|
|
||
بهنام، عيسي. "آشنايي با چند نقاش ايراني و هندي در اوايل قرن يازده هجري". دوره2. ش19 (ارديبهشت43): ص 2-6، تصوير. |
||
|
|
||
خلاصه:
هنرنقاشي ايران در عهد
صفويان، ويژگي مكتب
"ايران
وهند": پرتره سازي، مصوركردن صفحات كتاب،
طبيعت گرايي، جايگزيني خط به جاي رنگ ـ معرفي نقاشان اين هنر و برخي
از شاهكارهاي اين عهد.
|
|
آشنائي با چند نقاش ايراني و هندي در
اوائل قرن يازده هجري
دكتر عيسي بهنام
استاد دانشكده ادبيات
در
اوايل دوران صفويه هنر نقاشي ايران به
بالاترين درجه كمال خود رسيده بود، پس از
شاهكارهاي بزرگي كه در هرات بوسيله بهزاد
و شاگردانش بوجود آمد ديگر براي نسلهاي
آينده جايي براي هنرنمايي باقي نمي ماند و
طبعاً نقاشان جواني كه در عهد شاه طهماسب
مي زيستند تقريباً راهي جز تقليد از
كارهاي استادان مكتب هرات نداشتند. با اين
حال عده اي از نقاشان جوان ايراني وسيلههايي
پيدا كردند كه خود را از قيد تقليد بيرون
آورند. يكي از اين جوانان رضاء عباسي بود
كه خط را برنگ ترجيح داده با ايجاد
منحنيهاي با تناسب، سبك بخصوصي بوجود آورد
كه با سبك بهزاد و شاگردانش اختلاف زياد
داشت.
چند
نقاش جوان ديگر به دعوت همايون شاه پادشاه
هند به آن كشور
رفتند و در آنجا اقامت دائم اختيار نمودند
و در خدمت سلاطين هند در آمدند و در نتيجهي
اين مهاجرت مكتب نقاشي مخصوصي در هندوستان
بوجود آمد كه فراوردههاي آن امروز در
بسياري از موزه هاي جهان پخش مي باشد
خوشبختانه در كتابخانه سلطنتي و موزه
ايران باستان و هنرهاي زيباي كشور تعداد
زيادي از نقاشيهاي اين مكتب موجود است.
يكي از خصوصيات مكتب ايران و هند
اين است كه به قيافه واقعي و اشخاص توجه
بيشتر شده به اين معني كه اشخاص را بشكل
خودشان كشيده اند و به اصطلاح امروز«پرتره
سازي» در ميان آنها رونق يافت. خصوصيت ديگر
اينكه سابقاً صفحات كتاب را مصور مي كردند
براي اينكه داستانهاي آن كتاب بهتر فهميده
شود. مثلاً در كتاب شاهنامه جنگ ايرانيان و
تورانيان، در خمسه ي نظامي، داستان ليلي و
مجنون، در كليله و دمنه، داستان چهار رفيق
را مصور مينمودند. ولي در مكتب هند و
ايراني بيشتر تصوير امرا و
پادشاهان و زنها و مردهاي دربار و
علماء و سرداران و حتي نقاشان مورد توجه
بود و سعي مي شد طوري شكل آنها را بسازند كه
شناخته شوند و ديگر اين صفحات به كتابهايي
مربوط نبود بلكه صفحات مجزائي بود كه
بصورت آلبوم يا مرقع در مي آمد.
در
حقيقت نقاشي جنبه ي تزئيني خود را از دست
داده بود و به طبيعت نزديك شده بود و در
همان موقع رنگ جاي خود را به خط مي داد و
قهرمانان نقاشي قنداق بيرون آمده حركت
ميكردند. عبدالصمد شيرازي و مير سيد علي
تبريزي دو نقاش جواني بودند كه راه كابل به
دربار همايون شاه مسافرت نمودند. شيراز در
تمام ادوار تاريخي ايران يكي از مراكز مهم
هنر نقاشي بود و نقاشان مكتب ايلخانان و آل
جلاير و هرات همه از شيراز به آن محلها
رفته بودند.
