نراقي، حسن. "قالي كاشان". دوره2، ش19 (ارديبهشت43): ص 15-22، تصوير.

خلاصه:شرحي دربارة عصر طلايي صنايع كاشان درقرون ده و يازده هجري، صنعت قالي‌بافي درعهدشاه‌عباس، انواع بافت قالي درآن زمان در كاشان، معرفي قاليهاي گرانبها و تاريخي بافته شده در كاشان: قالي معروف به اردبيل، قالي شكارگاه، قالي چلسي، قالي گلداني و قاليهاي  لهستان.

 

 

قالي كاشان

حسن نراقي 

قالي‌هاي تاريخي و گرانبهاي كاشان مظهر زيبايي ذوق و هنر ايرانيان است در جهان.

باد آباد مهين خطّه كاشان كه مدام                                                مهد هوش و خرد و صنعت و بينايي بود

هر كه برخاست به هر پيشه ز شهر كاشان                                       در فن خويشتنش فرط توانايي بود

فرش زيباش كنون شهره دهر است چنانك                                     زري و مخمل او شاهد هر جايي بود

 (ملك الشعراء بهار)

قالي ايران كه عامل بزرگ شناسايي كشور كهنسال ما به جهانيان گشته و اكنون در زندگاني همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خود نمايي مي كند، گذشته از تأمين نيازمندي هاي زندگي و تشكيل اندوخته پر بهاي هر خانه و خانواده‌اي، ارزنده‌ترين نماينده انديشه هاي لطيف انساني و زيباترين پديده هاي دلپذير هنري و هم به شمار مي‌رود. اين صنعت ظريف كه چكيده ذوقهاي سرشار و مولود سليقه و ابتكار استعدادهاي هنري گروهي از افراد آزموده و ورزيده مي باشد، محصول كار و نتيجه كوشش و دقت و هماهنگي هاي هنرمندان را به صورتي جالب و نقشي دلفريب جلوه گر مي سازد و مخصوصاً ‌هم براي آنكه واجد مزاياي مادي و معنوي است، در ميان هنرهاي زيبا جايگاهي بلند و بي مانند دارد، به گفته پروفسور پوپ آمريكايي كه عمري را با دانش و بينش در تحقيق و بررسي آثار و صنايع تاريخي ايران به سر برده است:«قالي ايراني نشانه تجمل شاعرانه در سرتاسر جهان است».

 

و در جاي ديگر گويد: «اين صنعت بيش از تمام صنايع خصايص و رسوم تنوع قديمي را در بر داشته مراحل مختلف زندگي و فرهنگ ايران را نشان مي دهد، قالي هاي ايران روح حقيقي صنايع اين كشور را مجسم مي سازد».

اما قالي كاشان، كه شهرت آن دنيا را فرا گرفته و شامل گرانبهاترين آثار هنري و قطعه هاي ممتازي در نوع خود مي باشد، از نظر تاريخي دو عصر متفاوت و مختلفي را پيموده، و يك تعطيل طولاني و فاصله زماني قريب به دو قرن اين دو مرحله را از يكديگر جدا ساخته است.

نخستين بار در قرنهاي دهم و يازدهم هجري كه عصر طلايي صنايع كاشان ناميده شده است. بار دوم نيز دوره كنوني است كه از اوايل قرن حاضر آغاز گشته است. چونكه عوامل و وسائل كار و چگونگي هاي آن در هر دوره تغيري يافته، بنابراين سير تاريخي اين صنعت بزرگ را هم بايد در دو عصر متناوب و در حدود زمان و مكان و شرايط خاص خود مورد بررسي قرار داد.  

دوره اول:

اين نكته واضح و مسلم است كه سابقه تاريخي تهيه و بافتن هر گونه فرش و گليم و قالي با مواد اوليه پشم يا موري حيواني در آغاز كار از صنايع روستايي و ايلياتي بوده كه به تدريج در شهرها و ساير مراكز اجتماع هم پيشرفت نموده. سپس نيز به اقتضاي فراهم بودن وسائل و عوامل گوناگون محلي با به كار بردن الياف پنبه و ابريشم تا تارهاي زر و سيم هم تنوع پيدا كرده است.

