|
|
||
نادري، بقراط. "تاريخچة طبس و نگاهي به بناهاي باستاني آن". دوره 16، ش 186 (فروردين 57): 54-63، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: بررسي تاريخچة شهربرمبناي كتب: "نزهتهالقلوب" نگارش حمدالله مستوفي، سفرنامة ناصرخسرو قبادياني مروزي، معجم البلدان و ... ـ بررسي آثار باستاني و مسكوني قبل از اسلام در دو روستاي خسروآباد و "ديهشك" در 7 تا 10 كيلومتري طبس ـ اسامي بناهاي تاريخ شهر ـ بافت كهن شهرطبس. |
|
|
|
ب
: ناصر خسرو قبادياني مروزي كه در سال 444
هجري قمري از طبس عبور كرده و 17 روز را در
طبس بسر برده است، در سفرنامه خود از طبس
چنين ميگويد: طبس
شهري انبوه است اگر چه به روستا نمايد، و
آب اندك باشد و زراعت كمتر كنند
خرماستانها باشد و بساتين و چون از آنجا
سوي شمال روند، نيشابور به چهل فرسنگ باشد
و چون سوي جنوب به خبيص روند، به راه
بيابان چهل فرسنگ باشد و سوي مشرق كوهي
محكم است، و در آن وقت امير گيلكي بن محمد
بود و به شمشير گرفته بود و عظيم ايمن و
آسوده بودند مردم آنجا، چنانكه به شبدر
سرايها نبستندي و ستور در كويرها باش با
آنكه شهر ديوار نباشد ، و هچ زن رازهره
نباشد كه با مرد بيگانه سخن گويد و اگر
گفتي هر دو بكشتندي ، هم چنين دزد و خوني
نبود از پاس و عدل او. و
از آنچهمن در عرب و عجم ديد از عدل و امن به
چهار موضع ديدم. يكي
به ناحيت دشت در ايام لشكر خان دوم به
ديلمستان در زمان اميراميران جستان بن
ابراهيم ، سيوم المستنصر بالله
اميرالمومنين ( به مصر) ، چهارم به طبس در
ايام اميرابوالحسن بن محمد و چندانكه
بگشتم به ايمني اين چهار موضع نديدم و
نشنيدم . استخري
گويد: شهريست
كه در آن نخلستانهاي زياد دارد و دور آن
حصار ميباشد، اعراب آن را باب خراسان
نامند. در زمان خلافت عثمان بن عفان ، اول
فتحي كه در خراسان كردند طبس بود وفاتح طبس
عبدالله بن بديل بن ورقاع در سال 29 قمري
ميباشد. در
معجم البلدان آمده است كه طبس بفتح اول و
دوم و سكون سين بلدهايست دلنشين از
مضافات خراسان ازاقليم سوم، هوايش گرم و
آبش از كاريز و چند بلوك معموره از مضافات
او و مردمش همگي شيعه مذهب حكامش طايفه عرب
و در عدل و داد درجه عالي دارند و ارز فسق و
فجور و ظلم و جور احتراز لازم نمايند. در
مورد طبس تا اوايل اسلام همانطور كه گفته
شد اطلاعات چنداني در دست نيست ولي آنچه
روشن است، از زمان آل سيمجور كه
بازماندگان سامانيان ميباشند، و سپس آل
بويه ، غزنويان، سلجوقيان مغول، تيموري و
صفوي و ازبكها اين محل مورد تاخت و تاز و
هجوم اقوام مختلط و طوايف گوناگون قرار
گرفته است. در
كتاب راحه الصدور، نوشته محمد بن سليمان
راندويو همچنين در كتاب تاريخ گزيده تاليف
حمد الله مستوفي راجع به محاصره طبس و بستن
منجنيق و تسليم شدن مردم طبس ذكري آمده است. |
في سنه 1216 قمري 5 – بقعه امام زاده حسين بن موسي
الكاظم – اين بقعه مربوط به قرن 5 هجري قمري
مي باشد و تاريخ بناي آن در داخل گنبد ذكر
شده است . در داخل گنبد كتيبهاي دور تادور
ديده ميشود كه متن آن چنين است: يفتح بابا من الخاب بسم الله الرحمن
الرحيم المتصدي لاشاره هذه البناء العالي
الذي تضمن اعظم اولياالله تعالي و اصفيائه
سلاله عتره الائمه الطاهره اين بقعه رد
زمان مير حسن خان شيباني تعمير شده و كتيبهاي
باين مضمون در داخل بنا ديده ميشود: وستسعد بتعمير هذه البقعه شريفه
الروضه المنفيعه الامير الاعظم و مولانا
فخر تاج الخوانين العظام افتخار اعراب و
الاعجام امير محمد حسن خان ابي الشهيد سعيد
امير علي مردان خان و فقه الله تعالي في شهر
ربيع الثاني سنه 1205 قمري . امامزاده حسين
داراي دو در چوبي است كه حكاكي و منبت كاري
شده است و بسيار زيبا و ارزشمند ميباشند .
