نادري، بقراط. "تاريخچة طبس و نگاهي به بناهاي باستاني آن". دوره 16، ش 186 (فروردين 57): 54-63، تصوير.

 

خلاصه: بررسي تاريخچة شهربرمبناي كتب: "نزهته‌القلوب" نگارش حمدالله مستوفي، سفرنامة ناصرخسرو قبادياني مروزي، معجم البلدان و ... ـ بررسي آثار باستاني و مسكوني قبل از اسلام در دو روستاي خسروآباد و "ديهشك" در 7 تا 10 كيلومتري طبس ـ اسامي بناهاي تاريخ شهر ـ بافت كهن شهرطبس.

تاريخچه طبس و نگاهي به بناهاي باستاني آن

بقرط نادري    ( سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران)  دفتر فني گيلان

طبس يكي از شهرهاي حاشيه كوير است، از مشهد كه در شمال آن قرار دارد 500 كيلومتر فاصله دارد و يكي از شهرستانهاي استان خراسان است.

از شمل به كوير لوت از جنوب به كوير نمك از شرق به شهر فردوس و گناباد و از غرب به يزد محدود ميشود ، ارتفاع آن لاز سطح دريا حدود 700 متر است و از لحاظ جغرافيايي در 59 درجه و 56 دقيقه طول شرقي و 36 درجه و 33 دقيقه عرض شمالي واقع شده است و گرمترين هر خراسان است.

طبس بواقع يكي از زيبا ترين شهرهاي ايران است كه چون گلي در شوره زار قرار دارد، زيبا، گرم و مملو از درختان نخل  سربهوا كشيده همراه با درختان پرتقال و نارنج با جويهاي پر از آب و باغها و كوچه‌هاي پر پيچ وخم كه انتهايي ندارد و انتهايي يكياز ابتداي ديگريست.

مقرنس‌كاري و  رسمي كاري زيبا و پر ارزش منزل آقاي نجد شيباني

  طبس، از شهرهاييست كه شايد بجرات بتوان گفت كه بافت قديمي آن همچنان بدن دل و تصرف باقي مانده و بخصوص بناهاي دوران قاجار آن زيبايي آنچناني با معماري اصيل ايراني كه هر بيننده را بخاطر اينهمهخ هنر و زيبائي به تعجب و حيرت واميدارد.

تاريخ واقعي شهر طبس راميبايست حتي از قبل از الام جستجو كرد و از روي آثار باستاني كه از دوران زرتشتيان قبل از اسلام بجاي مانده ، مي توان حكم بر قبل از اسلام بودنش نمود، ولي متاسفانه بعلت عدم  

وجود مدارك و اسناد اكفي و معتبر و قطعي، اطلاعات زيادي مربوط به قبل از اسلام آن وجود ندارد.

در كتاب البلدان آمده است كه دردروان ساساني دوديه در اطراف طبس وجود داشته است كه احتمالا دوديه خسرو آباد و « ديهشك» كه در 7 تا 10 كيلومتري طبس قرار دارند ميباشد، كه گوي در نزديكي آتشگاهائي قرار داشته است و نام قريه« آتشكانون» از اين آثار استنباط ميشود.

از آثار مسكوني قبل از اسلام ميتوان منطقه كوهستاي شرقي طبس در دره «سردر» كه داراي درختان جنگلي ميباشد و همچنيني آثاري در دره «‌قريه آتشكانون» را ياد نمود خوشبختانه بعلت وجود اسناد و مدارك كافي و جامع و بخصوص وجود سفرنامه‌هاي سياحان و نوشته‌هاي محققان و كتب جغرافيا كه در دوران اسلامي در دست است، اطلاعات ارزشمند و ذيقيمتي را در مرود طبس در اختيار ميگذارد كه از آنجمله ميتوان:

نمايي از مدرسه دو منار يكي از قديميترين مدارس- مربوط به قرن 5

الف : كتاب نزه القلوب تاليف حمدالله مستوفي بسال 7840 هجري قمري را كه مربوط به جغرافيا است نامبرد كه از طبس مسينان( مسينا) و طبس گيلكي چنين ياد ميكند:

