غروي، مهدي. "سيمرغ سفيد، نگرشي ژرف درچگونگي استمرار فرهنگي ايران زمين با برريس شاهنامه فردوسي و نقش و نگارهاي آن در هزار سال گذشته". دوره 15-16، ش189و190 (تير و مرداد 57): 11-20، تصوير.  

 

خلاصه: رشد بلوغ هنري هنرمندان ايراني قبل ازحمله مغول، هم ازنظر تركيب و هم رنگ‌آميزي آن بنا بنوشته "بازيل‌گري وتوماس ارنولد" ـ بررسي شاهنامه‌هاي نخستين ـ هنرمنياتوريس ازحمله مغول بابررسي آثاري ازقبيل: تصويرهاي كليله‌ودمنه مورخ 636 ه و... به سبك بين‌النهرين ـ "شاهنامه چستر" و "جامع التواريخ" هردو متعلق به قرن هشتم هجري ـ شاهنامه كاما ـ معرفي نقاشي‌هاي درون كتاب شاهنامه چستربيتي ـ رنگ سرخ در زمينه نقاشي ـ شاهنامه اسلامبول و كتاب مصورسمك عيار ـ نقوش و رنگهاي بكاربرده درتصاوير شاهنامه‌هاي متاخر: زمينه سرخ، شكل ابرها، گل‌وگياههاي زمينه و سفيد، طلايي، بنفش، آبي سير، سبز...

سيمرغ سفيد

  نگرشي ژرف در چگونگي استمرار فرهنگي ايران زمين با بررسي شاهنامه فردوسي و نقش ونگاري هاي آن در هزارسال گذشته

دكترمهدي غروي          مدير تحقيقات فارسي ايران و پاكستان

-41-

بازيل گري در نخستين اثر خود كه دربارة هنر ايراني نوشته است اظهار نظرمي كند:

«ايرانيان در استحصال و ارائه مظاهر هنري د رحد اعلاي استعداد قرار دارند و اين خصيصه دريشان تا حد نبوغ به اعتلا مي گرايد. اين بلوغ هنري كه بارها مورد دستيابي هنرمند ايراني قرار گرفته و اين تعادل مطلوب كه هميشه و در همجا وجود دشته است، از مشاهده و مقابله ساده آغاز گرديده و به تركيب هاي استادانه و رنگ آميزيهاي شاعرانه رسيده ، بطوريكه چون پديده اي ذاتي در نهاد اين مردم ريشه دوانده و هيچيك از يورشهاي خانمان برانداز يونانيان، اعراب ، تركان و مغولان، بدان لطمه اي جانكاه وارد نساخت . علت اين امر اينست كه ملت ايران براي حصول عظمت شاعرانه و اعتلاي هنري از ميراثهاي هخامنشي و پهلوي و ساساني الهام مس گرفت. درين ميدان، شهسواري كه بطور جامع و كامل عظمت شاعري و اعتلاي هنري ايرانيان را عرضه مي دارد، شاهنامه فردوسي است، آنچه نظامي خلق كرد در مرحله بعد وپس از شاهنامه قرار دارد كه بهيچوجه همتائي بر آن حماسة عظيم نبود، بلكه در ميدان شاعري و هنر، شاقدوش و مكمل آن ديگري محسوب مي گرديد1

-42-

سرتوماس ارنولد، در كتاب مهم خود نقاشي اسلامي هنگامي كه درباره موضوعهاي نقاشي اسلامي بحث مي كند وبه شاهنامه مي رسد مي نويسد:

«اكنون به شاهنامة فردوسي اين اثر عظيم ايراني در جهان اسلامي مي رسيم كه نسخه هاي مصور بسيار از آن درست است. درينجا مرجع و منشأ نقاشي بكلي جاي ديگر است، شاهنامه تجسمي است از حماسه هاي ملي ايران و فردوسي براي خلق اين شاهكار به عمق تاريخ و فرهنگ كشورش ، ادوار پيش از حملة اعراب نفوذ كرده است. هنگامي كه كار تصوير نگاري اين مجموعه كشيده شده است ، مسلماً هنرمندان ايراني به همان اعماق تاريخ و فرهنگ ملي خويش نفوذ كرده اند و همان نمونه هاي هنري ملي خويش را بدست آورده اند . اگر چه شواهدي جزچند اشاره كوچك در دست نداريم كه نقاشي ايراني پيش از اسلام در باب صورنگاري كتاب چه حالتي داشته است، اما اين را مي دانيم كه از قرن چهارم به بعد ، نقاشي در هنر ايراني مقامي برجسته داشته است و آثاري كه از كنده كاريهاي روي سنگ و فلز يا نقش روي پارچه ها داريم همه دليل برين مدعاست 2 و پس از بحث و ارائه شواهدي كه ما را قبلا معرفي كرده ايم مي نويسد: «آنچه مسلم است اينست كه در عهد ساسانيان تمايل و توجهي به تجسم برخي صحنه هاي شاهنامه اي وجود داشته است و ما آثار اين نفوذ ساساني را در برخي از مجلس هاي شاهنامه هاي نخستين مي بينيم و اگر در باب اسلوب هاي گوناگون نقاشي شاهنامه اي تحقيق بيشتر صورت گيرد تعلق بيشتر اين مجلس ها با تصاوير بر جاي مانده از آن عهد مشهودتر مي گردد.3

-43-

حمله مغول به دوران استيلاي مغولان به ايران انجاميد . دوراني كه ميتوان آنرا دورة تحول و تكامل هنر اسلامي و خلق واقعي مينياتور ايراني دانست ، اين آثار كمي كه از عصر نخستين مغولان بر جاي مانده است ، مي تواند وسيله و خوراك كافي براي كساني باشد كه بخواهند اين تحول را بررسي كنند . از جملة اين آثار موجود ، ديوسكوريدس مورخ 619 ه / 1222 م (سرب سازان را ما گروار كرده ايم ) و تصويرهاي كليله و دمنه مورخ 636 ه 1239 م و چند اثر ديگر كه بدانها اشاره كرديم، كاملا سبك بين النهرين را ارائه مي كنند . از عصر متاخر بين النهرين نيز برخي آثار بر جاي مانده است كه البته تشخيص هويت اين كارها دشوار مي نمايد ، از آن جمله است شاهنامه چستر بيتي و جامع التواريخ متعلق به انجمن آسيائي ، كه هر دو از نيمه اول قرن چهاردهم (هشتم هجري) مانده اند . درين كتابها هم آثاري از سبك نخستين بين النهرين ، كه بهترين نمونه آن مقامات حريري است، ديده مي شود وهم نشانه هايي از آثار مشرق زمين كه با مغولها به ايران رسيده بود وجود دارد. مغولان خرابي بسيار كردند، اما هنگامي كه به خود آمدند و سرگرم ترميم خرابيها شدند، دوراني را خلق كردند كه پر ثمر ودرخشان بود، نوسازي هنري كه در ين عصر صورت گرفته تخليط مطبوع از پديده هاي هنري بوجود آوردكه نتيجه آن بين المللي شدن هنر نقاشي ايراني اسلامي بود، پس اين نظريه كه با تسلط مفولان تمدن اسلامي ايران ازميان رفت درست نيست. درين سرزمين، در عصر آل بويه و غزنويان نيز خرابي كتابخانه ها و ستمگري نسبت به دانشمندان و هنرمندان، بسيار سابقه داشته است. مغولان هنگام خرابي و ويران سازي، از دانشمندان و هنرمندان نگهداري مي كردند و گروهي ازيشان را نيز به چين و مغولستان فرستادند و اين از عوامل مهم ترقي و تعالي ايشان در سياست فرهنگي بود. در نظ كسانيكه تاريخ هنر ايران را بررسي مي كنند، دورة فطرت و سكون از سال 1335 كه پايان سلطنت ايلخانان است آغاز شد،اما جامعه هنري ايران از اين فطرت نيز با حملة تيمور و تركتازي اين مهاجم جديدنجات يافت4.

در عصر ايلخانان نيز همانند عصر عباسيان و سلجوقيان اداره كشور دردست ايرانيان بود، زيرا خود فاتحان بكلي فاقد قدرت اداره بودند، درين عصر خاندان معروف جويني ظهور كردند، اگر چه اين بزرگان نيز بر افتادند اما درجه علو انديشه و عظمت روح فرهنگ پروري اين بزرگان بر هيچكس پوشيده نيست5.

