پرتوي آملي، مهدي. "ريشه تاريخي امثال و حكم". دوره 7-16، ش 183 (دي 56): 83-84.

 

خلاصه: "كشكي".

ريشه‌هاي تاريخي امثال و حكم

مهدي پرتوي

‹‹كشكي››

مطالب دروغ و غير معتبر را در اصطلاح عامه ‹‹كشكي›› ميگويند. في المثل گفته ميشود ‹‹كشكي حرف ميزند›› يعني حرفهايش اساس و بنياني ندارد. ‹‹حرف كشكي ميگويد›› يعني مهمل بافي ميكند و حرفهايش بي اعتبار است. اكنون بايد ديد ‹‹كشك›› اين قوت غالب چوپانان و روستائيان با مطالب بي اساس و بيمايه چه ارتباطي دارد كه بر سر زبانها افتاده بصورت ضرب المثل در آمده است.

از تاريخ دقيق اختراع و هويت مخترع مهر اطلاع صحيحي در دست نيست ولي قدر مسلم اينست كه رسم مهر زدن قدمت زيادي ندارد زيرا بشهادت تاريخ باستاني كه از ملل مشرق زمين در دست است غالب پادشاهان  و امراء و بزرگان و حكام و سرداران قديم سواد خواندن و نوشتن داشتند و در صورت بيسوادي و فرانگرفتن اصول و فنون لازمه نميتوانستند صاحب مناصب شوند و بر منطقه يا جمعيتي زعامت ورياست كنند. قهرا" اين سئوال پيش ميآيد كه ساير طبقات مردم كه علي الاكثر عامي و بيسواد بودند چگونه و بچه وسيله در ذيل نامه از خود اثر ميگذاشتند؟ جواب اين سئوال اينست كه در آن ازمنه و اعصار هنوز دامنه كتابت وسعت نگرفت بود و تحرير و نگارش اختصاص بطبقات ممتازه داشت. طبقات پائين و حتي متوسط بوسايلي غير از كتابت كه قبلا" در ميان آنها معمول بود رفع احتياج ميكردند. احيانا" اگر باسوادي در يك آبادي پيدا ميشد ‹‹مانند دهات و روستاهاي ايران در چند سال قبل كه نامه ها بوسيله آخوند قريه نوشته ميشد›› نامه را براي سكنة آبادي مينوشت و صاحب نامه با انگشت آلوده بمركب آنها را مهر ميكرد.

ادوارد توماس نويسنده معروف انگليسي معتقد است كه رسم مهر زدن از زمان ايلخانان و امراي مغول در مشرق زمين معمول شده آنگاه بمغرب زمين سرايت كرده است ‹‹بعضي برآنند كه امضاء كردن نامه رسمي است كه از مغرب زمين بشرق زمين سرايت كرده چون اروپائيان نامه هاي خود را امضاء ميكرده اند مردم مشرق زمين از آنها تقليد كردند و نامه هاي خود را امضاء نمودند.

اين نظريه ناشي از كم اطلاعي است و امضاء كردن نامه رسمي بود كه در مشرق زمين معمول گرديد و تمام خلفاي عباسي نامه هاي خود را امضاء ميكردند ومهر برآن نميزدند. رسم مهر زدن بر نامه ها بجاي امضاء از دوره اي معمول شده كه در مشرق زمين امراء و ملوك بيسواد زمام امور را بدست گرفتند بالاخص امراي مغول. چون اكثر آنها سواد نداشتند و نميتوانستند اسم خود را بنويسند نامشان را روي مهر نقر ميكردند و آن مهر را بالاي نامه ها (بجاي امضاء) ميزدند. وقتي عرصة قلمرو امراي مغول وسعت يافت براي هر نوع نامه و فرمان يك رنگ مهر انتخاب كردند و بين الوان مزبور سه رنگ سرخ و سبز و زرد برجستگي داشت زيرا قدماء متوجه شده بودند كه سه رنگ قرمز و سبز و زرد از الوان ديگر بچشم ميرسد … در هر حال امضاء كردن نامه رسمي است كه از مشرق زمين بمغرب زمين سرايت كرد و در قديم در مشرق رسم مهر زدن نامه ها (بجاي امضاء) متداول نبود و مهر زدن از عصري شروع شد كه امراء بيسواد بودند و نميتوانستند نامه را امضاء كنند و آنگاه اين رسم از روي اضطرار بوجود آمده بود و علت خاص داشت جزو تشريفات شد و نامه را هم امضاء و هم مهر ميكردند و هنوز اين رسم بخصوص درسازمانهاي دولتي يا مؤسساتيكه مثل سازمانهاي دولتي اداره ميشود ادامه دارد و نامه ها داراي امضاء و مهر، هر دو ميباشد …››

چون رسم مهر كردن معمول گرديد هر كس بفراخور شخصيت و حيثيت خويش سعي ميكرد مهرهاي خوش خط و خوش سجع براي خود تعبيه نمايد. اشراف زاده ها كه قائم بوجود پدرانشان بودند اسم پدر را بعد از اسم خود در مهر حك ميكردند و در بعضي هم آيات قرآني را بالمناسبه سجع مهر قرار ميدادند.