مخمل دو خوابه گلدار قرن دهم كاشان(موزه يانگ ـ سان فرانسيسكو)

و ليكن در مورد قالي بافي كاشان دلايلي هست بر اينكه مبداء آن برعكس سير تدريجي و ترتيبي كه گفته شد از عالي‌ترين مرحله تكامل بافندگي منسوجات ظريف ابريشمي پديد آمده است. زيرا كه پارچه بافي ابريشمي از روزگاري بس دراز در آن شهر رواج و رونق كامل داشته و قرنها پيش از مسافرت ماركوپولوي ايطاليايي در قرن هفتم به ايران كه (در كاشان مخمل و پارچه هاي ابريشمي توجه او را جلب كرده است) مردم آن ديار سرگرم اين پيشه و هنر بوده اند. 

آنها در طي زماني طولاني و با پيشرفت هاي تدريجي انواع تازه و ممتازي را در صنعت مخمل بافي پديد آوردند، مانند مخمل دو خوابه، برجسته و گل دار و مخمل زري تا پارچه هاي زربفت كه با ابريشم و گلابتون سيم و زر بافته مي شد. هر چند كه در مراكز ديگر هم اين كارگاهها تهيه و قماشهاي ابريشمي مشابه آنها بافته شد ولي از جهت كم و كيف هرگز نتوانستند با كاشان رقابت و برابري بكنند.  

در عهد شاه عباس اول كه مروج و مشوق صنايع كشاورزي بود، بگفته مؤلف كتاب تذكرﺓ الملوك(صفحه  30) تنها      [15]  كارخانه دولتي كه  در خارج پايتخت خلعت‌ها و هداياي سلطنتي را فراهم ساخته و آماده مي كرد در كاشان برپا شده بود تا «خلعتي كه به حكام و وزرا و كلانتران و مين باشيان و يوز باشيان و سايرين داده مي شد در كاشان و اصفهان تهيه  مي گرديد».  

 مخمل رنگارنگ كاشان شكار گاه نيمه دوم قرن دهم هجري(موزه هنر هاي زيبا در بوستون).

بر اثر ترقي و تنوع منسوجات، طبعاً مصرف آنها هم از لباس و پوشش زن ومرد تجاوز نموده در انواع وسايل و اسباب تجمل زندگي و براي زيب و آرايش دادن خانم‌هاي توانگران مورد استعمال قرار گرفت.

 

و از آن جمله براي تزيين كف اطاق و گستردن روي فرشها بود.

چنانكه شاردن محقق فرانسوي در كاخهاي سلطنتي اصفهان ديده و مي نويسد :«اين قالي مخملي گرانبها را روي نمدهاي ضخيمي گسترده بودند تا قالي محفوظ بماند».

يكي از وعاظ مسيحي بنام كارترايت كه در حدود سال 1600 ميلادي به كاشان آمده درباره صنايع و قالي آنجا مي‌نويسد:

«مردم كاشان خيلي كار كن و صنعتگر هستند و براي هر فن و ذوقي مهارت دارند مخصوصاً در صنعت بافتن كمربند و دستمال و منسوجات گلابتون، انواع مخمل و اطلس و زري و تافته و پارچه‌اي كه در اروپا معروف به اورمزين (منسوب بهرمز) ميباشد. و همچنين انواع قالي و قاليچه و ظروف چيني و كاشي كه انسان را متعجب مي سازد. اجمالاً مي توان گفت كه كاشان مخزن و مركز معامله تمام شهرهاي ايران براي اين اجناس ميباشد. من اطمينان قطعي دارم  كه واردات ساليانه ابريشم كاشان از واردات ساليانه ماهوت لندن بيشتر مي باشد».

