|
|
||
اديببرومند، عبدالعلي. "معرفي يك نسخه مصور، تاريخ جهانگشاي نادري". دوره16، ش188(خرداد 57): 40-45، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: اطلاعاتي ازنظر شكل ظاهري كتاب معرفي ـ تصاوير نقاشي و اهميت تاريخيشان ـ مينياتور ايران ازميانههاي دوران تيموري تا اواخر روزگار صفوي ـ نقاشيهاي تاريخي اواخر عهدصفوي و دوره زنديه و قاجار ـ شرح بعضي ازتابلوهاي درون كتاب ـ تاريخچهاي مختصر ازمكاتب نقاشي اين دوران: مكتب هرات و نقاشان آن ـ مكتب قزوين و نقاشان آن ـ مكتب اصفهان و نقاشان آن، اصفهان مركز هنر نقاشي دراين دوره ـ پديد آمدن مكتب ايراني سازي و بنيان گذاران آن: محمدزمان، علي قلي جبادار، محمدحسن رضوي، عليقلي آرنااوت و محمدقاسم رامين عليبن محمدزمان، ابدال بيك، محمدعلي بيك، آذروعلي اشرف اين مكتب را تكامل بخشيدند، تصاوير كتاب تاريخ جهانگشاي نادري نمونهاي از كاملترين اثر تصويرگري به شيوه ايراني سازي. |
|
|
معرفي يك نسخه مصور تاريخ جهانگشاي
نادري
اديب برومند نسسخه مورد معرفي تاريخ جهانگشاي
نادري اثر ميرزا محمد مهدي استرآبادي است
كه خطي و مصور و داراي مشخصات زير است. قطع كتاب 35×22 است به خط نستعليق
كتابتي با قلم درشت متوسط كه در آغاز آن دو
صفحه تذهيب شده ، با سر لوح گل و بته خطائي
ديده ميشود و در پايانش تاريخ 1171 هجري قمري
بدون ذكر نام كتاب رقم گرديده است. اين
نسخه كه در اصل چاپ شده ، مصور است و يكي از
مهمترين و نايابترين نسخه هاي مصور عالم و
بجهات زير در خور توجه بسيار ميباشد.
همه
تصويرهاي كتاب رنگين و نمايش جنگهاي نادر
شاه و مجالس مربوط به اوست كه در سيزده تاي
آنها حضور نادر شاه باشكوه قهرماني در
حاليكه هالةزريني به نشانة فرة كياني
برگردسر دارد جلب ميكند. آرايش
صحنه ها و صورت اشخاص آن، با قيافه هاي
متمايز و زماني بودن جامه ها د كلاههايشان
حكايتگوي آنست كه صورتگر تصويرها در دربار
نادر و همراه وي بوده و در هريك از ميدانها
و موقعيت ها انگاره ها ي لازم را آماده
ميگرده و سپس بساخت و ساز آنها مي پرداخته
است. و گرنه با تخيل محض ، طراحي اين مجالس
و شبيه سازي اشخاص نميتوانسته است كاري
چنين هنري و دلپسند بشمار آيد . حضور سه تن در برابر نادر چند جا
تكرار ميشود كه دو تن از آنان بر اثر كاوش و
دقت در ديگر تصوير ها شناخته شده اند و
آندو يكي نصراله ميرزا دومين پسر نادر و
ديگري محمد مهدي خان استر ابادي دبير خاص
وي و نويسنده اين كتاب است بدين توضيح كه
صورت نصراله ميرزا بقرينه اينكه در چند
مجلس ديگر از جمله مجلس ملاقات با محمد شاه
كوركاني پادشاه هندوستان ديده ميشود
شناخته شده وچهره ميرزا مهدي خان به قرينه
اينكه مردي در برخي از جنگهاپيش نادر
ايستاده ودر يكي از صحنه ها در بغل گرفته
است و اين شخص كسي جز ميرزا مهدي خان
نميتواند باشد. با شباهت كاملي كه بين طرح زرين روي
جلد كتاب مورد معرفي با جلد كتابيكه ميرزا
مهدي خان در برابر نادر بسينه خود فشرده
وجود دارد ميتوان مسلم دانست كه كتابت و
نقاشي نسخه بدستور و سفارش ميرزا مهدي خان
انجام پذيرفته و حتي جلد آن نيز پيش از
پايان پذيرفتن نقاشي اش تهيه شده است. با
تحقيقاتيكه بوسيله (مرديس اون) مينياتور