تصوير 1- تصويري از داخل يك كاسة سوفالين لعابدار از دوران غزنوي رنگ سبزبر روي زمينة سفيد. ظاهراً شاهزاده اي وارد قصر مي شود، شايد از شكار برمي گردد، جلودار نيزه دارش دو سگ شكاري بهمراه دارد، رؤياي وي بشكل زني ماهرو باهالة نور در بالاي صحنه نقاشي شده، در داخل قصر دو زن هردو سوار كار و دو مرد مسن طراحي شده اند و از بالاي قصر چهار شاهنامه اي كه نقاش مجسم كرده است، داستان اسفنديار يا سياوش. در جلو صحنه بركه آبي است با چهار ماهي و در دائره داخلي نوشته هائي با خط خام نسخ كه كلمات عربي السلامه و الحمامه و النعمه و كلمات فارسي، هميشه در ديده يزدان پسنديده، تو دينار، خوانده مي شود در كتاب هنر دوران غزنوي به شماره هاي 185 و186 داخل و خارج ظرف گراورشده و اين خطوط را كوفي لايقرء مي داند، و اسلوب كار را سلجوقي متأثر از كار مصر و بين النهرين معرفي مي كند، از قرن ششم هجري و نقوش مشابه آن در كاشان و ري از قرن سوم هجري.

تصوير 3- طرحو ترسيم تصاوير اساطير فلكي و نقوش نجومي از نخستين كارهاي هنري در تصوير سازي اسلامي بود تصويري كه ملاحظه مي كنيد از يك نسخه قديمي كتاب البحان گرفته شده كه محتواي آراي ابومعشر بلخي منجم معروف ايران است. درين تصوير برج سنبله (شهريور) نموده شده است و سه تصوير كوچك پائين خورشيد و زهره و عطارد را معرفي مي كند. اين كتاب در قرن هشتم ، درموصل تهيه شده و بطوري كه اشاره كرديم عالمان مسيحي ساكن شهر حران به كتابهاي نجومي مصور علاقه بسيار داشتند و بسياري ازين نوع كتابها را از سرياني به عربي برگرداندند و اين خود وسيله اي بود كه روش نقاش بيزانس وارد جهان اسلام گردد و از راه موصل به بغداد به آذربايجان كه مركز اعقاد و تشكيل هنر نقاشي مينياتوري ايران از دوران مغولان به بعد بود، وارد شود.

تصوير 2 الف و ب- عجايب المخلوقات قزويني كتابي است مهم ومعروف كه اصل آن به عربي است، نسخه اي قديم ازين كتاب در آلمان هست كه به خانم ماريا سارهومن تعلق دارد. دو تصوير ازين كتاب به شماره هاي VIAوVIB به چاپ رسيده است. اين كتاب در قرن 14 ميلادي برابر با قرن هفتم هجري در 451 صفحه با تصاوير بسيار ، تهيه شده است باتصاوير حيوانات و گياهان و نقوش اساطيري و نجومي كه متأسفانه تاقص و بدون تاريخ است، كوهنل و شولتز و ارنلد به تفضيل آنرا معرفي كرده اند ، تصوير هاي اين كتاب تحت تأثير هنرهاي سنتي ايران از يك اصالت خاص بر خودارند.

شماره2 الف: سوسمار كه در عربي صناجه است، نقاش سري شبيه سر شير به پيكره حيوان وصل كرده كه نقوش ايراني الهام دارد.

شماره2ب: گوزن وحشي خلدار كه آنهم با الهام از نقوش ظروف سفالين قرون اوليه اسلامي طراحي شده و قطعه شكسته اي از آن ظروف كه همين نقش را در بر دارد ، امروز در موزة كابل حفظ مي شود ، اين نقش را ما نيز ارائه كرده ايم با همين حالت و شكل كه در حال دويدن و به عقب نگريستن است و از عصر غزنوي است.

تصاوير 4 الف و ب دو مجلس از شاهنامه چستربيتي كه متعلق است به اول قرن ازيل گري تصاوير اين مجموعه قديم ترين مجلس هاي شاهنامه اي است كه امروز دردست ماست ولي با مختصر دقت و مقايسه با مجالس شاهنامه كاما متوجه خواهيم شد كه تصاوير شاهنامه كاما ازين نقشها قديمي ترند بيشتر مجلسها اين شاهنامه امروز به كتابخانه چستربيتي تعلق دارد و تعدادي از آن نيز در مجموعه آجيبت گوز بمبي است.

