ذكاء، يحيي. "تاريخ رقص در ايران". دوره 16، ش189و190 (تير و مرداد 57): 2-7، تصوير، طرح. 

 

خلاصه: بررسي رقص در ايران پيش از تاريخ، نمونه‌هاي گوناگون ازنقش برجسته‌ها و مهرها و نقوش بر روي سفال ـ رقص مذهبي ـ كاربرد ماسك ـ رقص دسته جمعي ـ رقص در لرستان هزاره يكم ه.ق ـ رقص خدايان در آسمان.

تاريخ رقص در ايران

يحيي ذكاء

رقص تكي بر روي لوحه سنگي از شوش

و از اين رده است نگاره برجسته يك لوحه سنگي مربع سوراخ داري كه ازشوش بدست آمده و درموزه لوور نگاهداري مي شود.

دو نگاره در بالا و پايين اين تخته كنده شده، و نگاره بالايي، مجلس بزمي است كه دو فرمانروا در سوي راست و چپ بر روي چهار پايه‌اي نشسته‌اند و دو رقاصه درپيش آنان برقص و دلبري مشغولند، فرمانرواي سمت راست گويي باري سلامتي و تحسين رقاصه‌يي كه در برابرش ميرقصد، جام خود را بلند كرده و آماده نوشيدنست و فرمانرواي سمت چپ كه ازباده سرمشت گشته، دست در كمر رقاصه انداخته او را بآغوش كشيده است و ميگسار بزم نيز زانو زده جام باد هرا بدست رقاصه مي دهد تا به فرمانروا تقديم بدارد.

نگاره اين لوحه سنگي تراشيده با آنكه بعلت ريختگي، اندكي ناروشن است، ليك  در هر حال همبستگي رقصهاي « تكي» را با بزمهاي فرمانروايان و زورمندان نيك نشنان ميدهد و جدايي ميان رقصهاي شهواني و تفريحي را با رقصهاي دسته بند مقدس و مذهبي روشن ميسازد.

رقص دسته بند «كاسوها» در هزاره سوم

از « كاسوها» يا « كاسيها» كه هزاره سوم پيش از ميلاد درشمال ايلام در پيرامون كرمانشاهان و دره‌هاي كوههاي زاگرس ( پيشكوه و پشتكوه) زندگي مي كرده‌اند، تكه سفالي بدست آمده كه بر روي آن نگارنده سه رقصنده درنزديكي چادرها يا كليبه‌هاي ني شان نشان داده شده است ( پيكره شماره 32).

اين تكه سفال ازديده نمايش گونه ديگري ازرقص كه در آن رقصندگان هر كدام بازوان خود را از پشت گردن يكديگر گذرانيده ، دستها را بر روي شانه‌هاي همديگر مي نهادند،‌بسيار ارزنده است و چگونگي آن درپيكره شماره 33 بخوبي نشان داده شده است.

رقص با «سماچه» از تپه يحيي

ازنيمه دوم هزاره دوم تا هزاره سوم پيش از ميلاد، مهر سنگي استوانه‌يي كوچكي در دست است كه از « تپه يحيي» دركرمان پيدا شده و بر روي آن پيكره دو آدمي با سرهايي بشكل پرنده و پرهائي كه مانند بال بر بازوانش بسته بود نشان داده شده است.( پيكره شماره 34).

آنچه در اين مهر شايان بر رسي است، بكار بردن « سماچه» (3) ( ماسك) بشكل پرندگان است است كه رقصندگان با نهادن آنها بر سر روي و بستن پرهاي بلند به بازوانش مي خوستند ودرا بشكل 1رنده درآورده، و رقصي با حركت پرندگان انجام دهند( پيكره شماره 35).

نمونه ديگر ارقص باسماچه از تخت جمشيد

 خوشبختانه اين مهر تنها نمونه ازرقص با « سماچه» ( ماسك) نيست و تكه سفال كوچكي كه با دست هر تسفلد در تخحت جمشيد پيدا شده،‌و درتاريخ آنرا شايد بتوان نيمه يكم هزاره دوم پيش از ميلاد دانست، نمونه ديگري از رقص با « سماچه» را نشان مي دهد.

بر روي اين سفال  دو تكه، كه پيداست تكه‌هاي شخصي از يك ظرفين سفالين بزرگي است، نگاهر دو تن در حال انجام رقص دسته بند، نگاشته شده كه با گرفتن دستهاي يكديگر، شاخحه‌هايي را كه برگهاي متقارن است( همچون شاخه درخت عرعر يا برگ خرما) بحالت عمودي درميان دستهاس خود نگاشته‌اند ( پيكره شماره 36) . از آن ، با ژرف نگري

35

34

33

32

31

درپيكره‌هاي اين سفاليه، ديده مي شود كه رقصندگان « سماچه» هايي به رووسر خودنهاده‌اند كه گمان ميرود كلهبز كوهي ( پازن) رابا شاخها و گوشهايش نشان ميدهد.