شهر
تبريز در دوران پادشاهي شاه طهماسب مركز
تجمع هنرمندان شده بود و نقاشان شيرازي كه
در دوران تيموري به هرات رفته بودند و
همچنين بهزاد و شاگردانش پس از برافتادن
حكومت هرات به
تبريز آمدند و خدمت شاه طهماسب را قبول
كردند و مير سيد علي نيز يكي از شاگردان
بهزاد بود. |
|
همايون
شاه در تاريخ 957 هجري به مير سيد علي دستور
داد 12 جلد كتاب امير حمزه را مصور نمايد.
مصور نمودن اين كتاب مدتي به طول انجاميد و
فقط در زمان اكبر شاه خاتمه يافت، زيرا يك
سال پس از شروع آن، همايون شاه وفات يافت.
مي گويند در حدود 1400 نفر نقاش
ايراني و هندي براي مدت 25 سال براي اين كار
تحت نظر مير سيد علي و بعداً عبدالصمد
مشغول بودند.
از
تمام پادشاهان هند، جهانگير بيشتر علاقه
به هنر نقاشي داشت و صفحات مصور زمان خود
را گرد آورد و به صورت آلبومها يا مرقعها
در آورد. معروفترين اين مرقعها در موزه
برلن است و مرقع گلشن كه در كتابخانه
گلستان است نيز شهرت زياد دارد.
مرقع
گلشن در سال 1931 به نمايشگاه هنر ايران در
لندن فرستاده شده و مورد توجه دانشمندان و هنر شناسان قرار گرفت. زيباترين
صفحات آن سرلوح آن است كه سلطان حسين
بايقرا در باغ خود نشان مي دهد و از
شاهكارهاي مكتب هرات است كه بوسيله
جهانگير گرد آوري شده و در مرقع نامبرده
جاي [2] گرفت. در اين مرقع صفحات ديگري ديده
مي شود كه كار بهزاد و عبدالصمد است. |
|||
شكل 1
|
|
براي اينكه تمام تصاوير مرقع تقريباً يك اندازه و يكنواخت شوند جهانگير صفحات نقاشي را روي برگهاي كاغذ ضخيمي چسبانيده و دستور داده است اطراف و حواشي آنرا با نقوش تزئين كنند و در موارديكه امروز ما به آن توجه داريم حواشي از اصل نقاشيها زيباتر شده و خود بصورت شاهكارهائي درآمده . در اين مقاله فقط يك صفحه را با حواشي نشان ميدهيم تا معلوم شود حواشي بچه طريق در اطراف صفحه اصلي نقاشي شده اند و سپس هر يك از حواشي را جداگانه نشان خواهد داد. اين حواشي تعداد كمي از نقاشان مكتب هند و ايراني را معرفي خواهد كرد و ما را با سبك كار آنها آشنا خواهد نمود.(شكل 1) مثلاً باين وسيله خواهيم ديد كه آقا رضا نقاش جوان درآمد و پسرش ابوالحسن از نقاشان معروف دربار جهانگير شد. |
|
و نيز خواهيم ديد
كه دولت نقاش ديگري از ايران است كه [3] سهم
بزرگي در تشكيل مكتب نقاشي هند و ايراني
داشته و تخصص او در صورت سازي بوده است. شكل
يك يكي از صفحات خوشنويس معروف(علي
الكتاتب السلطاني) را نشان مي دهد.
آرميدي
برقيبان و رميدي از ما
ما چه گفتيم چه كرديم چه ديدي از ما
جور گفتم مكن و تند شدي وه چه شود
كه فراموش كني آنچه شنيدي از ما
اي
طبيب آمدي و دست نهادي بر دل
رفتي و پاي به يكبار كشيدي از ما در بالاي اين صفحه مردي با ريش بلند و موي مشكي دو زانو نشسته و با پر غاز چيزي در روي صفحه اي مي نويسد. |
||||
|
شكل 3 |
شكل 2 |