شماره 4 الف : صحنه گرفتن رستم رخش را با آثاري مختصر و نامحسوس در قيافه رستم از نقاشي چيني.

شماره 4 ب : اسكندر در حضور قيدافه ملكه بردعه ، وجودگلها در گلدان و مرغان از خصوصيات كم نظيرا ين  مجلس است. دو عقاب كه در دو سوي تخت سلطنت نشسته اند، بعدها علامت سلطنتي مغولان شد. عقاب در اعصار باستان مرغ مقدس و قابل توجه ايرانيان بود. كلاه يا تاج ملكه بي نظير است و كاملاً تازگي ندارد.

قديم ترين كتاب مصوري كه براي خانان مغول تهيه شد، كتاب منافع الحيوان فارسي است6، در مقدمة كتاب تصريح شده است كه كتاب به حضور غازان خان (1295-1304) تقديم گرديده است، اگر چه غازان خان نخستين خاقان مغول نبود اما وي موضوع مستحكمي براي اسلام در امپراتوري مغول تعيين و تثبيت كرد. در تصوير هاي اين كتاب تغيير محسوس نسبت به كارهاي بين النهرين نمي توان يافت زيرا همان هنر مندان بين النهرين بودند كه در پايتخت خانان مغول اين اثر را خلق كردند. اما اگر آنرا با نعمت الحيوان عربي7 متعلق به كتابخانه بداليان مقايسه كنيم، در ارائه ترسيمات آن مجلسهاي هردو كتاب حامل نفوذ نقاشي هلينستي است كه به سوي طبيعت گرايي و تحرك اسلامي گرايش دارد8.

-44-

تا پيش از كشف و معرفي شاهنامه كاما، تصور شاهنامه شناسان و صاحبنظران از مينياتور ايراني برين مبنا استوار بود كه تصاوير پراكنده شاهنامه دموت با شاهنامه كامل توپ قاپوسراي، قديم ترين مجالس شاهنامه اي موجود در جهان مي باشند، اما اكنون با ارائه مجالس ناقص ولي پر ارزش ككاما، تعدادشان به45 ميرسد، اين تصور باطل شده است وما مي توانيم به جرات ادعا كنيم كه اين 45 مجلس ،‌قديم ترين مجلسهاي شاهنامه موجود مي باشند. اكنون نظر بازيل گري را هنگام ارائه مجالسهاي آن شاهنامه هاي كهن كه در نمايشگاه 1930 لندن عرضه شد بررسي مي كنيم:

قديم ترين تصور شاهنامه اي درين نمايشگاه متعلق به مجموعه چستربيتي9،Chester Beatty از نقطه نظر وفور گل و گياه در همه جاي تصوير، هيئت و قوارة تخت سلطنت و معماري ساختمانها، نفوذ سبك بين النهرين كاملا محسوس است، و در باب رنگ آميزي با تصوير هائي كه در كتابخانة دولتي وينه محفوظ است و مشابه آن در كتابخانه سراي تركيه نگهداري مي شود10 قابل مقايسه است. بهر صورت زمينة همة اين نمونه ها قرمز است و سلاحها، سلاحهاي متعلق به آسياي مركزي است، با اقتباساتي از  چين كه ازين لحاظ قابل قياس است با تاريخ طبري مصوري كه به گئوركيان تعلق دارد11.

از نقطه نظر زمان طرح و نقش مجلس هاي شاهنامه بيتي از اواخر قرن ششم هجري است و مجلس هاي آنرا با تصاوير جامع التواريخ انجمن آسيائي سلطنتي و شاهنامه هاي دموت و استامبول ، كه همه در نيمه اول قرن هفتم كتابت و مصور شده اند، مي توان مقايسه كرد. صرفنظر از خصوصياتي كه نتيجه نفوذ هنر آسياي مركزي است، درين تصويرهاي شاهنامه بيتي و نسخه گالن وينه و طبري گئوركيان يك نوع خشونت و خامي وجود دارد كه آن را بر نسخه هاي مصور ديگرقرن 14 (هفتم هجري) مقدم مي دارد، حداكثر عمري كه به اين گروه مي توان داد حدود هفت قرن است، شايد تاريخ كتابت و مصور ساختن سمك عيار و دو شاهنامه كهن ديگر نيز كه در نمايشگاه برلينگتون عرضه شدند، همين زمان باشد، در تصاوير هرسه شاهنامه آثاري ناچيز و نامحسوش از نفوذ چين مي توان ديد12.