طبس مسينان از اقليم سيم است، شهري كوچكست و گرمسير و ر نخليات فراوان بود و آبش از كاريز، غلات اين قصبه هر هفتاد روز آب خورد و غلات مواضع كه در حوالي آنست، هر هفت روز آب بخورد. و در آنولايت چاهي بود كه خاك آن مقدار دانة جاروس، هر كه بخوردي در حال بمريد، اما در اين نزديكي آن چاه را انباشته‌اند و هم در آن ولايت چاهي است كه در زمستان آب بسيار در آن چه ميرود و در تابستان بيرون ميايد و بدان زراعت ميكنند و چاهي ديگر هست كه هر وقت در آن چاه نگاه ميكنند شكل ماهي مينمايد.

طبس گيلكي – شهري است كوچك و از اقليم سيم است ، در هفت روزة راه يزدست و هوايش بغايت گرم و خرما و ترنج بسيار باشد و در خراسان غير از آن جايي ديگر نيست و آبش از چشمه‌ايست كه مقدار دو آسيا گردان آب آن باشد، حصاري محكم دارد و در جواهر آن علف نيست و چند پاره ديه ز توابع آنست .

و در جاي ديگر آمده است :

طبس يا طبسان اول و ثاني ناحيه بين نيشابور و اصفها – طبسان مشتمل بر دو ناحيه يكي يكي « طبس العناب» و ديگري «طبس التمر» كه طبس گيلك باشد.

قسمتي از تزئينات داخلي يكي از منازل طبس با مقرنس و رسمي كارهاي زيبا و  قابل توجه

ب : ناصر خسرو قبادياني مروزي كه در سال 444 هجري قمري از طبس عبور كرده و 17 روز را در طبس بسر برده است، در سفرنامه خود از طبس چنين ميگويد:

طبس شهري انبوه است اگر چه به روستا نمايد، و آب اندك باشد و زراعت كمتر كنند خرماستانها باشد و بساتين و چون از آنجا سوي شمال روند، نيشابور به چهل فرسنگ باشد و چون سوي جنوب به خبيص روند، به راه بيابان چهل فرسنگ باشد و سوي مشرق كوهي محكم است، و در آن وقت امير گيلكي بن محمد بود و به شمشير گرفته بود و عظيم ايمن و آسوده بودند مردم آنجا، چنانكه به شبدر سرايها نبستندي و ستور در كويرها باش با آنكه شهر ديوار نباشد ، و هچ زن رازهره نباشد كه با مرد بيگانه سخن گويد و اگر گفتي هر دو بكشتندي ، هم چنين دزد و خوني نبود از پاس و عدل او.

و از آنچهمن در عرب و عجم ديد از عدل و امن به چهار موضع ديدم.

يكي به ناحيت دشت در ايام لشكر خان دوم به ديلمستان در زمان اميراميران جستان بن ابراهيم ، سيوم المستنصر بالله اميرالمومنين ‍( به مصر) ، چهارم به طبس در ايام اميرابوالحسن بن محمد و چندانكه بگشتم به ايمني اين چهار موضع نديدم و نشنيدم .

استخري گويد:

شهريست كه در آن نخلستانهاي زياد دارد و دور آن حصار ميباشد، اعراب آن را باب خراسان نامند. در زمان خلافت عثمان بن عفان ، اول فتحي كه در خراسان كردند طبس بود وفاتح طبس عبدالله بن بديل بن ورقاع در سال 29 قمري ميباشد.

در معجم البلدان آمده است كه طبس بفتح اول و دوم و سكون سين بلده‌ايست دلنشين از مضافات خراسان ازاقليم سوم، هوايش گرم و آبش از كاريز و چند بلوك معموره از مضافات او و مردمش همگي شيعه مذهب حكامش طايفه عرب و در عدل و داد درجه عالي دارند و ارز فسق و فجور و ظلم و جور احتراز لازم نمايند.

