|
|
||
موبد، احسانالله. "تاثير معماري ايران در آثار معمار با روك اطريشي، فيشرفن ارلاخ ـ "Fischer von Erlaach"از گنجينههاي هنر و معماري ايران در اطريش، دوره 16، ش 182) آذر 56): 54-56، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: شرحي دربارة هنر رنسانس و باروك،مقايسه هنر معماري دوران صفويه با هنر همزمان خود در اروپا،معماري مقابر ياد شاهان هخامنشي، بناهاي مذهبي در ايران. |
|
|
تأثير معماري ايران در آثار معمار
باروك اطريشي ‹‹فيشر فن ارلاخ››
احسان الله مويد (1723
– 1656) JOHANN
BERNHARD FISCHER VON ERLAACH دورة
رنساني (Renaissance)
و بساروك (Barock)
كه از ديدگاه هنر و به ويژه هنر معماري از
دورانهاي طلائي مغرب زمين بشمار ميرود، نه
فقط غرب (اروپا) را از تمدن گذشتة خود
هوشيار نمود بلكه از آن مرزها نيز فراتر
رفته به تمدن شكوفان شرق از جمله ايران
صفوي آشنا نمود. بدوا"
لازم ميدانم چگونگي ظهور دورة رنسانس را
كه در معني ‹‹ تجديد حيات علمي و هنري››
است بطور مختصر بنگارم تا به اصل مطلب يعني
اثرات معماري ايران در اطريش صحبت داشته
باشيم: بعداز
يك هزارة تمام (تقريباگ 395 تا 1435 بعد از
ميلاد) كه اروپا در جهالت، خرافات و خواب
خرگوشي فرو رفته بود بتدريج با سر كار آمدن
پاپهاي هنر دوستي چون Picolomini
و
Pius
دوم، خاندان ثروتمند و هنر پروري چون Visvonti
و Sforza
در ميلان، Medici
در فلورانس، پيدايش كتابهاي گم شده استاد
تاريخ هنر عهد باستان ويتروويوس (Vitruvius)
از قرن دوم ميلادي كه تصادفا" در سال 1414
ميلادي در زير شيرواني منزلي پيدا شد و از
معماري عهد باستان اروپا در 10 جلد به تفضيل
نوشته و نگاشته بود و همچنين بيرون راندن
يونانياني كه در بيزانس (روم شرقي)
ميزيستند و بعد از تسخير آنجا بدست تركان
عثماني مجبور به مهاجرت از آنجا گرديده
روانه ايتاليا شده از تمدن روم شرقي به
تفضيل تدريس نمودند و بالاخره تأثيرات روز
مرة تمدن، كتب جغرافيائي و علمي دانشمندان
اسلامي كه به لاتين ترجمه ميشد اروپا را
آمادة فراگيري از تمدن گذشته و دوري از
جهالت و خرافات قرون وسطي نمود. به
تدريج اروپا آموخت كه برخلاف جهالت و
خرافات حكمفرما در آن زمان اروپاي عهد
باستان از تمدن زنده تري در يونان و روم
برخوردار بوده است و اكنون نيز شرق بويژه
ايران، هندوستان و چين از هنر و معماري
شكوفان و پيشرفته تري برخوردا است كه
هنرشان فقط به ساختن و پرداختن كليسا يا
چند قصر فئودالي خلاصه نميشود. در شهر
فلورانس پايتخت ايالت ‹‹ توسكانا››
برحسب تصادف سه هنرمند نابغه و چيره دست با
هم ميزيستند كه به زودي هر كدام سه رشتة
جداگانة هنر وقت را به اوج خود رسانيدند.