نام هنرمندان آن در روي بدنه آنها نوشته شده
است: عمل كربلائي محمد علي نجار طبسي عمل كربلائي محمد حسين نجار طبسي عمل قاسم شاه طبسي 1279 نقاشي داخل گنبد نيز توسط آقا بابا
اصفهاني صورت اتمام پذيرفته است. 6 – مدرسه دو منار – ازبناهاي قرن
پنجم بشمار ميايد و يكي از نادرترين بناهاي
وران سلجوقي است ، كه داراي دو منار ميباشد،
طول اين منارهها از سطح زميبن حدود 18 متر
ميباشد و كاملا جنبان هستند ، دو طبقه و
داراي عرفاني است هر دو مانره داراي كتيبه
ميباشد كه متاسفانه بعضي قسمتهاي
آنهاريخته شده و تاريخ بنا مشخص نيست ، متن
كتيبهها چنين است: مولانا امير مفخم السلطان الامرا… محي الحق و الدين ابوالمفاخر محمد
بن فضل دامت ملكه… |
|
15
– تيمچه 16 – كاروانسراي عماد الملكي 17 – بازار قديم طبس 18 – حسينيه ميرزاها 19 – ساختمان محل شهرباني 20 – منزل آقاي نجد شيباني 21 – مسجد ميدان 22 – كاروانسراي جوخواه 24 – منزل آقاي فرهنگي 25 – رباط گور 26 – كاروانسراي شير گشت 27 – كاروانسراي ده محمد |
|
در انتها متن نامهاي را كه
ازدربار فتحعليشاه به حاكم طبس نوشته شد و
اصل آن در اختيار آقاي علي اكبر امينيان
مدرس است، جهت اطاع علاقهمندان عينا
مرقوم ميدارد: مقرب الخاقان برادر مكرم مهربان كاغذي كه چند قبل در اين مصحوب
عاليجاه امير عمد ولي بيك آدم خود قلمي و
ارسال داشته بوديد و اصل شد و از مضامين و
مسطورات آن من البدايه الي النهايه
استحضار و آگاهي حاصل آمد. چون مبني و
مدلول بر سلامت احول آن برادر مكرم بود،
نهايت خوشوقتي و مسرت بحصول پيوسته كمال
ابتهاج رخنمود، عريضه كه بخاك پاي فلك
فرساي اعليحضرت قدر قدرت اقدس همايون
شهرياري روحنا و روح العالمين فدا عرض
كرده و مبلغ دويست تومان هم بر سم پيشكش
نوروزي انفاذ داشته بوديد عريضه و وجه
پيشكش هر دو موقع خاص از نظر مرحمت اختصاص
ملوكانه گدشت وزايد الوصف در پيسشگاه حضور
مبارك سر كار اقدس شاهنشاه به روحنا فدا
مطبوع و مستحسن گشت از راه و فور مرحمت و
ظهور عنايتي كه در حق شما داشته دارند.
ملفوفه فرمان قا جرياني مبني بر كمال
التفات خديوانه در جواب عريضه آن برادر
مهربان شرف صدور يافته ، درينوقت كه
مشارليه مرخص و روانه ميشد ارسال گرديد،
بعد از آنكه زيارت گرديد از مراتب الطاف و
مراحم خاطر خطير پادشاهي كمال مفاخزت و
سرافرازي حاصل خواهيد كرد و زياده از حد
مستظهر و اميدوار خواهيد شد اينكه ضمناً
شرحي از نظم امور سر حد ولايت و رفاهيت و
آسايش رعيت و مواظبت دائمي خودتان در
انجام خدمت ديوان عرض كردم اشعار نموده
بوديد، اين عني موجب مزيد و ثوق و اعتماد
خاطر آفتاب مظاهر اقدس همايوني شاهنشاهي
روحنا فدا بخش كفايت و كارآگاهي شما
گرديد، يقين است كه بعد ازين هم انشاء الله
تعالي منتهاي مراقبت و اهتمام در انتظام
مهام آن سر حد بعمل آورده آني و دقيقهاي
غفلت نخاوهيد كرد و خودداري نخواهيد نمود
و روز بروز از محاسن درستكاري و مواظبت خود
بر مراتب التفات و رضاي خاطر مبارك خواهيد
افزود و در باب مطالب و مهمات سر حديه كه
چند… بآنطورها اظهار نموده بوديد درايام
توفق نواب مستطاب اشرف والي حسام السلطنه
العليه والي مملك خراسان دام اقباله در
دربار گيتي مدار همايون بعد از عرض حضور
مبارك چيزي كه مقدور و ممكن الحصول بود
صورت انجام يافت و آنچه پيشرفت فرمائي
نواب مستطاب عزي اليه بصفحه خراسان از
تفصيل اوضاع و دستور العمل ديواني
كماهوحقه اطلاع حاصل خواهيد نمود. |