شناس فارسي دان انگليسي و (ميس تدلي) رئيس
قسمت نسخه هاي خطي و مصور فارسي در (بريتيش
ميوزيوم) و خود نگارنده و چند تن از
هنرشناسان ايراني و خارجي ديگر در
انگلستان و فرانسه و امريكا و ايران و تركيه بعمل آمده است تا اين ساعت
نسخه مصور ديگري كه از حيث تاريخ و سبك و
موضوع همانند اين كتاب باشد سراغ نشده و
بنظر نرسيده است. تصورهاي
اين نسخه از دو نظر اهميت فوق العاده دارد
يكي از نظر هنري و ديگر از جهت تاريخي و من
درباره هر يك از ايندو باختصار شرحي به
آگاهي خوانندگان محترم ميرسانم. الف. اهميت
تصويرهااز نظر تاريخي هر چند هنر نقاشي در سطح بالا بجاي
خود هنري والا و ظريف و دلنواز است و جنبه
هاي خيالپروري، مايه بخش زيبائي و دل
انگيزي و گسترش آن در مرزهاي برترانديشي و
تنوع بشمار ميرود ولي آنگاه كه با حفظ
ويژگيها و امتيازات هنري و ابتكارات ذوقي
هنرمند، متكي بواقعيت خاص و مستند
باتفاقهاي تاريخي باشد از يك امتياز اضافي
ديگر نيز برخوردار خواهد بوداين امتياز
عبارت از نمايانسازي صحنه و منظره يي يا
تصوير شخص يا اشخاص معين است كه علاوه بر
جنبه هنري از نظر شناساندن يك موجوديت
حقيقي و ضبط و تجسم يك واقعه مهم نيز
سودمند ميباشد و در موارد گوناگون مورد
استفاده و استناد قرارميگيرد. اگر نيروي
آفرينشگر نقاش در خلق يك اثر هنري آزاد
مطلع، پهنة ظهور و خودنمائي گسترده تري در
پيش دارد در عوض دقت و باريك انديشي و
خورده بيني اودر آفريدن يك نقش مستند و
قيدهاي ويژه اش در انطباق دقيقه هاي ذوقي
با موضوع زندة كار خود براي او و تعهدش
توفيق بيشتر ببار ميآورد. بهر تقدير نقاشي
مستند خاصه اينكه جنبه تاريخي داشته باشد
در بازگو كردن واقعيت هاي گذشته، فصلي از
تاريخ زنده و مجسم است كه همداستاني هنر و
تاريخ و حضور هنرمند را در متن سرگذشتها يا
كنار ماجراها نشان ميدهد و از اين نظر داري
ارج و اهميت بسيار ميباشد. باري تا آنجا كه آگاهي ناقص من
گواهي ميدهد در دوران شكوفائي مينياتور
ايران از ميانه هاي دوران تيموري تا اواخر
روزگار صفوي نمونه هائي از مينياتور مستند
كه نمايشگر حادثات و صحنه هاي جالب تاريخي
مربوط بزمان و مكاني كه نقاش در آن ميزيسته
است باشد كم است و اگر تك صورتهاي منتسب به
شخصيتهاي تاريخي را كه گاهگاه بوسيله
مينياتورسازان ساخته ميشده ناديده بگيريم
در مياييم كه مجالس نقاشي زنده از اوضاع و
احوال زندگي نقاشان كميابتر از آن است كه
بتوان انديشيد . گرچه شايد تصور شود كه يكي از
علتهاي اين بيتوجهي نامساعد بودن مكتب
مينياتور براي نقشبندي واقعات مسلم و
تشابهات صحيح بوده است ولي اگر توجه كنيم
كه درين مكتب نيز ميتوان تا حدودي ترسيم
چهره شخصيتها و حوادث و مناظر واقعي را با
شيوه خاص مينياتور از عهده بر آمد و
نموداري ظريف و نزديك بواقع از صحنه هاي
راستين پديد آورد علت كميابي اينگونه
نقاشي در عصر شكوفندگي و درخشش مينياتور
بر ما پوشيده ميماند . در اينجا بار ديگر
تكرار ميكنم كه مراد ما از نقاشي تاريخي ،
تصوير سر گذشتها و اتفاقات عصر نقاش است و
گرنه نقش حوادثي كه طراحي آن جنبه تخيلي
داشته در متن كتابهائي چون شاهنامه و پنج
گنج نظامي فراوان ديده ميشود براي توجه به
اين موضوع ميتوان از (جنگ چالدران ) نام برد