 قالي مخملي بافت قرن دهم كاشان

اما تهيه و استعمال قماش و قالي هاي زربفت كاشان پيش     [16]      از عهد شاه عباس با جنبه تجمل و اشرافي كه داشت منحصر به داخل ايران بود. در عصر اين پادشاه بلند همت، علاوه بر مصرف زياد آن در دستگاه سلطنتي و امرا و بزرگان، بخصوص از جهت هداياي كه ب كشورهاي بيگانه فرستاده ميشد نام آنرا همه جا بلند آوازه كرده و مشهور ساخت.

از اين لحاظ در مراكز خارج ايران كه قالي زربفت همراه با نام شاه عباس شيوع يافته و شناخته شده چنين گمان برده اند كه ابداع و ابتكار اين نوع قالي هم در عهد اين پادشاه بعمل آمده و برخي از نويسندگان نيز به پيروي از آنها اين اشتباه تاريخي را تكرار نموده اند. در حاليكه مطابق مدارك تاريخي كه يكي از آنها را در اينجا ياد مي كنيم، سالهاي متمادي پيش از شاه عباس اين صنعت رونق و رواج كامل يافته است.

در ضمن فرماني كه در سال950 هجري از طرف شاه طهماسب بعنوان حاكم خراسان مبني بر دستور العمل جامعي براي پذيرايي از محمد همايون صادر شده، درباري هداياي مخصوص شاه مي نويسد:

«قاليچه مخمل دو خوابه طلا‌باف و سه زوج قالين دوازده ذرعي كوشكاني». 

 قالي معروف به  اردبيل عمل مقصود  كاشاني(موزه ويكتوريا و آلبرت)

قالي ابريشمي قرن دهم كاشان با نقش شكارگاه كه پاره اي از تصاوير آن با مليله نقره بافته شده (موزه هنر و صنعت شهر وين 

بنابراين جاي حرف نيست كه بافتن قالي زربفت با گلابتون طلا از زمان قديم و پيش از سلطنت شاه طهماسب هم معمول بوده است، و همچنين لفظ دو خوابه اصطلاح خاص يك نوع از مخمل و قالي در كاشان بوده و هست. و ليكن در عهد شاه عباس مقدار توليد و مصرف اين قالي گرانبها بحدي افزايش بافته كه با ايام گذشته قابل قياس نبود از اين جهت در شهرهاي ديگر هم كارخانه هاي بزرگ و مجهزي براه افتاد. 

همچنانكه پس از درگذشت  شاه عباس هم اين كارخانجات رونق خود را از دست داد تا آنكه با انقراض صفويه اين هنر ظريف يعني بافتن قالي هاي زربفت در كاشان بكلي از ميان رفت . در حاليكه مراكز ديگر كه با تهيه فرش هاي پشمي سروكار داشتند كم و بيش كار هود را ادامه دادند و از آن جمله جوشقان بود.

قالي جوشقاني:

اين قالي كه در فرمان نامبرده شاه طهماسب «كوشكاني» ناميده شده از آغاز كار بر عكس قالي كاشان از صنايع روستايي      [17]     بوده كه با پشم مرغوب گوسفندهاي محلي بافته ميشد. 

در عهد شاه عباس بكار بردن ابريشم و گلابتون زر و سيم در قالي جوشقان هم معمول گرديد كه نمونه آن قاليچه‌هاي روي قبر و درگاههاي مقبره شاه عباس دوم است كه در موزه  هاي قم و ايران باستان موجود مي باشد.  

پروفسور پوپ در كتاب خود بنام «تحقيقي در باب هنر ايران» از جمله  152 تخته قالي هاي تاريخي ايران را كه برگزيده بود نام برده و بيش از يك پنجم آنها را بافت جوشقان معرفي نموده است.

پس از صفويه فالي جوشقاني  هم پيرايه هاي تجملي را از دست داد. از پشم بومي خالص و با همان رويه سهل و ساده روستايي قديم كه طرز بافت آن در رديف مستقيم و بدون احتياج به نقشه خارج بافته ميشد ادامه داشت. اين قالي با دوام كه از لحاظ قيمت هم مناسب بود در زندگاني طبقات متوسط رواج   و شهرت خود را از دست نداد.