تصوير 5- زاده شدن رستم از يك شاهنامه قديمي متعلق به مجموعه خانم استفنس احتمالاً از اول قرن 14 ميلادي ، اول قرن هشتم هجري اين كتاب با 106 مجلس هشت عنوان و دو سر لوح از پرتصوير ترين شاهنامه هاي كهن است. اگر شخصيت هاي اين مجلس را با شخصيت هاي تصوير شماره 4 از شاهنامه چستربيتي مقايسه كنيم ملاحظه خواهيم كرد كه درين يكي اثر نقاشي چيني نيست يا بسيار نا محسوس است چهره ها كاملاً با چهره هاي مجلس هاي شاهنامه كاما قابل قياس است. از خصوصيات مجلس هاي اين شاهنامه يكي هم اينست كه در زمينه هيچ چيز تزئيني وجود ندارد.

در شاهنامه چستربيتي عوامل بومي و ايراني بسيار است، شايد بيش از همه شاهنامه هاي كهن ديگر، بنابرين انسان در نظر اول به اين تصور گرايش مي يابد كه تاريخ آن بايد بعد از شاهنامه اسلامبول (731ه1330م) باشد، مقصود اينست كه هنگام تهيه اين يكي،عوامل خارجي از مشرق و مغربي، ضعيفتر از هنگامي بوده كه نسخه اسلامبول تهيه شده، يعني چند دهه. از نقطه نظر قطع و اندازه نيز، كه از عوامل مهم تشخيص هويت شاهنامه ها و سرگذشت آنهاست، اين نسخه باشاهنامه كامل، ولي كوچك و ظريف قاهره13 و ديوان خواجو متعلق به موزه بريتانيا كه آنهم از قرن چهاردهم ميلادي بر جاي مانده، قابل قياس است. حال اگر رنگ آميزي اين تصويرها، بخصوص بكار بردن غير عادي رنگ آبي آنرا مورد مظالعه قرار دهيم حدس مادر باب تاريخ اجراي آن، به عقب كشانده مي شود، به حدي كه قابل قبول نيست. شايد اين اختلافهائي كه مابر شمرديم و دست كم برخي جنبه هاي آن، از نثطه نظر مقايسه مجالس نخستين شاهنامه، بيش از حد واقعي باشد وما بنابر ضوابط و معيارهاي ناقصي كه براي ارزيابي اين آثار هنري بدست گرفته ايم دچار سهو و اشتباه شده باشيم.

در نسخه اسلامبول مردان ريش سياه به وفور ديده مي شوند، در كتاب بيتي مردان را با قيافه هاي نيمه مغولي مشاهده مي كنيم، آيا اين مطلب دليل بر آن است كه كتاب بيتي بعد از نسخه اسلامبول تهيه شده و يا اينكه تهيه كننده كتاب در شيراز، علاقمندي داشته است كه اين نفوذ چيني و مغولي را در اين اثر به وفور ارائه كند، همانگونه كه  در شاهنامه سلطنتي دموت تعرضه شده بود؟ نمي دانيم. از سوي ديگر در شاهنامه اسلامبول كار با خشونت و خامي صورت گرفته و اجرا كنندگان براي حفظ سنت هاي كلاسيك هنري، محافظه كارانه قدم برداشته اند.