كه جنگي مشهور در تاريخ قهرماني ايرانست و
هر چند بشكست لشكر ايران انجاميده ولي
بمناسبت جانبازي و پايداري ايرانيان
مخصوصاً شخص شاه اسماعيل در برابر سپاه
سراسر برگ و ساز عثماني يك حماسه ملي و
تاريخي بشمار آمده است. بهمين جهت داستان
اين جنگ در اواخر عهد زنديه و تمام دوران
قاجار موضوع نقاشي بر روي قلمدانهاي نفيس
و تابلوهاي گرانبها قرار گرفته و بسياري
از استادان اين دورانها چيره دستانه صحنه
اين پيكار و رشادتهاي شگفتي آفرين شاه
اسماعيل را در مكتب ايراني سازي با نيروي
تخيل مجسم و مصور كرده اند . اما همين موضوع
جالب تاريخي را مينياتور سازان بي همال و
زبر دست دوره شاه اسماعيل و شاه تهماسب ،
با خامة سحر پرور خود نقش نبسته و اگر بسته
اند ما نديده ايم و چه مغتنم و ارزاني بود
اگر يك تن از استادان آن عصر، دورادور، جنگ
چالدران را ديده بود و نقش آن هنگامه حماسه
پرور را نه كاملا به گونة مشهود بلكه در
اسلوب مينياتور بر صفحه روزگار مينگاشت و
در بزرگ دفتر افتخارات هنر ايران بيادگار
مينهاد. توجه به نقاشيهاي تاريخي در اواخر
عهد صفوي آغاز شد و در دوره زنديه و قاجار
رو به گسترش نهاد ولي از نقش و نگارهاي
تاريخي صفوي آثار قابل توجهي كه ديده ايم
تنها نقاشيهاي تالار چهل ستون و سردر
قيصريه اصفهان است كه در مكتب ايراني
كشيده شده و غيراز اينها نمونه هاي بارز
ديگر كم ديده شده است. در ميان نقاشيهاي
عكسبرداري شده از موزه هاي اتحاد جماهير
شوروي كه مجموعه آنها منتشر شده 3 قطعه
نقاشي تاريخي در مكتب ايراني سازي ديده
ميشود كه دو تاي آن بسيار مهم و جالب توجه
است و شرحش از اينقرار است. در تابلو شماره 100 منظره يك دشت نشان
داده ميشود در حاليكه شاه عباس دوم برروي
صندلي نشسته و يكتن چتري بر بالاي سر او
گرفته است و عده اي از شخصيتهاي زمان از
جمله شاه سليمان وليعهد او با لباس همشكل
پشت سر و پيش روي وي ايستاده اند ويكتن از
درباريان گله اسبان تربيت شده را بنظر شاه
ميرساند. تابلوي
شماره 92 مجلسي را نشان ميدهد كه شاه سليمان
نشسته و قلمداني پيش اوست و جواني نزد وي
با كمال ادب زانو زده به گفتارش گوش فرا
ميدهد و پشت سر آن جوان كه تصور ميرود
سلطان حسين ميرزاي وليعهد باشد سه تن ديگر
كه يكيشان شمشير بدست دارد ايستاده اند
بالاي تابلو جمله (يا صاحب الزمان) رقم شده
كه با عنايت بتازه بودن آن سبك نقاشي در آن
عصر بطور مسلم از كارهاي محمدزمان است. با
ياد آوري ارج و اهميت نقاشي هاي مستند اينك
درباره كتاب مصور مورد بحث متذكر ميشوم كه
اين نسخه بجهات زير از لحاظ تاريخي داراي
اعتبار بسيار است. تمام تصويرها جنبه واقعي و عيني و
تاريخي دارد و هرگز زاييده تخيل و پرداخته
از روي افسانه نيست . 2-از دوران سرداري و پادشاهي نادر كه
يك عصر شكوهمند قهرماني در تاريخ سياسي
كشور است غير از مجلسهاي اين كتاب
نقاشيهاي مستند و معاصر در هيچ جا بدست
نيامده و با اين ترتيب پيداست كه وجود اين
تصويرها در اين كتاب از لحاظ حيثيت مملكتي
و اعتبار سياسي تا چه اندازه براي ايران و
ايرانيان مغتنم است شرح مجلسها بترتيب
ازاينقرار ميباشد. الف.نخستين تابلو جنگ نادر با اشرف
افغان د رمحل مهماندوست دامغان بقطع(5/16×19)ميباشد.