رقص با « سماچه بز كوهي و دردست گرفتن شاخه‌هاي سبز درختي كه داراي شاخه هاي متقارن است ما را بياد يك موضوع مذهبي و اساطيري از اين روزگاران مي اندازد كه بارها و بارها بر روي ظرفها و آثار ديگر نگاشته شده است، و آن نگاره دو بز كوهي ( نماد خداي كوهستانها) بحال نيم خيز دردو سوي « درخت زندگي» است كه داراي شاخه‌هاي متقارن است و اين نگاره يكي از مووضعهاي بسيار متداول آن زملانست و يك عقيده مذهبي و همگاني مردم آسياي غربي را نشان مي دهد.

 از نگاره اين تكه سفال چنين مي توان پنداشت كه اجرا كنندگان اين رقص دسته بند مذهبي در مرودشت تخت جمشيد ، هنگام بهار و سرسبزي درختان و گياهان مي خواسته‌اند همان داستان بز كوهي و درخت زندگي را تجسم بخشيده و جشن و شادماني خود را با اين رقص مذهبي رونقي دهند.

بهرسان موضع رقص نگاشته شده بر روي اين تكه سفال هر چه باشد، از ديده نشان دادن پيشينه كاربرد «سماچه» ( ماسك) درايرانزمين و در رقصهاي مذهبي و جشنهاي قبيله‌يي بسيار پر ارزش و شايان دقت است.

براي باريك بيني درشناخت اين گونه رقصها و دريافت همبستگي آنها با حركتهاي پرندگان و جانوران، نگاره سفالينه‌اي را از « هاراپا» در اينجا مي آوريم( پيكره شماره 38) كه در آن نيز رقصندگان سماچه گوزن شاخداري را بر روي چهره و سر خود نهاده‌اند و پيكره گوزن بزرگي نيز در پهلوي آنان ديده مي شد كه رابطه رقص با موضوع آن بيان كرده شود و انگيزه و چگونگي اينگونه رقص نيك آشكار گردد، بيگمان دو رقص يا دشده دربالا نيز اين گونه بوده و رقصندگان از حركات پرندگان و بزهاي كوهي دررقص تقليد مي كرده‌اند.

رقص سه نفري از تل تيموران

بسال 1332 ه.ش در ارسنجان فارس ، هنگام گمانه زنيها، از « تل تيموران» ظرفهاي گلي نقش و نگارنداري از سالهاي 1400 تا 1200 پيش از ميلاد پيدا شد كه از ميان آنها ، نگاره دو ظرف سفالين شكسته ،‌ازديده زمينه اين گفتار، شايسته بررسي است.

ددر دور دهانه و تنه خمره گلي با خط‌هاي متوازي و نگاره‌هاي ديگر آرايش يافته است، درلاي خطها، جابجا مجالسي ازيك گونه رقص سه نفري نگاشته شده كه از ديده چگونگي قرار گرفتن دستها و بازوان درست مانند رقص « كسو»هاست( پيكره شماره 39).

برتري كه نگاره اين سفاليه بر نگاره‌هاي ديگردارد، دراينست كه در اينجا برخلاف رقصهاي دسته بند ديگر، كه در تشكيل حلقه يا رده‌هاي آنها،‌گروه فراواني هنبازي مي داشته‌اند – تنها سه تن بازو افكنده در يك رده سه تايي به رقص و پايكوبي برخاسته‌اند و اين گذشته ازاينكه ا خود نگاره پيداست،‌از چگونگي دستو بازيوي دو تن رقصنده كه در اين سر و آنسر رده رقص قرار دارند، روشن مي شود،‌زيرا شكستن بازوها از آرنج و بالا نگاه داشتن دستها در دو سو، نشانه تكميل رده رقص مي باشد.

37

36

رقص ديگر از تل تيموران

همانند و همزمان نگاره اين ظرف است، نگاره ظرف از همانجا، كه در دو جا درلبه بيروني آن، پيكره رقص دو تن با همين شيوه نگاشته شده، ليك دراين يكي، چون رثصندگان با خط‌هاي موازي دور ظرف تلاقي كرده، نگارگر از نگاشتن سرها خودداري كرده با ساده كردن آن، جنبه آرايشي مطلق به نگارداده است آنچنانكه اگر دستها نگاشته نشده بود در نخستين نگاه نمي توانستيم دريابيم كه آن گوشه‌هاي شطرنجي پيكر آدمي را نشان مي دهد ( پيكره شماره 40).