در مورد طبس تا اوايل اسلام همانطور كه گفته شد اطلاعات چنداني در دست نيست ولي آنچه روشن است، از زمان آل سيمجور كه بازماندگان سامانيان ميباشند، و سپس آل بويه ، غزنويان، سلجوقيان مغول، تيموري و صفوي و ازبكها اين محل مورد تاخت و تاز و هجوم اقوام مختلط و طوايف گوناگون قرار گرفته است.

در كتاب راحه الصدور، نوشته محمد بن سليمان راندويو همچنين در كتاب تاريخ گزيده تاليف حمد الله مستوفي راجع به محاصره طبس و بستن منجنيق و تسليم شدن مردم طبس ذكري آمده است.

از قرن دوازدهم و اواخر دوران صفوي درزمان حكومت نادرشاه افشار حكومت طبس به طايفه شيباني ( طايفه عرب رنگوئي بني شيبان) داده شد كه در عرب آباد ديهوك سكنا داشتند و شغلشان دامپروري بوده است، زمانيكه نادرشاه بهد از فتح هندوستان از طريق كرمان راهي خراسان بوده است، در كوير گم شده و سوارانش دچار بي آبي شديد مسودن، نادرشاه به عد‌اي دستور ميدهد كه براي يافتن آب به اطراف بروند آن عده به محلي بنام عرب ميرسند كه رئيس طايفه آن « ميرافتخار» نامي بوده كه جد شيباني‌ها است و پسري داشته بنام عليمردانخان خان مواد غذايي و آب باردوي نادر ميفرستند و علاوه بر آن كانالي از قريه‌اي بنام« مرغوب» كه داراي آب بوده تا نزديكي اردوگاه نادر ميكشد. و اين مسئله باعث ميشود كه نادر حكومت طبس را به عليمردانخان بدهد و شيباني ها را از اين زمان قدرتمند شدند. عليمردانخان دو پسر داشته 1 – مير محمد خان 2 – مير حسنخان.

مير محمد خان مرد شجاعي بوده است، و آن زملان كه كشور بصورت ملوك الطوايفي بوده است، منجمين معتقد بودند كه « محمد خاني» بسلطنت خواهد رسيد از اين رو « مير محمد خان» ادعاي سلطنت كرد و در جنگي با محمد جعفر خان زند نمود شكست ميخورد واز اسب افتاده و ميميرد.

بعد از او برادرش مير حسنخان حكومت طبس را دارد و بسياري از آثار و منازل قديمي كه در طبس بجاي مانده و يا تعمير شده است در زمان مير حسنخان صورت پذيرفته است.

تزئينات داخلي حوضخانه منزل آقاي شيباني با نور گيرها، گچ‌بريها، نقاشيها و آينه كاريهاي زيبا

در كتاب گنج دانش تاليف محمد تقي متخلص به حكيم صفحه 397 چنين آمده است.