يكي ازين سنت گرائيهاي ملي سرخ بودن زمنيه است، كه سابقه اي طولاني دارد و مي رسد به نقاشيهاي ديواري عهد ساساني حتي نحوه ارائه و اجراي ابرها، پرده ها و گل وگياهها نيز ساساني است. به عقيده بازيل گري اين آثار را در درجه اول در نقاشيهاي كتاب سمك عيار مي توان ديد و ما با بررسي مجلسهاي شاهنامه كاما، بيشترين نفوذ هنر نقاشي سنتي ، و ماندگاري آن نفوذ را كه با خامي آغازي نقاشي مينياتوري كتابي، از روي نقاشيهاي ديواري توام است، مشاهده مي كنيم. به عقيده گري كه ما نيز با آن موافقيم اين طبيعي ترين و قديمي ترين شبيه سازي و اقتباس هنري است، از روي آن نقاشيها يا مجلسهاي مفقود، كه نقاش آنها را ديده و خواهي نخواهي از آن تقليد كرده است. اما از سوي ديگر بقدري مشابهت و هم آهنگي ميان تصاوير اين كارهاي نخستين و شاهنامه هاي كهن وجود دارد كه نميتوان مجالس سمك عيار را نزيكترين كار به آن هنر اصيل سنتي دانست. بهر صورت درنظر آن هنر شناس نامدار، اين دو كتاب شاهنامه اسلامبول و سمك عيار، قديم ترين و اساسي ترين نقاشيهاي ايراني را با اصالت ساساني معرفي مي كنند، البته اگر در آن موقع بازيل گري مجلسهاي شاهنامه كاما را ديده بود، درين راي تجديد نظر مي كرد. در زمستان سال 2534 همگامي كه گري از راه ايران به مشرق زمين مي رفت، در دفتر كار مرحوم استاد مينوي، با آن هنرمند نامدار ملاقات كردم و وي پس از ملاحظه عكسهاي سياه سفيد نسخه كاما به قدمت و اصالت آن كتاب صحه گذاري كرد.

-44-

مهمترين خصيصه اي كه تصاوير شاهنامه هاي اين گروه را از مجالس شاهنامه هاي متاخر ممتاز و مشخص مي سازد ، همين زمينه سرخ است و پس از آن شكل خاص ابرها و گل و گياههاي زمينه . در مجلسهاي رزمي زمينه سرخ ، اين ابرهاي سفيد رنگ هم ابرو باد را مجسم مي سازند و هم نمايشي از گردو غبار را ارائه مي كنند. در برخي ارين مجلسها ملاخظه مي كنيم كه نقاش آسمان را سفيد يا طلائي كرده و ابرهاي روي آسمان را به رنگ سرخ مي كشد.

تصوير6- تصوير ديگري از نسخه خطي سمك عيار كتابخانه بداليان و منظره عزاداري زنان و مردان را در غم مرگ فرح روز نشان مي دهد. چتري كه در صحنه ديده مي شود كاملاً مشرقي است و در مجلس هاي بين النهرين ديده نمي شود. عزاداري با سر برهنه در آن اعصار پيش از مغول معمول بوده و تصويري از شاهنامه دموت در دست داريم كه مردم در عزاي اسكندر سر برهنه شده اند. در مجلس هاي بعد كمتر به اينگونه صحنه ها ك مرد و زن با هم نشسته باشند برمي خوريم . دو نفر از زنها طبل مي زنند و اين معلوم مي دارد كه مراسم عزا با موسيقي همراه بوده است.

 رنگ هاي مهم ديگر كه درين تصاوير نخستين بكار رفته عبارتند از بنفش ، آبي سير يا روشن و سبز كه البته نقاش با اين رنگهاي معدود نمي توانست آنچه را كه لازم بود ، در باب چهرة آدم ها و ريزه كاري گلها ، ترسيم كند. گاهي يك بوته گل غرق در شكوفه و گل در جلو صحنه ، جائيكه شخصيت هاي موجود در مجلس ارائه شده اند ، به چشم مي خورد14 ، و گاهي درختان به شكل اشجار سايه دار يا ميوه دار ترسيم مي شود ، با برگهاي طلايي يا زيتوني و گلهاي سرخ و ميوه هائي طلائي . به عقيدة بازيل گري ، نقاشان شاهنامه هاي نخستين ،‌براي كشيدن اين نوع درخت سر مشقي جز كتابهاي مصور پزشكي و دارو گياهي مغربي نداشته اند ( ديوسكوريدوس مورخ 619 ه 1222 م كه تصوير هايي از آن را پيش از اين ارائه كرده ايم و تاريخ تهية آن از شاهنامه هاي موجود قديم تر است و مي تواند نمونه يا سرمشق خوبي براي نقاشان شاهنامه هاي نخستين باشد )‌با اين تفاوت كه كار در شاهنامه ها ظريف تر و طبيعي تر شده است15 ، در حاليكه با ملاحظه آن تصاوير كتابهاي داروئي ، به سادگي مي توان اين نكته را دريافت كه مدل و منشأ اصلي اين نقاشيها طرحهاي زمخت و هندسي موزائيك هاي عصر بني اميه در شهرهاي شام بوده است16. حال اگر كتاب كليله و دمنه مورخ 636 ه 1236 م را از نقطه نظر تصاويرش مورد بررسي قرار دهيم متوجه خواهيم شد كه در زمينة تصويرهاي آن ، گل و گياههاي مختلف از جمله گل لوتوس وجود دارد كه بدون ترديد از سوي مشرق، آسياي مركزي ، به ايران مركزي و بين النهرين رسيده است، يا در عصر سلجوقيان، توسط اويغورها و يا در دوران هجوم و استيلاي مغولان . در همة اين مجلسهائي كه زمينه سرخ دارند ، عوامل هنري چيني كه توسط مغولان به ايران آورده شد ، بسيار محدود و نامشخص است، در تصاوير كتاب منافع الحيوان مورگان 17 كه ازين نقطه نظر با اين كتابها مشابه است برگ و گل اين بوته ها بوضع عجيبي طبيعي است.