درين مجلس نادر بر اسب سپيدرنگي سوار است و
در قلب سپاه ايران پيش ميرود و اشرف افغان
با سپاهيان خود در برابر توپهاي آتش نشان
به حال گريز ديده ميشوند- علمدار آنان نيز
از اسب بروي زمين در غلتيده است. ب-دومين تابلو جنگ نادر با افغانها در صحراي مورچه خورت باندازه 17 * 20
در اينجا باز افغانها از برابر لشكريان
نادر رو بهزيمت نهاده اند . نادر در ميدان
جنگ سوار بر اسب متوقف است و 3 تن كه دو نفر
آنان يكي نصراله ميرزا و ديگري ميرزا مهدي
خان است و سومي بعلت شباهت زيادش با نادر
شايد ابراهيم خان ظهير الدوله برادر وي
باشد دست فرا سينه در برابرش ايستاده اند . ج –
تابلوي سوم جنگ نادر با اشرف افغان در
زرقان شيراز به اندازه (5 /13 * 14 ) است درينجا
نادر سوار بر اسب ابرش در حاليكه گرز كوچكي
بر دست دارد متوقف است و لشكريان اشرف در
حال گريزند. د –تابلوي
چهارم جشن دامادي رضا قلي ميرزا در عمارت
چهار باغ مشهد مقدس باندازة (17 * 19 ) در اين
مجلس نادر در صدر عمارت بر روي يك دوشك
زربفت مرواريد دوزي شده ئي نشسته و بر
متكائي جواهرنشان مزين به نقشهاي زرين
تكيه داده است در حاليكه يك مجمر طلايي پر
از آتش در برابر اوست و رضاقلي ميرزا در
سمت راست و نصراله ميرزا در سوي چپش دست
فراهم ، ايستاده اند . و عده اي از سران
لشكري و كشوري در حاشيه مجلس بهمين وضع
قرار دارند و رقاصه هاي خوش سيما و خوش
لباس با آهنگ ساز رامشگران بپايكوبي
مشغولند . ه- تابلو پنجم محاصره و تسخير هرات
است باندازه 5/19×16 درينجا برج و باروي شهر
هرات با سپاهيان قادر كه گرداگرد او بجنگ و
ستيز مشغولند نشان داه ميشود. بادر سوار بر
اسب و چندين تن از سربازان دلاور اسيران
كتف بسته را با تعدادي سرهاي بريده به او
عرضه ميكنند. ششمين تابلو جنگ نادر با عثمان پاشا
سردار سپاه عثماني بقطع 15×19 است. درينجا
نادر در قلب سپاه انبوهي كه مشغول حمله
بلشكريان عثماني هستند ايستاده وجماعتي
از سپاهيان ايران در كمركش كوه سنگر گرفته
عثمانيها را هدف آتش قرار داده اند. ز- تابلوي هفتم. جنگ نادر با عبداله
پاشا فرمانده سپاه عثماني است(بقطع15×26) در
اين تابلو ايراينان سپاه عثماني را شكست
داده و كشته عبداله پاشا را پيش پاي اسب
نادر اندخته و سه تن دست فراهم، در برابر
نادر ايستاده اند كه يكي از آنان كتابي در
بغل گرفته و اين همان ميزرا مهدي خان
نويسنده تاربج جهانگشاست. ح- هشتمين تابلوي كتاب مجلس
تاجگذاري نادر در دشت مغانست(بقطع3/16×19) كه
چادر سلطنتي بزرگي را نشان ميدهد. نادر با
سرافرازي هرچه بيشتر بر روي مسند مجللي دو
زانو نشسته و شمشيرش در برابر اوست كنار وي
رضا قلي ميرزا در سمت راست و نصراله ميرزا
و امامقلي ميرزا در سمت چپ ايستاده اند.
