگو با خود استاد و تقريرات ايشان است كه بر روي نوار ضبط شده و سپس پياده گرديد و در نتظيم مقاله از آن بهره گرتفه شد. در چند مورد از متن مقاله به طور جزئي و در تنظيم زير نويسها به طور عمده از كتابهاي ‹‹ اطلس خط››، اثر حبيب الله فضائلي، نشرية انجمن آثار ملي اصفهان، 1350، و ‹‹ تاريخ خط و خطاطان››، نوشتة ابوالقاسم رفيعي مهر آبادي، چاپ اول، آذرماه 1345 استفاده شده است.

‹‹پاورقي ها››

1-    ميرزا محمد حسين خان (عماد الكتاب) خوشنويس دورة احمد شاه قاجار، و پيرو سبك و شيوة خاص ميرزا محمد رضا كلهر است. پس از كلهر، تا كنون كسي در اين شيوه جاي او را نگرفته است. در كميتة مجازات عضويت داشت. شاگردان معروف او علي اكبر كاوه، حسن زرين خط، ابراهيم بوذري و عل منظوري حقيقي بوده اند.

2-    ابراهيم طهراني (مشهور به ميرزا عمو) از خوشنويسان زبر دست دور، ناصر الدين شاه قاجار، و شاگرد ميرزا غلامرضا اصفهاني بود.

3-    ميرزا محمد كلهر، خوشنويس زبر دست عهد ناصر الدين شاه قاجار است كه شيوة تازه اي در خط نستعليق آورده كه پيش از او كسي به آن نرسيده است. روش خط نستعليق كنوني زائيده افكار و ابتكارات او است. ميرزا رضا همان روية مير عماد را تعقيب كرد منتهي قواعد و سليقه هاي خود را به آن اضافه كرد. از قبمب كوتاه كردن مدها و كوچك كردن وظريف كردن دواير، ونيز تغييراتي در ساير تركيبات. و بدين سان، خط ميرعماد با شيوة تازه اي خود نمائي كرد.

4-    ميرزا اسد الله شيرازي (كاتب السلطان)، خوشنويس معروف دورة فتحعلي شاه، محممد شاه و ناصر الدين شاه قاجار است. تا 1307 هجري در قيد حيات بوده. تاريخ تولد و  وفاتش نامعلوم است.

5-    مير علي تبريزي، پيشوا و واضع خط نستعليق و از مفاخر قرن هفتم است. در خطوط معمولة زمان دست قوي داشت و اغلب خطوط را نيكو مي نوشت. او براي خط نستعليق قواعد و قوانيني تعيين كرد. ترايخ تولد و وفاتش نامعلوم است.

6-    سلطان علي مشهدي (سلطان الخطاطين)، خوشنويس دورة سلطان حسين بايقراء (877 – 911) و وزيرش امير عليشير نوائي است. تولد او در مشهد بوده وتاريخش معلوم نيست.در سال 919 در زادگاهش مدفون گشت.

7-    مير علي هروي (كاتب السلطاني) از سادات حسيني هرات بود. در زمان سلطان حسين بايقراء مي زيست.از خوشنويسان بزرگ بود و در مدت 150 سال از آغاز خط نستعليق تا زمان او و بعد از اوتا ظهور مير عماد، هيچ يك از خوشنويسان نستعليق شايستة برابري و همسري با او نيستند. تاريخ دقيق تولد و وفات او نامعلوم است. درهرات ودر مقبرة شيخ يوسف الدين باخرزي مدفون گشت.

8-    بابا شاه اصفهاني (رئيس الرؤسا) دانشمند و خوشنويس و شاگرد ميرعلي هروي بود تاريخ درگذشت او 1012 هجري است.

9-    محمد حسين تبريزي، از اهالي تبريز بود و شاگرد مير سيد احمد محمدي، شاگردان معروف او عليرضا عباسي و مير عماد قزويني بوده اند. تاريخ دقيق تولد و  وفاتش معلوم نيست.

10- مير عماد حسني سيفي (عماد الملك)، سرآمد خوشنويسان و يگانه استاد مسلم خط نستعليق است. در زمان شاه عباس بزرگ مي زيست. فرزند ابراهيم حسني از سادات قزويني بود. در سال 961 متولد شد و در 1024 هجري به دست عده اي از اوباشان مقصود بيگ مسگر قزويني، رئيس شاهسون قزوين به قتل رسيد.

11- امير الكتاب عبدالحميد ملك الكلامي (متخلص به شرقي)، در خط ثلث در رديف بزرگترين استادان است. يگانه پيرو تواناي شيوة نستعليق محمد حسين كاتب السلطان شيرازي است.

12-از گفتگوي ‹‹صفائي›› با استاد، روزنامة اطلاعات، سال 1352، شمارة 14301.