ازبررسي نگاره‌هاي اين دو ظرف از « تل تيموران» فارس، چنين بدست مي آيد كه گذشته از رقصهاي « دسته بند» و « تكي» كه پيش از اين ياد آها كرديم،‌گونه‌هاي ديگري ازرقص در ايرانزمين بوده است كه در آن رقندگان دوبدو، سه به سه، بازو دربازو يا دست در دست هم انداخته ، به پايكوبي برمي خاستند، و نيز بگواهي نگاره‌هاي اين سفالينه‌ها، شماره رده‌سه تايي و دوتايي در يك مجلس رقص، بيش از يكي دو تا بوده است و در اين رقصها اگر چه از نگاره‌ها چيزي فهميده نمي شود- شايد درهر رده سه تايي: يك مرد و دو زن يا دو مرد و يكزن، و دررقصهاي دوتايي: يك مرد و يك زن يا دو مرد يا دو زن با هم مي رقصيدند.

38 - 39

نمايش رقص در سر پرچم

در لرستان از هزاره يكم پيش از ميلاد ، سر پرچم مفرغ شبكي بدست آمده كه اينك در مجموعه پروسور زارع در موزه لوور نگاهداري مي شود. دردرون حلقه اين سر پرچم، رقص دست بدست چهار تن با شيوه‌ايي استادانه و زيبا و تركيبي نو، نشان داده شده است. باز در پايه همان سر پرچم كه جاي گذرانيدن چوب يا ميله پرجم بوده، نديسه دو آدمي درحال رقص دست بدست نمايش داده شده است ( پيكره شماره 41 و 42).

خوشبختانه در اين نمونه مفرغي، حركت پاها و دستها را در حال رقص، بخوبي مي توان دريافت و پيدايست كه هر يك از رقصندگان، يكي ازپاهاي خود را از زمين بلند كرده پس از خم كردن پشت سر، سپس در جاي ديگر بزمين مي نهاده و همين كار را با پاي ديگر انجام مي داده تا رفته رفته ،‌حلقه رقص بدور خود چرخيده و جاي رقصندگان عوض مي شده است.

اين سر پرچم ازديده نماي اينگونه رقص و از ديده ديگر، يكي از مدارك بسيار پر ارزش دربارة رقص در ايران زمين است و ما از آن درمي يابيم، كه در ميان مردمان روزگاران باستان، رقص تا چه اندازه ارج و بها داشته است كه آنرا همچون نشانه‌يي بزرگ درسر پرچم‌هاي خود بنمايش مي‌نهاده‌اند.

43

42

41

40

رقص خدايان در آسمان

مردم روزگاران پيش از تاريخ همان سان كه خودشان درروي زمين به پايكوبي و دست افشاني بر ميخاستند چنين مي پنداشتند كه خدايشان نيز در آسمان يا در زير زمين ،‌برقص برميخيزند.

برخي از مردمان روزگار باستان چنين باور داشتند كه اصولا رقصيدن از كارهاي خدايان است و اين آدمي است كه به تقليد از آنان، درروي زمين ،‌جنبش‌ها و جيت وخيز هاي آنان را تكرار ميكند و اين پندار را سر پرچم يا سنجاق مفرغي ديگري از لرستان كه زمانش به سده هفتم پيش از ميلاد مي رسد، و در مجموعه ج.ل . وينتروپ نگاهداري مي شود،‌براي ما بازگويي مي كند( پيكره شماره 43)

دراين سر پرچم مفرغي مشبك ،‌تنديس سه خدايا رب النوع شاخدار نشان داده شده كه خداي ميانين كه پابگاهش از دو تاي ديگر والاترست پا بروي قرص خورشيد و دوتاي ديگر پا بر پشت دو شير غران نهاده،‌دست بر دست هم مشغول رقصند، تو گويي، بكاربرندگان اين سر پرچم، از اين راه خواسته‌اند چرخش و گردش خورشيد را در آسمان از خرايان به خاوران( از شرق به غرب) همچون رقصي موزون و سنجيده بيان كرده، نمايش بدهند،‌بهرسان اين سر پرچم نيز از ديدگاه نمايش جنبه‌هاي خدايي و مذهبي رقص، در ميان مردم ايران زميني ،‌شايان توجعه و بررسي است.

اينست نمونه‌هايي از رقص در ايران پيش از تاريخ كه نويسنده با بررسي‌هاي فراوان از روي آثار گوناگوني كه در ين سرزمني پهناور بدست آمده است، گردآورده و درباره آنها به پژوهش پرداخته است، ليك از اين تاريخ تا دوره شاهنشاهي مادها و هخامنشيان،‌با اينكه بي گمانيم رقص درميان مردم ايران رواج داشته است، افسوس ،‌نمونه و اثري كه روشنگر اين داستان باشد،‌بدست نيامده يا نويسنده آنرا نديده است و با اين همه نمونه‌هاي اندك، از ذديده روشن ساختن پيشينه و چگونگي رقص در ايران، بسيار گرانبها و پر ارج است و اميد هست كه در كاوشهاي آينده، نمونه‌ها و نگاره‌ها و تنديسه‌هايي بدست آيد كه بررسي اين رشته از هنر ايرانرا بر پژوهندگان و خواستاران اين زمينه آسان گرداند وتاريخ آنرا روشن تر و كاملتر سازد.