شاردن راجع به مهر كردن نامه ها در زمامن صفويه مينويسد ‹‹براي اداي منتهاي ادب و احترام نسبت بمخاطب مهر را بر ظهر نامه و در گوشه اي بقسمت پائين ميزنند و شايسته است كه مراسله طوري ممهور باشد كه تمام مهر در آن منعكس نگردد ويك قسمت ناقص باشد. مقصود از اين ترتيب آنستكه نويسنده اظهار تواضع ميكند و ميگويد: من لايق ظهور در حضور شما نيستم. ادب و احترام ايجاب ميكند كه فقط ياراي جلوة نيمرخ  خود را در خدمتتان داشته باشم. برحسب رسم متداول ممكن است كه بسه محل مكتوب مهر زد: نخست آنكه اگر طرفين داراي مقام متساوي باشند معمولا" در سمت پائين نامه در گوشة راست بترتيب اروپائيان كه طرف چپ بطريق مشرق زمينيان ميباشد مهر ميگذارند. اما اگر نامه از عالي به داني نوشته شده باشد في المثل از ارباب برعيت و يا از آقا به نوكر، در آنصورت مهر را بر صدر نامه ميزنند ولي موقعيكه مكتوبي از طرف داني بعالي نگاشته شود چنانكه شرح داديم ظهر مراسله بطور نيمه تمام ممهور ميگردد.››

شادروان عبدالله مستوفي راجع بانواع مهر كه در ميان وضيع و شريف معمول بوده است و همچنين ريشة تاريخي ضرب المثل ‹‹كشكي›› شرح جالي و جامعي دارد كه نگارنده را از هر گونه توضيح ديگري بي نياز ميكند:

‹‹خوش خطي و خوش سجعي مهر حيثيت اجتماعي و جنبة ادبي صاحب مهر را آشكار ميكرد بنابر اين طبقة اعيان سعي ميكردند كه مهر آنها خوش خط و خوش سجع باشد. برخي اسم پدر خود را هم در مهر ذكر ميكردند بعضي هم پاره اي آيات قرآن را كه با اسم آنها مناسبت داشت مانند (اسمه احمد) يا (اني عبدالله) يا (انه من سليمان) سجع مهر خود قرار ميدادند. پادشاهان و وليعهدان تاج مانندي هم در بالاي مهر قرار داده و در آن (الملك لله) و در اصل مهر شعري كه حاكي از اسم شاه بود ميكندند كه نمونه هاي آنرا خوانندگان عزيز در سلاطين قاجاريه در اين كتاب ديده اند.

سادات در مهر خود حسني يا حسيني يا طباطبائي يا موسوي يا رضوي يا تقوي كه دلالت بر تيره هاي آن داشت بعد از اسم خود ميآوردند. طبقات پائينتر كه در جامعه چندان يا هيچ سرشناسي نداشتند فقط بكندن اسم خود بر روي مهر برنجي اكتفا ميكردند. بعضي هم در دهات بودند كه اسم خود را بر روي صابون و حتي كشك هم ميكندند و بكار ميبردند. مهر كشكي از همه پست تر بود. وقتيكه ميخواستند از بي اهميتي نامه وسرشناس نبودن آن ذكري بكنند ميگفتند مهرش كشكي است. امروز اين توصيف را بهر چيز غير معتبري ميدهند و ريشة آن همان مهر كشكي است.›› در هر حال اين بود ريشة تاريخي و علت تسميه مثل ‹‹كشكي›› كه في الجمله مذكور افتاد.

‹‹پاورقي ها››

1- مجلة خواندنيها، شمارة مسلسل 2453 نقل از مقالة ‹‹غزالي و زهره›› ترجمة ذبيح الله منصوري صفحه 34.

2- سياحتنامة شاردن، ج 2 صفحه 383.

3- شرح زندگاني من، ج 3 صفحه 272