پاورقي ها

1-     اين مطلب از فصل اول كتاب نقاشي ايراني بازيل گري كه در سال 1930 به چاپ رسيده اقتباس شده و اين كتاب با كتاب بزرگ طبري كه به فارسي نيز برگردانده شده است تفاوت دارد.

2-     ارنولد، سرتوماس، نقاشي اسلامي، از فصل پنجم كتاب كه عنوان آن ، انتخاب موضوع در نقاشي اسلامي است، ص 18 چاپ جديد ، يادداشت ص 82 در باب منبع اصلي اين اظهار نظر كه كتاب خراسان هر تسفلد است.

3-     همان كتاب ص 82 .

تصوير 7- قطعه اي از يك قاب سوفالين، كار خراسان در عصر غزنوي كه در آن هيچ اثري از اسلام نيست. غرالها نگران از شكار گران مي گريزند، طرح بخش مركزي نيز هندسي و بي معناست و در دائره داخلي دور آن تقليد ناقص از خطوط كوفي هست با زمينه زرد كم رنگ و نقوش سبز موزه كابل به شماره 199ر2ر58.

4-     گري، بينيون، ويلكينسن، هنر مينياتور ايراني چاپ جديد ص 30.

5-     ادوارد براون ، تاريخ ادبي ايران جلد سوم صفحه هاي 20 تا 31 متن انگليسي.

6-     نوشته اين بختيشوع متعلق به پيرمورگان مجموعه دار معروف . براي ملاحظه تصاوير آن نگاه كنيد به مارتين تصوير هاي 6 تا 21 ،Klaud Anet مجله برلينگتن مجلد 23 صفحه هاي 224 تا 231 و صفحه 261 و ص 30 كتاب گري ، ويلكينسن ، بينيون و تصوير شماره 18 الف همين كتاب كه عين آنرا در بخش پيشين اين مقاله نيز نقل كرده ايم .

7-     مارتين در كتاب خود تصويرهاي شماره 17 تا 20 اين كتاب را گراور كرده است.

8-     گري براي اثبات اين نظر خود كه اثرات هلنيستي درين كارهاي هنري هست، مي نويسد: بايد اين تصوير ها را با موزائيك هاي كليساهاي سن كسماس و داميان درجراش كه متعلق به قرن ششم ميلادي است ، مقايسه كرد ( زير نويس شماره 4 ص 30 همان كتاب ) سپس به نسخه اي ديگر ازين كتاب اشاره دارد كه نقاش در طرح و ارائه تصوير حيوانها ،‌آزادي بيشتر داشته است و وي اين آزادي در ارائه طبيعت گرايي  را نتيجه نفوذ نقاشي چيني مي داند . و مي نويسد كه تپه  ماهورهائي كه در آن بز كوهي و حيوانهائي ازين قبيل زندگي مي كنند ، متعلق به چين بايد باشد ( نگاه كنيد به دو تصوير اين كتاب كه مارتين تحت شماره هاي 24 و 25 ارائه كرده است)، گري پس ازين مقدمات ، اظهار مي دارد كه در شاهنامه هاي نخستين نيز اين اثر شرقي است اما در نظر كرسول Creswell  در كتاب : معماري و هنر اوليه اسلامي Early Muslim Architecture vol. I, P.349. ريشه اين  تحول ، كه در مجالس شاهنامه هاي نخستين پيدا شد، منشأ مغربي دارد نه مشرقي . ياد آوري مي كنيم كه در تصاوير شاهنامه كاما، كه عجاله قديم ترين مجلسهاي شاهنامه محسوب مي گردد، اثر هلنيستي يا نقاشي بيزانسي (روم شرقي) ديده نمي شود و علت اثر گذاري نقاشي بين النهرين در تصاوير شاهنامه هاي عصر ايلخانان اين بوده است كه مراغه و تبريز ، پس از بر افتادن عباسيان ، جانشين بغداد گرديد ، در حاليكه شاهنامه كاما و سمعك عيار بداليان ، بدون شك در ايران مركزي يا خراسان تهيه شده اند و تصوير هاي اين دو كتاب با تصوير نقش داخل يك ظرف سفالي كه از دوران غزنوي است و همراه با اين مقاله ازائه گرديده قابل قياس و مشابه است.