عده اي از سران مملكت در حاشيه مجلس با
قيافه هاي مختلف ولي با لباس همانند
بترتيب تشريفاتي ايستاده و نشسته اند و
ظرفهاي پر از شيريني پيش آنهاست موزيك
شاهي سرگرم نواختن و توپ ها در حال شليك
شدن است. چند ظرف زرين سرپوش دار و بي سرپوش
نيز در ميان مجلس ديده ميشود. وضع ايستادن
و نشستن حاضران بگونه قرينه سازي است. ط- مجلس نهم. محاصره قندهار را در
سال 1150هجري ارائه ميكند (بقطع20×16) نادر
كناز خندق كنده شده در گرداگرد شهر، سوار
بر اسب ايستاده و دستور داده است توپها را
بسوي بارة شهر آتش كرده اند و عده اي از
سپاهيان نردبانهاي بزرگ را از اينسوي خندق
بباروي شهر متكي ساخته مشغول بالا رفتن و
نصب پرچم پيروزي بر فراز حصارند. در حاليكه
مردم شهر را از اينسوي خندق بباروي شهر
متكي ساخته مشغول بالا رفتن و نصب پيروزي
برفراز حصارند. در حاليكه مردم شهر نيز
تفنگها را از روزنهاي بزرگي برج و بارو
بسوي محاصره كنندگان نشانه گرفته اند. ي- در دهمين مجلس )بقطع16×22) نادر در
صحراي كرنال باهيبتي در خور فاتح هندوستان
ديده ميشود كه بر اسب ابرش نشسته است و
گروه بيشماري از سپاهيان ايران مشفول زد و
خوردند. سعادت خان سردار سپاه هند در هودجي
كه روي فيل قرار دارد با كتف بسته
بحضورنادر آورده شده است. ك- در مجلس يازدهم (اندازه13×16) عمارت
سلطنتي محمد شاه گوركاني پادشاه هند بنظر
ميرسد كه شاه روي مسند مجلل برمتكاي
مرواريد نشاني تكيه داده. در سمت راست مجلس
نصراله ميرزا روبروي وي نشسته و چندين تن
از ايزانيان پشت نصراله ميرزا يستاده اند
و در سوي چپ عمارت چند تن از بزرگان هندي
كنار تخت پادشاه گوركاني حضور دارند. در
اين جا يك قطعه الماس درشت كه گويا كوه نور
يا درياي نور است در كف راست محمد شاه
مشاهده ميشود كه با چهره ئي ناراحت به
نصراله ميرزا ميدهد. ل- مجلس دوازدهم (بقطع13×16) همان
عمارت سلطنتي را نشان ميدهد نادر برروي يك
زير انداز زرين و مليله دوزي شده ئي نشسته
و وسادة مرواريد نشاني با نقوش طلائي در
پشت او قرار دارد محمدشاه با نهايت خضوع
دست ها در بغل پيش او زانوي تذلل زده در
حاليكه نادر جقه اي بكلاه وي نصب ميكند. در
اين مجلس نصراله ميرزا و عده اي از
ايرانيان پشت سر نادر ايستاده اند وچند
عودسوز زرين بر روي زمين در پايين شاه نشين
جلب نظر ميكند. م- مجلس سيزدهم جنگ نادر با ايلبارس
خان و فتح خوارز است (بقطع24×17) كه از همه
تابلوهاي كتاب بزرگتر ميباشد درين تابلو
نادر پيشاپيش سپاه در حال تاختن است و سپاه
ايران تركمانان را كه روبفرارند دنبال
ميكنند و بسياري از آنان را بخاك هلاكت
ميافكنند. نگارندگر اين نقاشيها معلوم نيست
چه كسي بوده و باحتمال ممكن است محمد علي
بيك نقاشباشي دربار نادر پسر ابدال بيك يا
علي بن محمد زمان باشد. (اهميت