بخصوص از حيث مرغوبي پشضم بره هاي بوم جوشقان و رنگهاي نباتي و طبيعي كه پس از كهنه شدن پر جلوه و شفاف مي گردد، از قديم الايام فرش كهنه آن خريدار داشته است. گاه نيز بر حسب سفارش مخصوص، قالي‌هاي زير باف و ممتازي در آنجا بافته شده، مانند قالي هاي اختصاصي تالار برليان كاخ گلستان و راهروهاي آن كه پس از بناي آن كاخ، در جوشقان بافته اند. 

قالي ابريشمي نيمه دوم قرن نهم هجري بافت كاشان (موزه گوبلن پاريس )

 قالي ابريشمي بافت كاشان معروف به چلسي (موزه ويكتوريا و آلبرت)

قالي‌هاي گرانبها و تاريخي كه در كاشان بافته شده

هر چند اظهار نظر قطعي درباره همه قالي‌هاي بافت كاشان كه اكنون در موزه‌ها و مجموعه‌هاي دنيا موجود است كار سهل      [18]      و آساني نيست. اما از بررسي‌هاي فني كارشناسان و تحقق و تطبيق كلي و قراين ديگر، خصوصياتي از قالي كاشان به دست آمده كه براي شناختن و تشخيص آنها بسيار مؤثر است. از جمله جزييات مربوط به نقش و تزيينات و ريزه كاريها و نقش و نگار مشتركي كه با ظروف سفالي و كاشي سازي كاشان در آنها موجود است؛ همچنين بافت ريز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالي هاي ديگري كه با گره فارسي بافته شده استپروفسور پوپ مختصات ديگري را هم براي نقشه قاليهاي كاشان شمرده است مانند: «ترنجهاي كنگره دار و برگهاي ظريف، شاخه‌ها و برگهاي دندانه دار و …».

 يكي از محققين و كارشناسان جهاني، از ميان دويست تخته قالي كهنه مشهور كه در كتاب مربوط به «ميراث ايران» منعكس بوده هفت تخته آنها را به عنوان عالي‌ترين قالي هاي جهان انتخاب و مورد تحقيق و بررسي قرار داده است.  

در نتيجه تحقيقات وي ثابت شده كه چهار پارچه از آن هفت قطعه به شرح زير بافت قديم كاشان مي باشد در حالي كه محل بافت سه تخته ديگر نيز مورد ترديد و تأمل است:

 قالي ابريشمي اواخر قرن دهم كاشان (كلكسيون مور دانشگاه بيل)

 

 

1ـ قالي معروف اردبيلي ـ متعلق به موزه ويكتوريا و آلبرت لندن كه از لحاظ طرح و استادي در بافت، يكي از 

عاليترين قالي هاي جهان است و در كتيبه آن نوشته شده است:

جز آستان توام در جهان پناهي نيست

                                       سر مرا به جز اين در حواله گاهي نيست

عمل غلام آستان مقصود كاشاني في سنه 946

تار و پود آن ابريشم و گره آن از نوع فارسي، و در هر اينچ مربع 17* 19 گره بافته شده. به گفته كارشناس نامبرده:      [19]

«اين تعداد تقريباً مساوي تعداد گره هاي بهترين انواع قالي كاشان است كه در حدود 25 سال قبل بافته شده است. طرح و بافت قالي عالي و قابل ستايش است». و سپس كارشناس نامبرده اضافه مي‌كند:

«كاشان در عصر حاضر و در قرنهاي گذشته مركز كارهاي هنري بوده است». شاردن در قرن شانزدهم ميلادي در باب كاشان چنين مي نويسد:

 قالي ابريشمي قرن دهم كاشان 

 قالي ابريشمي با نقش ترنج بافت نيمه قرن دهم (كلكسيون وايدنر ـ تالار ملي واشنگتن)

 

«در هيچ‌يك از شهرهاي ايران بيش از كاشان و حوالي آن اطلس و مخمل و تافته ابريشم خواب و بيدار و زري و ساده و گل ابريشمي و پارچه زربفت و سيم بفت نمي‌بافند».