9-     اين شاهنامه در اوايل قرن هفتم (چهاردهم ميلادي) تهيه شده است و اكنون 80 مجلس آن به كتابخانه چستر بيتي در دوبلن تعلق دارد كه 18 عدد آن را به نمايشگاه فرستاده بود و بقيه مجلس ها در تملك آجيت گوز Agit Ghose در بمبئي است . بلوشه در مجله اوپن شماره 41 ژانويه 1930 اين آثار را معرفي كرده است و گري سه مجلس آنرا در كتاب خود آورده كه ما نيز هر سه مجلس را گراور كرده ايم .

10-  براي توضيح بيشتر در باره اين مقايسه نگاه كنيد به ص 32 كتاب گري و توضيحات بلوشه كه در زيرنويس 2 همان صفحه بدان اشاره شده است ، از جمله اينكه درين مجلس اسلحه اي بكار رفته است ،كه در زمان ساسانيان معمول بوده و در سنگ نگاشته خسرو دوم در طاق بستان نيز ديده مي شود، دكتر زاره جمله اي را از كتاب آميانوس مارسلينوس نقل كرده كه بر طبق آن در قرن چهارم ايرانيان اين سلاح را داشته اند . براي مشاهده سنگ نگاشته نگاه كنيد به : Felsrelieps, Tep. XXXVII, S. 203 Sarre und Hertjpeld, Iranische

11-  نگاه كنيد به زير نويس شماره 3 كتاب گري و تصاوير اين نسخه در شولتز شماره 1 و مارتو وور Vever Marteau تصوير هاي 47 و 48 .

12-  ازين دو شاهنامه كه هر دو متعلق به استانبول مي باشند جمعاً شش مجله (يك و پنج) در كتاب گري آورده شده است شماره هاي 22 و 23 كه ما نيز برخي از آنها را گراور كرده ايم.

13-  اين شاهنامه كامل و تاريخ كتابتش 796 ه 1393 م است و جمعاً چهار مجلس آن در كتاب گري آورده شده است ، اين نسخه به كتابخانه ملي قاهره تعلق دارد.

14-  نگاه كنيد به تصويري از سمعك عيار كه تحت شماره XII.A در كتاب گري گراور شده و صحنه چوب خوردن وزير در حضور شاه را نشان مي دهد و ما نيز در گذشته آنرا ارائه كرده ايم.

15-  در موزه بريتانيا يك صحنه مينا كاري بر روي شيشه است كه در آن درختي را با رنگهاي زيبا ملاحظه مي كنيم اين نقاشي كه احتمالا در قرن ششم كشيده شده ، در سوريه تهيه گرديده بوده است.

16-  خسرو انوشيروان در سال 533 م. مقداري از صحنه هاي موزائيك ديواري را از انطاكيه به بين النهرين منتقل ساخت مسعودي كه در قرن دهم ميلادي ميزيست، اين آثار هنري را ديده بوده است، اين مطلب را بلوشه در ص 94 كتاب خودش آورده است نگاه كنيد به زير نويس شماره 1ص 33 كتاب گري، نقاشي ايراني.

17-  اين كتاب در قرن ششم نوشته و مصور شده و يك تصوير از آن را گري آورده است كه ما نيز آنرا در صفحات گذشته اين كتاب نقل كرده ايم. نگاه كنيد به ص 42 و تصوير شماره IXB همين كتاب.