اين سه هنرمند عبارت بودند از: برونلسكي
Brinelleschi
در معماري ماساچو
Massacio
در نقاشي و
دوناتلو Donatello
در پيكره سازي |
|
دورة
باروك كه اعتلاي دورة رنسانس در اروپا
است، بخاطر موقعيت سياسي وقت آمادگي
بيشتري براي پذيرش هنر و معماري ايران
پيدا مينمايد: سفرنامه هاي سياخان متعدد
از جمله پيتر دلاواله Pietro
Della Vale
ايتاليائي، تونه (Thevenot)
و ژان شاردن (Gean
Chardin) فرانسوي و بروئن (De Bruyn)
هلندي بزودي در اطريش نيز كه از مقتدرترين
امپراطوريهاي اروپا بود رسوخ كرده و توجه
دانشمندان و هنر دوستان اطريشي را بخود
جلب مينمايد. استاد
بنام و پر آوازة معماري اطريش يوهان
برنهارد فيشر فن ارلاخ Jo Hann Bernhard Fischer von Erlaach
(1656 تا 1793 ب . م) كه شديدا" تحت تأثير آثار
معماري گذشته شرق و غرب قرار گرفته بود و
به عنوان سرمهندس و معمار ويژة دربار
هابسبورگ Habsburg
اطريشي ترقي نموده بود متوجه اين نكته مهم
ميشود كه معماري كهن ايران (هخامنشي) و
معماري مدرن آن زمامن (صفويان) از نوع
معماري شاهنشاهي برخوردار است كه مترادف
با ساختمانهاي بناهاي باروك اطريش در دست
اقدام او است. |
|
‹‹
همانطور كه كوروش سرزمين خود را زير نظر
مينهاد اعليحضرت ما نيز از فراز قصر واقع بر
تپه هايش تا مرز وبوم مجارستان را زير نظر
افكند.›› بهر
حال منظور فيشر از روحية اين معماري ‹‹
موقعيت تپه اي فرازمند براي بپا نمودن قصر
امپراطور بود›› بدانگونه كه قصر ژوف اول
همان حالت را كه روزي قصر كوروش كبير
جهانگير و هخامنشي براي خود بنا نموده بود،
داشته باشد. ازمعماري مدرن ايران آن زمان چون عالي قاپو و بخصوص دروازة عالي قاپو و تالار آن كه سردار صفوي به ميدان نقش جهان اصفهان نظر افكنده و مسابقات چوگان را نظر مي افكند، فيشر سخت تحت تأثير قرار گرفته و در قسمت كوشكها و بناهاي توأم با باغ وسبزه صحبت ميدارد و سعي مينمايد آن را در پروژه ها و تئوريهاي خود پياده نمايد براي طرح قصر معروف Klessheim را كه در نزديكي شهر سالزبورگ ‹‹ (در مرز فعلي بين آلمان و اطريش) بنا مينمايد شديدا" از معماري عالي قاپو تأثير ميگيرد و دروازه و تالار آن را نيز در اين پروژه پياده مي نمايد. |
|
بهر
حال بدرازا خواهد كشيد اگر از اثرات معماري
فيشر فن ارلاخ در ادوار بعد و چگونگي
دگرگوني معماري اروپا درجهتي كه شديدا"
تحت تأثير تأليفات و بناهاي او قرار گرفته
بود صحبت بداريم. غرض
من فقط ذكر مختصر اين آثار ومعرفي گنجينه
هاي وطن ما است كه در اروپا تأثير گذاشته
است. يكايك آنها را بتفصيل نگاشتن و از ديد
دقيقتري بررسي كردن و موشكافي بيشتري از
ديدگاه علم تاريخ معماري شايد مبحثي ديگر
باشد كه بعدها از آن صحبت بداريم. ‹‹پاورقي ها››
1-
جاي تعمق است كه شاردن تخت جمشيد را
‹‹ اير›› مينامد. 2-
مجارستان آن وقت جزئي از اطريش بود
و شقي ترين ايالت امپراطوري بحساب مي آمد. 3-
عين جمله چنين است: Das
Neue Kِnigliche Palatio zu Schenbrunn so auff dem Berg zu Erbauen wie es
von dem Khِnige Burg zu Persepolis Vermeldt wird and Gleich Cyro sein reich
von da Uberschauete unsere Majestat biss an die Grنnzen von Hungarien sehn
Kan. 4-
متأسفانه بعلل مختلف و از جمله
مشكلات مالي اين بنا بر روي تپه بنا نشد و
بصورت كوچكتري در پائين تپه ساخته شد اما در
بالاي تپه ديدگاهي زيبا ساخته شد كه هنوز هم
پابرجاست. 5-
براي اطلاعات بيشتر لطفا" مراجه
فرمائيد به كتاب: Kunoth
Georg Die
Historische Architektur Fischer
von Erlaach Düsseldorf
1956 Verlag L ; Schwann
|