سرانتوان شرلي نيز تقريباً به همين نهج درباره كاشان سخن مي راند بخصوص متذكر مي گردد:

«قالي‌هاي اين شهر از نظر ظرافت اسباب  اعجاب مي شود».

بنابراين جاي هيچ گونه شك و ترديدي باقي نماند كه قالي اردبيلي به وسيله مقصود كاشاني در كاشان بافته شده است.

2ـ دومين قالي عالي دوره صفوي كه از پرارزشترين ميراث ايران براي بني آدم است قالي معروف به شكارگاه است (در موزه هنر و صنعت شهر وينه). در رديف اول و بزرگترين      [20]       قالي هاي جهان است. اين تنها قال ياست كه تار و پود و گوشت آن همه از ابريشم است و از تمام قاليهاي ديگر عهد صفوي ريز‌بافت تر و قسمتي از تصاوير آن مليله نقره و يا مفضض است.

 قالي قرن دهم با نقش ترنجي و حيواني

پس از شرح جزييات نقشه آن كه شكارگاهي با حيوانات جنگلي و وحشي است مي گويد:«چون  اهالي كاشان به بافتن قاليهاي ابريشمي عادت دارند و بعضي قالي هاي  ابريشمي قرن دهم هجري نيز محققاً در آن شهر بافته شده از اين جهت قالي شكارگاه را هم كار كاشان مي دانند».3ـ سومين قالي از هفت قالي معروف به «چلسي» است در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن. بي شك اين قالي هم قرابت و شباهتي با قالي اردبيل دارد.

قطعاً اين فرش يكي از عاليترين قاليهاي جهان است و مانند قالي اردبيلي تار و پودش ابريشمي است ولي در هر اينچ 22*21 گره دارد. در باب محل بافت اين قالي بايد گفت قالي اردبيلي و قالي چلسي هر دو در يك محل كه كاشان بوده بافته شده است.  

4ـ قالي گلداني موزه ويكتوريا و آلبرت است، كه با قالي گلداني موجود موزه ملي آلمان در برلن شبيه است كه به عقيده پروفسور پوپ هر دوي آنها را در قصبه جوشقان بافته اند.

همين دانشمند در كتاب شاهكارهاي هنر ايران مي نويسد:

«در نيمه دوم قرن دهم از كارگاههاي كاشان يك سلسله قاليچه و چند قالي بزرگ ابريشمي بيرون آمد. 

 قالي ابريشمي بافت نيمه دوم قرن دهم كاشان با نقش حيواني (موزه مترو پوليتن)

 

نمونه اين قاليها عبارت است از قالي شكار وين، قالي برلن، براينكي درورشو، قالي شكار پادشاه سوئد .

بر اثر هنر و همت طراحان بزرگ ، اين قاليها نه از حيث عظمت و جلال بلكه از حيث درخشندگي و عمق رنگ با مخمل يكسان است». و نيز در جاي ديگر گويد:

«بافندگان كاشان ثابت كرده اند كه مي توانستند فرشهاي تصويري ببافند چنانكه با بهترين كارهاي استادان چيني و اروپائي دوره گوتي برابري كند»  

يك كارشناس فني ايران هم كه قاليهاي تاريخي را از لحاظ نقشه بررسي و تقسيم بندي نموده، در باره قاليهايي كه نقشه آنها ترنجي است (در شماره هاي 1و 2 مجله باستان شناسي) مي نويسد:

«ممتازترين نوع اين قاليها در قرن دهم هجري بافته شده و نفيس‌ترين نمونه‌هاي موجود از آن منسوب به شهر كاشان است».