تصويرها از لحاظ هنري) چنانكه ميدانيم مينياتور ايران از
ميانه هاي دوره تيموري در هرات پايتخت
تيموريان براهنمايي استاداني چون سلطان
احمد بغدادي ترقيات همه جانبه خود را آغاز
كرد و در اواخر اين عهد واوائل روزگار صفوي
به والاترين پايه پيشرفت و تكامل و پختگي
رسيد. نمونه بهترين كار هاي اواسط عهد
تيموري تصويرهاي شاهنامه با يسنغريست كه
از درخشندگي و زيبائي و فخامت خاصي
گرانبار است و اين مكتب چند سال بعد بوسيله
استاد كمال الدين بهزاد و درويش محمد هروي
و پيرسيد احمد باغ شمالي و ديگران بمراتب
لطيفتر وظريفتر گرديده و كم كم نفوذ سبك
ايلخاني را پشت سر گذاشته و چهره ها و
اندامها و جامه ها و منظره ها رنگ و سنگ و
ملاحت ايراني بخود گرفت. اين تصرفات
استادانه در ايراني تر كردن مكتب هرات
باعث رواج و اعتبار كارهاي بهزاد و شهرت
پردامنه وي و شاگردانش گرديد و اين مكتب را
از لحاظ غناي هنري بلند آوازه ساخت در همان
روزگار مكتب ديگري در بخارا پديد آمد كه
يكي از بنيانگذاران و ترقي دهندگان آن
محمود مهذهب بود كه به محمود مصور نيز
شناخته ميشد. او با چندين تن ديگر مكتب
بخارا در شكوه وريزه كاري و چند گونگي
مناظر و پركاري بپايگاهي بلند رسانيد. پس از پايان يافتن حكومت و پادشاهي
تيموريان و آغاز با سرپرستي و ارشاد استاد
بهزاد و سلطان محمد و قاسم علي و ميرك و مير
حسين دهلوي و مير زين العابدين و خواجه
عبدالعزيزكاشاني مكتب تبريز با ويژگيهاي
تازه و امتيازات ديگري بظهور رسيد كه
بسيار جالب و معتبر تلقي گرديد و روز بروز
د شاهراه پيشرفت به تكامل خود ادامه داد،
مدتي بعد از آن وقتي پايتخت صفويه به قزوين
انتقال يافت بار ديگر مساعي استاداني چون
شيخ زاده و محمدي و ميرزا علي سياوش گرجي و
مير سيد علي و ديگران موجب پديد آمدن مكتب
قزوين گرديد كه يك اشعاب ذوقي و هنري لطيف
در مكتب تبريز بشمار آمد و در جاي خود
بسيار پسنديدة طبع هنرشناسان قرار گرفت.
پس از گذشتن سالي چند از رونق و اعتلاي
مكتب قزوين كه بتشويق شاه نقش آفرين يعني
شاه تهماسب به بلندترين ستيغ زيبائي و
ظرافت رسيد. استقرار پايتخت صفوي به
اصفهان افتاد و با كوشش و هنرنمائي صادقي
بيك افشار و آقا رضا كاشاني مقلب به نادر
الزمان و رضاي عباسي و فرخ بيك گرجي و افضل
و معين مصور و ديگران مكتب ممتاز ديگري
برمكتبهاي سابق افزوده شد كه داراي شيوه
هاي متمايز و مستقل نسبت بمكاتب پيش بود و
بمكتب اصفهان نام برار گرديد. |
|
(پديد آمدن مكتب ايراني سازي) پديد آمدن مكتب ايراني سازي بعد از
تكامل و سپس انحطاط مكتب مينياتور يا (نقاشي
به اصطلاح چيني سازي) يكي از توفيقات
كرامنديست كه در نتيجه كوشش و موقع شناسي
چند تن از استادان بلند پايه اواخر عهد
صفوي نصيب نقاشي ايران گرديده و باب پر
افتخاري را در تاريخ هنر مستقل ملي ما گشود.