طبس در جنوب خراسان واقعست و از هر طرف ن دشتهاي بي آب و علف و بيابانهاي باير است، بنوعيكه غالباً رسيدن لشگري گران بحدود آن متعذر است، مير حسنخان امي اعراب بني شيبان بود و اين طايفه در زماني كه ايران در تصرف خلفاي بني عباس بود در بلادري سكنا داشتند يكي از سلاطين صفويه آنگروه را باين صفحات كوچانيده وضع ملاك و جلادت و اتفاق جمله و بي ثباتي سلطنت دست بهم داده سبب شد كه امراي اين قبيله هم از قرنهاي عديده در امارت و حكومت خود استوار مانندند و دراز منه مختلف در بعضي از ساير بلاد خراسان نيز دست يافته‌اند عالباً بسلاطين اظهار اطاعت و انقياد ميكرده‌اند و هر وقت كه مملكت را آرام و پادشاهي را قوامي بود خراجگذار بوده‌اند و اگر ضرورتي اقتضاء كرده بلشكر نيز مدد كرده‌اند، مقتدرترين سلاطين ايران نيز بهمين اظهار مطاوعت راضي شده بتسخير اين ظايفة خود را در معرض مخاطره نياورده‌اند ، پدران مير حسنخان بشجاعت و شهامت اشتهار داشتند من جمله عليمراد خان پدر مير حسن ان است كه چون احمد شاه لشكري گران بتسخير طبس فرستاد بدون تامل با شش هفت هزار مرد به « كشاه‌اباد» كه سر حد اراضي طبس است تاخته و به افاغنه كه قريب بيست و پنج هزار لشگر بود مصاف داده، شكست فاحشي به آها داده چون احمد شاه لشكري ديد بيشتر از پيش قريب چها هزار نفر بدفع ايشان فرستاد باز كا في السابق با همان مشت دليران لشگر گران را هزيمت داد ولي در مرتبه ثاني چون شكست بر لشكر افاغنه داد عليمردخان بدون رعايت احتياط هزيمتتان را تعاقب نمود ناگاه جمعي از كمينگاه كه شكست و هزيمت لشكر پيش را سفارش داده بودند بدر آمده ايشان را ميان گرفتند و تمام كسانيكه با وي بودند عرضه هلاك شدند ليكن چون افغان نميدانستند كه عليمردان خان كشته شده بتاراج اسباب مقتولين پرداختند يكي از سپاهيان كه هنوز رمقي داشت چون خواستند سلاح وي را بگيرند گفت چرا وقت بيهوده بر سر من ضايع ميكنيد برويد بر سر عليمردان خان كه كشته و در پاي آن ديوار افتاده اينخبر كه بسمع افاغنه رسيد فراريان را فراهم آورده و روي بگريز نهادند، مير محمد خان پسر بزرگ عليمردان خان جاي پدر گرفت و چون احمد شاه از خراسان بيرون رفت عزم تسخير خراسان بلكه تاديب افاغنه سر از نهادنش بر زد و مشهد و بسياري از شهرهاي ديگر خراسان را مسخر نمود در اين اثنا مناقشه در خانواده وي نمود او را از انجام مقاسد مانع آمد بعد از تنظيم امور خانگي با « علي يارخان سبزواري» مصاف داده روزش بآخر رسيد تبيين مقال اينكه لشكر غنيم را هزيمت نموده در تعاقب دشمن بود كه اسبش بسر درآمده هنوز برنخواست بود كه سرش را بخاك در آوردند برادرش مير حسنخان بعد از وي امير قبيله و زعيم قوم گشت، وي بحسن سلوك و ميانه روي اتصاف داشت و فقط بصيانت اراضي خويش راضي بود و خيال تطاول بر ملك ديگران ننمود و لشگرش دوهزار سوار بود، شش  هزار پياده ولي در بهاري و هواداري امير خود كس را بر ايشان سبقت  نبودي و رعيتش صاحب مكنت و ثروت و صاحب چيز بود و مدت دويست سال بود كه اعراب بني شيبان در تحت حكومت اين خانواده سكونت داشته كسي ديگر ايشان را بيرون نكرده و چنين خيالي را هم ندارند.

پوشش داخلي يكي از منازل طبس با شبكه هاي زيباي گچي همراه با رسمي بنديهاي كم نظير

بناهاي تاريخي طبس:

1 – حسينيه خان- از بناهاي امير عليقليخان وكيل الدوله ( پسر مير حسن خان) و پسرش محمد باقر خان ( عماد الملك بزرگ) باني حسينيه‌خان و باغ خان بوده است.

2 – بغ گلشن و خيابان گلشن ـ باغ گلشن و خيابان گلشن ـ باغ گلشن يكي از زيباترين باغهاي خراسان است كه بدستور مير حسنخان ساخته شده و بناي كنوني باغ كه محل شهرداري شهر طبس است، نيز در زمان مير حسنخان صورت اتمام پذيرفته ولي خيابان گلشن كه از جلوي باغ گلشن شروع ميشود بدستور مير حسنخان و كمك لطفعليخان زنده كشيده شده است.

3 – گنبد جوخواه – قبر سپه سالار مالك معروف است، « مالك بن ذئب» و « مالك بن عمرو» هر دو از سربازان احنف بن قيس هستند، در تعقيب يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني در صراي شتران كه ما بين يزد و طبس است راه را گم كرده و عده زيادي از سوارانشان تلف ميشود اين دو سردار به جوخواه ميرسند و در آنجا از بين مي روند و همانجا دفن و بعدها اين بنا را بر روي مقبره آنها بنا نمودند.