 قالي با نقش حيواني قرن دهم هجري

ناگفته نماند كه نقشه هاي شكارگاه با حيوانات اهلي      [21]      و وحشي نيز از نقش و نگار هاي معمولي كاشان بوده كه روي مخمل و زري هم بافته مي شد. نمونه آنها يك پارچه مخمل دايره‌اي شكل با نقش و نگار انسان و حيوان در شكارگاه و متعلق به قرن دهم هجري است كه اكنون در موزه هنرهاي زيباي شهر بوستون موجود مي باشد.

قاليچه هاي ابريشمي

دكتر ديماند كارشناس صنايع خاور ميانه در موزه متروپوليتن نيويورك در كتاب «راهنماي صنايع اسلامي» مي نويسد:

«خوشبختانه از قاليهاي ابريشمي كوچك تعداد زيادتري باقي مانده كه در موزه‌ها و مجموعه هاي خصوصي موجود است ….

اين قاليچه‌ها را معمولاً به كاشان نسبت مي دهند …..بافت اين قاليچه‌ها بقدري ظريف است كه شبيه مخمل‌هاي ايران مي باشد».

 قالي ابريشمي كاشان معروف به لهستان

 قالي نقش گلداني بافت جوشقان قرن دوازدهم

 

 

قاليچه هاي معروف به لهستاني

اين نوع قاليچه كه از ابريشم خالص با تارهاي زروسيم بافته شده متعلق بدوره ايست كه صنايع نساجي ابريشمي زربفت و قالي بافي كاشان به اوج كمال و تجمل رسيده بود. اين قاليچه هاي زربفت از آنجائيكه اولين بار در لهستان مشهور گرديد.

ولي طبق مداركي كه پس از آن به دست آمد معلوم شد كه آنها از قالي هاي سفارشي است كه در كارگاههاي كاشان براي هديه دادن به پادشاهان و دربارهاي        [22]      بيگانه بافته شده. از جمله يك هيئت نمايندگي ايران در سال 1639 ميلادي حامل شش تخته از آنها براي دوك بود كه قالي معروف به تاجگذاري در كاخ روزنبرك شهر كپنهاك يكي از آنها و اكنون در آنجا موجود است. مطابق اسناد معتبري كه از صنايع تاريخي لهستان به دست آمده در سال 1605 ميلادي برابر با 1014 هجري يك تاجر كارشناس ارمني از طرف پادشاه لهستان مأموريت يافت كه به ايران آمده عاليترين قاليهاي ممتاز ايراني را براي كاخهاي سلطنتي لهستان تهيه و خريداري نمايد. كارشناس نامبرده پس از بازديد مراكز مهم قالي بافي ايران و مطالعه كامل، عاقبت قالي هاي  مطلوب خود را در كاشان سفارش داد و خود او هم كه سرپرستي قاليها را در حين بافتن عهده دار بود دستور داد تا علامت عقاب سلطنتي لهستان را روي آنها ببافند كه اكنون چهار قطعه از اين قاليچه‌ها در موزه رزيدنتس  موجود مي باشد.

 قاليچه ابريشمي مقبره شاه عباس دوم كار استاد نعمت الله جوشقاني  

خلاصه آنكه اين دوره قلي‌بافي كاشان هم مانند ساير سازمانهاي مهم هنري آن شهر كه پس از شاه عباس اول رو‌به تنزل و كسادي نهاده بود، در نيمه اول قرن دوازدهم به واسطه هجوم افغان و آشوب و آشفتگي هاي پي در پي يك‌باره متروك و فراموش گرديد.

اما تاريخچه تجديد قالي‌بافي كاشان در دوره معاصر و چگونگي پيشرفت سريع آن و معرفي كارشناسان و هنرمنداني كه در ترقي و تنوع اين صنعت ملي پيش قدم و مؤثر بوده اند موكول به مقاله ديگري مي باشد كه در شماره هاي آينده درج خواهد شد.    [23]

 قاليچه گل برجسته ابريشم و گلابتون نقشه ترنج و گلدان متعلق بروي قبر شاه عباس دوم بافت استاد نعمت الله جوشقاني  در سال 1082 هجري