اين مكتب از نظر نزديك بودن بيشتر به طبيعت
سازي و درست بودن اندازه هاي قرب و بعد در
ترسيم مناظر و نقشبندي اشخاص صحنه با
شباهت تام از لحاظ چهره و اندام و لباس و
حركات و مددگيري از رنگهاي زنده و پر نشاط
و ايراني پسند و رعايت چشم انداز (پرسپكتيو)
مكتبي بسيار جالب و زيباست كه در دوران
تكامل خود با عالي ترين نمونه هاي
مينياتور يعني مكتب قبل از ظهور خويش
رقابت و همسري كرده است. بنيانگذاران اين مكتب در درجه اول
محمد زمان و بعد از او عليقلي جبادار و
محمد حسن رضوي و عليقلي آرنا اوت و محمد
قاسم كه بر اثر آشنا شدن با شيوه نقاشي
اروپا و انس قبلي با قسمتي از نقاشي هاي
هند متأثر از فرهنگ اين مكتب را در هنر
ايران پديد آوردند و پس از آن علي بن محمد
زمان و ابدال بيك و محمد علي بيك و آذر و
علي اشرف به تكميل آن گماشتند. درميان بنيان گذاران مكتب ايراني
سازي سهم عمده را محمدزمان محمد يوسف دارا
بود كه از طرف شاه عباس دوم براي تحصيل
نقاشي به ايطاليا فرستاده شد و او در آنجا
سخت زير تأثير و نفوذ نگارگري اروپا قرار
گرفت و سالها در رشته آب و رنگ و گاهي رنگ و
روغن به تمرين نقاشي فرنگي و رونگاري از
تابلو هاي آنان پرداخت. محمد زمان پس از بازگشت از ايطاليا
مدتي در هندوستان در دربار پادشاه مغول
هند بسر برد و سپس بايران مكتبي خاص بوجود
آورد كه اساس شيوه ايراني سازي شد و در آن
مكتب بتدريج جنبه ايراني را بر دو جنبه
ديگر غلبه داد و سبكي مستقل و جذاب و با
ملاحت بظهور آورد كه مورد استقبال
نگارگران معاصر وي قرار گرفت و مدتها بعد
تا آواخر عهدزنديه سر مشق استادان بزرگي
چون آقا صادقي و ميرزا بابا بود. محمد زمان
از استادان بزرگ نقاشي ايرانست كه از نظر
پيشقدم بودن در تأسيس مكتب ايراني سازي و
چيده دستي تام در پديد آوردن نقش هاي
دلنواز و بديع حق بزرگي بگردن هنر ملي ما
دارد و متأسفانه هنوز چنانكه شايسته است
به ارج مقام
والاي او در ايران توجه نشده است. مكتب
محمد زمان كه عليقلي و محمد حسن رضوي نيز
از نمايندگان برجسته آن بودند پس از وي
تكامي و پختگي بيشتري يافت. و در عهد نادر
آراستگي تام و آمادگي تمام براي ايفاي
تعهدهاي هنري پيدا كرد و به اوج شكوهبار
خود رسيد ولي متأسفانه از اوايل عهد زنديه
باز به تنزل گراييد و بتدريج دستخوش
دگرگوني هايي شد كه درينجا مجال بحث آن
نيست. باري تصوير هاي كتاب مورد بحث از
لحاظ هنري عالي ترين نمونه سبك ايراني
سازي و بهترين نماينده مكتب تكامل يافته
محمد زمان است كه بتمام جهات حاكي از تجلي
نبوغ ايراني در نشان دادن يك روش صددرصد
مستقل و ملي در هنر نقاشي است. درخشندگي
وچشمگيري و جاذبة رنگ در تصوير هاي اين
كتاب كه از تركيب الوانش، گوئي پرتو نشاط و
سرفرازي و غرور ساطع است و از نمايش حركت و
جنبش و كروفر سپاهيان در هر صحنه رازبقا و
نام آوري و برتر منشي از زير كلك سحرآفرين
نقاش رخ ميگشايد همه و همه حكايتگر آنست كه
اين شيوه اصيل و ظريف همدوش بااعتلاي
سياسي عهد نادر بوالاترين درجه ترقي خود
رسيده وهمزمان با افول ستاره قدرت و توان
نادري بسراشيب ضعف نزديك شده است- جاي كمال
تأسف است كه از آن دوران نقاشي هائي ديگر
بدين پايه از تعالي هنري و تاريخي بدست
نيامده و مهمترين عصر تكامل چنين سبكي
جذاب از اين بابت كم حاصل بوده است- در
خاتمه ياد آور ميشود كه جلد اين كتاب گل
وبوته زرين با حواشي زرنشان ميباشد و بطور
مسلم از كارهاي نگارگر وزرنشان ساز و مذهب
دوران نادر يعني محمد هادي ميباشد. و بايد
اضافه كرد كه اين كتاب تنها نمونه هنر
كتابسازي و جامع جهات مختلف هنري و تاريخي
دوره افشار است. |