نمايي از ارگ باستاني طبس و برج معروف به نادر ميرزا

بناهاي تاريخي طبس:

1 – حسينيه خان- از بناهاي امير عليقليخان وكيل الدوله ( پسر مير حسن خان) و پسرش محمد باقر خان ( عماد الملك بزرگ) باني حسينيه‌خان و باغ خان بوده است.

2 – بغ گلشن و خيابان گلشن ـ باغ گلشن و خيابان گلشن ـ باغ گلشن يكي از زيباترين باغهاي خراسان است كه بدستور مير حسنخان ساخته شده و بناي كنوني باغ كه محل شهرداري شهر طبس است، نيز در زمان مير حسنخان صورت اتمام پذيرفته ولي خيابان گلشن كه از جلوي باغ گلشن شروع ميشود بدستور مير حسنخان و كمك لطفعليخان زنده كشيده شده است.

3 – گنبد جوخواه – قبر سپه سالار مالك معروف است، « مالك بن ذئب» و « مالك بن عمرو» هر دو از سربازان احنف بن قيس هستند، در تعقيب يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني در صراي شتران كه ما بين يزد و طبس است راه را گم كرده و عده زيادي از سوارانشان تلف ميشود اين دو سردار به جوخواه ميرسند و در آنجا از بين مي روند و همانجا دفن و بعدها اين بنا را بر روي مقبره آنها بنا نمودند.

نمايي از ارگ باستاني طبس و برج معروف به نادر ميرزا

ارگ طبس – ارگ طبس از زمان هاي بسيار دور بوده است و تاريخ ساختمان آن مشخص نيست ولي بوسيله مير حسنخان بسال 1216 قمري توسعه داده شده و داراي 6 برج بوده كه يكي معروف به برج نادر ميرزا است، وجه تسميه اين برج بخاطر زنداني شدن نادرميرزا درآن بامر مير حسن خان بوده است.

طبس سه قلعه داشته است

الف – ارگ

ب – حصار شهر

ج – قلعه‌اي بنام قلعه باغ كه از بين رفته است.

ارگ طبس داراي سنگ لوحي است، متن سنگ چنين است.

لي خمسهالفي بهم حرالو بالحاطمه المصطفي و المرتضي و ابناهما و الفاطمه

گنبد جوخواه – مقبره مالك  ذنبه و مالك بن عمرو

امير   عرب   داور  كامياب

در ايام خان  جلالت  ماب

محمد حسن خان و  الانژاد

بلندي ده كاخ انصاف وداد

به حليتش جست‌وجه حسن

بشهر طبس بود ارگ كهن

به زر كرد اين قلعه را ابتياع

بفتواي حكام شرع مطاع

پس آنگونه بتعبير پرداخت چست

به مليكتش چون در آمد درست

كز آن گشت اين قلعه محكم چون كوه

بناها در آن يافت فر و شكوه

دو مصراع بر آورد كلك رفيع

پي سال تاريخ حصن منيع

بود نام نيكش به دهر آشكار

بود تا حصار جهان را مدار

                                         في سنه 1216 قمري

5 – بقعه امام زاده حسين بن موسي الكاظم – اين بقعه مربوط به قرن 5 هجري قمري مي باشد و تاريخ بناي آن در داخل گنبد ذكر شده است . در داخل گنبد كتيبه‌اي دور تادور ديده ميشود كه متن آن چنين است:

يفتح بابا من الخاب بسم الله الرحمن الرحيم المتصدي لاشاره هذه البناء العالي الذي تضمن اعظم اولياالله تعالي و اصفيائه سلاله عتره الائمه الطاهره اين بقعه رد زمان مير حسن خان شيباني تعمير شده و كتيبه‌اي باين مضمون در داخل بنا ديده ميشود:

وستسعد بتعمير هذه البقعه شريفه الروضه المنفيعه الامير الاعظم و مولانا فخر تاج الخوانين العظام افتخار اعراب و الاعجام امير محمد حسن خان ابي الشهيد سعيد امير علي مردان خان و فقه الله تعالي في شهر ربيع الثاني سنه 1205 قمري . امامزاده حسين داراي دو در چوبي است كه حكاكي و منبت كاري شده است و بسيار زيبا و ارزشمند ميباشند . نام هنرمندان آن در روي بدنه آنها نوشته شده است:

عمل كربلائي محمد علي نجار طبسي

عمل كربلائي محمد حسين نجار طبسي

عمل قاسم شاه طبسي 1279

نقاشي داخل گنبد نيز توسط آقا بابا اصفهاني صورت اتمام پذيرفته است.

6 – مدرسه دو منار – ازبناهاي قرن پنجم بشمار ميايد و يكي از نادرترين بناهاي وران سلجوقي است ، كه داراي دو منار ميباشد، طول اين مناره‌ها از سطح زميبن حدود 18 متر ميباشد و كاملا جنبان هستند ، دو طبقه و داراي عرفاني است هر دو مانره داراي كتيبه ميباشد كه متاسفانه بعضي قسمتهاي آنهاريخته شده و تاريخ بنا مشخص نيست ، متن كتيبه‌ها چنين است:

مولانا امير مفخم السلطان الامرا…

محي الحق و الدين ابوالمفاخر محمد بن فضل دامت ملكه…

7 – مسجد جامع طبس و مناره آن اين بنا نيز از مساجد دوران مير حسنخان شيباني ميباشد كه در جنب مناره‌اي كه گفته ميشود مربوط بدوران صفاريان بوده ساخته شده است، اين مناره حدود 40 متر ارتفاع داشته و دفعتاً در سال 1325 واژگون شده است، عكس اين منار را يك سياح سوئدي در 70 سال قبل گرفته است.

8 – يخچال طبس- يخچال طبس، بدستور مير محمد شيباني ساخته شده و احيا كننده طبس بوده است.

از بناهاي ديگر طبس كه قابل توجه و اهمي ميباشد و قزط نامي ازآنها برده ميشود و عبارتست از :

9 – باغ امير با ساختمانهاي مربوطه

10 – باغ خان با ساختمنهاي مربوطه

11 – حوضخانه محمد حسين شيباني

12 – اطاق آينه ميرزا احمد خان سرچشمه

13 – حسينيه وكيلي بازار

14 – حمام گلشن

باغ گلشن- بناي كنوني شهرداري طبس – كه در زمان ميرحسن خان شيباني بنا شده است.

15 – تيمچه

16 – كاروانسراي عماد الملكي

17 – بازار قديم طبس

18 – حسينيه ميرزاها

19 – ساختمان محل شهرباني

20 – منزل آقاي نجد شيباني

21 – مسجد ميدان

22 – كاروانسراي جوخواه

24 – منزل آقاي فرهنگي

25 – رباط گور

26 – كاروانسراي شير گشت

27 – كاروانسراي ده محمد

28 – كاروانسراي دره بيد

29 – مسجد كريت

30 – مسجد فهالنج

31 – قلعه دختر خوران

32 – آب انبار كريت

33 – مزار خسروآباد

34 – مزار محمد بن جعفر طيار

35 – مزار پير حاجات

36 – مزار فشاه

37 – مزار زرگ

يخچال طبس كه به امر ميرحسن ساخته شده و  احيا كننده شهر طبس بوده است.

در انتها متن نامه‌اي را كه ازدربار فتحعليشاه به حاكم طبس نوشته شد و اصل آن در اختيار آقاي علي اكبر امينيان مدرس است، جهت اطاع علاقه‌مندان عينا مرقوم ميدارد:

مقرب الخاقان برادر مكرم مهربان

كاغذي كه چند قبل در اين مصحوب عاليجاه امير عمد ولي بيك آدم خود قلمي و ارسال داشته بوديد و اصل شد و از مضامين و مسطورات آن من البدايه الي النهايه استحضار و آگاهي حاصل آمد. چون مبني و مدلول بر سلامت احول آن برادر مكرم بود، نهايت خوشوقتي و مسرت بحصول پيوسته كمال ابتهاج رخنمود، عريضه كه بخاك پاي فلك فرساي اعليحضرت قدر قدرت اقدس همايون شهرياري روحنا و روح العالمين فدا عرض كرده و مبلغ دويست تومان هم بر سم پيشكش نوروزي انفاذ داشته بوديد عريضه و وجه پيشكش هر دو موقع خاص از نظر مرحمت اختصاص ملوكانه گدشت وزايد الوصف در پيسشگاه حضور مبارك سر كار اقدس شاهنشاه به روحنا فدا مطبوع و مستحسن گشت از راه و فور مرحمت و ظهور عنايتي كه در حق شما داشته دارند. ملفوفه فرمان قا جرياني مبني بر كمال التفات خديوانه در جواب عريضه آن برادر مهربان شرف صدور يافته ، درينوقت كه مشارليه مرخص و روانه ميشد ارسال گرديد، بعد از آنكه زيارت گرديد از مراتب الطاف و مراحم خاطر خطير پادشاهي كمال مفاخزت و سرافرازي حاصل خواهيد كرد و زياده از حد مستظهر و اميدوار خواهيد شد اينكه ضمناً شرحي از نظم امور سر حد ولايت و رفاهيت و آسايش رعيت و مواظبت دائمي خودتان در انجام خدمت ديوان عرض كردم اشعار نموده بوديد، اين عني موجب مزيد و ثوق و اعتماد خاطر آفتاب مظاهر اقدس همايوني شاهنشاهي روحنا فدا بخش كفايت و كارآگاهي شما گرديد، يقين است كه بعد ازين هم انشاء الله تعالي منتهاي مراقبت و اهتمام در انتظام مهام آن سر حد بعمل آورده آني و دقيقه‌اي غفلت نخاوهيد كرد و خودداري نخواهيد نمود و روز بروز از محاسن درستكاري و مواظبت خود بر مراتب التفات و رضاي خاطر مبارك خواهيد افزود و در باب مطالب و مهمات سر حديه كه چند… بآنطورها اظهار نموده بوديد درايام توفق نواب مستطاب اشرف والي حسام السلطنه العليه والي مملك خراسان دام اقباله در دربار گيتي مدار همايون بعد از عرض حضور مبارك چيزي كه مقدور و ممكن الحصول بود صورت انجام يافت و آنچه پيشرفت فرمائي نواب مستطاب عزي اليه بصفحه خراسان از تفصيل اوضاع و دستور العمل ديواني كماهوحقه اطلاع حاصل خواهيد نمود.

      -   كرمان هم كه بين راه بغارت و سرقت برده‌اند و محصل ديوان آمده غرامت آن را از … نوشته و عريضه‌اي و خاك‌پاي همايون عرضص كرده بوديد همان عريضه و كاغذ خودرا به نظر انور همايوني… مراتب را عرض و حالي كردم و ملفوفه فرمان مبارك صادر نموده ارسال داشتم كه محصل نشود و چيزي از آن برادر مطالبه نكنند اما چون مقرب الخاقان وكيل اللك وزير كرامن باز مجددا در اين باب تفصيلي نوشته و كاغذ عالجاه غلامحسين خان مامور سيستان فرستاده بود كه مال مزبور را در خاك طبس زده‌اند و برده‌اند. لهذا حسب الامر قرار بر اين شد كه حسب الامر يكي دو نفر از صاحبان مال بدار الخلافه بيايند و از اينجا روانه خراسان گرديده خدمت نواب مستطاب حسام السلطنه بيايند نواب معزاليه بحقيقت امر رسيدگي بفرمايند ، هر گاه مال را ر خاك كرمان… كه هيچ ابداً بشما دخلي و ربطي ندارد و اگر خداي نخواسته معلوم شود كه در خاك طبس اين اتفاق افتاده باشد غرامت آن را ازشما گرفته رد نمايند، عجاله بر حسب حكم… تحصيلي خواهد كرد تا همه صاحبان اموال… ( بقيه ازبين رفته است).

يكي از بادگيرهاي زيبا كه در بسياري از منازل شهر طبس ديده مي شود.